Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دکتر مهدی پازوکی:
🔸در زمین اسرائیل بازی نکنیم!
▪️ما باید تحریمها را بزداییم. اسرائیل امروز دوست دارد ما در جهان منزوی شویم، ما نباید در زمین اسرائیل بازی کنیم چون اسرائیلیها دوست دارند ایران را در جهان منزوی کنند.
بنابراین من فکر میکنم اگر این اصلاحات اقتصادی انجام گیرد، قطعاً این ناترازیها از بین میرود. قطعاً وقتی بازارهای جهانی و حتی بازارهای منطقهای... همین الان از عراق یاد بگیرید.
مطالب مرتبط👈 الزامات توسعه اقتصادی ایران
تعامل بین المللی رمز توسعه
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
🔸در زمین اسرائیل بازی نکنیم!
▪️ما باید تحریمها را بزداییم. اسرائیل امروز دوست دارد ما در جهان منزوی شویم، ما نباید در زمین اسرائیل بازی کنیم چون اسرائیلیها دوست دارند ایران را در جهان منزوی کنند.
بنابراین من فکر میکنم اگر این اصلاحات اقتصادی انجام گیرد، قطعاً این ناترازیها از بین میرود. قطعاً وقتی بازارهای جهانی و حتی بازارهای منطقهای... همین الان از عراق یاد بگیرید.
مطالب مرتبط👈 الزامات توسعه اقتصادی ایران
تعامل بین المللی رمز توسعه
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
👍2
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R.Monjazeb)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 ناتوانی خودشان در مدیریت ارز را به ۸۵ میلیون نفر تحمیل میکنند
🟣دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان: یکی از مسئولین اقتصادی دلایلی را برای افزایش نرخ ارز برشمرد که حاکی از ناتوانی مسئولان در مدیریت ارزی بود.
مطلب مرتبط: چرا نرخ ارز در بلندمدت افزایشی خواهد بود؟
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
🟣دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان: یکی از مسئولین اقتصادی دلایلی را برای افزایش نرخ ارز برشمرد که حاکی از ناتوانی مسئولان در مدیریت ارزی بود.
مطلب مرتبط: چرا نرخ ارز در بلندمدت افزایشی خواهد بود؟
♦️ کانال تخصصی اقتصاد
Forwarded from Lighthouse
نرخ ارز، ساختار رانتي و ذينفعان
محمدرضا يوسفي
🔹 نرخ ارز از كليدي ترين متغيرهاي اقتصادي است و هر روز بر اهميت آن در اقتصاد افزوده مي شود. نرخ ارز عامل مهمي در موازنه پرداختها است. با توجه به جايگاه نفت در اقتصاد ايران، نرخ ارز علاوه بر اثرگذاري بر صادرات و واردات، درآمدي براي دولت محسوب شده و عاملي بر تامين بودجه است.
🔹 ارز نيز داراي بازاري است، دو طرف عرضه و تقاضا دارد. در ساختار اقتصادي و سياسي كشورهاي توسعه يافته، نرخ ارز، شناور مديريت شده بوده كه از تلاقي صادركنندگان و واردكنندگان به دست مي آيد. در اين كشورها، اقتصاد با ثبات بوده و بر اساس منطق اقتصاد بازار، صادركنندگان عرضه كننده و واردكنندگان نيز تقاضاكننده ارز هستند. اهداف ثانوي مانند دلالي و سفته بازي در بازار ارز وجود ندارد. نرخ ارز به طور طبيعي توسط بازار تعيين مي شود كه بر اساس آن تعادل تراز تجاري را ممكن مي سازد.
🔹 ساختار اقتصاد ايران ساختاري سه بخشي است. بخش خصوصي ضعيف، بخش دولتي مداخله گر و بخش خصولتي كه از سويي از منابع عمومي بهره مي برد و از سوي ديگران اهداف حداكثرسازي سود را دنبال مي كند. اين سه بخش، صادركنندگان هستند.
🔹 بخش خصوصي ضعيف در مجموع كمترين سهم در صادرات را دارد. اكنون بخش دولتي از طريق فروش منابع طبيعي نفت و گاز درآمد كسب كرده و از اين طريق اهدافي مانند تامين مالي دولت و صندوق ذخيره ارزي و ساير موارد را دنبال مي كند. بخش سوم شامل فولادي ها، معدني ها، پتروشيمي ها و مانند آن هستند كه از منابع عمومي يارانه اي بهره مي برند و محصولات را عمدتا در بازارهاي جهاني عرضه مي كنند.
🔹 دولت بخش مهمي از ارز را به بانك مركزي داده و با دريافت پول به تامين مالي خود مي پردازد و موجب افزايش پايه پولي و نقدينگي مي شود. بخش خصولتي بعد از دولت، مهمترين صادركننده است. اين بخش پرقدرت بوده، با وجود داشتن جنبه عمومي، تابع سياستهاي دولت نيست و از آزادسازي نرخ ارز، بيشترين نفع را مي برد زيرا هزينه ها يارانه اي و درآمدها از طريق بازارهاي جهاني به دست مي آيد. بخش خصوصي كه سهم به نسبت پايين تري از دو بخش ديگر در صادرات دارد هزينه هايش در بازارهاي داخلي تعيين مي شود و درآمدش در بازار جهاني به دست مي آيد.
🔹 طبيعي است با توجه به حجم و تركيب صادرات كشور، عمدتا بخش هاي دولتي و خصولتي در بازار ارز نقشي تعيين كننده دارند. ذينفعان اصلي آزادسازي نرخ ارز اين دو گروه هستند. از جانب عرضه ارز، بازار رقابتي وجود ندارد. به عبارتي نقش دولت و بخش خصولتي در اين راستا تعيين كننده است.
🔹 در سال 1397 كه ترامپ از برجام خارج شده و تحريم هاي ظالمانه را با شدت بيشتري دنبال كرد. درخواست بانك مركزي از بخش خصولتي براي عرضه درآمدهاي ارزي به بازار نيما پاسخ متناسب داده نشد. اين امر از عوامل افزايش نرخ ارز بود. اين در حالي است كه روسيه كه به گونه اي ساختاري مشابه با ما دارد پس از تحريم امريكا، با فشار به بخش رانتي توانست بازار ارز خود را براي دو سال نخست مديريت كند و اكنون نرخ رشد ارز در آن كشور به نسبت شرايط تحريمي پايين بوده ولي مقايسه نرخ ارز سالهاي 1397 تا 1400 و 1400 تا 1403 رشد بسيار بالايي را بيان مي كند.
🔹 بنابراين اگر تغيير سياست كنوني دولت مبني بر ايجاد بازار توافقي نتواند بخش سوم كه در اقتصادهاي متعارف دنيا، تعريفي از آن نشده است را مجبور به عرضه ارز كند در اين صورت نرخ ارز توافقي و بازار آزاد مجدد افزايش خواهند يافت و اين امر به رشد نقدينگي و تورم منجر خواهد شد. البته به نظر مي رسد كه با اتكاء به گذشته، دولت اين توانايي را نخواهد داشت.
🔹 از سوي ديگر دولت ( بانك مركزي) به دليل تعهدات عمومي مجبور است كه ارزپاشي كند تا مانع از شدت رشد آن شود كه از اين طريق بازار دلالي را رونق بخشيده و منابع عمومي را نيز از دست خواهد داد. بنابراين مهمترين برنده اين افزايش، بخش سوم هستند. زيرا هر چند دولت نيز از نفع برندگان اوليه است اما هزينه هاي تورم حاصله دامن دولت را نيز خواهد گرفت.
🔹 از طرفي به دليل ساختار اقتصادي كشور و برخلاف منطق متعارف اقتصادي افزايش نرخ ارز موجب ايجاد انگيزه بيشتر و افزايش صادرات نخواهد شد. مروري بر شوك هاي قيمتي ارز در ساليان اخير اين نكته را به خوبي نشان مي دهد.
در نتيجه اين سياست، رانت بزرگي براي اين دسته ايجاد خواهد كرد.
چنانچه گذشت بازار ارز دو جانب عرضه و تقاضا دارد كه اين يادداشت تنها به بررسي جانب عرضه پرداخت.
https://t.me/lighthouse_keeperss
محمدرضا يوسفي
🔹 نرخ ارز از كليدي ترين متغيرهاي اقتصادي است و هر روز بر اهميت آن در اقتصاد افزوده مي شود. نرخ ارز عامل مهمي در موازنه پرداختها است. با توجه به جايگاه نفت در اقتصاد ايران، نرخ ارز علاوه بر اثرگذاري بر صادرات و واردات، درآمدي براي دولت محسوب شده و عاملي بر تامين بودجه است.
🔹 ارز نيز داراي بازاري است، دو طرف عرضه و تقاضا دارد. در ساختار اقتصادي و سياسي كشورهاي توسعه يافته، نرخ ارز، شناور مديريت شده بوده كه از تلاقي صادركنندگان و واردكنندگان به دست مي آيد. در اين كشورها، اقتصاد با ثبات بوده و بر اساس منطق اقتصاد بازار، صادركنندگان عرضه كننده و واردكنندگان نيز تقاضاكننده ارز هستند. اهداف ثانوي مانند دلالي و سفته بازي در بازار ارز وجود ندارد. نرخ ارز به طور طبيعي توسط بازار تعيين مي شود كه بر اساس آن تعادل تراز تجاري را ممكن مي سازد.
🔹 ساختار اقتصاد ايران ساختاري سه بخشي است. بخش خصوصي ضعيف، بخش دولتي مداخله گر و بخش خصولتي كه از سويي از منابع عمومي بهره مي برد و از سوي ديگران اهداف حداكثرسازي سود را دنبال مي كند. اين سه بخش، صادركنندگان هستند.
🔹 بخش خصوصي ضعيف در مجموع كمترين سهم در صادرات را دارد. اكنون بخش دولتي از طريق فروش منابع طبيعي نفت و گاز درآمد كسب كرده و از اين طريق اهدافي مانند تامين مالي دولت و صندوق ذخيره ارزي و ساير موارد را دنبال مي كند. بخش سوم شامل فولادي ها، معدني ها، پتروشيمي ها و مانند آن هستند كه از منابع عمومي يارانه اي بهره مي برند و محصولات را عمدتا در بازارهاي جهاني عرضه مي كنند.
🔹 دولت بخش مهمي از ارز را به بانك مركزي داده و با دريافت پول به تامين مالي خود مي پردازد و موجب افزايش پايه پولي و نقدينگي مي شود. بخش خصولتي بعد از دولت، مهمترين صادركننده است. اين بخش پرقدرت بوده، با وجود داشتن جنبه عمومي، تابع سياستهاي دولت نيست و از آزادسازي نرخ ارز، بيشترين نفع را مي برد زيرا هزينه ها يارانه اي و درآمدها از طريق بازارهاي جهاني به دست مي آيد. بخش خصوصي كه سهم به نسبت پايين تري از دو بخش ديگر در صادرات دارد هزينه هايش در بازارهاي داخلي تعيين مي شود و درآمدش در بازار جهاني به دست مي آيد.
🔹 طبيعي است با توجه به حجم و تركيب صادرات كشور، عمدتا بخش هاي دولتي و خصولتي در بازار ارز نقشي تعيين كننده دارند. ذينفعان اصلي آزادسازي نرخ ارز اين دو گروه هستند. از جانب عرضه ارز، بازار رقابتي وجود ندارد. به عبارتي نقش دولت و بخش خصولتي در اين راستا تعيين كننده است.
🔹 در سال 1397 كه ترامپ از برجام خارج شده و تحريم هاي ظالمانه را با شدت بيشتري دنبال كرد. درخواست بانك مركزي از بخش خصولتي براي عرضه درآمدهاي ارزي به بازار نيما پاسخ متناسب داده نشد. اين امر از عوامل افزايش نرخ ارز بود. اين در حالي است كه روسيه كه به گونه اي ساختاري مشابه با ما دارد پس از تحريم امريكا، با فشار به بخش رانتي توانست بازار ارز خود را براي دو سال نخست مديريت كند و اكنون نرخ رشد ارز در آن كشور به نسبت شرايط تحريمي پايين بوده ولي مقايسه نرخ ارز سالهاي 1397 تا 1400 و 1400 تا 1403 رشد بسيار بالايي را بيان مي كند.
🔹 بنابراين اگر تغيير سياست كنوني دولت مبني بر ايجاد بازار توافقي نتواند بخش سوم كه در اقتصادهاي متعارف دنيا، تعريفي از آن نشده است را مجبور به عرضه ارز كند در اين صورت نرخ ارز توافقي و بازار آزاد مجدد افزايش خواهند يافت و اين امر به رشد نقدينگي و تورم منجر خواهد شد. البته به نظر مي رسد كه با اتكاء به گذشته، دولت اين توانايي را نخواهد داشت.
🔹 از سوي ديگر دولت ( بانك مركزي) به دليل تعهدات عمومي مجبور است كه ارزپاشي كند تا مانع از شدت رشد آن شود كه از اين طريق بازار دلالي را رونق بخشيده و منابع عمومي را نيز از دست خواهد داد. بنابراين مهمترين برنده اين افزايش، بخش سوم هستند. زيرا هر چند دولت نيز از نفع برندگان اوليه است اما هزينه هاي تورم حاصله دامن دولت را نيز خواهد گرفت.
🔹 از طرفي به دليل ساختار اقتصادي كشور و برخلاف منطق متعارف اقتصادي افزايش نرخ ارز موجب ايجاد انگيزه بيشتر و افزايش صادرات نخواهد شد. مروري بر شوك هاي قيمتي ارز در ساليان اخير اين نكته را به خوبي نشان مي دهد.
در نتيجه اين سياست، رانت بزرگي براي اين دسته ايجاد خواهد كرد.
چنانچه گذشت بازار ارز دو جانب عرضه و تقاضا دارد كه اين يادداشت تنها به بررسي جانب عرضه پرداخت.
https://t.me/lighthouse_keeperss
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تلاش روباه در دام یک استخر کشاورزی، برای خروج همزمان با موسیقی معروف پلنگ صورتی، و تداعی صحنه های طنز آن انیمیشن، اما خوب که دقت کنی مگر روباه چندبار تلاش کرد تا یاد گرفت؟ هوش روباه واقعا قابل توجه است، اصلا قصد ندارم به سبک دوست عزیزم، دکتر پیمان جان مولوی(😉) اشاره کنم به کسانی که به قعر بازار بی سود یک سهام خاص سر میخورند و راه خروج را بلد نیستند، یک پرسش:
اصول اقتصاد رفتاری قادر به تحلیل بازار ایران است یا اقتصاد سیاسی( بخوانید اقتصاد رفاقتی و ذینفعانه)
جواب سوال رو میدونین یا نه فرقی نداره، حتما برنامه جذاب و جدید رینگو ساخته و پرداخته سعید خان پاک رو از نماوا، ببینین
#اقتصاد_رفتاری
#بازار_خرس
#بازار_گاو
#نماوا
اصول اقتصاد رفتاری قادر به تحلیل بازار ایران است یا اقتصاد سیاسی( بخوانید اقتصاد رفاقتی و ذینفعانه)
جواب سوال رو میدونین یا نه فرقی نداره، حتما برنامه جذاب و جدید رینگو ساخته و پرداخته سعید خان پاک رو از نماوا، ببینین
#اقتصاد_رفتاری
#بازار_خرس
#بازار_گاو
#نماوا
👍2
آقای رئیس محترم جمهور، معاونان محترم رئیس جمهور، وزرا و معاونان وزیر عزیز، بویژه وزرای اقتصادی و البته بیشتر سیاسی، استانداران و فرمانداران محترم، نمایندگان محترم مجلس، حضرات مسئول در قوه قضاییه،
سلام و فقط یک خواهش، لطفا حتی اگر شده فقط یک قسمت از سریال صداتو را ببینید.
فقط به این علت که شما هر روز و شاید هر لحظه در معرض تصمیمگیری هستید، تصمیماتی که گاه بر معیشت حتی نسلهای بعد موثر است، حتی در ساعت استراحت روزانه بویژه در کنار خانواده حداقل یک قسمت از صداتو را ببینید. تا کنون دو فصل آن پخش شده و فصل سوم آن را وعده پخش داده اند.
باور بفرمایید هیچ آشنایی با سازنده و دست اندرکارانش ندارم اما دیدنش را به هر اقتصاد خوانده، هر مدیر و هر مسئولی توصیه میکنم و حدس میزنم خود سازنده اش هم نداند چرا چنین توصیه میکنم.
صداتو، در زیرپوست خود، نکاتی ارزنده از جنس علم اقتصاد، آمار و مدیریت اجتماعی دارد؛ بطوریکه مسابقه دهنده با داشتن اطلاعاتی ناقص وارد یک بازی برد-باخت با خود میشود. روابط نظریه بازیها در شرایط عدم تقارن اطلاعات و نیز رد پای روابط احتمالی بیزین (Bayes Theorem) را میتوان در این بازی جذاب مشاهده کرد. انتخاب کمک دهندهها جدا از تاثیر تصویری و جذاب بودن به لحاظ حضور هنرمندان، اتفاقا گامی در جهت تکمیل اطلاعات مسابقه دهنده به سمت بازی برد-برد است.
دو نکته:
۱- مسابقه دهنده، ۶ بار در موقعیت آزمون فرضیه خود قرار میگیرد که هر بار ممکن است مرتکب خطای نوع اول یعنی احتمال رد فرضیه درست و یا خطای نوع دوم یا همان پذیرش فرضیه نادرست (بویژه در مرحله پایانی) شود. آقایان مدیر ارشد اقتصادی، در تصمیم گیریهایتان که امید است فقط آزمون و خطا نباشد، آیا مراقب هستید خطای نوع اول یا نوع دوم در آزمون فرضیه را مرتکب نشوید؟ از بحث قیمت بنزین و یارانه و ... میگذرم. این خطای نوع اول یا دوم که در اکثر مقاطع کارشناسی، درس آمار تدریس میشود، برای جامعه، گاه هزینههای گزاف دارد. کافی است به هر کتاب اقتصاد خرد در سطح سال اول دانشگاه مراجعه کنید و تاثیرات جانشینی و درآمدی را مطالعه کنید و با تحلیل ریسک گریزی انسان متوجه شوید افراد نسبت به از دست دادن بیشتر واکنش نشان میدهند تا اینکه منابع جدید بدست بیاورند. باور ندارید؟ نظر سنجی کنید که حاضرند یارانه به ایشان پرداخت نشود یا قیمت بنزین گران شود تا بدون نگرانی نسبت به قطع یارانه از محل نشر پول بدون پشتوانه دارای آثار تورمی برای کل جامعه، تصمیم بگیرید.
۲-دانیل کانمن (Daniel Kahneman) روانشناس برنده نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۲، که بر سوگیری شناختی، نظریه چشمانداز و اقتصاد رفتاری تمرکز دارد دیدگاهش به زبانی ساده و جذاب، در "صداتو" مشهود است. افراد هنگام انتخاب احتمالی و تحلیل بازی، بجای محاسبه امید ریاضی مورد نظر اقتصاددانان، یعنی حاصل ضرب عدد دریافتی در احتمال دریافت، چنانچه عدد دریافتی بزرگ باشد به احتمال ضعیف دریافت آن توجه نکرده حتی از عدد کمتر حتی با احتمال وقوع بسیار بیشتر، گذشت یا ریسک میکنند. این روابط در سوگیریهای افراد هنگام تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان از جمله خرید بیمه نامه یا سهام و یا فعالیتهای ریسکی احتمالی بازارهای موازی سفته بازانه قابل مشاهده است.
آقایان مدیر اقتصادی، این برنامه را دقیق نگاه کنید. هم ساعاتی در کنار خانواده تفریح کرده اید هم درسی مدیریتی گرفته اید. باور بفرمایید اداره اقتصاد نیازمند تخصص است؛ اگر اولویت باشد و نه ذینفعانه!
پ.ن 1: در تصمیم گیری مبتنی بر تحقیق و آزمون آماری دو فرض 0 و 1 داریم. زمانی که فرض صفر (H0) صحیح را رد میکنیم مرتکب خطای نوع اول و هنگامی که فرض صفر (H0) غلط را به اشتباه، رد نکنیم، یعنی فرضیه غلط را برای تصمیم گیری بپذیریم، خطای نوع دوم مرتکب شدهایم.
پ.ن 2: دوستان تهیه کننده و کارگردان توجه بفرمایید استفاده از آراء متخصصان اقتصاد و مدیریت و آمار بویژه از جنس نظریه بازیها در تولید برنامههای خوش ساخت، احتمالا به شما کمک موثری خواهد داشت.
#صداتو
@sedatotvshow
t.me/Economedia
سلام و فقط یک خواهش، لطفا حتی اگر شده فقط یک قسمت از سریال صداتو را ببینید.
فقط به این علت که شما هر روز و شاید هر لحظه در معرض تصمیمگیری هستید، تصمیماتی که گاه بر معیشت حتی نسلهای بعد موثر است، حتی در ساعت استراحت روزانه بویژه در کنار خانواده حداقل یک قسمت از صداتو را ببینید. تا کنون دو فصل آن پخش شده و فصل سوم آن را وعده پخش داده اند.
باور بفرمایید هیچ آشنایی با سازنده و دست اندرکارانش ندارم اما دیدنش را به هر اقتصاد خوانده، هر مدیر و هر مسئولی توصیه میکنم و حدس میزنم خود سازنده اش هم نداند چرا چنین توصیه میکنم.
صداتو، در زیرپوست خود، نکاتی ارزنده از جنس علم اقتصاد، آمار و مدیریت اجتماعی دارد؛ بطوریکه مسابقه دهنده با داشتن اطلاعاتی ناقص وارد یک بازی برد-باخت با خود میشود. روابط نظریه بازیها در شرایط عدم تقارن اطلاعات و نیز رد پای روابط احتمالی بیزین (Bayes Theorem) را میتوان در این بازی جذاب مشاهده کرد. انتخاب کمک دهندهها جدا از تاثیر تصویری و جذاب بودن به لحاظ حضور هنرمندان، اتفاقا گامی در جهت تکمیل اطلاعات مسابقه دهنده به سمت بازی برد-برد است.
دو نکته:
۱- مسابقه دهنده، ۶ بار در موقعیت آزمون فرضیه خود قرار میگیرد که هر بار ممکن است مرتکب خطای نوع اول یعنی احتمال رد فرضیه درست و یا خطای نوع دوم یا همان پذیرش فرضیه نادرست (بویژه در مرحله پایانی) شود. آقایان مدیر ارشد اقتصادی، در تصمیم گیریهایتان که امید است فقط آزمون و خطا نباشد، آیا مراقب هستید خطای نوع اول یا نوع دوم در آزمون فرضیه را مرتکب نشوید؟ از بحث قیمت بنزین و یارانه و ... میگذرم. این خطای نوع اول یا دوم که در اکثر مقاطع کارشناسی، درس آمار تدریس میشود، برای جامعه، گاه هزینههای گزاف دارد. کافی است به هر کتاب اقتصاد خرد در سطح سال اول دانشگاه مراجعه کنید و تاثیرات جانشینی و درآمدی را مطالعه کنید و با تحلیل ریسک گریزی انسان متوجه شوید افراد نسبت به از دست دادن بیشتر واکنش نشان میدهند تا اینکه منابع جدید بدست بیاورند. باور ندارید؟ نظر سنجی کنید که حاضرند یارانه به ایشان پرداخت نشود یا قیمت بنزین گران شود تا بدون نگرانی نسبت به قطع یارانه از محل نشر پول بدون پشتوانه دارای آثار تورمی برای کل جامعه، تصمیم بگیرید.
۲-دانیل کانمن (Daniel Kahneman) روانشناس برنده نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۲، که بر سوگیری شناختی، نظریه چشمانداز و اقتصاد رفتاری تمرکز دارد دیدگاهش به زبانی ساده و جذاب، در "صداتو" مشهود است. افراد هنگام انتخاب احتمالی و تحلیل بازی، بجای محاسبه امید ریاضی مورد نظر اقتصاددانان، یعنی حاصل ضرب عدد دریافتی در احتمال دریافت، چنانچه عدد دریافتی بزرگ باشد به احتمال ضعیف دریافت آن توجه نکرده حتی از عدد کمتر حتی با احتمال وقوع بسیار بیشتر، گذشت یا ریسک میکنند. این روابط در سوگیریهای افراد هنگام تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان از جمله خرید بیمه نامه یا سهام و یا فعالیتهای ریسکی احتمالی بازارهای موازی سفته بازانه قابل مشاهده است.
آقایان مدیر اقتصادی، این برنامه را دقیق نگاه کنید. هم ساعاتی در کنار خانواده تفریح کرده اید هم درسی مدیریتی گرفته اید. باور بفرمایید اداره اقتصاد نیازمند تخصص است؛ اگر اولویت باشد و نه ذینفعانه!
پ.ن 1: در تصمیم گیری مبتنی بر تحقیق و آزمون آماری دو فرض 0 و 1 داریم. زمانی که فرض صفر (H0) صحیح را رد میکنیم مرتکب خطای نوع اول و هنگامی که فرض صفر (H0) غلط را به اشتباه، رد نکنیم، یعنی فرضیه غلط را برای تصمیم گیری بپذیریم، خطای نوع دوم مرتکب شدهایم.
پ.ن 2: دوستان تهیه کننده و کارگردان توجه بفرمایید استفاده از آراء متخصصان اقتصاد و مدیریت و آمار بویژه از جنس نظریه بازیها در تولید برنامههای خوش ساخت، احتمالا به شما کمک موثری خواهد داشت.
#صداتو
@sedatotvshow
t.me/Economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
👍1
Forwarded from 🇮🇷 نگاه اقتصادی
💠 با ادامه روند رشد موجودی سرمایه خالص در دهه ۱۳۹۰، رشد اقتصادی ۸ درصدی در دسترس نخواهد بود
▫️طبق داده های رسمی بانک مرکزی، رشد موجودی سرمایه خالص در دهه ۱۳۹۰ به شدت کاهش یافته و از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ اطراف صفر بوده است.
▫️شواهد تاریخی و مدل های اقتصاد سنجی برآورد شده در اقتصاد ایران نشان می دهند موجودی سرمایه یکی از عوامل بسیار موثر بر رشد بلندمدت است.
◽️اگر رشد ۸ درصدی بلندمدت می خواهیم لازم است روند رشد موجودی سرمایه متحول شود و البته این تمام لوازم مورد نیاز نیست. این نیازمند رشد سرمایه گذاری سالانه بیشتر از ۸ درصد است که خود لوازمی دارد.
علوی راد / کانال نگاه اقتصادی
۱۲/بهمن/۱۴۰۳
✅ @AlaviRad_Economics
▫️طبق داده های رسمی بانک مرکزی، رشد موجودی سرمایه خالص در دهه ۱۳۹۰ به شدت کاهش یافته و از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ اطراف صفر بوده است.
▫️شواهد تاریخی و مدل های اقتصاد سنجی برآورد شده در اقتصاد ایران نشان می دهند موجودی سرمایه یکی از عوامل بسیار موثر بر رشد بلندمدت است.
◽️اگر رشد ۸ درصدی بلندمدت می خواهیم لازم است روند رشد موجودی سرمایه متحول شود و البته این تمام لوازم مورد نیاز نیست. این نیازمند رشد سرمایه گذاری سالانه بیشتر از ۸ درصد است که خود لوازمی دارد.
علوی راد / کانال نگاه اقتصادی
۱۲/بهمن/۱۴۰۳
✅ @AlaviRad_Economics
گویا مدیریت انتظارات در توان شما نیست و شاید بازم بگین وظیفه رییس کله، فقط نمیدونم طبق قانون، اون رییس کل زیر نظر کدوم مقامه؟
القصه خواستم از دلار ۹۴ تومنی بگم که این مطلب در فضای مجازی توجهم رو جلب کرد، (باور کنین نوشته من نیست و تو کانالهای تلگرامی منتشر شده)، به حدی که منم از خودم، پرسیدم اون اقتصاد که خوندم یعنی چه؟ البته من کارمند اون وزارت خونه نبودم، ولی وزیر فعلی اون وزارت خونه یه زمان همکارمون بود و از خبرنگاری شروع کرد تا معاونت و ...
هرچند مقام بالاتر از ایشون نرخ رو عملا و علنا یکصد هزارتومان اعلام کرد، حالا شایدم مثل مدرسه، نخواد صرافی ایمن و دارای چارچوب و ارزشمدار، تاسیس کنه
ولی عوضش عدد صد، هم رُند و قشنگه، هم موقع چنج کردن، پول خرد نیاز نداری و لازم هم نیست زبونت رو مثل اون سریاله، لوله کنی، چون اون، عدد دویست میلیون رو با زبون لوله شده تلفظ می کرد،
پرسش اساسی: بزرگترین عرضه کنندگان و نیز تقاضاکنندگان ارز خارجی بجز دولت و شرکتهای دولتی و خصولتی کدامند؟
مدیریت انتظارات یا بازی تسعیر؟ یا بازی با روان مردم؟
t.me/Economedia
القصه خواستم از دلار ۹۴ تومنی بگم که این مطلب در فضای مجازی توجهم رو جلب کرد، (باور کنین نوشته من نیست و تو کانالهای تلگرامی منتشر شده)، به حدی که منم از خودم، پرسیدم اون اقتصاد که خوندم یعنی چه؟ البته من کارمند اون وزارت خونه نبودم، ولی وزیر فعلی اون وزارت خونه یه زمان همکارمون بود و از خبرنگاری شروع کرد تا معاونت و ...
هرچند مقام بالاتر از ایشون نرخ رو عملا و علنا یکصد هزارتومان اعلام کرد، حالا شایدم مثل مدرسه، نخواد صرافی ایمن و دارای چارچوب و ارزشمدار، تاسیس کنه
ولی عوضش عدد صد، هم رُند و قشنگه، هم موقع چنج کردن، پول خرد نیاز نداری و لازم هم نیست زبونت رو مثل اون سریاله، لوله کنی، چون اون، عدد دویست میلیون رو با زبون لوله شده تلفظ می کرد،
پرسش اساسی: بزرگترین عرضه کنندگان و نیز تقاضاکنندگان ارز خارجی بجز دولت و شرکتهای دولتی و خصولتی کدامند؟
مدیریت انتظارات یا بازی تسعیر؟ یا بازی با روان مردم؟
t.me/Economedia
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر فرهاد نیلی، هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف و از مدیران ارشد سابق بانکی
❤1
Forwarded from گفتار اقتصادی (M.R.Monjazeb)
▪️تورم پدیده ای پولی است
✍️ دکتر موسی غنی نژاد
🔺بیش از پنج دهه است که اقتصاد ایران به جز در مقاطع بسیار کوتاه یکی، دو ساله، گرفتار تورم مزمن دو رقمی و به شدت پر نوسان است. امروزه اکثر قریب به اتفاق اقتصاددانان از نحلههای فکری متفاوت معتقدند تورم پدیدهای پولی است و تنها با سیاستهای پولی و مالی منضبط میتوان به مصاف آن رفت.
🔺هر بار که فشار تورمی در کشور ما صدای اعتراض تودههای مردم را درآورده، مسوولان ذیربط دولتی به جای سیاستگذاری درست در این خصوص به کنترل قیمتها در بازار روی آوردهاند و عوامانه تورم را گرانفروشی معرفی کرده و سرکوب بازار را در پیش گرفتهاند. روشی که هیچ نتیجه ای نداشته است..
💠 گفتار اقتصادی
✍️ دکتر موسی غنی نژاد
🔺بیش از پنج دهه است که اقتصاد ایران به جز در مقاطع بسیار کوتاه یکی، دو ساله، گرفتار تورم مزمن دو رقمی و به شدت پر نوسان است. امروزه اکثر قریب به اتفاق اقتصاددانان از نحلههای فکری متفاوت معتقدند تورم پدیدهای پولی است و تنها با سیاستهای پولی و مالی منضبط میتوان به مصاف آن رفت.
🔺هر بار که فشار تورمی در کشور ما صدای اعتراض تودههای مردم را درآورده، مسوولان ذیربط دولتی به جای سیاستگذاری درست در این خصوص به کنترل قیمتها در بازار روی آوردهاند و عوامانه تورم را گرانفروشی معرفی کرده و سرکوب بازار را در پیش گرفتهاند. روشی که هیچ نتیجه ای نداشته است..
💠 گفتار اقتصادی
Telegram
گفتار اقتصادی
گفتارها، سخنرانیها و متون برآمده از سخن اساتید و اهالی اقتصاد: شامل مباحث منتخب علمی تحلیلی اقتصادی در فضای مجازی
Forwarded from با اساتید اقتصاد
🔴 خالص سرمایهگذاری ما منفی است
دکتر مرتضی عزتی در درباره چرایی کوچک شدن اقتصاد گفت: علت اصلی اینست که سرمایهگذاری در ایران صورت نمیگیرد و خالص سرمایهگذاری طی سالهای اخیر منفی شده است.
به گفته او، خالص سرمایهگذاری منفی یعنی اگر ۱۰ کارخانه کهنه و مستهلک میشود، نمیتوانیم به اندازه این تعداد، کارخانههای جدید جایگزین کنیم. این استاد دانشگاه، درباره علت فرسوده شدن زیرساختها بیان کرد: وقتی که ما نتوانستیم سرمایهگذاری جدیدی داشته باشیم، طبیعتا نوسازی صنعت و زیرساختها انجام نمیشود. وقتی پول و سرمایه و سرمایهدار و سرمایهگذار در کشور وجود نداشته باشد و همهچیز دست دولت باشد و دولت هم همهچیز را تحت کنترل خود گرفته و با رانت و غیره هدر میدهد، بخش خصوصی نمیتواند سرمایهگذاری کند و نمیتواند سرمایه مستهلک خود را جایگزین کند.
او با تاکید بر اینکه وقتی که وضع اقتصاد خراب باشد حتی خود دولت هم نمیتواند به اندازه کافی سرمایهگذاری کند، ادامه داد: برخی بخشهای خاص از دولت مانند صنایع پتروشیمی و نفت رشد خوبی داشتهاند اما همه این رشد تحت نفوذ و رانت قدرت مدیریتی و اعمال نفوذ در سیاستگذاری بوده است نه اینکه واقعا وضع اقتصاد ما بهبود پیدا کرده باشد. این افراد صاحب رانت، تصمیمگیریها را طوری تنظیم میکنند که برای بخشهای خود مانند پتروشیمی و نفت و صنایع فلزات در اقتصاد کشور رشد حاصل شود اما بقیه بخشها متضرر میشوند.
قدرت خرید مردم برای کالاهای اساسی در 12 سال اخیر حتی کمتر از نصف شده است. اقتصاد خانوار، به ویژه اقتصاد خانوار حقوق و دستمزد بگیر، بیشتر کاهش پیدا کرده و کوچک شده است یعنی قدرت خرید مردم، به ویژه در گروه حقوقبگیران به شدت افت کرده است
برخی ناآگاهانه یا مغرضانه مانع سرمایهگذاری خارجی میشوند
این اقتصاددان علت اصلی کوچک شدن اقتصاد را نبود سرمایه در کشور دانست و درباره عدم سرمایهگذاری عنوان کرد: گروههایی هستند که نمیگذارند بخش خصوصی در ایران سرمایهگذاری کند و محدود بودن سرمایه داخلی این الزام را به اقتصاد تحمیل میکند که به سمت سرمایهگذاری خارجی برویم.
عزتی افزود: همچنین گروههایی هستند که نمیگذارند سرمایهگذار خارجی در ایران سرمایهگذاری کند. این کار یا از کجفهمی آنهاست یا مغرضانه این کار را میکنند اما به هر دلیل، مانع سرمایهگذاری خارجیهایی میشوند که میخواهد در ایران سرمایهگذاری کند و اقتصاد کشور زیان بسیار زیادی از این کار میبیند.
او به لغو قرارداد کرسنت اشاره کرد و گفت: این قرارداد میتوانست سرمایه خوبی وارد ایران کند و سرمایهای که وارد ایران میشد میتوانست بخش
قابل توجهی از آن حوزه فعالیتش را نوسازی کند اما عدهای جلوی آن را گرفتند؛ نه تنها این قرارداد را لغو کردند و باعث شدند این سرمایه در ایران نیاید، بلکه کشور باید میلیاردها دلار خسارت هم بابت لغو این قــرارداد بپردازد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: این عوامل باعث میشود هیچ سرمایهگذار خارجی برای حضور در ایران تمایلی پیدا نکند و در این شرایط نه تنها سرمایه کم داریم و نمیگذاریم سرمایه خارجی ورود کند بلکه حتی کاری کردیم که سرمایهگذار خارجی هم از ایران فرار میکند.
عزتی همچنین بیان کرد: فرار سرمایههای داخلی هم به شدت بالا رفته و وضع به صورتی شده است که سرمایهگذار خارجی که به ایران نمیآید، سرمایهگذاران خارجی هم که قبلاً در ایران بودند داراییهای خود را میفروشند و خارج میشوند. سرمایهگذاران داخلی هم با داراییهایشان فرار میکنند.
او تاکید کرد که این شرایط مهمترین عامل کوچکی اقتصاد، از نظر تئوریهای علم اقتصاد و واقعیتهای موجود کشور است. برخی صنایع ما با تکنولوژی 50 سال پیش کار میکنند/متن کامل
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
دکتر مرتضی عزتی در درباره چرایی کوچک شدن اقتصاد گفت: علت اصلی اینست که سرمایهگذاری در ایران صورت نمیگیرد و خالص سرمایهگذاری طی سالهای اخیر منفی شده است.
به گفته او، خالص سرمایهگذاری منفی یعنی اگر ۱۰ کارخانه کهنه و مستهلک میشود، نمیتوانیم به اندازه این تعداد، کارخانههای جدید جایگزین کنیم. این استاد دانشگاه، درباره علت فرسوده شدن زیرساختها بیان کرد: وقتی که ما نتوانستیم سرمایهگذاری جدیدی داشته باشیم، طبیعتا نوسازی صنعت و زیرساختها انجام نمیشود. وقتی پول و سرمایه و سرمایهدار و سرمایهگذار در کشور وجود نداشته باشد و همهچیز دست دولت باشد و دولت هم همهچیز را تحت کنترل خود گرفته و با رانت و غیره هدر میدهد، بخش خصوصی نمیتواند سرمایهگذاری کند و نمیتواند سرمایه مستهلک خود را جایگزین کند.
او با تاکید بر اینکه وقتی که وضع اقتصاد خراب باشد حتی خود دولت هم نمیتواند به اندازه کافی سرمایهگذاری کند، ادامه داد: برخی بخشهای خاص از دولت مانند صنایع پتروشیمی و نفت رشد خوبی داشتهاند اما همه این رشد تحت نفوذ و رانت قدرت مدیریتی و اعمال نفوذ در سیاستگذاری بوده است نه اینکه واقعا وضع اقتصاد ما بهبود پیدا کرده باشد. این افراد صاحب رانت، تصمیمگیریها را طوری تنظیم میکنند که برای بخشهای خود مانند پتروشیمی و نفت و صنایع فلزات در اقتصاد کشور رشد حاصل شود اما بقیه بخشها متضرر میشوند.
قدرت خرید مردم برای کالاهای اساسی در 12 سال اخیر حتی کمتر از نصف شده است. اقتصاد خانوار، به ویژه اقتصاد خانوار حقوق و دستمزد بگیر، بیشتر کاهش پیدا کرده و کوچک شده است یعنی قدرت خرید مردم، به ویژه در گروه حقوقبگیران به شدت افت کرده است
برخی ناآگاهانه یا مغرضانه مانع سرمایهگذاری خارجی میشوند
این اقتصاددان علت اصلی کوچک شدن اقتصاد را نبود سرمایه در کشور دانست و درباره عدم سرمایهگذاری عنوان کرد: گروههایی هستند که نمیگذارند بخش خصوصی در ایران سرمایهگذاری کند و محدود بودن سرمایه داخلی این الزام را به اقتصاد تحمیل میکند که به سمت سرمایهگذاری خارجی برویم.
عزتی افزود: همچنین گروههایی هستند که نمیگذارند سرمایهگذار خارجی در ایران سرمایهگذاری کند. این کار یا از کجفهمی آنهاست یا مغرضانه این کار را میکنند اما به هر دلیل، مانع سرمایهگذاری خارجیهایی میشوند که میخواهد در ایران سرمایهگذاری کند و اقتصاد کشور زیان بسیار زیادی از این کار میبیند.
او به لغو قرارداد کرسنت اشاره کرد و گفت: این قرارداد میتوانست سرمایه خوبی وارد ایران کند و سرمایهای که وارد ایران میشد میتوانست بخش
قابل توجهی از آن حوزه فعالیتش را نوسازی کند اما عدهای جلوی آن را گرفتند؛ نه تنها این قرارداد را لغو کردند و باعث شدند این سرمایه در ایران نیاید، بلکه کشور باید میلیاردها دلار خسارت هم بابت لغو این قــرارداد بپردازد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: این عوامل باعث میشود هیچ سرمایهگذار خارجی برای حضور در ایران تمایلی پیدا نکند و در این شرایط نه تنها سرمایه کم داریم و نمیگذاریم سرمایه خارجی ورود کند بلکه حتی کاری کردیم که سرمایهگذار خارجی هم از ایران فرار میکند.
عزتی همچنین بیان کرد: فرار سرمایههای داخلی هم به شدت بالا رفته و وضع به صورتی شده است که سرمایهگذار خارجی که به ایران نمیآید، سرمایهگذاران خارجی هم که قبلاً در ایران بودند داراییهای خود را میفروشند و خارج میشوند. سرمایهگذاران داخلی هم با داراییهایشان فرار میکنند.
او تاکید کرد که این شرایط مهمترین عامل کوچکی اقتصاد، از نظر تئوریهای علم اقتصاد و واقعیتهای موجود کشور است. برخی صنایع ما با تکنولوژی 50 سال پیش کار میکنند/متن کامل
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
روزنامه توسعه ایرانی
با سرمایهگذاری منفی رشد اقتصادی 8 درصدی رخ نمیدهد
رامتین موثق
در حالی که دولت قبل مدعی بود از رشد منفی دولت دوازدهم عبور کرده است و وزیر اقتصاد وقت هم بارها اعلام کرد که اقتصاد ایران از تله رکود تورمی خلاصی
در حالی که دولت قبل مدعی بود از رشد منفی دولت دوازدهم عبور کرده است و وزیر اقتصاد وقت هم بارها اعلام کرد که اقتصاد ایران از تله رکود تورمی خلاصی
Forwarded from با اساتید اقتصاد
🟢 فاجعهاي تمام عيار به نام ارز نيمايي
🟢 دکتر وحید شقاقی شهری
تصميم وزارت اقتصاد براي حذف ارز نيمايي و ايجاد بازار ارز توافقي آيا كمكي به بهبود شاخصها در اقتصاد ايران كرده است؟ آيا ريزش چند روز اخير بورس پس از دورهاي از ثبات را ميتوان مرتبط با حضور ترامپ دانست؟ حضور ترامپ در كاخ سفيد تا چه اندازه باعث بروز نوسان يا ثبات در اقتصاد ايران خواهد شد؟ اين ۳ ابهام، مهمترين پرسشهايي است كه اين روزها در افكار عمومي و ميان فعالان اقتصادي دست به دست ميشوند. بنابراين لازم است درباره آنها بحث و تبادل نظر و به ابهامات جامعه پاسخ داده شود.
۱) نميتوان انكار كرد كه ارز نيمايي در اقتصاد ايران يك فاجعه تمام عيار بود. از اين منظر فاجعه بود، چون باعث تشديد واردات و مصرفگرايي در اقتصاد ايران شد . به عبارت روشنتر، شكافي كه نرخ نيما با نرخ تعادلي ارز داشت، باعث شد تا شركتها تا حد امكان دست به خروج سرمايههايشان بزنند. نرخ نيمايي محركي براي توليد و صادرات نبود، هر اندازه فاصله نرخ ارز توافقي با نرخ ارز آزاد كمتر شود، رويكردهاي مولد در اقتصاد بيشتر تشويق شده و فضا براي بهبود شاخصهاي كلان اقتصادي بيشتر فراهم ميشود. بنابراين به صورت كلي ميتوان گفت كه تصميم وزارت اقتصاد براي حذف ارز نيمايي، تصميمي در راستاي بهبود شاخصهاي اقتصادي در كشورمان بوده است.
۲) فكر نميكنم تحولات اخير در بازارهاي كشورمان از جمله تحولات بازار سهام مرتبط با حضور ترامپ در كاخ سفيد باشد. طي ۲ الي ۳روز اخير بازار طلا و ارز هم واكنش خاصي به رخدادهاي امريكا و حضور ترامپ نشان ندادند. بازار سهام كشورمان طي دو ماه اخير رشد قابل توجهي را تجربه كرد. بر اساس بررسيهاي من، سهمهاي بورس بهطور ميانگين ۵۰درصد رشد را تجربه كردند. برخي سهمها حتي رشدهاي بالاتري را از سر گذراندند و ۸۰ تا ۹۰ درصد رشد كردند. برخي شركتها به دليل ضعف بنياد شركت با رشد پايينتري مواجه شدند. اما همانطور كه گفته شد سهام شركتهاي بازار سرمايه بهطور ميانگين ۵۰درصد صعودي شد. شاخص كل هم از حدود حوالي ۲ميليون و ۲۰۰هزار به محدوده ۳ميليون واحدي رسيد.هر چند نهايتا نتوانست از مقاومت ۳ميليوني شاخص عبور كند و به محدوده بالاي ۳ميليون واحدي برسد. طبيعتا فعالان بازار سرمايه پيشبيني ميكردند كه شاخص كل چنين اصلاح زماني و اصلاح قيمتي را تجربه كند. واقع آن است كه بازار ايران ارزندگي خوبي دارد و بررسيهايي كه شخصا انجام دادم، نشان داد كه بسياري از شركتهاي ايران با توجه به فاصلهاي كه نسبت به ساير داراييها پيدا كردهاند، ارزنده شده و جاي رشد بيشتري را نيز دارند. حتي شاخص كل ميتواند تا ۳.۵ميليون واحد هم رشد و ركوردهاي تازهاي ثبت كند. واقع آن است كه نگراني خاصي در بازار سرمايه وجود ندارد.
۳) موضوع افزايش نرخ دلار و حذف دلار نيمايي محرك اثرگذاري براي اين رشد در بازارهاي مختلف و ايجاد يك ثبات نسبي بود. بنابراين كاهش دو روزهاي كه در بازار سهام اتفاق افتاده، مشكل حادي نيست. امروز هم بررسيهاي بازار سرمايه به عنوان يك نماد مهم نشان ميدهد، سهمها در حال خريد و فروش هستند و استقبال قابل توجهي از بازار وجود دارد . وقتي بازاري حداقل ۵۰درصد رشد را به صورت بيوقفه طي ۱ الي ۲ماه، تجربه ميكند، طبيعي است كه مدتي هم برخي سهمها به استراحت نياز دارند. برخي سهمها كه سود خوبي داشتند اقدام به سيو سود كرده و شروع به فروش سهام ميكنند. تنفسي لازم است تا بازار بازگردد مسير روتين خود را طي كند. شخصا تبعات و آثاري از نگراني به دليل حضور ترامپ را نديدم.
۴) بازار طلا هم واكنش تندي نسبت به حضور ترامپ نداشت. البته بايد توجه داشت كه برخي نوسانات در بازار طلا و دلار و...پيشخور شده بودند. ايران شناخت مناسبي را از پديده ترامپ دارد و ميداند چه احتمالاتي با حضور ترامپ ظهور و بروز مييابند. در واقع اقتصاد ايران در برابر تصميمات ترامپ واكسينه شده و قبلا با فشار حداكثري و برخوردهاي تند ترامپ مواجه شده بود. اقتصاد ايران شناخت خوبي از پديده ترامپ و تصميمات احتمالي او براي تشديد تحريمها، فشار بيشتر و...داشته است. معتقدم تحولات فعلي بازارهاي كشور از جمله بورس، ناشي از متغيرهاي داخلي است و عوامل بيروني هنوز آثار قابل توجهي در بازارها نداشته است. البته طبيعي است كه اين روند نيازمند اخبار و تحولات مثبت است. در صورتي كه اخبار ناخوشايندي از مذاكرات و توافق و...برسد، ممكن است اين روند تغيير كند./تعادل
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
🟢 دکتر وحید شقاقی شهری
تصميم وزارت اقتصاد براي حذف ارز نيمايي و ايجاد بازار ارز توافقي آيا كمكي به بهبود شاخصها در اقتصاد ايران كرده است؟ آيا ريزش چند روز اخير بورس پس از دورهاي از ثبات را ميتوان مرتبط با حضور ترامپ دانست؟ حضور ترامپ در كاخ سفيد تا چه اندازه باعث بروز نوسان يا ثبات در اقتصاد ايران خواهد شد؟ اين ۳ ابهام، مهمترين پرسشهايي است كه اين روزها در افكار عمومي و ميان فعالان اقتصادي دست به دست ميشوند. بنابراين لازم است درباره آنها بحث و تبادل نظر و به ابهامات جامعه پاسخ داده شود.
۱) نميتوان انكار كرد كه ارز نيمايي در اقتصاد ايران يك فاجعه تمام عيار بود. از اين منظر فاجعه بود، چون باعث تشديد واردات و مصرفگرايي در اقتصاد ايران شد . به عبارت روشنتر، شكافي كه نرخ نيما با نرخ تعادلي ارز داشت، باعث شد تا شركتها تا حد امكان دست به خروج سرمايههايشان بزنند. نرخ نيمايي محركي براي توليد و صادرات نبود، هر اندازه فاصله نرخ ارز توافقي با نرخ ارز آزاد كمتر شود، رويكردهاي مولد در اقتصاد بيشتر تشويق شده و فضا براي بهبود شاخصهاي كلان اقتصادي بيشتر فراهم ميشود. بنابراين به صورت كلي ميتوان گفت كه تصميم وزارت اقتصاد براي حذف ارز نيمايي، تصميمي در راستاي بهبود شاخصهاي اقتصادي در كشورمان بوده است.
۲) فكر نميكنم تحولات اخير در بازارهاي كشورمان از جمله تحولات بازار سهام مرتبط با حضور ترامپ در كاخ سفيد باشد. طي ۲ الي ۳روز اخير بازار طلا و ارز هم واكنش خاصي به رخدادهاي امريكا و حضور ترامپ نشان ندادند. بازار سهام كشورمان طي دو ماه اخير رشد قابل توجهي را تجربه كرد. بر اساس بررسيهاي من، سهمهاي بورس بهطور ميانگين ۵۰درصد رشد را تجربه كردند. برخي سهمها حتي رشدهاي بالاتري را از سر گذراندند و ۸۰ تا ۹۰ درصد رشد كردند. برخي شركتها به دليل ضعف بنياد شركت با رشد پايينتري مواجه شدند. اما همانطور كه گفته شد سهام شركتهاي بازار سرمايه بهطور ميانگين ۵۰درصد صعودي شد. شاخص كل هم از حدود حوالي ۲ميليون و ۲۰۰هزار به محدوده ۳ميليون واحدي رسيد.هر چند نهايتا نتوانست از مقاومت ۳ميليوني شاخص عبور كند و به محدوده بالاي ۳ميليون واحدي برسد. طبيعتا فعالان بازار سرمايه پيشبيني ميكردند كه شاخص كل چنين اصلاح زماني و اصلاح قيمتي را تجربه كند. واقع آن است كه بازار ايران ارزندگي خوبي دارد و بررسيهايي كه شخصا انجام دادم، نشان داد كه بسياري از شركتهاي ايران با توجه به فاصلهاي كه نسبت به ساير داراييها پيدا كردهاند، ارزنده شده و جاي رشد بيشتري را نيز دارند. حتي شاخص كل ميتواند تا ۳.۵ميليون واحد هم رشد و ركوردهاي تازهاي ثبت كند. واقع آن است كه نگراني خاصي در بازار سرمايه وجود ندارد.
۳) موضوع افزايش نرخ دلار و حذف دلار نيمايي محرك اثرگذاري براي اين رشد در بازارهاي مختلف و ايجاد يك ثبات نسبي بود. بنابراين كاهش دو روزهاي كه در بازار سهام اتفاق افتاده، مشكل حادي نيست. امروز هم بررسيهاي بازار سرمايه به عنوان يك نماد مهم نشان ميدهد، سهمها در حال خريد و فروش هستند و استقبال قابل توجهي از بازار وجود دارد . وقتي بازاري حداقل ۵۰درصد رشد را به صورت بيوقفه طي ۱ الي ۲ماه، تجربه ميكند، طبيعي است كه مدتي هم برخي سهمها به استراحت نياز دارند. برخي سهمها كه سود خوبي داشتند اقدام به سيو سود كرده و شروع به فروش سهام ميكنند. تنفسي لازم است تا بازار بازگردد مسير روتين خود را طي كند. شخصا تبعات و آثاري از نگراني به دليل حضور ترامپ را نديدم.
۴) بازار طلا هم واكنش تندي نسبت به حضور ترامپ نداشت. البته بايد توجه داشت كه برخي نوسانات در بازار طلا و دلار و...پيشخور شده بودند. ايران شناخت مناسبي را از پديده ترامپ دارد و ميداند چه احتمالاتي با حضور ترامپ ظهور و بروز مييابند. در واقع اقتصاد ايران در برابر تصميمات ترامپ واكسينه شده و قبلا با فشار حداكثري و برخوردهاي تند ترامپ مواجه شده بود. اقتصاد ايران شناخت خوبي از پديده ترامپ و تصميمات احتمالي او براي تشديد تحريمها، فشار بيشتر و...داشته است. معتقدم تحولات فعلي بازارهاي كشور از جمله بورس، ناشي از متغيرهاي داخلي است و عوامل بيروني هنوز آثار قابل توجهي در بازارها نداشته است. البته طبيعي است كه اين روند نيازمند اخبار و تحولات مثبت است. در صورتي كه اخبار ناخوشايندي از مذاكرات و توافق و...برسد، ممكن است اين روند تغيير كند./تعادل
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
Telegram
با اساتید اقتصاد
آشنایی با تحلیل اساتید اقتصاد در خصوص علم اقتصاد، و مسایل روز اقتصاد ایران و جهان
t.me/eghtesadiyoun
t.me/eghtesadiyoun
Forwarded from با اساتید اقتصاد
🔵 وضعیتی که اکنون در کشور میبینیم، هیچ ربطی به اقتصاد ندارد/ مسئله امروز حاصل همان چیزی است که بخش تندروی جناح اصولگرا رقم زدهاند
🔴 دکتر مرتضی افقه اقتصاددان به فرارو گفت: برخی از این آقایانی که این روزها نسبت به عملکرد آقای همتی نقد دارند و فریاد استیضاح سر دادهاند، همانهایی هستند یا به همان طیف فکری وابستهاند که عامل و بانی وضع موجودند. مسئله کشور ما اصلا اقتصادی نیست که وزیر اقتصاد بخواهد با فرمولهای اقتصادی آن را حل کند.
🔴 وی افزود: «باید فکری به حال روابط خارجی و اصلاح زیرساختهای کشور داشته باشیم. تا زمانی که این مسائل حل نشود، دیگر هیچ فرمول اقتصادی نمیتواند جوابگو باشد. اگر قرار به استیضاح و پاسخگویی است باید به سالهای قبل و زمانی برگردیم که برخی میگفتند: «تحریمها بی اثر است و مسئله ما نیست»، همان افرادی که تحریمها را به سخره میگرفتند. همچنین مجلسیهایی که در دوران پیش از ترامپ در مسیر توافق و مذاکرات کارشکنی کردند و دلشان نمیخواهد برجام شکل بگیرد باید پاسخگوی رفتارشان باشند. همه این افراد عامل وضعیت موجودند. از اول انقلاب تا کنون، هرچه فرمول بود و اقتصاددانها بلد بودند، را مطرح کردهاند. عجیب است که مسئولان هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که مشکل اقتصادی نیست که بتوانیم با یک تیم اقتصادی، همه چیز را حل کنیم. اصلا دیگر فرمولی باقی نمانده است. وقتی زمین شوره زار است که نمیتوان در آن کشت و زرع کرد یا از فرمولها برای کاشت بذر کمک گرفت. به اعتقاد من اتفاقا باید به شکل رسمی اعلام شود آن تفکر تندروی اصولگرایی که مانع مذاکره، مانع حل مشکل تحریم، مانع FATF و هر ارتباط خارجی هستند، پاسخ دهند که اکنون چه باید کرد؟ آنهایی که شعار میدادند میشود بدون حل مشکل تحریم، رشد کرد و مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد، آنهایی که نگذاشتند مشکلات کشور حل شود، نگذاشتند سرمایه گذاری در حوزه زیرساختهای برق، توسعه میادین نفتی و امثالهم انجام شوند، پاسخ دهند.»/متن کامل
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
🔴 دکتر مرتضی افقه اقتصاددان به فرارو گفت: برخی از این آقایانی که این روزها نسبت به عملکرد آقای همتی نقد دارند و فریاد استیضاح سر دادهاند، همانهایی هستند یا به همان طیف فکری وابستهاند که عامل و بانی وضع موجودند. مسئله کشور ما اصلا اقتصادی نیست که وزیر اقتصاد بخواهد با فرمولهای اقتصادی آن را حل کند.
🔴 وی افزود: «باید فکری به حال روابط خارجی و اصلاح زیرساختهای کشور داشته باشیم. تا زمانی که این مسائل حل نشود، دیگر هیچ فرمول اقتصادی نمیتواند جوابگو باشد. اگر قرار به استیضاح و پاسخگویی است باید به سالهای قبل و زمانی برگردیم که برخی میگفتند: «تحریمها بی اثر است و مسئله ما نیست»، همان افرادی که تحریمها را به سخره میگرفتند. همچنین مجلسیهایی که در دوران پیش از ترامپ در مسیر توافق و مذاکرات کارشکنی کردند و دلشان نمیخواهد برجام شکل بگیرد باید پاسخگوی رفتارشان باشند. همه این افراد عامل وضعیت موجودند. از اول انقلاب تا کنون، هرچه فرمول بود و اقتصاددانها بلد بودند، را مطرح کردهاند. عجیب است که مسئولان هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که مشکل اقتصادی نیست که بتوانیم با یک تیم اقتصادی، همه چیز را حل کنیم. اصلا دیگر فرمولی باقی نمانده است. وقتی زمین شوره زار است که نمیتوان در آن کشت و زرع کرد یا از فرمولها برای کاشت بذر کمک گرفت. به اعتقاد من اتفاقا باید به شکل رسمی اعلام شود آن تفکر تندروی اصولگرایی که مانع مذاکره، مانع حل مشکل تحریم، مانع FATF و هر ارتباط خارجی هستند، پاسخ دهند که اکنون چه باید کرد؟ آنهایی که شعار میدادند میشود بدون حل مشکل تحریم، رشد کرد و مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد، آنهایی که نگذاشتند مشکلات کشور حل شود، نگذاشتند سرمایه گذاری در حوزه زیرساختهای برق، توسعه میادین نفتی و امثالهم انجام شوند، پاسخ دهند.»/متن کامل
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
فرارو
پشت و رو استیضاح همتی
برخی از این آقایانی که این روزها نسبت به عملکرد آقای همتی نقد دارند و فریاد استیضاح سر دادهاند، همانهایی هستند یا به همان طیف فکری وابستهاند که عامل و بانی وضع موجودند. مسئله کشور ما اصلا اقتصادی نیست که وزیر اقتصاد بخواهد با فرمولهای اقتصادی آن را حل…
👎1
Forwarded from شورای بازنشستگان ایران
ابر تورم آلمان در ۱۹۲۳ چه بر سر مردم این کشور آورد؟
به زمانی میرویم که یک آلمانی طبقه متوسط، میلیاردها مارک در جیب خود حمل میکرد
اما هنوز نمیتوانست چیزی بخرد.
یک قرص نان ۲۰۰ میلیارد مارک قیمت داشت.
با حقوق بازنشستگی یک هفتهای حتی یک فنجان قهوه را نمیشد خرید. سقوط آزاد اقتصاد ادامه داشت و هر دقیقه از ارزش پول کاسته میشد.
رستورانها چاپ منوها را متوقف کردند، زیرا تا رسیدن غذا قیمتها بالاتر رفته بود!
یک مرد اولین فنجان قهوه را با قیمت ۵۰۰۰ مارک نوشید. فنجان دوم برای او ۹۰۰۰ مارک هزینه داشت. داستان های آن روزها وحشتناک و در عین حال سرگرمکننده بود. یک پسر را مادرش فرستاد تا دو نان بخرد. او در راه توقف کرد تا فوتبال بازی کند و زمانی که به مغازه رسید، قیمت نان بالا رفته بود. بنابراین او فقط میتوانست یک نان بخرد!
مردی برای خرید یک جفت کفش عازم برلین شد. اما زمانی که او به آنجا رسید، تنها چیزی که میتوانست بخرد یک فنجان قهوه و کرایه اتوبوس خانه بود. این وضعیت پوچ تقریباً در اواسط جنگ جهانی اول آغاز شد، زمانی که دولت آلمان تصمیم گرفت به جای استفاده از پول مالیاتدهندگان برای تأمین مالی جنگ، از کشورهای دیگر پول قرض کند.
آلمانیها مطمئن بودند که پس از پیروزی در جنگ، با تصرف مناطق صنعتی غنی از منابع و تحمیل غرامت به متفقین شکست خورده، میتوانند بدهی خود را پرداخت کنند؛ اما این طرح نتیجه معکوس داد. آلمان در جنگ شکست خورد و در نهایت با غرامت و بدهیهای فوق هنگفتی روبرو شد.
علاوه بر این، معاهده ورسای آلمان مبلغ ۱۳۲ میلیارد مارک (یا ۳۱.۴ میلیارد دلار) به عنوان غرامت برای وارد کردن خسارت به متفقین در جریان جنگ باید پرداخت میکرد. برای پرداخت بدهیها، دولت به فریب روی آورد. آنها شروع به چاپ پول کردند و از آن برای خرید ارز استفاده کردند که سپس برای پرداخت غرامت استفاده میشد. به زودی تورم از کنترل خارج شد.
در ابتدا، تورم به آرامی افزایش یافت – از ۴.۲ مارک به ازای هر دلار قبل از جنگ به ۴۸ مارک در هر دلار در هنگام امضای معاهده. سپس به سرعت شتاب گرفت.
در نیمه اول سال ۱۹۲۲، قیمت برابری مارک در برابر دلار ۳۲۰ مارک بود. تا پایان سال به ۷۴۰۰ مارک در هر دلار رسید. در نهایت، این علامت به ۴.۲ تریلیون مارک در برابر یک دلار آمریکا رسید!
کارمندان چمدان و کولهپشتی را برای دریافت دستمزد خود به محل کار میآوردند و قبل از تغییر نرخ ارز به نزدیکترین مغازه می رفتند.
اسکناسهای با ارزش بالاتر و بالاتر هر چند هفته یک بار شروع به چرخش کردند. حتی اسکناس ۱۰۰۰ میلیارد مارکی منتشر شد. ابر تورم در اکتبر ۱۹۲۳ به اوج خود رسید و ارزش اسکناس به ۱۰۰ تریلیون مارک افزایش یافت. ارز معنای خود را از دست داده بود. مردم معامله نقدی را متوقف کردند و به جای آن شروع به داد و ستد کردند.
بسیاری از پزشکان اصرار داشتند که از طریق سوسیس، تخم مرغ، زغال سنگ و مانند آن دستمزد دریافت کنند. مردم یک جفت کفش را با یک پیراهن و مقداری ظروف را با قهوه عوض میکردند. وحشت و بیاعتمادی اقتصادی گسترده بود. مردم طوری زندگی کردند که انگار فردایی وجود ندارد. سالنهای رقص و بارها در شهرها افتتاح شد و فروش کوکائین سر به فلک کشید.
به طرز عجیبی، کالاها کم نبودند. اما هیچ ارز ثابتی برای خرید آنها وجود نداشت. تنها اشیایی که ارزش واقعی داشتند، داراییهای مشهود بودند: الماس، طلا، عتیقهجات و آثار فاخر هنری.
به زودی آلمان، کشور دزدها شد. مردم شروع به سرقت هر چیزی کردند – صابون، سنجاق سر، لولههای مسی و بنزین. در اواخر سال ۱۹۲۳، مارک با یک ارز جدید جایگزین شد – Rentenmark، که توسط وام مسکن زمینهای کشاورزی و صنعتی پشتیبانی میشد. آلمان لنگان لنگان به حالت عادی بازگشت، اما این کشور دیگر هرگز مثل سابق نشد. خلق و خوی متفاوتی بر کشور حاکم شد، جو خاصی که آدولف هیتلر بعدها با نبوغ شیطانی خود از آن بهره بسیار برد. پرل.اس باک، نویسنده آمریکایی که در ۱۹۲۳ در آلمان بود، نوشت:
"شهرها هنوز سر جایشان بودند، خانهها هنوز سالم بودند، اما قربانیان میلیونها نفر بودند.
آنها ثروت و پسانداز خود را از دست داده بودند. آنها مات و مبهوت شده بودند و نفهمیدند که چگونه این اتفاق برایشان افتاده است و دشمنی که آنها را شکست داده کیست. با این حال، آنها اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند،
احساس خود را از دست داده بودند. دیگر باور نداشتند که اگر به اندازه کافی سخت کار کنند، خودشان میتوانند ارباب زندگی خود باشند. ارزشهای قدیمی اخلاق نیز از بین رفت!"
پ.ن/ عاقبت تورم مهار نشده در فروپاشی زندگی مردم
#گرانی_تورم_بلای_جان_مردم
@shbazneshasteganir
به زمانی میرویم که یک آلمانی طبقه متوسط، میلیاردها مارک در جیب خود حمل میکرد
اما هنوز نمیتوانست چیزی بخرد.
یک قرص نان ۲۰۰ میلیارد مارک قیمت داشت.
با حقوق بازنشستگی یک هفتهای حتی یک فنجان قهوه را نمیشد خرید. سقوط آزاد اقتصاد ادامه داشت و هر دقیقه از ارزش پول کاسته میشد.
رستورانها چاپ منوها را متوقف کردند، زیرا تا رسیدن غذا قیمتها بالاتر رفته بود!
یک مرد اولین فنجان قهوه را با قیمت ۵۰۰۰ مارک نوشید. فنجان دوم برای او ۹۰۰۰ مارک هزینه داشت. داستان های آن روزها وحشتناک و در عین حال سرگرمکننده بود. یک پسر را مادرش فرستاد تا دو نان بخرد. او در راه توقف کرد تا فوتبال بازی کند و زمانی که به مغازه رسید، قیمت نان بالا رفته بود. بنابراین او فقط میتوانست یک نان بخرد!
مردی برای خرید یک جفت کفش عازم برلین شد. اما زمانی که او به آنجا رسید، تنها چیزی که میتوانست بخرد یک فنجان قهوه و کرایه اتوبوس خانه بود. این وضعیت پوچ تقریباً در اواسط جنگ جهانی اول آغاز شد، زمانی که دولت آلمان تصمیم گرفت به جای استفاده از پول مالیاتدهندگان برای تأمین مالی جنگ، از کشورهای دیگر پول قرض کند.
آلمانیها مطمئن بودند که پس از پیروزی در جنگ، با تصرف مناطق صنعتی غنی از منابع و تحمیل غرامت به متفقین شکست خورده، میتوانند بدهی خود را پرداخت کنند؛ اما این طرح نتیجه معکوس داد. آلمان در جنگ شکست خورد و در نهایت با غرامت و بدهیهای فوق هنگفتی روبرو شد.
علاوه بر این، معاهده ورسای آلمان مبلغ ۱۳۲ میلیارد مارک (یا ۳۱.۴ میلیارد دلار) به عنوان غرامت برای وارد کردن خسارت به متفقین در جریان جنگ باید پرداخت میکرد. برای پرداخت بدهیها، دولت به فریب روی آورد. آنها شروع به چاپ پول کردند و از آن برای خرید ارز استفاده کردند که سپس برای پرداخت غرامت استفاده میشد. به زودی تورم از کنترل خارج شد.
در ابتدا، تورم به آرامی افزایش یافت – از ۴.۲ مارک به ازای هر دلار قبل از جنگ به ۴۸ مارک در هر دلار در هنگام امضای معاهده. سپس به سرعت شتاب گرفت.
در نیمه اول سال ۱۹۲۲، قیمت برابری مارک در برابر دلار ۳۲۰ مارک بود. تا پایان سال به ۷۴۰۰ مارک در هر دلار رسید. در نهایت، این علامت به ۴.۲ تریلیون مارک در برابر یک دلار آمریکا رسید!
کارمندان چمدان و کولهپشتی را برای دریافت دستمزد خود به محل کار میآوردند و قبل از تغییر نرخ ارز به نزدیکترین مغازه می رفتند.
اسکناسهای با ارزش بالاتر و بالاتر هر چند هفته یک بار شروع به چرخش کردند. حتی اسکناس ۱۰۰۰ میلیارد مارکی منتشر شد. ابر تورم در اکتبر ۱۹۲۳ به اوج خود رسید و ارزش اسکناس به ۱۰۰ تریلیون مارک افزایش یافت. ارز معنای خود را از دست داده بود. مردم معامله نقدی را متوقف کردند و به جای آن شروع به داد و ستد کردند.
بسیاری از پزشکان اصرار داشتند که از طریق سوسیس، تخم مرغ، زغال سنگ و مانند آن دستمزد دریافت کنند. مردم یک جفت کفش را با یک پیراهن و مقداری ظروف را با قهوه عوض میکردند. وحشت و بیاعتمادی اقتصادی گسترده بود. مردم طوری زندگی کردند که انگار فردایی وجود ندارد. سالنهای رقص و بارها در شهرها افتتاح شد و فروش کوکائین سر به فلک کشید.
به طرز عجیبی، کالاها کم نبودند. اما هیچ ارز ثابتی برای خرید آنها وجود نداشت. تنها اشیایی که ارزش واقعی داشتند، داراییهای مشهود بودند: الماس، طلا، عتیقهجات و آثار فاخر هنری.
به زودی آلمان، کشور دزدها شد. مردم شروع به سرقت هر چیزی کردند – صابون، سنجاق سر، لولههای مسی و بنزین. در اواخر سال ۱۹۲۳، مارک با یک ارز جدید جایگزین شد – Rentenmark، که توسط وام مسکن زمینهای کشاورزی و صنعتی پشتیبانی میشد. آلمان لنگان لنگان به حالت عادی بازگشت، اما این کشور دیگر هرگز مثل سابق نشد. خلق و خوی متفاوتی بر کشور حاکم شد، جو خاصی که آدولف هیتلر بعدها با نبوغ شیطانی خود از آن بهره بسیار برد. پرل.اس باک، نویسنده آمریکایی که در ۱۹۲۳ در آلمان بود، نوشت:
"شهرها هنوز سر جایشان بودند، خانهها هنوز سالم بودند، اما قربانیان میلیونها نفر بودند.
آنها ثروت و پسانداز خود را از دست داده بودند. آنها مات و مبهوت شده بودند و نفهمیدند که چگونه این اتفاق برایشان افتاده است و دشمنی که آنها را شکست داده کیست. با این حال، آنها اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند،
احساس خود را از دست داده بودند. دیگر باور نداشتند که اگر به اندازه کافی سخت کار کنند، خودشان میتوانند ارباب زندگی خود باشند. ارزشهای قدیمی اخلاق نیز از بین رفت!"
پ.ن/ عاقبت تورم مهار نشده در فروپاشی زندگی مردم
#گرانی_تورم_بلای_جان_مردم
@shbazneshasteganir
در حین احترام به همه تحلیل گران عزیز اقتصاددان یا خود اقتصاددان مایل به افزایش یا کاهش نرخ دلار، در فضای تحلیلی اقتصاد سیاسی دارای شائبه رانتی، چه کاهش و چه افزایش نرخ ارز، دارای ذینفعانی است که از ابزار تحلیلهای یک بعدی با اتکا به قدرت انتشار رسانه ای، استفاده میکنند. واقعیت داستان، مدیریت شرایط کنونی اقتصاد، مهار تورم، ثبات نرخها بویژه ارز خارجی و البته تامین مالی دولت و کاهش سایه شوم کسری بودجه تورم زا است. باور بفرمایید لازم نیست در علم اقتصاد کلان پیشرفته، مجدد چرخ را اختراع بفرمایید. تورم ریشه پولی دارد اما مدیریت آن لزوما راه حل پولی ندارد. ایستگاه نخست، مدیریت انتظارات تورمی و سپس رونق در بازار مالی بویژه کالاها و داراییهای حقیقی است. شیوه و نوع کالاهای دارای ارز مستتر در صورت خواست جدی مسئولان اقتصادی قابل اعلام و مشاوره است، البته اگر رعایت کنند و نروند باز آن کار دیگر طبق صلاحدید کارشناسان دولتی و به نام علم اقتصاد تمام کنند.
t.me/economedia
t.me/economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
استادان اقتصاد اسلامی و متخصصان فقهی، لطفا در باره شبه قمار در ایجاد تورم نظر دهید.
فرشاد پرویزیان
قمار در اسلام حرام است و طبق ماده ۷۰۵ قانون مجازات اسلامی ایران، قماربازی با هر وسیلهای، ممنوع و مرتکبین آن به یک تا شش ماه حبس یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میشوند.
عنصر معنوی این جرم، سوء نیت عام است و چون معمولاً قصد تحصیل مال وجود دارد، سوءنیت خاص نیز برای آن در نظر گرفته میشود. البته به لحاظ حقوقی، گویا قمار، از مصادیق کلاهبرداری محسوب نمیشود و این دو جرم با هم متفاوت هستند، زیرا در قمار چه تقلبی انجام شود و چه انجام نشود، جرم محقق میشود. شایان ذکر است که قمار میتواند با هر وسیله ای واقع شود.
جدا از بحث فقهی قمار که در تخصص من نیست، از زاویه اقتصادی و آماری توجه به نکاتی چند ضروری است. در اقتصاد دو مفهوم اساسی ریسک و عدم اطمینان دارای تعریف مشخص و کارکردهای معین هستند. ریسک یا خطر پذیری، به نوعی بیانگر تحقق نیافتن میانگین مورد انتظار با انحراف از میانگین در قدر مطلق بیشتر و یا کمتر از میانگین؛ و همین میزان انحراف از میانگین یعنی میزان احتمالات، معلوم و قابل اندازه گیری، و لذا سرمایه گذاری با وجود ریسک، دارای وجاهت قانونی و به لحاظ فقهی بلا اشکال است. اما عدم اطمینان، گونه ای دیگر است، یعنی اینکه احتمالات ناشناختهاند. بر مبنای ریسک، شما میتوانید تصمیم بگیرید که وارد یک فعالیت مالی بشوید یا نه و در مقابل، در قلمرو عدم اطمینان، تصمیمگیری بسیار دشوارتر است.
ریسک با احتمال وقوع نتایج یا رویدادهای مختلف مرتبط و شامل رویدادهای بسیار محتمل تا موارد و اتفاقات بسیار نامحتمل است. ریسک را میتوان با استفاده از روشهای احتمالی، تحلیل آماری یا تکنیکهای
ارزیابی ریسک، اندازه گیری کرد و اصول مدیریت ریسک از همین نقطه شروع میشود.
مدیریت ریسک شامل شناسایی، ارزیابی و کاهش خطرات برای به حداقل رساندن تأثیر یا احتمال وقوع آنها است. اما اساسا شرایط عدم اطمینان دارای احتمالات مشخص و قابل اندازه گیری نیست و فعالیت در این حوزه دارای هیجانهای مضر فراوان است. قمار نیز بیانگر نوعی فضای نااطمینانی و تورش بازی به سمت باخت و زیان فرد است. شاید شنیدنش برای شما جذاب باشد که نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-5) که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) منتشر شده است، تمایل به قمار یا اختلال قماربازی (Problem gambling) را با توجه به شباهتهایی که به اعتیاد دارد، به عنوان یک بیماری در دسته اختلالات اعتیادی طبقهبندی کردهاست. تمایل به قمار، ممکن است باعث آسیب به خود یا دیگران شود. قمار پاتولوژیک نوعی اختلال و با هزینههای اجتماعی همراه است. همین نگاه مبتنی بر بیماری به قمار، کافی است تا در باره علت حرام شمردن قمار در دین مبین اسلام بیشتر فکر کنیم.
حال کلید واژه تورم و نااطمینانی را یک جستجوی ساده اینترنتی کنید تا بدانید تورم چگونه فضای نااطمینانی ایجاد و ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه را مضمحل میکند. بخش جالبتر داستان اینکه، تورم ریشه پولی دارد و دولت عملا با ایجاد تورم ناشی از خلق پول پرقدرت، حق الضرب یا همان مالیات تورمی دریافت میکند. یعنی فضایی شبیه یک کازینو که بازندگان در اکثریت، مردم هستند و برنده محدود، دولت، که با پویاییهای تورم، به نوعی ارزش حقیقی بدهی خود را کاسته و البته ناکارامدی مدیریتی خود را نیز را با ارقام اسمی، پوشش میدهد. البته در این کازینوی تورمی، مردم حتی لذت بازی خطرناک را نمیبرند بلکه صبح که از خواب بیدار میشوند متوجه باخت خود از جمله تغییرات نرخ ارز میشوند. اما اینکه ایجاد تورم آیا دارای شبهه قمار است یا خیر، بهتر است استادان اقتصاد اسلامی و متخصصان فقهی نظر دهند. در هر صورت آثار تورم مشهود در جامعه قابل کتمان نیست.
t.me/economedia
فرشاد پرویزیان
قمار در اسلام حرام است و طبق ماده ۷۰۵ قانون مجازات اسلامی ایران، قماربازی با هر وسیلهای، ممنوع و مرتکبین آن به یک تا شش ماه حبس یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میشوند.
عنصر معنوی این جرم، سوء نیت عام است و چون معمولاً قصد تحصیل مال وجود دارد، سوءنیت خاص نیز برای آن در نظر گرفته میشود. البته به لحاظ حقوقی، گویا قمار، از مصادیق کلاهبرداری محسوب نمیشود و این دو جرم با هم متفاوت هستند، زیرا در قمار چه تقلبی انجام شود و چه انجام نشود، جرم محقق میشود. شایان ذکر است که قمار میتواند با هر وسیله ای واقع شود.
جدا از بحث فقهی قمار که در تخصص من نیست، از زاویه اقتصادی و آماری توجه به نکاتی چند ضروری است. در اقتصاد دو مفهوم اساسی ریسک و عدم اطمینان دارای تعریف مشخص و کارکردهای معین هستند. ریسک یا خطر پذیری، به نوعی بیانگر تحقق نیافتن میانگین مورد انتظار با انحراف از میانگین در قدر مطلق بیشتر و یا کمتر از میانگین؛ و همین میزان انحراف از میانگین یعنی میزان احتمالات، معلوم و قابل اندازه گیری، و لذا سرمایه گذاری با وجود ریسک، دارای وجاهت قانونی و به لحاظ فقهی بلا اشکال است. اما عدم اطمینان، گونه ای دیگر است، یعنی اینکه احتمالات ناشناختهاند. بر مبنای ریسک، شما میتوانید تصمیم بگیرید که وارد یک فعالیت مالی بشوید یا نه و در مقابل، در قلمرو عدم اطمینان، تصمیمگیری بسیار دشوارتر است.
ریسک با احتمال وقوع نتایج یا رویدادهای مختلف مرتبط و شامل رویدادهای بسیار محتمل تا موارد و اتفاقات بسیار نامحتمل است. ریسک را میتوان با استفاده از روشهای احتمالی، تحلیل آماری یا تکنیکهای
ارزیابی ریسک، اندازه گیری کرد و اصول مدیریت ریسک از همین نقطه شروع میشود.
مدیریت ریسک شامل شناسایی، ارزیابی و کاهش خطرات برای به حداقل رساندن تأثیر یا احتمال وقوع آنها است. اما اساسا شرایط عدم اطمینان دارای احتمالات مشخص و قابل اندازه گیری نیست و فعالیت در این حوزه دارای هیجانهای مضر فراوان است. قمار نیز بیانگر نوعی فضای نااطمینانی و تورش بازی به سمت باخت و زیان فرد است. شاید شنیدنش برای شما جذاب باشد که نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-5) که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) منتشر شده است، تمایل به قمار یا اختلال قماربازی (Problem gambling) را با توجه به شباهتهایی که به اعتیاد دارد، به عنوان یک بیماری در دسته اختلالات اعتیادی طبقهبندی کردهاست. تمایل به قمار، ممکن است باعث آسیب به خود یا دیگران شود. قمار پاتولوژیک نوعی اختلال و با هزینههای اجتماعی همراه است. همین نگاه مبتنی بر بیماری به قمار، کافی است تا در باره علت حرام شمردن قمار در دین مبین اسلام بیشتر فکر کنیم.
حال کلید واژه تورم و نااطمینانی را یک جستجوی ساده اینترنتی کنید تا بدانید تورم چگونه فضای نااطمینانی ایجاد و ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه را مضمحل میکند. بخش جالبتر داستان اینکه، تورم ریشه پولی دارد و دولت عملا با ایجاد تورم ناشی از خلق پول پرقدرت، حق الضرب یا همان مالیات تورمی دریافت میکند. یعنی فضایی شبیه یک کازینو که بازندگان در اکثریت، مردم هستند و برنده محدود، دولت، که با پویاییهای تورم، به نوعی ارزش حقیقی بدهی خود را کاسته و البته ناکارامدی مدیریتی خود را نیز را با ارقام اسمی، پوشش میدهد. البته در این کازینوی تورمی، مردم حتی لذت بازی خطرناک را نمیبرند بلکه صبح که از خواب بیدار میشوند متوجه باخت خود از جمله تغییرات نرخ ارز میشوند. اما اینکه ایجاد تورم آیا دارای شبهه قمار است یا خیر، بهتر است استادان اقتصاد اسلامی و متخصصان فقهی نظر دهند. در هر صورت آثار تورم مشهود در جامعه قابل کتمان نیست.
t.me/economedia
Telegram
اقتصاد و رسانه
اقتصاد مدیریت رسانه، تاثیر رسانه بر اقتصاد، آنچه خوب است اصحاب رسانه از اقتصاد بدانند
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
ارتباط با ادمین:
@Drfarshadparvizian
👍2