𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
487 subscribers
692 photos
126 videos
198 links
انسان ستیز
-INFJ
(Non-binary/demi-boy) نون بربری
Be a duck or dick, or both.
••Call me ادوارد.
🖤💜🤍💛
Protected by anti-possession symbol and Magneto's Helmet.

@Edwardwinchesterbot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ᴇᴍɪʟʏ ᴄʜᴀʟʟᴇɴɢᴇ
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
11
و تا حالا با هیچ‌ ادیتی اینقدر عمیق احساس همزاد پنداری نکردم :)))
12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
14
⟣ 𝐓𝐇𝐄 𝐂𝐈𝐓𝐘 𝐁𝐄𝐇𝐈𝐍𝐃 𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐇𝐑𝐎𝐍𝐄 ⟢
𝑯𝒐𝒘 𝒄𝒊𝒕𝒊𝒆𝒔 𝒃𝒆𝒄𝒂𝒎𝒆 𝒔𝒚𝒎𝒃𝒐𝒍𝒔 𝒐𝒇 𝒑𝒐𝒘𝒆𝒓.
#EdHistory
15322
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⊹ 𝐌𝐎𝐑𝐄 𝐓𝐇𝐀𝐍 𝐀 𝐂𝐀𝐏𝐈𝐓𝐀𝐋 ⊹
𝑨 𝒄𝒊𝒕𝒚 𝒄𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒔𝒑𝒆𝒂𝒌 𝒇𝒐𝒓 𝒂 𝒓𝒖𝒍𝒆𝒓.
— 𝑷𝑨𝑹𝑻 𝑰 —
1042
یه چیزی که توی تاریخ خیلی راحت از کنارش رد می‌شیم، خودِ شهرها هستن. معمولا وقتی درباره‌ی یه حکومت یا امپراتوری می‌خونیم، اسم پادشاه‌ها، جنگ‌ها و فتح سرزمین‌ها بیشتر به چشممون میاد، ولی کمتر به این فکر می‌کنیم که چرا بعضی حکومت‌ها این‌قدر روی ساختن یا تغییر دادن پایتخت‌هاشون وسواس داشتن. چرا یه حاکم باید وسط یه منطقه‌ی خاص یه شهر عظیم بسازه؟ چرا بعضی پایتخت‌ها عمدا جابه‌جا می‌شدن؟ چرا کاخ‌ها، خیابون‌ها، میدون‌ها و حتی شکل قرار گرفتن ساختمون‌ها تا این حد اهمیت سیاسی داشتن؟ جواب کوتاهش اینه که شهر فقط جایی برای زندگی نبود؛ برای خیلی از حکومت‌های تاریخی، شهر خودش بخشی از سیستم قدرت بود.

وقتی یه حکومت شهر بزرگی می‌ساخت، در واقع داشت چیزی بیشتر از صرفا چندتا ساختمون می‌ساخت. داشت به مردم، سربازها، بازرگان‌ها و حتی حکومت‌های رقیب نشون می‌داد که «من منابع لازم برای انجام چنین کاری رو دارم.» ساختن یه کاخ بزرگ، یه دیوار عظیم یا یه میدون عمومی فقط کاربرد عملی نداشت؛ خودش نمایش قدرت بود. تصور کنین وارد شهری می‌شین و قبل از اینکه حتی با حاکمش ملاقات کنین، با ساختمون‌هایی مواجه می‌شین که اندازه و عظمتشون از چیزی که در زندگی معمولی می‌بینین خیلی بیشتره. پیام خیلی ساده‌س: حکومتی که تونسته چنین چیزی بسازه، احتمالا منابع و نیروی زیادی هم برای حفظ قدرتش داره.

این موضوع مخصوصا وقتی جالب میشه که بدونیم ساختن یه شهر بزرگ در دنیای قدیم کار فوق‌العاده پرهزینه‌ای بوده. مصالح باید منتقل میشدن، نیروی انسانی باید تأمین میشد، غذا و آب باید به جمعیت می‌رسید و برای امنیت شهر هم باید برنامه وجود می‌داشت. بنابراین وقتی یه حاکم پروژه‌ی عظیم شهری راه می‌انداخت، عملا بخشی از اقتصاد کشور رو برای مدت طولانی درگیر می‌کرد. همین باعث می‌شد معماری تبدیل به یه زبان سیاسی بشه؛ زبانی که لازم نبود مردم سواد داشته باشن تا پیامش رو بفهمن.

یکی از نمونه‌های جالب این مسئله پرسپولیسه. تخت جمشید فقط یه مجموعه ساختمون قشنگ برای زندگی روزمره‌ی شاه نبود. کارکردهای تشریفاتی و نمادین خیلی مهمی داشت و طراحی اون به شکلی بود که قدرت و نظم امپراتوری هخامنشی رو نمایش بده. نقش‌برجسته‌هایی که هیئت‌های مختلف از سرزمین‌های متفاوت رو نشون می‌دن، فقط تزئینات ساده نیستن؛ اونا تصویری از یه امپراتوری چندقومیتی ارائه می‌دن که گروه‌های مختلف در چارچوب یه نظم سیاسی بزرگ کنار هم قرار گرفتن.

نکته‌ی جالب اینه که حتی نحوه‌ی نمایش آدم‌ها هم معنی داشت. وقتی توی یه اثر هنری تاریخی می‌بینین نمایندگان سرزمین‌های مختلف با لباس‌ها و ظاهرهای متفاوت، ولی توی یه ساختار منظم و تقریبا هماهنگ نمایش داده شدن، دارین یه پیام سیاسی می‌بینین: تفاوت‌ها وجود دارن، اما همه در نهایت زیر نظم شاهنشاهی قرار گرفتن. این با تصویر یه ارتش فاتح که همه‌چیز رو نابود کرده فرق داره. اینجا حکومت داره خودش رو به عنوان مرکز یه نظم بزرگ معرفی می‌کنه.

پایتخت‌ها از یک جهت دیگه هم اهمیت داشتن و اون، کنترل اطلاعات بود. هرچی یه شهر مرکز سیاسی، اقتصادی و اداری مهم‌تری می‌شد، اطلاعات بیشتری از سراسر قلمرو به اونجا جریان پیدا می‌کرد. مالیات‌ها، گزارش‌های نظامی، نامه‌های سیاسی، معاملات و تصمیم‌های اداری همه به نوعی وارد شبکه‌ی ارتباطی پایتخت می‌شدن. بنابراین پایتخت فقط جایی نبود که شاه زندگی می‌کرد؛ مغز اداری حکومت هم بود.

البته این موضوع همیشه به این معنی نبود که یه پایتخت باید در مرکز جغرافیایی کشور قرار داشته باشه. گاهی یه شهر به خاطر موقعیت تجاری، رودخانه، مسیرهای نظامی یا نزدیکی به مناطق مهم انتخاب می‌شد. بعضی وقت‌ها هم دلیل انتخاب کاملا سیاسی بود. مثلا یه حاکم ممکن بود پایتخت رو به منطقه‌ای منتقل کنه که پایگاه قدرت رقباش کمتر باشه یا به قلمرو گروهی نزدیک‌تر باشه که می‌خواست کنترلشون کنه.

اینجا جابه‌جایی پایتخت تبدیل می‌شه به یه ابزار سیاسی خیلی جالب. وقتی حاکم مرکز قدرت رو تغییر می‌ده، در واقع داره شبکه‌ی قدرت رو هم جابه‌جا می‌کنه. آدم‌هایی که قبلا در مرکز تصمیم‌گیری بودن ممکنه اهمیتشون رو از دست بدن و گروه‌های جدیدی قدرت بگیرن. بازرگان‌ها مسیرهای جدیدی پیدا می‌کنن، زمین‌های اطراف پایتخت ارزش بیشتری پیدا می‌کنن و حتی گروه‌های اداری جدیدی شکل می‌گیرن. بنابراین تغییر پایتخت می‌تونسته اقتصاد و سیاست یک کشور رو هم‌زمان تغییر بده.

یکی از معروف‌ترین نمونه‌ها توی تاریخ 𝐂𝐨𝐧𝐬𝐭𝐚𝐧𝐭𝐢𝐧𝐨𝐩𝐥𝐞ـه. وقتی کنستانتین اول مرکز امپراتوری روم رو به بیزانتیوم منتقل کرد و شهر رو به قسطنطنیه تبدیل کرد، این تصمیم فقط یه پروژه‌ی ساختمانی نبود. موقعیت شهر از نظر تجارت و ارتباط بین اروپا و آسیا فوق‌العاده مهم بود و به امپراتوری امکان می‌داد به بخش‌های شرقی قلمرو خودش دسترسی مؤثرتری داشته باشه و بعدها همین شهر برای قرن‌ها یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان باقی موند.
36654
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⟣ 𝐌𝐎𝐑𝐄 𝐓𝐇𝐀𝐍 𝐀 𝐂𝐈𝐓𝐘 ⟢
𝑨 𝒄𝒊𝒕𝒚 𝒄𝒐𝒖𝒍𝒅 𝒓𝒆𝒔𝒉𝒂𝒑𝒆 𝒂 𝒔𝒐𝒄𝒊𝒆𝒕𝒚.
— 𝑷𝑨𝑹𝑻 𝑰𝑰 —
193
جالبه بدونین حتی اسم شهر هم می‌تونست بخشی از سیاست باشه. نام‌گذاری شهرها به اسم حاکما یا بنیان‌گذارا باعث می‌شد حضور اون فرد توی حافظه‌ی عمومی تثبیت بشه. این کار یک جور تبلیغات سیاسی هم بود؛ چون هر بار که مردم اسم شهر رو به زبون می‌آوردن، اسم حاکم هم تکرار می‌شد. امروزه ممکنه این موضوع خیلی ساده به نظر بیاد، ولی توی جوامعی که رسانه‌های مدرن وجود نداشتن، کنترل نمادها و فضاهای عمومی اهمیت خیلی زیادی داشت.

حتی خیابون‌ها هم میتونستن سیاسی باشن. وقتی یه خیابون اصلی مستقیما به کاخ یا ساختمون حکومتی ختم می‌شد، مردم عملا در فضای شهری با ساختار قدرت روبه‌رو بودن. میدان‌های بزرگ برای مراسم عمومی، رژه‌ها، جشن‌ها و مجازات‌های عمومی استفاده می‌شدن و حکومت می‌تونست از این فضاها برای نمایش اقتدار خودش استفاده کنه. یعنی شهر به شکلی طراحی می‌شد که قدرت فقط توی کاخ باقی نمونه؛ وارد زندگی روزمره‌ی مردم بشه.

ولی اینجا یه نکته‌ی مهم هست که به نظرم باعث می‌شه تاریخ شهرها جذاب‌تر بشه: این نمایش قدرت همیشه موفق نبود. یه کاخ عظیم حتما به این معنی نیست که حکومتی که اون رو ساخته واقعا باثباته. گاهی دقیقا برعکس، هرچی حکومت احساس ناامنی بیشتری می‌کرد، ممکن بود بیشتر دنبال نمایش قدرت بره. بنابراین نباید هر بنای عظیمی رو به عنوان مدرک مستقیم قدرت واقعی یک حکومت در نظر بگیریم. معماری می‌تونه واقعیت رو نشون بده، ولی می‌تونه چیزی باشه که حکومت می‌خواسته بقیه باور کنن.

این تفاوت بین قدرت واقعی و نمایش قدرت خیلی مهمه. یه حکومت ممکنه ارتش قدرتمندی داشته باشه، ولی هیچ نیازی به نمایش دائمی عظمتش نداشته باشه. یه حکومت دیگه ممکنه از نظر اقتصادی یا سیاسی با مشکل مواجه باشه و دقیقا به همین دلیل تلاش کنه با ساختن بناهای عظیم، تصویر ثبات و شکوه ایجاد کنه. بنابراین وقتی با یه اثر تاریخی بزرگ مواجه می‌شیم، فقط نباید بپرسیم «چقدر بزرگه؟» بهتره بپرسیم «چه کسی ساخته؟ برای چه کسی ساخته؟ چه چیزی قرار بوده درباره‌ی اون حکومت بگه و چه کسانی قرار بوده این پیام رو ببینن؟»

از طرف دیگه، شهرها فقط ابزار حکومت نبودن. مردم هم از همین فضاها استفاده می‌کردن و گاهی اون‌ها رو به چیزی کاملا متفاوت تبدیل می‌کردن. بازارها، محله‌ها، عبادتگاه‌ها و مکان‌های عمومی می‌تونستن تبدیل به محل شکل‌گیری روابط اجتماعی، اعتراض، تجارت و حتی شکل‌گیری هویت‌های جدید بشن. حکومت ممکن بود شهر رو با یه هدف مشخص طراحی کنه، ولی مردم همیشه دقیقا طبق نقشه‌ی حکومت زندگی نمی‌کردن.

برای همین من فکر می‌کنم یکی از جذاب‌ترین روش‌های خوندن تاریخ اینه که فقط به این فکر نکنیم «چه اتفاقی افتاد؟» بلکه به این فکر کنیم که فضایی که آدم‌ها داخلش زندگی می‌کردن چطور روی اتفاقات اثر گذاشت. یه شهر فقط مجموعه‌ای از ساختمون‌ها نیست؛ مسیر حرکت آدم‌ها، محل تجمعشون، فاصله‌شون از مرکز قدرت، دسترسی‌شون به بازار و منابع و حتی چیزی که هر روز جلوی چشمشون می‌دیدن، می‌تونه روی جامعه اثر بذاره.

و شاید عجیب‌ترین بخشش این باشه که خیلی از این تصمیم‌های شهری هنوز هم روی زندگی ما اثر دارن. بعضی پایتخت‌های امروزی، خیابون‌های اصلی، مراکز حکومتی و حتی تقسیم‌بندی محله‌ها ریشه‌هایی دارن که ممکنه صدها سال قدمت داشته باشن. یعنی وقتی امروز توی یک شهر قدم می‌زنیم، ممکنه بدون اینکه بدونیم داریم روی تصمیم‌هایی حرکت می‌کنیم که آدم‌هایی در چند قرن یا چند هزار سال پیش گرفتن.

در نهایت، شهر برای انسان تاریخی فقط جایی نبود که چندتا خونه و بازار و کاخ کنار هم ساخته بشه. شهر می‌تونست ویترین حکومت، مرکز اقتصاد، محل کنترل اطلاعات، ابزار تبلیغات، پایگاه نظامی و حتی وسیله‌ای برای تغییر توازن قدرت باشه. واسه همین دفعه‌ی بعد که عکس یه شهر تاریخی یا یه بنای عظیم رو دیدید، شاید بد نباشه به جای اینکه فقط بگین «چه خفن و بزرگه!»، یه لحظه از خودتون بپرسین: «این رو ساختن که چه چیزی رو به چه کسی ثابت کنن؟» چون خیلی وقت‌ها جواب همین سؤال، بیشتر از خود ساختمون درباره‌ی اون دوره‌ی تاریخی بهمون می‌گه.
35444
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منتظر ری‌اکشنای زیباتون هستم نیلوفرای من‌
امیدوارم براتون مطلبش جالب باشه
چون من خودم خیلی موضوعات مربوط به تاریخ و معماری رو دوست دارم—🫶🏻
196
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
واقعا 1401 عمیق‌ترین زخم‌ ماست.
و ردش تا به ابد روی تن تاریخ این وطن میمونه :))
20422
☀️𝑹𝒊𝒔𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝑺𝒉𝒊𝒏𝒆,
𝑳𝒂𝒅𝒊𝒆𝒔 𝒂𝒏𝒅 𝒈𝒆𝒏𝒕𝒍𝒆𝒎𝒆𝒏...🎀
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2522
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM