𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
455 subscribers
686 photos
125 videos
195 links
انسان ستیز
-INFJ
(Non-binary/demi-boy) نون بربری
Be a duck or dick, or both.
••Call me ادوارد.
🖤💜🤍💛
Protected by anti-possession symbol and Magneto's Helmet.

@Edwardwinchesterbot
Download Telegram
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
این گردان‌ها رو می‌فرستادن جلوی ارتش تا با بدن‌هاشون میدون‌های مین رو پاکسازی کنن یا تو خطِ صفرِ آتش با آلمان‌ها بجنگن. اگر به عقب برمی‌گشتن، توسط نیروهای خودی تیرباران می‌شدن.
بالاخره تو سال ۱۹۴۵، با خون میلیون‌ها نفر، شوروی تونست آلمان نازی رو شکست بده. ناقوس‌های پیروزی تو مسکو به صدا دراومد. مردم فکر می‌کردن حالا که جنگ تموم شده، استالین مهربون می‌شه، اردوگاه‌ها رو می‌بنده و دورانِ آرامش شروع می‌شه. سربازان اسیر روسی که سال‌ها تو اردوگاه‌های کار اجباری آلمان‌ها زجر کشیده بودن، با گریه و خوشحالی آزاد می‌شدن و سوار قطار می‌شدن تا به آغوش خانواده‌هاشون تو خاک مادری برگردن.
6💔5🍾2
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
بالاخره تو سال ۱۹۴۵، با خون میلیون‌ها نفر، شوروی تونست آلمان نازی رو شکست بده. ناقوس‌های پیروزی تو مسکو به صدا دراومد. مردم فکر می‌کردن حالا که جنگ تموم شده، استالین مهربون می‌شه، اردوگاه‌ها رو می‌بنده و دورانِ آرامش شروع می‌شه. سربازان اسیر روسی که سال‌ها…
اما قطارهای اون‌ها تو ایستگاه‌های مسکو و لنینگراد توقف نکرد. قطارها مستقیم رفتن سمت سیبری! استالین قانونی گذاشته بود که هر سرباز روسی که زنده به دست دشمن اسیر بشه، یه «خائن به وطنه»؛ چون یه سرباز واقعی شوروی باید تا آخرین قطره‌ی خون می‌جنگید و کشته می‌شد. پس صدها هزار سربازی که از جهنم هیتلر جون به در برده بودن، مستقیم به جهنم استالین فرستاده شدن.
6💔4🍾2
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
اما قطارهای اون‌ها تو ایستگاه‌های مسکو و لنینگراد توقف نکرد. قطارها مستقیم رفتن سمت سیبری! استالین قانونی گذاشته بود که هر سرباز روسی که زنده به دست دشمن اسیر بشه، یه «خائن به وطنه»؛ چون یه سرباز واقعی شوروی باید تا آخرین قطره‌ی خون می‌جنگید و کشته می‌شد.…
بعد از جنگ، سیستم گولاگ به بزرگترین ابعادِ خودش در تاریخ رسید. اردوگاه‌ها پر از اسیران جنگی، سربازان بازگشته، ملی‌گرایان اوکراینی و لیتوانیایی و یه موجِ جدید از روشنفکران شد. اما این نسلِ جدیدِ زندانی‌ها، یه تفاوتِ بزرگ با زندانی‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ داشتن؛ اون‌ها سرباز بودن، جنگیدن رو بلد بودن و دیگه از مرگ نمی‌ترسیدن. همین‌ها بودن که قرار بود پایه‌های این امپراتوریِ یخ‌زده رو تو سال‌های آخر حکومت استالین به لرزه دربیارن…
7💔3🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
دهه ۱۹۵۰ شروع شده بود و گولاگ‌ها دیگه اون مکان‌های مطیع و ساکتِ دهه‌های قبل نبودن. با ورود موج جدید زندانی‌ها بعد از جنگ جهانی دوم، همه‌چیز داشت تغییر می‌کرد.
همون‌طور که گفتم، این تازه‌واردها فرق داشتن. اون‌ها افسرها و سربازهای ارتش سرخ بودن که تا برلین جنگیده بودن، یا چریک‌های اوکراینی و لیتوانیایی بودن که سال‌ها تو جنگل‌ها با شوروی مبارزه کرده بودن. این آدم‌ها کار با اسلحه رو بلد بودن، کار تیمی می‌دونستن و مهم‌تر از همه، ترسی از مرگ نداشتن.
7💔3🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
همون‌طور که گفتم، این تازه‌واردها فرق داشتن. اون‌ها افسرها و سربازهای ارتش سرخ بودن که تا برلین جنگیده بودن، یا چریک‌های اوکراینی و لیتوانیایی بودن که سال‌ها تو جنگل‌ها با شوروی مبارزه کرده بودن. این آدم‌ها کار با اسلحه رو بلد بودن، کار تیمی می‌دونستن و مهم‌تر…
حالا تصور کن این آدم‌های سرسخت رو بندازن تو همون باراک‌هایی که اورکاها (قاتل‌ها و دزدهای حرفه‌ای) سال‌ها توش پادشاهی می‌کردن. اینجا بود که یه اتفاق وحشتناک اما سرنوشت‌ساز تو گولاگ‌ها افتاد که بهش میگن جنگ سگ‌ها (Bitch War یا Sukya Voyna).
7💔3🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
حالا تصور کن این آدم‌های سرسخت رو بندازن تو همون باراک‌هایی که اورکاها (قاتل‌ها و دزدهای حرفه‌ای) سال‌ها توش پادشاهی می‌کردن. اینجا بود که یه اتفاق وحشتناک اما سرنوشت‌ساز تو گولاگ‌ها افتاد که بهش میگن جنگ سگ‌ها (Bitch War یا Sukya Voyna).
ماجرا از این قرار بود که بعضی از دزدهای قدیمی تو دوران جنگ با مقامات اردوگاه همکاری کرده بودن تا زنده بمونن، اما طبق قوانین دنیای زیرزمینیِ دزدها، همکاری با پلیس بزرگترین خیانت بود. دزدهای وفادار به قوانین قدیمی، به این خائن‌ها می‌گفتن سوکا (سگ ماده) و یه جنگ خونین و بی‌رحمانه با چاقوهای دست‌ساز تو تمام اردوگاه‌ها شروع شد. مقامات اردوگاه هم فقط تماشا می‌کردن و از اینکه زندانی‌ها دارن همدیگه رو تیکه‌تیکه می‌کنن لذت می‌بردن.
7💔4🍾2
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
ماجرا از این قرار بود که بعضی از دزدهای قدیمی تو دوران جنگ با مقامات اردوگاه همکاری کرده بودن تا زنده بمونن، اما طبق قوانین دنیای زیرزمینیِ دزدها، همکاری با پلیس بزرگترین خیانت بود. دزدهای وفادار به قوانین قدیمی، به این خائن‌ها می‌گفتن سوکا (سگ ماده) و یه…
اما این جنگ داخلی، یه نتیجه‌ی ناخواسته برای سیستم داشت: قدرت اورکاها شکسته شد. زندانی‌های سیاسی و نظامی سابق که تا اون موقع فقط قربانی بودن، فهمیدن که اگر با هم متحد بشن، می‌تونن جلوی دزدها و حتی جلوی نگهبان‌ها بایستن. این بیداری، بوی خون و باروت می‌داد و مقدمه‌ی قیام‌های بزرگی بود که پایه‌های امپراتوریِ استالین رو لرزوند.
7💔3🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
اما این جنگ داخلی، یه نتیجه‌ی ناخواسته برای سیستم داشت: قدرت اورکاها شکسته شد. زندانی‌های سیاسی و نظامی سابق که تا اون موقع فقط قربانی بودن، فهمیدن که اگر با هم متحد بشن، می‌تونن جلوی دزدها و حتی جلوی نگهبان‌ها بایستن. این بیداری، بوی خون و باروت می‌داد و…
یکی از حماسی‌ترین و البته تلخ‌ترین این قیام‌ها، قیام کِنگیر تو سال ۱۹۵۴ بود. کنگیر یه اردوگاهِ فوق‌امنیتی تو قزاقستان بود. یه روز، وقتی نگهبان‌ها بدون دلیل به چندتا زندانی شلیک کردن، صبر زندانی‌ها لبریز شد. اون‌ها شورش کردن، نگهبان‌ها رو از اردوگاه بیرون انداختن و کنترل کامل اردوگاه رو به دست گرفتن. فکرش رو بکنین! تو قلب خشن‌ترین دیکتاتوری جهان، یه جمهوری آزاد کوچیک پشت سیم‌خاردارها شکل گرفت.
9🍾4💔3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
یکی از حماسی‌ترین و البته تلخ‌ترین این قیام‌ها، قیام کِنگیر تو سال ۱۹۵۴ بود. کنگیر یه اردوگاهِ فوق‌امنیتی تو قزاقستان بود. یه روز، وقتی نگهبان‌ها بدون دلیل به چندتا زندانی شلیک کردن، صبر زندانی‌ها لبریز شد. اون‌ها شورش کردن، نگهبان‌ها رو از اردوگاه بیرون انداختن…
برای ۴۰ روز، کِنگیر آزاد بود. زندانی‌ها برای خودشون دولت انتخاب کردن، دیوار بین بخش زنانه و مردانه رو خراب کردن (که باعث شد کلی مراسم ازدواج تو همون روزها برگزار بشه)، کشیش‌ها آزادانه دعا می‌خوندن و مهندس‌های زندانی حتی یه فرستنده‌ی رادیویی ساختن تا پیامشون رو به دنیا برسونن. اما خب، تو شوروی اون زمان، آزادی تاوان سنگینی داشت...
7💔5🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
برای ۴۰ روز، کِنگیر آزاد بود. زندانی‌ها برای خودشون دولت انتخاب کردن، دیوار بین بخش زنانه و مردانه رو خراب کردن (که باعث شد کلی مراسم ازدواج تو همون روزها برگزار بشه)، کشیش‌ها آزادانه دعا می‌خوندن و مهندس‌های زندانی حتی یه فرستنده‌ی رادیویی ساختن تا پیامشون…
در نهایت ارتش سرخ با تانک‌های تی-۳۴ وارد اردوگاه شد. تانک‌ها از روی سنگرها و حتی از روی بدنِ زندانی‌هایی که دست تو دست هم ایستاده بودن رد شدن. صدها نفر کشته شدن و قیام غرق در خون شد. اما پیام کنگیر و قیام‌های مشابهی مثل وورکوتا واضح بود: ماشین گولاگ دیگه کار نمی‌کرد و داشت از هم می‌پاشید.
7💔6🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
در نهایت ارتش سرخ با تانک‌های تی-۳۴ وارد اردوگاه شد. تانک‌ها از روی سنگرها و حتی از روی بدنِ زندانی‌هایی که دست تو دست هم ایستاده بودن رد شدن. صدها نفر کشته شدن و قیام غرق در خون شد. اما پیام کنگیر و قیام‌های مشابهی مثل وورکوتا واضح بود: ماشین گولاگ دیگه کار…
اما چیزی که واقعا به این کابوس ملی پایان داد، یه اتفاق بیولوژیک بود. روز ۵ مارس ۱۹۵۳، قلب مردی که میلیون‌ها نفر رو به کام مرگ فرستاده بود، از کار افتاد. ژوزف استالین مرد.
7💔3🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
اما چیزی که واقعا به این کابوس ملی پایان داد، یه اتفاق بیولوژیک بود. روز ۵ مارس ۱۹۵۳، قلب مردی که میلیون‌ها نفر رو به کام مرگ فرستاده بود، از کار افتاد. ژوزف استالین مرد.
وقتی خبر مرگ استالین تو بلندگوهای اردوگاه‌ها پخش شد، واکنش‌ها عجیب و متناقض بود. تو مسکو، میلیون‌ها نفر تو خیابون‌ها گریه می‌کردن و تو مراسم تشییع جنازه‌اش زیر دست و پا له می‌شدن. حتی تو خود گولاگ‌ها، بعضی از نگهبان‌ها و رئیس‌های اردوگاه از ترس آینده زارزار گریه می‌کردن. اما تو تاریکیِ باراک‌ها، زندانی‌ها کلاه‌هاشون رو به هوا می‌انداختن، همدیگه رو بغل می‌کردن و با اشک شوق می‌خندیدن. اون‌ها می‌دونستن که با مرگ این هیولا، بالاخره یه روزنه‌ی امید باز شده.
8💔4🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
وقتی خبر مرگ استالین تو بلندگوهای اردوگاه‌ها پخش شد، واکنش‌ها عجیب و متناقض بود. تو مسکو، میلیون‌ها نفر تو خیابون‌ها گریه می‌کردن و تو مراسم تشییع جنازه‌اش زیر دست و پا له می‌شدن. حتی تو خود گولاگ‌ها، بعضی از نگهبان‌ها و رئیس‌های اردوگاه از ترس آینده زارزار…
و این امید بی‌دلیل نبود. سه سال بعد، تو سال ۱۹۵۶، نیکیتا خروشچف تو کنگره بیستم حزب کمونیست، یه سخنرانی کامل محرمانه انجام داد (که البته زود لو رفت). او برای اولین بار، جنایات استالین و تصفیه‌های خونین دهه‌ی ۱۹۳۰ رو محکوم کرد. این سخنرانی مثل یه زلزله بود. درهای گولاگ‌ها یکی‌یکی باز شد و میلیون‌ها نفر، که خیلی‌هاشون تمام جوانی و عمرشون رو تو معادن یخ‌زده جا گذاشته بودن، برگه‌های آزادی یا همون بازپروری رو گرفتن.
9💔4🍾3
دندون‌هاش ریخته بود، به خاطر سوءتغذیه پیر و شکسته شده بود و شب‌ها از کابوس با فریاد بیدار می‌شد. بدتر از اون، همسرش شاید تو این سال‌ها مجبور شده بود طلاق غیابی بگیره تا از شر برچسب همسر خائن خلاص بشه، و بچه‌هاش که حالا بزرگ شده بودن، او رو به چشم یه غریبه و حتی یه مجرم سابق نگاه می‌کردن. جامعه هنوز از این آدم‌ها می‌ترسید. اون‌ها آزاد شده بودن، اما روحشون تو سیبری جا مونده بود.
7💔6🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
دندون‌هاش ریخته بود، به خاطر سوءتغذیه پیر و شکسته شده بود و شب‌ها از کابوس با فریاد بیدار می‌شد. بدتر از اون، همسرش شاید تو این سال‌ها مجبور شده بود طلاق غیابی بگیره تا از شر برچسب همسر خائن خلاص بشه، و بچه‌هاش که حالا بزرگ شده بودن، او رو به چشم یه غریبه…
تا سال‌ها، حرف زدن از گولاگ تو شوروی یه تِمی از تابو بود. مردم فقط تو آشپزخانه‌ها، با درهای بسته و صدای آروم ازش حرف می‌زدن. اما حافظه‌ی تاریخ رو نمی‌شه برای همیشه پاک کرد.
7💔5🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
تا سال‌ها، حرف زدن از گولاگ تو شوروی یه تِمی از تابو بود. مردم فقط تو آشپزخانه‌ها، با درهای بسته و صدای آروم ازش حرف می‌زدن. اما حافظه‌ی تاریخ رو نمی‌شه برای همیشه پاک کرد.
آدم‌هایی مثل الکساندر سولژنیتسین (که خودش سال‌ها زندانی بود) شروع کردن به نوشتن. سولژنیتسین با جمع‌آوری خاطرات صدها زندانی، شاهکار خودش یعنی مجمع‌الجزایر گولاگ رو تو سال ۱۹۳۷ تو غرب منتشر کرد. این کتاب مثل یه بمب اتمی بود که تمام ادعاهای بهشت کمونیستی رو دود کرد و فرستاد هوا. او نشون داد که گولاگ فقط یه اشتباه کوچیک سیستم نبود، بلکه خود سیستم بود.
8💔5🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
آدم‌هایی مثل الکساندر سولژنیتسین (که خودش سال‌ها زندانی بود) شروع کردن به نوشتن. سولژنیتسین با جمع‌آوری خاطرات صدها زندانی، شاهکار خودش یعنی مجمع‌الجزایر گولاگ رو تو سال ۱۹۳۷ تو غرب منتشر کرد. این کتاب مثل یه بمب اتمی بود که تمام ادعاهای بهشت کمونیستی رو دود…
بین سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۵۳، حدود ۱۸
میلیون نفر از چرخ‌گوشت گولاگ عبور کردن. برآورد می‌شه که بین ۱.۵ تا ۱.۷
میلیون نفر از اون‌ها تو خود اردوگاه‌ها از سرما، گرسنگی، کار طاقت‌فرسا یا اعدام جون دادن. میلیون‌ها نفر دیگه هم کمی بعد از آزادی به خاطر عوارضِ همون شکنجه‌ها و بیماری‌ها از دنیا رفتن.
8💔5🍾3
𝗘𝖽𝗐𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗛𝗈𝗆𝖾
بین سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۵۳، حدود ۱۸ میلیون نفر از چرخ‌گوشت گولاگ عبور کردن. برآورد می‌شه که بین ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون نفر از اون‌ها تو خود اردوگاه‌ها از سرما، گرسنگی، کار طاقت‌فرسا یا اعدام جون دادن. میلیون‌ها نفر دیگه هم کمی بعد از آزادی به خاطر عوارضِ همون شکنجه‌ها…
امروز گولاگ‌ها فقط یه سری خرابه‌ی چوبی و سیم‌خاردار زنگ‌زده تو دل جنگل‌های تایگا هستن که برف اون‌ها رو پوشونده. اما جای زخمِ این سیستم روی روح یه ملت، هنوز به طور کامل پاک نشده. گولاگ به ما یادآوری می‌کنه که وقتی یه ایدئولوژی ادعا می‌کنه می‌خواد با فدا کردن امروز انسان‌ها، یه بهشت خیالی در فردا بسازه، نتیجه‌اش هیچ‌وقت بهشت نیست؛ فقط یه جهنم یخ‌زده روی زمینه.
10💔5🍾3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
5
اینم از این...
این دفعه دیگه قبلش نوشتم یهویی همه‌شو باهم فروارد کردم که راحت بخونین نیلوفرای آبی.
طبق معمول لطفا با ری‌اکشن زدن زیر پستا و کامنتاتون منو در جریان نظراتتون قرار بدین.🫰🏻🩶
🍾8💘43