Man of the World
from Naruto's series
اگه براتون سواله که امشب حالم چطوره که مطمئنن براتون سوال نیست؛
حالم اینطوره.
حالم اینطوره.
Lyric
Kota Kota
پست راکای عجیب، حماسی، گوشنواز، پرملات، پرحواس و نایس لیتل پیس آو شت.
Forwarded from Blue Music (Sima_Roostaee)
شنیدنیها برای من چیزی فراتر از صدای ساز و آواز هستند؛ وقتی که بهشون گوش میدم من رو به یاد یک خاطره میاندازن، نه یک لحظهی خاص و کوتاه. بلکه یک حال گسترده و عمیق. چیزی که حتی قبل از به یاد آووردن کامل آهنگ من رو درگیر میکنه.
من یادم میاد که چهرازی رو شبهای بهاری تو بالکن دراز میکشیدم و گوش میدادم درحالتی که ساعت از ۱۲ گذشته بود و کنار دستم کاغذ و قلم بوده؛ و احتمالا یک سیب هم. هانس زیمر رو وقتی کارای اشتباه میکنم دراز میکشم روی تخت چشمام رو میبندم و گوش میکنم؛ تا وقتی گوشام کیپ بشه گوش میکنم. کریسدیبرگ رو خیلی دیر شناختم نسبت به همسالهام و فکر کنم بدترین ننگ باشه؛ ولی اولینبار که شنیدم سرم رو از پنجرهی ماشین بیرون بردم و حالا همیشه صدای اون با صدای باد و بارون تو سرم میاد. صدای ستار من رو یاد پیرهن سفید چینداری میندازه که تو بچگیا میپوشیدم جلوی بابابزرگم میرقصیدم، اونم تا ابد دست میزد. گوگوش رو وقتی که حس میکنم خیلی قشنگم و در حقم بدی شده باید گوش بدم، باید هم بخونم باهاش؛ باید. ماهانفرزاد رو چندوقته روزهایی که صبح خیلی زود بیدار میشم به خودم جاییزه میدمش، خالی نهها... با یه لیوان شیرچایی و یه تیکه شکلات تلخ، اگر باشه. کینگرام رو اولینبار که گوش دادم از طرف یک آدمی بود که دوسم داشت (میگفت داره) و من انقد ذوق کردم که فکر کردم هیچکس تاحالا اونو نشنیده؛ تا اینکه چندروز بعد توی یه کافه شنیدمش و انگار سطل آب یخ رو سرم ریخته باشن، با خودم گفتم همه آدمهای اینجا هم شنیدن دیگه
یه آهنگ هست که همهی گناها و غمهام توشه. برمیگرده به زمستون ۳سال پیش. ایناهاش:
من یادم میاد که چهرازی رو شبهای بهاری تو بالکن دراز میکشیدم و گوش میدادم درحالتی که ساعت از ۱۲ گذشته بود و کنار دستم کاغذ و قلم بوده؛ و احتمالا یک سیب هم. هانس زیمر رو وقتی کارای اشتباه میکنم دراز میکشم روی تخت چشمام رو میبندم و گوش میکنم؛ تا وقتی گوشام کیپ بشه گوش میکنم. کریسدیبرگ رو خیلی دیر شناختم نسبت به همسالهام و فکر کنم بدترین ننگ باشه؛ ولی اولینبار که شنیدم سرم رو از پنجرهی ماشین بیرون بردم و حالا همیشه صدای اون با صدای باد و بارون تو سرم میاد. صدای ستار من رو یاد پیرهن سفید چینداری میندازه که تو بچگیا میپوشیدم جلوی بابابزرگم میرقصیدم، اونم تا ابد دست میزد. گوگوش رو وقتی که حس میکنم خیلی قشنگم و در حقم بدی شده باید گوش بدم، باید هم بخونم باهاش؛ باید. ماهانفرزاد رو چندوقته روزهایی که صبح خیلی زود بیدار میشم به خودم جاییزه میدمش، خالی نهها... با یه لیوان شیرچایی و یه تیکه شکلات تلخ، اگر باشه. کینگرام رو اولینبار که گوش دادم از طرف یک آدمی بود که دوسم داشت (میگفت داره) و من انقد ذوق کردم که فکر کردم هیچکس تاحالا اونو نشنیده؛ تا اینکه چندروز بعد توی یه کافه شنیدمش و انگار سطل آب یخ رو سرم ریخته باشن، با خودم گفتم همه آدمهای اینجا هم شنیدن دیگه
یه آهنگ هست که همهی گناها و غمهام توشه. برمیگرده به زمستون ۳سال پیش. ایناهاش:
Eyes Shut - Nocturne in C Minor
Ólafur Arnalds & Alice Sara Ott - [www.xyTune.com]
@BlueMusic
آبی بی پایان موسیقی...
آبی بی پایان موسیقی...
هر ایرانی یک «کاش یه آپشنی داشتم میتونستم فلان فیلم رو از حافظهم پاک کنم و دوباره ببینمش»