This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم جواب: همین چند روز پیش بود خودشون فرمودن تورم رو دولت ایجاد میکنه،
اینم جوابتون: تورم ایجاد نکنین و اصلا حقوقا رو هم زیاد نکنین.
باز میخوان بپرسن چطوری و کمبود درامد دولت رو از کجا بیارن و چطوری؟
اینم جواب: خیلی ساده، انتظارات تورمی رو از طریق کاهش قیمت ارزش دلار نهفته در کالاهای مهم تبدیل به دارایی شده، کاهش بدین.
چطوری؟ با واردات خودرو یا کالاهای دارای همین وضع، حتی با سه برابر قیمت جهانی یعنی از هر خودرو وارداتی که بازار میخاد، دو برابر مالیات بگیرین، هم درامد کسب میکنین هم قیمت دلار نهفته، کاهش پیدا میکنه، یعنی کاهش انتظارات و تورم
بهانه میارن که باعث فشار به کف بازار برای تهیه ارز میشه؟ شرط بزارین از محل ارز خارج از کشور،
کدوم ارز؟ شبیه همون ارزهایی که باعث شد یه عده خارج از کشور بتونن ملک بخرن و بجاش ریال داخلی بدن به صادرکننده
اگه دلسوزان، شایدم دارندگان تعارض منافع، شما رو نهیب نزنن،
استدلالتون در باره لزوم صرفه جویی در مصرف انرژی هم محترم
t.me/Economedia
اینم جوابتون: تورم ایجاد نکنین و اصلا حقوقا رو هم زیاد نکنین.
باز میخوان بپرسن چطوری و کمبود درامد دولت رو از کجا بیارن و چطوری؟
اینم جواب: خیلی ساده، انتظارات تورمی رو از طریق کاهش قیمت ارزش دلار نهفته در کالاهای مهم تبدیل به دارایی شده، کاهش بدین.
چطوری؟ با واردات خودرو یا کالاهای دارای همین وضع، حتی با سه برابر قیمت جهانی یعنی از هر خودرو وارداتی که بازار میخاد، دو برابر مالیات بگیرین، هم درامد کسب میکنین هم قیمت دلار نهفته، کاهش پیدا میکنه، یعنی کاهش انتظارات و تورم
بهانه میارن که باعث فشار به کف بازار برای تهیه ارز میشه؟ شرط بزارین از محل ارز خارج از کشور،
کدوم ارز؟ شبیه همون ارزهایی که باعث شد یه عده خارج از کشور بتونن ملک بخرن و بجاش ریال داخلی بدن به صادرکننده
اگه دلسوزان، شایدم دارندگان تعارض منافع، شما رو نهیب نزنن،
استدلالتون در باره لزوم صرفه جویی در مصرف انرژی هم محترم
t.me/Economedia
❤1🤬1
👌1
و بالاخره اعتراف در روز پدر و مرد
دکترفرشاد پرویزیان
جوانی ۱۸ ساله، با معدل دیپلم لب مرز در رشته غیر دلخواه دبیرستانی، بالاخره اجازه خانواده برای کنکور در رشته انسانی آن زمان را گرفته و وارد رشته اقتصاد شدم. پدرم چندان به درس خواندنم امید نداشت و هنگام خداحافظی و رفتن از تهران به اهواز، زیر لب به مادرم گفت ما که هزینه اش را میدهیم اما چشمم آب نمیخورد که موفق شود و درس بخواند.
نخستین کلاس درس در دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز، درس حسابداری ۱ بود و من دیپلمه تجربی و زیست شناسی و فیزیک و شیمی خوانده با مفاهیم جدیدی به عنوان حسابداری روبرو شدم و شاید از بخت بلندم بود که استادی فرزانه و بسیار خوش اخلاق و مهربان نصیبم شد، خانم هما غنیمی فرد، استادی چنان مهربان بود که احساس می کردم خواهر بزرگتر مرا آموزش میدهد، و چنان درس داد که لذت یادگیری را چشیدم و القصه اولین نمره دانشگاهی من بعد از دیپلم با معدل لب مرز اینک نخستین نمره در دانشگاه را ۲۰ گرفتم و ایشان به رسم خود، در مقابل دانشجویان، کتابی به من هدیه داد. کتاب توسعه، نوشته خانم جون رابینسون و گفت چون دانشجوی اقتصاد هستی کتاب اقتصادی برایت هدیه گرفتم و سربلند در پیشگاه پدر. و ترمهای بعد حسابداری ۲ و حسابداری شرکتها و ... همگی بلا استثناء نمره ۲۰، و همین انگیزه کافی بود شاگرد اول رشته اقتصاد در دانشگاه با معدل الف شده و ادامه تحصیل تا پایان دکترای تخصصی بدهم. البته استادان بسیار خوب دیگری در همان رشته اقتصاد نیز داشتم که مسبب پیشرفت من شدند اما اولین ۲۰ و مایه سربلندی در مقابل پدرم را خانم غنیمی فرد استاد رشته حسابداری به من داد؛ و شد این که امروز هستم و جالب اینکه به حدی عمیق درس داده است که نه مثل ایشان، اما هنوز در کنار دروس اقتصادی، واحدهای ابتدایی حسابداری را نیز قادر به تدریس هستم و امروز در روز پدر برای اولین بار مانند یک مرد اعتراف کنم که نخستین انگیزه من برای درس خواندن در دانشگاه یک استاد خانم بود. جالب تر اینکه هنوز به رسم امروزیها استوری می گذارد و من دنبال می کنم و یاد میگیرم. رسم ادب این بود در این روز مردانه بگویم استاد عزیز، اگرچه یک بانو هستید، اما مردانه و مهربانانه و مادرانه ما را آموزش دادید. دستتان را میبوسم. شما بودید که در تحصیل مرا پیش پدرم سربلند کردید. همواره بمانید و برقرار و سلامت.
t.me/Economedia
دکترفرشاد پرویزیان
جوانی ۱۸ ساله، با معدل دیپلم لب مرز در رشته غیر دلخواه دبیرستانی، بالاخره اجازه خانواده برای کنکور در رشته انسانی آن زمان را گرفته و وارد رشته اقتصاد شدم. پدرم چندان به درس خواندنم امید نداشت و هنگام خداحافظی و رفتن از تهران به اهواز، زیر لب به مادرم گفت ما که هزینه اش را میدهیم اما چشمم آب نمیخورد که موفق شود و درس بخواند.
نخستین کلاس درس در دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز، درس حسابداری ۱ بود و من دیپلمه تجربی و زیست شناسی و فیزیک و شیمی خوانده با مفاهیم جدیدی به عنوان حسابداری روبرو شدم و شاید از بخت بلندم بود که استادی فرزانه و بسیار خوش اخلاق و مهربان نصیبم شد، خانم هما غنیمی فرد، استادی چنان مهربان بود که احساس می کردم خواهر بزرگتر مرا آموزش میدهد، و چنان درس داد که لذت یادگیری را چشیدم و القصه اولین نمره دانشگاهی من بعد از دیپلم با معدل لب مرز اینک نخستین نمره در دانشگاه را ۲۰ گرفتم و ایشان به رسم خود، در مقابل دانشجویان، کتابی به من هدیه داد. کتاب توسعه، نوشته خانم جون رابینسون و گفت چون دانشجوی اقتصاد هستی کتاب اقتصادی برایت هدیه گرفتم و سربلند در پیشگاه پدر. و ترمهای بعد حسابداری ۲ و حسابداری شرکتها و ... همگی بلا استثناء نمره ۲۰، و همین انگیزه کافی بود شاگرد اول رشته اقتصاد در دانشگاه با معدل الف شده و ادامه تحصیل تا پایان دکترای تخصصی بدهم. البته استادان بسیار خوب دیگری در همان رشته اقتصاد نیز داشتم که مسبب پیشرفت من شدند اما اولین ۲۰ و مایه سربلندی در مقابل پدرم را خانم غنیمی فرد استاد رشته حسابداری به من داد؛ و شد این که امروز هستم و جالب اینکه به حدی عمیق درس داده است که نه مثل ایشان، اما هنوز در کنار دروس اقتصادی، واحدهای ابتدایی حسابداری را نیز قادر به تدریس هستم و امروز در روز پدر برای اولین بار مانند یک مرد اعتراف کنم که نخستین انگیزه من برای درس خواندن در دانشگاه یک استاد خانم بود. جالب تر اینکه هنوز به رسم امروزیها استوری می گذارد و من دنبال می کنم و یاد میگیرم. رسم ادب این بود در این روز مردانه بگویم استاد عزیز، اگرچه یک بانو هستید، اما مردانه و مهربانانه و مادرانه ما را آموزش دادید. دستتان را میبوسم. شما بودید که در تحصیل مرا پیش پدرم سربلند کردید. همواره بمانید و برقرار و سلامت.
t.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
❤7👍3🥰1
❤1
بنجامین باتنِ صنعت ایران، با تو هستم، امیدوارم شجاعت شروعی دوباره را داشته باشی.
دکتر فرشاد پرویزیان، عضو انجمن اقتصاد ایران
فیلم بسیار دیدنی مورد عجیب بنجامین باتن، ساخته فیتز جرالد با بازی درخشان برد پیت، به اندیشه عمیق فرو می بردت. بنجامین، پیر متولد میشود و در گذار عمر، جوان میشود و در نهایت، در نوزادی از دست میرود. اما اریک راث، نویسنده فیلنامه اش جملات زیباتری شاید گفته است:
“برای این که تبدیل به کسی شوی که می خواهی، هیچ وقت خیلی دیر نیست، و در مورد من خیلی زود. هیچ محدودیت زمانی وجود ندارد؛ از هرکجا که میخواهی آغاز کن. تو میتوانی تغییر کنی یا همین طور که هستی باقی بمانی؛ هیچ قانونی وجود ندارد. ما میتوانیم بهترین یا بدترینِ خودمان باشیم. امیدوارم که تو بهترینِ خودت باشی. امیدوارم چیزهایی ببینی که برایت تکان دهنده باشند. امیدوارم چیزهایی را احساس کنی که پیش ازین احساس نکرده ای. امیدوارم افرادی را ملاقات کنی که نقطه نظرات متفاوتی نسبت به تو داشته باشند. امیدوارم به زندگی ای که داشته ای افتخار کنی. و اگر این طور نیست، امیدوارم شجاعت شروعی دوباره را داشته باشی.”
اما بنجامین صنعت ایران کیست؟ بیش از سه دهه، صنعت خودرو را در فضای اقتصاد رسانه، نقد جدی کردم و گفتم این کودک مورد حمایت، دیگر پیر شده اما هنوز به حمایت مصنوعی و رانتی نیاز دارد، و چرا اینطور میگفتم؟ چون در حمایت گلخانه ای دولتی بود و البته حیاط خلوت مدیران دولتی، و بماند که آیا قصه و غصههای مافیایی یا حداقل سوء مدیریتهای دولتی، صحت داشت یا نداشت، اما این پیر صنعت کشور، اکنون نوزادی واقعی در بخش خصوصی است. شاید با تغییر مدیریت دوباره، اینبار به معنای واقعی با ادبیات بخش خصوصی و در کمال بهره وری و بهبود کیفیت، رشد کند. اینبار قائلم که واقعا نوزاد است و حواسمان باشد ترکشهای دفاع راستین رمضان، یعنی کمبودهای احتمالی ناشی از آسیب فولاد و پتروشیمی، این نوزاد تازه متولد شده در بخش خصوصی را دچار سپتیسمی نکند و بدانیم این صنعت، پیر شده در دست دولت، یا نوزاد تازه بخش خصوصی، دوباره توانسته از بندهای مدیریتی در سایه دولت و سیاسی بازی، رها شود و نیازمند حمایت جدی در این دوره کمبود نهادهها و ارز و انتظارات تورمی است. بگذارید این نوزاد در عرصه تولید و صنعت کشور به واقع با ادبیات بخش خصوصی یعنی کارایی و سودآوری و رعایت حقوق مصرف کننده یعنی بهبود کیفیت و قیمت، بدود و کودکی کند و بالنده شود. همچون نویسنده بنجامین باتن میتوان به صنعت خودروی ایران گفت: امیدوارم شجاعت شروعی دوباره را داشته باشی.
T.me/Economedia
دکتر فرشاد پرویزیان، عضو انجمن اقتصاد ایران
فیلم بسیار دیدنی مورد عجیب بنجامین باتن، ساخته فیتز جرالد با بازی درخشان برد پیت، به اندیشه عمیق فرو می بردت. بنجامین، پیر متولد میشود و در گذار عمر، جوان میشود و در نهایت، در نوزادی از دست میرود. اما اریک راث، نویسنده فیلنامه اش جملات زیباتری شاید گفته است:
“برای این که تبدیل به کسی شوی که می خواهی، هیچ وقت خیلی دیر نیست، و در مورد من خیلی زود. هیچ محدودیت زمانی وجود ندارد؛ از هرکجا که میخواهی آغاز کن. تو میتوانی تغییر کنی یا همین طور که هستی باقی بمانی؛ هیچ قانونی وجود ندارد. ما میتوانیم بهترین یا بدترینِ خودمان باشیم. امیدوارم که تو بهترینِ خودت باشی. امیدوارم چیزهایی ببینی که برایت تکان دهنده باشند. امیدوارم چیزهایی را احساس کنی که پیش ازین احساس نکرده ای. امیدوارم افرادی را ملاقات کنی که نقطه نظرات متفاوتی نسبت به تو داشته باشند. امیدوارم به زندگی ای که داشته ای افتخار کنی. و اگر این طور نیست، امیدوارم شجاعت شروعی دوباره را داشته باشی.”
اما بنجامین صنعت ایران کیست؟ بیش از سه دهه، صنعت خودرو را در فضای اقتصاد رسانه، نقد جدی کردم و گفتم این کودک مورد حمایت، دیگر پیر شده اما هنوز به حمایت مصنوعی و رانتی نیاز دارد، و چرا اینطور میگفتم؟ چون در حمایت گلخانه ای دولتی بود و البته حیاط خلوت مدیران دولتی، و بماند که آیا قصه و غصههای مافیایی یا حداقل سوء مدیریتهای دولتی، صحت داشت یا نداشت، اما این پیر صنعت کشور، اکنون نوزادی واقعی در بخش خصوصی است. شاید با تغییر مدیریت دوباره، اینبار به معنای واقعی با ادبیات بخش خصوصی و در کمال بهره وری و بهبود کیفیت، رشد کند. اینبار قائلم که واقعا نوزاد است و حواسمان باشد ترکشهای دفاع راستین رمضان، یعنی کمبودهای احتمالی ناشی از آسیب فولاد و پتروشیمی، این نوزاد تازه متولد شده در بخش خصوصی را دچار سپتیسمی نکند و بدانیم این صنعت، پیر شده در دست دولت، یا نوزاد تازه بخش خصوصی، دوباره توانسته از بندهای مدیریتی در سایه دولت و سیاسی بازی، رها شود و نیازمند حمایت جدی در این دوره کمبود نهادهها و ارز و انتظارات تورمی است. بگذارید این نوزاد در عرصه تولید و صنعت کشور به واقع با ادبیات بخش خصوصی یعنی کارایی و سودآوری و رعایت حقوق مصرف کننده یعنی بهبود کیفیت و قیمت، بدود و کودکی کند و بالنده شود. همچون نویسنده بنجامین باتن میتوان به صنعت خودروی ایران گفت: امیدوارم شجاعت شروعی دوباره را داشته باشی.
T.me/Economedia