Forwarded from The Feelings
کاش لااقل الان یه آخوند کوچیک و پیر و با سواد بودم، یه نفر ۱۵ خط سوال شرعی رو روی کاغذ برام میاورد، یه نگاه میکردم و میگفتم: «مانعی ندارد».
من واقعا نمیتونم به هیچ دختری به چشم دیگهای جز چشم دوست و خواهر نگاه کنم، دست خودمم نیست، میخوام جدن، ولی نمیتونم!
نمیدونم این صفت و ویژگی زیبا (خود شیفتگی رو دارید ناموسن؟) از کجا و به چه شکل در من نهادینه شده اما بهش افتخار میکنم و جلوتون فخر میفروشم؛ کیلویی ۵ هزار تومن، خریدش ۴ هزار و پونصد تومنه حاجی، چونه نزن.
نمیدونم این صفت و ویژگی زیبا (خود شیفتگی رو دارید ناموسن؟) از کجا و به چه شکل در من نهادینه شده اما بهش افتخار میکنم و جلوتون فخر میفروشم؛ کیلویی ۵ هزار تومن، خریدش ۴ هزار و پونصد تومنه حاجی، چونه نزن.
Forwarded from The Feelings
I take the pain alone and i suffer Alone, 'cause there's no one willing to take it with me.
I'll die alone 'cause maybe i deserve it.
I'll die alone 'cause maybe i deserve it.
داییم شام رو سنگین خورد و جلو تلوزیون با مغزی که معلوم بود خاموشه ولی روی اتوپایلوته، با چشمای قرمز ازم پرسید: الان کدوم کشور اروپایی خوبه؟ گفتم: «همهشون خوبن»، با سر تایید کرد و دوباره به تلوزیون خیره شد.
Forwarded from The Feelings
حال الانم، مثل طلبهی سال دومیه که دعایی رو پیدا کرده که ثواب یکبار خوندنش، معادل ۲۷ بار حج رفتنه و حساب کرده اگه تا صبح بخونه ۵۲۷ تا حج رفته.