𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
در نهایت ارتش سرخ با تانکهای تی-۳۴ وارد اردوگاه شد. تانکها از روی سنگرها و حتی از روی بدنِ زندانیهایی که دست تو دست هم ایستاده بودن رد شدن. صدها نفر کشته شدن و قیام غرق در خون شد. اما پیام کنگیر و قیامهای مشابهی مثل وورکوتا واضح بود: ماشین گولاگ دیگه کار…
اما چیزی که واقعا به این کابوس ملی پایان داد، یه اتفاق بیولوژیک بود. روز ۵ مارس ۱۹۵۳، قلب مردی که میلیونها نفر رو به کام مرگ فرستاده بود، از کار افتاد. ژوزف استالین مرد.
❤7💔3🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
اما چیزی که واقعا به این کابوس ملی پایان داد، یه اتفاق بیولوژیک بود. روز ۵ مارس ۱۹۵۳، قلب مردی که میلیونها نفر رو به کام مرگ فرستاده بود، از کار افتاد. ژوزف استالین مرد.
وقتی خبر مرگ استالین تو بلندگوهای اردوگاهها پخش شد، واکنشها عجیب و متناقض بود. تو مسکو، میلیونها نفر تو خیابونها گریه میکردن و تو مراسم تشییع جنازهاش زیر دست و پا له میشدن. حتی تو خود گولاگها، بعضی از نگهبانها و رئیسهای اردوگاه از ترس آینده زارزار گریه میکردن. اما تو تاریکیِ باراکها، زندانیها کلاههاشون رو به هوا میانداختن، همدیگه رو بغل میکردن و با اشک شوق میخندیدن. اونها میدونستن که با مرگ این هیولا، بالاخره یه روزنهی امید باز شده.
❤8💔4🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
وقتی خبر مرگ استالین تو بلندگوهای اردوگاهها پخش شد، واکنشها عجیب و متناقض بود. تو مسکو، میلیونها نفر تو خیابونها گریه میکردن و تو مراسم تشییع جنازهاش زیر دست و پا له میشدن. حتی تو خود گولاگها، بعضی از نگهبانها و رئیسهای اردوگاه از ترس آینده زارزار…
و این امید بیدلیل نبود. سه سال بعد، تو سال ۱۹۵۶، نیکیتا خروشچف تو کنگره بیستم حزب کمونیست، یه سخنرانی کامل محرمانه انجام داد (که البته زود لو رفت). او برای اولین بار، جنایات استالین و تصفیههای خونین دههی ۱۹۳۰ رو محکوم کرد. این سخنرانی مثل یه زلزله بود. درهای گولاگها یکییکی باز شد و میلیونها نفر، که خیلیهاشون تمام جوانی و عمرشون رو تو معادن یخزده جا گذاشته بودن، برگههای آزادی یا همون بازپروری رو گرفتن.
❤9💔4🍾3
دندونهاش ریخته بود، به خاطر سوءتغذیه پیر و شکسته شده بود و شبها از کابوس با فریاد بیدار میشد. بدتر از اون، همسرش شاید تو این سالها مجبور شده بود طلاق غیابی بگیره تا از شر برچسب همسر خائن خلاص بشه، و بچههاش که حالا بزرگ شده بودن، او رو به چشم یه غریبه و حتی یه مجرم سابق نگاه میکردن. جامعه هنوز از این آدمها میترسید. اونها آزاد شده بودن، اما روحشون تو سیبری جا مونده بود.
❤7💔6🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
دندونهاش ریخته بود، به خاطر سوءتغذیه پیر و شکسته شده بود و شبها از کابوس با فریاد بیدار میشد. بدتر از اون، همسرش شاید تو این سالها مجبور شده بود طلاق غیابی بگیره تا از شر برچسب همسر خائن خلاص بشه، و بچههاش که حالا بزرگ شده بودن، او رو به چشم یه غریبه…
تا سالها، حرف زدن از گولاگ تو شوروی یه تِمی از تابو بود. مردم فقط تو آشپزخانهها، با درهای بسته و صدای آروم ازش حرف میزدن. اما حافظهی تاریخ رو نمیشه برای همیشه پاک کرد.
❤7💔5🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
تا سالها، حرف زدن از گولاگ تو شوروی یه تِمی از تابو بود. مردم فقط تو آشپزخانهها، با درهای بسته و صدای آروم ازش حرف میزدن. اما حافظهی تاریخ رو نمیشه برای همیشه پاک کرد.
آدمهایی مثل الکساندر سولژنیتسین (که خودش سالها زندانی بود) شروع کردن به نوشتن. سولژنیتسین با جمعآوری خاطرات صدها زندانی، شاهکار خودش یعنی مجمعالجزایر گولاگ رو تو سال ۱۹۳۷ تو غرب منتشر کرد. این کتاب مثل یه بمب اتمی بود که تمام ادعاهای بهشت کمونیستی رو دود کرد و فرستاد هوا. او نشون داد که گولاگ فقط یه اشتباه کوچیک سیستم نبود، بلکه خود سیستم بود.
❤8💔5🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
آدمهایی مثل الکساندر سولژنیتسین (که خودش سالها زندانی بود) شروع کردن به نوشتن. سولژنیتسین با جمعآوری خاطرات صدها زندانی، شاهکار خودش یعنی مجمعالجزایر گولاگ رو تو سال ۱۹۳۷ تو غرب منتشر کرد. این کتاب مثل یه بمب اتمی بود که تمام ادعاهای بهشت کمونیستی رو دود…
بین سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۵۳، حدود ۱۸
میلیون نفر از چرخگوشت گولاگ عبور کردن. برآورد میشه که بین ۱.۵ تا ۱.۷
میلیون نفر از اونها تو خود اردوگاهها از سرما، گرسنگی، کار طاقتفرسا یا اعدام جون دادن. میلیونها نفر دیگه هم کمی بعد از آزادی به خاطر عوارضِ همون شکنجهها و بیماریها از دنیا رفتن.
میلیون نفر از چرخگوشت گولاگ عبور کردن. برآورد میشه که بین ۱.۵ تا ۱.۷
میلیون نفر از اونها تو خود اردوگاهها از سرما، گرسنگی، کار طاقتفرسا یا اعدام جون دادن. میلیونها نفر دیگه هم کمی بعد از آزادی به خاطر عوارضِ همون شکنجهها و بیماریها از دنیا رفتن.
❤8💔5🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
بین سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۵۳، حدود ۱۸ میلیون نفر از چرخگوشت گولاگ عبور کردن. برآورد میشه که بین ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون نفر از اونها تو خود اردوگاهها از سرما، گرسنگی، کار طاقتفرسا یا اعدام جون دادن. میلیونها نفر دیگه هم کمی بعد از آزادی به خاطر عوارضِ همون شکنجهها…
امروز گولاگها فقط یه سری خرابهی چوبی و سیمخاردار زنگزده تو دل جنگلهای تایگا هستن که برف اونها رو پوشونده. اما جای زخمِ این سیستم روی روح یه ملت، هنوز به طور کامل پاک نشده. گولاگ به ما یادآوری میکنه که وقتی یه ایدئولوژی ادعا میکنه میخواد با فدا کردن امروز انسانها، یه بهشت خیالی در فردا بسازه، نتیجهاش هیچوقت بهشت نیست؛ فقط یه جهنم یخزده روی زمینه.
❤10💔5🍾3
اینم از این...
این دفعه دیگه قبلش نوشتم یهویی همهشو باهم فروارد کردم که راحت بخونین نیلوفرای آبی.
طبق معمول لطفا با ریاکشن زدن زیر پستا و کامنتاتون منو در جریان نظراتتون قرار بدین.🫰🏻🩶
این دفعه دیگه قبلش نوشتم یهویی همهشو باهم فروارد کردم که راحت بخونین نیلوفرای آبی.
طبق معمول لطفا با ریاکشن زدن زیر پستا و کامنتاتون منو در جریان نظراتتون قرار بدین.🫰🏻🩶
🍾8💘4❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾 pinned «تموم شد میتونین پاک کنین پیام رو اگه یه درصد پیام رو ندیدین یا فراموش کردین فروارد کنین لینکتون رو توی کامنتا بفرستین نیلوفرای آبی تا دوباره جوین بدم.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💘20💋8❤5🍓2
نمیدونم چرا هر دفعه چنل میزنم بعد یه مدت حس میکنم جام راحت نیست
You know what i say?
You know what i say?
😭14👎1
بچههای عزیز همونطور که توی بیوی چنل هم نوشتم بهتون شوک وارد نشه من نانباینریام (demi-boy).🫰🏻
💋10❤2
اگه بخوام خیلی ساده و کلی توضیحشون بدم اینجوری میشه.
نانباینری Non-binary یعنی کسی که هویت جنسیتیش کاملا مرد یا کاملا زن نیست. یعنی خودش رو لزوما فقط توی یکی از این دو جنسیت تعریف نمیکنه.
دمیبوی Demiboy یعنی کسی که تا حدی با جنسیت پسر/مرد احساس نزدیکی میکنه، ولی خودش رو کاملا پسر نمیدونه. بنابراین یه نفر میتونه همزمان نانباینری و دمیبوی باشه.
و خب برای من، این دوتا با هم معنی پیدا میکنن. من خودم رو نانباینری میدونم، ولی در عین حال تا حدی با پسر بودن احساس نزدیکی میکنم. دلیل اصلیای هم که Demi-boy رو توی بیوم نوشتم اینه که ترجیح میدم با ضمایر مردونه، یعنی he/him، خطاب بشم :))🫰🏻
و یه نکته هم اینکه دمیبوی یا نانباینری بودن هیچ ربطی به ظاهر و استایل نداره. یه نفر میتونه هر ظاهری داشته باشه و همچنان دمیبوی یا نانباینری باشه. اگه جایی این اصطلاحات به گوشتون خورد سریع انتظار یک فرد با ظاهر masculine نداشته باشین.
نانباینری Non-binary یعنی کسی که هویت جنسیتیش کاملا مرد یا کاملا زن نیست. یعنی خودش رو لزوما فقط توی یکی از این دو جنسیت تعریف نمیکنه.
دمیبوی Demiboy یعنی کسی که تا حدی با جنسیت پسر/مرد احساس نزدیکی میکنه، ولی خودش رو کاملا پسر نمیدونه. بنابراین یه نفر میتونه همزمان نانباینری و دمیبوی باشه.
و خب برای من، این دوتا با هم معنی پیدا میکنن. من خودم رو نانباینری میدونم، ولی در عین حال تا حدی با پسر بودن احساس نزدیکی میکنم. دلیل اصلیای هم که Demi-boy رو توی بیوم نوشتم اینه که ترجیح میدم با ضمایر مردونه، یعنی he/him، خطاب بشم :))🫰🏻
و یه نکته هم اینکه دمیبوی یا نانباینری بودن هیچ ربطی به ظاهر و استایل نداره. یه نفر میتونه هر ظاهری داشته باشه و همچنان دمیبوی یا نانباینری باشه. اگه جایی این اصطلاحات به گوشتون خورد سریع انتظار یک فرد با ظاهر masculine نداشته باشین.
❤17💘2
𝑳𝒂𝒅𝒊𝒆𝒔 𝒂𝒏𝒅 𝒈𝒆𝒏𝒕𝒍𝒆𝒎𝒆𝒏...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍾17🐳3💋3💘3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
قربونتون برم اینقدر به پیامای صبحبخیرم اهمیت میدین.😭
💘11💋4🍾2