English For All (EFA)
20.6K subscribers
674 photos
15 videos
94 files
432 links
در این کانال:
۱. آزمون هفتگی
۲. آموزش لغات و گرامر
۳. اصول پاسخ گویی به متون
مناسب دوستان تحصیلات تکمیلی ( بهداشت و علوم ) و آزمونهای استخدامی و علوم پایه پزشکی
Admin
@Daneshjoo202

تبادل و تبلیغ: @starh20

کانال تست مجزا
https://t.me/ellipsis1400
Download Telegram
English For All (EFA)
🔠Despite the..............of evidence,the diagnosis remained uncertain.
با وجود شواهد قوی، تشخیص بیماری نامشخص باقی ماند.

•Hesitant:
این گزینه به معنای مردد، درنگ کننده است.
•Ardent:
این گزینه به معنای گرم، سوزان، تند و تیز است.
•Gloomy:
این گزینه به معنای تاریک، تیره، افسرده است.
•Senile:
این گزینه به معنای سالخورده، مربوط به پیری است.
❤‍🔥3
📌لغات طلایی:

✴️alleviate: سبک کردن، آرام کردن
✴️regenerate: احیا کردن، زندگی تازه یافتن
✴️consolidate: محکم کردن، یکی کردن
✴️puncture: شکسته شدن، سوراخ کردن، پنچر شدن
✴️undergo: تحمل کردن، دستخوش چیزی شدن
✴️understand: فهمیدن، دریافتن، درک کردن
✴️underpin: پشتیبانی کردن، پی بندی کردن
✴️underscore: تاکید، خط زیر چیزی کشیدن
✴️complexion: رنگ زدن، رنگ چهره
✴️character: شخصیت، مجسم کردن، سیرت
✴️frailty: سستی، نا استواری، ضعف اخلاق
✴️stature: تمام ، رفعت
✴️burn down: آهسته تر سوختن
✴️clear up: مرتب کردن، باز شدن
✴️blow: جای پا در رفتن
✴️dry up: خشک شدن، خاموش شدن
✴️contain: باز داشتن، دربر گرفتن، محتوی بودن
✴️pertain: وابسته بودن، متعلق بودن
✴️obtain: بدست آوردن، فراهم کردن، گرفتن
✴️curtain: دیواره، مانع، پرده، جدار
✴️verified: مقایسه کردن، رسیدگی کردن
✴️hazardous: زیان اور، مضر، پر خطر
✴️approved: تصدیق شده، تایید شده 
✴️constructive: سازنده، سودمند، مفید

📍https://t.me/Ellipsis50
3❤‍🔥2👍1
📌لغات طلایی:

✴️invigorative: نیرو دادن، تقویت شدن، قوت دادن
✴️restorative:  تجدید کننده، اعاده کننده
✴️consolidating: محکم کردن، یکی کردن
✴️debilitating:  ناتوان کردن، ضعیف کردن
✴️permeate: نفوذ کردن، سرایت کردن
✴️promote:  تاسیس کردن، توسعه دادن
✴️overlook: چشم پوشی کردن، چشم انداز
✴️underestimate:  ناچیزپنداشتن، دست کم گرفتن
✴️depreciation: ناچیز شماری، کاهش بها
✴️falsification:  تکذیب، تحریف، تزویر
✴️intensification:  تقویت، افزایش، تشدید
✴️contributions: همکاری و کمک، سهمیه، شرکت
✴️relinquished: چشم پوشیدن، ول کردن، ترک کردن
✴️relieved: برجسته ساختن، فرونشاندن، راحت کردن
✴️triggered: رها کردن، راه انداختن
✴️prohibited:  محرم، ممنوع
✴️bizarre: غریب و عجیب، خیالی
✴️mature:  کامل کردن، بالغ شدن، به حد رشد رساندن
✴️decent: آراسته، محجوب، نجیب
✴️humble: فروتن، متواضع
✴️intensive: پرقوت، متمرکز، مشتاقانه
✴️pleasurable: فرح بخش، لذت بخش، لذیذ
✴️intriguing: دسیسه کردن، فریفتن 
✴️persistent: پایدار، ماندگار، مداوم

📍https://t.me/Ellipsis50
4👍2🙏2
English For All (EFA)
🔠The ..........of resources in the hospital hindered efficient patient care.
منابع اجباری در بیمارستان، مانع از ارائه مراقبت‌های موثرو کارامد به بیماران شد.

•Paucity:
این گزینه به معنای کمیابی، معدود، اندک است.
•Calamity:
این گزینه به معنای بدبختی ، بیچارگی، مصیبت است.
•Asperity:
این گزینه به معنای نامطبوعی، سختی، خشونت است.
•Mandatory:
این گزینه به معنای الزامی، اجباری است.
Mandatory

@Ellipsis50
1
Mandatory

@Ellipsis50
📌لغات طلایی:

✴️underrating:  ناچیز شمردن، دست کم گرفتن
✴️obscuring: گمنام کردن، مبهم کردن، نامفهوم
✴️estimating: تخمین زدن، ارزیابی کردن
✴️falsifying: باطل ساختن، تزویر کردن، تحریف کردن
✴️sticking:  چسبناک، الصاق، گیرافتادن
✴️adhering:  بهم چسبیده بودن، جور بودن، طرفدار بودن
✴️refraining:  برگردان، منع کردن، خودداری کردن
✴️benefiting: سود بردن، مزایا، نفع
✴️sewed: دوختن، خیاطی کردن
✴️folded: تا خوردن، بهم آمیختن، پیچیدن
✴️tucked:  نیرو، زور، بالازدگی، درجای دنج قرار گرفتن
✴️peeled: بی چیز، پوست کنده، چاپیده
✴️contradicted:  انکار کردن، رد کردن، مخالف بودن
✴️administered:  تقسیم کردن، تهیه کردن، به کار بردن
✴️contraindicated:  ضد ، مخالف
✴️recommended: معرفی کردن، توصیه شدن، پیشنهاد کردن
✴️traumatized: معذب کردن
✴️inoculated: تلقیح کردن، مایه کوبی کردن
✴️eliminated:  زدودن، رفع کردن، برطرف کردن
✴️dismissed: معاف کردن، مرخص کردن، منفصل کردن
✴️hampered: از کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن
✴️caused: واداشتن، سبب شدن، موجب، علت
✴️hindered : به تاخیر انداختن، مانع شدن 
✴️yielded: تسلیم کردن، محصول، بهره، بازده

📍https://t.me/Ellipsis50
❤‍🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔠The new treatment method was............by the medical community.
Anonymous Quiz
21%
Invigorated
13%
Aroused
27%
Proliferated
40%
Endorsed
English For All (EFA)
🔠The team's.............approach to patient care impressed everyone.
رویکرد خیرخواهانه تیم در مراقبت از بیمار همه را تحت تأثیر قرار داد.

•Senility:
این گزینه به معنای سالخورده، پیری ، کهولت است‌.
•Benevolent:
این گزینه به معنای کریم، نیکخواه،خیراندیش است.
•Delinquent:
این گزینه به معنای مقصر، غفلت کار است.
•Competent:
این گزینه به معنای شایسته ، صلاحیت دار، با کفایت است.
❤‍🔥2
Benevolent

@Ellipsis50
Benevolent

@Ellipsis50
📌لغات طلایی:

✴️retrospective:  پس نگری، نگاه به گذشته
✴️transient:  کوتاه، زود گذر، گذرا
✴️momentary: آنی، زودگذر
✴️prophylactic: مانع بروز مرض، پیشگیری کننده
✴️remain:  جنازه ، جسد، بقایا، آثار
✴️diminish:  تقلیل یافته، کاسته، کاهیده
✴️vanishes: ناپدید شدن، غیب شدن
✴️drains:  زهکشی کردن، زیرآب
✴️credit:  نسبت دادن، اعتبار، آبرو
✴️merits: شایستگی، سزاواری، لیاقت
✴️repercussion:  بازگردانی، انعکاس، برگشت
✴️privileges:  برتری، مزیت، اعطا کردن
✴️ample:  فراخ، پهناور، وسیع، فراوان
✴️scant: اندک، معدود، ناکافی
✴️abundant: بسیار، فراوان، وافر
✴️beneficent: نیکوکار، صاحب کرم، منعم
✴️fracture:  شکافتن، گسیختن، ترک
✴️laceration:  دریدگی، پارگی
✴️bruise: کوفته شدن، کبود شدگی، ضربه دیدن
✴️incision:  بریدگی، شکاف، برش
✴️initiate:  بنیاد نهادن، ابداع کردن
✴️alleviate: سبک کردن، آرام کردن
✴️exacerbate: بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن 
✴️complicate: پیچیده کردن، پیچیده

📍https://t.me/Ellipsis50
5🔥1
📌لغات طلایی:

✴️abate: فروکش کردن، فرونشستن، تنزل
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن، پس رفتن
✴️subside:  فروکش کردن، نشست کردن
✴️persist:  سماجت کردن، پافشاری کردن، اصرار کردن
✴️recede: کنار کشیدن، عقب کشیدن  
✴️insist:  اصرار ورزیدن، پافشاری کردن
✴️adhere: چسبیده بودن، جور بودن، وفادار ماندن
✴️ascend: بالا رفتن، صعود کردن
✴️prompt:  چالاک، سریع، آماده
✴️sluggish:  تنبل، لش، آهسته رو
✴️lethargic: بیحال، سست
✴️hesitant:  مردد، دودل، تامل کننده
✴️affluent: سرشار، فراوان، ریزنده
✴️aggressive:  پرتکاپو، متجاوز، سلطه جو
✴️amiable: شیرین، دلپذیر، مهربان
✴️peculiar:  عجیب و غریب، ویژه
✴️typical:  نمونه نوعی، نمونه بارز
✴️regular:  مقرر، عادی، معین
✴️genial: خوش مشرب، خوش معاشرت
✴️acknowledgement: سپاسگزاری، تایید، تصدیق
✴️collapse:  فروپاشی، متلاشی شدن
✴️invigoration:  تقویت
✴️retrieval: بازیابی
✴️afflicted: غمزده، رنجور، محنت زده

📍https://t.me/Ellipsis50
👍8🙏3
English For All (EFA)
🔠The patient's recovery was.............due to complication.
به دلیل عوارض، بهبودی بیمار طولانی شد.

•Hinder:
این گزینه به معنای مانع شدن، به تاخیر انداختن است.
•Protracted:
این گزینه به معنای طولانی،ممتد، متمادی است.
•Inhibit:
این گزینه به معنای جلوگیری کردن، منع کردن است.
•Sustain:
این گزینه به معنای حمایت کردن، تقویت کردن است.
❤‍🔥1
Protract

@Ellipsis50
Protract

@Ellipsis50
2👍1
📌لغات طلایی:

✴️imminent: نزدیک، قریب الوقوع، حتمی
✴️trivial:  جزیی، ناقابل، کم مایه
✴️negligible:  قابل چشم پوشی، بی اهمیت، ناچیز
✴️marginal: مرزی، حاشیه ای، لبه
✴️induced:  وادار کردن، تحریک شدن، فراهم کردن  
✴️distorted:  تحریف کردن، خمیدن، کج کردن
✴️pursued:  پیگیری کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن
✴️simulated:  شبیه سازی کردن، تشبیه کردن
✴️provoke: خشمگین کردن، برافروختن
✴️exceed:  متجاوز بودن، قدم فراتر نهادن، تخطی کردن
✴️mediate:  میانجی گری کردن، درمیان واقع شدن، وساطت کردن
✴️maintain:  حفظ کردن، نگهداری کردن، پشتیبانی کردن
✴️impermeable: غیر قابل نفوذ، نشت ناپذیر، ناتراوا
✴️insatiable: سیر نشدنی
✴️unsaturated: سیر نشده، اشباع نشده
✴️inflammable:  التهاب پذیر، قابل اشتغال
✴️deviate:  منحرف شدن، کجرو شدن
✴️maladjusted:  عدم توافق، ناسازگاری
✴️attributed: نسبت دادن، مشخصه، ویژگی
✴️excluded:  مانع شدن، محروم کردن
✴️call for: ایجاب کردن، مستلزم بودن
✴️halt: درنگ، مکث کردن، ایست
✴️cessation:  پایان، تعطیل، خاتمه دادن
✴️pause: توقف، درنگ، مکث کردن

📍https://t.me/Ellipsis50
❤‍🔥2🙏1