Falling From The Sky
Widek
حالا رها شده بین آسمان و زمین. میان ستارهها.
باز هم با Widek که بوسیدنش الزامیست.
باز هم با Widek که بوسیدنش الزامیست.
مشنگها افرادی هستند بی هیچ نیاز روحی...، که تا همیشه، بی هیچ لذت روحی میمانند... هیچ اشتیاقی به معرفت، روشنبینی و تفکر ندارند، هیچ شوقی به لذات اصیل زیباشناختی ندارند. واقعیترین لذات برای آنها تنها لذات حسی هستند: آنها با همین لذتهاست که خودشان را بیگزند نگه میدارند. و درست به همین دلیل است که نقطهی اوج هستی چنین کسانی، لحظهی ارضا شدنشان است. به همین خاطر سکس، والاترین هدف این افراد است.
[پیم]
[پیم]
بله، کاملاً درست است، من در آشپزخانه، پشت یک پاراوان زندگی می کنم، اما این مهم نیست؛ من جدا از همه زندگی میکنم، و چه بهتر، در سکوت و آرامش. من برای خودم تختخوابی تهیه کردهام، و یک میز، یک دراور، و یک جفت صندلی، و یک تمثال حضرت مسیح هم به دیوارم آویختهام. درست است که جاهای بهتر -حتى جاهای خیلی بهتری- می توان پیدا کرد، اما رضایت و راحتی است که اهمیت دارد. و من در واقع همه این کارها را برای راحتی خودم کردهام، و تو نباید فکر کنی هیچ مقصود دیگری داشتهام. پنجرهٔ تو روبروی پنجرهٔ من است، آن طرف حیاط؛ حیاط باریک است، و تو را که میگذری می شود دید و این شادی بزرگی برای آدم بخت برگشته ای مثل من است و تازه ارزانتر هم هست.
[بیچارگان - فیودور داستایفسکی]
[بیچارگان - فیودور داستایفسکی]