یکی از کاراکترهای سریالمون که به نظرم در اومده و ازش خوشم میاد، یک مرد حدود «چهل» ساله و تنهاست. با خرید میاد خونه و دکمه پخش پیغامگیر رو میزنه، همینطور که خریدها رو میچینه، از جاهای مختلف برای چاپ کتابش پیغام گذاشتن وتبریک گفتن و اکثرا میگن چرا جواب نمیدی یا یه زنگ به ما بزن.
The Feelings
در خاطرات نيل آرمسترانگ نوشته بود: من آدم حساسی نيستم. وقتی خانهی والدينم را ترک كردم گريه نكردم، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم، و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم. اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم، بغضم گرفت. با ترديد با پرچمی كه بنا بود…
این فیلمشم دمین شزل ساخت سال ۲۰۱۸
First man
ببینید قشنگه.
First man
ببینید قشنگه.
خیلی جالبه که تو مجازی تقریبا ۹۹ درصد افراد میگن که باید به LGBT ها احترام گذاشت و هی میگن که ایران خیلی فرهنگش پایینه و فلان؛ اما در واقعیت بیشتر اونایی که میبینی، در عمل یه چیز دیگه رو نشون میدن!
به شدت سرگیجه دارم و به زودی خواهم افتاد؛ کدومتون آغوشتون رو برام باز میکنید که نیاُفتم؟ (ترجیحاً آغوش آکبند از دختر خوشگلی که موهاش چتری نیست)