The Feelings
4.96K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
Conversation with Father
Zbigniew Preisner
Listen To This While Hating Me.
با آن‌که سرشار از سادگی و بی‌پیرایگی بودم، سرد و‌ تودار می‌نمودم. سخت‌گیری پدرم به کلی اعتماد مرا از خود سلب کرده بود. خجول و پخمه بودم. تصور نمی‌کردم که صحبت من بتواند کمترین تاثیری در کسی داشته باشد. از خودم بدم می‌آمد. خود را زشت می‌یافتم. از نگاه خود شرمنده بودم. با وجود آن ندای درونی که به اشخاص باهنر در مبارزه‌شان نیرو می‌بخشید و در گوش من فریاد می‌زد: «جرئت کن. پیش برو»، با وجود اطلاعی که ناگهان بر قدرت خویش در تنهایی یافته بودم، با وجود امیدی که به دیدن آثار تازهٔ مورد پسند مردم و مقایسه‌شان با آنچه در مخیله‌ام در پرواز بود روح مرا به وجود می‌آورد، باز مانند یک کودک از خود در گمان بودم. جاه‌طلبی مفرطی در من بود. تصور می‌کردم که برای انجام کارهای بزرگ آفریده شده‌ام و با این همه احساس می‌کردم که عدم محض هستم. به مردم نیازمند بودم، اما یک دوست نداشتم. می‌بایست راهی در اجتماع به روی خود باز کنم، ولی باز تنها بودم؛ آن هم نه چندان از ترس که از خجالت.

| چرم ساغری - انوره دو بالزاک |
Purples (Epilogue Version)
Sebastian Plano
The muscles in my cheeks ache,
from holding this pointless smile.
My eyes are darkened and empty,
yet I'm grinning all the while!
‏یه بار دیوار خونمون «ترک» خورد شکوندمش نژادپرستِ کثیفو.