The Feelings
4.96K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
Maybe (feat. Louise Fraser)
Jean-Marc Lederman Experience
از آن موزیک‌هایی که: «شما فقط پلِی شو! چقد خوبی شما! اصلا بیا بزن درِ گوشم.»
دوج یه ماشین داره به نام گرند کاروان. باز کنید لینک رو و ببینید. یکی از حسرت‌های بر دل مانده من این بود که یکی ازین‌‌ها بخرم.

https://www.dodge.com/grand-caravan.html

ما مجردان قطعی دهه شصت دچار نوع خاصی از فقر هستیم که اگه گفته بشه منحصر بفرده اغراق نیست. فقری که دو لایه‌ست. لایه اول محرومیت از دارایی‌ها و مواهب مادی دنیا، که به دست آوردنشون برای هم‌سن‌های خودمون در اقصی نقاط دنیا یک آرزو نیست ولی برای ما هست. و لایه دوم محرومیت از کیفیتی از زندگی فردی و اجتماعی که اون دارایی‌ها رو معنی‌دار می‌کنه. من در حسرت گرند کاروان خواهم ماند، اما حتی اگه بابانوئل همین امشب یکیش رو جلوی خونه‌مون پارک می‌کرد و کلیدش رو برام مینداخت باز معنیش این نبود که ازش بهره‌مندم. چون بهره‌مندی ازش ملزوماتی داره. مثل داشتن خانواده. این ماشین برای اینه که سه چهارتا بچه قد و نیم‌قد سوارش کنی و ببری‌شون پیک‌نیک. به عکس‌های تبلیغاتی سایت دقت کردید؟ سوژه «مرد» دقیقا همین کارو کرده با ماشین.
ما فقط پسرهایی نیستیم که ماشین زیر پایشان نبود. ما پسرهایی هستیم که هیچوقت مرد نشدند! ما هیچ‌وقت صدای کودکانه‌ای که میگه «بابا پس کی میرسیم؟» یا «بابا ما رو چه جای خوبی آوردی» رو نخواهیم شنید. ما فقط پسرهایی که از عهده تملک یک آپارتمان شصت متری برنیامدند نیستیم، ما پسرهایی هستیم که خانه ویلایی هیچ کاربردی برایشان نداشت، چون کودکی وجود نداشت که جای بازی لازم داشته باشه، و رفقایی وجود نداشتند که هرهفته دور هم جمع بشن، و اصلا رفت‌ و آمدی وجود نداشت.

ما پسرهایی هستیم که سراغ همکلاسی‌هامون رو هم نمی‌گیریم، چون هرکس میدونه اگه سراغ دیگری رو بگیره حتما ازش میخوان از زندگیش تعریف کنه، و چیزی وجود نداره برای تعریف کردن. ما فقط پسرهایی نیستیم که نمی‌تونیم ماشین آفرود داشته باشیم، ما پسرهایی هستیم که اگه ماشین آفرود هم داشتیم نمی‌تونستیم با کسی کمپ بزنیم وسط برهوت.

بشر عقلش می‌رسید که وابستگی درد خواهد داشت، چرا که هر کسی یک روز ما رو ترک می‌کنه. اما دردش رو به جون خرید چون بستگان، مثل طناب‌هایی هستند که آدم رو از بی‌وزنی نجات میدن.‌ ما فقط پسرهایی نیستیم که در رفاه ناکام بودیم، ما پسرهایی بودیم که در وابسته کردن خودمون به دیگران و وابسته کردن دیگران به خودمون، ناکام بودیم. کاری که میمون‌ها، سگ‌ها، ماهی‌ها، لاک‌پشت‌ها، سوسک‌ها، خفاش‌ها، گورخرها، سنجاب‌ها، گوزن‌ها.. بلدند.

امیدوارم آیندگان از ما یاد کنند. نه به نیکی. که به عبرت. ما، خوب نیست که تکرار بشیم.

نویسنده: ‌Eric
The Feelings
Endless Melancholy – Forgotten Valentines
test me
my waters have remained constant
rippling, reaching 
as far as the eye can see
into the horizon; the water surrounds me
my knowledge is useless
when drowning in these waters;
i can only flail desperately
as my movements create ripples
out into the open sea
all these efforts
all in vain
all in my vein
blood rushing out
like the sea, light then heavy
then strong
like the sea, with a strong smell of salt
this time, the waters are red
and they reek of iron

test my waters
they’ve been stained crimson
with my lifeline
تو فیلم‌نامه‌ای که دارم برای یک فیلم در ژانر عاشقانه می‌نویسم، یک جا دختر به پسر می‌گه «بابا تو دیوونه‌ای» و پسر در جواب می‌گه «آره من دیوونه‌م، دیوونه‌ی تو».
You and I (Acoustic)
Scorpions
There's something in your eyes
Forwarded from The Feelings
در خاطرات نيل آرمسترانگ نوشته بود:
من آدم حساسی نيستم.
وقتی خانه‌ی والدينم را ترک كردم گريه نكردم،
وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم،
و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم.
اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم، بغضم گرفت.
با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم بازی می‌کردم. از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود.
ما بوديم و یک خانه‌ی گِرد آبی.
با خود گفتم انسان‌ها برای چه می‌جنگند؟
دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی‌ام و کره زمین با آن عظمت پشت دستم پنهان شد و من اشک ریختم...
@Emood 🍃