به این فکر میکردم که کاش میشد موضوع رویایت را قبل دراز کشیدن انتخاب کنی، بخوابی و در خواب، رویای انتخابشده را ببینی.
جالب میشد واقعا.
هر شب ماجراجویی تازهای را انتخاب می کردی، کابوسی در کار نبود.
ماجرا میجستی و خسته نمیشدی که هیچ، چون خواب بودی، خستگیات هم در میرفت!
رفاقتهای مختلف، هر شب رفیقی تازه، دختری زیباتر، مکانی سرسبزتر، لباسی گلگلیتر. همهی روابط زیبا و مطابق میل، حتی اگر زیبا نه، و مطابق میل هم نه؛ به چپات. چرا که خوابی بیش نبود، فردا شب بهترش را تجربه میکردی، چون رئیس تو بودی. رویا برای تو بود.
جالب میشد واقعا.
هر شب ماجراجویی تازهای را انتخاب می کردی، کابوسی در کار نبود.
ماجرا میجستی و خسته نمیشدی که هیچ، چون خواب بودی، خستگیات هم در میرفت!
رفاقتهای مختلف، هر شب رفیقی تازه، دختری زیباتر، مکانی سرسبزتر، لباسی گلگلیتر. همهی روابط زیبا و مطابق میل، حتی اگر زیبا نه، و مطابق میل هم نه؛ به چپات. چرا که خوابی بیش نبود، فردا شب بهترش را تجربه میکردی، چون رئیس تو بودی. رویا برای تو بود.
My Old Green Shirt, Coffee and Cigarettes (feat. Jose Quezada Márquez)
Sergio Díaz De Rojas
پیرهنِ سبزِ قدیمیام، قهوه و سیگار.
مناسب برای ۳:۴۵ دقیقهی نیمهشب.
مناسب برای ۳:۴۵ دقیقهی نیمهشب.
به بیخوابی عجیبی گرفتارم.
پشمام!! ساعت پنج و نه دقیقهست و من هنوز بیدارم. (پنجاه تا اموجی خنده)
پشمام!! ساعت پنج و نه دقیقهست و من هنوز بیدارم. (پنجاه تا اموجی خنده)
از این نظرسنجیهای بیهوده
Anonymous Poll
23%
پسرم و سینگل
52%
دخترم و سینگل
5%
پسرم و تو رابطه
20%
دخترم و تو رابطه
Rain
Sadness
If you could read my mind,
You’d hear horrible screams
And earsplitting weeps
From shattered dreams,
Kept in a nasty notepad,
Scribbled on a bed
Of bloodstained words,
Ringing in my head.
If you could read my mind,
You’d see the shadows
That lurk within me;
You’d hear the bellows,
Screeching the words
“I’m tired,”
“I’m a failure,”
“I’m stupid –”
I know it sounds stupid,
It’s pathetically foolish
And seems too ***.
If you could read my mind,
You’d feel the tears
I had ever failed to cry;
You’d see the people
That make the weak weaker;
You’d see the monsters
That consume my head;
You’d hear the hollers
That failed to be freed;
You’d see the heart
That still bleeds and bleeds.
You’d hear horrible screams
And earsplitting weeps
From shattered dreams,
Kept in a nasty notepad,
Scribbled on a bed
Of bloodstained words,
Ringing in my head.
If you could read my mind,
You’d see the shadows
That lurk within me;
You’d hear the bellows,
Screeching the words
“I’m tired,”
“I’m a failure,”
“I’m stupid –”
I know it sounds stupid,
It’s pathetically foolish
And seems too ***.
If you could read my mind,
You’d feel the tears
I had ever failed to cry;
You’d see the people
That make the weak weaker;
You’d see the monsters
That consume my head;
You’d hear the hollers
That failed to be freed;
You’d see the heart
That still bleeds and bleeds.
دارم روی فیلمنامهی سریال جدیدم که برای شبکهی دو سیما ساخته میشه کار میکنم.
تو یکی از از سکانسها دو دانشآموز با هم پچپچ میکنن و میخندن؛ همون لحظه معلم داد میزنه و میگه؛ «اگه چیز خندهداری هست بگید مام بخندیم».
تو یکی از از سکانسها دو دانشآموز با هم پچپچ میکنن و میخندن؛ همون لحظه معلم داد میزنه و میگه؛ «اگه چیز خندهداری هست بگید مام بخندیم».