📌لغات طلایی:
✴️retrospective: پس نگری، نگاه به گذشته
✴️transient: کوتاه، زود گذر، گذرا
✴️momentary: آنی، زودگذر
✴️prophylactic: مانع بروز مرض، پیشگیری کننده
✴️remain: جنازه ، جسد، بقایا، آثار
✴️diminish: تقلیل یافته، کاسته، کاهیده
✴️vanishes: ناپدید شدن، غیب شدن
✴️drains: زهکشی کردن، زیرآب
✴️credit: نسبت دادن، اعتبار، آبرو
✴️merits: شایستگی، سزاواری، لیاقت
✴️repercussion: بازگردانی، انعکاس، برگشت
✴️privileges: برتری، مزیت، اعطا کردن
✴️ample: فراخ، پهناور، وسیع، فراوان
✴️scant: اندک، معدود، ناکافی
✴️abundant: بسیار، فراوان، وافر
✴️beneficent: نیکوکار، صاحب کرم، منعم
✴️fracture: شکافتن، گسیختن، ترک
✴️laceration: دریدگی، پارگی
✴️bruise: کوفته شدن، کبود شدگی، ضربه دیدن
✴️incision: بریدگی، شکاف، برش
✴️initiate: بنیاد نهادن، ابداع کردن
✴️alleviate: سبک کردن، آرام کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
✴️complicate: پیچیده کردن، پیچیده
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️retrospective: پس نگری، نگاه به گذشته
✴️transient: کوتاه، زود گذر، گذرا
✴️momentary: آنی، زودگذر
✴️prophylactic: مانع بروز مرض، پیشگیری کننده
✴️remain: جنازه ، جسد، بقایا، آثار
✴️diminish: تقلیل یافته، کاسته، کاهیده
✴️vanishes: ناپدید شدن، غیب شدن
✴️drains: زهکشی کردن، زیرآب
✴️credit: نسبت دادن، اعتبار، آبرو
✴️merits: شایستگی، سزاواری، لیاقت
✴️repercussion: بازگردانی، انعکاس، برگشت
✴️privileges: برتری، مزیت، اعطا کردن
✴️ample: فراخ، پهناور، وسیع، فراوان
✴️scant: اندک، معدود، ناکافی
✴️abundant: بسیار، فراوان، وافر
✴️beneficent: نیکوکار، صاحب کرم، منعم
✴️fracture: شکافتن، گسیختن، ترک
✴️laceration: دریدگی، پارگی
✴️bruise: کوفته شدن، کبود شدگی، ضربه دیدن
✴️incision: بریدگی، شکاف، برش
✴️initiate: بنیاد نهادن، ابداع کردن
✴️alleviate: سبک کردن، آرام کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
✴️complicate: پیچیده کردن، پیچیده
📍https://t.me/Ellipsis50
❤5🔥1
📌لغات طلایی:
✴️abate: فروکش کردن، فرونشستن، تنزل
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن، پس رفتن
✴️subside: فروکش کردن، نشست کردن
✴️persist: سماجت کردن، پافشاری کردن، اصرار کردن
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن
✴️insist: اصرار ورزیدن، پافشاری کردن
✴️adhere: چسبیده بودن، جور بودن، وفادار ماندن
✴️ascend: بالا رفتن، صعود کردن
✴️prompt: چالاک، سریع، آماده
✴️sluggish: تنبل، لش، آهسته رو
✴️lethargic: بیحال، سست
✴️hesitant: مردد، دودل، تامل کننده
✴️affluent: سرشار، فراوان، ریزنده
✴️aggressive: پرتکاپو، متجاوز، سلطه جو
✴️amiable: شیرین، دلپذیر، مهربان
✴️peculiar: عجیب و غریب، ویژه
✴️typical: نمونه نوعی، نمونه بارز
✴️regular: مقرر، عادی، معین
✴️genial: خوش مشرب، خوش معاشرت
✴️acknowledgement: سپاسگزاری، تایید، تصدیق
✴️collapse: فروپاشی، متلاشی شدن
✴️invigoration: تقویت
✴️retrieval: بازیابی
✴️afflicted: غمزده، رنجور، محنت زده
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️abate: فروکش کردن، فرونشستن، تنزل
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن، پس رفتن
✴️subside: فروکش کردن، نشست کردن
✴️persist: سماجت کردن، پافشاری کردن، اصرار کردن
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن
✴️insist: اصرار ورزیدن، پافشاری کردن
✴️adhere: چسبیده بودن، جور بودن، وفادار ماندن
✴️ascend: بالا رفتن، صعود کردن
✴️prompt: چالاک، سریع، آماده
✴️sluggish: تنبل، لش، آهسته رو
✴️lethargic: بیحال، سست
✴️hesitant: مردد، دودل، تامل کننده
✴️affluent: سرشار، فراوان، ریزنده
✴️aggressive: پرتکاپو، متجاوز، سلطه جو
✴️amiable: شیرین، دلپذیر، مهربان
✴️peculiar: عجیب و غریب، ویژه
✴️typical: نمونه نوعی، نمونه بارز
✴️regular: مقرر، عادی، معین
✴️genial: خوش مشرب، خوش معاشرت
✴️acknowledgement: سپاسگزاری، تایید، تصدیق
✴️collapse: فروپاشی، متلاشی شدن
✴️invigoration: تقویت
✴️retrieval: بازیابی
✴️afflicted: غمزده، رنجور، محنت زده
📍https://t.me/Ellipsis50
👍8🙏3
English For All (EFA)
🔠The patient's recovery was.............due to complication.
به دلیل عوارض، بهبودی بیمار طولانی شد.
•Hinder:
این گزینه به معنای مانع شدن، به تاخیر انداختن است.
•Protracted:
این گزینه به معنای طولانی،ممتد، متمادی است.
•Inhibit:
این گزینه به معنای جلوگیری کردن، منع کردن است.
•Sustain:
این گزینه به معنای حمایت کردن، تقویت کردن است.
•Hinder:
این گزینه به معنای مانع شدن، به تاخیر انداختن است.
•Protracted:
این گزینه به معنای طولانی،ممتد، متمادی است.
•Inhibit:
این گزینه به معنای جلوگیری کردن، منع کردن است.
•Sustain:
این گزینه به معنای حمایت کردن، تقویت کردن است.
❤🔥1
📌لغات طلایی:
✴️imminent: نزدیک، قریب الوقوع، حتمی
✴️trivial: جزیی، ناقابل، کم مایه
✴️negligible: قابل چشم پوشی، بی اهمیت، ناچیز
✴️marginal: مرزی، حاشیه ای، لبه
✴️induced: وادار کردن، تحریک شدن، فراهم کردن
✴️distorted: تحریف کردن، خمیدن، کج کردن
✴️pursued: پیگیری کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن
✴️simulated: شبیه سازی کردن، تشبیه کردن
✴️provoke: خشمگین کردن، برافروختن
✴️exceed: متجاوز بودن، قدم فراتر نهادن، تخطی کردن
✴️mediate: میانجی گری کردن، درمیان واقع شدن، وساطت کردن
✴️maintain: حفظ کردن، نگهداری کردن، پشتیبانی کردن
✴️impermeable: غیر قابل نفوذ، نشت ناپذیر، ناتراوا
✴️insatiable: سیر نشدنی
✴️unsaturated: سیر نشده، اشباع نشده
✴️inflammable: التهاب پذیر، قابل اشتغال
✴️deviate: منحرف شدن، کجرو شدن
✴️maladjusted: عدم توافق، ناسازگاری
✴️attributed: نسبت دادن، مشخصه، ویژگی
✴️excluded: مانع شدن، محروم کردن
✴️call for: ایجاب کردن، مستلزم بودن
✴️halt: درنگ، مکث کردن، ایست
✴️cessation: پایان، تعطیل، خاتمه دادن
✴️pause: توقف، درنگ، مکث کردن
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️imminent: نزدیک، قریب الوقوع، حتمی
✴️trivial: جزیی، ناقابل، کم مایه
✴️negligible: قابل چشم پوشی، بی اهمیت، ناچیز
✴️marginal: مرزی، حاشیه ای، لبه
✴️induced: وادار کردن، تحریک شدن، فراهم کردن
✴️distorted: تحریف کردن، خمیدن، کج کردن
✴️pursued: پیگیری کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن
✴️simulated: شبیه سازی کردن، تشبیه کردن
✴️provoke: خشمگین کردن، برافروختن
✴️exceed: متجاوز بودن، قدم فراتر نهادن، تخطی کردن
✴️mediate: میانجی گری کردن، درمیان واقع شدن، وساطت کردن
✴️maintain: حفظ کردن، نگهداری کردن، پشتیبانی کردن
✴️impermeable: غیر قابل نفوذ، نشت ناپذیر، ناتراوا
✴️insatiable: سیر نشدنی
✴️unsaturated: سیر نشده، اشباع نشده
✴️inflammable: التهاب پذیر، قابل اشتغال
✴️deviate: منحرف شدن، کجرو شدن
✴️maladjusted: عدم توافق، ناسازگاری
✴️attributed: نسبت دادن، مشخصه، ویژگی
✴️excluded: مانع شدن، محروم کردن
✴️call for: ایجاب کردن، مستلزم بودن
✴️halt: درنگ، مکث کردن، ایست
✴️cessation: پایان، تعطیل، خاتمه دادن
✴️pause: توقف، درنگ، مکث کردن
📍https://t.me/Ellipsis50
❤🔥2🙏1
📌لغات طلایی:
✴️diagnosis: تشخیص، عیب شناسی
✴️detection: آشکار سازی، ردیابی، کشف
✴️eradication: ریشه کن کردن، قلع و قمع
✴️indiactive:شاخص، دلالت کننده، حاکی، نشانه
✴️invasive: هجوم کننده، تاخت و تاز کننده
✴️infective: عفونت زا، گند زا
✴️intensive: متمرکز، مشتاقانه، پرقوت
✴️exclusive: انحصاری، منحصر به فرد
✴️conclusive: قطعی، قاطع، نهایی
✴️comprehensive: جامع، فراگیرنده، وسیع
✴️tentative: به طور آزمایشی، ابتدایی
✴️eliminated: برطرف کردن، زدودن، رفع کردن
✴️potentiated: نیرومند ساختن، مقتدر ساختن
✴️relieved: برجسته ساختن، تسلی دادن، راحت کردن
✴️declined: کاستن، کاهش، تنزل
✴️prognosis: پیش بینی، ما اندیشی
✴️delivered: رستگار کردن، نجات دادن، هدفگیری
✴️postpone: به تاخیر انداختن، موکول کردن
✴️invaded: تجاوز کردن، حمله کردن، هجوم کردن
✴️confined: بستری، محدود شده
✴️recuperate: بهبودی یافتن، جبران کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
✴️eradicate: قلع و قمع کردن، از ریشه کندن
✴️mitigate: سبک کردن، تسکین دادن
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️diagnosis: تشخیص، عیب شناسی
✴️detection: آشکار سازی، ردیابی، کشف
✴️eradication: ریشه کن کردن، قلع و قمع
✴️indiactive:شاخص، دلالت کننده، حاکی، نشانه
✴️invasive: هجوم کننده، تاخت و تاز کننده
✴️infective: عفونت زا، گند زا
✴️intensive: متمرکز، مشتاقانه، پرقوت
✴️exclusive: انحصاری، منحصر به فرد
✴️conclusive: قطعی، قاطع، نهایی
✴️comprehensive: جامع، فراگیرنده، وسیع
✴️tentative: به طور آزمایشی، ابتدایی
✴️eliminated: برطرف کردن، زدودن، رفع کردن
✴️potentiated: نیرومند ساختن، مقتدر ساختن
✴️relieved: برجسته ساختن، تسلی دادن، راحت کردن
✴️declined: کاستن، کاهش، تنزل
✴️prognosis: پیش بینی، ما اندیشی
✴️delivered: رستگار کردن، نجات دادن، هدفگیری
✴️postpone: به تاخیر انداختن، موکول کردن
✴️invaded: تجاوز کردن، حمله کردن، هجوم کردن
✴️confined: بستری، محدود شده
✴️recuperate: بهبودی یافتن، جبران کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
✴️eradicate: قلع و قمع کردن، از ریشه کندن
✴️mitigate: سبک کردن، تسکین دادن
📍https://t.me/Ellipsis50
❤🔥1👍1
English For All (EFA)
🔠She admits that the new employee's................inexperienced demeanor upset the board of directors, despite his willingness to take risks.
او اذعان می کند که رفتار رسوا کننده و بی تجربگی کارمند جدید، علیرغم تمایل او به ریسک پذیری، هیئت مدیره را ناراحت کرد.
•Amiable:
این گزینه به معنای شیرین، دلپذیر، مهربان است.
•Cordial:
این گزینه به معنای قلبی، صمیمی است.
•Gorgeous:
این گزینه به معنای زیبا، با جلوه مجلل است.
•Scandalous:
این گزینه به معنای افتضاح آمیز، رسوایی آور است.
•Amiable:
این گزینه به معنای شیرین، دلپذیر، مهربان است.
•Cordial:
این گزینه به معنای قلبی، صمیمی است.
•Gorgeous:
این گزینه به معنای زیبا، با جلوه مجلل است.
•Scandalous:
این گزینه به معنای افتضاح آمیز، رسوایی آور است.
👍1
📌لغات طلایی:
✴️natal: زایشی، مولودی
✴️neonatal: نوزاد
✴️antenatal: قبل از تولد
✴️postnatal: بعد از تولد
✴️irreversible: برگشت ناپذیر، یکطرفه
✴️fragmented: خرده، قطعه قطعه، ریز
✴️disoriented: بهم خوردن، ناجور شدن
✴️dissatisfied: ناراضی
✴️discouraged: دلسرد کردن، مایوس کردن، سست کردن
✴️disappointed: مایوس کردن، محروم کردن، ناامید کردن
✴️surpassed: بهتر بودن، پیش افتادن از
✴️endorsed: امضا کردن، پشت نویسی کردن
✴️propagated: پخش کردن، منتشر کردن، رواج دادن
✴️diminish: کم شدن، نقصان یافته
✴️adjucent: نزدیکی، مجاورت
✴️innocuous: زیان آور، مضر
✴️susceptible: در معرض، حساس، مستعد پذیرش
✴️vigorous: پر زور، قوی ، نیرومند
✴️persuasive: تشویقی، وادار کننده، متقاعد کننده
✴️credible: معتبر، باور کردنی، موثق
✴️cogent: متقاعد کننده، دارای قدرت و زور
✴️scanty: کم ، اندک، غیرکافی
✴️irrelevant: نامربوط، بی ربط
✴️alleviate: سبک کردن ، آرام کردن
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️natal: زایشی، مولودی
✴️neonatal: نوزاد
✴️antenatal: قبل از تولد
✴️postnatal: بعد از تولد
✴️irreversible: برگشت ناپذیر، یکطرفه
✴️fragmented: خرده، قطعه قطعه، ریز
✴️disoriented: بهم خوردن، ناجور شدن
✴️dissatisfied: ناراضی
✴️discouraged: دلسرد کردن، مایوس کردن، سست کردن
✴️disappointed: مایوس کردن، محروم کردن، ناامید کردن
✴️surpassed: بهتر بودن، پیش افتادن از
✴️endorsed: امضا کردن، پشت نویسی کردن
✴️propagated: پخش کردن، منتشر کردن، رواج دادن
✴️diminish: کم شدن، نقصان یافته
✴️adjucent: نزدیکی، مجاورت
✴️innocuous: زیان آور، مضر
✴️susceptible: در معرض، حساس، مستعد پذیرش
✴️vigorous: پر زور، قوی ، نیرومند
✴️persuasive: تشویقی، وادار کننده، متقاعد کننده
✴️credible: معتبر، باور کردنی، موثق
✴️cogent: متقاعد کننده، دارای قدرت و زور
✴️scanty: کم ، اندک، غیرکافی
✴️irrelevant: نامربوط، بی ربط
✴️alleviate: سبک کردن ، آرام کردن
📍https://t.me/Ellipsis50
❤5👍1🙏1
🔠The medical conference will..........nex week,bringing together experts from around the world.
Anonymous Quiz
13%
Encounter
54%
Schedule
15%
Dispute
18%
Convert
📌لغات طلایی:
✴️decongestant: رفع، ضد احتقان، رفع کننده
✴️decntaminant: گندزدایی کردن، رفع آلودگی
✴️disinfectant: داروی ضد عفونی، ماده گندزدا
✴️surfactant: مواد فعال در سطح
✴️attacking: حمله، یورش، تاخت و تاز
✴️tending: نگهداری کردن، مایل بودن، منجر شدن
✴️looking: نما، نگاه به آینده
✴️ridiculing: ریشخند، تمسخر کردن، دست انداختن
✴️perforate: سوراخ کردن، نفوذ کردن، روزنه دار
✴️rupture: شکستگی، تخریب کردن، پارگی
✴️line: پوشاندن، خط، سطر، ردیف
✴️burst: منفجر کردن، ترکیدن
✴️relaxant: سست کننده، آرامبخش، ملین
✴️deodorant: بوزدا، برطرف کننده بوی بد
✴️detergent: زداگر، داروی پاک کننده
✴️lubricant: چرب کننده، گریس، روان کننده
✴️resilient: عکس العمل، نشان دهنده
✴️vulnerable: آسیب پذیر، زخم پذیر
✴️resistant: مقاوم، پایدار
✴️opposed: ضد، مقابل، متضاد
✴️adequacy: بسندگی، کفایت، شایستگی
✴️complacency: خوشنودی از خود
✴️deficiency: عیب، کمبود، کسری، فقدان
✴️intimacy: صمیمیت، خصوصیت
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️decongestant: رفع، ضد احتقان، رفع کننده
✴️decntaminant: گندزدایی کردن، رفع آلودگی
✴️disinfectant: داروی ضد عفونی، ماده گندزدا
✴️surfactant: مواد فعال در سطح
✴️attacking: حمله، یورش، تاخت و تاز
✴️tending: نگهداری کردن، مایل بودن، منجر شدن
✴️looking: نما، نگاه به آینده
✴️ridiculing: ریشخند، تمسخر کردن، دست انداختن
✴️perforate: سوراخ کردن، نفوذ کردن، روزنه دار
✴️rupture: شکستگی، تخریب کردن، پارگی
✴️line: پوشاندن، خط، سطر، ردیف
✴️burst: منفجر کردن، ترکیدن
✴️relaxant: سست کننده، آرامبخش، ملین
✴️deodorant: بوزدا، برطرف کننده بوی بد
✴️detergent: زداگر، داروی پاک کننده
✴️lubricant: چرب کننده، گریس، روان کننده
✴️resilient: عکس العمل، نشان دهنده
✴️vulnerable: آسیب پذیر، زخم پذیر
✴️resistant: مقاوم، پایدار
✴️opposed: ضد، مقابل، متضاد
✴️adequacy: بسندگی، کفایت، شایستگی
✴️complacency: خوشنودی از خود
✴️deficiency: عیب، کمبود، کسری، فقدان
✴️intimacy: صمیمیت، خصوصیت
📍https://t.me/Ellipsis50
❤9👍1
📌لغات طلایی:
✴️precision: ظرافت، دقیق، صراحت
✴️decision: داوری، تصمیم، نتیجه، عزم
✴️immersion: شناوری، غوطه وری
✴️submission: فرمانبرداری، واگذاری، تابع
✴️maintain: پشتیبانی کردن، برقرار داشتن
✴️jeopardize: به خطر انداختن
✴️elevate: بالا بردن، افراشتن، ترفیع دادن
✴️enhance: کمک کردن، بالا بردن، افزودن
✴️critical: نکوهشی، انتقادی، بحرانی
✴️tentative: آزمایشی، عمل تجربی
✴️reluctant: بی میل
✴️geared: پوشانیدن، انتقال دادن، اماده کار کردن
✴️deactivate: بی اثر کردن، بی خاصیت کردن
✴️trigger: رها کردن، راه انداختن
✴️hinder: به تاخیر انداختن، مانع شدن
✴️quit: ترک کردن، دست کشیدن، تسلیم شدن
✴️aggressive: پرتکاپو، سلطه جو، متجاوز
✴️threatening: تهدید کردن، خبر دادن از
✴️alarming: ترساننده، مهیج
✴️benign: مهربان، ملایم، خوش خیم
✴️regurgitation: برگشت خون، نشخوار، بازگشت غذا به دهان
✴️retrospection: بازنگری، پس نگری، نگاه به قهقرا
✴️complication: پیچیدگی، عوارض
✴️gestation: بارداری، حاملگی
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️precision: ظرافت، دقیق، صراحت
✴️decision: داوری، تصمیم، نتیجه، عزم
✴️immersion: شناوری، غوطه وری
✴️submission: فرمانبرداری، واگذاری، تابع
✴️maintain: پشتیبانی کردن، برقرار داشتن
✴️jeopardize: به خطر انداختن
✴️elevate: بالا بردن، افراشتن، ترفیع دادن
✴️enhance: کمک کردن، بالا بردن، افزودن
✴️critical: نکوهشی، انتقادی، بحرانی
✴️tentative: آزمایشی، عمل تجربی
✴️reluctant: بی میل
✴️geared: پوشانیدن، انتقال دادن، اماده کار کردن
✴️deactivate: بی اثر کردن، بی خاصیت کردن
✴️trigger: رها کردن، راه انداختن
✴️hinder: به تاخیر انداختن، مانع شدن
✴️quit: ترک کردن، دست کشیدن، تسلیم شدن
✴️aggressive: پرتکاپو، سلطه جو، متجاوز
✴️threatening: تهدید کردن، خبر دادن از
✴️alarming: ترساننده، مهیج
✴️benign: مهربان، ملایم، خوش خیم
✴️regurgitation: برگشت خون، نشخوار، بازگشت غذا به دهان
✴️retrospection: بازنگری، پس نگری، نگاه به قهقرا
✴️complication: پیچیدگی، عوارض
✴️gestation: بارداری، حاملگی
📍https://t.me/Ellipsis50
❤9👍3
Forwarded from English For All (EFA) (Admin)
آزمون های دوره هفتم💛
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 83
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 84
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 85
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 86
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 87
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 88
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 89
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 90
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 91
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 92
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 93
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 94
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 95
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 83
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 84
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 85
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 86
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 87
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 88
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 89
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 90
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 91
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 92
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 93
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 94
سوالات کنکور ارشد ۱۴۰۲ سری 95
❤2
Forwarded from English For All (EFA) (Admin)
✴️لیست لغات طلایی آزمون های دوره هفتم:
لغات طلایی سری 83
لغات طلایی سری 84
لغات طلایی سری 85
لغات طلایی سری 86
لغات طلایی سری 87
لغات طلایی سری 88
لغات طلایی سری 89
لغات طلایی سری 90
لغات طلایی سری 91
لغات طلایی سری 92
لغات طلایی سری 93
لغات طلایی سری 94
لغات طلایی سری 95
لغات طلایی سری 83
لغات طلایی سری 84
لغات طلایی سری 85
لغات طلایی سری 86
لغات طلایی سری 87
لغات طلایی سری 88
لغات طلایی سری 89
لغات طلایی سری 90
لغات طلایی سری 91
لغات طلایی سری 92
لغات طلایی سری 93
لغات طلایی سری 94
لغات طلایی سری 95
❤7✍1👍1
🤍رسول الله (صلی الله علیه و آله):
الخضرُ عليه السلام لِموسى عليه السلام: یا موسى، تَفَرَّغْ لِلعِلمِ إن كُنتَ تُريدُهُ، فإنَّ العِلمَ لِمَن تَفَرَّغَ.
The Prophet Muhammad(S):
al-Khidr (as) said to Prophet Moses (as), O Moses, devote yourself exclusively to knowledge if you want it, for verily knowledge is for the one who devotes himself exclusively to it.🤍
حضرت محمد (ص):
حضرت خضر به حضرت موسی (ع) فرمود: ای موسی، اگر می خواهی، خود را وقف علم کن، زیرا علم از آن کسی است که منحصراً به آن بپردازد.
🟡Exclusively: منحصرا، مخصوصا
🟡Verily: حقیقتا، براستی
🟡Devote: وقف کردن ، اختصاص دادن،
🟡Knowledge: دانش ، بصیرت، علم
📍https://t.me/Ellipsis50
الخضرُ عليه السلام لِموسى عليه السلام: یا موسى، تَفَرَّغْ لِلعِلمِ إن كُنتَ تُريدُهُ، فإنَّ العِلمَ لِمَن تَفَرَّغَ.
The Prophet Muhammad(S):
al-Khidr (as) said to Prophet Moses (as), O Moses, devote yourself exclusively to knowledge if you want it, for verily knowledge is for the one who devotes himself exclusively to it.🤍
حضرت محمد (ص):
حضرت خضر به حضرت موسی (ع) فرمود: ای موسی، اگر می خواهی، خود را وقف علم کن، زیرا علم از آن کسی است که منحصراً به آن بپردازد.
🟡Exclusively: منحصرا، مخصوصا
🟡Verily: حقیقتا، براستی
🟡Devote: وقف کردن ، اختصاص دادن،
🟡Knowledge: دانش ، بصیرت، علم
📍https://t.me/Ellipsis50
❤7👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM