یادگیری زبان انگلیسی
17.4K subscribers
9.24K photos
10.5K videos
120 files
25.8K links
😍 شش درس رایگان + نظرات صوتی را اینجا 👇 ببینید

http://t.me/Nemone_Tadriss

🔸جهت ثبت نام کلاس های تلگرامی با تخفیف ویژه عدد 6 رو به آیدی زیر بفرستید
👇
T.me/EnglishAdmin

.
.
.
.
.
.
.
Download Telegram
Be Head and shoulders above
یک سر و گردن بالاتر بودن

Have what it takes
توانایی لازم برای انجام کاری

Have a good head on his shoulders
منطقی و باهوش بودن، معقول بودن

Stand on your own two feet
روی پای خود ایستادن

Be Cut out for something
برای کاری ساخته شدن

Have a good command of something
تسلط داشتن، احاطه داشتن

Have an ace up your sleeve
برگ برنده در دست داشتن

Be well off
پولدار بودن، مایه دار بودن

Be one in a million
بینظیر بودن، لنگه نداشتن

Be the salt of the earth
آدم نازنینی بودن

The life of the party
مجلس گرمکن آدم بامزه، شوخ

Be in the best of health
در سلامت کامل، تندرست بودن

Be in good/ great/ perfect/ terrible… shape
در وضعیت خوب، خوش هیکل، قوی و سالم
Be alive and kicking
سالم و سرحال، سر و مر وگنده

Be safe and sound
صحیح و سالم

Be thick - skinned
حساس و زودرنج نبودن

Be nobody’s fool
عاقل – دانا
Have a clear/ clean conscience
وجدان راحت داشتن،

Have the right to do something
حق انجام کاری را داشتن

Take after somebody
شبیه کسی بودن – به کسی رفتن
متن ترانه شکیرا در مجمع عمومی سازمان ملل....
این آهنگ در اصل متعلق به خواننده و آهنگساز بزرگ بریتانیایی جان لنون است که تا به حال تحسین بسیاری از بزرگان اهل موسیقی صلح را به خود معطوف کرده است و شکیرا خواننده کلمبایی ان را بازخوانی کرده و به الان و غالب کردی تقدیم کرده است.
متن ترانه Imagine از جان لنون درباره صلح
متن آهنگ Imagine از جان لنون خواننده گروه بیتلز که فردی بسیار صلح طلب بود. این آهنگ هم درباره آرزوی برقراری صلح و برابری در جهان است.Imagine there's no Heaven
تصور کنین که بهشتی وجود نداره

It's easy if you try
آسونه اگه تلاش کنی

No hell below us
جهنمی زیر ما نیست

Above us only sky
بالای ما فقط آسمونه

Imagine all the people
تصور کنین که تمام مردم

Living for today
برای امروز زندگی میکنن


Imagine there's no countries
تصور کنین هیچ کشوری وجود نداره

It isn't hard to do
انجامش سخت نیست

Nothing to kill or die for
چیزی نیست که به خاطرش کشت یا مرد

And no religion too
همچنین هیچ دینی هم وجود نداره

Imagine all the people
تصور کنین که تمام مردم


Living life in peace
در صلح زندگی میکنن


You may say that I'm a dreamer
امکان داره بگین من خیالپردازم

But I'm not the only one
اما من تنها شخص نیستم

I hope someday you'll join us
امیدوارم یه روز به ما بپیوندی

And the world will be as one
و جهان یکی میشود


Imagine no possessions
تصور کن هیچ ملک خصوصی ای وجود نداره

I wonder if you can
میخوام ببینم اگه میتونی

No need for greed or hunger
چیزی نیست که بخاطرش طمع ورزید

A brotherhood of man
یه سرزمین برادری که انسان ها توش زندگی میکنن

Imagine all the people
تصور کنین که تمام مردم


Sharing all the world
تمام دنیا رو به اشتراک میذارن



You may say that I'm a dreamer
امکان داره بگین من خیالپردازم

But I'm not the only one
اما من تنها شخص نیستم

I hope someday you'll join us
امیدوارم یه روز به ما بپیوندی

And the world will be as one
و جهان یکی میشود
بنابه درخواست تعدادی از دوستان ، علاوه بر روال جاری کانال روزانه دو فایل صوتی یکی با لهجه ukودیگری با لهجه‌ usa جهت تقویت تلفظ در کانال به روش BBCوVOA قرار داده میشود.
Mehr.sh, [۰۵.۱۲.۱۵ ۱۴:۰۷]
Both-neither-either قواعد و نکات مربوط به

این سه کلمه هم ضمیر هستند و هم صفت ، یعنی هم جانشین اسم هستند و هم قبل از اسم به عنوان صفت بکار می روند که به ترتیب کاربرد آنها تشریح می گردد.
کلمه either به معنی (هر کدام از دو) اشاره به دو چیز و یا دو فرد کرده به عنوان صفت قبل از اسم مفرد و بعنوان ضمیر در آخر جمله بکار می رود.فعل جمله همیشه مفرد است.
مثال:
آیا دو تا آوازهایش را دوست دارید؟
Do you like his two songs?
خیر، من هیچکدام را دوست ندارم.(ضمیر)
No, I don’t like either.
هر کدام از کتاب ها برای یادگیری مفید هستند.(اشاره به دو کتاب – either در نقش صفت)
Either book is useful to learn.
در حالیکهneither به معنی (هیچکدام) اشاره به دو چیز و یا دو فرد کرده است.ظاهر جمله مثبت ولی مفهوم آن منفی می باشد.(زیرا خودش مفهوم جمله را منفی می کند.) فعل جمله نیز همیشه مفرد است.
Which book did you buy?

کدام کتاب را خریدید؟

I bought neither.

من هیچکدام را نخریدم.( در نقش ضمیر(

Neither book is mine.

هیچکدام از دو کتاب ها مال من نیست.( neither در نقش صفت.)

بعد از either-neither-both می توان از حرف اضافه of و ضمایر مفعولی نیز استفاده کرد.مثال:
Which of the two cars do you want?

کدامیک از این دو اتومبیل را می خواهید؟

Either of them is good.

هر کدام از آنها خوب است.

I like neither of them.

هیچکدام را دوست ندارم.

I will buy both of them.

هر دوتای آنها را خواهم خرید.

Neither of them is absent.

هیچکدام ار آنها غائب نیستند.

Both of them are sick today.

هردوی آنها امروز مریض هستند.

توجه: کلمه none of در معنی (هیچکدام از) اشاره به بیش از دو نفر یا دو چیز می کند و فعلش هم مفرد است و هم جمع.
None of the students has returned yet.
None of the students have returned yet.
هیچکدام از دانشجویان هنوز بر نگشته اند.

کلمه bothاشاره به دو چیز و یا دو فرد می کند،فعلی که با آن بکار می رود همیشه جمع است.
مثال:
Both mountains were covered with snow.
هر دو کوه ها از برف پوشیده شده بود.( در نقش صفت.)

She has two daughters.
او دو تا دختر دارد.

Both are taller than she is.
هر دو از او قد بلند تر هستند.( در نقش ضمیر.)

چنانچه بعد از کلمه both ازand استفاده شود هر دو کلمه معنی (هم،همچنین) را در زبان فارسی می دهند. و کلمه both و and هر دو حروف ربط محسوب می گردد.

It was both cold and wet.
هوا هم سرد بود و هم مرطوب.
He has both the time and the money to go to Europe.
او برای رفتن به اروپا هم وقتش را دارد و هم پولش را.
@eram21
Forwarded from Deleted Account
در زبان انگلیسی فعل عبارتی، فعل گروهی،فعل دوواژه‌ای، سه‌واژه‌ای، فعل مرکب، فعل ترکیبی، فعل دو کلمه‌ای، فعل دو قسمتی یافعل دو بخشی (به انگلیسی: phrasal verb یا multiword verb یا prepositional verb) به عبارت یا گروه‌واژه‌ای اشاره دارد که شامل یک فعل اصلی به همراه یک یا چند ونداست. برای تسلط و فراگیری کامل زبان انگلیسی، فراگیری فعل‌های عبارتی یک ضرورت است. با رشد جهانی و نفوذ زبان انگلیسی، اهمیت و کاربرد فعل‌های عبارتی نیز افزایش پیدا کرده‌است. به منظور فهم، گفتگو، مطالعه و نگارش زبان انگلیسی به روشی درست، فراگیری فعل‌های عبارتی یک نیاز بسیار مهم به شمار می‌رود.

در زبان انگلیسی و به ویژه در گفتگوهای روزمره و غیررسمی، فعل‌های عبارتی بسیار رایج و متداول هستند. فعل‌های عبارتی متداول زبان انگلیسی باستان فعل‌های پیشونددار جدانشدنی بودند به طوریکه وند به شکلی جدانشدنی به آغاز فعل متصل می‌شد. در اواخر دوره زبان انگلیسی میانه، تعداد فعل‌های عبارتی به اندازه چشمگیری افزایش پیدا کرد. ویلیام شکسپیر در نمایشنامه‌های خود به طور گسترده‌ای از این فعل‌ها استفاده می‌کرد.

اصطلاح فعل‌های عبارتی را نخستین بار استاد دستور زبان انگلیسی به نام لوگان پیرسال اسمیت به کار برد. فعل‌های عبارتی، کاربردی غیررسمی دارند و در گفتگوهای روزمره و محاوره‌ای بسیار رایج هستند. برخی از فعل‌های عبارتی دارای چندین معنا و کاربرد مختلف هستند. دسته‌ای از اسم‌های مرکب از معنای مشخصی از یک فعل عبارتی ساخته می‌شوند. این قاعده به آموزندگان زبان انگلیسی شانس آموختن دو واژه را به صورت همزمان می‌دهد.

بسیاری از فعل‌های عبارتی بر پایه فعل‌های اصلی do، make، go، get، turn و run ساخته می‌شوند که از لحاظ معنی واژگانی سنخیت بسیار کمی با فعل‌های اصلی‌شان دارند. یکی از راه‌های فراگیری فعل‌های عبارتی رسم نمودارهای شبکه‌ای است. چنین نمودارهایی که فعل عبارتی را با مثال و عبارت توضیح داده‌است، برای روشن شدن معنای فعل عبارتی بسیار مفید و آموزنده‌است.
Forwarded from Deleted Account
داستان ۱
😳Bell the Cat

There were a lot of mice in a house. The man of the house got a cat. The cat killed many of the mice. Then the oldest mouse said: "All mice must come to my hole tonight, and we will think what we can do about this cat."

All the mice came. Many mice spoke, but none knew what to do. At last a young mouse stood up and said:" We must put a bell on the cat. Then, when the cat comes near, we'll hear the bell and run away and hide. So the cat will never catch any more mice."

Then the old mouse asked:" Who will put the bell on the cat?" No mouse answered. He waited, but still no one answered. At last he said: "It is not hard to say things, but it is harder to do them."

گربه و زنگوله

موش های زیادی در خانه بودند. صاحب خانه گربه ای را آورد. گربه شمار زیادی از موش ها را کشت. سپس موش پیر گفت: تمام موش ها باید امشب به خانه ی من بیایند تا ما فکر کنیم که برای این گربه چه کار بکنیم.

خیلی از موش ها آمدند. خیلی از موش ها حرف می زدند اما هیچ کدام نمی دانستند که باید چه کار بکنند. سرانجام موش جوانی ایستاد و گفت: ما باید زنگوله ای روی گربه بگذاریم سپس وقتی که گربه به ما نزدیک می شود ما صدای زنگ رو می شنویم و فرار می کنیم و خودمان را مخفی می کنیم. بنابراین گربه نمی تواند هیچ موشی را بگیرد.

سپس موش پیر پرسید: چه کسی زنگوله را روی گربه قرار خواهد داد؟ هیچ موشی جواب نداد. صبر کرد اما هنوز هیچ کش جواب نداد. سرانجام او گفت: این سخت نیست که چیزی را بگوییم اما سخت تر این است که این کار را انجام بدهیم
اصطلاح
I am usually down on my luck
من معمولا بد می آورم
good for you are always in luck
خوش به حالت همیشه شانس می آوری
which nation embraced islam first
کدام ملت اول از همه اسلام آورد؟
why are you making faces?
چرا داری ادا در می آری؟
One another-the others-another-the other

کلمه other به معنی (دیگر) صفت نامعین است و اکثرا با the همراه است.این کلمه با اسم قابل شمارش (هم مفرد و هم جمع) بکار می رود.فعلی که با آن بکار می رود می تواند هم جمع و هم مفرد باشد.(البته بستگی به اسمی دارد که دنبال آن بکار می رود.)مثال:
I don’t want this please give me the other shirt.
من این پیراهن را نمی خواهم لطفا آن یکی پیراهن را به من بدهید.
This window is open but the other window are shut.
این پنجره باز است اما پنجره های دیگر بسته هستند.
کلمه the other با ضمیر one بجای اسم بکار می رود و نقش ضمیر را دارد.مثال:
I don’t want this book please give me the other one.
این کتاب را نمی خواهم لطفا آن یکی را به من بدهید.
another در نقش صفت همیشه با یک اسم مفرد همراه است بدیهی است فعلی که با آن بکار می رود نیز مفرد است.
You can choose another dress if you don’t like this one.
شما می توانید پیراهن دیگری را انتخاب کنید اگر این یکی را دوست ندارید.
کلمه ی another با ضمیر نیز در نقش ضمیر بکار می رود.مثال:
He doesn’t want this ball please give him another one.
او این توپ را نمی خواهد لطفا یکی دیگر به او بدهید.
کلمه others که اکثرا با همراه است فقط ضمیر جمع است و به جای اسم جمع می نشیند.بنابراین بعد ار آن هرگز از اسم استفاده نمی گردد و این خود وجه تشخیص آن و شناسایی این کلمه در تست های 4 جوابی می باشد.مثال:
Few people came to the party . why didn’t the others come?
افراد خیلی کمی به جشن آمدند.چرا دیگران نیامدند؟
اصطلاحات با کلمه *آش*

I‘ll cook your goose
اشی برات بپزم که یک وجب روغن
رویش باشد

he has a finger in every pie

او نخود همه آشی است

She’s no great shakes as an actress
به عنوان یک هنرپیشه همچین آش دهن سوزی هم نیست

He was beaten to a jelly
زدن او را آش و لاش کردند

Like it or lump it
آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته
اصطلاحات با کلمه *انگشت*

When it comes to painting , he is not a patch on his brother
او در نقاشی انگشت کوچکی برادرش هم نمی شود

You have put your finger on a good thing
رو خوب چیزی انگشت گذاشته ای

With a rough estimate, I came to realize the real price
با یک حساب سر انگشتی قیمت واقعی را فهمیدم

He was flabbergasted to hear the story
قصه را که شنید انگشت به دهان ماند

He is a marked man
او آدم انگشت نمایی است
اصطلاحات با کلمه *آسمان*
the sky will not fall in
آسمان که به زمین نمی آید

I have had enough of your cock –and –ball stories
من از این همه آسمان ریسمان بافتن تو خسته شدم

they are as different as chalk and cheese
اززمین تا آسمان با هم فرق می کند

his soul ascended to heaven
روح او به آسمان عروج کرد

a heavenly call awoke me
یک ندای آسمانی مرا بیدار کرد

he was over the moon at passing the exam
به خاطر قبولی در امتحان ازخوشحالی به آسمان پر درآورد