Forwarded from کانال دکتر محمدرضا منجذب
🔴 دلایل اقتصاد روزمره
❄️ دکتر محمدرضا منجذب
اقتصادی که بدون برنامه کوتاه مدت و بلندمدت (توسعه) است و باری به هر جهت است، باتوجه به موضوعات و تصمیمات روزانه بدلیل مشکلات روزانه ای که ایجاد می شود، اقتصاد روزمره نامیده می شود. علیرغم برنامه های مدون اقتصادی میان مدت قبل و بعد از انقلاب، شواهد نشانگر اقتصادی بی برنامه برای ایران است. علیرغم عوامل و امکانات بالفعل و بالقوه ای که در ایران موجود است، نتواتستیم رشد اقتصادی مناسب و رفاه نسبی را برای مردم ایران مهیا کنیم. دلایل روزمره بودن اقتصاد ایران به شرح زیر است:
🔹اول: ثبات سیاسی. ناپایداریهای سیاسی و اجتماعی میتواند به عدم اطمینان در بازارها و سرمایهگذاریها منجر شود. این موضوع ایجاد و اجرای تفکر بلندمدت برای نایل شدن به توسعه اقتصادی را از بین می برد. از وقوع انقلاب مشروطه (120 سال پیش) تا انقلاب (1357) پروفسور کاتوزیان می گوید حداقل یازده اتفاق مهم در ایران روی می دهد و باعث می شود که تفکر توسعه ای بلندمدت حاکم نشود و موازی آن میجی در ژاپن اصلاحات اقتصادی را شروع می کند و بدون هیچ اتفاق منفی به سرانجام می رسد. به همین دلیل کاتوزیان ایران را جامعه کوتاه مدت نامگذاری می کند. بعد از انقلاب هم به شکل های مختلفی اتفاقاتی مشابه می افتد. سه تا از مهمترین آنها می توان از جنگ عراق علیه ایران، تحریمهای دامنه دار و جنگ 12 روزه نام برد.
🔹دوم: مدیریت ناکارآمد. ضعف در مدیریت اقتصادی و برنامهریزیهای کوتاهمدت به جای بلندمدت، باعث ایجاد ناپایداری در اقتصاد میشود. اصولا قواعدی در کشور حاکم نیست که نخبگان و کارآفرینان (چه اقتصادی و چه غیراقتصادی) در راس هرم تصمیم گیری باشند و تصمیمات بهینه در مسیر بلندمدت اتخاذ نمی شود. زمینه های رانت و فساد هم از این رهرو نمود می یابد.
🔹سوم: وابستگی به نفت. وابستگی شدید به درآمدهای نفتی باعث میشود که اقتصاد کشور در برابر نوسانات قیمت نفت آسیبپذیر باشد. تا زمانی که درآمدهای نفتی خوب بوده بر مشکلات اقتصادی و روزمره چون مرهمی عمل نموده است. وقتی درآمدهای نفتی کاهش یافته مشکلات عدیده و روزمره در اقتصاد ظاهر و نمایان شده است. نفرین نفت بر گرده اقتصاد ایران سوار است و نتوانستیم مانند برخی کشورهای دیگر (مانند نروژ) از آن در مسیر توسعه استفاده کنیم.
🔹چهارم: تورم بالا. تورم مداوم و بالا، قدرت خرید مردم را کاهش داده و باعث بیثباتی در بازارها میشود. در طول بیش از پنجاه سال اخیر تورم دو رقمی را تجربه کردیم. تورم بالا هم در سمت عرضه اقتصاد و هم در سمت تقاضای اقتصاد تصمیم گیری را از مسیر عقلایی و صحیح خارج می کند. اقتصاد را روزمره می کند.
🔹پنجم: کمبود سرمایهگذاری خارجی و داخلی. به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی، سرمایهگذاریهای خارجی و داخلی به شدت محدود شده است. بدلایلی که ذکر شد وضعیت ریسک ایران پیچیده است و در حوزههایی مانند ثبات سیاسی، فساد و ثبات اقتصادی نیز با چالشهای قابل توجهی روبرو است. هماکنون ایران در شرایط ریسک بالای اقتصادی، کسب و کار، سیاسی، بازرگانی و مالی قرار دارد (اینجا را ببینید) و بدین لحاظ سرمایه گذار تمایلی به سرمایه گذاری جدید وجود ندارد. در سالهای اخیر حتی جایگزین استهلاک هم اتفاق نیافتاده است.
🔹ششم: تحریمهای بینالمللی و فقدان دیپلماسی فعال. تحریمها به شدت بر اقتصاد ایران تاثیر گذاشته و دسترسی به بازارهای جهانی و منابع مالی را محدود کردهاند و سرمایه گذاری از ناحیه دولت محدود شده است. از سال 1397 با پدیده ای بنام "ترامپ" روبرو هستیم.
برای نحوه تعامل با این فرد هم روانشناسانه و هم عاقلانه باید برنامه داشته باشیم و در راستای منافع ملی بلندمدت گام برداریم.
🔹هفتم: فرار سرمایه و مهاجرت نخبگان. عدم امنیت اقتصادی و سیاسی باعث فرار سرمایهها و مهاجرت نخبگان از کشور شده است. موتور رشد و توسعه اقتصادی نیروی انسانی است و نتوانسته ایم از اینان استفاده بهینه کنیم.
🔹هشتم: سیاستهای پولی و مالی ناپایدار. سیاستهای پولی و مالی که نتوانستهاند به درستی کنترل تورم و رشد اقتصادی را مدیریت کنند، به دلیل روزمرگی به مشکلات اقتصادی دامن زده است. تعریفی باثبات و بلندمدت برای این سیاستها نداریم و از آن برای حل مشکلات روزمره استفاده می کنیم. این خود مشکلات دیگری را بر اقتصاد عارض می کند.
🔹نهم: نبود تنوع اقتصادی. نبود تنوع در منابع درآمدی و وابستگی به چند بخش خاص مانند نفت، اقتصاد را آسیبپذیر کرده است. عدم توجه به صادرات پایدار و صنعتی و نبود تعامل بین المللی با جهان پیرامون، موجب روزمرگی اقتصادی شده است.
🔴 برای هر کدام از موارد فوق باید راهکارهای کوتاه و بلندمدت طراحی کرد که در این مقال نمی گنجد. چاره ای جز این کار نداریم و باید جنبید.
https://t.me/drmonjazeb
❄️ دکتر محمدرضا منجذب
اقتصادی که بدون برنامه کوتاه مدت و بلندمدت (توسعه) است و باری به هر جهت است، باتوجه به موضوعات و تصمیمات روزانه بدلیل مشکلات روزانه ای که ایجاد می شود، اقتصاد روزمره نامیده می شود. علیرغم برنامه های مدون اقتصادی میان مدت قبل و بعد از انقلاب، شواهد نشانگر اقتصادی بی برنامه برای ایران است. علیرغم عوامل و امکانات بالفعل و بالقوه ای که در ایران موجود است، نتواتستیم رشد اقتصادی مناسب و رفاه نسبی را برای مردم ایران مهیا کنیم. دلایل روزمره بودن اقتصاد ایران به شرح زیر است:
🔹اول: ثبات سیاسی. ناپایداریهای سیاسی و اجتماعی میتواند به عدم اطمینان در بازارها و سرمایهگذاریها منجر شود. این موضوع ایجاد و اجرای تفکر بلندمدت برای نایل شدن به توسعه اقتصادی را از بین می برد. از وقوع انقلاب مشروطه (120 سال پیش) تا انقلاب (1357) پروفسور کاتوزیان می گوید حداقل یازده اتفاق مهم در ایران روی می دهد و باعث می شود که تفکر توسعه ای بلندمدت حاکم نشود و موازی آن میجی در ژاپن اصلاحات اقتصادی را شروع می کند و بدون هیچ اتفاق منفی به سرانجام می رسد. به همین دلیل کاتوزیان ایران را جامعه کوتاه مدت نامگذاری می کند. بعد از انقلاب هم به شکل های مختلفی اتفاقاتی مشابه می افتد. سه تا از مهمترین آنها می توان از جنگ عراق علیه ایران، تحریمهای دامنه دار و جنگ 12 روزه نام برد.
🔹دوم: مدیریت ناکارآمد. ضعف در مدیریت اقتصادی و برنامهریزیهای کوتاهمدت به جای بلندمدت، باعث ایجاد ناپایداری در اقتصاد میشود. اصولا قواعدی در کشور حاکم نیست که نخبگان و کارآفرینان (چه اقتصادی و چه غیراقتصادی) در راس هرم تصمیم گیری باشند و تصمیمات بهینه در مسیر بلندمدت اتخاذ نمی شود. زمینه های رانت و فساد هم از این رهرو نمود می یابد.
🔹سوم: وابستگی به نفت. وابستگی شدید به درآمدهای نفتی باعث میشود که اقتصاد کشور در برابر نوسانات قیمت نفت آسیبپذیر باشد. تا زمانی که درآمدهای نفتی خوب بوده بر مشکلات اقتصادی و روزمره چون مرهمی عمل نموده است. وقتی درآمدهای نفتی کاهش یافته مشکلات عدیده و روزمره در اقتصاد ظاهر و نمایان شده است. نفرین نفت بر گرده اقتصاد ایران سوار است و نتوانستیم مانند برخی کشورهای دیگر (مانند نروژ) از آن در مسیر توسعه استفاده کنیم.
🔹چهارم: تورم بالا. تورم مداوم و بالا، قدرت خرید مردم را کاهش داده و باعث بیثباتی در بازارها میشود. در طول بیش از پنجاه سال اخیر تورم دو رقمی را تجربه کردیم. تورم بالا هم در سمت عرضه اقتصاد و هم در سمت تقاضای اقتصاد تصمیم گیری را از مسیر عقلایی و صحیح خارج می کند. اقتصاد را روزمره می کند.
🔹پنجم: کمبود سرمایهگذاری خارجی و داخلی. به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی، سرمایهگذاریهای خارجی و داخلی به شدت محدود شده است. بدلایلی که ذکر شد وضعیت ریسک ایران پیچیده است و در حوزههایی مانند ثبات سیاسی، فساد و ثبات اقتصادی نیز با چالشهای قابل توجهی روبرو است. هماکنون ایران در شرایط ریسک بالای اقتصادی، کسب و کار، سیاسی، بازرگانی و مالی قرار دارد (اینجا را ببینید) و بدین لحاظ سرمایه گذار تمایلی به سرمایه گذاری جدید وجود ندارد. در سالهای اخیر حتی جایگزین استهلاک هم اتفاق نیافتاده است.
🔹ششم: تحریمهای بینالمللی و فقدان دیپلماسی فعال. تحریمها به شدت بر اقتصاد ایران تاثیر گذاشته و دسترسی به بازارهای جهانی و منابع مالی را محدود کردهاند و سرمایه گذاری از ناحیه دولت محدود شده است. از سال 1397 با پدیده ای بنام "ترامپ" روبرو هستیم.
برای نحوه تعامل با این فرد هم روانشناسانه و هم عاقلانه باید برنامه داشته باشیم و در راستای منافع ملی بلندمدت گام برداریم.
🔹هفتم: فرار سرمایه و مهاجرت نخبگان. عدم امنیت اقتصادی و سیاسی باعث فرار سرمایهها و مهاجرت نخبگان از کشور شده است. موتور رشد و توسعه اقتصادی نیروی انسانی است و نتوانسته ایم از اینان استفاده بهینه کنیم.
🔹هشتم: سیاستهای پولی و مالی ناپایدار. سیاستهای پولی و مالی که نتوانستهاند به درستی کنترل تورم و رشد اقتصادی را مدیریت کنند، به دلیل روزمرگی به مشکلات اقتصادی دامن زده است. تعریفی باثبات و بلندمدت برای این سیاستها نداریم و از آن برای حل مشکلات روزمره استفاده می کنیم. این خود مشکلات دیگری را بر اقتصاد عارض می کند.
🔹نهم: نبود تنوع اقتصادی. نبود تنوع در منابع درآمدی و وابستگی به چند بخش خاص مانند نفت، اقتصاد را آسیبپذیر کرده است. عدم توجه به صادرات پایدار و صنعتی و نبود تعامل بین المللی با جهان پیرامون، موجب روزمرگی اقتصادی شده است.
🔴 برای هر کدام از موارد فوق باید راهکارهای کوتاه و بلندمدت طراحی کرد که در این مقال نمی گنجد. چاره ای جز این کار نداریم و باید جنبید.
https://t.me/drmonjazeb
Telegram
کانال دکتر محمدرضا منجذب
آثار، نوشتارها، کتب، مقالات، کنفرانس ها، و سوابق دکتر منجذب دانشیار دانشگاه، رزومه:
💠https://t.me/rezomemonjazeb/3
💠https://t.me/rezomemonjazeb/3
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
🟣 دولت آتش نشان دکتر فرهاد نیلی:
یک نگرانی مهم و اصلی ما این است که آتشنشان تبدیل به آتشفشان شود؛ یعنی نهادی که باید آتش را خاموش کند، خودش گدازهها و شعلههای آتش را پخش کند که این یک فاجعه است. بیایید روی کشور خودمان تمرکز کنیم، کشوری که محل زندگی ماست و باید سرتاسر یک میلیون و 648 هزار کیلومترمربع آن زندگیپذیر باشد. «زندگیپذیری» شعار بانک جهانی برای کل کره زمین و به معنای مقابله با جنگلزدایی، بیابانزایی، فرونشست زمین، آلوده شدن آبوهوا و... است. پس هر عاملی که زندگیپذیری را دچار خطر میکند اعم از آب و ریزگرد و ریسک اعتباری و بحران مالی به نوعی آتشفشانی است. آتشفشانی باید خط قرمز همه باشد چون زیستپذیری کشور را به خطر میاندازد. در حال حاضر چندین خطر بزرگ زندگیپذیری کشور ما را تهدید میکند. ما نباید منتظر این باشیم که کبریت را چه کسی و در چه زمانی میکشد، ما باید نگران انباشت مواد اشتعالزا باشیم. فرونشست زمین، بحران آب، ناترازی انرژی و کمبود برق در حال نشان دادن خودشان هستند و زیستپذیری در نقاط مختلف کشور را بهطور جدی تحت تاثیر قرار دادهاند. زیستپذیری قرارداد اجتماعی ماست که نباید تحتالشعاع هیچ مسئله دیگری قرار گیرد. زیستپذیری هم ابعاد سخت مانند محیط زیست و آب؛ و هم ابعاد نرم مانند ریسکهای بودجهای و ارزی دارد. قرارداد اجتماعی ما ایرانیان ایستادن پای این خاک است و هر کدام باید به اندازه درک و فهممان و به اندازه اختیاراتمان پاسخگو باشیم. به قول مولانا هرکه او بیدارتر، پردردتر / هر که او آگاهتر، رخ زردتر. این قرارداد اجتماعی ماست که کشور را زیستپذیر نگه داریم، آن هم نه فقط برای امروز، بلکه برای آینده. یعنی جوان ما باید برای آینده هم به زیستپذیری کشور مطمئن باشد. پس هر عاملی که این زیستپذیری را چه در حال و چه در آینده تهدید کند، آتشفشان است و از اینرو میگویم آتشفشانی خط قرمز ماست. آتشنشان در حال محافظت از زیستپذیری ما در برابر آتشفشان است. مراقبت از مکانیسم کندرو توان و درک و تلاش بسیار زیادی لازم دارد. مکانیسمهای کندرو توسط دولتهای ما یا دیده نمیشود یا مورد توجه قرار نمیگیرد چون عمر دولتهای ما کوتاه است. همه از کنار مکانیسمهای کندرو میگذرند و تمام توجهشان به مکانیسمهای تندرو است تا اینکه ناگهان انباشت مواد اشتعالزا در مکانیسمهای کندرو شعلهور میشود. اینجاست که همه میخواهند مسئله را به دوش دیگری بیندازند و به قبل از خودشان حواله دهند. در حالی که شماتت گذشته چیزی جز یأس و نومیدی به دنبال ندارد و راهی برای ما باز نمیکند. بحرانی در نظام بانکی، بورس یا آب کشور رخ میدهد و دولت مسئله را به دوش دولت قبل میاندازد و دولت قبل، مجلس را مسئول میداند و آنها نهادهای فرادولتی را مقصر جلوه میدهند. در حالی که مرور تاریخ و حقایق آن به درستی به ما نشان میدهد که ما چرا در این نقطه هستیم./متن کامل
مطلب مرتبط: دلایل اقتصاد روزمره
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
یک نگرانی مهم و اصلی ما این است که آتشنشان تبدیل به آتشفشان شود؛ یعنی نهادی که باید آتش را خاموش کند، خودش گدازهها و شعلههای آتش را پخش کند که این یک فاجعه است. بیایید روی کشور خودمان تمرکز کنیم، کشوری که محل زندگی ماست و باید سرتاسر یک میلیون و 648 هزار کیلومترمربع آن زندگیپذیر باشد. «زندگیپذیری» شعار بانک جهانی برای کل کره زمین و به معنای مقابله با جنگلزدایی، بیابانزایی، فرونشست زمین، آلوده شدن آبوهوا و... است. پس هر عاملی که زندگیپذیری را دچار خطر میکند اعم از آب و ریزگرد و ریسک اعتباری و بحران مالی به نوعی آتشفشانی است. آتشفشانی باید خط قرمز همه باشد چون زیستپذیری کشور را به خطر میاندازد. در حال حاضر چندین خطر بزرگ زندگیپذیری کشور ما را تهدید میکند. ما نباید منتظر این باشیم که کبریت را چه کسی و در چه زمانی میکشد، ما باید نگران انباشت مواد اشتعالزا باشیم. فرونشست زمین، بحران آب، ناترازی انرژی و کمبود برق در حال نشان دادن خودشان هستند و زیستپذیری در نقاط مختلف کشور را بهطور جدی تحت تاثیر قرار دادهاند. زیستپذیری قرارداد اجتماعی ماست که نباید تحتالشعاع هیچ مسئله دیگری قرار گیرد. زیستپذیری هم ابعاد سخت مانند محیط زیست و آب؛ و هم ابعاد نرم مانند ریسکهای بودجهای و ارزی دارد. قرارداد اجتماعی ما ایرانیان ایستادن پای این خاک است و هر کدام باید به اندازه درک و فهممان و به اندازه اختیاراتمان پاسخگو باشیم. به قول مولانا هرکه او بیدارتر، پردردتر / هر که او آگاهتر، رخ زردتر. این قرارداد اجتماعی ماست که کشور را زیستپذیر نگه داریم، آن هم نه فقط برای امروز، بلکه برای آینده. یعنی جوان ما باید برای آینده هم به زیستپذیری کشور مطمئن باشد. پس هر عاملی که این زیستپذیری را چه در حال و چه در آینده تهدید کند، آتشفشان است و از اینرو میگویم آتشفشانی خط قرمز ماست. آتشنشان در حال محافظت از زیستپذیری ما در برابر آتشفشان است. مراقبت از مکانیسم کندرو توان و درک و تلاش بسیار زیادی لازم دارد. مکانیسمهای کندرو توسط دولتهای ما یا دیده نمیشود یا مورد توجه قرار نمیگیرد چون عمر دولتهای ما کوتاه است. همه از کنار مکانیسمهای کندرو میگذرند و تمام توجهشان به مکانیسمهای تندرو است تا اینکه ناگهان انباشت مواد اشتعالزا در مکانیسمهای کندرو شعلهور میشود. اینجاست که همه میخواهند مسئله را به دوش دیگری بیندازند و به قبل از خودشان حواله دهند. در حالی که شماتت گذشته چیزی جز یأس و نومیدی به دنبال ندارد و راهی برای ما باز نمیکند. بحرانی در نظام بانکی، بورس یا آب کشور رخ میدهد و دولت مسئله را به دوش دولت قبل میاندازد و دولت قبل، مجلس را مسئول میداند و آنها نهادهای فرادولتی را مقصر جلوه میدهند. در حالی که مرور تاریخ و حقایق آن به درستی به ما نشان میدهد که ما چرا در این نقطه هستیم./متن کامل
مطلب مرتبط: دلایل اقتصاد روزمره
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
هفته نامه تجارت فردا
شروع آتش
رضا طهماسبی: دولت اقتضایی یا دولت آتشنشان به دولتی گفته میشود که صرفاً در زمان بروز بحران وارد عمل میشود و تلاش میکند بحرانی را
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 انبساط پولی باوجود انتظارات منفی باعث افزایش تورم میشود
دکتر تیمور رحمانی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران:
🔹 در حال حاضر، نرخ تورم در کشور بالا است، سلطه مالی نیز روند صعودی دارد و جنگ این مسئله را تشدید کرده است.
🔹 سیاست پولی انبساطی برای کاهش نرخ بهره از طریق افزایش تورم انتظاری خنثی میشود و در نهایت منجر به افزایش تورم خواهد شد.
🔹 سیاست پولی در ایران در زمان بسیار کوتاهی نرخ بهره را کاهش میدهد، اما پس از آن مجدداً نرخ بهره افزایش مییابد. این یکی از موضوعاتی است که برای آن راه حلی پیدا نکردهایم.
مطلب مرتبط: دستاوردهای پروفسور لوکاس در اقتصاد کلان
مطلب مرتبط👈 آیا پول در ایران خنثی است؟ کاربرد آن چیست؟
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
دکتر تیمور رحمانی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران:
🔹 در حال حاضر، نرخ تورم در کشور بالا است، سلطه مالی نیز روند صعودی دارد و جنگ این مسئله را تشدید کرده است.
🔹 سیاست پولی انبساطی برای کاهش نرخ بهره از طریق افزایش تورم انتظاری خنثی میشود و در نهایت منجر به افزایش تورم خواهد شد.
🔹 سیاست پولی در ایران در زمان بسیار کوتاهی نرخ بهره را کاهش میدهد، اما پس از آن مجدداً نرخ بهره افزایش مییابد. این یکی از موضوعاتی است که برای آن راه حلی پیدا نکردهایم.
مطلب مرتبط: دستاوردهای پروفسور لوکاس در اقتصاد کلان
مطلب مرتبط👈 آیا پول در ایران خنثی است؟ کاربرد آن چیست؟
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
🔴 این توهم است که بنزین را به قیمت بالا برسانیم و بعد منافع آن را صرف پرداخت یارانه کنیم
🔻دکتر مرتضی افقه، اقتصاد دان و عضو هیات علمی دانشگاه چمران اهواز به چندثانیه گفت:
بسیاری از تصمیم گیران و تصمیم سازان بیش از ۴ دهه است عادت کرده اند به رویا بافی و رویا نویسی و اصلا به الزامات رسیدن به این آرزوها و رویاها اعتقادی ندارند یا قائل نیستند. یک قانون اساسی بسیار عدالت جویانه نوشته ایم. سپس ۶ برنامه خیره کننده و بعد هم چندین سند بالادستی مثل «اقتصاد مقاومتی» و «الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت» نوشتیم. یک چشم انداز پر از رویاهای محقق نشدنی بر اساس ساختارهای موجود طراحی کردیم و هنوز هم در رویاهای خود سیر می کنیم و نمی خواهیم این رویه خانمانسوز و غلط را که فرصت های زیادی را از ما گرفته است، ترک کنیم.
🔻حرفهای آقای باهنر همان خاطرات قدیم را زنده می کند. ایشان می گوید ما در مجلس چنین و چنان کردیم. اما این که ایشان توجه ندارند این چنین و چنان ها نیاز به یک ساختار اداری، اجرایی و قوانین و مقررات و دستگاههای قضایی قدرتمند، مجهز و متخصص دارد جای تعجب دارد. ایشان باز هم با همان نگاه غلط و ناآشنا به ساختارها باز هم نسخه ای می پیچند که خانمان ملت را بر می اندازد.
🔻این توهم است که بنزین را به قیمت بالا برسانیم و بعد منافع آن را صرف پرداخت یارانه کنیم. این چه نوع اداره مملکت خواهد بود؟ چه کسی گفته بنزین باید به ۷۰ هزار تومان برسد؟ برخی اقتصادخوانده های ناآگاه، مدت هاست بر این طبل می کوبند که بنزین باید به قیمت کشورهای خلیج فارس برسد. یعنی همان یک دلاری که در آمریکا یا دیگر کشورها محاسبه می شود. اما پرسش این است که چه کسی باعث شده که قیمت دلار ۷۰ هزار تومان بشود که حالا باید مردم با چوب این قیمت هزینه زندگی خود را تامین کنند؟
🔻این چه استدلالی است که چون بنزین در کشورهای همسایه حدود ۷۰ تومان است و باعث قاچاق می شود ما هم باید افزایش قیمت داشته باشیم؟ فرض کنیم قیمت ۷۰ تومان شد و تصمیم هم گرفتید به مردم یارانه دهید. پس چرا تجربه دوران آقای احمدی نژاد را فراموش کردید که این ایده ها اصلا اجرایی نشد؟ یعنی متوجه نیستید با ساختارهای ناقص امروزی نمی شود چنین ایده هایی را اجرا کرد؟ آن یارانه احمدی نژادی که بعد از ۲، ۳ سال در برابر تورم مثل یخ، اب شد. تورم ناشی از قیمت بنزین آنچنان شتابی داشت که اصلا یارانه محو شد و قدرت خرید مردم نابود شد./چندثانیه
مطلب مرتبط: با پوپولیسم خداحافظی کنیم
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
🔻دکتر مرتضی افقه، اقتصاد دان و عضو هیات علمی دانشگاه چمران اهواز به چندثانیه گفت:
بسیاری از تصمیم گیران و تصمیم سازان بیش از ۴ دهه است عادت کرده اند به رویا بافی و رویا نویسی و اصلا به الزامات رسیدن به این آرزوها و رویاها اعتقادی ندارند یا قائل نیستند. یک قانون اساسی بسیار عدالت جویانه نوشته ایم. سپس ۶ برنامه خیره کننده و بعد هم چندین سند بالادستی مثل «اقتصاد مقاومتی» و «الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت» نوشتیم. یک چشم انداز پر از رویاهای محقق نشدنی بر اساس ساختارهای موجود طراحی کردیم و هنوز هم در رویاهای خود سیر می کنیم و نمی خواهیم این رویه خانمانسوز و غلط را که فرصت های زیادی را از ما گرفته است، ترک کنیم.
🔻حرفهای آقای باهنر همان خاطرات قدیم را زنده می کند. ایشان می گوید ما در مجلس چنین و چنان کردیم. اما این که ایشان توجه ندارند این چنین و چنان ها نیاز به یک ساختار اداری، اجرایی و قوانین و مقررات و دستگاههای قضایی قدرتمند، مجهز و متخصص دارد جای تعجب دارد. ایشان باز هم با همان نگاه غلط و ناآشنا به ساختارها باز هم نسخه ای می پیچند که خانمان ملت را بر می اندازد.
🔻این توهم است که بنزین را به قیمت بالا برسانیم و بعد منافع آن را صرف پرداخت یارانه کنیم. این چه نوع اداره مملکت خواهد بود؟ چه کسی گفته بنزین باید به ۷۰ هزار تومان برسد؟ برخی اقتصادخوانده های ناآگاه، مدت هاست بر این طبل می کوبند که بنزین باید به قیمت کشورهای خلیج فارس برسد. یعنی همان یک دلاری که در آمریکا یا دیگر کشورها محاسبه می شود. اما پرسش این است که چه کسی باعث شده که قیمت دلار ۷۰ هزار تومان بشود که حالا باید مردم با چوب این قیمت هزینه زندگی خود را تامین کنند؟
🔻این چه استدلالی است که چون بنزین در کشورهای همسایه حدود ۷۰ تومان است و باعث قاچاق می شود ما هم باید افزایش قیمت داشته باشیم؟ فرض کنیم قیمت ۷۰ تومان شد و تصمیم هم گرفتید به مردم یارانه دهید. پس چرا تجربه دوران آقای احمدی نژاد را فراموش کردید که این ایده ها اصلا اجرایی نشد؟ یعنی متوجه نیستید با ساختارهای ناقص امروزی نمی شود چنین ایده هایی را اجرا کرد؟ آن یارانه احمدی نژادی که بعد از ۲، ۳ سال در برابر تورم مثل یخ، اب شد. تورم ناشی از قیمت بنزین آنچنان شتابی داشت که اصلا یارانه محو شد و قدرت خرید مردم نابود شد./چندثانیه
مطلب مرتبط: با پوپولیسم خداحافظی کنیم
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
Telegram
کانال دکتر محمدرضا منجذب
♦️ با پوپولیسم خداحافظی کنیم
✍️دکتر محمدرضا منجذب
❄️چرا پوپولیسم در ایران بروز و ظهور دارد؟
🔹1- ظهور پوپولیسم همیشه به خاطر این است که دولتها کارهای نکردهای دارند و رقیبشان همان را اهرم قدرت میکنند.
🔹2- در توزیع ثروت (نفت و منابع کشور) عملکرد مناسبی…
✍️دکتر محمدرضا منجذب
❄️چرا پوپولیسم در ایران بروز و ظهور دارد؟
🔹1- ظهور پوپولیسم همیشه به خاطر این است که دولتها کارهای نکردهای دارند و رقیبشان همان را اهرم قدرت میکنند.
🔹2- در توزیع ثروت (نفت و منابع کشور) عملکرد مناسبی…
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هشدار دکتر نیلی
▫️دکتر مسعود نیلی گفت: امروز با مسائل متعددی روبهرو هستیم صندوقهای بازنشستگی کشور به نقطهای رسیدهاند که تمام بار مالی آنها روی دولت افتاده و دیگر منابع مستقل ندارند، منابع آب و خاک در خطرند، انرژی در بحران است و بودجه و نظام بانکی هشدار میدهند. وقتی این بحرانها همزمان رخ میدهند، نشان میدهد مشکل اصلی در نظام تصمیمگیری است؛ انگار دیر به مسائل پرداخته میشود و عارضهها انباشته شدهاند.
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
▫️دکتر مسعود نیلی گفت: امروز با مسائل متعددی روبهرو هستیم صندوقهای بازنشستگی کشور به نقطهای رسیدهاند که تمام بار مالی آنها روی دولت افتاده و دیگر منابع مستقل ندارند، منابع آب و خاک در خطرند، انرژی در بحران است و بودجه و نظام بانکی هشدار میدهند. وقتی این بحرانها همزمان رخ میدهند، نشان میدهد مشکل اصلی در نظام تصمیمگیری است؛ انگار دیر به مسائل پرداخته میشود و عارضهها انباشته شدهاند.
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
باید پرسید: تسهیل به کدام بازار؟ از بازار اشتغال و اوضاع اقتصادی کشور با خبرید؟ یعنی تا این حد بازار کار کشور تشنه ورود فارغ التحصیلان است؟ از نرخهای بیکاری و مشارکت بویژه مشارکت بانوان تحصیل کرده با خبرید؟ مفاهیم پایه ای و کلیدی ارتباط دانشگاه و صنعت و نیروی انسانی متخصص را که میدانید پس بفرمایید چین با جمعیت میلیاردی چرا هم اندازه و شاید کمتر از ما با جمعیت ۹۰ میلیونی، دانشگاه دارد؟ میدانید چند درصد شغل یافتگان، متناسب با رشته تحصیلی خود مشغول بکار شده اند؟ از اینها بگذریم. این یکسال با حذف کدام واحدهای درسی کاسته میشود؟ همان ۲۳ واحد عمومی حاکمیتی؟ پاسخ شورای عالی انقلاب فرهنگی را چه می دهید؟ با حذف دروس تخصصی؟ یعنی تخصص از این کمتر؟ نکند شما هم قائل به بی فایده بودن انتگرال هستید؟
T.me/Economedia
T.me/Economedia
👍2💯1
به نقل از یکی از متخصصان حوزه انرژی گفته شده: تیر مکانیسم ماشه، مشقی است.
نمیپرسم از برنامههای عملیتان برای رفع ناترازی انرژی چه خبر؟ فقط بگویید اگر مشقی است چرا دوستانتان همزمان گفته اند با فعال شدن مکانیسم ماشه، خروج از NPT، تصویب میشود که اصلا چنین بحث حقوقی و امنیتی در تخصص من نیست. فقط میپرسم اگر مشقی است چرا دلار که حتی در زمان جنگ ۱۲ روزه کنترل شده بود، دوباره تسمه پاره کرده و از ۱۰۰ تومان رد شده؟ جناب مهندس، نرخ و بازار در فضای تحت حاکمیت انتظارات اقتصادی، با شعار مدیریت نمیشود که فضا را بی اعتمادتر میکند. در انتخاب کلمات و تاثیر بر فضای معاملاتی و اقتصادی موجود دقت کنید. اقتصاد و بازار، مانند مفاهیم مهندسی که خواندید، نیست. یا دلار نمیخوانید یا دلار نمیدانید که معیشت مردم چه میشود با این نرخهای دلار.
T.me/Economedia
نمیپرسم از برنامههای عملیتان برای رفع ناترازی انرژی چه خبر؟ فقط بگویید اگر مشقی است چرا دوستانتان همزمان گفته اند با فعال شدن مکانیسم ماشه، خروج از NPT، تصویب میشود که اصلا چنین بحث حقوقی و امنیتی در تخصص من نیست. فقط میپرسم اگر مشقی است چرا دلار که حتی در زمان جنگ ۱۲ روزه کنترل شده بود، دوباره تسمه پاره کرده و از ۱۰۰ تومان رد شده؟ جناب مهندس، نرخ و بازار در فضای تحت حاکمیت انتظارات اقتصادی، با شعار مدیریت نمیشود که فضا را بی اعتمادتر میکند. در انتخاب کلمات و تاثیر بر فضای معاملاتی و اقتصادی موجود دقت کنید. اقتصاد و بازار، مانند مفاهیم مهندسی که خواندید، نیست. یا دلار نمیخوانید یا دلار نمیدانید که معیشت مردم چه میشود با این نرخهای دلار.
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
💯1
کاردانی و کارشناسی با سوابق تحصیلی ممکنه و بعضی دفاتر شاید کارهای اداری همان ثبت نام ها را انجام بدهند، ولی ارشد و دکترا و بدون کنکور و ثبت نام راحت در دانشگاه؟ و به همین راحتی پیامک انبوه علنی برای مردم؟کلاهبرداری است یا شبکه فروش مدرک؟ یعنی حیف آن ۵ سالی که صرف دکترا در دانشگاه معتبر کردیم؟ و یک سال فقط معطلی و دست به دعا برای پذیرش مقاله جهت اجازه دفاع؟
T.me/Economedia
T.me/Economedia
🤯1
اندر حکایت تفکر اشتراکی
فرشاد پرویزیان
در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزههای اقتصاد و برداشتهایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزههایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش میکنم اجازه دهید بحثهایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.
T.me/Economedia
فرشاد پرویزیان
در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزههای اقتصاد و برداشتهایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزههایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش میکنم اجازه دهید بحثهایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
👌1
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 شکست سیاست پولی در برابر تورم
▫️هرگاه دولت پشت یک دستور هزینهای پنهان شده باشد یا یک هزینه را تضمین کند، سلطه مالی در حال اجراست، حتی اگر این موضوع در بودجه دولت نیز منعکس نشود.
▫️دکتر تیمور رحمانی، اقتصاددان، به تورم پایدار بیش از پنج دهه در کشور اشاره کرد و گفت: این وضعیت ناشی از سیاستهای مالی و سلطه مالی است و به همین دلیل، سیاست پولی قدرت محدودی در اعمال دارد.
مطلب مرتبط: تورمی که عادت شد
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
▫️هرگاه دولت پشت یک دستور هزینهای پنهان شده باشد یا یک هزینه را تضمین کند، سلطه مالی در حال اجراست، حتی اگر این موضوع در بودجه دولت نیز منعکس نشود.
▫️دکتر تیمور رحمانی، اقتصاددان، به تورم پایدار بیش از پنج دهه در کشور اشاره کرد و گفت: این وضعیت ناشی از سیاستهای مالی و سلطه مالی است و به همین دلیل، سیاست پولی قدرت محدودی در اعمال دارد.
مطلب مرتبط: تورمی که عادت شد
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
اندر حکایت تفکر اشتراکی
فرشاد پرویزیان
در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزههای اقتصاد و برداشتهایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزههایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش میکنم اجازه دهید بحثهایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.
T.me/Economedia
فرشاد پرویزیان
در فضای مجازی گفتگویی که نه مناظره، بل نوعی بیان دیدگاه بدون توجه به دیگری و حتی زمینه اساسی بحث میان دو استاد شناخته شده، دکتر عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام دیدم.
سخنانم نه به معنای تایید دیدگاه دکتر زیبا کلام، که ایرادات متعدد بر پارادایم فکری این استاد شیمی بعدا سیاستمدار دارم؛ اما سخن جدی با جناب دکتر عبدالکریمی و ابتدا چند سوال:
استاد عبدالکریمی عزیز، به واقع چه میزان شناخت علمی و دقیق با مفاهیم و الگوهای اقتصادی دارید؟
به نظرتان خواندن فلسفه برای نقد الگوهای اقتصادی کافی است؟
اساسا با همان الگو که به عنوان سیاستهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مورد تاخت جدی قرار دادید که کشور اینگونه شده، دقیقا با همان الگو و پارادایم دستگاهی در حوزه اقتصاد چه میزان آشنا هستید؟
اساسا چقدر از میزان اجرای همان الگوی مورد نوازشتان در کشور آشنا هستید و چه مطالعات تجربی در این باره دارید؟
البته اگر به پیشینه مطالعاتی شما برگردم، چنین ادعای شما در مناظره با جناب زیباکلام، من را به این باور رساند که همچون مرحوم شریعتی، شما نیز طرفدار نوعی سوسیالیسم اسلامی –که اگرنگوییم سوسیالیسم تخیلی- در حوزه آموزههای اقتصاد و برداشتهایی هستید که دنیای اساسی آن در شوروی پس از ۷۰ سال رنگ باخت و حتی اقتصاد مائوئیسم نیز امروزه تبدیل به کارامدترین شیوه اقتصاد آزاد با احترام به مالکیت خصوصی و تعامل با جهان شده است.
اگرچه شیوه بیان و مطالب شما در حوزه فلسفی، برایم جذاب و قابل پیگیری است اما لطفا در حوزههایی که تسلط دارید مناظره کنید و قاب دانشگاهی ارزشمندتان را به صرفا یک مناظره گر دارای ارزش چالش و مورد توجه اهالی رسانه تبدیل نکنید. البته ارزش چالش، همواره ارزشی خبری قابل توجه و قابل راهیابی به آنتن است اما فقط دارای ارزش زودگذر در قاب مدیا و نه قاب ماندگار دانشگاهی.
که شاید هم من تسلط ندارم تا بدانم در پی سوالات فلسفی استادی چون شما در باره چرایی و چگونگی، به باور جدی در باره شیوه سوسیالیست در اداره جامعه رسیده اید.
باور بفرمایید بسیاری از مشکلات و معضلات امروزی جامعه اتفاقا ریشه در همین نگاه به ظاهر سوسیالیستی به نام عدالت و صلاح و در واقع نادیده گرفتن مفاهیم عمیق ارزش و رابطه مبادله و بویژه کارایی و کارامدی مدیریتی است که در نهایت منجر به رانت و شبهه فساد شده است.
خواهش میکنم اجازه دهید بحثهایتان همچنان در حوزه فلسفی و سیاسی و اجتماعی، جذاب باشد.
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
چند پرسش از آقای فرشاد پروزیان عزیز:
ضمن سپاس از نقد مؤدبانه و قابل تأمل جنابعالی، در پاسخ به پرسش شما در خصوص میزان آشنایی ام به الگوهای اقتصادی پیشنهاد شده از سوی بانک جهانی و سازمان اقتصادی پول که بعدها به سازمان تجارت جهانی تغییر نام یافت، باید عرض کنم اندک مطالعاتی با این سیاست ها داشته ام لیکن نتایج حاصله از سیاست های استعماری این دو نهاد را در کشورهای شیلی (سرنگون کردن دولت ملی آلنده و به روی کار آوردن ژنرال پینوشه)، مقابله با گورباچف و حمایت از یلتسین دائم الخمر و دیکتاتوری که مجلس روسیه را به توپ بست در روسیه، بی محتوا ساختن جنبش مردمی لخ والسا و اخته کردن جنبشی که به رهبری وی بود و به خاک سیاه نشاندن مردم لهستان، سو استفاده از بلایای طبیعی مثل وقوع زلزله و سونامی بسیار عظیم در شمال غرب سواحل سوماترای اندونزی درون اقیانوس هند (سال 2004) و بهره برداری اقتصادی به نفع سرمایه دارهای آمریکایی از به خاک سیاه نشستن مردم مظلوم و محروم آن مناطق به واسطه تصاحب زمین های مردم و بی خانمان کردن آنها به منظور بسط صنعت گردشگری و هتل سازی و هزاران جنایاتی که در بولیوی، مکزیک، قاره سیاه، عراق و افغانستان و ..... صورت گرفته است، را با تمام پوست و گوشت و استخوانم احساس کرده ام. حال از شما می پرسم:
1. آیا ما فقط با دو امکان روبروییم، نظام بازار آزاد یا اقتصاد اشتراکی؟ و آیا هیچ تفکری نمی تواند خارج از این دوگانه مجعول و دروغینی باشد که سبب شده است هر ندایی که بکوشد از حقوق مردم در این شرایط بد اقتصادی دفاع کند سرکوب شده، متهم به طرفداری از کمونیسم و مارکسیسم و دیکتاتوری شود؟ به خصوص با توجه به اینکه برخی از روشنفکران نادان ما نیز دمکراسی و اقتصاد بازار آزاد را به صورت درهم و یکجا و در یک پکیج به مردم می فروشد، لذا مردم نمی فهند که ریشه بسیاری از مشکلاتشان کجاست، آنگاه به تبع اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی به جامعه القا می شود که تمام بدبختی ها زیر سر تلاش برای استقلال کشور و مقاومت در برابر زیاده خواهی های جوامع غربی است.
2. آیا در خاورمیانه و در کشورهایی مثل ایران، که در آنها اقتصادشان به شدت وابسته به کشورها و قدرت های خارجی است و بازار در معنا و مفهومی که در جوامع غربی شکل گرفته است و اقتصاددانانی چون ریکاردو، آدام اسمیت و کینز و فریدمن میلتون درباره اش نظریه پردازی کرده اند هرگز شکل گرفته است؟ آیا مثل بازار شمس العماره و بازار کوچه مروی ما هیچ شباهتی با بازارهای بزرگ و جهانی اقتصادهای آمریکایی و اروپایی دارد؟
3. آیا در لیبرال ترین کشورهای دنیا، مثل انگلستان و آلمان و فرانسه، در زمان جنگ، فرضاً در زمان جنگ جهانی، اقتصادشان یله و رها بود و درصد ناچیزی از مردم ارز به قیمت دولتی برای تهیه مایحتاج و نیازمندیهای کشور می گرفتند و سپس این ارزها را بی آنکه کاری کنند در بازار ازاد می فروختند یا بعد از ورود کالاها و فروش آنها ارز کشور را از چرخه خارج کرده و به سود خویش استفاده می کردند؟ آیا در لیبرال ترین جوامع غربی نیز در زمان جنگ از قانون عرضه و تقاضای آزاد تبعیت می کردند و دولت ها برای مراقبت از زندگی مردم ناچار به دخالت در عرصه اقتصادشان نمی شدند (تجربه ای که ما در سال های نخستین پیروزی انقلاب و در زمان جنگ ایران و عراق داشتیم)؟ آیا اندیشیدن به معضلات مردم محروم به معنای دفاع از اقتصاد اشتراکی است؟
با سپاس
بیژن عبدالکریمی
10 شهرویرماه 1404
ضمن سپاس از نقد مؤدبانه و قابل تأمل جنابعالی، در پاسخ به پرسش شما در خصوص میزان آشنایی ام به الگوهای اقتصادی پیشنهاد شده از سوی بانک جهانی و سازمان اقتصادی پول که بعدها به سازمان تجارت جهانی تغییر نام یافت، باید عرض کنم اندک مطالعاتی با این سیاست ها داشته ام لیکن نتایج حاصله از سیاست های استعماری این دو نهاد را در کشورهای شیلی (سرنگون کردن دولت ملی آلنده و به روی کار آوردن ژنرال پینوشه)، مقابله با گورباچف و حمایت از یلتسین دائم الخمر و دیکتاتوری که مجلس روسیه را به توپ بست در روسیه، بی محتوا ساختن جنبش مردمی لخ والسا و اخته کردن جنبشی که به رهبری وی بود و به خاک سیاه نشاندن مردم لهستان، سو استفاده از بلایای طبیعی مثل وقوع زلزله و سونامی بسیار عظیم در شمال غرب سواحل سوماترای اندونزی درون اقیانوس هند (سال 2004) و بهره برداری اقتصادی به نفع سرمایه دارهای آمریکایی از به خاک سیاه نشستن مردم مظلوم و محروم آن مناطق به واسطه تصاحب زمین های مردم و بی خانمان کردن آنها به منظور بسط صنعت گردشگری و هتل سازی و هزاران جنایاتی که در بولیوی، مکزیک، قاره سیاه، عراق و افغانستان و ..... صورت گرفته است، را با تمام پوست و گوشت و استخوانم احساس کرده ام. حال از شما می پرسم:
1. آیا ما فقط با دو امکان روبروییم، نظام بازار آزاد یا اقتصاد اشتراکی؟ و آیا هیچ تفکری نمی تواند خارج از این دوگانه مجعول و دروغینی باشد که سبب شده است هر ندایی که بکوشد از حقوق مردم در این شرایط بد اقتصادی دفاع کند سرکوب شده، متهم به طرفداری از کمونیسم و مارکسیسم و دیکتاتوری شود؟ به خصوص با توجه به اینکه برخی از روشنفکران نادان ما نیز دمکراسی و اقتصاد بازار آزاد را به صورت درهم و یکجا و در یک پکیج به مردم می فروشد، لذا مردم نمی فهند که ریشه بسیاری از مشکلاتشان کجاست، آنگاه به تبع اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی به جامعه القا می شود که تمام بدبختی ها زیر سر تلاش برای استقلال کشور و مقاومت در برابر زیاده خواهی های جوامع غربی است.
2. آیا در خاورمیانه و در کشورهایی مثل ایران، که در آنها اقتصادشان به شدت وابسته به کشورها و قدرت های خارجی است و بازار در معنا و مفهومی که در جوامع غربی شکل گرفته است و اقتصاددانانی چون ریکاردو، آدام اسمیت و کینز و فریدمن میلتون درباره اش نظریه پردازی کرده اند هرگز شکل گرفته است؟ آیا مثل بازار شمس العماره و بازار کوچه مروی ما هیچ شباهتی با بازارهای بزرگ و جهانی اقتصادهای آمریکایی و اروپایی دارد؟
3. آیا در لیبرال ترین کشورهای دنیا، مثل انگلستان و آلمان و فرانسه، در زمان جنگ، فرضاً در زمان جنگ جهانی، اقتصادشان یله و رها بود و درصد ناچیزی از مردم ارز به قیمت دولتی برای تهیه مایحتاج و نیازمندیهای کشور می گرفتند و سپس این ارزها را بی آنکه کاری کنند در بازار ازاد می فروختند یا بعد از ورود کالاها و فروش آنها ارز کشور را از چرخه خارج کرده و به سود خویش استفاده می کردند؟ آیا در لیبرال ترین جوامع غربی نیز در زمان جنگ از قانون عرضه و تقاضای آزاد تبعیت می کردند و دولت ها برای مراقبت از زندگی مردم ناچار به دخالت در عرصه اقتصادشان نمی شدند (تجربه ای که ما در سال های نخستین پیروزی انقلاب و در زمان جنگ ایران و عراق داشتیم)؟ آیا اندیشیدن به معضلات مردم محروم به معنای دفاع از اقتصاد اشتراکی است؟
با سپاس
بیژن عبدالکریمی
10 شهرویرماه 1404
طرح سوال دوباره از استاد عزیز آقای دکتر عبدالکریمی.
در پی مناظره آقایان دکتر زیباکلام و عبدالکریمی، پرسشی علمی از استاد عزیز جناب دکتر عبدالکریمی مطرح کردم که در کانال رسانه و اقتصاد موجود است و ایشان مهربانانه در کوتاهترین زمان، پاسخ دادند که مایه سعادت است و پاسخ استاد را نیز در همین کانال، بازنشر کرده ام اما پاسخشان برآن داشت مجدد و شفافتر بپرسم.
استاد عزیز، از شما در باره میزان آشنایی با الگوهای اقتصادی پرسیدم که مورد تاخت قرار داده بودید که نقد نبود بلکه بیشتر خطابه سیاسی و حتی نه فلسفی؛ اما در پاسخ من نیز بجای طرح در چارچوب علمی مورد سوال، به تاریخچه ظلم و نارواییهای به ظاهر طرفداران آزادی و دنیای غرب پرداخت اید که اگر طرفداران آزادی اقتصادی هر جنایتی کرده باشند چه ربطی به بررسی الگوی اقتصادی دارد؟ اما به سبک خودتان در پاسخ، حتما یادتان هست: جنایات کمونیستها در گولاگ و تبعید و کار اجباری و ... حتی برای شهروندان خودش، جنایات مجارستان، جنایات سال ۱۹۲۸، با عنوان اشتراکی کردن کشاورزی و ایجاد قحطی بزرگ در اوکراین، جنایات افغانستان، جنایات اندونزی، ثبت حداقل ۱۰۰ میلیون کشته توسط کمونیستها در قرن بیستم، مخفی نگهداشتن فاجعه چرنوبیل، حداقل شائبه تلاش شیطانی برای تولید نسلی ترکیبی از انسانها و شامپانزهها، جنایات بعد از نبرد برلین که زنان آلمانی برای در امان ماندن از تجاوز سربازان ارتش سرخ دست به خودکشی زده یا فرزندانشان را میکشتند، جنایات کره شمالی و ...؛ و یادتان هست استالین حتی به یاران و معاونان خود نیز رحم نکرد؟ باز هم بگویم یا اندکی زحمت جستجو در اینترنت را به خود میدهید؟ که اینها مقصود من از الگوی اقتصادی نیست.
شما استاد فلسفه و به طریق اولی مسلط بر منطق هستید. جسارت است بگویم وقتی از الگو صحبت میکنیم یعنی در باره یک نظام دستگاهی از مجموعه ای از متغیرهای کمی و روابط علی یا همزمانی بین آنها میگوئیم که مجموعه تغییرات دستگاهی، منجر به چه خروجیهایی خواهد شد و چون بر منطق بسیار تسلط دارید نیازی نیست به زبان ریاضی منظورم را بیان کنم و از صغری و کبری الگو بگویم و این یعنی بحث در باره خود علم؛ و نه رفتار طرفداران یا مجریان آن علم است.
شما الگوی اقتصادی را مورد تاخت قرار داده و من پرسیدم چه میزان این الگوها و علم اقتصاد را میشناسید و شما من را به جنایات عده ای ظالم دلالت میدهید؟ بار قبل کتمان کردم که گویا الگوهای مورد نقد را نمیشناسید و حتی نمیدانید همان الگوها، اساسا در دولتی که نام بردید هرگز به درستی حتی اجرا نشد و بهانه شد برای منتقدان سیاسی آن دولت. مثل این که از من بپرسید چه قدر با فلسفه اسلامی مثلا حرکت جوهری آشنا هستم و من بگویم وای که عثمانیها به اسم اسلام در اروپا چه کردند.
حال با شما نکته درسی اقتصادی در باره همانها که گفتید، مثلا میلتون فریدمن را مرور کنم. فریدمن میگوید تورم پدیده ای پولی است. یعنی افزایش نقدینگی منجر به تورم میشود. پس لاجرم لیبرالها یا نئولیبرالها و همان نظریات بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول به شدت مخالف رشد بیمحابای نقدینگی است و دوستان شما نقدینگی را بی محابا رشد داده و هنگام تورم فریاد میزنند عجبا که این تورم از نتایج حضور لیبرالها در کشور است! حال طرفدار تورم هستید و مخالف فریدمن؟
روسیه امروزی که به شدت مورد تحریم است، به لطف مدیریت خانم الویرا نابیولینا سیاستمدار و اقتصاددان اهل کشور روسیه با اصالت تاتار در بانک مرکزی روسیه، با بکارگیری اتفاقا همان سیاستهای مورد تاخت شما، توانسته ارزش روبل را حفظ کند تا همچون ما دچار تورم شدید نشوند.
از شما در قاب دانشگاهی و چارچوب علم و نقد الگو پرسیدم و شما به عملکرد افراد احاله دادید؟
در مباحثه علمی، نقد الگو و بررسی متغیرها، رفتار عده ای متظاهر یا حتی معتقد به آن الگو چه ربطی به خود روابط بین متغیرها و الگوها دارد؟ زیاد فلسفه نمیدانم اما شاید نحوه پاسختان همان قیاس مع الفارق باشد.
تفکر سوسیالیست و کمونیست در اقتصاد را نقد کردم نه رفتار خود کمونیستها و شما هم لطفا خود الگو را نقد کنید نه افراد مسئول آن کشورها را.
چه خوب است در حوزه تخصص خود به دیگران یاد دهیم هرچند در این کشور باب است همه در باره علم اقتصاد نظر دهند، چه مهندس چه حسابدار چه مورخ و چه فیلسوف.
ارادتمند فرشاد پرویزیان
۱۱ شهریور ۱۴۰۴
T.me/Economedia
در پی مناظره آقایان دکتر زیباکلام و عبدالکریمی، پرسشی علمی از استاد عزیز جناب دکتر عبدالکریمی مطرح کردم که در کانال رسانه و اقتصاد موجود است و ایشان مهربانانه در کوتاهترین زمان، پاسخ دادند که مایه سعادت است و پاسخ استاد را نیز در همین کانال، بازنشر کرده ام اما پاسخشان برآن داشت مجدد و شفافتر بپرسم.
استاد عزیز، از شما در باره میزان آشنایی با الگوهای اقتصادی پرسیدم که مورد تاخت قرار داده بودید که نقد نبود بلکه بیشتر خطابه سیاسی و حتی نه فلسفی؛ اما در پاسخ من نیز بجای طرح در چارچوب علمی مورد سوال، به تاریخچه ظلم و نارواییهای به ظاهر طرفداران آزادی و دنیای غرب پرداخت اید که اگر طرفداران آزادی اقتصادی هر جنایتی کرده باشند چه ربطی به بررسی الگوی اقتصادی دارد؟ اما به سبک خودتان در پاسخ، حتما یادتان هست: جنایات کمونیستها در گولاگ و تبعید و کار اجباری و ... حتی برای شهروندان خودش، جنایات مجارستان، جنایات سال ۱۹۲۸، با عنوان اشتراکی کردن کشاورزی و ایجاد قحطی بزرگ در اوکراین، جنایات افغانستان، جنایات اندونزی، ثبت حداقل ۱۰۰ میلیون کشته توسط کمونیستها در قرن بیستم، مخفی نگهداشتن فاجعه چرنوبیل، حداقل شائبه تلاش شیطانی برای تولید نسلی ترکیبی از انسانها و شامپانزهها، جنایات بعد از نبرد برلین که زنان آلمانی برای در امان ماندن از تجاوز سربازان ارتش سرخ دست به خودکشی زده یا فرزندانشان را میکشتند، جنایات کره شمالی و ...؛ و یادتان هست استالین حتی به یاران و معاونان خود نیز رحم نکرد؟ باز هم بگویم یا اندکی زحمت جستجو در اینترنت را به خود میدهید؟ که اینها مقصود من از الگوی اقتصادی نیست.
شما استاد فلسفه و به طریق اولی مسلط بر منطق هستید. جسارت است بگویم وقتی از الگو صحبت میکنیم یعنی در باره یک نظام دستگاهی از مجموعه ای از متغیرهای کمی و روابط علی یا همزمانی بین آنها میگوئیم که مجموعه تغییرات دستگاهی، منجر به چه خروجیهایی خواهد شد و چون بر منطق بسیار تسلط دارید نیازی نیست به زبان ریاضی منظورم را بیان کنم و از صغری و کبری الگو بگویم و این یعنی بحث در باره خود علم؛ و نه رفتار طرفداران یا مجریان آن علم است.
شما الگوی اقتصادی را مورد تاخت قرار داده و من پرسیدم چه میزان این الگوها و علم اقتصاد را میشناسید و شما من را به جنایات عده ای ظالم دلالت میدهید؟ بار قبل کتمان کردم که گویا الگوهای مورد نقد را نمیشناسید و حتی نمیدانید همان الگوها، اساسا در دولتی که نام بردید هرگز به درستی حتی اجرا نشد و بهانه شد برای منتقدان سیاسی آن دولت. مثل این که از من بپرسید چه قدر با فلسفه اسلامی مثلا حرکت جوهری آشنا هستم و من بگویم وای که عثمانیها به اسم اسلام در اروپا چه کردند.
حال با شما نکته درسی اقتصادی در باره همانها که گفتید، مثلا میلتون فریدمن را مرور کنم. فریدمن میگوید تورم پدیده ای پولی است. یعنی افزایش نقدینگی منجر به تورم میشود. پس لاجرم لیبرالها یا نئولیبرالها و همان نظریات بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول به شدت مخالف رشد بیمحابای نقدینگی است و دوستان شما نقدینگی را بی محابا رشد داده و هنگام تورم فریاد میزنند عجبا که این تورم از نتایج حضور لیبرالها در کشور است! حال طرفدار تورم هستید و مخالف فریدمن؟
روسیه امروزی که به شدت مورد تحریم است، به لطف مدیریت خانم الویرا نابیولینا سیاستمدار و اقتصاددان اهل کشور روسیه با اصالت تاتار در بانک مرکزی روسیه، با بکارگیری اتفاقا همان سیاستهای مورد تاخت شما، توانسته ارزش روبل را حفظ کند تا همچون ما دچار تورم شدید نشوند.
از شما در قاب دانشگاهی و چارچوب علم و نقد الگو پرسیدم و شما به عملکرد افراد احاله دادید؟
در مباحثه علمی، نقد الگو و بررسی متغیرها، رفتار عده ای متظاهر یا حتی معتقد به آن الگو چه ربطی به خود روابط بین متغیرها و الگوها دارد؟ زیاد فلسفه نمیدانم اما شاید نحوه پاسختان همان قیاس مع الفارق باشد.
تفکر سوسیالیست و کمونیست در اقتصاد را نقد کردم نه رفتار خود کمونیستها و شما هم لطفا خود الگو را نقد کنید نه افراد مسئول آن کشورها را.
چه خوب است در حوزه تخصص خود به دیگران یاد دهیم هرچند در این کشور باب است همه در باره علم اقتصاد نظر دهند، چه مهندس چه حسابدار چه مورخ و چه فیلسوف.
ارادتمند فرشاد پرویزیان
۱۱ شهریور ۱۴۰۴
T.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
💩1👌1