اقتصاد و رسانه
2.35K subscribers
831 photos
492 videos
33 files
2.35K links
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
Download Telegram
اندر حکایت تفکر اشتراکی

فرشاد پرویزیان


در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاست‌های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزه‌های اقتصاد و برداشت‌هایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزه‌هایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش می‌کنم اجازه دهید بحث‌هایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.

T.me/Economedia
👌1
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 شکست سیاست پولی در برابر تورم

▫️هرگاه دولت پشت یک دستور هزینه‌ای پنهان شده باشد یا یک هزینه را تضمین کند، سلطه مالی در حال اجراست، حتی اگر این موضوع در بودجه دولت نیز منعکس نشود.

▫️دکتر تیمور رحمانی، اقتصاددان، به تورم پایدار بیش از پنج دهه در کشور اشاره کرد و گفت: این وضعیت ناشی از سیاست‌های مالی و سلطه مالی است و به همین دلیل، سیاست پولی قدرت محدودی در اعمال دارد.


مطلب مرتبط:
تورمی که عادت شد

♦️
کانال تخصصی اقتصاد
اندر حکایت تفکر اشتراکی

فرشاد پرویزیان


در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاست‌های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزه‌های اقتصاد و برداشت‌هایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزه‌هایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است. 
خواهش می‌کنم اجازه دهید بحث‌هایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.

T.me/Economedia
چند پرسش از آقای فرشاد پروزیان عزیز:
ضمن سپاس از نقد مؤدبانه و قابل تأمل جنابعالی، در پاسخ به پرسش شما در خصوص میزان آشنایی ام به الگوهای اقتصادی پیشنهاد شده از سوی بانک جهانی و سازمان اقتصادی پول که بعدها به سازمان تجارت جهانی تغییر نام یافت، باید عرض کنم اندک مطالعاتی با این سیاست ها داشته ام  لیکن نتایج حاصله از سیاست های استعماری این دو نهاد را در کشورهای شیلی (سرنگون کردن دولت ملی آلنده و به روی کار آوردن ژنرال پینوشه)، مقابله با گورباچف و حمایت از یلتسین دائم الخمر و دیکتاتوری که مجلس روسیه را به توپ بست در روسیه، بی محتوا ساختن جنبش مردمی لخ والسا و اخته کردن جنبشی که به رهبری وی بود و به خاک سیاه نشاندن مردم لهستان، سو استفاده از بلایای طبیعی مثل وقوع زلزله و سونامی  بسیار عظیم در شمال غرب سواحل سوماترای اندونزی درون اقیانوس هند (سال 2004) و بهره برداری اقتصادی به نفع سرمایه دارهای آمریکایی از به خاک سیاه نشستن  مردم مظلوم و محروم آن مناطق به واسطه تصاحب زمین های مردم و بی خانمان کردن آنها به منظور بسط صنعت گردشگری و هتل سازی و هزاران جنایاتی که در بولیوی، مکزیک، قاره سیاه، عراق و افغانستان و ..... صورت گرفته است، را با تمام پوست و گوشت و استخوانم احساس کرده ام. حال از شما می پرسم:
1. آیا ما فقط با دو امکان روبروییم، نظام بازار آزاد  یا اقتصاد اشتراکی؟ و آیا هیچ تفکری نمی تواند خارج از این دوگانه مجعول و دروغینی باشد که سبب شده است هر ندایی که بکوشد از حقوق مردم در این شرایط بد اقتصادی دفاع کند سرکوب شده، متهم به طرفداری از کمونیسم و مارکسیسم و دیکتاتوری شود؟ به خصوص با توجه به اینکه برخی از روشنفکران نادان ما نیز دمکراسی و اقتصاد بازار آزاد را به صورت درهم و یکجا و در یک پکیج به مردم می فروشد، لذا مردم نمی فهند که ریشه بسیاری از مشکلاتشان کجاست، آنگاه به تبع اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی به جامعه القا می شود که تمام بدبختی ها زیر سر تلاش برای استقلال کشور و مقاومت در برابر زیاده خواهی های جوامع غربی است.
2. آیا در خاورمیانه و در کشورهایی مثل ایران، که در آنها اقتصادشان به شدت وابسته به کشورها و قدرت های خارجی است و بازار در معنا و مفهومی که در جوامع غربی شکل گرفته است و اقتصاددانانی چون ریکاردو، آدام اسمیت و کینز و فریدمن میلتون درباره اش نظریه پردازی کرده اند هرگز شکل گرفته است؟ آیا مثل بازار شمس العماره و بازار کوچه مروی ما هیچ شباهتی با بازارهای بزرگ و جهانی اقتصادهای آمریکایی و اروپایی دارد؟
3. آیا در لیبرال ترین کشورهای دنیا، مثل انگلستان و آلمان و فرانسه، در زمان جنگ، فرضاً در زمان جنگ جهانی، اقتصادشان یله و رها بود و درصد ناچیزی از مردم ارز به قیمت دولتی برای تهیه مایحتاج و نیازمندیهای کشور می گرفتند و سپس این ارزها را بی آنکه کاری کنند در بازار ازاد می فروختند یا بعد از ورود کالاها و فروش آنها ارز کشور را از چرخه خارج کرده و به سود خویش استفاده می کردند؟ آیا در لیبرال ترین جوامع غربی نیز در زمان جنگ از قانون عرضه و تقاضای آزاد تبعیت می کردند و دولت ها برای  مراقبت از زندگی مردم ناچار به دخالت در عرصه اقتصادشان نمی شدند (تجربه ای که ما در سال های نخستین پیروزی انقلاب و در زمان جنگ ایران و عراق داشتیم)؟ آیا اندیشیدن به معضلات مردم محروم به معنای دفاع از اقتصاد اشتراکی است؟
با سپاس
بیژن عبدالکریمی
10 شهرویرماه 1404
طرح سوال دوباره از استاد عزیز آقای دکتر عبدالکریمی.
در پی مناظره آقایان دکتر زیباکلام و عبدالکریمی، پرسشی علمی از استاد عزیز جناب دکتر عبدالکریمی مطرح کردم که در کانال رسانه و اقتصاد موجود است و ایشان مهربانانه در کوتاه‌ترین زمان، پاسخ دادند که مایه سعادت است و پاسخ استاد را نیز در همین کانال، بازنشر کرده ام اما پاسخشان برآن داشت مجدد و شفاف‌تر بپرسم.
استاد عزیز، از شما در باره میزان آشنایی با الگوهای اقتصادی پرسیدم که مورد تاخت قرار داده بودید که نقد نبود بلکه بیشتر خطابه سیاسی و حتی نه فلسفی؛ اما در پاسخ من نیز بجای طرح در چارچوب علمی مورد سوال، به تاریخچه ظلم و ناروایی‌های به ظاهر طرفداران آزادی و دنیای غرب پرداخت اید که اگر طرفداران آزادی اقتصادی هر جنایتی کرده باشند چه ربطی به بررسی الگوی اقتصادی دارد؟ اما به سبک خودتان در پاسخ، حتما یادتان هست: جنایات کمونیست‌ها در گولاگ و تبعید و کار اجباری و ... حتی برای شهروندان خودش، جنایات مجارستان، جنایات سال ۱۹۲۸، با عنوان اشتراکی کردن کشاورزی و ایجاد قحطی بزرگ در اوکراین،‌ جنایات افغانستان، جنایات اندونزی، ثبت حداقل ۱۰۰ میلیون کشته توسط کمونیست‌ها در قرن بیستم، مخفی نگهداشتن فاجعه چرنوبیل، حداقل شائبه تلاش شیطانی برای تولید نسلی ترکیبی از انسان‌ها و شامپانزه‌ها، جنایات بعد از نبرد برلین که زنان آلمانی برای در امان ماندن از تجاوز سربازان ارتش سرخ دست به خودکشی زده یا فرزندانشان را می‌کشتند،‌ جنایات کره شمالی و ...؛ و یادتان هست استالین حتی به یاران و معاونان خود نیز رحم نکرد؟ باز هم بگویم یا اندکی زحمت جستجو در اینترنت را به خود می‌دهید؟ که این‌ها مقصود من از الگوی اقتصادی نیست.
شما استاد فلسفه و به طریق اولی مسلط بر منطق هستید. جسارت است بگویم وقتی از الگو صحبت می‌کنیم یعنی در باره یک نظام دستگاهی از مجموعه ای از متغیرهای کمی و روابط علی یا هم‌زمانی بین آن‌ها می‌‌گوئیم که مجموعه تغییرات دستگاهی، منجر به چه خروجی‌هایی خواهد شد و چون بر منطق بسیار تسلط دارید نیازی نیست به زبان ریاضی منظورم را بیان کنم و از صغری و کبری الگو بگویم و این یعنی بحث در باره خود علم؛ و نه رفتار طرفداران یا مجریان آن علم است.
شما الگوی اقتصادی را مورد تاخت قرار داده و من پرسیدم چه میزان این الگوها و علم اقتصاد را می‌شناسید و شما من را به جنایات عده ای ظالم دلالت می‌دهید؟ بار قبل کتمان کردم که گویا الگوهای مورد نقد را نمی‌شناسید و حتی نمی‌دانید همان الگوها، اساسا در دولتی که نام بردید هرگز به درستی حتی اجرا نشد و بهانه شد برای منتقدان سیاسی آن دولت. مثل این که از من بپرسید چه قدر با فلسفه اسلامی مثلا حرکت جوهری آشنا هستم و من بگویم وای که عثمانی‌ها به اسم اسلام در اروپا چه کردند.
حال با شما نکته درسی اقتصادی در باره همان‌ها که گفتید، مثلا میلتون فریدمن را مرور کنم. فریدمن می‌گوید تورم پدیده ای پولی است. یعنی افزایش نقدینگی منجر به تورم می‌شود. پس لاجرم لیبرال‌ها یا نئولیبرال‌ها و همان نظریات بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول به شدت مخالف رشد بی‌محابای نقدینگی است و دوستان شما نقدینگی را بی محابا رشد داده و هنگام تورم فریاد می‌زنند عجبا که این تورم از نتایج حضور لیبرال‌ها در کشور است! حال طرفدار تورم هستید و مخالف فریدمن؟
روسیه امروزی که به شدت مورد تحریم است، به لطف مدیریت خانم الویرا نابیولینا سیاست‌مدار و اقتصاددان اهل کشور روسیه با اصالت تاتار در بانک مرکزی روسیه، با بکارگیری اتفاقا همان سیاست‌های مورد تاخت شما، توانسته ارزش روبل را حفظ کند تا همچون ما دچار تورم شدید نشوند.
از شما در قاب دانشگاهی و چارچوب علم و نقد الگو پرسیدم و شما به عملکرد افراد احاله دادید؟
در مباحثه علمی، نقد الگو و بررسی متغیرها، رفتار عده ای متظاهر یا حتی معتقد به آن الگو چه ربطی به خود روابط بین متغیرها و الگوها دارد؟ زیاد فلسفه نمی‌دانم اما شاید نحوه پاسختان همان قیاس مع الفارق باشد.
تفکر سوسیالیست و کمونیست در اقتصاد را نقد کردم نه رفتار خود کمونیست‌ها و شما هم لطفا خود الگو را نقد کنید نه افراد مسئول آن کشورها را.
چه خوب است در حوزه تخصص خود به دیگران یاد دهیم هرچند در این کشور باب است همه در باره علم اقتصاد نظر دهند، چه مهندس چه حسابدار چه مورخ و چه فیلسوف.
ارادتمند فرشاد پرویزیان
۱۱ شهریور ۱۴۰۴

T.me/Economedia
💩1👌1
Forwarded from انجمن علمی اقتصادپژوهان (neda heidari)
📌 هاست، مشاور اقتصادی پرزیدنت ترامپ!

📍هاست در مصاحبه با شبکه سی‌بی‌اس تأکید کرد که وقتی دولت‌ها کنترل بانک‌های مرکزی را به دست می‌گیرند، نتیجه معمولاً تورم و سختی برای مصرف‌کنندگان است.

📍اظهارات او در حالی مطرح می‌شود که ترامپ همچنان به فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره فشار می‌آورد و به دنبال برکناری لیزا کوک، رئیس فدرال رزرو است که برای به چالش کشیدن برکناری خود، شکایت کرده است.

📍دوره ریاست پاول در ماه مه 2026 به پایان می‌رسد و جانشینان احتمالی او شامل هاست، کوین وارش، رئیس سابق و کریستوفر والر، رئیس فعلی هستند.

📍در حالی که هاست گفت هیچ برنامه‌ای برای اصلاح فدرال رزرو ندارد، از درخواست اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، برای بررسی دقیق‌تر اختیارات بانک مرکزی، از جمله کنترل آن بر نرخ بهره، حمایت کرد.

🆔 Telegram
🆔 Instagram
1👍1
سر می‌شکند دیوارش
فرشاد پرویزیان


کمتر از دو هفته پیش بود که در پی مناظره آقایان دکتر زیباکلام و عبدالکریمی، در پی اظهار نظر نه چندان علمی آن استاد فلسفه، از ایشان سوالی پرسیدم و ایشان پاسخی داد درخور نقد بسیار جدی‌تر که کامل در باب گفتگوی من و دکتر عبدالکریمی، در کانال اقتصاد و رسانه منتشر شده است که ایشان پاسخ نقد دوم را نداد شاید صلاح ندانست و شاید پاسخ نداشت؛ تا این که دوباره قطعه ای از سخنان عجیب ایشان را دیدم که می‌گوید هر روز به میدان تره بار می‌رود و مردم چهاردستی بار برمی‌دارند و از هر پارکی بوی کباب می آید. من هم معتقدم زندگی در کشورم جریان دارد و مردمانم سخت ایستاده اند و در تلاشند اما استاد فرهیخته می‌دانید که چهار دست بار برداشتن ممکن است به کنایه از چهار پایان برداشت شود؟ پاسخی به مردم دارید؟ آقای عبدالکریمی بار قبل، غیر مستقیم و بسیار از روی ادب علمی، از شما به سوسیالیسم تخیلی دلالت دادم و در رفت و برگشتی دانشگاهی از شما در باره تسلطتتان بر نظریات اقتصادی مورد نقدتان پرسیدم اما این بار نیازی به تخصصم در حد دکترا ندارم که دانشجوی سال اول علوم اقتصادی به شما می‌گوید برای اظهار نظر در باره سفره و سرانه مصرف خانوار، باید به آمارهای رسمی مرکز آمار، بانک مرکزی، پژوهش‌های معتبر دانشگاهی و مراکز مطمئن نظیر مرکز پژوهش‌های مجلس و یا از این دست مراجعه کنید و جسارتا جنس استدلال پوپولیستیک شما که معلوم نیست کدام میدان تره بار می روید و کدام پارک، معیار قضاوت نیست. آقای دکتر گویا تا زمانی‌که مردم را همچون نگون‌بختان کره شمالی در حال خوردن خزه‌های کنار رودخانه در کره شمالی نبینید نسبت به زنده به گور شدن اقتصاد آزاد مطمئن نخواهید شد؟ آقای دکتر بوی اشمئزاز سخنان کمونیستی از دور دست، حتی در فضای مجازی آزار دهنده است. همچنان ارادت من به استادان راستین فلسفه و شرم حضورم، پابرجاست اما نمی‌دانم ایراد از اندیشه مشمئز کننده چپ‌گرا بوده یا از شدت سفسطه پوپولیستی و یا از شدت تعجب نسبت به این اظهار نظر غیر علمی و سوگیرانه شما نسبت به این مردمان درگیر فقر و تورم و تحریم و بیکاری است که دوباره نوشتم. آقای دکتر، میدان تره بارتان کجاست؟ بیایید به شما نشان دهم پیرزنانی که خجالت زده از دورریزهای لهیده و کپک‌زده در سطل آشغال همان میادین برای فرزندانشان میوه جدا می‌کنند. تا کمر خم شدن فقرا در سطل‌های زباله را ندیدید؟ شاید لازم است پارک خود را عوض کنید. بوی کباب شنیده اید اما شاید چیز دیگری داغ می‌کنند.
این‌گونه در باره مطالبی که هیچ نمی‌دانید از روی ایده‌های دارای بن مایه چپی-کمونیستی- مردمان کشورمان را قضاوت نکنید. اگر فلسفه بلدید، در همان مورد سخن بگویید، شاید کمتر آزار دهید مردم را. نمی‌دانم شاید شما هم از همان سبزی فروش سر کوچه آن فرد بگم بگم، خرید کرده اید که این‌گونه پوپولیست وار در باره نکاتی که گویا هیچ نمی‌دانید حرف می‌زنید. خدا را چه دیدی شاید همان فرصت مطالعاتی شش ماهه به حدی بر معلوماتتان افزوده و چیزها می‌دانید که ما نمی‌دانیم! اما بدانید شما در باره مردم به شدت فقیر شده و کاهش جدی سرانه حداقل کالری مورد نیاز روزانه حرف می‌زنید. همین مردمان حاضر در کوچه خودمان. همان کوچه که خواجه شیراز هشدار داده است:
ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری،
برحذر باش که سر می‌شکند دیوارش.

T.me/Economedia
💩1
آیا قیصریه در آتش است؟
فرشاد پرویزیان
چندی قبل در واکنش به مناظره آقایان دکتر زیبا کلام و عبدالکریمی، نوشتم چندان پارادایم فکری آقای دکتر زیبا کلام را نمی‌پذیرم تا اینکه مطلبی از ایشان در باب بودجه برخی دستگاه‌ها منتشر شد و حتما به عنوان یک اقتصاد خوانده، به شدت به لزوم پاسخگویی بهره ورانه و عملکردی تک‌تک بهره مندان بودجه دولتی، یقین دارم. جمع کل بودجه دستگاه‌های مورد انتقاد آقای دکتر زیبا کلام به محاسبه خود ایشان، 54 هزار میلیارد تومان یعنی 54 همت است اما مرور خلاصه چند عدد:
ماده واحده لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ : بودجه کل کشور بالغ بر (۱۱۲.۷۹۵.۳۰۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال.
‌منابع بودجه عمومی دولت بالغ بر (۵۳.۸۴۴.۵۵۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال.
بودجه شرکت های دولتی، بانک ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت بالغ بر (۶۳.۷۷۳.۷۵۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال که با گرد کردن این اعداد، بودجه کل 1404 به تقریب 11280 همت، بودجه شرکتهای دولتی 6380 همت و بودجه عمومی با تقریب برابر 5385 همت است.
اما طبق برخی گفته‌ها: ‌بودجه شرکت‌های خصولتی بین ۱ تا ۱.۵ برابر کل بودجه عمومی کشور یعنی بین 5385 تا 8080 همت است.
عددی که از تجمیع بودجه همه نهادها و مراکز و جامعه‌ها و حوزه‌های علمیه و صدا وسیما و ... که گفتید یعنی 54 همت، برابر است با 0.005 بودجه کل و یا 0.009 بودجه شرکت‌های دولتی و یا 0.01 بودجه عمومی و یا 0.007 بودجه خصولتی‌ها!
آقای دکتر درک می‌کنید دنیای تحلیلتان در واقعیات اعداد اقتصادی، چقدر ناچیز است؟ واقعیت نهفته در لایه‌های پنهان این کوچکی تحلیل را حس می‌کنید؟ چیزی از تاثیر کراودینگ آوت ناشی از عملکرد چنین شرکت‌های بزرگ صاحب قدرت در اقتصاد و تاثیر واقعی بر بخش خصوصی در حال ویرانی در اقتصادی با حداقل 80 درصد سهم دولت، می‌دانید؟ رانت و فساد و ناکارامدی هم بعلاوه کنید. اما چرا چنین عدد ناچیزی را علم کرده اید؟ بگذارید من گمانه بزنم:
حالت اول بسیار بدبینانه: با طرح عددی بسیار کوچک و ناچیز شاید در پی نادیده گرفتن تاثیر شرکت‌های ناکارامد و مدیران بی کفایت و غیر بهره ور دولتی و خصولتی و در نتیجه مانع از پاشش نور واقعی نقد و نظارت بر این شرکت‌ها باشید.
حالت دوم بینابینی: به حدی به عملکرد این دستگاه‌ها به هر دلیلی منتقدید که اختصاص این اعداد را ظلم به جامعه می‌دانید. انتقادتان هرچه باشد جای دیگر باید بحث کنید اما این ارقام در مقایسه با مشکلات اقتصادی کشور بسیار ناچیز و همان یک دستمال است که می‌توان با آن قیصریه ای را به آتش کشید.
حالت سوم-خوشبینانه: واقعا لایه پنهانی برای چنین تحلیل ندارید و اساسا قادر به تحلیل بزرگای اعداد واقعی بودجه و اقتصاد و بازار نیستید و دایم از این شاخه به آن شاخه می‌پرید.
البته حالت اول را چندان محتمل نمی‌دانم اما حالت دوم را کمی تا قسمتی و حالت سوم را با احتمال زیاد قائل به بررسی بیشتر هستم.
آقای دکتر مگر در تسلط شما بر حوزه معرفتی و نظری و عملی علوم سیاسی شبهه ای وارد شده که این‌گونه به تحلیل اقتصاد بدون اندکی تسلط بر این علم می‌پردازید؟
بماند که هنوز هم حداقل بنده نمی‌دانم چطور از دانشکده علوم پایه با ارشد مهندسی شیمی برای کسب دکترا رفتید و با مدرک دکترای علوم سیاسی برگشتید و تغییر دانشکده دادید. بمان که قبلا به دلایل مبارزه سیاسی در زمان دولت پهلوی موفق به اتمام دکترای شیمی نشدید و بعدا برای تحصیل به علوم انسانی مایل شدید. البته تغییر نگاه از مهندسی شیمی به علوم سیاسی و یا تغییر نگاه از هواداری سازمانی و احتمالا تاثیر پذیری از اندیشه کمونیستی تا شناخت فلسفه غرب و معروف شدن به چهره نئولیبرال، یعنی تا این‌حد تغییر از علوم دقیقه تا علوم انسانی و از ساحت اشتراکی تا کاملا آزاد؟ از آب منگول به اتریش و از اتریش به انگلستان؟ البته برای مطالعه معرفت شناسی انسانی، بسیار جذاب است اما این همه سیلان وقتی در حوزه اقتصاد، غوطه می‌خورید در شرایط خاص اقتصاد ایران دارای عوارضی نامطلوب است.
باور بفرمایید هرگونه سخنی بویژه از سوی مسئولان یا نمایندگان یا استادان دانشگاه و نخبگان بویژه در فضای رسانه ای کشور، به شدت بر الگوهای انتظاری و در نتیجه رفتار احتمالی فعالان اقتصادی و مردم تاثیر دارد و در این زمینه شما را فروتنانه دعوت به مطالعه در این زمینه می‌کنم. یادآوری پیشینه شما نه از روی جسارت به مقام علمی‌تان که شاید به معنای شناخت شما به جهت وسوسه تان برای مداقه بیشتر در باب اعداد بزرگ و واقعیت شرکت‌های ناکارامد دولتی و خصولتی و پرهیز از ایجاد تورش بیشتر در الگوهای انتظاری اقتصادی جامعه است. همان‌هایی که شاید این روزها درگیر ناترازیشان در آب و برق و انرژی و ... هستیم.
T.me/Economedia
👏2💩1
امروز ۲۸ شهریور، باور بفرمایید روز تولدم نیست.

✍️فرشاد پرویزیان


از اول صبح که بیدار شدم انواع و اقسام بانک‌ها به لطف نرم افزار پرخرج CRM که با مقاصد حفظ مشتریان موجود و بازاریابی پیش رفته، زمانی مد شده بود، روز تولدم را پیامک تبریک فرستادند. ایکاش این نرم افزار پیشرفته بازاریابی و جلب رضایت مشتریان، حداقل ثمری در بنگاه‌های اقتصادی ایران در جهت خدمات بعد از فروش و رضایت مشتری داشت، البته مدیونید اگه فکرتون سمت بعضی خودروسازها بره که اون‌ها اصلا امروز به من تبریک نگفتند.
بیمه‌ها نیز به تبع همین روش بعضا برایم تبریک فرستادند. اما بازهم چندان برایم مهم نبود چون امروز، تولدم نیست.
برخی دوستان نیز از روی هشدار نرم افزار تلگرام که روز تولد مخاطبان را اعلام و پیشنهاد ارسال هدیه نسخه پرمیوم البته با پرداخت هزینه می‌ده، متوجه شدند و تبریک گفتند؛ و باز به بعضی گفتم: امروز تولدم نیست.
ولی باورتون میشد اون موقع که روز تولدتون رو برای احراز به تلگرام می‌دادین، روزی برسه که نسخه پولی پرمیوم و تیک آبی رو با بازاریابی به مناسبت همین روز تولد افراد، بهتون بررای ارسال گیفت، پیشنهاد بده؟
البته ما هم بعضا در کاربردهای فوق پیشرفته، از هوش مصنوعی، صدای اصغر رو می‌زاریم روی اکبر و ذوق می‌کنیم و غافل از اینکه بقول عادل ۹۰ یا ۳۶۵، چه می‌کنه این هوش مصنوعی!
تو همین اثنا، همچین یهویی پیامک تبریک همراه اول و هدیه یک روز تلفن رایگان اومد که دیگه نگفتم روز تولدم نیست! بالاخره یه روز تلفن مجانی –بماند که همیشه تو درس اقتصاد به دانشجوهام میگم پنیر مجانی تو تله موشه و نهار مجانی در اقتصاد نداریم- و شاید این یک روز هدیه‌ها از محل هزینه‌های اینترنت البته ارزون! و یا دیگر خدماتشون تامین میشه. اما بالاخره همینقدرم خودش ذوق داره که باز یادم اومد این هدیه فقط تو شبکه خود همراه اول و ثابت کار می‌کنه و نباید به بقیه شماره‌ها زنگ بزنم.
اما باور بفرمایین امروز، تولدم نیست، اما عرض کنم پدر عزیز از دنیا رفته ما، اون زمونا هم خودش و هم بقیه هم نسل‌هاش، مخصوصا پسرها را هنگام تولد، با قدری تاخیر شناسنامه گرفته و با هر روشی از جمله شیرین نمودن کام خلق الله، تاریخ تولد بچه شون رو در نیمه اول سال ثبت می کردند. یک روز که قدری مثلا نیمه عقلی سرم اومده بود از پدرم پرسیدم چرا مادرم میگه تولدم ۲۹ آذره اما تو شناسنامه نوشته ۲۸ شهریور؟ پدر اخمی مهربانانه کرد و گفت برای اینکه با نیمه اولی‌ها یکسال زودتر بری مدرسه و یکسال زودتر وارد زندگی بشی و یکسال زودتر کار و تلاش و خلاصه یک روز زودتر مرد شی.
کاش الان زنده بود و بهش میگفتم پدر جان آخه اون یک سال رو من بعدا با تاخیر یکساله در ورود به دانشگاه، سوزاندم و البته بعدا شغلی گرفتم که ۲۵ سال خدمت داشت و در ۴۹ سالگی بازنشسته شدم و ایکاش حداقل اجازه می‌دادی من که قرار بود همه داستان‌های اواخرین دهه ۴۰ و دهه ۵۰ و مخصوصا دهه ۶۰ رو تحمل کنم حداقل ۹ ماه بیشتر در سنین کودکی با همسالان، آن هم در کوچه، هفت سنگ و فوتبال و شوت یک ضرب بازی می‌کردم. ( تو پرانتز بگم اگه بود احتمال میگفت میرفتی تو کوچه که معتاد بشی و بیعار؟) اصلا هم نشنیده می‌گیرم این آمارها که زمان کوتاه توان دسترسی به انواع مواد تو همین پارک‌ها اعلام میشه که انشالله حتما صحت نداره.
نمیدونم چرا اون وقت‌ها اینقدر اصرار داشتند فرزندانشون زود وارد و درگیر زندگی بشن و اصلا کلاس‌های امروزی وجود نداشت که این کلاس و اون کلاس بشیم.
القصه امروز روز تولدم نیست و همون ۲۹ آذر ذوق می‌کنم که حوالی یلدا و واپسین لحظات پاییزه. البته هدیه همراه اول رو هنوز باز نکردم البته هدیه رو وانکرده پس هم نفرستادم، چون امروز جمعه است و گذاشتم تو هفته پیش رو، حسابی از این هدیه استفاده کنم. شماها هم همچین بعضی وقتا اجازه بدین، فرزندانتون بچگی کنن و بازی کنن و یه چند دقیقه ای هیولای تست و کلاس رو ازشون دور کنین و اجازه بدین، زندگی رو تمرین کنند
T.me/Economedia
4😁2
Forwarded from :
همایش ملی بازسازی زیرساخت‌ها و رفع ناترازی‌ها در راستای سرمایه‌گذاری برای تولید

🔹 محورهای همایش:

- ناترازی بودجه (کسری بودجه)
- ناترازی حساب‌های بین‌المللی (حساب تراز پرداخت‌ها)
- ناترازی انرژی
- ناترازی آب
- زیرساخت‌های پولی و بانکی
- زیرساخت‌های مالیاتی
- زیرساخت‌های صنعتی و ...

📍 مکان برگزاری: دانشگاه سمنان
🗓 دریافت اصل و چکیده مقالات: 1404/02/01 الی 1404/07/30

📧 اطلاعات بیشتر و ارسال مقالات در سایت: inf-imb-semnan-ac-ir
☎️ تلفن دبیرخانه: 02331532573

💡 فرصتی عالی برای پژوهشگران و فعالان اقتصادی در زمینه بازسازی زیرساخت‌ها و رفع ناترازی‌ها جهت تقویت سرمایه‌گذاری در تولید.

#همایش #سرمایه_گذاری #زیرساخت #اقتصاد #تولید #بازسازی #ناترازی
😁1
همایش تخصصی - آموزشی «راهبری هوشمندانه در دنیای متلاطم؛ اقتصاد و استراتژی برای مدیران آینده‌نگر» به همت مرکز آموزش بازرگانی و با هدف تشریح سناریوهای پیشرو و توانمندسازی مدیران در تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی و عدم قطعیت برگزار می‌شود.
و غیره!
✍️فرشاد پرویزیان


از مکانیسم ماشه، می پرسند، پاسخم روشن است. این موضوعی حقوقی، سیاسی، امنیتی و فراتر از دستگاه تحلیلی صرفا اقتصادی و در نتیجه خارج از تخصص من، البته دستگاه قانونی، نسبت به تشویش اذهان و ترساندن جامعه و قیمت سازی هشدار اعمال قانون داده است، از سوی دیگر خبرنگاران می پرسند در این شرایط در اقتصاد چه باید کرد؟ قبل از پاسخ، با عذر خواهی فراوان از جمع اطبا که فقط این یک طنز است، یاد لطیفه ای از پدر مرحومم افتادم که می گفت: شخصی هنگام مراجعه به پزشک سر محله، دید در تابلو وی نوشته است: متخصص گوش، حلق، بینی و غیره، القصه فرد به آن دکتر حاذق مراجعه کرد و هنگام شرح بیماری بسیار خلاصه گفت: جناب دکتر، و غیره من درد می کند.
برگردیم به سخن خودمان و ابتدا سخنی با همه حضرات مسئول و غیر مسئول و شاید مسئول نما، که در نگاهی فوق تخصصی، اظهار داشته اند، این مکانیسم هیچ تاثیری نداشته و یا چیز جدیدی ندارد و یا تغییری بر فروش نفتمان نخواهد گذاشت و قس علیهذا، بنده از این متخصصان عالیرتبه، مخصوصا برخی اقتصادخواندگان مجلس نشین، خارج از حیطه تحلیل های بنیادی اقتصادی و به شیوه محاسبات تکنیکالیست ها میپرسم: تاثیر داشته یا نداشته، به هر دلیل، هرچه می دانند و می دانید، که من نمی دانم، فقط بگویید علت اوضاع بورس و دلار و طلا و بویژه: و غیره، چیست، که وغیره مان بدجور درد می کند.
همه می دانید و می دانیم در بورس، حقوقی ها چه کسانی هستند، می دانیم صادر کنندگان عمده و دارندگان منابع عمده دلار و طلا چه نهادهایی هستند، پس آیا وغیره شان درد می کند که اینگونه البته شاید، بازار، تسمه تایم برانده شده است؟ گفتم شاید که بیشتر، سوالی است تا خبری، بلکه مشمول عواقب ترسانندگان قیمتی نباشم.
عده ای هم کلمه انتظارات روانی در اقتصاد را بعاریت گرفته و واژه انتظارات را حذف کرده همچون روانپزشکان، ژست تشخیص اختلال داده و روا می دارند: این قیمت ها در نتیجه اوضاع روانی است و کسی هم به این حضرات نمی تواند شیرفهم کند که این روانی با آن روانی، تفاوت از زمین تا آسمان است و همین متخصص نمایی شماها، اتفاقا بیشتر موجب تحریک همان انتظارات و چولگی بیشتر و تعمیق نااطمینانی بدون قدرت محاسبه احتمال آن خواهد شد.
رک و بی پروا،
بلد نیستید حرف درست بزنید؟ حرف نزدن هم بلد نیستید؟ لطفا بروید کنار و میز را خلوت کنید، بلکه عمق راهبردی آن دیگر متخصصان، روی میز، جا شود و مشکل تجمعی بیش از ده ساله، به یکباره معجزه وار حل شود و بالاخره روزنه ای طلایی رنگ از بخش های فوق عمیق آن عمق راهبردی عیان شود و نرخ طلا را چون فواره بلند شده، سرنگون سازد.
رندی در میانه نگارش این سطور گفت: نه عمق می خواهم نه قدرت محاسبه احتمالات و میانگین و چولگی دارم اما، وغیره ام را به نیشتری، درمان بلدی؟
پاسخ اصولا در تخصص اقتصاددانان رفاه است اما نقدا بفرمایید پول نقدتان ندهند که تورم زاست بلکه پول نقد فقط دارای قدرت خرید مواد غذایی خام و نیمه آماده از بقالی و سوپری و فروشگاههای زنجیره ای دهند، فقط به جهت تقویت اندک معیشت، طبقه بندیتان از دهکها نیز برای مقابله با همان تصورات ذهنی که روانی خواندید، تغییر کند و تا دهک نهم اعطا فرمایید.
نسخه مقابله با تورم می خواهید و مهار ارز و توان پمپاژ بنزین ۳ هزارتومنی؟
راه، کنترل انتظارات و یا حداقل کاهش شتاب آن از طریق کاهش نرخ دلار مستتر در کالا، بویژه خودرو است، مدتی، حضرات سینه چاک خودرو و ... را سرگرم کنید و اجازه ورود دهید، البته فقط از محل ارز حاصل از صادرات، با تعرفه ۱۰۰ درصدی، و نیز، از مردم بپرسید، یارانه نقدی را حاضرند چشم پوشی کنند یا بنزین گران شود؟ حتم بدارید به دلیل مطلوبیت نهایی نزولی پول، واقع شده در تابع مطلوبیت خانوار (نگران نشوید، کفر نگفتم بلکه با ادبیات اقتصاد مدرن پولی گفته شد) مردم نسبت به از دست دادن حساس ترند تا بدست آوردن، و در نتیجه می گویند شما جیب ما را نزن، لطف نمیخواهیم، در نتیجه یارانه نقدی را مداوم کاسته، از محل تعرفه خودروی وارداتی، وارد کننده را موظف به تامین اقلام غذایی برای همان یارانه غیرنقدی کمک معیشتی کنید. الباقی داستان با قطع زبان و مهار مدیریتی، از محل عرضه اراضی دولتی به قیمت روز، هم بودجه کسب کنید و هم زمین ارزان برای رونق ساخت و ساز بدهید و فاصله نرخ دلار خودساخته تان را با بازار ازاد کم کنید (بنده خدایی داشت همین می کرد که به جرم احتمالی گران کردن دلار، وزارتش را سرنگون ساختید اما دلار باز گرانتر شد)، بقیه اقلام دارویی جهت نسخه پیچی برای درمان وغیره، بماند هنگام مراجعه اهل فن!
T.me/Economedia
1
🔵 دکتر کامران ندری: در ادبیات اقتصادی، شناخته‌شده‌ترین تعریف ابرتورم متعلق به فیلیپ کیگن است که آن را نرخ تورم ماهانه بالاتر از ۵۰ درصد تعریف می‌کند. اگر بخواهیم با این معیار صحبت کنیم، اقتصاد ایران در حال حاضر در وضع ابرتورم قرار ندارد. تورم ماهانه ما، با تمام شدتی که دارد، هنوز فاصله قابل‌توجهی با این آستانه دارد. رسیدن به تورم ماهانه ۵۰درصدی به معنای آن است که سطح عمومی قیمت‌ها در کمتر از دو ماه، دو برابر شود؛ وضعی که هنوز تجربه نکرده‌ایم. اما این تمام داستان نیست. اگر سوال را این‌گونه مطرح کنیم که «آیا ریسک و احتمال حرکت به سمت ابرتورم برای اقتصاد ایران وجود دارد؟»، پاسخ من قاطعانه مثبت است. بله، این احتمال نه‌تنها وجود دارد، بلکه به باور من، این ریسک جدی‌تر و محتمل‌تر از هر زمان دیگری در چهار دهه گذشته، در مقایسه با ابتدای دهه ۹۰ است. ما در لبه مسیری لغزنده قرار گرفته‌ایم که اگر اصلاحات جدی و فوری صورت نگیرد، انتهای آن می‌تواند به دره ابرتورم ختم شود. بنابراین، نگرانی موجود در جامعه هراس بی‌اساس نیست، بلکه بازتابی از درک شهودی مردم از شکنندگی فزاینده شرایط و بی‌اعتمادی به توانایی سیاست‌گذار برای کنترل اوضاع است.

به نظر من، دو ریشه یا دو موتور محرک اصلی وجود دارد که این ریسک را به‌شدت تقویت کرده‌اند. دلیل نخست، وخامت ساختاری و روزافزون وضع مالی دولت است. ما با مسئله‌ای به نام «ناترازی بودجه دولت» مواجهیم که در سال‌های گذشته به بحرانی تمام‌عیار تبدیل شده است. ناترازی صرفاً اختلاف حساب ساده میان درآمدها و هزینه‌ها نیست؛ بلکه شکاف عمیق ساختاری است. از یک‌سو، درآمدهای دولت، به‌ویژه درآمدهای ارزی حاصل از نفت، به دلیل تحریم‌ها به‌شدت محدود شده و درعین‌حال، نظام مالیاتی ما نیز ناکارآمد و دارای معافیت‌های غیرضروری است. از سوی دیگر، هزینه‌ها مانند حقوق و دستمزد بدنه بزرگ دولت، هزینه‌های سنگین صندوق‌های بازنشستگی ورشکسته و یارانه‌های پنهان ویرانگر (به‌خصوص در حوزه انرژی) به شکلی فزاینده در حال رشد است. وقتی شکاف عمیق می‌شود، دولت برای تامین مالی هزینه‌هایش چاره‌ای جز استقراض از نظام بانکی و بانک مرکزی ندارد. این فرآیند که ما آن را «پولی‌سازی کسری بودجه» می‌نامیم، به معنای چاپ پول بدون پشتوانه برای پوشش مخارج دولت است. این کار مستقیماً به رشد پایه پولی و نقدینگی دامن می‌زند و مانند ریختن بنزین بر آتش تورم عمل می‌کند. ناترازی فزاینده، بستر مادی و زمینه اصلی وقوع تورم‌های بالا و حرکت به سمت ابرتورم را فراهم می‌کند.

دلیل دوم که حتی از دلیل نخست نیز مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر است، مسئله «انتظارات» است. در شکل‌گیری ابرتورم، انتظارات تورمی نقش کلیدی دارد. وقتی مردم، فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران به این نتیجه می‌رسند که دولت توانایی یا اراده‌ای برای کنترل تورم ندارد و ارزش پول ملی به‌طور مستمر کاهش می‌یابد، رفتار خود را تغییر می‌دهند. آنها دیگر به دنبال پس‌انداز ریال نیستند و به‌سرعت آن را به دارایی‌های امن همانند دلار، طلا، مسکن یا حتی کالاهای مصرفی بادوام تبدیل می‌کنند. «فرار از پول ملی»، سرعت گردش پول را به‌شدت افزایش می‌دهد و به شعله‌ور شدن تورم دامن می‌زند.

در چنین وضعیتی، لنگر اسمی اقتصاد از دست می‌رود و انتظارات تورمی رها می‌شود. این یعنی حتی اگر دولت بتواند به‌صورت موقت خلق پول کند، نیروی ویرانگر انتظارات منفی می‌تواند تورم‌های بالا را به اقتصاد تحمیل کند. این همان عامل روانی است که متاسفانه برخی آن را دست‌کم می‌گیرند، درحالی‌که کاهش اعتبار حاکمیت و شکل‌گیری انتظارات تورمی افسارگسیخته، می‌تواند به‌تنهایی ماشه ابرتورم را بچکاند./متن کامل


مطلب مرتبط:
تورمی که عادت شد




🌐 کانال با اساتید اقتصاد
Forwarded from بانک‌پلاس | میثم حقیقی (Meysam Haghighi)
چه کسی تورم را گردن می‌گیرد؟
دکتر وحید حاجی‌حتم‌لو
مدیر عامل پیشین بانک بین‌المللی توسعه(مقیم ونزوئلا)

▫️اخیراً جناب آقای دکتر مدنی‌زاده وزیر محترم اقتصاد فرمودند که من در هیات عالی صرفاً یک رای دارم و سیاستهای پولی و ارزی دست بانک‌مرکزی است.

▫️ برای بررسی این موضوع، نگاهی به بستر قانون بانک مرکزی و اختیارات قانونی وزیر محترم می‌اندازیم:
طبق فصل سوم قانون (ساختار بانک‌مرکزی) و ماده پنج آن، بانک‌مرکزی پنج رکن دارد:
۱-مجمع عمومی
۲-هیات عالی
۳-هیات عامل
۴-هیات نظار
۵-شورای فقهی

▫️اعضای مجمع عمومی طبق بند (الف) ماده ۶ قانون عبارتند از:
۱-رئیس جمهور
۲-وزیر اقتصاد
۳-رئیس برنامه و بودجه
۴- دو نفر از وزرا به انتخاب هیات وزیران

🔺پس مجمع عمومی در اختیار هیات دولت است و رئیس کل نیز به پیشنهاد وزیر اقتصاد و‌ تصویب هیات وزیران و با صدور حکم رئیس جمهور تعیین می‌شود.

▫️برخی از وظایف مجمع عمومی عبارتند از:
۱-انتخاب هیات نظار(رکن دیگر بانک‌مرکزی) به پیشنهاد وزیر اقتصاد(مطابق بند ج ماده ۱۷ قانون حقوق ایشان را وزارت اقتصاد تقبل می‌کند)
۲-اتخاذ تصمیم به گزارش هیات نظار

▫️اعضای هیات عالی طبق ماده هفت قانون عبارتند از:
۱-رئیس کل (رئیس هیات عالی)
۲-وزیر اقتصاد
۳-رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور
۴- دو نفر اقتصاددان(به پیشنهاد رئیس کل)
۵- دونفر متخصص بانکداری (به پیشنهاد رییس کل)
۶-معاون سیاستگذاری پولی
۷-معاون تنظیم‌گری و نظارت
۸-دادستان کل کشور

🔺از ده نفر اعضای هیات عالی، هفت نفر در تیم رئیس کل هستند و حق رای دارند که جناب وزیر اقتصاد به این ماده اشاره می‌کنند.

▫️ماده ۱۷قانون اشاره به اعضای هیات نظار دارد که سه حسابرس خبره و دو اقتصاددان که به پیشنهاد وزیر اقتصاد تعیین می‌شوند و حتی حقوق آنها را وزارت اقتصاد تقبل کرده است و برخی از وظایف هیات نظار عبارتند از:
۱-رسیدگی به دارایی‌ها و بدهی‌های بانک‌ مرکزی و تهیه گزارش تغییرات(که از اقلام مهم سیاست پولی و ارزی می‌باشد)
۲- تهیه گزارش‌های ادواری و موردی با عملکرد بانک مرکزی از لحاظ انطباق با قوانین و مقررات(مدیریت ریسک تطبیق)و مجمع عمومی راجع به این گزارش‌ها تصمیم می‌گیرد.

🔺درسته که وظایف بانک مرکزی مدرن
حفظ ثبات پولی و مالی و افزایش اشتغال است و در ماده ۳ از فصل دوم قانون همه اینها را از وظايف بانك مركزي اعلام نموده و جناب وزير نیز درست فرموده‌اند كه اينها از وظايف بانك مركزي است و بسيار جای تقدير دارد كه ايشان به استقلال بانك مركزي اهميت مي‌دهد ولي جناب آقاي وزير شما با بستر قانوني مناسب كه در اختيار داريد مي توانيد شخصي را انتخاب كنيد كه اين وظايف را انجام دهد. پس قانون کفه ترازو را در هیات نظار و مجمع عمومی به سمت شما سنگین‌ نموده است.

🔗همراه بانک‌پلاس باشید…
🌐بانک‌پلاس| میثم حقیقی
@BankPlus67
1🕊1
Forwarded from 2020.10.17
🔴بانک مرکزی از روز شنبه ۱۲ مهرماه عرضه اسکناس ارز را افزایش می‌دهد

روابط عمومی بانک مرکزی:

🔹بانک مرکزی در راستای تأمین ارز واردات کشور و پاسخ به نیازهای ارزی بازرگانان از روز شنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۷/۱۲ میزان تخصیص ارز برای واردات به ویژه واردات خرد را افزایش خواهد داد.

🔹در این روش، بازرگانان علاوه بر امکان استفاده از ابزار پرداخت به صورت حواله، می‌توانند از ابزار پرداخت به صورت اسکناس ارز نیز بهره‌مند شوند.

🔹اسکناس مورد نیاز این گروه از بازرگانان توسط صادرکنندگان و بانک مرکزی تأمین خواهد شد.

@PRCBI
👍1
Forwarded from بانک‌پلاس | میثم حقیقی (Meysam Haghighi)
نگهبانی از نرخ‌های کلیدی
دکتر داوود سوری؛ اقتصاددان

▫️اقتصاد کشور در چند دهه گذشته از بعد پولی و ارزی در دو مرداب نرخ بهره دستوری و تثبیت نرخ ارز گرفتار آمده و هر آنچه از آن به‌عنوان سیاست ارزی و پولی یاد می‌شود، جز دست‌وپا زدن برای غرق نشدن درآن نیست. اساسا دریک  نظام اقتصادی که درآن رابطه بین سپرده‌گذار و بانک ازیک‌سو و رابطه بین بانک و تسهیلات‌گیرنده از سوی دیگر توسط حاکم تعیین می‌شود، صحبت ازسیاست پولی گزافه‌گویی بیش نیست. چراکه جوهره سیاست پولی بر اثرگذاری بر نرخ بهره و ازطریق آن متاثر ساختن تصمیم‌های اقتصادی فعالان اقتصادی از جمله مصرف‌کنندگان، سرمایه‌گذاران و دیگر آحاد اقتصادی در راستای کنترل تورم و افزایش رشد اقتصادی استوار است. درنظام موجود که نرخ بهره، هر چندسال یک‌بار و آن نیز توسط گروهی، تعیین می‌شود، تمام فعالیت‌های این به اصطلاح «سیاستگذار پولی» عملا در «نگهبانی» از نرخ تعیین‌شده و «کارگزاری» توزیع رانت حاصل از تثبیت نرخ بهره خلاصه می‌شود. در مورد نرخ ارز نیز عینا همین فرآیند تکرار می‌شود، درجلسه نرخی تعیین می‌شود و پس ازاین به اصطلاح «سیاستگذار ارزی» فقط باید نگهبانی دهد و بر توزیع رانت نظارت کند (ارجاع به مصاحبه دکتر سیف، رئیس کل اسبق بانک مرکزی با رسانه اکو ایران؛ جایی که داستان تعیین نرخ ارز ۴۲۰۰ یا نرخ موسوم به «ارز جهانگیری» را تعریف می‌کند؛ جلسه‌ای که هیچ یک از حاضران متوجه نشدند که این عدد ازکجا آمد و چه پشتوانه سیاستی دارد؛ جلسه‌ای که پس ازپایان دولت وقت حتی هیچ‌یک از حاضران جسارت پذیرش مشارکت در تصمیم اتخاذشده را نداشتند وسیاستگذار پولی که به اذعان خود مخالف بوده و آن را مضر می‌دانسته، اما سال‌ها آن را اجرا کرده است!)
▫️داستان جلسه ارز ۴۲۰۰یک استثنا نبود و نیست، مگر کسی می‌داند ارز ۲۸۵۰۰ از کجا آمد یا نرخ بهره ۲۳درصد که سال‌هاست میهمان اقتصادی با نرخ تورم بالای ۳۰درصد است، چگونه خلق شده است؟ بگذریم از اینکه حتی اگر این نرخ‌ها درابتدا نیز هوشمندانه تعیین شده باشند، تثبیت بلندمدت آنها هیچ توجیه اقتصادی ندارد. با نگاهی به دستورالعمل‌ها و مداخلات سیاستگذار پولی و ارزی دربازارهای دیگر و نهادهایی که شکل می‌دهد، می‌توان دید که همه درراستای دو نقش «نگهبانی از نرخ» و «نظارت بر توزیع رانت» است.

▫️بررسی ترکیب و تناسب نرخ‌های بهره موجود دربازار و مقایسه با سایر کشورها به سادگی غیبت مفهومی تحت عنوان «سیاستگذاری پولی و ارزی» در این اقتصاد را نشان می‌دهد. آن کیست که ببیند درحیطه مورد ادعای سیاستگذاری او نرخ بهره اوراق خزانه دولت که درمیان دارایی‌های مالی بدون ریسک تلقی می‌شود، ۱۰ تا ۱۲درصد بالاتر ازنرخ بهره بانکی (رسمی) است؛ ببیند که برای مدتی طولانی نرخ بهره بانکی کمتر از نرخ تورم است؛ ببیند که نرخ بهره‌ای که در سامانه‌های تامین مالی جمعی تعیین می‌شود، قریب به دوبرابر نرخ بهره بانکی است؛ ببیند که مردم خرید‌های خرد خود را از طریق لیزینگ‌ها بانرخ‌های قریب به ۵۰درصد تامین مالی می‌کنند و همچنان داعیه سیاستگذار بودن داشته باشد؟ خیر، دراین وادی او فقط داروغه‌ای است که حکم می‌کند تاسپرده‌های مردم با قیمت تعیین‌شده اخذ شوند و نظارت می‌کند تا آن منابع در اختیار دولت و عده‌ای برگزیده قرار بگیرند و از این راه اندکی نیز منحرف نشوند.
▫️اگر برجی بلند می‌بینید که بازار ارز نام گرفته (خیانت به واژه بازار) یا هزاران کارمند در گمرکات و بانک‌ها و شرکت‌ها به حسابداری و حساب‌سازی مشغولند و هر روزه دستورهای جدید و متناقض و محدودکننده صادر می‌شود، همه برای این است که از نرخ دستوری ارز نگهبانی شود، برای این است که ارز راچه از صادرکننده وچه از دولت به ثمن بخس بگیرند و به واردکننده منتقل کنند. آنچه را که عملیات بازار باز می‌خوانند و بالا وپایین بردن نرخ‌های سپرده قانونی بانک‌ها و پذیرفتن یا ردکردن تقاضاهای بازخرید، همه و همه هنگامی که نقطه اتصال بانک و مشتری یعنی نرخ بهره ثابت و خارج ازکنترل بانک است، فانتزی‌ای بیش ازسیاست پولی نیست.
نگهبانی از این دو نرخ و اطمینان ازتوزیع رانت آنها نه تنها زایل کردن منابع کشور و منحرف کردن چرخه فعالیت‌های اقتصادی است، بلکه مانعی نیز درمقابل نوآوری و گسترش فعالیت‌های اقتصادی است؛ چراکه انجام بهینه سیاست مراقبت ازتولید رانت و نظارت بر توزیع آن نیازمند محدودکردن هر محصول و تکنولوژی جدیدی است که به نوعی می‌تواند کیان نرخ‌ها و رانت حاصل ازآنهارا تهدید کند. ازاینروست که می‌بینیم عملا توسعه محصولات مالی درکانال‌های رسمی محدود و متوقف است وبسیاری از نوآوری‌های فناورانه درحوزه پول و ارز نیز با مشکل روبه‌رو می‌شوند و حتی بعضا محدودیت‌هایی درحوزه نگهداری دارایی‌های مالی اعلام می‌شود که اساسا سیاستگذار امکان اعمال آنهاراندارد.
📚دنیای اقتصاد

🌐بانک‌پلاس| میثم حقیقی
@BankPlus67
2