آرزو میکنم کاش اینها را به شما نگویم ولی یک پیانوی زیبا، محشر، دلشکن و تکاندهنده پیدا کردم و دلم نمیاید بفرستمش اینجا.
حالا شاید بعدا نظرم عوض شد؛ همین امشب مثلا.
حالا شاید بعدا نظرم عوض شد؛ همین امشب مثلا.
تو راه پله یه خانمه از طبقه سوم صدا زد: امشب که تنهایی شام بیا خونه ما، گفتم چشم
داشتم میرفتم بالا که همون خانم از پایین صدا زد: نرو اون صدا واقعی نبود.
حالا مشکل این نیست که باید کدومو باورکنم و از کجا میدونن من تنهام، مشکل اینه که یادم اومد ما اصلا طبقه بالا و پایین نداریم.
داشتم میرفتم بالا که همون خانم از پایین صدا زد: نرو اون صدا واقعی نبود.
حالا مشکل این نیست که باید کدومو باورکنم و از کجا میدونن من تنهام، مشکل اینه که یادم اومد ما اصلا طبقه بالا و پایین نداریم.
Arrival of the Birds
The Cinematic Orchestra
your tears fall free
and mingle with mine
creating a stream of sorrow,
flooding the world around us
i sink beneath the waters
and our tears fill my lungs
all i can breathe is the sadness
brought forth by my own hand
but grief is not forever
and one day these tears will evaporate,
leaving condensation on my window
and eventually become a cool spring rain
and mingle with mine
creating a stream of sorrow,
flooding the world around us
i sink beneath the waters
and our tears fill my lungs
all i can breathe is the sadness
brought forth by my own hand
but grief is not forever
and one day these tears will evaporate,
leaving condensation on my window
and eventually become a cool spring rain
فرانتس کافکا تو یکی از مصاحبههاش میگه:
صبر کلید همه موقعیتهاست. باید با اشیاء در هم آمیخت، خود را تسلیمشان کرد و در عین حال آرام و صبور ماند. شکستن یا خماندن در کار نیست. آنچه مطرح است فقط غالب آمدن است. ولی ابتدا باید بر خود غلبه کرد. چاره دیگری نیست. گریز از این راه یعنی در هم شکستن. باید همهچیز را شکیبا در خود پذیرفت و رشد کرد. دیوارهای "من" بزدل را تنها با محبت میتوان در هم کوبید. باید در برگهای زرد و خشکی که ما را فراگرفتهاند، جوانههای سرسبز بهار را دید. باید صبر کرد و در انتظار ماند.
صبر تنها حقیقت استواری است که آرزوها را تحقق میبخشد.
صبر کلید همه موقعیتهاست. باید با اشیاء در هم آمیخت، خود را تسلیمشان کرد و در عین حال آرام و صبور ماند. شکستن یا خماندن در کار نیست. آنچه مطرح است فقط غالب آمدن است. ولی ابتدا باید بر خود غلبه کرد. چاره دیگری نیست. گریز از این راه یعنی در هم شکستن. باید همهچیز را شکیبا در خود پذیرفت و رشد کرد. دیوارهای "من" بزدل را تنها با محبت میتوان در هم کوبید. باید در برگهای زرد و خشکی که ما را فراگرفتهاند، جوانههای سرسبز بهار را دید. باید صبر کرد و در انتظار ماند.
صبر تنها حقیقت استواری است که آرزوها را تحقق میبخشد.
Snow
Naruto Series
I scream
But a world of deaf can not hear
A wail so loud piercing the night
Excruciating pain tearing at my heart
But a world of deaf can not hear
I bleed
But a world of blinds can not see
Crimson red, staining the bedsheets
Blood spattered across the streets
But a world of blinds can not see
I suffer
I’m battered and withered
But they choose not to see
They choose not to hear
My bleeding agony and silent screams
My bruised body and burning tears
I’m hurting
But a heartless world can not feel.
But a world of deaf can not hear
A wail so loud piercing the night
Excruciating pain tearing at my heart
But a world of deaf can not hear
I bleed
But a world of blinds can not see
Crimson red, staining the bedsheets
Blood spattered across the streets
But a world of blinds can not see
I suffer
I’m battered and withered
But they choose not to see
They choose not to hear
My bleeding agony and silent screams
My bruised body and burning tears
I’m hurting
But a heartless world can not feel.
نزدیک بیست دقیقه به یک نقطه خیره بودم و داشتم در غم خود غرق میشدم که یکهو متوجه شدم خیلی به یک نقطه خیره شدم. طبیعی نیست.