𝐄𝐥𝐢𝐱𝐢𝐫
159 subscribers
1K photos
114 videos
2 files
614 links
سلامتی سه تن
خدا / چای / اویدک

🇵🇸🇮🇷🇱🇧 / 🎒
قاتلِ سُس‌پرستان🩸

بایوی چانال:
https://t.me/Elixir_313/39259
Download Telegram
بیاین امروزو به دور از هرچی احساس منفیه بگذرونیم
یه روزم یه روزه دیگه،نه؟
👍7
هرچی شد بگیم
هاکوناماتاتا🙂‍↔️
6🤣2
یه کسایی لفت میدن از چنل که اصلا یادم نمیاد کی جوین شده بودن
🌚5😁2
•یه شاخه بابونه🎒
بچه ها بهم میگن کاش ماهم مثل تو علی بی غم بودیم😔🤝
ولی من میگم کاش مثل تویی که دلت پر از غمای سخته و امونتو بریده ولی بازم بروز نمیدی و حتی لبخند به لب اطرافیانت میاری بودم🤝
8
هستین یه نکته بگم؟
👍8
چیزی که میگم حرفای خودمه
ولی از اونجایی که یکم نیاز به مرتب سازیش بود دادم بینگول مرتبش کرد جمله بندیشو.
👍61
یه وقتایی غصه‌هامون واقعا اندازه‌ای که فکر میکنیم بزرگ نیستن،فقط چون زیاد ازشون گفتیم، زیاد تکرارشون کردیم،توی ذهنمون ازشون بت ساختیم.
واقعیت اینه که بعضی دردها فقط توی تکرار و نشخوار ذهنی باد میکنن، وگرنه اگه همون لحظه‌ اول یه گوشه‌ایشو مینوشتیم یا از دور نگاهش میکردیم، شاید میدیدیم چیز خاصی نیست.
اما خب، ما آدما عجیبیم...
یه نفر که غمشو تعریف میکنه، ناخودآگاه ما هم میریم سراغ غم خودمون. یه حس عجیبی هم پشتشه،انگار اگه چیزی نگیم، جا موندیم، کم آوردیم، یا یه چیزی ازمون کمه!
و اینجوری میشه که دورِ هم غصه میخوریم، بی‌اینکه بفهمیم بیشتر از درد،خودمون داریم درد می‌سازیم.
گاهی باید به خودمون بگیم:شاید همه‌چی اونقدری که حس میکنم نباشه، شاید فقط زیادی عادت کردم غمگین باشم،زیادی با درد صمیمی شدم...
#نکته
👍8❤‍🔥4
الحمدلله دیگه حیا قورت داده شوده بعضی جاها🤲🏻
💔7
خدایا حکمتتو شکر
وقتی مثل ببعی درمونده یه گوشه ی خونه افتادم و حوصلم سررفته هیچ اتفاق خاصی نمیوفته
ولی وقتی تصمیم میگیرم پاشم درس بخونم و آدم شم از ناکجاآباد یکی ماره دعوت میکنه خونشون مهمونی.
🤣102😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4😁11
Forwarded from Harf Chat
 𝐄𝐥𝐢𝐱𝐢𝐫
تله‌ی وابستگی
یه بچه رو تصور کن که از همون اول،هر بار میخواست کاری رو خودش انجام بده،یه نفر جلوشو میگرفت.
مثلا میخواست بند کفششو ببنده،میگفتن:
"نه نه،تو نمیتونی،من برات میبندم."
یا وقتی میخواست تصمیم بگیره،بهش میگفتن:
"تو عقل نداری واسه این چیزا،بذار ما بگیم چی درسته."
کم‌کم این بچه یاد میگیره که خودش «نمیتونه». یاد میگیره اگه بخواد تنها تصمیم بگیره یا کاری رو خودش جلو ببره،احتمال شکستش بالاست.
و حالا که بزرگ شده؟
اون حس ناتوانی،هنوز باهاشه.
آدمی که تله‌ی وابستگی داره،یه جور احساس درونی داره که"من به تنهایی از پس زندگی برنمیام."
مثلا اگه بخواد کار جدیدی شروع کنه،اول از همه دنبال یکی میگرده که نظر بده،کمک کنه،حتی گاهی همه‌ی کارو براش انجام بده.
یه جور چسب نامرئی به آدما داره چون تنهایی براش وحشتناکه. نه لزوما از نظر عاطفی،بیشتر از نظر "مدیریت زندگی".
تصمیم‌گیری؟ کابوسه!
حتی تصمیم‌های کوچیک،مثل انتخاب رشته، خرید وسیله یا اینکه بره مسافرت یا نه…
مدام دنبال یکیه که تاییدش کنه،راهو نشون بده، بگه “درسته”،چون خودش به خودش اعتماد نداره.
حالا از بیرون شاید بگی:"این آدم خیلی مهربونه، همیشه از بقیه کمک میگیره،خیلی هم اجتماعی‌ـه!"
ولی پشت این رفتار، یه ترس عمیقه:
ترس از افتادن،اشتباه کردن،خراب‌کردن…
و ترسی که شاید اگه تنها بمونه،اصلا از پس خودش برنیاد.
گاهی هم این تله باعث میشه آدمایی رو دور خودش جمع کنه که کنترل‌گر باشن، چون ناخودآگاه میخواد یکی راهو براش تعیین کنه…
و خب،این چرخه‌ی وابستگی همین‌طور ادامه پیدا میکنه.
ولی حقیقت اینه که اون آدم، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنه توانایی داره… فقط یه جایی، یکی باورشو ازش دزدیده و حالا وقتشه که دوباره این باور رو، دونه‌دونه، پس بگیره.
#روانشناسی
❤‍🔥5💔1
میدونم این توضیحات تله ها یکم طولانی میشه ولی برای رسوندن مفهومش لازمه🥲🫴
❤‍🔥7
دیدین میگن جواب سلامو میشه حین نماز خوندن داد...
من نمیتونم😂😔احساس میکنم نمازم خراب میشه
👍9😁3
امتحان کردین؟
👎7👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی ازم میخوان راجع به دوران کنکورم بگم:
🤣9