وقتی فکر آزاردهندهای به ذهنم خطور میکنه و من سعی میکنم نادیدهش بگیرم، اون فکر به صورت موقّت کنار میره ولی ناخوداگاهم در خفا روش کار میکنه و بعد از مدّتی، در فرصتی مناسب، نمونهی تراشخورده و بسیار کشندهتر از همون فکر رو بهم تحویل می ده.
Sun Light
Max Ritcher
این آهنگ رو پلِی کن و به نقاشیِ بالا خیره شو، تا زمانی که آهنگ تموم شه.
من امروز با کسی که دستش چند لحظه قبل از ملاقاتمون تو دماغش بود دست دادم؛
منو از چی میخواید بترسونید؟
منو از چی میخواید بترسونید؟
یکی از کلیشهایترین افرادی که در اینستاگرام دیدم، با خونوادهی زنش رفتن فستفود و عکس گذاشته اینستاگرام با کپشنِ «آدمای خوب». در واقع هرکاری توی روزمرهاش میکنه، جانی دوباره به کلمهی کلیشه میبخشه.
یه نفرم بود بهش گفتم بلیط برا کنسرت یوگنی گرینکو گرفتی گفت: «نهمگه خلم؟ :)))» بعد جالبه همین دوستمون کنسرت اولافور رو با کله رفته بود، حالا این هیچی، ایشون مدافع حقوق احترام به سلایق بودن خیر سرشون!!
جالب است بدانید (چون انصافا همه چیز من جالب است) که در کل طول زندگیام هیچ سالی کادوی تولد نگرفتم!
(حصیر را در پیوی پهن کرده و منتظر میماند دخترهای خوشگل (چون پسرها بلاک میشوند) بیایند و پیشنهاد کادوهای گرانقیمت بدهند»
(حصیر را در پیوی پهن کرده و منتظر میماند دخترهای خوشگل (چون پسرها بلاک میشوند) بیایند و پیشنهاد کادوهای گرانقیمت بدهند»