Forwarded from The Feelings
حال الانم، مثل طلبهی سال دومیه که دعایی رو پیدا کرده که ثواب یکبار خوندنش، معادل ۲۷ بار حج رفتنه و حساب کرده اگه تا صبح بخونه ۵۲۷ تا حج رفته.
دارم روی سناریوی یک سریال برای شبکهدو سیما کار میکنم؛
تو یکی از سکانسها پزشک از اتاق عمل میاد بیرون و به چند نفری که بیرون منتظر بودن میگه: من همهی تلاشم رو کردم، بقیهش دست خداست، براش دعا کنید.
تو یکی از سکانسها پزشک از اتاق عمل میاد بیرون و به چند نفری که بیرون منتظر بودن میگه: من همهی تلاشم رو کردم، بقیهش دست خداست، براش دعا کنید.
The Feelings
her heart is the softest place, I want to lay my head there
I only dream of things
I have never seen
maybe thats why I only dream of you.
I have never seen
maybe thats why I only dream of you.
Forwarded from The Feelings
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
A Tribute To Vincent Van Gogh (Loving Vincent 2017)
-------------------------------------
این ادیت رو دیشب ساختم.
لینک یوتیوبش رو هم پایین واستون میذارم خواستید اونجا ببینید:
https://youtu.be/n7jXn3pUw7g
آهنگ ویدئو رو از اینجا میتونید گوش بدید:
https://t.me/Emood/11020
فیلم رو هم از اینجا میتونید دانلود کنید:
https://t.me/Emood/3787
-------------------------------------
این ادیت رو دیشب ساختم.
لینک یوتیوبش رو هم پایین واستون میذارم خواستید اونجا ببینید:
https://youtu.be/n7jXn3pUw7g
آهنگ ویدئو رو از اینجا میتونید گوش بدید:
https://t.me/Emood/11020
فیلم رو هم از اینجا میتونید دانلود کنید:
https://t.me/Emood/3787
Say (Acoustic Version) ft. Jake Meadows
Ruel
به سلیقهم در موسیقی اگر اعتماد دارید، بیاید با هم گوش بدیم.
وقتی میگیم تو هم یکی هستی مثل همه، معنیش این نیست که همه رو امتحان کردیم و بد بودن؛ یعنی رو تو یه حساب دیگهای باز کرده بودیم که اونم خرابش کردی.
Forwarded from The Feelings
دو سرباز، احسان رو با سر و صورت و تنِ زخمی از جلوی پادشاه به سمت سیاهچال میبرند.
Forwarded from The Feelings
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Feels like #Heaven 🍃
Glaciers
Lights & Motion
Imagine you're in a Snowie place freezing and listen.
Forwarded from The Feelings
فراموش شدهام،
نمیتوانم با کسی دوستی برقرار کنم،
تحمل یک رابطه دوستانه را ندارم،
وقتی گروهی از آدمها را میبینم که شادمانه دور هم جمع شدهاند، در عمق سرشار از حیرت بیپایان میشوم،
یا بخصوص موقعی که پدر و مادرها را با بچههایشان میبینم؛
به علاوه، از یاد رفتهام،
نه فقط در اینجا بلکه بطور کُلی در خانهام،
و از این گذشته، از یاد رفته توسط آدمها،
اما تا حدی توسط خودم در ارتباط با آدمها،
با قدرتم در ارتباط با آدمها،
من از عاشقها خوشم میآید اما خودم نمیتوانم عاشق باشم،
بیش از اینها دورم،
رانده شدهام.
نمیتوانم با کسی دوستی برقرار کنم،
تحمل یک رابطه دوستانه را ندارم،
وقتی گروهی از آدمها را میبینم که شادمانه دور هم جمع شدهاند، در عمق سرشار از حیرت بیپایان میشوم،
یا بخصوص موقعی که پدر و مادرها را با بچههایشان میبینم؛
به علاوه، از یاد رفتهام،
نه فقط در اینجا بلکه بطور کُلی در خانهام،
و از این گذشته، از یاد رفته توسط آدمها،
اما تا حدی توسط خودم در ارتباط با آدمها،
با قدرتم در ارتباط با آدمها،
من از عاشقها خوشم میآید اما خودم نمیتوانم عاشق باشم،
بیش از اینها دورم،
رانده شدهام.