Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هشدار دکتر نیلی
▫️دکتر مسعود نیلی گفت: امروز با مسائل متعددی روبهرو هستیم صندوقهای بازنشستگی کشور به نقطهای رسیدهاند که تمام بار مالی آنها روی دولت افتاده و دیگر منابع مستقل ندارند، منابع آب و خاک در خطرند، انرژی در بحران است و بودجه و نظام بانکی هشدار میدهند. وقتی این بحرانها همزمان رخ میدهند، نشان میدهد مشکل اصلی در نظام تصمیمگیری است؛ انگار دیر به مسائل پرداخته میشود و عارضهها انباشته شدهاند.
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
▫️دکتر مسعود نیلی گفت: امروز با مسائل متعددی روبهرو هستیم صندوقهای بازنشستگی کشور به نقطهای رسیدهاند که تمام بار مالی آنها روی دولت افتاده و دیگر منابع مستقل ندارند، منابع آب و خاک در خطرند، انرژی در بحران است و بودجه و نظام بانکی هشدار میدهند. وقتی این بحرانها همزمان رخ میدهند، نشان میدهد مشکل اصلی در نظام تصمیمگیری است؛ انگار دیر به مسائل پرداخته میشود و عارضهها انباشته شدهاند.
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
باید پرسید: تسهیل به کدام بازار؟ از بازار اشتغال و اوضاع اقتصادی کشور با خبرید؟ یعنی تا این حد بازار کار کشور تشنه ورود فارغ التحصیلان است؟ از نرخهای بیکاری و مشارکت بویژه مشارکت بانوان تحصیل کرده با خبرید؟ مفاهیم پایه ای و کلیدی ارتباط دانشگاه و صنعت و نیروی انسانی متخصص را که میدانید پس بفرمایید چین با جمعیت میلیاردی چرا هم اندازه و شاید کمتر از ما با جمعیت ۹۰ میلیونی، دانشگاه دارد؟ میدانید چند درصد شغل یافتگان، متناسب با رشته تحصیلی خود مشغول بکار شده اند؟ از اینها بگذریم. این یکسال با حذف کدام واحدهای درسی کاسته میشود؟ همان ۲۳ واحد عمومی حاکمیتی؟ پاسخ شورای عالی انقلاب فرهنگی را چه می دهید؟ با حذف دروس تخصصی؟ یعنی تخصص از این کمتر؟ نکند شما هم قائل به بی فایده بودن انتگرال هستید؟
T.me/Economedia
T.me/Economedia
👍2💯1
به نقل از یکی از متخصصان حوزه انرژی گفته شده: تیر مکانیسم ماشه، مشقی است.
نمیپرسم از برنامههای عملیتان برای رفع ناترازی انرژی چه خبر؟ فقط بگویید اگر مشقی است چرا دوستانتان همزمان گفته اند با فعال شدن مکانیسم ماشه، خروج از NPT، تصویب میشود که اصلا چنین بحث حقوقی و امنیتی در تخصص من نیست. فقط میپرسم اگر مشقی است چرا دلار که حتی در زمان جنگ ۱۲ روزه کنترل شده بود، دوباره تسمه پاره کرده و از ۱۰۰ تومان رد شده؟ جناب مهندس، نرخ و بازار در فضای تحت حاکمیت انتظارات اقتصادی، با شعار مدیریت نمیشود که فضا را بی اعتمادتر میکند. در انتخاب کلمات و تاثیر بر فضای معاملاتی و اقتصادی موجود دقت کنید. اقتصاد و بازار، مانند مفاهیم مهندسی که خواندید، نیست. یا دلار نمیخوانید یا دلار نمیدانید که معیشت مردم چه میشود با این نرخهای دلار.
T.me/Economedia
نمیپرسم از برنامههای عملیتان برای رفع ناترازی انرژی چه خبر؟ فقط بگویید اگر مشقی است چرا دوستانتان همزمان گفته اند با فعال شدن مکانیسم ماشه، خروج از NPT، تصویب میشود که اصلا چنین بحث حقوقی و امنیتی در تخصص من نیست. فقط میپرسم اگر مشقی است چرا دلار که حتی در زمان جنگ ۱۲ روزه کنترل شده بود، دوباره تسمه پاره کرده و از ۱۰۰ تومان رد شده؟ جناب مهندس، نرخ و بازار در فضای تحت حاکمیت انتظارات اقتصادی، با شعار مدیریت نمیشود که فضا را بی اعتمادتر میکند. در انتخاب کلمات و تاثیر بر فضای معاملاتی و اقتصادی موجود دقت کنید. اقتصاد و بازار، مانند مفاهیم مهندسی که خواندید، نیست. یا دلار نمیخوانید یا دلار نمیدانید که معیشت مردم چه میشود با این نرخهای دلار.
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
💯1
کاردانی و کارشناسی با سوابق تحصیلی ممکنه و بعضی دفاتر شاید کارهای اداری همان ثبت نام ها را انجام بدهند، ولی ارشد و دکترا و بدون کنکور و ثبت نام راحت در دانشگاه؟ و به همین راحتی پیامک انبوه علنی برای مردم؟کلاهبرداری است یا شبکه فروش مدرک؟ یعنی حیف آن ۵ سالی که صرف دکترا در دانشگاه معتبر کردیم؟ و یک سال فقط معطلی و دست به دعا برای پذیرش مقاله جهت اجازه دفاع؟
T.me/Economedia
T.me/Economedia
🤯1
اندر حکایت تفکر اشتراکی
فرشاد پرویزیان
در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزههای اقتصاد و برداشتهایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزههایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش میکنم اجازه دهید بحثهایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.
T.me/Economedia
فرشاد پرویزیان
در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزههای اقتصاد و برداشتهایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزههایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش میکنم اجازه دهید بحثهایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
👌1
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 شکست سیاست پولی در برابر تورم
▫️هرگاه دولت پشت یک دستور هزینهای پنهان شده باشد یا یک هزینه را تضمین کند، سلطه مالی در حال اجراست، حتی اگر این موضوع در بودجه دولت نیز منعکس نشود.
▫️دکتر تیمور رحمانی، اقتصاددان، به تورم پایدار بیش از پنج دهه در کشور اشاره کرد و گفت: این وضعیت ناشی از سیاستهای مالی و سلطه مالی است و به همین دلیل، سیاست پولی قدرت محدودی در اعمال دارد.
مطلب مرتبط: تورمی که عادت شد
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
▫️هرگاه دولت پشت یک دستور هزینهای پنهان شده باشد یا یک هزینه را تضمین کند، سلطه مالی در حال اجراست، حتی اگر این موضوع در بودجه دولت نیز منعکس نشود.
▫️دکتر تیمور رحمانی، اقتصاددان، به تورم پایدار بیش از پنج دهه در کشور اشاره کرد و گفت: این وضعیت ناشی از سیاستهای مالی و سلطه مالی است و به همین دلیل، سیاست پولی قدرت محدودی در اعمال دارد.
مطلب مرتبط: تورمی که عادت شد
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
اندر حکایت تفکر اشتراکی
فرشاد پرویزیان
در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزههای اقتصاد و برداشتهایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزههایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش میکنم اجازه دهید بحثهایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.
T.me/Economedia
فرشاد پرویزیان
در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزههای اقتصاد و برداشتهایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزههایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش میکنم اجازه دهید بحثهایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
چند پرسش از آقای فرشاد پروزیان عزیز:
ضمن سپاس از نقد مؤدبانه و قابل تأمل جنابعالی، در پاسخ به پرسش شما در خصوص میزان آشنایی ام به الگوهای اقتصادی پیشنهاد شده از سوی بانک جهانی و سازمان اقتصادی پول که بعدها به سازمان تجارت جهانی تغییر نام یافت، باید عرض کنم اندک مطالعاتی با این سیاست ها داشته ام لیکن نتایج حاصله از سیاست های استعماری این دو نهاد را در کشورهای شیلی (سرنگون کردن دولت ملی آلنده و به روی کار آوردن ژنرال پینوشه)، مقابله با گورباچف و حمایت از یلتسین دائم الخمر و دیکتاتوری که مجلس روسیه را به توپ بست در روسیه، بی محتوا ساختن جنبش مردمی لخ والسا و اخته کردن جنبشی که به رهبری وی بود و به خاک سیاه نشاندن مردم لهستان، سو استفاده از بلایای طبیعی مثل وقوع زلزله و سونامی بسیار عظیم در شمال غرب سواحل سوماترای اندونزی درون اقیانوس هند (سال 2004) و بهره برداری اقتصادی به نفع سرمایه دارهای آمریکایی از به خاک سیاه نشستن مردم مظلوم و محروم آن مناطق به واسطه تصاحب زمین های مردم و بی خانمان کردن آنها به منظور بسط صنعت گردشگری و هتل سازی و هزاران جنایاتی که در بولیوی، مکزیک، قاره سیاه، عراق و افغانستان و ..... صورت گرفته است، را با تمام پوست و گوشت و استخوانم احساس کرده ام. حال از شما می پرسم:
1. آیا ما فقط با دو امکان روبروییم، نظام بازار آزاد یا اقتصاد اشتراکی؟ و آیا هیچ تفکری نمی تواند خارج از این دوگانه مجعول و دروغینی باشد که سبب شده است هر ندایی که بکوشد از حقوق مردم در این شرایط بد اقتصادی دفاع کند سرکوب شده، متهم به طرفداری از کمونیسم و مارکسیسم و دیکتاتوری شود؟ به خصوص با توجه به اینکه برخی از روشنفکران نادان ما نیز دمکراسی و اقتصاد بازار آزاد را به صورت درهم و یکجا و در یک پکیج به مردم می فروشد، لذا مردم نمی فهند که ریشه بسیاری از مشکلاتشان کجاست، آنگاه به تبع اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی به جامعه القا می شود که تمام بدبختی ها زیر سر تلاش برای استقلال کشور و مقاومت در برابر زیاده خواهی های جوامع غربی است.
2. آیا در خاورمیانه و در کشورهایی مثل ایران، که در آنها اقتصادشان به شدت وابسته به کشورها و قدرت های خارجی است و بازار در معنا و مفهومی که در جوامع غربی شکل گرفته است و اقتصاددانانی چون ریکاردو، آدام اسمیت و کینز و فریدمن میلتون درباره اش نظریه پردازی کرده اند هرگز شکل گرفته است؟ آیا مثل بازار شمس العماره و بازار کوچه مروی ما هیچ شباهتی با بازارهای بزرگ و جهانی اقتصادهای آمریکایی و اروپایی دارد؟
3. آیا در لیبرال ترین کشورهای دنیا، مثل انگلستان و آلمان و فرانسه، در زمان جنگ، فرضاً در زمان جنگ جهانی، اقتصادشان یله و رها بود و درصد ناچیزی از مردم ارز به قیمت دولتی برای تهیه مایحتاج و نیازمندیهای کشور می گرفتند و سپس این ارزها را بی آنکه کاری کنند در بازار ازاد می فروختند یا بعد از ورود کالاها و فروش آنها ارز کشور را از چرخه خارج کرده و به سود خویش استفاده می کردند؟ آیا در لیبرال ترین جوامع غربی نیز در زمان جنگ از قانون عرضه و تقاضای آزاد تبعیت می کردند و دولت ها برای مراقبت از زندگی مردم ناچار به دخالت در عرصه اقتصادشان نمی شدند (تجربه ای که ما در سال های نخستین پیروزی انقلاب و در زمان جنگ ایران و عراق داشتیم)؟ آیا اندیشیدن به معضلات مردم محروم به معنای دفاع از اقتصاد اشتراکی است؟
با سپاس
بیژن عبدالکریمی
10 شهرویرماه 1404
ضمن سپاس از نقد مؤدبانه و قابل تأمل جنابعالی، در پاسخ به پرسش شما در خصوص میزان آشنایی ام به الگوهای اقتصادی پیشنهاد شده از سوی بانک جهانی و سازمان اقتصادی پول که بعدها به سازمان تجارت جهانی تغییر نام یافت، باید عرض کنم اندک مطالعاتی با این سیاست ها داشته ام لیکن نتایج حاصله از سیاست های استعماری این دو نهاد را در کشورهای شیلی (سرنگون کردن دولت ملی آلنده و به روی کار آوردن ژنرال پینوشه)، مقابله با گورباچف و حمایت از یلتسین دائم الخمر و دیکتاتوری که مجلس روسیه را به توپ بست در روسیه، بی محتوا ساختن جنبش مردمی لخ والسا و اخته کردن جنبشی که به رهبری وی بود و به خاک سیاه نشاندن مردم لهستان، سو استفاده از بلایای طبیعی مثل وقوع زلزله و سونامی بسیار عظیم در شمال غرب سواحل سوماترای اندونزی درون اقیانوس هند (سال 2004) و بهره برداری اقتصادی به نفع سرمایه دارهای آمریکایی از به خاک سیاه نشستن مردم مظلوم و محروم آن مناطق به واسطه تصاحب زمین های مردم و بی خانمان کردن آنها به منظور بسط صنعت گردشگری و هتل سازی و هزاران جنایاتی که در بولیوی، مکزیک، قاره سیاه، عراق و افغانستان و ..... صورت گرفته است، را با تمام پوست و گوشت و استخوانم احساس کرده ام. حال از شما می پرسم:
1. آیا ما فقط با دو امکان روبروییم، نظام بازار آزاد یا اقتصاد اشتراکی؟ و آیا هیچ تفکری نمی تواند خارج از این دوگانه مجعول و دروغینی باشد که سبب شده است هر ندایی که بکوشد از حقوق مردم در این شرایط بد اقتصادی دفاع کند سرکوب شده، متهم به طرفداری از کمونیسم و مارکسیسم و دیکتاتوری شود؟ به خصوص با توجه به اینکه برخی از روشنفکران نادان ما نیز دمکراسی و اقتصاد بازار آزاد را به صورت درهم و یکجا و در یک پکیج به مردم می فروشد، لذا مردم نمی فهند که ریشه بسیاری از مشکلاتشان کجاست، آنگاه به تبع اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی به جامعه القا می شود که تمام بدبختی ها زیر سر تلاش برای استقلال کشور و مقاومت در برابر زیاده خواهی های جوامع غربی است.
2. آیا در خاورمیانه و در کشورهایی مثل ایران، که در آنها اقتصادشان به شدت وابسته به کشورها و قدرت های خارجی است و بازار در معنا و مفهومی که در جوامع غربی شکل گرفته است و اقتصاددانانی چون ریکاردو، آدام اسمیت و کینز و فریدمن میلتون درباره اش نظریه پردازی کرده اند هرگز شکل گرفته است؟ آیا مثل بازار شمس العماره و بازار کوچه مروی ما هیچ شباهتی با بازارهای بزرگ و جهانی اقتصادهای آمریکایی و اروپایی دارد؟
3. آیا در لیبرال ترین کشورهای دنیا، مثل انگلستان و آلمان و فرانسه، در زمان جنگ، فرضاً در زمان جنگ جهانی، اقتصادشان یله و رها بود و درصد ناچیزی از مردم ارز به قیمت دولتی برای تهیه مایحتاج و نیازمندیهای کشور می گرفتند و سپس این ارزها را بی آنکه کاری کنند در بازار ازاد می فروختند یا بعد از ورود کالاها و فروش آنها ارز کشور را از چرخه خارج کرده و به سود خویش استفاده می کردند؟ آیا در لیبرال ترین جوامع غربی نیز در زمان جنگ از قانون عرضه و تقاضای آزاد تبعیت می کردند و دولت ها برای مراقبت از زندگی مردم ناچار به دخالت در عرصه اقتصادشان نمی شدند (تجربه ای که ما در سال های نخستین پیروزی انقلاب و در زمان جنگ ایران و عراق داشتیم)؟ آیا اندیشیدن به معضلات مردم محروم به معنای دفاع از اقتصاد اشتراکی است؟
با سپاس
بیژن عبدالکریمی
10 شهرویرماه 1404
طرح سوال دوباره از استاد عزیز آقای دکتر عبدالکریمی.
در پی مناظره آقایان دکتر زیباکلام و عبدالکریمی، پرسشی علمی از استاد عزیز جناب دکتر عبدالکریمی مطرح کردم که در کانال رسانه و اقتصاد موجود است و ایشان مهربانانه در کوتاهترین زمان، پاسخ دادند که مایه سعادت است و پاسخ استاد را نیز در همین کانال، بازنشر کرده ام اما پاسخشان برآن داشت مجدد و شفافتر بپرسم.
استاد عزیز، از شما در باره میزان آشنایی با الگوهای اقتصادی پرسیدم که مورد تاخت قرار داده بودید که نقد نبود بلکه بیشتر خطابه سیاسی و حتی نه فلسفی؛ اما در پاسخ من نیز بجای طرح در چارچوب علمی مورد سوال، به تاریخچه ظلم و نارواییهای به ظاهر طرفداران آزادی و دنیای غرب پرداخت اید که اگر طرفداران آزادی اقتصادی هر جنایتی کرده باشند چه ربطی به بررسی الگوی اقتصادی دارد؟ اما به سبک خودتان در پاسخ، حتما یادتان هست: جنایات کمونیستها در گولاگ و تبعید و کار اجباری و ... حتی برای شهروندان خودش، جنایات مجارستان، جنایات سال ۱۹۲۸، با عنوان اشتراکی کردن کشاورزی و ایجاد قحطی بزرگ در اوکراین، جنایات افغانستان، جنایات اندونزی، ثبت حداقل ۱۰۰ میلیون کشته توسط کمونیستها در قرن بیستم، مخفی نگهداشتن فاجعه چرنوبیل، حداقل شائبه تلاش شیطانی برای تولید نسلی ترکیبی از انسانها و شامپانزهها، جنایات بعد از نبرد برلین که زنان آلمانی برای در امان ماندن از تجاوز سربازان ارتش سرخ دست به خودکشی زده یا فرزندانشان را میکشتند، جنایات کره شمالی و ...؛ و یادتان هست استالین حتی به یاران و معاونان خود نیز رحم نکرد؟ باز هم بگویم یا اندکی زحمت جستجو در اینترنت را به خود میدهید؟ که اینها مقصود من از الگوی اقتصادی نیست.
شما استاد فلسفه و به طریق اولی مسلط بر منطق هستید. جسارت است بگویم وقتی از الگو صحبت میکنیم یعنی در باره یک نظام دستگاهی از مجموعه ای از متغیرهای کمی و روابط علی یا همزمانی بین آنها میگوئیم که مجموعه تغییرات دستگاهی، منجر به چه خروجیهایی خواهد شد و چون بر منطق بسیار تسلط دارید نیازی نیست به زبان ریاضی منظورم را بیان کنم و از صغری و کبری الگو بگویم و این یعنی بحث در باره خود علم؛ و نه رفتار طرفداران یا مجریان آن علم است.
شما الگوی اقتصادی را مورد تاخت قرار داده و من پرسیدم چه میزان این الگوها و علم اقتصاد را میشناسید و شما من را به جنایات عده ای ظالم دلالت میدهید؟ بار قبل کتمان کردم که گویا الگوهای مورد نقد را نمیشناسید و حتی نمیدانید همان الگوها، اساسا در دولتی که نام بردید هرگز به درستی حتی اجرا نشد و بهانه شد برای منتقدان سیاسی آن دولت. مثل این که از من بپرسید چه قدر با فلسفه اسلامی مثلا حرکت جوهری آشنا هستم و من بگویم وای که عثمانیها به اسم اسلام در اروپا چه کردند.
حال با شما نکته درسی اقتصادی در باره همانها که گفتید، مثلا میلتون فریدمن را مرور کنم. فریدمن میگوید تورم پدیده ای پولی است. یعنی افزایش نقدینگی منجر به تورم میشود. پس لاجرم لیبرالها یا نئولیبرالها و همان نظریات بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول به شدت مخالف رشد بیمحابای نقدینگی است و دوستان شما نقدینگی را بی محابا رشد داده و هنگام تورم فریاد میزنند عجبا که این تورم از نتایج حضور لیبرالها در کشور است! حال طرفدار تورم هستید و مخالف فریدمن؟
روسیه امروزی که به شدت مورد تحریم است، به لطف مدیریت خانم الویرا نابیولینا سیاستمدار و اقتصاددان اهل کشور روسیه با اصالت تاتار در بانک مرکزی روسیه، با بکارگیری اتفاقا همان سیاستهای مورد تاخت شما، توانسته ارزش روبل را حفظ کند تا همچون ما دچار تورم شدید نشوند.
از شما در قاب دانشگاهی و چارچوب علم و نقد الگو پرسیدم و شما به عملکرد افراد احاله دادید؟
در مباحثه علمی، نقد الگو و بررسی متغیرها، رفتار عده ای متظاهر یا حتی معتقد به آن الگو چه ربطی به خود روابط بین متغیرها و الگوها دارد؟ زیاد فلسفه نمیدانم اما شاید نحوه پاسختان همان قیاس مع الفارق باشد.
تفکر سوسیالیست و کمونیست در اقتصاد را نقد کردم نه رفتار خود کمونیستها و شما هم لطفا خود الگو را نقد کنید نه افراد مسئول آن کشورها را.
چه خوب است در حوزه تخصص خود به دیگران یاد دهیم هرچند در این کشور باب است همه در باره علم اقتصاد نظر دهند، چه مهندس چه حسابدار چه مورخ و چه فیلسوف.
ارادتمند فرشاد پرویزیان
۱۱ شهریور ۱۴۰۴
T.me/Economedia
در پی مناظره آقایان دکتر زیباکلام و عبدالکریمی، پرسشی علمی از استاد عزیز جناب دکتر عبدالکریمی مطرح کردم که در کانال رسانه و اقتصاد موجود است و ایشان مهربانانه در کوتاهترین زمان، پاسخ دادند که مایه سعادت است و پاسخ استاد را نیز در همین کانال، بازنشر کرده ام اما پاسخشان برآن داشت مجدد و شفافتر بپرسم.
استاد عزیز، از شما در باره میزان آشنایی با الگوهای اقتصادی پرسیدم که مورد تاخت قرار داده بودید که نقد نبود بلکه بیشتر خطابه سیاسی و حتی نه فلسفی؛ اما در پاسخ من نیز بجای طرح در چارچوب علمی مورد سوال، به تاریخچه ظلم و نارواییهای به ظاهر طرفداران آزادی و دنیای غرب پرداخت اید که اگر طرفداران آزادی اقتصادی هر جنایتی کرده باشند چه ربطی به بررسی الگوی اقتصادی دارد؟ اما به سبک خودتان در پاسخ، حتما یادتان هست: جنایات کمونیستها در گولاگ و تبعید و کار اجباری و ... حتی برای شهروندان خودش، جنایات مجارستان، جنایات سال ۱۹۲۸، با عنوان اشتراکی کردن کشاورزی و ایجاد قحطی بزرگ در اوکراین، جنایات افغانستان، جنایات اندونزی، ثبت حداقل ۱۰۰ میلیون کشته توسط کمونیستها در قرن بیستم، مخفی نگهداشتن فاجعه چرنوبیل، حداقل شائبه تلاش شیطانی برای تولید نسلی ترکیبی از انسانها و شامپانزهها، جنایات بعد از نبرد برلین که زنان آلمانی برای در امان ماندن از تجاوز سربازان ارتش سرخ دست به خودکشی زده یا فرزندانشان را میکشتند، جنایات کره شمالی و ...؛ و یادتان هست استالین حتی به یاران و معاونان خود نیز رحم نکرد؟ باز هم بگویم یا اندکی زحمت جستجو در اینترنت را به خود میدهید؟ که اینها مقصود من از الگوی اقتصادی نیست.
شما استاد فلسفه و به طریق اولی مسلط بر منطق هستید. جسارت است بگویم وقتی از الگو صحبت میکنیم یعنی در باره یک نظام دستگاهی از مجموعه ای از متغیرهای کمی و روابط علی یا همزمانی بین آنها میگوئیم که مجموعه تغییرات دستگاهی، منجر به چه خروجیهایی خواهد شد و چون بر منطق بسیار تسلط دارید نیازی نیست به زبان ریاضی منظورم را بیان کنم و از صغری و کبری الگو بگویم و این یعنی بحث در باره خود علم؛ و نه رفتار طرفداران یا مجریان آن علم است.
شما الگوی اقتصادی را مورد تاخت قرار داده و من پرسیدم چه میزان این الگوها و علم اقتصاد را میشناسید و شما من را به جنایات عده ای ظالم دلالت میدهید؟ بار قبل کتمان کردم که گویا الگوهای مورد نقد را نمیشناسید و حتی نمیدانید همان الگوها، اساسا در دولتی که نام بردید هرگز به درستی حتی اجرا نشد و بهانه شد برای منتقدان سیاسی آن دولت. مثل این که از من بپرسید چه قدر با فلسفه اسلامی مثلا حرکت جوهری آشنا هستم و من بگویم وای که عثمانیها به اسم اسلام در اروپا چه کردند.
حال با شما نکته درسی اقتصادی در باره همانها که گفتید، مثلا میلتون فریدمن را مرور کنم. فریدمن میگوید تورم پدیده ای پولی است. یعنی افزایش نقدینگی منجر به تورم میشود. پس لاجرم لیبرالها یا نئولیبرالها و همان نظریات بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول به شدت مخالف رشد بیمحابای نقدینگی است و دوستان شما نقدینگی را بی محابا رشد داده و هنگام تورم فریاد میزنند عجبا که این تورم از نتایج حضور لیبرالها در کشور است! حال طرفدار تورم هستید و مخالف فریدمن؟
روسیه امروزی که به شدت مورد تحریم است، به لطف مدیریت خانم الویرا نابیولینا سیاستمدار و اقتصاددان اهل کشور روسیه با اصالت تاتار در بانک مرکزی روسیه، با بکارگیری اتفاقا همان سیاستهای مورد تاخت شما، توانسته ارزش روبل را حفظ کند تا همچون ما دچار تورم شدید نشوند.
از شما در قاب دانشگاهی و چارچوب علم و نقد الگو پرسیدم و شما به عملکرد افراد احاله دادید؟
در مباحثه علمی، نقد الگو و بررسی متغیرها، رفتار عده ای متظاهر یا حتی معتقد به آن الگو چه ربطی به خود روابط بین متغیرها و الگوها دارد؟ زیاد فلسفه نمیدانم اما شاید نحوه پاسختان همان قیاس مع الفارق باشد.
تفکر سوسیالیست و کمونیست در اقتصاد را نقد کردم نه رفتار خود کمونیستها و شما هم لطفا خود الگو را نقد کنید نه افراد مسئول آن کشورها را.
چه خوب است در حوزه تخصص خود به دیگران یاد دهیم هرچند در این کشور باب است همه در باره علم اقتصاد نظر دهند، چه مهندس چه حسابدار چه مورخ و چه فیلسوف.
ارادتمند فرشاد پرویزیان
۱۱ شهریور ۱۴۰۴
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
💩1👌1
Forwarded from انجمن علمی اقتصادپژوهان (neda heidari)
📌 هاست، مشاور اقتصادی پرزیدنت ترامپ!
📍هاست در مصاحبه با شبکه سیبیاس تأکید کرد که وقتی دولتها کنترل بانکهای مرکزی را به دست میگیرند، نتیجه معمولاً تورم و سختی برای مصرفکنندگان است.
📍اظهارات او در حالی مطرح میشود که ترامپ همچنان به فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره فشار میآورد و به دنبال برکناری لیزا کوک، رئیس فدرال رزرو است که برای به چالش کشیدن برکناری خود، شکایت کرده است.
📍دوره ریاست پاول در ماه مه 2026 به پایان میرسد و جانشینان احتمالی او شامل هاست، کوین وارش، رئیس سابق و کریستوفر والر، رئیس فعلی هستند.
📍در حالی که هاست گفت هیچ برنامهای برای اصلاح فدرال رزرو ندارد، از درخواست اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، برای بررسی دقیقتر اختیارات بانک مرکزی، از جمله کنترل آن بر نرخ بهره، حمایت کرد.
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📍هاست در مصاحبه با شبکه سیبیاس تأکید کرد که وقتی دولتها کنترل بانکهای مرکزی را به دست میگیرند، نتیجه معمولاً تورم و سختی برای مصرفکنندگان است.
📍اظهارات او در حالی مطرح میشود که ترامپ همچنان به فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره فشار میآورد و به دنبال برکناری لیزا کوک، رئیس فدرال رزرو است که برای به چالش کشیدن برکناری خود، شکایت کرده است.
📍دوره ریاست پاول در ماه مه 2026 به پایان میرسد و جانشینان احتمالی او شامل هاست، کوین وارش، رئیس سابق و کریستوفر والر، رئیس فعلی هستند.
📍در حالی که هاست گفت هیچ برنامهای برای اصلاح فدرال رزرو ندارد، از درخواست اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، برای بررسی دقیقتر اختیارات بانک مرکزی، از جمله کنترل آن بر نرخ بهره، حمایت کرد.
🆔 Telegram
❤1👍1
سر میشکند دیوارش
فرشاد پرویزیان
کمتر از دو هفته پیش بود که در پی مناظره آقایان دکتر زیباکلام و عبدالکریمی، در پی اظهار نظر نه چندان علمی آن استاد فلسفه، از ایشان سوالی پرسیدم و ایشان پاسخی داد درخور نقد بسیار جدیتر که کامل در باب گفتگوی من و دکتر عبدالکریمی، در کانال اقتصاد و رسانه منتشر شده است که ایشان پاسخ نقد دوم را نداد شاید صلاح ندانست و شاید پاسخ نداشت؛ تا این که دوباره قطعه ای از سخنان عجیب ایشان را دیدم که میگوید هر روز به میدان تره بار میرود و مردم چهاردستی بار برمیدارند و از هر پارکی بوی کباب می آید. من هم معتقدم زندگی در کشورم جریان دارد و مردمانم سخت ایستاده اند و در تلاشند اما استاد فرهیخته میدانید که چهار دست بار برداشتن ممکن است به کنایه از چهار پایان برداشت شود؟ پاسخی به مردم دارید؟ آقای عبدالکریمی بار قبل، غیر مستقیم و بسیار از روی ادب علمی، از شما به سوسیالیسم تخیلی دلالت دادم و در رفت و برگشتی دانشگاهی از شما در باره تسلطتتان بر نظریات اقتصادی مورد نقدتان پرسیدم اما این بار نیازی به تخصصم در حد دکترا ندارم که دانشجوی سال اول علوم اقتصادی به شما میگوید برای اظهار نظر در باره سفره و سرانه مصرف خانوار، باید به آمارهای رسمی مرکز آمار، بانک مرکزی، پژوهشهای معتبر دانشگاهی و مراکز مطمئن نظیر مرکز پژوهشهای مجلس و یا از این دست مراجعه کنید و جسارتا جنس استدلال پوپولیستیک شما که معلوم نیست کدام میدان تره بار می روید و کدام پارک، معیار قضاوت نیست. آقای دکتر گویا تا زمانیکه مردم را همچون نگونبختان کره شمالی در حال خوردن خزههای کنار رودخانه در کره شمالی نبینید نسبت به زنده به گور شدن اقتصاد آزاد مطمئن نخواهید شد؟ آقای دکتر بوی اشمئزاز سخنان کمونیستی از دور دست، حتی در فضای مجازی آزار دهنده است. همچنان ارادت من به استادان راستین فلسفه و شرم حضورم، پابرجاست اما نمیدانم ایراد از اندیشه مشمئز کننده چپگرا بوده یا از شدت سفسطه پوپولیستی و یا از شدت تعجب نسبت به این اظهار نظر غیر علمی و سوگیرانه شما نسبت به این مردمان درگیر فقر و تورم و تحریم و بیکاری است که دوباره نوشتم. آقای دکتر، میدان تره بارتان کجاست؟ بیایید به شما نشان دهم پیرزنانی که خجالت زده از دورریزهای لهیده و کپکزده در سطل آشغال همان میادین برای فرزندانشان میوه جدا میکنند. تا کمر خم شدن فقرا در سطلهای زباله را ندیدید؟ شاید لازم است پارک خود را عوض کنید. بوی کباب شنیده اید اما شاید چیز دیگری داغ میکنند.
اینگونه در باره مطالبی که هیچ نمیدانید از روی ایدههای دارای بن مایه چپی-کمونیستی- مردمان کشورمان را قضاوت نکنید. اگر فلسفه بلدید، در همان مورد سخن بگویید، شاید کمتر آزار دهید مردم را. نمیدانم شاید شما هم از همان سبزی فروش سر کوچه آن فرد بگم بگم، خرید کرده اید که اینگونه پوپولیست وار در باره نکاتی که گویا هیچ نمیدانید حرف میزنید. خدا را چه دیدی شاید همان فرصت مطالعاتی شش ماهه به حدی بر معلوماتتان افزوده و چیزها میدانید که ما نمیدانیم! اما بدانید شما در باره مردم به شدت فقیر شده و کاهش جدی سرانه حداقل کالری مورد نیاز روزانه حرف میزنید. همین مردمان حاضر در کوچه خودمان. همان کوچه که خواجه شیراز هشدار داده است:
ای که از کوچه معشوقه ما میگذری،
برحذر باش که سر میشکند دیوارش.
T.me/Economedia
فرشاد پرویزیان
کمتر از دو هفته پیش بود که در پی مناظره آقایان دکتر زیباکلام و عبدالکریمی، در پی اظهار نظر نه چندان علمی آن استاد فلسفه، از ایشان سوالی پرسیدم و ایشان پاسخی داد درخور نقد بسیار جدیتر که کامل در باب گفتگوی من و دکتر عبدالکریمی، در کانال اقتصاد و رسانه منتشر شده است که ایشان پاسخ نقد دوم را نداد شاید صلاح ندانست و شاید پاسخ نداشت؛ تا این که دوباره قطعه ای از سخنان عجیب ایشان را دیدم که میگوید هر روز به میدان تره بار میرود و مردم چهاردستی بار برمیدارند و از هر پارکی بوی کباب می آید. من هم معتقدم زندگی در کشورم جریان دارد و مردمانم سخت ایستاده اند و در تلاشند اما استاد فرهیخته میدانید که چهار دست بار برداشتن ممکن است به کنایه از چهار پایان برداشت شود؟ پاسخی به مردم دارید؟ آقای عبدالکریمی بار قبل، غیر مستقیم و بسیار از روی ادب علمی، از شما به سوسیالیسم تخیلی دلالت دادم و در رفت و برگشتی دانشگاهی از شما در باره تسلطتتان بر نظریات اقتصادی مورد نقدتان پرسیدم اما این بار نیازی به تخصصم در حد دکترا ندارم که دانشجوی سال اول علوم اقتصادی به شما میگوید برای اظهار نظر در باره سفره و سرانه مصرف خانوار، باید به آمارهای رسمی مرکز آمار، بانک مرکزی، پژوهشهای معتبر دانشگاهی و مراکز مطمئن نظیر مرکز پژوهشهای مجلس و یا از این دست مراجعه کنید و جسارتا جنس استدلال پوپولیستیک شما که معلوم نیست کدام میدان تره بار می روید و کدام پارک، معیار قضاوت نیست. آقای دکتر گویا تا زمانیکه مردم را همچون نگونبختان کره شمالی در حال خوردن خزههای کنار رودخانه در کره شمالی نبینید نسبت به زنده به گور شدن اقتصاد آزاد مطمئن نخواهید شد؟ آقای دکتر بوی اشمئزاز سخنان کمونیستی از دور دست، حتی در فضای مجازی آزار دهنده است. همچنان ارادت من به استادان راستین فلسفه و شرم حضورم، پابرجاست اما نمیدانم ایراد از اندیشه مشمئز کننده چپگرا بوده یا از شدت سفسطه پوپولیستی و یا از شدت تعجب نسبت به این اظهار نظر غیر علمی و سوگیرانه شما نسبت به این مردمان درگیر فقر و تورم و تحریم و بیکاری است که دوباره نوشتم. آقای دکتر، میدان تره بارتان کجاست؟ بیایید به شما نشان دهم پیرزنانی که خجالت زده از دورریزهای لهیده و کپکزده در سطل آشغال همان میادین برای فرزندانشان میوه جدا میکنند. تا کمر خم شدن فقرا در سطلهای زباله را ندیدید؟ شاید لازم است پارک خود را عوض کنید. بوی کباب شنیده اید اما شاید چیز دیگری داغ میکنند.
اینگونه در باره مطالبی که هیچ نمیدانید از روی ایدههای دارای بن مایه چپی-کمونیستی- مردمان کشورمان را قضاوت نکنید. اگر فلسفه بلدید، در همان مورد سخن بگویید، شاید کمتر آزار دهید مردم را. نمیدانم شاید شما هم از همان سبزی فروش سر کوچه آن فرد بگم بگم، خرید کرده اید که اینگونه پوپولیست وار در باره نکاتی که گویا هیچ نمیدانید حرف میزنید. خدا را چه دیدی شاید همان فرصت مطالعاتی شش ماهه به حدی بر معلوماتتان افزوده و چیزها میدانید که ما نمیدانیم! اما بدانید شما در باره مردم به شدت فقیر شده و کاهش جدی سرانه حداقل کالری مورد نیاز روزانه حرف میزنید. همین مردمان حاضر در کوچه خودمان. همان کوچه که خواجه شیراز هشدار داده است:
ای که از کوچه معشوقه ما میگذری،
برحذر باش که سر میشکند دیوارش.
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
💩1
آیا قیصریه در آتش است؟
فرشاد پرویزیان
چندی قبل در واکنش به مناظره آقایان دکتر زیبا کلام و عبدالکریمی، نوشتم چندان پارادایم فکری آقای دکتر زیبا کلام را نمیپذیرم تا اینکه مطلبی از ایشان در باب بودجه برخی دستگاهها منتشر شد و حتما به عنوان یک اقتصاد خوانده، به شدت به لزوم پاسخگویی بهره ورانه و عملکردی تکتک بهره مندان بودجه دولتی، یقین دارم. جمع کل بودجه دستگاههای مورد انتقاد آقای دکتر زیبا کلام به محاسبه خود ایشان، 54 هزار میلیارد تومان یعنی 54 همت است اما مرور خلاصه چند عدد:
ماده واحده لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ : بودجه کل کشور بالغ بر (۱۱۲.۷۹۵.۳۰۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال.
منابع بودجه عمومی دولت بالغ بر (۵۳.۸۴۴.۵۵۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال.
بودجه شرکت های دولتی، بانک ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت بالغ بر (۶۳.۷۷۳.۷۵۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال که با گرد کردن این اعداد، بودجه کل 1404 به تقریب 11280 همت، بودجه شرکتهای دولتی 6380 همت و بودجه عمومی با تقریب برابر 5385 همت است.
اما طبق برخی گفتهها: بودجه شرکتهای خصولتی بین ۱ تا ۱.۵ برابر کل بودجه عمومی کشور یعنی بین 5385 تا 8080 همت است.
عددی که از تجمیع بودجه همه نهادها و مراکز و جامعهها و حوزههای علمیه و صدا وسیما و ... که گفتید یعنی 54 همت، برابر است با 0.005 بودجه کل و یا 0.009 بودجه شرکتهای دولتی و یا 0.01 بودجه عمومی و یا 0.007 بودجه خصولتیها!
آقای دکتر درک میکنید دنیای تحلیلتان در واقعیات اعداد اقتصادی، چقدر ناچیز است؟ واقعیت نهفته در لایههای پنهان این کوچکی تحلیل را حس میکنید؟ چیزی از تاثیر کراودینگ آوت ناشی از عملکرد چنین شرکتهای بزرگ صاحب قدرت در اقتصاد و تاثیر واقعی بر بخش خصوصی در حال ویرانی در اقتصادی با حداقل 80 درصد سهم دولت، میدانید؟ رانت و فساد و ناکارامدی هم بعلاوه کنید. اما چرا چنین عدد ناچیزی را علم کرده اید؟ بگذارید من گمانه بزنم:
حالت اول بسیار بدبینانه: با طرح عددی بسیار کوچک و ناچیز شاید در پی نادیده گرفتن تاثیر شرکتهای ناکارامد و مدیران بی کفایت و غیر بهره ور دولتی و خصولتی و در نتیجه مانع از پاشش نور واقعی نقد و نظارت بر این شرکتها باشید.
حالت دوم بینابینی: به حدی به عملکرد این دستگاهها به هر دلیلی منتقدید که اختصاص این اعداد را ظلم به جامعه میدانید. انتقادتان هرچه باشد جای دیگر باید بحث کنید اما این ارقام در مقایسه با مشکلات اقتصادی کشور بسیار ناچیز و همان یک دستمال است که میتوان با آن قیصریه ای را به آتش کشید.
حالت سوم-خوشبینانه: واقعا لایه پنهانی برای چنین تحلیل ندارید و اساسا قادر به تحلیل بزرگای اعداد واقعی بودجه و اقتصاد و بازار نیستید و دایم از این شاخه به آن شاخه میپرید.
البته حالت اول را چندان محتمل نمیدانم اما حالت دوم را کمی تا قسمتی و حالت سوم را با احتمال زیاد قائل به بررسی بیشتر هستم.
آقای دکتر مگر در تسلط شما بر حوزه معرفتی و نظری و عملی علوم سیاسی شبهه ای وارد شده که اینگونه به تحلیل اقتصاد بدون اندکی تسلط بر این علم میپردازید؟
بماند که هنوز هم حداقل بنده نمیدانم چطور از دانشکده علوم پایه با ارشد مهندسی شیمی برای کسب دکترا رفتید و با مدرک دکترای علوم سیاسی برگشتید و تغییر دانشکده دادید. بمان که قبلا به دلایل مبارزه سیاسی در زمان دولت پهلوی موفق به اتمام دکترای شیمی نشدید و بعدا برای تحصیل به علوم انسانی مایل شدید. البته تغییر نگاه از مهندسی شیمی به علوم سیاسی و یا تغییر نگاه از هواداری سازمانی و احتمالا تاثیر پذیری از اندیشه کمونیستی تا شناخت فلسفه غرب و معروف شدن به چهره نئولیبرال، یعنی تا اینحد تغییر از علوم دقیقه تا علوم انسانی و از ساحت اشتراکی تا کاملا آزاد؟ از آب منگول به اتریش و از اتریش به انگلستان؟ البته برای مطالعه معرفت شناسی انسانی، بسیار جذاب است اما این همه سیلان وقتی در حوزه اقتصاد، غوطه میخورید در شرایط خاص اقتصاد ایران دارای عوارضی نامطلوب است.
باور بفرمایید هرگونه سخنی بویژه از سوی مسئولان یا نمایندگان یا استادان دانشگاه و نخبگان بویژه در فضای رسانه ای کشور، به شدت بر الگوهای انتظاری و در نتیجه رفتار احتمالی فعالان اقتصادی و مردم تاثیر دارد و در این زمینه شما را فروتنانه دعوت به مطالعه در این زمینه میکنم. یادآوری پیشینه شما نه از روی جسارت به مقام علمیتان که شاید به معنای شناخت شما به جهت وسوسه تان برای مداقه بیشتر در باب اعداد بزرگ و واقعیت شرکتهای ناکارامد دولتی و خصولتی و پرهیز از ایجاد تورش بیشتر در الگوهای انتظاری اقتصادی جامعه است. همانهایی که شاید این روزها درگیر ناترازیشان در آب و برق و انرژی و ... هستیم.
T.me/Economedia
فرشاد پرویزیان
چندی قبل در واکنش به مناظره آقایان دکتر زیبا کلام و عبدالکریمی، نوشتم چندان پارادایم فکری آقای دکتر زیبا کلام را نمیپذیرم تا اینکه مطلبی از ایشان در باب بودجه برخی دستگاهها منتشر شد و حتما به عنوان یک اقتصاد خوانده، به شدت به لزوم پاسخگویی بهره ورانه و عملکردی تکتک بهره مندان بودجه دولتی، یقین دارم. جمع کل بودجه دستگاههای مورد انتقاد آقای دکتر زیبا کلام به محاسبه خود ایشان، 54 هزار میلیارد تومان یعنی 54 همت است اما مرور خلاصه چند عدد:
ماده واحده لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ : بودجه کل کشور بالغ بر (۱۱۲.۷۹۵.۳۰۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال.
منابع بودجه عمومی دولت بالغ بر (۵۳.۸۴۴.۵۵۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال.
بودجه شرکت های دولتی، بانک ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت بالغ بر (۶۳.۷۷۳.۷۵۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال که با گرد کردن این اعداد، بودجه کل 1404 به تقریب 11280 همت، بودجه شرکتهای دولتی 6380 همت و بودجه عمومی با تقریب برابر 5385 همت است.
اما طبق برخی گفتهها: بودجه شرکتهای خصولتی بین ۱ تا ۱.۵ برابر کل بودجه عمومی کشور یعنی بین 5385 تا 8080 همت است.
عددی که از تجمیع بودجه همه نهادها و مراکز و جامعهها و حوزههای علمیه و صدا وسیما و ... که گفتید یعنی 54 همت، برابر است با 0.005 بودجه کل و یا 0.009 بودجه شرکتهای دولتی و یا 0.01 بودجه عمومی و یا 0.007 بودجه خصولتیها!
آقای دکتر درک میکنید دنیای تحلیلتان در واقعیات اعداد اقتصادی، چقدر ناچیز است؟ واقعیت نهفته در لایههای پنهان این کوچکی تحلیل را حس میکنید؟ چیزی از تاثیر کراودینگ آوت ناشی از عملکرد چنین شرکتهای بزرگ صاحب قدرت در اقتصاد و تاثیر واقعی بر بخش خصوصی در حال ویرانی در اقتصادی با حداقل 80 درصد سهم دولت، میدانید؟ رانت و فساد و ناکارامدی هم بعلاوه کنید. اما چرا چنین عدد ناچیزی را علم کرده اید؟ بگذارید من گمانه بزنم:
حالت اول بسیار بدبینانه: با طرح عددی بسیار کوچک و ناچیز شاید در پی نادیده گرفتن تاثیر شرکتهای ناکارامد و مدیران بی کفایت و غیر بهره ور دولتی و خصولتی و در نتیجه مانع از پاشش نور واقعی نقد و نظارت بر این شرکتها باشید.
حالت دوم بینابینی: به حدی به عملکرد این دستگاهها به هر دلیلی منتقدید که اختصاص این اعداد را ظلم به جامعه میدانید. انتقادتان هرچه باشد جای دیگر باید بحث کنید اما این ارقام در مقایسه با مشکلات اقتصادی کشور بسیار ناچیز و همان یک دستمال است که میتوان با آن قیصریه ای را به آتش کشید.
حالت سوم-خوشبینانه: واقعا لایه پنهانی برای چنین تحلیل ندارید و اساسا قادر به تحلیل بزرگای اعداد واقعی بودجه و اقتصاد و بازار نیستید و دایم از این شاخه به آن شاخه میپرید.
البته حالت اول را چندان محتمل نمیدانم اما حالت دوم را کمی تا قسمتی و حالت سوم را با احتمال زیاد قائل به بررسی بیشتر هستم.
آقای دکتر مگر در تسلط شما بر حوزه معرفتی و نظری و عملی علوم سیاسی شبهه ای وارد شده که اینگونه به تحلیل اقتصاد بدون اندکی تسلط بر این علم میپردازید؟
بماند که هنوز هم حداقل بنده نمیدانم چطور از دانشکده علوم پایه با ارشد مهندسی شیمی برای کسب دکترا رفتید و با مدرک دکترای علوم سیاسی برگشتید و تغییر دانشکده دادید. بمان که قبلا به دلایل مبارزه سیاسی در زمان دولت پهلوی موفق به اتمام دکترای شیمی نشدید و بعدا برای تحصیل به علوم انسانی مایل شدید. البته تغییر نگاه از مهندسی شیمی به علوم سیاسی و یا تغییر نگاه از هواداری سازمانی و احتمالا تاثیر پذیری از اندیشه کمونیستی تا شناخت فلسفه غرب و معروف شدن به چهره نئولیبرال، یعنی تا اینحد تغییر از علوم دقیقه تا علوم انسانی و از ساحت اشتراکی تا کاملا آزاد؟ از آب منگول به اتریش و از اتریش به انگلستان؟ البته برای مطالعه معرفت شناسی انسانی، بسیار جذاب است اما این همه سیلان وقتی در حوزه اقتصاد، غوطه میخورید در شرایط خاص اقتصاد ایران دارای عوارضی نامطلوب است.
باور بفرمایید هرگونه سخنی بویژه از سوی مسئولان یا نمایندگان یا استادان دانشگاه و نخبگان بویژه در فضای رسانه ای کشور، به شدت بر الگوهای انتظاری و در نتیجه رفتار احتمالی فعالان اقتصادی و مردم تاثیر دارد و در این زمینه شما را فروتنانه دعوت به مطالعه در این زمینه میکنم. یادآوری پیشینه شما نه از روی جسارت به مقام علمیتان که شاید به معنای شناخت شما به جهت وسوسه تان برای مداقه بیشتر در باب اعداد بزرگ و واقعیت شرکتهای ناکارامد دولتی و خصولتی و پرهیز از ایجاد تورش بیشتر در الگوهای انتظاری اقتصادی جامعه است. همانهایی که شاید این روزها درگیر ناترازیشان در آب و برق و انرژی و ... هستیم.
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
👏2💩1
امروز ۲۸ شهریور، باور بفرمایید روز تولدم نیست.
✍️فرشاد پرویزیان
از اول صبح که بیدار شدم انواع و اقسام بانکها به لطف نرم افزار پرخرج CRM که با مقاصد حفظ مشتریان موجود و بازاریابی پیش رفته، زمانی مد شده بود، روز تولدم را پیامک تبریک فرستادند. ایکاش این نرم افزار پیشرفته بازاریابی و جلب رضایت مشتریان، حداقل ثمری در بنگاههای اقتصادی ایران در جهت خدمات بعد از فروش و رضایت مشتری داشت، البته مدیونید اگه فکرتون سمت بعضی خودروسازها بره که اونها اصلا امروز به من تبریک نگفتند.
بیمهها نیز به تبع همین روش بعضا برایم تبریک فرستادند. اما بازهم چندان برایم مهم نبود چون امروز، تولدم نیست.
برخی دوستان نیز از روی هشدار نرم افزار تلگرام که روز تولد مخاطبان را اعلام و پیشنهاد ارسال هدیه نسخه پرمیوم البته با پرداخت هزینه میده، متوجه شدند و تبریک گفتند؛ و باز به بعضی گفتم: امروز تولدم نیست.
ولی باورتون میشد اون موقع که روز تولدتون رو برای احراز به تلگرام میدادین، روزی برسه که نسخه پولی پرمیوم و تیک آبی رو با بازاریابی به مناسبت همین روز تولد افراد، بهتون بررای ارسال گیفت، پیشنهاد بده؟
البته ما هم بعضا در کاربردهای فوق پیشرفته، از هوش مصنوعی، صدای اصغر رو میزاریم روی اکبر و ذوق میکنیم و غافل از اینکه بقول عادل ۹۰ یا ۳۶۵، چه میکنه این هوش مصنوعی!
تو همین اثنا، همچین یهویی پیامک تبریک همراه اول و هدیه یک روز تلفن رایگان اومد که دیگه نگفتم روز تولدم نیست! بالاخره یه روز تلفن مجانی –بماند که همیشه تو درس اقتصاد به دانشجوهام میگم پنیر مجانی تو تله موشه و نهار مجانی در اقتصاد نداریم- و شاید این یک روز هدیهها از محل هزینههای اینترنت البته ارزون! و یا دیگر خدماتشون تامین میشه. اما بالاخره همینقدرم خودش ذوق داره که باز یادم اومد این هدیه فقط تو شبکه خود همراه اول و ثابت کار میکنه و نباید به بقیه شمارهها زنگ بزنم.
اما باور بفرمایین امروز، تولدم نیست، اما عرض کنم پدر عزیز از دنیا رفته ما، اون زمونا هم خودش و هم بقیه هم نسلهاش، مخصوصا پسرها را هنگام تولد، با قدری تاخیر شناسنامه گرفته و با هر روشی از جمله شیرین نمودن کام خلق الله، تاریخ تولد بچه شون رو در نیمه اول سال ثبت می کردند. یک روز که قدری مثلا نیمه عقلی سرم اومده بود از پدرم پرسیدم چرا مادرم میگه تولدم ۲۹ آذره اما تو شناسنامه نوشته ۲۸ شهریور؟ پدر اخمی مهربانانه کرد و گفت برای اینکه با نیمه اولیها یکسال زودتر بری مدرسه و یکسال زودتر وارد زندگی بشی و یکسال زودتر کار و تلاش و خلاصه یک روز زودتر مرد شی.
کاش الان زنده بود و بهش میگفتم پدر جان آخه اون یک سال رو من بعدا با تاخیر یکساله در ورود به دانشگاه، سوزاندم و البته بعدا شغلی گرفتم که ۲۵ سال خدمت داشت و در ۴۹ سالگی بازنشسته شدم و ایکاش حداقل اجازه میدادی من که قرار بود همه داستانهای اواخرین دهه ۴۰ و دهه ۵۰ و مخصوصا دهه ۶۰ رو تحمل کنم حداقل ۹ ماه بیشتر در سنین کودکی با همسالان، آن هم در کوچه، هفت سنگ و فوتبال و شوت یک ضرب بازی میکردم. ( تو پرانتز بگم اگه بود احتمال میگفت میرفتی تو کوچه که معتاد بشی و بیعار؟) اصلا هم نشنیده میگیرم این آمارها که زمان کوتاه توان دسترسی به انواع مواد تو همین پارکها اعلام میشه که انشالله حتما صحت نداره.
نمیدونم چرا اون وقتها اینقدر اصرار داشتند فرزندانشون زود وارد و درگیر زندگی بشن و اصلا کلاسهای امروزی وجود نداشت که این کلاس و اون کلاس بشیم.
القصه امروز روز تولدم نیست و همون ۲۹ آذر ذوق میکنم که حوالی یلدا و واپسین لحظات پاییزه. البته هدیه همراه اول رو هنوز باز نکردم البته هدیه رو وانکرده پس هم نفرستادم، چون امروز جمعه است و گذاشتم تو هفته پیش رو، حسابی از این هدیه استفاده کنم. شماها هم همچین بعضی وقتا اجازه بدین، فرزندانتون بچگی کنن و بازی کنن و یه چند دقیقه ای هیولای تست و کلاس رو ازشون دور کنین و اجازه بدین، زندگی رو تمرین کنند
T.me/Economedia
✍️فرشاد پرویزیان
از اول صبح که بیدار شدم انواع و اقسام بانکها به لطف نرم افزار پرخرج CRM که با مقاصد حفظ مشتریان موجود و بازاریابی پیش رفته، زمانی مد شده بود، روز تولدم را پیامک تبریک فرستادند. ایکاش این نرم افزار پیشرفته بازاریابی و جلب رضایت مشتریان، حداقل ثمری در بنگاههای اقتصادی ایران در جهت خدمات بعد از فروش و رضایت مشتری داشت، البته مدیونید اگه فکرتون سمت بعضی خودروسازها بره که اونها اصلا امروز به من تبریک نگفتند.
بیمهها نیز به تبع همین روش بعضا برایم تبریک فرستادند. اما بازهم چندان برایم مهم نبود چون امروز، تولدم نیست.
برخی دوستان نیز از روی هشدار نرم افزار تلگرام که روز تولد مخاطبان را اعلام و پیشنهاد ارسال هدیه نسخه پرمیوم البته با پرداخت هزینه میده، متوجه شدند و تبریک گفتند؛ و باز به بعضی گفتم: امروز تولدم نیست.
ولی باورتون میشد اون موقع که روز تولدتون رو برای احراز به تلگرام میدادین، روزی برسه که نسخه پولی پرمیوم و تیک آبی رو با بازاریابی به مناسبت همین روز تولد افراد، بهتون بررای ارسال گیفت، پیشنهاد بده؟
البته ما هم بعضا در کاربردهای فوق پیشرفته، از هوش مصنوعی، صدای اصغر رو میزاریم روی اکبر و ذوق میکنیم و غافل از اینکه بقول عادل ۹۰ یا ۳۶۵، چه میکنه این هوش مصنوعی!
تو همین اثنا، همچین یهویی پیامک تبریک همراه اول و هدیه یک روز تلفن رایگان اومد که دیگه نگفتم روز تولدم نیست! بالاخره یه روز تلفن مجانی –بماند که همیشه تو درس اقتصاد به دانشجوهام میگم پنیر مجانی تو تله موشه و نهار مجانی در اقتصاد نداریم- و شاید این یک روز هدیهها از محل هزینههای اینترنت البته ارزون! و یا دیگر خدماتشون تامین میشه. اما بالاخره همینقدرم خودش ذوق داره که باز یادم اومد این هدیه فقط تو شبکه خود همراه اول و ثابت کار میکنه و نباید به بقیه شمارهها زنگ بزنم.
اما باور بفرمایین امروز، تولدم نیست، اما عرض کنم پدر عزیز از دنیا رفته ما، اون زمونا هم خودش و هم بقیه هم نسلهاش، مخصوصا پسرها را هنگام تولد، با قدری تاخیر شناسنامه گرفته و با هر روشی از جمله شیرین نمودن کام خلق الله، تاریخ تولد بچه شون رو در نیمه اول سال ثبت می کردند. یک روز که قدری مثلا نیمه عقلی سرم اومده بود از پدرم پرسیدم چرا مادرم میگه تولدم ۲۹ آذره اما تو شناسنامه نوشته ۲۸ شهریور؟ پدر اخمی مهربانانه کرد و گفت برای اینکه با نیمه اولیها یکسال زودتر بری مدرسه و یکسال زودتر وارد زندگی بشی و یکسال زودتر کار و تلاش و خلاصه یک روز زودتر مرد شی.
کاش الان زنده بود و بهش میگفتم پدر جان آخه اون یک سال رو من بعدا با تاخیر یکساله در ورود به دانشگاه، سوزاندم و البته بعدا شغلی گرفتم که ۲۵ سال خدمت داشت و در ۴۹ سالگی بازنشسته شدم و ایکاش حداقل اجازه میدادی من که قرار بود همه داستانهای اواخرین دهه ۴۰ و دهه ۵۰ و مخصوصا دهه ۶۰ رو تحمل کنم حداقل ۹ ماه بیشتر در سنین کودکی با همسالان، آن هم در کوچه، هفت سنگ و فوتبال و شوت یک ضرب بازی میکردم. ( تو پرانتز بگم اگه بود احتمال میگفت میرفتی تو کوچه که معتاد بشی و بیعار؟) اصلا هم نشنیده میگیرم این آمارها که زمان کوتاه توان دسترسی به انواع مواد تو همین پارکها اعلام میشه که انشالله حتما صحت نداره.
نمیدونم چرا اون وقتها اینقدر اصرار داشتند فرزندانشون زود وارد و درگیر زندگی بشن و اصلا کلاسهای امروزی وجود نداشت که این کلاس و اون کلاس بشیم.
القصه امروز روز تولدم نیست و همون ۲۹ آذر ذوق میکنم که حوالی یلدا و واپسین لحظات پاییزه. البته هدیه همراه اول رو هنوز باز نکردم البته هدیه رو وانکرده پس هم نفرستادم، چون امروز جمعه است و گذاشتم تو هفته پیش رو، حسابی از این هدیه استفاده کنم. شماها هم همچین بعضی وقتا اجازه بدین، فرزندانتون بچگی کنن و بازی کنن و یه چند دقیقه ای هیولای تست و کلاس رو ازشون دور کنین و اجازه بدین، زندگی رو تمرین کنند
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
❤4😁2