"Believe in yourself and all that you are. Know that there is something inside you that is greater than any obstacle."
"به خودت و تمام آنچه که هستی ایمان داشته باش. بدان که چیزی درون تو وجود دارد که بزرگتر از هر مانعی است."
"به خودت و تمام آنچه که هستی ایمان داشته باش. بدان که چیزی درون تو وجود دارد که بزرگتر از هر مانعی است."
👍2
The brain is a complex organ that serves as the control center for the entire body. It is responsible for processing sensory information, regulating bodily functions, and enabling cognitive abilities such as thinking, learning, and memory. The brain is made up of billions of neurons that communicate with each other through electrical and chemical signals. This intricate network allows us to perform a wide range of activities, from simple reflexes to complex problem-solving tasks.
هر کلمه رو جداگانه معنی میکنیم:
- The: (این) - حرف تعریف معین
- brain: (مغز) - عضو اصلی سیستم عصبی
- is: (هست) - فعل بودن
- a: (یک) - حرف تعریف نکره
- complex: (پیچیده) - دارای اجزای متعدد و متنوع
- organ: (عضو) - ساختار بیولوژیکی در بدن
- that: (که) - ضمیر موصولی
- serves: (خدمت میکند) - عمل کردن به عنوان
- as: (به عنوان) - به عنوان یک نقش
- the: (این) - حرف تعریف معین
- control: (کنترل) - مدیریت یا هدایت
- center: (مرکز) - نقطه اصلی یا مرکزی
- for: (برای) - حرف اضافه
- the: (این) - حرف تعریف معین
- entire: (تمام) - کل یا کامل
- body: (بدن) - ساختار فیزیکی انسان یا حیوان
- It: (این) - ضمیر اشاره
- is: (هست) - فعل بودن
- responsible: (مسئول) - متعهد به انجام کاری
- for: (برای) - حرف اضافه
- processing: (پردازش) - تبدیل اطلاعات به شکل قابل استفاده
- sensory: (حسی) - مربوط به حسها
- information: (اطلاعات) - دادهها یا حقایق
- regulating: (تنظیم) - کنترل کردن
- bodily: (بدنی) - مربوط به بدن
- functions: (عملکردها) - وظایف یا کارکردها
- and: (و) - حرف ربط
- enabling: (امکانپذیر کردن) - فراهم کردن شرایط
- cognitive: (شناختی) - مربوط به تفکر و یادگیری
- abilities: (تواناییها) - قابلیتها یا مهارتها
- such as: (مانند) - به عنوان مثال
- thinking: (تفکر) - فرآیند اندیشیدن
- learning: (یادگیری) - کسب دانش یا مهارت
- and: (و) - حرف ربط
- memory: (حافظه) - توانایی ذخیره و یادآوری اطلاعات
- The: (این) - حرف تعریف معین
- brain: (مغز) - عضو اصلی سیستم عصبی
- is: (هست) - فعل بودن
- made up of: (تشکیل شده از) - شامل
- billions: (میلیاردها) - عدد بسیار بزرگ
- of: (از) - حرف اضافه
- neurons: (نورونها) - سلولهای عصبی
- that: (که) - ضمیر موصولی
- communicate: (ارتباط برقرار میکنند) - تبادل اطلاعات
- with: (با) - حرف اضافه
- each other: (یکدیگر) - به صورت متقابل
- through: (از طریق) - به وسیله
- electrical: (الکتریکی) - مربوط به برق
- and: (و) - حرف ربط
- chemical: (شیمیایی) - مربوط به مواد شیمیایی
- signals: (سیگنالها) - پیامها یا نشانهها
- This: (این) - ضمیر اشاره
- intricate: (پیچیده) - دارای جزئیات زیاد
- network: (شبکه) - مجموعهای از ارتباطات
- allows: (اجازه میدهد) - فراهم میکند
- us: (ما) - ضمیر شخصی
- to: (به) - حرف اضافه
- perform: (انجام دادن) - عمل کردن
- a: (یک) - حرف تعریف نکره
- wide range of: (مجموعهای وسیع از) - تنوع زیاد
- activities: (فعالیتها) - کارها یا اعمال
- from: (از) - حرف اضافه
- simple: (ساده) - بدون پیچیدگی
- reflexes: (رفلکسها) - واکنشهای خودکار
- to: (به) - حرف اضافه
- complex: (پیچیده) - دارای جزئیات زیاد
- problem-solving: (حل مسئله) - فرآیند یافتن راهحل
- tasks: (وظایف) - کارها یا مسئولیتها
هر کلمه رو جداگانه معنی میکنیم:
- The: (این) - حرف تعریف معین
- brain: (مغز) - عضو اصلی سیستم عصبی
- is: (هست) - فعل بودن
- a: (یک) - حرف تعریف نکره
- complex: (پیچیده) - دارای اجزای متعدد و متنوع
- organ: (عضو) - ساختار بیولوژیکی در بدن
- that: (که) - ضمیر موصولی
- serves: (خدمت میکند) - عمل کردن به عنوان
- as: (به عنوان) - به عنوان یک نقش
- the: (این) - حرف تعریف معین
- control: (کنترل) - مدیریت یا هدایت
- center: (مرکز) - نقطه اصلی یا مرکزی
- for: (برای) - حرف اضافه
- the: (این) - حرف تعریف معین
- entire: (تمام) - کل یا کامل
- body: (بدن) - ساختار فیزیکی انسان یا حیوان
- It: (این) - ضمیر اشاره
- is: (هست) - فعل بودن
- responsible: (مسئول) - متعهد به انجام کاری
- for: (برای) - حرف اضافه
- processing: (پردازش) - تبدیل اطلاعات به شکل قابل استفاده
- sensory: (حسی) - مربوط به حسها
- information: (اطلاعات) - دادهها یا حقایق
- regulating: (تنظیم) - کنترل کردن
- bodily: (بدنی) - مربوط به بدن
- functions: (عملکردها) - وظایف یا کارکردها
- and: (و) - حرف ربط
- enabling: (امکانپذیر کردن) - فراهم کردن شرایط
- cognitive: (شناختی) - مربوط به تفکر و یادگیری
- abilities: (تواناییها) - قابلیتها یا مهارتها
- such as: (مانند) - به عنوان مثال
- thinking: (تفکر) - فرآیند اندیشیدن
- learning: (یادگیری) - کسب دانش یا مهارت
- and: (و) - حرف ربط
- memory: (حافظه) - توانایی ذخیره و یادآوری اطلاعات
- The: (این) - حرف تعریف معین
- brain: (مغز) - عضو اصلی سیستم عصبی
- is: (هست) - فعل بودن
- made up of: (تشکیل شده از) - شامل
- billions: (میلیاردها) - عدد بسیار بزرگ
- of: (از) - حرف اضافه
- neurons: (نورونها) - سلولهای عصبی
- that: (که) - ضمیر موصولی
- communicate: (ارتباط برقرار میکنند) - تبادل اطلاعات
- with: (با) - حرف اضافه
- each other: (یکدیگر) - به صورت متقابل
- through: (از طریق) - به وسیله
- electrical: (الکتریکی) - مربوط به برق
- and: (و) - حرف ربط
- chemical: (شیمیایی) - مربوط به مواد شیمیایی
- signals: (سیگنالها) - پیامها یا نشانهها
- This: (این) - ضمیر اشاره
- intricate: (پیچیده) - دارای جزئیات زیاد
- network: (شبکه) - مجموعهای از ارتباطات
- allows: (اجازه میدهد) - فراهم میکند
- us: (ما) - ضمیر شخصی
- to: (به) - حرف اضافه
- perform: (انجام دادن) - عمل کردن
- a: (یک) - حرف تعریف نکره
- wide range of: (مجموعهای وسیع از) - تنوع زیاد
- activities: (فعالیتها) - کارها یا اعمال
- from: (از) - حرف اضافه
- simple: (ساده) - بدون پیچیدگی
- reflexes: (رفلکسها) - واکنشهای خودکار
- to: (به) - حرف اضافه
- complex: (پیچیده) - دارای جزئیات زیاد
- problem-solving: (حل مسئله) - فرآیند یافتن راهحل
- tasks: (وظایف) - کارها یا مسئولیتها
👍6❤2
📚"Believe in yourself and your abilities. Every effort you make brings you closer to your dreams. The journey may be tough, but remember that every challenge is an opportunity to grow. Stay focused, work hard, and never give up. Your future is in your hands!"
ترجمه کلمه به کلمه:
- Believe (باور کن)
- in (در)
- yourself (خودت)
- and (و)
- your (مال تو)
- abilities (تواناییها).
- Every (هر)
- effort (تلاشی)
- you (تو)
- make (میکنی)
- brings (میآورد)
- you (تو)
- closer (نزدیکتر)
- to (به)
- your (مال تو)
- dreams (رویاها).
- The (این)
- journey (سفر)
- may (ممکن است)
- be (باشد)
- tough (سخت)،
- but (اما)
- remember (به یاد داشته باش)
- that (که)
- every (هر)
- challenge (چالش)
- is (هست)
- an (یک)
- opportunity (فرصت)
- to (برای)
- grow (رشد کردن).
- Stay (بمان)
- focused (متمرکز)
- work (کار کن)
- hard (سخت)،
- and (و)
- never (هرگز)
- give (تسلیم)
- up (شو).
- Your (مال تو)
- future (آینده)
- is (هست)
- in (در)
- your (مال تو)
- hands (دستها)!
متن به زبان فارسی:
"به خودت و تواناییهایت ایمان داشته باش. هر تلاشی که میکنی تو را به رویاهایت نزدیکتر میکند. این سفر ممکن است سخت باشد، اما به یاد داشته باش که هر چالشی فرصتی برای رشد است. متمرکز بمان، سخت کار کن و هرگز تسلیم نشو. آیندهات در دستان توست!"
ترجمه کلمه به کلمه:
- Believe (باور کن)
- in (در)
- yourself (خودت)
- and (و)
- your (مال تو)
- abilities (تواناییها).
- Every (هر)
- effort (تلاشی)
- you (تو)
- make (میکنی)
- brings (میآورد)
- you (تو)
- closer (نزدیکتر)
- to (به)
- your (مال تو)
- dreams (رویاها).
- The (این)
- journey (سفر)
- may (ممکن است)
- be (باشد)
- tough (سخت)،
- but (اما)
- remember (به یاد داشته باش)
- that (که)
- every (هر)
- challenge (چالش)
- is (هست)
- an (یک)
- opportunity (فرصت)
- to (برای)
- grow (رشد کردن).
- Stay (بمان)
- focused (متمرکز)
- work (کار کن)
- hard (سخت)،
- and (و)
- never (هرگز)
- give (تسلیم)
- up (شو).
- Your (مال تو)
- future (آینده)
- is (هست)
- in (در)
- your (مال تو)
- hands (دستها)!
متن به زبان فارسی:
"به خودت و تواناییهایت ایمان داشته باش. هر تلاشی که میکنی تو را به رویاهایت نزدیکتر میکند. این سفر ممکن است سخت باشد، اما به یاد داشته باش که هر چالشی فرصتی برای رشد است. متمرکز بمان، سخت کار کن و هرگز تسلیم نشو. آیندهات در دستان توست!"
👍9
⭕️مروری بر لغات
1. accommodate - سازگار کردن
2. clinic - کلینیک
3. telemedicine services - خدمات پزشکی از راه دور
4. patients - بیماران
5. remote consultations - مشاورههای از راه دور
6. hospital - بیمارستان
7. specialized equipment - تجهیزات تخصصی
8. dialysis treatment - درمان دیالیز
9. special care units - واحدهای مراقبت ویژه
10. highly contagious illnesses - بیماریهای بسیار مسری
1. accommodate - سازگار کردن
2. clinic - کلینیک
3. telemedicine services - خدمات پزشکی از راه دور
4. patients - بیماران
5. remote consultations - مشاورههای از راه دور
6. hospital - بیمارستان
7. specialized equipment - تجهیزات تخصصی
8. dialysis treatment - درمان دیالیز
9. special care units - واحدهای مراقبت ویژه
10. highly contagious illnesses - بیماریهای بسیار مسری
👍2❤1
"When the balance of the immune system is ...., the system may become our enemy rather than our friend."
Anonymous Quiz
8%
integrated
11%
reinforced
77%
disturbed
4%
maintained
👍1
"My dear, I know the path is difficult, but even Saadi says:
'Until you endure hardship, you will not see treasure.
Until the night passes, the morning will not appear.' ☀️☁️"
عزیزم میدونم مسیر سخته ولی حتی حضرت سعدی هم میگه :
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد..☀️☁️
'Until you endure hardship, you will not see treasure.
Until the night passes, the morning will not appear.' ☀️☁️"
عزیزم میدونم مسیر سخته ولی حتی حضرت سعدی هم میگه :
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد..☀️☁️
👍8
English For All (EFA)
"When the balance of the immune system is ...., the system may become our enemy rather than our friend."
"When the balance of the immune system is ...., the system may become our enemy rather than our friend."
"وقتی که تعادل سیستم ایمنی .... است، این سیستم ممکن است به جای دوست ما، دشمن ما شود."
حالا معانی لغات را به صورت جداگانه مینویسم:
- When: وقتی
- the balance: تعادل
- of the immune system: سیستم ایمنی
- is: است
- integrated: یکپارچه شده
- reinforced: تقویت شده
- maintained: حفظ شده
- disturbed: مختل شده
- the system: این سیستم
- may: ممکن است
- become: شود
- our enemy: دشمن ما
- rather than: به جای
- our friend: دوست ما
"وقتی که تعادل سیستم ایمنی .... است، این سیستم ممکن است به جای دوست ما، دشمن ما شود."
حالا معانی لغات را به صورت جداگانه مینویسم:
- When: وقتی
- the balance: تعادل
- of the immune system: سیستم ایمنی
- is: است
- integrated: یکپارچه شده
- reinforced: تقویت شده
- maintained: حفظ شده
- disturbed: مختل شده
- the system: این سیستم
- may: ممکن است
- become: شود
- our enemy: دشمن ما
- rather than: به جای
- our friend: دوست ما
👍10❤1🙏1
⭕️Laboratory sciences involve the study and analysis of biological and chemical samples to obtain important information about health and diseases. These sciences include tests on blood, urine, and other bodily fluids, which help doctors make more accurate diagnoses of patients' conditions. With advancements in technology, laboratory methods have also improved, increasing the accuracy and speed of results.
Word-for-word translation:
- Laboratory: آزمایشگاهی
- sciences: علوم
- involve: شامل کردن
- study: مطالعه
- and: و
- analysis: تجزیه
- of: از
- biological: بیولوژیکی
- and: و
- chemical: شیمیایی
- samples: نمونهها
- to: تا
- obtain: به دست آوردن
- important: مهم
- information: اطلاعات
- about: درباره
- health: سلامت
- and: و
- diseases: بیماریها
- These: این
- sciences: علوم
- include: شامل
- tests: آزمایشها
- on: بر روی
- blood: خون
- urine: ادرار
- and: و
- other: دیگر
- bodily: بدنی
- fluids: مایعات
- which: که
- help: کمک
- doctors: پزشکان
- make: ساختن
- more: بیشتر
- accurate: دقیق
- diagnoses: تشخیصها
- of: از
- patients': بیماران
- conditions: وضعیتها
- With: با
- advancements: پیشرفتها
- in: در
- technology: تکنولوژی
- methods: روشها
- have: داشتهاند
- also: همچنین
- improved: بهبود یافته
- increasing: افزایش
- the:
- accuracy: دقت
- and: و
- speed: سرعت
- of: از
- results: نتایج
Word-for-word translation:
- Laboratory: آزمایشگاهی
- sciences: علوم
- involve: شامل کردن
- study: مطالعه
- and: و
- analysis: تجزیه
- of: از
- biological: بیولوژیکی
- and: و
- chemical: شیمیایی
- samples: نمونهها
- to: تا
- obtain: به دست آوردن
- important: مهم
- information: اطلاعات
- about: درباره
- health: سلامت
- and: و
- diseases: بیماریها
- These: این
- sciences: علوم
- include: شامل
- tests: آزمایشها
- on: بر روی
- blood: خون
- urine: ادرار
- and: و
- other: دیگر
- bodily: بدنی
- fluids: مایعات
- which: که
- help: کمک
- doctors: پزشکان
- make: ساختن
- more: بیشتر
- accurate: دقیق
- diagnoses: تشخیصها
- of: از
- patients': بیماران
- conditions: وضعیتها
- With: با
- advancements: پیشرفتها
- in: در
- technology: تکنولوژی
- methods: روشها
- have: داشتهاند
- also: همچنین
- improved: بهبود یافته
- increasing: افزایش
- the:
- accuracy: دقت
- and: و
- speed: سرعت
- of: از
- results: نتایج
❤6
👇🏻لغات طلایی این آزمون👇🏻
🌙Rule out:رد شدن تشخیص
🌙Look up:جست و جو کردن
🌙Put out:از صحنه خارج کردن
🌙Put off:بهم زدن،پیچوندن
🌙Reinforces:نیرو دادن،تقویت کردن
🌙Neutralizes:خنثی نمودن
🌙exacerbates:برانگیختن،بدترکردن،شدیدتر شدن
🌙Withstand:تاب اوردن،تحمل کردن
🌙Augment:زیاد کردن،تقویت کردن
🌙generate:زاییدن،تولید کردن
🌙interactions:فعل و انفعالات
🌙Inference:استنتاج
🌙Implications:تبعات
🌙Vulnerable:قابل حمله،زخم پذیر
🌙Irrelevant:نامربوط،غیرضروری
🌙Unavailable:غیرقابل دسترس
🌙Intricate:درهم برهم
🌙Intermittent:متناوب
🌙Introvert:خویشتن گرای،به خود متوجه کردن
🌙Intrusive:فضول،ناخوانده
🌙Rule out:رد شدن تشخیص
🌙Look up:جست و جو کردن
🌙Put out:از صحنه خارج کردن
🌙Put off:بهم زدن،پیچوندن
🌙Reinforces:نیرو دادن،تقویت کردن
🌙Neutralizes:خنثی نمودن
🌙exacerbates:برانگیختن،بدترکردن،شدیدتر شدن
🌙Withstand:تاب اوردن،تحمل کردن
🌙Augment:زیاد کردن،تقویت کردن
🌙generate:زاییدن،تولید کردن
🌙interactions:فعل و انفعالات
🌙Inference:استنتاج
🌙Implications:تبعات
🌙Vulnerable:قابل حمله،زخم پذیر
🌙Irrelevant:نامربوط،غیرضروری
🌙Unavailable:غیرقابل دسترس
🌙Intricate:درهم برهم
🌙Intermittent:متناوب
🌙Introvert:خویشتن گرای،به خود متوجه کردن
🌙Intrusive:فضول،ناخوانده
❤🔥7👍1
🌱"Believe in yourself and all that you are. Know that there is something inside you that is greater than any obstacle."
فارسی:
"به خودت ایمان داشته باش و به تمام آنچه که هستی. بدان که چیزی درون تو وجود دارد که بزرگتر از هر مانعی است."
معنی کلمه به کلمه:
- Believe (ایمان داشتن)
- in (در)
- yourself (خودت)
- and (و)
- all (تمام)
- that (آنچه)
- you (تو)
- are (هستی)
- Know (بدان)
- that (که)
- there (وجود دارد)
- is (هست)
- something (چیزی)
- inside (درون)
- you (تو)
- that (که)
- is (هست)
- greater (بزرگتر)
- than (از)
- any (هر)
- obstacle (مانع)
فارسی:
"به خودت ایمان داشته باش و به تمام آنچه که هستی. بدان که چیزی درون تو وجود دارد که بزرگتر از هر مانعی است."
معنی کلمه به کلمه:
- Believe (ایمان داشتن)
- in (در)
- yourself (خودت)
- and (و)
- all (تمام)
- that (آنچه)
- you (تو)
- are (هستی)
- Know (بدان)
- that (که)
- there (وجود دارد)
- is (هست)
- something (چیزی)
- inside (درون)
- you (تو)
- that (که)
- is (هست)
- greater (بزرگتر)
- than (از)
- any (هر)
- obstacle (مانع)
❤9👍1
The scientists are developing an _ approach to treat the disease.
Anonymous Quiz
7%
- a) irrelevant
18%
- b) conventional
64%
- c) alternative
11%
- d) insignificant
❤2
English For All (EFA)
The scientists are developing an _ approach to treat the disease.
⭕️دانشمندان در حال توسعه یک رویکرد _ برای درمان این بیماری هستند.
- الف) بی ربط
- ب) متعارف
- ج) جایگزین✅
- د) ناچیز
- الف) بی ربط
- ب) متعارف
- ج) جایگزین✅
- د) ناچیز
❤1
Effects of Smoking on the Heart
عوارض سیگار کشیدن بر قلب
Smoking has numerous negative effects on the heart and cardiovascular system.
سیگار کشیدن تأثیرات منفی زیادی بر روی قلب و سیستم قلبی-عروقی دارد.
1. Increased Blood Pressure
افزایش فشار خون
- Increased: افزایش
- Blood: خون
- Pressure: فشار
2. Reduced Oxygen Levels
کاهش سطح اکسیژن
- Reduced: کاهش
- Oxygen: اکسیژن
- Levels: سطحها
3. Higher Risk of Heart Disease
خطر بالاتر بیماریهای قلبی
- Higher: بالاتر
- Risk: خطر
- of: از
- Heart: قلب
- Disease: بیماری
4. Plaque Buildup in Arteries
تجمع پلاک در عروق
- Plaque: پلاک
- Buildup: تجمع
- in: در
- Arteries: عروق
5. Impact on Cholesterol
تأثیر بر کلسترول
- Impact: تأثیر
- on: بر
- Cholesterol: کلسترول
عوارض سیگار کشیدن بر قلب
Smoking has numerous negative effects on the heart and cardiovascular system.
سیگار کشیدن تأثیرات منفی زیادی بر روی قلب و سیستم قلبی-عروقی دارد.
1. Increased Blood Pressure
افزایش فشار خون
- Increased: افزایش
- Blood: خون
- Pressure: فشار
2. Reduced Oxygen Levels
کاهش سطح اکسیژن
- Reduced: کاهش
- Oxygen: اکسیژن
- Levels: سطحها
3. Higher Risk of Heart Disease
خطر بالاتر بیماریهای قلبی
- Higher: بالاتر
- Risk: خطر
- of: از
- Heart: قلب
- Disease: بیماری
4. Plaque Buildup in Arteries
تجمع پلاک در عروق
- Plaque: پلاک
- Buildup: تجمع
- in: در
- Arteries: عروق
5. Impact on Cholesterol
تأثیر بر کلسترول
- Impact: تأثیر
- on: بر
- Cholesterol: کلسترول
👌3👍1
🔹 آرشیو 26 آزمون جامع (ویژه داوطلبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت) 🔹
🎯 26 آزمون شبیهسازی شده از کنکورهای 97 تا 1402 با کلید سوالات، تنها با صد و 50 هزار تومان!
با دسترسی به این مجموعه، موفقیت خود را در کنکور تضمین کنید.
📲 برای دسترسی: پیام دهید به [@Daneshjoo202]
⏳ ویژه داوطلبان کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت
🎯 26 آزمون شبیهسازی شده از کنکورهای 97 تا 1402 با کلید سوالات، تنها با صد و 50 هزار تومان!
با دسترسی به این مجموعه، موفقیت خود را در کنکور تضمین کنید.
📲 برای دسترسی: پیام دهید به [@Daneshjoo202]
⏳ ویژه داوطلبان کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت
English For All (EFA)
🔹 آرشیو 26 آزمون جامع (ویژه داوطلبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت) 🔹 🎯 26 آزمون شبیهسازی شده از کنکورهای 97 تا 1402 با کلید سوالات، تنها با صد و 50 هزار تومان! با دسترسی به این مجموعه، موفقیت خود را در کنکور تضمین کنید. 📲 برای دسترسی: پیام دهید به [@Daneshjoo202]…
نظرات بچه ها درباره 26آزمون
English For All (EFA)
🔹 آرشیو 26 آزمون جامع (ویژه داوطلبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت) 🔹 🎯 26 آزمون شبیهسازی شده از کنکورهای 97 تا 1402 با کلید سوالات، تنها با صد و 50 هزار تومان! با دسترسی به این مجموعه، موفقیت خود را در کنکور تضمین کنید. 📲 برای دسترسی: پیام دهید به [@Daneshjoo202]…
بازم رضایت شما😍
English For All (EFA)
🔹 آرشیو 26 آزمون جامع (ویژه داوطلبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت) 🔹 🎯 26 آزمون شبیهسازی شده از کنکورهای 97 تا 1402 با کلید سوالات، تنها با صد و 50 هزار تومان! با دسترسی به این مجموعه، موفقیت خود را در کنکور تضمین کنید. 📲 برای دسترسی: پیام دهید به [@Daneshjoo202]…
رضایت شماااااا❤️😁
The abundance of rainfall in this region has led to an _ of crops.
Anonymous Quiz
11%
- a) deficit
22%
- b) shortage
52%
- c) surplus
15%
- d) absence
❤1
پخش،انتشار،پاشیدگی
Anonymous Quiz
23%
discrimination
9%
dissatisfaction
62%
dissemination
7%
perceptions
❤5
⭕️"Success is not given, it is earned. You must work hard and believe in yourself to achieve your dreams."
ترجمه کامل:
"موفقیت نه داده میشود، بلکه کسب میشود. تو باید سخت کار کنی و به خودت ایمان داشته باشی تا به رویاهایت دست یابی."
ترجمه کلمه به کلمه:
- Success (موفقیت)
- is (هست)
- not (نه)
- given (داده شده)
- it (این)
- is (هست)
- earned (کسب شده)
- You (تو)
- must (باید)
- work (کار کنی)
- hard (سخت)
- and (و)
- believe (باور کنی)
- in (در)
- yourself (خودت)
- to (تا)
- achieve (دستیابی به)
- your (روی)
- dreams (رویاهایت)
ترجمه کامل:
"موفقیت نه داده میشود، بلکه کسب میشود. تو باید سخت کار کنی و به خودت ایمان داشته باشی تا به رویاهایت دست یابی."
ترجمه کلمه به کلمه:
- Success (موفقیت)
- is (هست)
- not (نه)
- given (داده شده)
- it (این)
- is (هست)
- earned (کسب شده)
- You (تو)
- must (باید)
- work (کار کنی)
- hard (سخت)
- and (و)
- believe (باور کنی)
- in (در)
- yourself (خودت)
- to (تا)
- achieve (دستیابی به)
- your (روی)
- dreams (رویاهایت)
👍6