English For All (EFA)
🔠The ..........of resources in the hospital hindered efficient patient care.
منابع اجباری در بیمارستان، مانع از ارائه مراقبتهای موثرو کارامد به بیماران شد.
•Paucity:
این گزینه به معنای کمیابی، معدود، اندک است.
•Calamity:
این گزینه به معنای بدبختی ، بیچارگی، مصیبت است.
•Asperity:
این گزینه به معنای نامطبوعی، سختی، خشونت است.
•Mandatory:
این گزینه به معنای الزامی، اجباری است.
•Paucity:
این گزینه به معنای کمیابی، معدود، اندک است.
•Calamity:
این گزینه به معنای بدبختی ، بیچارگی، مصیبت است.
•Asperity:
این گزینه به معنای نامطبوعی، سختی، خشونت است.
•Mandatory:
این گزینه به معنای الزامی، اجباری است.
📌لغات طلایی:
✴️underrating: ناچیز شمردن، دست کم گرفتن
✴️obscuring: گمنام کردن، مبهم کردن، نامفهوم
✴️estimating: تخمین زدن، ارزیابی کردن
✴️falsifying: باطل ساختن، تزویر کردن، تحریف کردن
✴️sticking: چسبناک، الصاق، گیرافتادن
✴️adhering: بهم چسبیده بودن، جور بودن، طرفدار بودن
✴️refraining: برگردان، منع کردن، خودداری کردن
✴️benefiting: سود بردن، مزایا، نفع
✴️sewed: دوختن، خیاطی کردن
✴️folded: تا خوردن، بهم آمیختن، پیچیدن
✴️tucked: نیرو، زور، بالازدگی، درجای دنج قرار گرفتن
✴️peeled: بی چیز، پوست کنده، چاپیده
✴️contradicted: انکار کردن، رد کردن، مخالف بودن
✴️administered: تقسیم کردن، تهیه کردن، به کار بردن
✴️contraindicated: ضد ، مخالف
✴️recommended: معرفی کردن، توصیه شدن، پیشنهاد کردن
✴️traumatized: معذب کردن
✴️inoculated: تلقیح کردن، مایه کوبی کردن
✴️eliminated: زدودن، رفع کردن، برطرف کردن
✴️dismissed: معاف کردن، مرخص کردن، منفصل کردن
✴️hampered: از کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن
✴️caused: واداشتن، سبب شدن، موجب، علت
✴️hindered : به تاخیر انداختن، مانع شدن
✴️yielded: تسلیم کردن، محصول، بهره، بازده
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️underrating: ناچیز شمردن، دست کم گرفتن
✴️obscuring: گمنام کردن، مبهم کردن، نامفهوم
✴️estimating: تخمین زدن، ارزیابی کردن
✴️falsifying: باطل ساختن، تزویر کردن، تحریف کردن
✴️sticking: چسبناک، الصاق، گیرافتادن
✴️adhering: بهم چسبیده بودن، جور بودن، طرفدار بودن
✴️refraining: برگردان، منع کردن، خودداری کردن
✴️benefiting: سود بردن، مزایا، نفع
✴️sewed: دوختن، خیاطی کردن
✴️folded: تا خوردن، بهم آمیختن، پیچیدن
✴️tucked: نیرو، زور، بالازدگی، درجای دنج قرار گرفتن
✴️peeled: بی چیز، پوست کنده، چاپیده
✴️contradicted: انکار کردن، رد کردن، مخالف بودن
✴️administered: تقسیم کردن، تهیه کردن، به کار بردن
✴️contraindicated: ضد ، مخالف
✴️recommended: معرفی کردن، توصیه شدن، پیشنهاد کردن
✴️traumatized: معذب کردن
✴️inoculated: تلقیح کردن، مایه کوبی کردن
✴️eliminated: زدودن، رفع کردن، برطرف کردن
✴️dismissed: معاف کردن، مرخص کردن، منفصل کردن
✴️hampered: از کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن
✴️caused: واداشتن، سبب شدن، موجب، علت
✴️hindered : به تاخیر انداختن، مانع شدن
✴️yielded: تسلیم کردن، محصول، بهره، بازده
📍https://t.me/Ellipsis50
❤🔥5
🔠The new treatment method was............by the medical community.
Anonymous Quiz
21%
Invigorated
13%
Aroused
27%
Proliferated
40%
Endorsed
English For All (EFA)
🔠The team's.............approach to patient care impressed everyone.
رویکرد خیرخواهانه تیم در مراقبت از بیمار همه را تحت تأثیر قرار داد.
•Senility:
این گزینه به معنای سالخورده، پیری ، کهولت است.
•Benevolent:
این گزینه به معنای کریم، نیکخواه،خیراندیش است.
•Delinquent:
این گزینه به معنای مقصر، غفلت کار است.
•Competent:
این گزینه به معنای شایسته ، صلاحیت دار، با کفایت است.
•Senility:
این گزینه به معنای سالخورده، پیری ، کهولت است.
•Benevolent:
این گزینه به معنای کریم، نیکخواه،خیراندیش است.
•Delinquent:
این گزینه به معنای مقصر، غفلت کار است.
•Competent:
این گزینه به معنای شایسته ، صلاحیت دار، با کفایت است.
❤🔥2
📌لغات طلایی:
✴️retrospective: پس نگری، نگاه به گذشته
✴️transient: کوتاه، زود گذر، گذرا
✴️momentary: آنی، زودگذر
✴️prophylactic: مانع بروز مرض، پیشگیری کننده
✴️remain: جنازه ، جسد، بقایا، آثار
✴️diminish: تقلیل یافته، کاسته، کاهیده
✴️vanishes: ناپدید شدن، غیب شدن
✴️drains: زهکشی کردن، زیرآب
✴️credit: نسبت دادن، اعتبار، آبرو
✴️merits: شایستگی، سزاواری، لیاقت
✴️repercussion: بازگردانی، انعکاس، برگشت
✴️privileges: برتری، مزیت، اعطا کردن
✴️ample: فراخ، پهناور، وسیع، فراوان
✴️scant: اندک، معدود، ناکافی
✴️abundant: بسیار، فراوان، وافر
✴️beneficent: نیکوکار، صاحب کرم، منعم
✴️fracture: شکافتن، گسیختن، ترک
✴️laceration: دریدگی، پارگی
✴️bruise: کوفته شدن، کبود شدگی، ضربه دیدن
✴️incision: بریدگی، شکاف، برش
✴️initiate: بنیاد نهادن، ابداع کردن
✴️alleviate: سبک کردن، آرام کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
✴️complicate: پیچیده کردن، پیچیده
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️retrospective: پس نگری، نگاه به گذشته
✴️transient: کوتاه، زود گذر، گذرا
✴️momentary: آنی، زودگذر
✴️prophylactic: مانع بروز مرض، پیشگیری کننده
✴️remain: جنازه ، جسد، بقایا، آثار
✴️diminish: تقلیل یافته، کاسته، کاهیده
✴️vanishes: ناپدید شدن، غیب شدن
✴️drains: زهکشی کردن، زیرآب
✴️credit: نسبت دادن، اعتبار، آبرو
✴️merits: شایستگی، سزاواری، لیاقت
✴️repercussion: بازگردانی، انعکاس، برگشت
✴️privileges: برتری، مزیت، اعطا کردن
✴️ample: فراخ، پهناور، وسیع، فراوان
✴️scant: اندک، معدود، ناکافی
✴️abundant: بسیار، فراوان، وافر
✴️beneficent: نیکوکار، صاحب کرم، منعم
✴️fracture: شکافتن، گسیختن، ترک
✴️laceration: دریدگی، پارگی
✴️bruise: کوفته شدن، کبود شدگی، ضربه دیدن
✴️incision: بریدگی، شکاف، برش
✴️initiate: بنیاد نهادن، ابداع کردن
✴️alleviate: سبک کردن، آرام کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
✴️complicate: پیچیده کردن، پیچیده
📍https://t.me/Ellipsis50
❤5🔥1
📌لغات طلایی:
✴️abate: فروکش کردن، فرونشستن، تنزل
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن، پس رفتن
✴️subside: فروکش کردن، نشست کردن
✴️persist: سماجت کردن، پافشاری کردن، اصرار کردن
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن
✴️insist: اصرار ورزیدن، پافشاری کردن
✴️adhere: چسبیده بودن، جور بودن، وفادار ماندن
✴️ascend: بالا رفتن، صعود کردن
✴️prompt: چالاک، سریع، آماده
✴️sluggish: تنبل، لش، آهسته رو
✴️lethargic: بیحال، سست
✴️hesitant: مردد، دودل، تامل کننده
✴️affluent: سرشار، فراوان، ریزنده
✴️aggressive: پرتکاپو، متجاوز، سلطه جو
✴️amiable: شیرین، دلپذیر، مهربان
✴️peculiar: عجیب و غریب، ویژه
✴️typical: نمونه نوعی، نمونه بارز
✴️regular: مقرر، عادی، معین
✴️genial: خوش مشرب، خوش معاشرت
✴️acknowledgement: سپاسگزاری، تایید، تصدیق
✴️collapse: فروپاشی، متلاشی شدن
✴️invigoration: تقویت
✴️retrieval: بازیابی
✴️afflicted: غمزده، رنجور، محنت زده
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️abate: فروکش کردن، فرونشستن، تنزل
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن، پس رفتن
✴️subside: فروکش کردن، نشست کردن
✴️persist: سماجت کردن، پافشاری کردن، اصرار کردن
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن
✴️insist: اصرار ورزیدن، پافشاری کردن
✴️adhere: چسبیده بودن، جور بودن، وفادار ماندن
✴️ascend: بالا رفتن، صعود کردن
✴️prompt: چالاک، سریع، آماده
✴️sluggish: تنبل، لش، آهسته رو
✴️lethargic: بیحال، سست
✴️hesitant: مردد، دودل، تامل کننده
✴️affluent: سرشار، فراوان، ریزنده
✴️aggressive: پرتکاپو، متجاوز، سلطه جو
✴️amiable: شیرین، دلپذیر، مهربان
✴️peculiar: عجیب و غریب، ویژه
✴️typical: نمونه نوعی، نمونه بارز
✴️regular: مقرر، عادی، معین
✴️genial: خوش مشرب، خوش معاشرت
✴️acknowledgement: سپاسگزاری، تایید، تصدیق
✴️collapse: فروپاشی، متلاشی شدن
✴️invigoration: تقویت
✴️retrieval: بازیابی
✴️afflicted: غمزده، رنجور، محنت زده
📍https://t.me/Ellipsis50
👍8🙏3
English For All (EFA)
🔠The patient's recovery was.............due to complication.
به دلیل عوارض، بهبودی بیمار طولانی شد.
•Hinder:
این گزینه به معنای مانع شدن، به تاخیر انداختن است.
•Protracted:
این گزینه به معنای طولانی،ممتد، متمادی است.
•Inhibit:
این گزینه به معنای جلوگیری کردن، منع کردن است.
•Sustain:
این گزینه به معنای حمایت کردن، تقویت کردن است.
•Hinder:
این گزینه به معنای مانع شدن، به تاخیر انداختن است.
•Protracted:
این گزینه به معنای طولانی،ممتد، متمادی است.
•Inhibit:
این گزینه به معنای جلوگیری کردن، منع کردن است.
•Sustain:
این گزینه به معنای حمایت کردن، تقویت کردن است.
❤🔥1
📌لغات طلایی:
✴️imminent: نزدیک، قریب الوقوع، حتمی
✴️trivial: جزیی، ناقابل، کم مایه
✴️negligible: قابل چشم پوشی، بی اهمیت، ناچیز
✴️marginal: مرزی، حاشیه ای، لبه
✴️induced: وادار کردن، تحریک شدن، فراهم کردن
✴️distorted: تحریف کردن، خمیدن، کج کردن
✴️pursued: پیگیری کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن
✴️simulated: شبیه سازی کردن، تشبیه کردن
✴️provoke: خشمگین کردن، برافروختن
✴️exceed: متجاوز بودن، قدم فراتر نهادن، تخطی کردن
✴️mediate: میانجی گری کردن، درمیان واقع شدن، وساطت کردن
✴️maintain: حفظ کردن، نگهداری کردن، پشتیبانی کردن
✴️impermeable: غیر قابل نفوذ، نشت ناپذیر، ناتراوا
✴️insatiable: سیر نشدنی
✴️unsaturated: سیر نشده، اشباع نشده
✴️inflammable: التهاب پذیر، قابل اشتغال
✴️deviate: منحرف شدن، کجرو شدن
✴️maladjusted: عدم توافق، ناسازگاری
✴️attributed: نسبت دادن، مشخصه، ویژگی
✴️excluded: مانع شدن، محروم کردن
✴️call for: ایجاب کردن، مستلزم بودن
✴️halt: درنگ، مکث کردن، ایست
✴️cessation: پایان، تعطیل، خاتمه دادن
✴️pause: توقف، درنگ، مکث کردن
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️imminent: نزدیک، قریب الوقوع، حتمی
✴️trivial: جزیی، ناقابل، کم مایه
✴️negligible: قابل چشم پوشی، بی اهمیت، ناچیز
✴️marginal: مرزی، حاشیه ای، لبه
✴️induced: وادار کردن، تحریک شدن، فراهم کردن
✴️distorted: تحریف کردن، خمیدن، کج کردن
✴️pursued: پیگیری کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن
✴️simulated: شبیه سازی کردن، تشبیه کردن
✴️provoke: خشمگین کردن، برافروختن
✴️exceed: متجاوز بودن، قدم فراتر نهادن، تخطی کردن
✴️mediate: میانجی گری کردن، درمیان واقع شدن، وساطت کردن
✴️maintain: حفظ کردن، نگهداری کردن، پشتیبانی کردن
✴️impermeable: غیر قابل نفوذ، نشت ناپذیر، ناتراوا
✴️insatiable: سیر نشدنی
✴️unsaturated: سیر نشده، اشباع نشده
✴️inflammable: التهاب پذیر، قابل اشتغال
✴️deviate: منحرف شدن، کجرو شدن
✴️maladjusted: عدم توافق، ناسازگاری
✴️attributed: نسبت دادن، مشخصه، ویژگی
✴️excluded: مانع شدن، محروم کردن
✴️call for: ایجاب کردن، مستلزم بودن
✴️halt: درنگ، مکث کردن، ایست
✴️cessation: پایان، تعطیل، خاتمه دادن
✴️pause: توقف، درنگ، مکث کردن
📍https://t.me/Ellipsis50
❤🔥2🙏1
📌لغات طلایی:
✴️diagnosis: تشخیص، عیب شناسی
✴️detection: آشکار سازی، ردیابی، کشف
✴️eradication: ریشه کن کردن، قلع و قمع
✴️indiactive:شاخص، دلالت کننده، حاکی، نشانه
✴️invasive: هجوم کننده، تاخت و تاز کننده
✴️infective: عفونت زا، گند زا
✴️intensive: متمرکز، مشتاقانه، پرقوت
✴️exclusive: انحصاری، منحصر به فرد
✴️conclusive: قطعی، قاطع، نهایی
✴️comprehensive: جامع، فراگیرنده، وسیع
✴️tentative: به طور آزمایشی، ابتدایی
✴️eliminated: برطرف کردن، زدودن، رفع کردن
✴️potentiated: نیرومند ساختن، مقتدر ساختن
✴️relieved: برجسته ساختن، تسلی دادن، راحت کردن
✴️declined: کاستن، کاهش، تنزل
✴️prognosis: پیش بینی، ما اندیشی
✴️delivered: رستگار کردن، نجات دادن، هدفگیری
✴️postpone: به تاخیر انداختن، موکول کردن
✴️invaded: تجاوز کردن، حمله کردن، هجوم کردن
✴️confined: بستری، محدود شده
✴️recuperate: بهبودی یافتن، جبران کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
✴️eradicate: قلع و قمع کردن، از ریشه کندن
✴️mitigate: سبک کردن، تسکین دادن
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️diagnosis: تشخیص، عیب شناسی
✴️detection: آشکار سازی، ردیابی، کشف
✴️eradication: ریشه کن کردن، قلع و قمع
✴️indiactive:شاخص، دلالت کننده، حاکی، نشانه
✴️invasive: هجوم کننده، تاخت و تاز کننده
✴️infective: عفونت زا، گند زا
✴️intensive: متمرکز، مشتاقانه، پرقوت
✴️exclusive: انحصاری، منحصر به فرد
✴️conclusive: قطعی، قاطع، نهایی
✴️comprehensive: جامع، فراگیرنده، وسیع
✴️tentative: به طور آزمایشی، ابتدایی
✴️eliminated: برطرف کردن، زدودن، رفع کردن
✴️potentiated: نیرومند ساختن، مقتدر ساختن
✴️relieved: برجسته ساختن، تسلی دادن، راحت کردن
✴️declined: کاستن، کاهش، تنزل
✴️prognosis: پیش بینی، ما اندیشی
✴️delivered: رستگار کردن، نجات دادن، هدفگیری
✴️postpone: به تاخیر انداختن، موکول کردن
✴️invaded: تجاوز کردن، حمله کردن، هجوم کردن
✴️confined: بستری، محدود شده
✴️recuperate: بهبودی یافتن، جبران کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
✴️eradicate: قلع و قمع کردن، از ریشه کندن
✴️mitigate: سبک کردن، تسکین دادن
📍https://t.me/Ellipsis50
❤🔥1👍1
English For All (EFA)
🔠She admits that the new employee's................inexperienced demeanor upset the board of directors, despite his willingness to take risks.
او اذعان می کند که رفتار رسوا کننده و بی تجربگی کارمند جدید، علیرغم تمایل او به ریسک پذیری، هیئت مدیره را ناراحت کرد.
•Amiable:
این گزینه به معنای شیرین، دلپذیر، مهربان است.
•Cordial:
این گزینه به معنای قلبی، صمیمی است.
•Gorgeous:
این گزینه به معنای زیبا، با جلوه مجلل است.
•Scandalous:
این گزینه به معنای افتضاح آمیز، رسوایی آور است.
•Amiable:
این گزینه به معنای شیرین، دلپذیر، مهربان است.
•Cordial:
این گزینه به معنای قلبی، صمیمی است.
•Gorgeous:
این گزینه به معنای زیبا، با جلوه مجلل است.
•Scandalous:
این گزینه به معنای افتضاح آمیز، رسوایی آور است.
👍1
📌لغات طلایی:
✴️natal: زایشی، مولودی
✴️neonatal: نوزاد
✴️antenatal: قبل از تولد
✴️postnatal: بعد از تولد
✴️irreversible: برگشت ناپذیر، یکطرفه
✴️fragmented: خرده، قطعه قطعه، ریز
✴️disoriented: بهم خوردن، ناجور شدن
✴️dissatisfied: ناراضی
✴️discouraged: دلسرد کردن، مایوس کردن، سست کردن
✴️disappointed: مایوس کردن، محروم کردن، ناامید کردن
✴️surpassed: بهتر بودن، پیش افتادن از
✴️endorsed: امضا کردن، پشت نویسی کردن
✴️propagated: پخش کردن، منتشر کردن، رواج دادن
✴️diminish: کم شدن، نقصان یافته
✴️adjucent: نزدیکی، مجاورت
✴️innocuous: زیان آور، مضر
✴️susceptible: در معرض، حساس، مستعد پذیرش
✴️vigorous: پر زور، قوی ، نیرومند
✴️persuasive: تشویقی، وادار کننده، متقاعد کننده
✴️credible: معتبر، باور کردنی، موثق
✴️cogent: متقاعد کننده، دارای قدرت و زور
✴️scanty: کم ، اندک، غیرکافی
✴️irrelevant: نامربوط، بی ربط
✴️alleviate: سبک کردن ، آرام کردن
📍https://t.me/Ellipsis50
✴️natal: زایشی، مولودی
✴️neonatal: نوزاد
✴️antenatal: قبل از تولد
✴️postnatal: بعد از تولد
✴️irreversible: برگشت ناپذیر، یکطرفه
✴️fragmented: خرده، قطعه قطعه، ریز
✴️disoriented: بهم خوردن، ناجور شدن
✴️dissatisfied: ناراضی
✴️discouraged: دلسرد کردن، مایوس کردن، سست کردن
✴️disappointed: مایوس کردن، محروم کردن، ناامید کردن
✴️surpassed: بهتر بودن، پیش افتادن از
✴️endorsed: امضا کردن، پشت نویسی کردن
✴️propagated: پخش کردن، منتشر کردن، رواج دادن
✴️diminish: کم شدن، نقصان یافته
✴️adjucent: نزدیکی، مجاورت
✴️innocuous: زیان آور، مضر
✴️susceptible: در معرض، حساس، مستعد پذیرش
✴️vigorous: پر زور، قوی ، نیرومند
✴️persuasive: تشویقی، وادار کننده، متقاعد کننده
✴️credible: معتبر، باور کردنی، موثق
✴️cogent: متقاعد کننده، دارای قدرت و زور
✴️scanty: کم ، اندک، غیرکافی
✴️irrelevant: نامربوط، بی ربط
✴️alleviate: سبک کردن ، آرام کردن
📍https://t.me/Ellipsis50
❤5👍1🙏1