محدودیت ها و دشواری های علم اقتصاد : 1) فرض ثبات سایر شرایط:
❇️ فیزیک دان و شیمی دان، برای آزمون فرضیه های خود می تواند شرایط کنترل شده ای ایجاد نماید. اما اقتصاددان با مدل سازی و تحلیل رفتار افراد و جوامع انسانی روبرو می باشد.
@EconomicThinkTank
✅به عبارتی کار عملی یک دانشمند علوم طبیعی در آزمایشگاه ها صورت می گیرد، آزمایشگاهی که هم خود و هم محیط و فضا و شرایط بیرونی و درونی آن بدست انسان ساخته و بدست او قابل تغییر است.
✅اما آزمایشگاه یک اقتصاددان، جامعه و جهان واقعی است. جهانی که محقق اقتصادی نه در پدید آمدن آن نقشی داشته و نه برای تغییر و کنترل شرایط آن کاری از دست او ساخته است.
🖌پس یک محقق علوم اجتماعی نظیر اقتصاد، چگونه می تواند فرضیه خود را در آزمایشگاهی به گستردگی و پیچیدگی جوامع انسانی به محک آزمون بگذارد و از صحت و دقت آزمون و کارایی و اعتبار فرضیه و نظریه خود مطمئن باشد؟!
❇️پاسخ در فرض "ثبات سایر شرایط" نهفته است. به واقع از آنجایی که اقتصاددان توان تثبیت همه شرایط را ندارد این فرض را در نظر میگیرد که به هنگام آزمون فرضیه خود سایر شرایط و پارامترهای محیطی ثبات دارند بدین معنا که رفتار آنها در زمان و حین انجام آزمایش مثل همیشه در محدوده خاصی متغیر بوده و تغییر نکرده است.
❇️بدیهی است فرض ثبات سایر عوامل یک فرض محدود کننده است و با واقعیت فاصله دارد. در چنین شرایطی وقتی پای فرض در میان می آید، "قطعیت تئوری" جای خود را به "احتمال" می دهد.
🔶در ادامه به بیان سایر محدودیت های علم اقتصاد خواهیم پرداخت.
https://t.me/EconomicThinkTank
❇️ فیزیک دان و شیمی دان، برای آزمون فرضیه های خود می تواند شرایط کنترل شده ای ایجاد نماید. اما اقتصاددان با مدل سازی و تحلیل رفتار افراد و جوامع انسانی روبرو می باشد.
@EconomicThinkTank
✅به عبارتی کار عملی یک دانشمند علوم طبیعی در آزمایشگاه ها صورت می گیرد، آزمایشگاهی که هم خود و هم محیط و فضا و شرایط بیرونی و درونی آن بدست انسان ساخته و بدست او قابل تغییر است.
✅اما آزمایشگاه یک اقتصاددان، جامعه و جهان واقعی است. جهانی که محقق اقتصادی نه در پدید آمدن آن نقشی داشته و نه برای تغییر و کنترل شرایط آن کاری از دست او ساخته است.
🖌پس یک محقق علوم اجتماعی نظیر اقتصاد، چگونه می تواند فرضیه خود را در آزمایشگاهی به گستردگی و پیچیدگی جوامع انسانی به محک آزمون بگذارد و از صحت و دقت آزمون و کارایی و اعتبار فرضیه و نظریه خود مطمئن باشد؟!
❇️پاسخ در فرض "ثبات سایر شرایط" نهفته است. به واقع از آنجایی که اقتصاددان توان تثبیت همه شرایط را ندارد این فرض را در نظر میگیرد که به هنگام آزمون فرضیه خود سایر شرایط و پارامترهای محیطی ثبات دارند بدین معنا که رفتار آنها در زمان و حین انجام آزمایش مثل همیشه در محدوده خاصی متغیر بوده و تغییر نکرده است.
❇️بدیهی است فرض ثبات سایر عوامل یک فرض محدود کننده است و با واقعیت فاصله دارد. در چنین شرایطی وقتی پای فرض در میان می آید، "قطعیت تئوری" جای خود را به "احتمال" می دهد.
🔶در ادامه به بیان سایر محدودیت های علم اقتصاد خواهیم پرداخت.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
❇️محدودیت ها و دشواری های علم اقتصاد: 2) عدم تشخیص رابطه همبستگی در قیاس با رابطه علت و معلولی:
🖌برخی اوقات دو پدیده با همدیگر رخ می دهد و یا اینکه ابتدا یک پدیده ای رخ می دهد و بلافاصله بعد از آن پدیده دیگری روی می دهد. در این حالت ممکن است چنین برداشت شود که پدیده اول علت وقوع پدیده دوم است. درحالیکه ممکن است رخداد فوق صرفاً به خاطر 2 نکته بسیار مهم زیر باشد:
@EconomicThinkTank
✅نخست آنکه دو پدیده فوق به صورت کاملاً تصادفی همزمان با هم و یا از پس همدیگر روی داده باشند.بنابراین ممکن است در مکان و زمان دیگری این همزمانی یا توالی رخ ندهد.
✅دومین نکته آنکه ممکن است رخداد همزمان دو پدیده نه به دلیل وجود رابطه علت و معلولی بین این دو، بلکه به این دلیل باشد که هردو معلول پدیده ثالثی هستند.
🔹در چنین حالاتی به جای وجود رابطه علت و معلولی بایستی از رابطه همبستگی میان پدیده ها سخن گفت.
🔶هنر پژوهشگر اقتصادی تببین روابط علت و معلولی از روابط همبستگی در نظریه های اقتصادی است.
❇️با ما همراه باشید در شناخت سایر محدودیت ها و دشواری های علم اقتصاد...
https://t.me/EconomicThinkTank
🖌برخی اوقات دو پدیده با همدیگر رخ می دهد و یا اینکه ابتدا یک پدیده ای رخ می دهد و بلافاصله بعد از آن پدیده دیگری روی می دهد. در این حالت ممکن است چنین برداشت شود که پدیده اول علت وقوع پدیده دوم است. درحالیکه ممکن است رخداد فوق صرفاً به خاطر 2 نکته بسیار مهم زیر باشد:
@EconomicThinkTank
✅نخست آنکه دو پدیده فوق به صورت کاملاً تصادفی همزمان با هم و یا از پس همدیگر روی داده باشند.بنابراین ممکن است در مکان و زمان دیگری این همزمانی یا توالی رخ ندهد.
✅دومین نکته آنکه ممکن است رخداد همزمان دو پدیده نه به دلیل وجود رابطه علت و معلولی بین این دو، بلکه به این دلیل باشد که هردو معلول پدیده ثالثی هستند.
🔹در چنین حالاتی به جای وجود رابطه علت و معلولی بایستی از رابطه همبستگی میان پدیده ها سخن گفت.
🔶هنر پژوهشگر اقتصادی تببین روابط علت و معلولی از روابط همبستگی در نظریه های اقتصادی است.
❇️با ما همراه باشید در شناخت سایر محدودیت ها و دشواری های علم اقتصاد...
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
❇️محدودیت ها و دشواری های علم اقتصاد: 3) خطای تعمیم جزء به کل:
🖌آیا آنچه که برای یک جزء یا فرد صادق است، برای کل یا جمع نیز صادق است؟ پاسخ بدین پرسش سهل و ممتنع هست، در واقع بستگی به مکان، زمان و سایر پارامترها داره که بایستی به دقت بررسی گردد.
@EconomicThinkTank
🔹به عنوان مثال، اگر یک کشور تعرفه های بالای گمرکی بر کالاهای وارداتی اعمال کند درآمد حاصل از تعرفه دریافتی آن کشور بالا می رود. اگر این قضیه را به همه کشورها تعمیم دهیم و همه آنها تعرفه های گمرکی خود را افزایش دهند، آیا درآمد همه آنها افزایش می یابد؟ پاسخ محتمل: ممکن است حتی درآمد همه کشورها کاهش یابد.
🔶مثال دیگر را اینگونه تصور کنید که کارخانه خودرو سازی معروفی با سه برابر کردن تولیدات خود، نسبت به سال پیش درآمدش سه برابر گردیده است. آیا اگر همه کارخانه های خودروسازی با مشاهده این رفتار تولیدات خود را سه برابر کنند درآمد همه آنها هم سه برابر می گردد؟ پاسخ احتمالی خیر است چراکه ممکن است تقاضا به اندازه عرضه افزایش نیابد و یا اینکه با فرض وجود تقاضا به دلیل وجود کالاهای جانشین درآمد برخی بیشتر و درآمد بعضی از آنها کمتر از سه برابر افزایش یابد.
✅هنر مدل ساز علم اقتصاد، شناخت مکان، زمان و ساختار لازم جهت تعمیم نتایج جزء به کل هست و همیشه باید متوجه باشد که نظریه ای که در سطح خرد عمل می کند لزوماً ممکن است در سطح بالاتر و کلان جوابگو نباشد.
https://t.me/EconomicThinkTank
🖌آیا آنچه که برای یک جزء یا فرد صادق است، برای کل یا جمع نیز صادق است؟ پاسخ بدین پرسش سهل و ممتنع هست، در واقع بستگی به مکان، زمان و سایر پارامترها داره که بایستی به دقت بررسی گردد.
@EconomicThinkTank
🔹به عنوان مثال، اگر یک کشور تعرفه های بالای گمرکی بر کالاهای وارداتی اعمال کند درآمد حاصل از تعرفه دریافتی آن کشور بالا می رود. اگر این قضیه را به همه کشورها تعمیم دهیم و همه آنها تعرفه های گمرکی خود را افزایش دهند، آیا درآمد همه آنها افزایش می یابد؟ پاسخ محتمل: ممکن است حتی درآمد همه کشورها کاهش یابد.
🔶مثال دیگر را اینگونه تصور کنید که کارخانه خودرو سازی معروفی با سه برابر کردن تولیدات خود، نسبت به سال پیش درآمدش سه برابر گردیده است. آیا اگر همه کارخانه های خودروسازی با مشاهده این رفتار تولیدات خود را سه برابر کنند درآمد همه آنها هم سه برابر می گردد؟ پاسخ احتمالی خیر است چراکه ممکن است تقاضا به اندازه عرضه افزایش نیابد و یا اینکه با فرض وجود تقاضا به دلیل وجود کالاهای جانشین درآمد برخی بیشتر و درآمد بعضی از آنها کمتر از سه برابر افزایش یابد.
✅هنر مدل ساز علم اقتصاد، شناخت مکان، زمان و ساختار لازم جهت تعمیم نتایج جزء به کل هست و همیشه باید متوجه باشد که نظریه ای که در سطح خرد عمل می کند لزوماً ممکن است در سطح بالاتر و کلان جوابگو نباشد.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
پرسش های اساسی علم اقتصاد:
تخصیص بهینه تقاضاها و خواست های نامحدود در برابر منابع محدود یکی موضوعات مهم مورد بحث در علم اقتصاد هست. این محدودیت منابع یا به تعبیر اقتصاددانان "کمیابی" سه پرسش مهم را در برابر همه جوامع، ملت ها، سازمان های اقتصادی کوچک و بزرگ، ثروتمند و فقیر قرار داده است.
@EconomicThinkTank
این سه پرسش که به عنوان پرسش های اساسی علم اقتصاد معروف شده اند عبارتند از اینکه با توجه به منابع و امکانات جامعه یا کشور:
1) چه کالاها و خدماتی چه "مقدار" و در چه "زمانی" و حتی در چه "مکانی "باید تولید شوند؟
2) این کالاها و خدمات "چگونه" یعنی با چه "روش فنی" و توسط چه "بخشی" تولید گردند؟
3) این کالاها و خدمات برای چه "کسانی" تولید شوند؟
البته هریک از این سوالات هم در بعد خرد و هم در بعد کلان مطرح است.
با ما همراه باشید که در ادامه با بیان چند مثال به تبیین موضوع فوق بپردازیم.
https://t.me/EconomicThinkTank
تخصیص بهینه تقاضاها و خواست های نامحدود در برابر منابع محدود یکی موضوعات مهم مورد بحث در علم اقتصاد هست. این محدودیت منابع یا به تعبیر اقتصاددانان "کمیابی" سه پرسش مهم را در برابر همه جوامع، ملت ها، سازمان های اقتصادی کوچک و بزرگ، ثروتمند و فقیر قرار داده است.
@EconomicThinkTank
این سه پرسش که به عنوان پرسش های اساسی علم اقتصاد معروف شده اند عبارتند از اینکه با توجه به منابع و امکانات جامعه یا کشور:
1) چه کالاها و خدماتی چه "مقدار" و در چه "زمانی" و حتی در چه "مکانی "باید تولید شوند؟
2) این کالاها و خدمات "چگونه" یعنی با چه "روش فنی" و توسط چه "بخشی" تولید گردند؟
3) این کالاها و خدمات برای چه "کسانی" تولید شوند؟
البته هریک از این سوالات هم در بعد خرد و هم در بعد کلان مطرح است.
با ما همراه باشید که در ادامه با بیان چند مثال به تبیین موضوع فوق بپردازیم.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
تبیین پرسش های اساسی علم اقتصاد در بعد خرد و کلان:
یک خانوار را به عنوان یک واحد تحلیل در علم اقتصاد خرد در نظر بگیرید. نیازهای اساسی این خانوار معمولی عبارت است: خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و احیاناً آموزش. نیازهای رفاهی این خانوار عبارت است از ماشین، وسایل و ملزومات منزل نظیر مبل و یخچال و ... و نهایتاً نیازهای تجملاتی این خانوار هم مواردی نظیر تورهای تفریحی و داشتن ویلای شخصی و ... است.
@EconomicThinkTank
این خانوار نمی تواند به دلایل محدودیت منابع و زمان همه نیازهای خود را برآورده سازد از این رو یک خانوار نیازهای خود را اولویت بندی می کند. بخشی را در حال حاضر تامین می کند و بخشی را به آینده واگذار می نماید.
همچنین در یک کشور و جامعه که با نیازهای متفاوتی روبروست تامین همزمان همه آنها به دلیل محدودیت منابع و امکانات میسر نیست. به عنوان مثال نیازمندی ها و ضرورت های یک جامعه را به این صورت می توان دسته بندی کرد:
1) رفع فقر 2) کاهش بیکاری و افزایش اشتغال 3) کاهش تورم و...
در چنین شرایطی و در راستای پاسخ دهی به سوالات اساسی که پیشتر ذکر آن رفت لازم است که یک جامعه پیرامون آنها تصمیم گیری نماید. برای مثال زمین های کشاورزی در یک جامعه محدود است و این جامعه می تواند همه آنرا برنج بکارد یا همه آن را گندم، یا اینکه بخشی را گندم و بخشی را برنج، محدودیت زمین های کشاورزی به این جامعه اجازه نمی دهد که به اندازه دلخواه از هر محصول بکارد.
https://t.me/EconomicThinkTank
یک خانوار را به عنوان یک واحد تحلیل در علم اقتصاد خرد در نظر بگیرید. نیازهای اساسی این خانوار معمولی عبارت است: خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و احیاناً آموزش. نیازهای رفاهی این خانوار عبارت است از ماشین، وسایل و ملزومات منزل نظیر مبل و یخچال و ... و نهایتاً نیازهای تجملاتی این خانوار هم مواردی نظیر تورهای تفریحی و داشتن ویلای شخصی و ... است.
@EconomicThinkTank
این خانوار نمی تواند به دلایل محدودیت منابع و زمان همه نیازهای خود را برآورده سازد از این رو یک خانوار نیازهای خود را اولویت بندی می کند. بخشی را در حال حاضر تامین می کند و بخشی را به آینده واگذار می نماید.
همچنین در یک کشور و جامعه که با نیازهای متفاوتی روبروست تامین همزمان همه آنها به دلیل محدودیت منابع و امکانات میسر نیست. به عنوان مثال نیازمندی ها و ضرورت های یک جامعه را به این صورت می توان دسته بندی کرد:
1) رفع فقر 2) کاهش بیکاری و افزایش اشتغال 3) کاهش تورم و...
در چنین شرایطی و در راستای پاسخ دهی به سوالات اساسی که پیشتر ذکر آن رفت لازم است که یک جامعه پیرامون آنها تصمیم گیری نماید. برای مثال زمین های کشاورزی در یک جامعه محدود است و این جامعه می تواند همه آنرا برنج بکارد یا همه آن را گندم، یا اینکه بخشی را گندم و بخشی را برنج، محدودیت زمین های کشاورزی به این جامعه اجازه نمی دهد که به اندازه دلخواه از هر محصول بکارد.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
تبیین نحوه تصمیم گیری جامعه پیرامون پرسش های اساسی علم اقتصاد:
پیرامون یک کشور چنین میتوان برداشت نمود که در تولید همه کالاها و خدمات از برق و جاده و ساختمان گرفته تا بیمارستان و دانشگاه و سدها با محدودیت های زیادی روبروست و با لحاظ همین محدودیت ها جامعه باید تصمیم بگیرد که دست به انتخاب بزند که از چه کالاها و خدماتی و به چه میزان تولید نماید. چه بخشی از منابعش را برای بهداشت و چه بخشی را برای آموزش و چه بخشی را برای ساخت سد و کارخانه و جاده و ... اختصاص دهد.
از همین رو مساله زمان و مکان هم مطرح می گردد که کدامیک را با اولیت بالاتر در زمان حال و کدامیک رو در آینده تولید نماید، همچنین از نظر مکانی نیز در چه جایی احداث و تولید نماید.
@EconomicThinkTank
در پاسخ به سوال دوم که به تبیین شیوه فنی تولید می پردازد، لازم است جامعه به تصمیم گیری بپردازد. برای مثال تولید برق در یک کشور را در نظر بگیرید، پرسشی که مطرح است این است که آیا برق را با نیروگاه های هسته ای باید تولید کرد یا با روش هیدرولیکی و آبی؟ یا با استفاده از نیروگاهای حرارتی؟ یا با استفاده از توربین های بادی؟ همچنین جامعه باید تصمیم بگیرد کدام کالاها و خدمات توسط دولت و کدامیک توسط بخش خصوصی تولید شود؟
پرسش سوم این است که ثمره فعالیت جامعه نصیب چه کسی شود؟چه کسانی از درآمدهای جامعه سهم بیشتری می برند؟ در واقع این درآمدهای حاصله به چه صورت توزیع می شود؟ آیا لازم است که جامعه حداقل معیشت را برای فقرا تامین کند یا اینکه بگذارد هرکسی به اندازه کار و تلاش خودش از درآمدهای جامعه بهره مند گردد؟
برای پاسخ دادن به پرسش های فوق یا به تعبیری چگونگی تخصیص منابع، تثبیت اقتصاد و توزیع درآمد هر جامعه و ملتی می تواند ساز و کار خاصی را برگزیند. این ساز و کارها در امر تخصیص، تثبیت و توزیع در کنار دو عنصر مالکیت و نهادها نوع نظام حاکم بر یک جامعه را مشخص می کند.
در آینده پیرامون مباحث مالکیت، نهادها در قالب انواع نظام های اقتصادی بیشتر خواهیم نوشت. با ما همراه باشید...
https://t.me/EconomicThinkTank
پیرامون یک کشور چنین میتوان برداشت نمود که در تولید همه کالاها و خدمات از برق و جاده و ساختمان گرفته تا بیمارستان و دانشگاه و سدها با محدودیت های زیادی روبروست و با لحاظ همین محدودیت ها جامعه باید تصمیم بگیرد که دست به انتخاب بزند که از چه کالاها و خدماتی و به چه میزان تولید نماید. چه بخشی از منابعش را برای بهداشت و چه بخشی را برای آموزش و چه بخشی را برای ساخت سد و کارخانه و جاده و ... اختصاص دهد.
از همین رو مساله زمان و مکان هم مطرح می گردد که کدامیک را با اولیت بالاتر در زمان حال و کدامیک رو در آینده تولید نماید، همچنین از نظر مکانی نیز در چه جایی احداث و تولید نماید.
@EconomicThinkTank
در پاسخ به سوال دوم که به تبیین شیوه فنی تولید می پردازد، لازم است جامعه به تصمیم گیری بپردازد. برای مثال تولید برق در یک کشور را در نظر بگیرید، پرسشی که مطرح است این است که آیا برق را با نیروگاه های هسته ای باید تولید کرد یا با روش هیدرولیکی و آبی؟ یا با استفاده از نیروگاهای حرارتی؟ یا با استفاده از توربین های بادی؟ همچنین جامعه باید تصمیم بگیرد کدام کالاها و خدمات توسط دولت و کدامیک توسط بخش خصوصی تولید شود؟
پرسش سوم این است که ثمره فعالیت جامعه نصیب چه کسی شود؟چه کسانی از درآمدهای جامعه سهم بیشتری می برند؟ در واقع این درآمدهای حاصله به چه صورت توزیع می شود؟ آیا لازم است که جامعه حداقل معیشت را برای فقرا تامین کند یا اینکه بگذارد هرکسی به اندازه کار و تلاش خودش از درآمدهای جامعه بهره مند گردد؟
برای پاسخ دادن به پرسش های فوق یا به تعبیری چگونگی تخصیص منابع، تثبیت اقتصاد و توزیع درآمد هر جامعه و ملتی می تواند ساز و کار خاصی را برگزیند. این ساز و کارها در امر تخصیص، تثبیت و توزیع در کنار دو عنصر مالکیت و نهادها نوع نظام حاکم بر یک جامعه را مشخص می کند.
در آینده پیرامون مباحث مالکیت، نهادها در قالب انواع نظام های اقتصادی بیشتر خواهیم نوشت. با ما همراه باشید...
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
انسان مجبور نیست حقایق را بگوید...
ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد...
یادبود29 خرداد--- سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی
https://t.me/EconomicThinkTank
ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد...
یادبود29 خرداد--- سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی
https://t.me/EconomicThinkTank
❇️نظام های اقتصادی:
اگر نوع ساز و کار تخصیصی و شیوه سازماندهی امور اقتصادی در یک کشور را به صورت یک طیف در نظر بگیریم، در یک سر طیف نظامی قرار دارد که دولت و مقامات عالیرتبه کشور تصمیم گیری های اقتصادی (درباره اینکه چه، چگونه و برای چه کسی تولید شود) را در دست دارند و در سر دیگر طیف نظامی قرار دارد که همه تصمیم های اقتصادی را به افراد و در بازار واگذاشته و جز در موارد محدود و به جا نقش اقتصادی برای دولت در نظر نمی گیرد.
@EconomicThinkTank
✅تعریف بازار از نظرگاه دومنیک سالواتوره عبارت است از مکان و یا موقعیتی که در آن خریداران و فروشندگان، کالا، خدمات و منابع را خرید و فروش میکنند. در تعریف فوق مشاهده میشود که بازار میتواند یک محل مادی و فیزیکی باشد یا آنکه موقعیتی برای انجام معامله باشد.
🖌به بیانی ساده تر بازار ساز و کار و مکانیزمی است که در آن چهار مولفه باید وجود داشته باشد: 1) عرضه کننده کالا ،خدمات و منابع 2) تقاضا کننده کالا، خدمات و منابع 3) کالا، خدمات و منابع 4) قیمت کالا، خدمات و منابع
✅اقتصادهایی که در آن حل و فصل و تصمیم گیری درباره مسائل اقتصادی به عهده مکانیزم بازار است- یعنی بیشتر تصمیم های مهم اقتصادی را افراد و بنگاه های خصوصی اتخاذ می کنند- اقتصاد بازار خوانده می شود و متعاقب آن نظام اقتصادی حاکم بر آن کشور "نظام سرمایه داری" یا "نظام بازار محور" نامیده می شوند.
✅در مقابل اقتصاد بازار، "اقتصاد برنامه ریزی متمرکز" قرار دارد که دولت در آن بیشترین تصمیم گیری های اقتصادی را بر عهده دارد. متعاقباً نظام اقتصادی حاکم بر کشورهایی با اقتصاد برنامه ریزی متمرکز "نظام سوسیالیستی" نام دارد.
https://t.me/EconomicThinkTank
اگر نوع ساز و کار تخصیصی و شیوه سازماندهی امور اقتصادی در یک کشور را به صورت یک طیف در نظر بگیریم، در یک سر طیف نظامی قرار دارد که دولت و مقامات عالیرتبه کشور تصمیم گیری های اقتصادی (درباره اینکه چه، چگونه و برای چه کسی تولید شود) را در دست دارند و در سر دیگر طیف نظامی قرار دارد که همه تصمیم های اقتصادی را به افراد و در بازار واگذاشته و جز در موارد محدود و به جا نقش اقتصادی برای دولت در نظر نمی گیرد.
@EconomicThinkTank
✅تعریف بازار از نظرگاه دومنیک سالواتوره عبارت است از مکان و یا موقعیتی که در آن خریداران و فروشندگان، کالا، خدمات و منابع را خرید و فروش میکنند. در تعریف فوق مشاهده میشود که بازار میتواند یک محل مادی و فیزیکی باشد یا آنکه موقعیتی برای انجام معامله باشد.
🖌به بیانی ساده تر بازار ساز و کار و مکانیزمی است که در آن چهار مولفه باید وجود داشته باشد: 1) عرضه کننده کالا ،خدمات و منابع 2) تقاضا کننده کالا، خدمات و منابع 3) کالا، خدمات و منابع 4) قیمت کالا، خدمات و منابع
✅اقتصادهایی که در آن حل و فصل و تصمیم گیری درباره مسائل اقتصادی به عهده مکانیزم بازار است- یعنی بیشتر تصمیم های مهم اقتصادی را افراد و بنگاه های خصوصی اتخاذ می کنند- اقتصاد بازار خوانده می شود و متعاقب آن نظام اقتصادی حاکم بر آن کشور "نظام سرمایه داری" یا "نظام بازار محور" نامیده می شوند.
✅در مقابل اقتصاد بازار، "اقتصاد برنامه ریزی متمرکز" قرار دارد که دولت در آن بیشترین تصمیم گیری های اقتصادی را بر عهده دارد. متعاقباً نظام اقتصادی حاکم بر کشورهایی با اقتصاد برنامه ریزی متمرکز "نظام سوسیالیستی" نام دارد.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
اقتصاد بازار در مقابل اقتصاد متمرکز دولتی (1):
❇️در اقتصاد بازار نظام قیمت ها، سودها، زیان ها، انگیزه ها و پاداش ها و... تعیین می کند که چه کالاها و خدماتی، چگونه و برای چه کسانی تولید شود. در تصمیم گیری های مبتنی بر چارچوب بازار پیگیری نفع شخصی انگیزه اصلی هر فعالیت را تشکیل می دهد.
@EconomicThinkTank
🖌کامل ترین شکل اقتصاد بازار آن است که دولت در اداره و تصمیم گیری های آن اصلاً دخالتی نداشته باشد. به چنین اقتصادی، اقتصاد مبتنی بر آزادی عمل (Lassies Fair) گویند.
✅در چنین نظامی قیمت ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند و قیمت ها آزادانه در فرآیند عرضه و تقاضای بازار تعیین می گردند.
❇️در این نظام مهم ترین نقش را نهاد بازار بر عهده دارد. این نهاد در کنار الگوی مالکیت خصوصی و انگیزه پیگیری منافع شخصی، ساز و کاری را برای اداره امور اقتصادی فراهم می آورد.
❇️افراد و شرکت ها در چنین شرایطی وارد میدان شده و شروع به رقابت می کنند. دولت نیز به مثابه یک نهاد مسئول تامین امنیت و داوری در مورد دعاوی عمل می کند.
https://t.me/EconomicThinkTank
❇️در اقتصاد بازار نظام قیمت ها، سودها، زیان ها، انگیزه ها و پاداش ها و... تعیین می کند که چه کالاها و خدماتی، چگونه و برای چه کسانی تولید شود. در تصمیم گیری های مبتنی بر چارچوب بازار پیگیری نفع شخصی انگیزه اصلی هر فعالیت را تشکیل می دهد.
@EconomicThinkTank
🖌کامل ترین شکل اقتصاد بازار آن است که دولت در اداره و تصمیم گیری های آن اصلاً دخالتی نداشته باشد. به چنین اقتصادی، اقتصاد مبتنی بر آزادی عمل (Lassies Fair) گویند.
✅در چنین نظامی قیمت ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند و قیمت ها آزادانه در فرآیند عرضه و تقاضای بازار تعیین می گردند.
❇️در این نظام مهم ترین نقش را نهاد بازار بر عهده دارد. این نهاد در کنار الگوی مالکیت خصوصی و انگیزه پیگیری منافع شخصی، ساز و کاری را برای اداره امور اقتصادی فراهم می آورد.
❇️افراد و شرکت ها در چنین شرایطی وارد میدان شده و شروع به رقابت می کنند. دولت نیز به مثابه یک نهاد مسئول تامین امنیت و داوری در مورد دعاوی عمل می کند.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
اقتصاد بازار در مقابل اقتصاد متمرکز دولتی (2):
❇️ در اقتصاد با برنامه ریزی متمرکز، دولت بیشتر تصمیم گیری های اقتصادی را در دست دارد و اصطلاحاً همه کاره اقتصاد است.
@EconomicThinkTank
🖌در اقتصاد با برنامه ریزی متمرکز، مالکیت و مدیریت بیشتر بنگاه های اقتصادی در اختیار دولت است. تقریباً تمام کارگران در استخدام دولت هستند و این دولت است که برنامه ریزی می کند که چه، چگونه و برای چه کسی تولید شود.
❇️در این اقتصاد دولت به عنوان یک نهاد مرکزی برای کل جامعه برنامه ریزی می کند.
❇️در این نظام برنامه ریزی قیمت ها نه از طریق نظام بازار بلکه از سوی نهاد برنامه ریزی تعیین می گردد. تعیین الگوی مالکیت نیز بر عهده دولت است.
https://t.me/EconomicThinkTank
❇️ در اقتصاد با برنامه ریزی متمرکز، دولت بیشتر تصمیم گیری های اقتصادی را در دست دارد و اصطلاحاً همه کاره اقتصاد است.
@EconomicThinkTank
🖌در اقتصاد با برنامه ریزی متمرکز، مالکیت و مدیریت بیشتر بنگاه های اقتصادی در اختیار دولت است. تقریباً تمام کارگران در استخدام دولت هستند و این دولت است که برنامه ریزی می کند که چه، چگونه و برای چه کسی تولید شود.
❇️در این اقتصاد دولت به عنوان یک نهاد مرکزی برای کل جامعه برنامه ریزی می کند.
❇️در این نظام برنامه ریزی قیمت ها نه از طریق نظام بازار بلکه از سوی نهاد برنامه ریزی تعیین می گردد. تعیین الگوی مالکیت نیز بر عهده دولت است.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
اقتصاد بازار در مقابل اقتصاد متمرکز دولتی (3):
❇️شایان ذکر است در حال حاضر هیچ نمونه کاملی از این دو نظام در مقام عمل وجود ندارد. همه کشورها از نظام اقتصادی پیروی می کنند که به نحوی ترکیب یا اختلاطی از این دو می باشد و به عنوان "اقتصاد مختلط" شناخته میشود.
@EconomicThinkTank
🖌اقتصاد مختلط عبارت است از نظامی مرکب از عناصر اقتصاد بازار و اقتصاد با برنامه ریزی متمرکز. یعنی در حوزه های تخصیص، تثبیت و توزیع هم نهاد بازار و هم نهاد دولت نقش ایفا می کنند.
❇️امروزه همه کشورها دارای نظامی تقریباً مختلط هستند ولی میزان ایفای نقش نهاد بازار و نهاد دولت از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.بسته به اینکه نقش بازار و بخش خصوصی بیشتر باشد یا نقش دولت، کشورها معمولاً در بازه مشخصی از طیف کاملاً مبتنی بر بازار تا کاملاً دولتی قرار می گیرند.
✅در نظام مبتنی بر نظام بازار جز در موارد محدود که مرتبط با موارد شکست بازار (نظیر ساخت پارک و بهداشت و...) است نقش اقتصادی برای دولت در نظر نمی گیرد و دولت بیشتر جنبه هماهنگ کننده و تسهیل کننده امور را در امور اقتصادی بر عهده دارد.
https://t.me/EconomicThinkTank
❇️شایان ذکر است در حال حاضر هیچ نمونه کاملی از این دو نظام در مقام عمل وجود ندارد. همه کشورها از نظام اقتصادی پیروی می کنند که به نحوی ترکیب یا اختلاطی از این دو می باشد و به عنوان "اقتصاد مختلط" شناخته میشود.
@EconomicThinkTank
🖌اقتصاد مختلط عبارت است از نظامی مرکب از عناصر اقتصاد بازار و اقتصاد با برنامه ریزی متمرکز. یعنی در حوزه های تخصیص، تثبیت و توزیع هم نهاد بازار و هم نهاد دولت نقش ایفا می کنند.
❇️امروزه همه کشورها دارای نظامی تقریباً مختلط هستند ولی میزان ایفای نقش نهاد بازار و نهاد دولت از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.بسته به اینکه نقش بازار و بخش خصوصی بیشتر باشد یا نقش دولت، کشورها معمولاً در بازه مشخصی از طیف کاملاً مبتنی بر بازار تا کاملاً دولتی قرار می گیرند.
✅در نظام مبتنی بر نظام بازار جز در موارد محدود که مرتبط با موارد شکست بازار (نظیر ساخت پارک و بهداشت و...) است نقش اقتصادی برای دولت در نظر نمی گیرد و دولت بیشتر جنبه هماهنگ کننده و تسهیل کننده امور را در امور اقتصادی بر عهده دارد.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
❇️یادآوری :
پس از مدتی تعطیلات تابستانی دوباره برگشتیم تا در خدمتتون باشیم. ادامه سیر مطالعاتیمون رو با یادآوری خلاصه ای مهم از مطالب پیشین از سر میگیریم.
گفتیم که مساله اصلی در علم اقتصاد، مساله "کمیابی" است. همچنین بیاد داریم که مساله کمیابی سه پرسش اساسی را فراروی هر جامعه قرار می دهد و نحوه پاسخگویی به این سه پرسش نظام اقتصادی آن جامعه را مشخص می کند.
@EconomicThinkTank
"کمیابی" به این معناست که هر جامعه در تولید کالاها و خدمات منابع محدودی در اختیار دارد. منظور از منابع مواد و یا وسایلی است که در طبیعت وجود دارد یا بوسیله انسان ها برای استفاده در تولید سایر کالاها به کار می رود. گروه اول "منابع طبیعی" و گروه دوم "سرمایه" خوانده می شود. سومین منبعی که از آن در تولید استفاده می کنیم نیروی کار است.چهارمین منبع تولید میتواند "انرژی" در اقسام مختلف آن باشد.
با اندکی اغماض، همه این منابع تولید را به چهار دسته یعنی (1) زمین( شامل همه مواهب طبیعی، از جمله خود زمین برای کشاورزی، مسکن و...، معادن و...) (2) سرمایه (شامل همه کالاهای با دوام، مانند وسایل و ابزار تولید، ماشین آلات، تجهیزات و...)، (3)نیروی کار ( شامل زمان، نیرو، مهارت ها و تخصص ها، دانش فنی و ...) و (4) انرژی ( اعم از نفت و گاز و مشتقات آنها تا آب و برق و....) دسته بندی کرده و از آنها به عنوان "نهاده های تولید" یا "عوامل تولید" نام میبرند.
کالاها و خدمات تولید شده از عوامل تولید، ممکن است به مصرف برسد که آنرا کالای نهایی می نامند و یا در تولید کالاها و خدمات دیگر به کار رود که اصطلاحاً از آن به عنوان کالای واسطه ای یاد می کنند.
https://t.me/EconomicThinkTank
پس از مدتی تعطیلات تابستانی دوباره برگشتیم تا در خدمتتون باشیم. ادامه سیر مطالعاتیمون رو با یادآوری خلاصه ای مهم از مطالب پیشین از سر میگیریم.
گفتیم که مساله اصلی در علم اقتصاد، مساله "کمیابی" است. همچنین بیاد داریم که مساله کمیابی سه پرسش اساسی را فراروی هر جامعه قرار می دهد و نحوه پاسخگویی به این سه پرسش نظام اقتصادی آن جامعه را مشخص می کند.
@EconomicThinkTank
"کمیابی" به این معناست که هر جامعه در تولید کالاها و خدمات منابع محدودی در اختیار دارد. منظور از منابع مواد و یا وسایلی است که در طبیعت وجود دارد یا بوسیله انسان ها برای استفاده در تولید سایر کالاها به کار می رود. گروه اول "منابع طبیعی" و گروه دوم "سرمایه" خوانده می شود. سومین منبعی که از آن در تولید استفاده می کنیم نیروی کار است.چهارمین منبع تولید میتواند "انرژی" در اقسام مختلف آن باشد.
با اندکی اغماض، همه این منابع تولید را به چهار دسته یعنی (1) زمین( شامل همه مواهب طبیعی، از جمله خود زمین برای کشاورزی، مسکن و...، معادن و...) (2) سرمایه (شامل همه کالاهای با دوام، مانند وسایل و ابزار تولید، ماشین آلات، تجهیزات و...)، (3)نیروی کار ( شامل زمان، نیرو، مهارت ها و تخصص ها، دانش فنی و ...) و (4) انرژی ( اعم از نفت و گاز و مشتقات آنها تا آب و برق و....) دسته بندی کرده و از آنها به عنوان "نهاده های تولید" یا "عوامل تولید" نام میبرند.
کالاها و خدمات تولید شده از عوامل تولید، ممکن است به مصرف برسد که آنرا کالای نهایی می نامند و یا در تولید کالاها و خدمات دیگر به کار رود که اصطلاحاً از آن به عنوان کالای واسطه ای یاد می کنند.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست... هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود... صحنه پیوسته به جاست... خرم آن نغمعه که مردم بسپارند به یاد...
#یاد_مریم_میرزاخانی_گرامی_باد.
@EconomicThinkTank
#یاد_مریم_میرزاخانی_گرامی_باد.
@EconomicThinkTank
منحنی امکانات تولید:
❇️ هرجامعه با توجه به میزان و مقدار منابع و نهادهایی که در اختیار دارد می تواند ترکیبات مختلفی از کالاها و خدمات را تولید کند. ظرفیت و توان هر جامعه در تولید ترکیبات مختلف از کالاها و خدمات مرز امکانات تولید آن جامعه را نشان می دهد که می توان آنرا با نموداری به نام منحنی امکانات تولید به نمایش گذاشت.
@EconomicThinkTank
❇️ در چارچوب مرز امکانات تولید، یک جامعه تصمیم می گیرد که از هر کالا چقدر تولید کند.
در ادامه با بیان مثالی به تبیین "منحنی امکانات تولید" خواهیم پرداخت.
https://t.me/EconomicThinkTank
❇️ هرجامعه با توجه به میزان و مقدار منابع و نهادهایی که در اختیار دارد می تواند ترکیبات مختلفی از کالاها و خدمات را تولید کند. ظرفیت و توان هر جامعه در تولید ترکیبات مختلف از کالاها و خدمات مرز امکانات تولید آن جامعه را نشان می دهد که می توان آنرا با نموداری به نام منحنی امکانات تولید به نمایش گذاشت.
@EconomicThinkTank
❇️ در چارچوب مرز امکانات تولید، یک جامعه تصمیم می گیرد که از هر کالا چقدر تولید کند.
در ادامه با بیان مثالی به تبیین "منحنی امکانات تولید" خواهیم پرداخت.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
❇️تببین منحنی امکانات تولید با یک مثال:
🔸فرض کنید که در اقتصاد کشوری فقط دو کالای گندم و خودرو تولید گردد. اگر اقتصاد این کشور تمام ظرفیت خود را برای تولید خودرو به کار گیرد در آن صورت فرض می کنیم که حداکثر می تواند تعداد معینی خودرو مثلاً 5000 هزار دستگاه تولید نماید. اگر اقتصاد تمام ظرفیت خود را برای تولید گندم به کار گیرد در آن صورت حداکثر می تواند15000 تن گندم تولید نماید. در میان این دو نقطه حدی، نقاط بسیاری وجود دارند که تولید ترکیبات مختلفی از گندم و خودرو را ممکن می سازند. این اقتصاد می تواند از تولید تعدادی خودرو دست بکشد و ظرفیت تولید گندم را افزایش دهد.
@EconomicThinkTank
🔹لذا هر انتخاب برای این اقتصاد هزینه دارد. هزینه انتخاب تولید خودرو بیشتر آن است که فرصت تولید گندم بیشتر را از دست می دهد. برعکس انتخاب تولید گندم بیشتر به معنای از دست دادن فرصت تولید خودرو بیشتر می باشد.
🖌در علم اقتصاد فرصت از دست دادن یا چشم پوشی از گزینه جایگزین به عنوان یک هزینه تلقی و از آن به عنوان "هزینه فرصت" یاد می شود.
✅می توان منحنی امکانات تولید برای اقتصاد فرضی بالا را هم با اتصال ترکیب های مختلفی از کالاهای گندم و خودرو که اقتصاد می تواند تولید کند بدست آورد.
در شکل زیر این نمودار ترسیم گردیده است.
https://t.me/EconomicThinkTank
🔸فرض کنید که در اقتصاد کشوری فقط دو کالای گندم و خودرو تولید گردد. اگر اقتصاد این کشور تمام ظرفیت خود را برای تولید خودرو به کار گیرد در آن صورت فرض می کنیم که حداکثر می تواند تعداد معینی خودرو مثلاً 5000 هزار دستگاه تولید نماید. اگر اقتصاد تمام ظرفیت خود را برای تولید گندم به کار گیرد در آن صورت حداکثر می تواند15000 تن گندم تولید نماید. در میان این دو نقطه حدی، نقاط بسیاری وجود دارند که تولید ترکیبات مختلفی از گندم و خودرو را ممکن می سازند. این اقتصاد می تواند از تولید تعدادی خودرو دست بکشد و ظرفیت تولید گندم را افزایش دهد.
@EconomicThinkTank
🔹لذا هر انتخاب برای این اقتصاد هزینه دارد. هزینه انتخاب تولید خودرو بیشتر آن است که فرصت تولید گندم بیشتر را از دست می دهد. برعکس انتخاب تولید گندم بیشتر به معنای از دست دادن فرصت تولید خودرو بیشتر می باشد.
🖌در علم اقتصاد فرصت از دست دادن یا چشم پوشی از گزینه جایگزین به عنوان یک هزینه تلقی و از آن به عنوان "هزینه فرصت" یاد می شود.
✅می توان منحنی امکانات تولید برای اقتصاد فرضی بالا را هم با اتصال ترکیب های مختلفی از کالاهای گندم و خودرو که اقتصاد می تواند تولید کند بدست آورد.
در شکل زیر این نمودار ترسیم گردیده است.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
🖌 مفهوم کارایی اقتصادی :
❇️ گوییم یک اقتصاد زمانی به کارایی اقتصادی یا کارایی تولیدی دست می یابد که بدون کاستن از تولید کالا یا خدمتی دیگر نتواند مقدار بیشتری از یک کالا یا خدمت را تولید کند. کارایی اقتصادی برابر با وضعیتی است که در آن اقتصاد در بالاترین حد توان و ظرفیت موجود خود تولید نماید.
@EconomicThinkTank
❇️ وضعیت کارایی از نظر هندسی کلیه نقاط روی منحنی امکانات تولید است، چراکه در این نقاط افزایش تولید یک کالا بدون کاستن از کالای دیگری ممکن نیست، اما اگر نقطه ای داخل منحنی امکانات تولید در نظر بگیریم،امکان افزایش تولید یکی یا هردو بدون کاستن دیگری شدنی است.
https://t.me/EconomicThinkTank
❇️ گوییم یک اقتصاد زمانی به کارایی اقتصادی یا کارایی تولیدی دست می یابد که بدون کاستن از تولید کالا یا خدمتی دیگر نتواند مقدار بیشتری از یک کالا یا خدمت را تولید کند. کارایی اقتصادی برابر با وضعیتی است که در آن اقتصاد در بالاترین حد توان و ظرفیت موجود خود تولید نماید.
@EconomicThinkTank
❇️ وضعیت کارایی از نظر هندسی کلیه نقاط روی منحنی امکانات تولید است، چراکه در این نقاط افزایش تولید یک کالا بدون کاستن از کالای دیگری ممکن نیست، اما اگر نقطه ای داخل منحنی امکانات تولید در نظر بگیریم،امکان افزایش تولید یکی یا هردو بدون کاستن دیگری شدنی است.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
✅ "هزینه فرصت" و "هزینه حسابداری":
🖌 در علم اقتصاد، دو نوع هزینه داریم که با یکدیگر تفاوت های ماهوی دارند: یکی هزینه فرصت است، که عموماً از دید ظاهری "پنهان" است و دیگری هزینه حسابداری که به راحتی جمع جبری هزینه های ظاهری است همین تفاوت ماهیتی منشاء سوءبرداشت های مختلف از هزینه های مربوط به یک انتخاب در هر سطحی از انتخاب های یک اجتماع می گردد. اجازه بدین یکبار دیگر به طور دقیقتر هزینه فرصت و هزینه حسابداری را تعریف کنیم.
@EconomicThinkTank
🔹 "هزینه حسابداری": عبارت است از میزان پولی که صرف بدست آوردن کالا یا خدمتی می گردد.
🔶"هزینه فرصت" یک کالا یا خدمت عبارت است از "ارزش بهترین بدیلی که فرد در مقابل بدست آوردن آن کالا یا خدمت از دست داده است"، به زبان ریاضی ماکسیمم ارزش انتخاب های دیگر!
در ادامه با بیان چند مثال تفاوت هزینه فرصت و هزینه حسابداری را تبیین خواهیم نمود.
https://t.me/EconomicThinkTank
🖌 در علم اقتصاد، دو نوع هزینه داریم که با یکدیگر تفاوت های ماهوی دارند: یکی هزینه فرصت است، که عموماً از دید ظاهری "پنهان" است و دیگری هزینه حسابداری که به راحتی جمع جبری هزینه های ظاهری است همین تفاوت ماهیتی منشاء سوءبرداشت های مختلف از هزینه های مربوط به یک انتخاب در هر سطحی از انتخاب های یک اجتماع می گردد. اجازه بدین یکبار دیگر به طور دقیقتر هزینه فرصت و هزینه حسابداری را تعریف کنیم.
@EconomicThinkTank
🔹 "هزینه حسابداری": عبارت است از میزان پولی که صرف بدست آوردن کالا یا خدمتی می گردد.
🔶"هزینه فرصت" یک کالا یا خدمت عبارت است از "ارزش بهترین بدیلی که فرد در مقابل بدست آوردن آن کالا یا خدمت از دست داده است"، به زبان ریاضی ماکسیمم ارزش انتخاب های دیگر!
در ادامه با بیان چند مثال تفاوت هزینه فرصت و هزینه حسابداری را تبیین خواهیم نمود.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
❇️تبیین هزینه فرصت با هزینه حسابداری با مثال:
🔹در رابطه با یک دانشجو هزینه حسابداری انتخاب گزینه تحصیل عبارت است از: پول هایی که صرف خرید کتاب، رفت و آمد به دانشگاه، شهریه های آن (در صورتی که تحصیل رایگان نباشد)، و.... می شود. اما هزینه فرصت انتخاب گزینه تحصیل از ما بین گزینه های محتمل دیگر (نظیر سر کار رفتن، کارآفرینی شخصی و....) عبارت است از مجموع هزینه حسابداری تحصیل و بالاترین درآمدی که اگر این دانشجو به دانشگاه نمی رفت می توانست از انتخاب گزینه محتمل دیگر بدست آورد.
@EconomicThinkTank
✅ در علم اقتصاد هزینه فرصت دارای اهمیت زیادی است و یک اقتصاددان همیشه به هزینه های فرصت توجه دارد.
https://t.me/EconomicThinkTank
🔹در رابطه با یک دانشجو هزینه حسابداری انتخاب گزینه تحصیل عبارت است از: پول هایی که صرف خرید کتاب، رفت و آمد به دانشگاه، شهریه های آن (در صورتی که تحصیل رایگان نباشد)، و.... می شود. اما هزینه فرصت انتخاب گزینه تحصیل از ما بین گزینه های محتمل دیگر (نظیر سر کار رفتن، کارآفرینی شخصی و....) عبارت است از مجموع هزینه حسابداری تحصیل و بالاترین درآمدی که اگر این دانشجو به دانشگاه نمی رفت می توانست از انتخاب گزینه محتمل دیگر بدست آورد.
@EconomicThinkTank
✅ در علم اقتصاد هزینه فرصت دارای اهمیت زیادی است و یک اقتصاددان همیشه به هزینه های فرصت توجه دارد.
https://t.me/EconomicThinkTank
Telegram
اندیشکده اقتصاد
اینجا اتاق فکریست برای آموختن، اندیشیدن و آموزاندن علم اقتصاد.
opportunity cost.TS
22.9 MB
تبیین مفهوم "هزینه فرصت"
@EconomicThinkTank
@EconomicThinkTank