📌 مغایرت هدف سائورون از ساخت حلقههای قدرت در سریال با کتاب!🔥
📺 در سریال، حلقههای قدرت به پیشنهاد سائورون ساخته میشود. نخست حلقههای سهگانه که در فصل 1 توسط هالبرند پیشنهاد شد. و در این فصل حلقههای شانزدهگانه (۷ حلقهٔ دورفی + ۹ حلقهٔ آدمیان). در سریال هدف آناتار از ساخت حلقههای هفتگانه این است که آنها به دورفها داده شوند و حلقههای نُهگانه نیز به انسانها داده شوند. اما در کتاب سائورون پس از سقوط ارهگیون چنین تصمیمی میگیرد و در وهلهٔ اول میخواست که تمامی ۱۶ حلقه برای الفها باشند.
📖 طبق کتابها، سائورون در دوران دوم هنگامیکه با چهره و هویت آناتار وارد ارهگیون میشود، قصد دارد تا ۱۶ حلقه برای کنترل تمامی الفها بسازد تا از این طریق بر سرزمین میانه مسلط شود. زیرا او سایر نژادها را درحدی نمیدانست بخواهد با حلقهها کنترلشان کند و تمرکز خود را روی فریب الفها گذاشته بود. اما هنگامیکه الفها حلقههای سهگانهٔ را بدون حضور سائورون ساختند و متوجه نقشهٔ شوم سائورون شدند و فریبش را نخوردند، سائورون نقشهاش را تغییر میدهد و اینجاست که تصمیم میگیرد از میان حلقههای شانزدهگانه، ۷ عدد را به دورفها و ۹ عدد را به انسانها ببخشد. در سریال، سائورون از ابتدا نقشهٔ دوم را درنظر دارد و به کنترل کردن موجوداتی غیر از الفها نیز اهمیت میدهد.
(هرآنچه باید راجع به تمامی حلقهها بدانید)
💯 | #Fact – #Analysis
📺 | #LOTRROP – #S2
🗺 | Middle Earth
(هرآنچه باید راجع به تمامی حلقهها بدانید)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍54❤6👌4⚡2🔥2😍2💯2❤🔥1👏1
🔹 در قسمت پنجم اتفاقی عجیب و غیرمحتمل که همهجانبه منحصربهفرد است رخ میدهد؛ میان دو ملت از الفها و دورفها اتحاد و دوستی ایجاد میشود. کلهبریمبور این دوستی را اتفاقی غیرممکن میدانست که اکنون بهلطف مشارکتشان رخ داده است. کلهبریمبور ساخت دربهای دورین، دروازهی غربی خزد-دوم را خامهی روی کیک این رویداد بهشمار میآورد.
🔸 دوستیِ الف و دورف چیزی بیسابقه نبوده، در دوران پیشین نیز کوروفین پدر کلهبریمبور دوست نزدیک دورفها بود، اما رفاقتی که بین دو «قلمروی» دورفی و الفی چنین عمیق باشد کاملاً خاص و فوقالعاده است! اما متاسفانه در سریال زمینهسازی و زمان صرف شده روی این ارتباط بین این دو جامعه به چند دیالوگ و صحنهی کوتاه بسنده شده است، و شاید مخاطب شگفتی کلمات کلهبریمبور در اظهاراتش راجع به این دوستی غیرمنتظره را درک نکند. در سریال به یکباره به نقطهی جشن پیوند اتحاد میان ارهگیون و خزد-دوم رسیدیم. اما قلم تالکین جزئیات بسیار جذابتر از اینها را برایشان نگاشته است.
🔹 دوستی این دو ملت با معاملهی حلقهها شروع نشد، بلکه با مبادلهی هنر و علم و فناوری و صنایعشان، و مهمتر از همه.... بهخاطر درک متقابلشان. دورفها و الفهای نولدور در آئوله (صنعتگر والار) وجه اشتراک داشتند؛ نولدور شاگردان دلباختهی آن والا بودند و از او بسیار هنرها آموختند. و دورفها، فرزندان آئوله، به لطف او برکت و استعدادهای مشهورشان را یافتند.
🔸 درواقع الروند و دورین هرگز همدیگر را از نزدیک نمیبینند، بلکه کلهبریمبور و گالادریل، سرداران ارهگیون، با علاقهی قلبیشان به فرزندان استادشان آئولهی بزرگ، و همچنین با انگیزهی ثروتمندتر شدن و قدرتمندتر شدن (برعلیه سائورون)، وارد رابطهای صمیمی با خزد-دوم میشوند.
🔹 بهراستی، تالارها و معادن دورفها چنان برایشان مقدس بود که پیش از این حتی به الفها اجازه نمیدادند قدم درون قلمرویشان بگذارند. آنها را بیگانه میخواندند. اینکه رفت و آمدها میان قلمروهای صنعتگران الفی و دورفی متعدد شد، بهوضوح نمایانگر این است که اینک دورفها آنها را «خودی» درمییافتند. و بهراستی، آمده است که کلهبریمبور نیز دورفها را نژادی پستتر نه، بلکه برادر و برابر خود میدید، و گالادریل آنها را برترین مبارزانی که بتواند برعلیه اورکها بکارد میپنداشت.
🔸 این دوستان به یکدیگر اجازهی دسترسی به تمامی مقدسات و رازها و اسرارشان را میدادند. برجستهترین این دوستیها، دوستی کلهبریمبور و ناروی بود.
شاخهی الفهای برین موردنظرمان، یعنی نولدور یا همان دانشپیشگان، بهقولی همیشه در جبههی «علم و فناوری» بودند: آنها دانشی که سائورون واقعاً از آن برخوردار بود را میخواستند، و آن دسته از اهالی ارهگیون هشدارهای گیل گالاد و الروند را نادیده گرفتند. این «میل و هوس» خاص الفهای ارهگیون، که اگر دلتان بخواهد میتوانید آن را «تمثیلی» از عشق به ماشینآلات و وسایل فنی بهنامید، همچنین در رفاقت نابشان با دورفهای موریا نمادینه شده است.
- نامهی ۱۵۳
🔹 با اینکه سریال در فصل دوم بیشتر خود را در نمادها و موضوعات تالکینی غرق میکند، اما در مواردی بیش از حد خلاصهوار عبور میکند و آنجور که باید حق مطلب ادا نمیشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍32❤🔥13🔥5❤4👌4⚡1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 جالبه بدونید که آدار تو سریال از هر شخصیت الف دیگهای قدیمیتره!🔥 (احتمالا حتی از کیردان)
🛳 براساس کتاب مردمان سرزمین میانه، کیردان کشتیساز قبل از کوچ بزرگ بهدنیا اومده یعنی بین سالهای 1050 تا 1105 از دوران درختان. (تایملاین آردا)
👹 اما آدار بهعنوان یکی از اولین اورکها، که زمانی الف بوده و در دژ باستانی اوتومنو توسط ملکور تبدیل به اورک شده، حتماً باید قبل از محاصرهٔ اوتومنو و بندی شدن ملکور بهدنیا اومده باشه. این یعنی آدار متولد 1050 تا 1090 از دوران درختانه.
🗺 در سریال به اولین اورکها موریوندور میگفتن، این تحلیل رو دربارهش از دست ندید!
نظرتون راجع به این شخصیت ساختگی تو سریال چیه؟
📹 | #VideoEdit
📱 | #LOTRROP – #S2
🗺 | Middle-Earth
نظرتون راجع به این شخصیت ساختگی تو سریال چیه؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍60🔥9❤5🤔2🤯2❤🔥1👎1
📌 گلورفیندل: من یه مایا رو کشتم! (بالروگ)
کلهبریمبور: من یه مایا رو استخدام کردم! (آناتار)
تینگول: …(ملیان)
🎈 | #Fun – #Meme
🗺 | Middle Earth
کلهبریمبور: من یه مایا رو استخدام کردم! (آناتار)
تینگول: …
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😁68🤣44😈5🤯4👍3😐2👻2👀1
🔹 در ادامهٔ دوستی الفها و دورفها که در قسمت پنجم شاهد آن بودیم، درهای دورین، دروازهٔ غربی خزد-دوم نیز با همکاری ناروی و کلهبریمبور ساخته شد. این درها که کاملاً از دید پنهان بودند و فقط به واسطهٔ خط ایثیلدین که روی آن حکاکی شده بود، آن قابل پیدا کردن بودند. «ایثیلدین» خطوطی است که در سریال کلهبریمبور آن را با استفاده از میتریل اختراع کرد و تنها در زیر نور ماه نمایان است. این درها تنها با گفتن کلمه رمز باز میشود و این رمز «مِلون» (Mellon) کلمهای بهزبان سیندارین بهمعنی «دوست» است.
🔸 جزئیات و طرحهایی که روی این درب وجود دارد، دقیقا مطابق با نقاشی خود جی.آر.ار. تالکین میباشد. شامل: نماد تاج دورین بههمراه هفت ستاره روی آن، دو درخت الفهای برین که احتمالا مربوط دو درخت والینور میباشد، ستارهٔ خاندان فئانور، و حروفی به زبان الفی کوئنیا بر روی بالای آن:
«انین دورین آران موریا: پدو ملون آمینو. ایه ناروی هاینه شات کلهبریمبورو ارمگیون تاتیانت ای تیوهین.»
(Ennyn Durin Aran Moria: Pedo Mellon a Minno. Im Narvi hain echant. Celebrimbor o Eregion teithant i thiw hin.)
«بگو دوست و وارد شو، و در زیر این جمله، من ناروی اینها را ساختم، کلهبریمبور اهل هولین این نشانهها را رسم کرد، حک شده بود. (هولین نام ارهگیون به زبان وسترون است.)»
🔹 درهای دورین، که به آن دروازهٔ دورین یا درب غربی هم میگفتند ورودی از سمت غرب در کوههای مه آلود به قلمرو دورفی خزد-دوم را تشکیل میداد. ورودی اصلی خزد-دوم که به آن دروازه بزرگ میگفتند در شرق کوههای مهآلود قرار داشت اما پس از دوستی کلهبریمبور و ناروی، آنها تصمیم گرفتند دروازهای در سمت غرب بسازند تا روابط و همکاری با قلمرو الفی ارهگیون را بهبود ببخشند. چراکه اینگونه الفها و دورفها میتوانستند راحتتر به خزد-دوم رفت و آمد کنند و بهعلاوه، این نمادی برای دوستی این دو ملت بهشمار میآمد.
🔸 وقتی در کتاب ارباب حلقهها، گذر یاران حلقه به این درها رسید، با پیدا کردن رمز آن موفق شدند درهای دورین را باز و وارد خزاد-دوم شوند.
🔹 در سریال ساخت درهای دورین مطابق توصیف کتابها پیش رفته و نارویِ دورف وظیفه ساخت در و کلبریمور وظیفهٔ ثبت خطوط ایثیلدین بر روی آن را دارد. زیرا پس از رونمایی، همچنان در پس زمینه درهای دورین را در کارگاه آهنگری میبینیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍31👌3🔥2😍2❤🔥1💯1
📌 ائارندیل، تور، برن؛ اسامی سه شخصیت مهم که آناتار به آنها اشاره کرد!🔥
آناتار در قسمت پنجم، برای اینکه به کلهبریمبور ارزش و اهمیت انسانها را یادآوری کند، سه تن از مهمترین شخصیتهای انسان در دوران اول را نام میبرد که آوردن نام آنها در سریال، برای طرفداران تالکین جذاب میباشد.
🌟 ائارندیل:
🪓 تور:
💞 بِرِن:
🗡 | #Earendil – #Tuor – #Bern & #Luthien
💡 | #Analysis | #Lore
📺 | #LOTRROP – #S2
🗺 | Middle Earth
آناتار در قسمت پنجم، برای اینکه به کلهبریمبور ارزش و اهمیت انسانها را یادآوری کند، سه تن از مهمترین شخصیتهای انسان در دوران اول را نام میبرد که آوردن نام آنها در سریال، برای طرفداران تالکین جذاب میباشد.
پسر تور و پدر الروند و الروس. شخصیتی در دوران اول که با کشتیاش به والینور میرود و سپاه والینور را برای شکست دادن مورگوث به بلریاند دعوت میکند که بهنوعی ناجی بلریاند بهحساب میآید. او و خانوادهاش بهعنوان نیمه-الف، میتوانستند انتخاب کنند که به سرنوشت یک الف (نامیرایی) زندگی کنند یا سرنوشت یک انسان و او الف بودن را برگزید.(شعر سرگذشت ائارندیل)
پسر هور و پدر ائارندیل. شخصیتی در دوران اول که با ایدریل، شاهدخت گوندولین ازدواج میکند که وصلت آنها، دومین ازدواج آدمیان با الفهاست. او در واقعهٔ سقوط گوندولین به بازماندگان کمک میکند تا بتوانند از آنجا فرار کنند. در نهایت تور و همسرش ایدریل، به طرف والینور بادبان کشیدند و در افسانهها آمده است که تور اولین انسانی بود که وارد والینور شد.(رویایی تور و مایگلین) - (سرگذشت ایدریل)
پسر باراهیر و پدر دیور. شخصیت برن یکی از الهامبخشترین انسانها در دنیای تالکین است. بعد از اینکه تمامی اعضای قبیلهاش، بههمراه پدرش قتلعام شدند، او در جنگلها پرسه میزد تا اینکه با لوتین، شاهدخت دوریاث ملاقات کرد و عشق آنها از عمیقترین عشقهای دنیای تالکین میباشد. برن بههمراه معشوقهاش لوتین موفق میشوند تا یک گوهر سیلماریل را از تاج مورگوث جدا کنند و درنهایت آنها تا پیری در جزیرهٔ تول گالن زندگی کردند.(داستان برن و لوتین)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥38👍10🕊6🔥4👌3👏2❤1⚡1
Middle-earth | ارباب حلقهها
📌 بازم گالادریل و یه enemies to lovers دیگه؟ چشم کلهبورن روشن!😭 بهنظرتون منظور گالادریل از این حرف چی بوده؟ 🎈 | #Fun – #Meme 📱 | #LOTRROP – #S2 🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤣92🥰6😁6😭5👍4😐2👀2💋1
🔹 در ادامهٔ تحلیلهای قسمت پنجم، به نومهنور برمیگردیم. از قسمت سوم میدانیم که فارازون و طرفدارانش، طی یک اقدام حیلهگرانه، مردم را بیش از پیش برعلیه ملکه میریل شوراندند و یک کودتا را برای بهقدرت رساندن فارازون اجرا کردند. درواقع فارازون و نزدیکانش برای میریل پاپوش دوختند، آنها به پیشنهاد ائارین (که بهخاطر مرگ برادرش از میریل کینه دارد)، پلانتیری که او پیدا کرده بود را در دربار نومهنور نشان دادند و میریل را مجبور کردند تا خود اعتراف کند که صاحب آن گوی پلانتیر است؛ سپس مردمی که از ساختههای الفی متنفر بودند، ملکه را خائن خوانده و با اطمینان کامل فارازون را بهعنوان فرمانروای جدید نومهنور پذیرفتند.
🔸 پلانتیری، هفت گوی سنگی بودند که احتمالا فئانور، الف بزرگ دوران نخست آنان را ساخته بود و آنها در نومهنور چندان شناخته شده نبودند، بلکه تنها مومنان از آنها استفاده میکردند. وقتی فارازون باعث میشود میریل تملک آن گوی پلانتیری را به گردن بگیرد، ملکه در چاهی که فارازون و نزدیکانش برای تو کنده بودند افتاده و اعتماد دربیاریان را بهطور کامل از دست میدهد و آنها پسرعموی میریل، یعنی فارازون را شاه جدید میخوانند. بدینگونه یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ نومهنور، یعنی کودتای فارازون اتفاق میافتد.
(معرفی پلانتیری)
🔹 در کتابها کودتای فارازون و بهقدرت رسیدنش اندکی متفاوت است. کمی بعد از اینکه میریل بهعنوان ملکهٔ نومهنور بهسلطنت میرسد، پسرعمویش فارازون که قدرت و نفوذ بسیار زیادی داشت، بهزور میریل را بههمسری گرفته و چوگان سلطنت را از او غصب میکند. این عمل او از دو جهت پلید بود: اینکه او بهزور سلطنت را غصب کرده بود و اینکه با دخترعموی خود ازدواج کرده بود. درحالیکه ازدواج با عموزادگان در نومهنور قبیح دانسته میشد.
🔸 اکنون به قسمت پنجم برمیگردیم. در این قسمت طی مکالمهای از فارازون، که اکنون پیشوند «آر» (در زبان آدونایی بهمعنی شاه) را بهنام خود اضافه کرده است، با پسرش به نکات جالبی اشاره شد. آر-فارازون به کمن میگوید که در ارهسئا، دروازهای به سرزمینهای نامیرا (والینور) برجی وجود دارد تا به مردم نومهنور یادآوری کند که آنان میرا هستند و به هر قدرتی هم که دست پیدا کنند، ماندگار نخواهد بود. او با لحنی معترضانه به فانی بودنشان اشاره میکند و به پسرش میگوید که داشتند چوگان سلطنت برایش کافی نیست.
🔹 علیرغم اینکه آر-فارازون بهسلطنت رسیده است، عطش او برای قدرت نهتنها فروکش نکرده بلکه بیشتر هم شده. این جاهطلبی آر-فارازون با کتاب مطابق کامل دارد. در کتابها نومهنوریان و درنهایت آر-فارازون نسبت به اینکه آنها فانی هستند درحالیکه الفها نامیرایند معترض بودند. آنها فکر میکردند که حضور در والینور باعث میشود تا به عمری جاودان دست پیدا کنند اما والار نومهنوریان و بهکل انسانها را از ورود به والینور منع کرده بودند. این اعتراض بهقدری زیاد خواهد شد که آر-فارازون با کشتیهای جنگی به والینور حمله میکند و درنهایت این عزیمت منجر به نابودی آنها خواهد شد. هرچند این اتفاق را احتمالا در فصل 4 سریال ببینیم و این تنها نشانهای برای جاهطلبی آر-فارازون میباشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍30🔥7👌3⚡2👏2🫡2❤1❤🔥1
📌 یکی از تأثیرگذارترین صحنههای قسمت پنجم، مرگ والاندیل بود!💔
در این صحنه، والاندیل، دوست قدیمی ایسیلدور که از طرفداران الندیل و مومنان نومهنور بود، جلوی کمن که بهدستور شاه میخواست معبد مومنان رو خراب کنه ایستاد و درنهایت کمن بهطرز ناجوانمردانهای اونو کشت.
توی کتابها، ایسیلدور، اسم پسر چهارمش رو «والاندیل» (دوستدار والار) میذاره. بهنظر شما تو سریال، ایسیلدور بعد از اینکه متوجه کشته شدن والاندیل میشه، بهیاد دوست قدیمیش این اسم رو برای کوچیکترین پسرش انتخاب میکنه؟
(معرفی پسران ایسیلدور)
💡 | #Analysis | #Fact
📺 | #LOTRROP – #S2
🗺 | Middle Earth
توی کتابها، ایسیلدور، اسم پسر چهارمش رو «والاندیل» (دوستدار والار) میذاره. بهنظر شما تو سریال، ایسیلدور بعد از اینکه متوجه کشته شدن والاندیل میشه، بهیاد دوست قدیمیش این اسم رو برای کوچیکترین پسرش انتخاب میکنه؟
(معرفی پسران ایسیلدور)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔72👍11😢6😭3👎2🤷2😁1👌1😈1😇1😡1
📌 نفرتپراکنی راجع به سریال حلقههای قدرت، از دیدگاه خود تالکین!🗺
🔹 احتمالاً این روزها در فضای مجازی با اظهار نظرهایی همچون «سریال حلقههای قدرت تالکین رو تو گور به لرزه انداخت» مواجه شدهاید. این اظهار نظرها، از هنگام پخش فصل 1 سریال، تاکنون یکی از موضوعات جنجالبرانگیز و پربازدید برای رسانهها بودهاند. پستها و کامنتهایی موجود است که حتی به بازیگرها و بینندههای سریال هم توهین میکنند: «نمیدونم کدوم آدمی که عقل تو سرشه از این آشغال خوشش میاد!» این افراد، طرفداران تالکین را در موضعی برعلیه سریال حلقههای قدرت میگمارند، بهطوریکه گویی هر آنکس که طرفدار تالکین است، نمیتواند طرفدار سریال نیز باشد.
🔸 بسیاری از افرادی که بهاصطلاح «مدافعان تالکین» عنوان میشوند، در جامهی دروغین یک منتقد، نظراتی میدهند آکنده از نفرتپراکندیاند. تالکین اینگونه افراد متعصب را «فرقهی اسفناک و رقتانگیزِ من» خوانده است. این رفتارهای غیرانسانی یا افراطی هرگز مورد تایید تالکین نیست.
🔹 تالکین هرگز علاقه نداشت که مانند یک بت پرستیده بشود، و رهبر یک فرقهی متعصب باشد. بلکه آن را چیزی «ناخوشایند» و «نگرانکننده» میخواند.
🔸 احتمالاً اگر تالکین هنوز میان ما بود از این اقتباس خوشش نمیآمد، همانطور که پسرش کریستوفر (بزرگترین دستیار حرفهی ادبیاش) از اقتباسهای پیتر جکسون نفرت داشت و آنها را فیلم اکشنی که بهدرد نوجوانان میخورد تفسیر میکرد:
🔹 اما ایشان که پیام کتابشان دوستی و همیاری بود، هرگز رضایت به فحاشی و تنشهای غیرمتمدنانه نمیدادند. برای پروفسور عجیب بود که کسی آنقدر در قلمروی خیالی غرق بشود که کاری بهتر از غر زدنهای جانبدارانه نداشته باشد تا وقت گرانبهایش را صرفش کند.
🔸 از اینرو، از اساس، این نفرتپراکنیها را نمیتوان «تالکینی» دانست. بهطوریکه خود نویسنده نیز بهقدری که این افراد نسبت به دنیای خیالیاش تعصب دارند، متعصب نبود. بهنظر میآید که برخی از افرادیکه مشغول نفرتپراکنی نسبت به اقتباسها هستند، هدف اصلی از دنبال کردن آثار تالکین را گم کرده و بهجای دریافت پیام خالق و لذت بردن از آن، بیشتر به ایراد گرفتن از اقتباسها مشغول شدهاند، که صراحتا توسط تالکین کاری عبث و بیهوده قلمداد شده است.
🗺 | #Exclusive
🗺 | #TolkienMythology
🔰 | #Analysis | #Article | #Fact
🗺 | Middle Earth
🔹 احتمالاً این روزها در فضای مجازی با اظهار نظرهایی همچون «سریال حلقههای قدرت تالکین رو تو گور به لرزه انداخت» مواجه شدهاید. این اظهار نظرها، از هنگام پخش فصل 1 سریال، تاکنون یکی از موضوعات جنجالبرانگیز و پربازدید برای رسانهها بودهاند. پستها و کامنتهایی موجود است که حتی به بازیگرها و بینندههای سریال هم توهین میکنند: «نمیدونم کدوم آدمی که عقل تو سرشه از این آشغال خوشش میاد!» این افراد، طرفداران تالکین را در موضعی برعلیه سریال حلقههای قدرت میگمارند، بهطوریکه گویی هر آنکس که طرفدار تالکین است، نمیتواند طرفدار سریال نیز باشد.
🔸 بسیاری از افرادی که بهاصطلاح «مدافعان تالکین» عنوان میشوند، در جامهی دروغین یک منتقد، نظراتی میدهند آکنده از نفرتپراکندیاند. تالکین اینگونه افراد متعصب را «فرقهی اسفناک و رقتانگیزِ من» خوانده است. این رفتارهای غیرانسانی یا افراطی هرگز مورد تایید تالکین نیست.
🔹 تالکین هرگز علاقه نداشت که مانند یک بت پرستیده بشود، و رهبر یک فرقهی متعصب باشد. بلکه آن را چیزی «ناخوشایند» و «نگرانکننده» میخواند.
«بله، دربارهی انجمن تالکین شنیدهام. بهنظرم مجنونهای واقعی عضو این انجمن نمیشوند. با این حال اینجور چیزها من را مضطرب میکند و ترس و آشوب به دلم میاندازد.»
- نامهی ۲۷۵
🔸 احتمالاً اگر تالکین هنوز میان ما بود از این اقتباس خوشش نمیآمد، همانطور که پسرش کریستوفر (بزرگترین دستیار حرفهی ادبیاش) از اقتباسهای پیتر جکسون نفرت داشت و آنها را فیلم اکشنی که بهدرد نوجوانان میخورد تفسیر میکرد:
«زدن دل و رودهی کتاب رو خالی کردن... [پدرم] تالکین تبدیل به هیولایی شده که توسط شهرت خودش بلعیده شده و درون چرندیات زمونهی ما حل شده. شکاف بین زیبایی و جدیت اثر، و چیزی که بهش بدل گشته، برای من به جاهایی که نباید رفته. چنین تجارتیسازیای تأثیر زیبایی هنر و فلسفهی این اثر رو به پوچی کاسته. فقط یک راه چاره برام مونده: ازش رو برگردونم [بهش توجهی نکنم].»
- کریستوفر تالکین در مصاحبه با Le Monde
🔹 اما ایشان که پیام کتابشان دوستی و همیاری بود، هرگز رضایت به فحاشی و تنشهای غیرمتمدنانه نمیدادند. برای پروفسور عجیب بود که کسی آنقدر در قلمروی خیالی غرق بشود که کاری بهتر از غر زدنهای جانبدارانه نداشته باشد تا وقت گرانبهایش را صرفش کند.
«هنر آنها را متأثر میسازد و آنها اصلاً نمیدانند توسط چه متأثر گشتهاند و چهبسا مست و خمارش میشوند. بسیاری از آمریکاییهای جوان بهطریقهای درگیر قصهها هستند که من نیستم.»
- مصاحبهی پرفسور تالکین
🔸 از اینرو، از اساس، این نفرتپراکنیها را نمیتوان «تالکینی» دانست. بهطوریکه خود نویسنده نیز بهقدری که این افراد نسبت به دنیای خیالیاش تعصب دارند، متعصب نبود. بهنظر میآید که برخی از افرادیکه مشغول نفرتپراکنی نسبت به اقتباسها هستند، هدف اصلی از دنبال کردن آثار تالکین را گم کرده و بهجای دریافت پیام خالق و لذت بردن از آن، بیشتر به ایراد گرفتن از اقتباسها مشغول شدهاند، که صراحتا توسط تالکین کاری عبث و بیهوده قلمداد شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍91👏18👎15😁6❤4😐4🫡3❤🔥2⚡2🔥1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 سائورون در قسمت پنجم، اصرار به ساخت حلقههای نُهگانه داشت. ۹ حلقه که به انسانها بده و اونها رو تحت سیطرهٔ خودش دربیاره!🔥
📝 | #Quote – #Silmarillion – #Nazgul
📹 | #VideoEdit
📱 | #LOTRROP – #S2
🗺 | Middle Earth
«آدمها بسیار سهل و آسان بهدام گرفتار آمدند. آنان که نه حلقه را بهکار بردند در روزگار خود توانا بودند، شاهان و جادوگران و سلحشوران باستانی. افتخار و ثروت بیکران بهدست آوردند، اما همین مایهٔ تباهیشان گشت. چنان که پیدا بود عمر بی پایان داشتند، اما این عمر برای آنان تحملناپذیر شده بود. در روز روشن بیآن که چشمی در جهان آنان را ببیند به این سو و آن سو میرفتند و چیزهای نادیدنی در منظر جهانهای نامرئی برای آدمیان را میدیدند؛ اما بیشتر فقط اشباح و توهمات سائورون را میدیدند. و یکبهیک، دیر یا زود بنابه توان ذات خود، و بنابه نیت نیک یا پلیدشان، در آغاز اسیر حلقهٔ دستشان شدند که زیر سیطرهٔ حلقه یگانه و متعلق به سائورون بود. و تا ابد نامرئی گشتند، مگر در نظر کسی که حلقهٔ حاکم را به دست میکرد و وارد قلمرو سایهها میشد. آنان نزگول بودند، اشباح حلقه، مخوفترین خادمان دشمن؛ تاریکی با آنان همراه بود و با صدای مردگان فریاد سر میدادند.»
– سیلماریلیون، حدیث حلقههای قدرت و دوران سوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥46😈8👍6❤4⚡4🔥4😍2🌚2🎃1
📌 ژن خوب به این میگن. از همهجا ارثیه داره!
شمشیرهای اجدادش رو مثل شیرینیهای نذری صلواتی خیرات کرد رفت. احتمالاً اینقدر از هر سمتی پارتیبازی کلفت داره که این چیزها دیگه براش ناچیزن 😂
🎈 | #Fun – #Meme
🎥 | #LOTRPJ
🗺 | Middle Earth
شمشیرهای اجدادش رو مثل شیرینیهای نذری صلواتی خیرات کرد رفت. احتمالاً اینقدر از هر سمتی پارتیبازی کلفت داره که این چیزها دیگه براش ناچیزن 😂
🎈 | #Fun – #Meme
🎥 | #LOTRPJ
🗺 | Middle Earth
🤣77😁5👍4🔥4🤔4😐1
🔹 در قسمت پنجم، کمن، پسر آر-فارازون، به معبدی در آرمنهلوس، پایتخت نومهنور آمد و بهدستور شاه، قصد خراب کردن آن معبد، و تأسیس یک قنات را داشت. کمن در آنجا با مومنانی که به مناجات مشغول بودند اهانت کرده و مقدساتشان را از بین برد. بهطور مثال تو مجلسمهٔ نیهنا، والای ترحم و دلسوزی را که یکی از مومنان به آن ارج میگذاشت را شکست. این رفتار تندرومآبانهٔ کمن، خشم الندیل را نیز برانگیخت و در آنجا شاهد درگیریای بودیم که طی آن والاندیل نیز کشته شد و الندیل را هم به زندان محکوم کردند.
🔸 این تنشها و اختلافات عقیدتی در نومهنور، در کتابها بهتفصیل آمدهاند. طبق کتابها، نومهنوریان رفتهرفته ایمان خود به والار، که مانند خدایان یا فرشتگان مقرب ارو ایلوواتار، که تقدیسشان میکردند و حتی خود ارو (خدای یگانه) را از دست داده و کفرشان بیشتر و بیشتر شد. این موضوع هنگامیکه سائورون وارد نومهنور میشود (فصول آیندهٔ سریال) به اوج خود رسید. آنان دیگر به معبد ارو نمیرفتند و خدا و راه و رسم والار را کفر میگفتند؛ به این دسته از نومهنوریان «مردان شاه» گفته میشد که در روزگار پایانی اکثریت نومهنور را تشکیل میدادند و دستهٔ مخالفشان یعنی «مومنان» بیشتر در غرب نومهنور، در بندرگاه آندونیه ساکن بودند. (اطلاعات بیشتر)
🔹 در سریال حلقههای قدرت برای این تنشهای اعتقادی، درحال مقدمهچنینی است که نشانههایی از کفر و دینستیزی در نومهنور را در رفتار کمن دیدیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍23⚡8❤🔥2👎2🔥2👌2🌚1
🔹 در قسمت پنجم، دورین سوم نمایندگان هفت خاندان دورف را نزد خود گردآوری کرد تا حلقههای هفتگانه را به آنها معرفی کند، حلقههایی برای قدرتمندتر کردن قلمروهایشان. دورین سوم هر حلقه را بهاندازهٔ نیمی از معادن این خاندانها قیمتگذاری میکند.
🔸 ما در تحلیل شمارهٔ 1 به این موضوع که در کتابها، حلقههای هفتگانه مستقیماً توسط سائورون به هفت شاه از هفت خاندان دورف داده میشود اشاره کردیم. اما نکتهٔ جالب در این سکانس است است که در میز گردهمایی هفت خاندان دورف، تنها پنج نماینده دیده میشود. دلیل این موضوع این است که از بین هفت خاندان دورف، دو خاندان از آنها، یعنی ریشآتشینها و چهارشانهها از قلمروهای نوگرود و بلهگوست در آغاز دوران دوم به خزد-دوم آمدند و در دوران دوم درواقع سه خاندان مجزا از دورفها ساکن خزد-دوم بودند. آن چهار خاندان دیگر نیز، از اهالی شرق بودند، دورفهای شرقی که ساکن کوهستان اوروکارنی در رون بودند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥16👍10⚡3👏3👌2❤🔥1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 نظرتون راجع به کودتای فارازون و بهقدرت رسیدنش در نومهنور چیه؟!🔥
📝 | #Quote – #Silmarillion – #ArPharazon
📹 | #VideoEdit
📱 | #LOTRROP – #S2
🗺 | Middle Earth
«و چنین واقع گشت که تار-پلانتیر از غم و اندوه فرو کاهید و درگذشت. شاه را فرزند پسر نبود و تنها دختری داشت در زبان الفی میریل نام؛ و اکنون او بهحق بنابه قوانین نومهنور وارث چوگان سلطنت بود. اما فارازون دختر را برخلاف میل و ارادهاش به همسری خود درآورد، و این کار تباهکارانه بود، و نیز تباهکارانه از آن روی که قوانین نومهنور، زناشویی خویشاوندان نزدیکتر از نوههای عمو را حتی در خاندان سلطنتی مجاز نمیدانست. و آنگاه که ازدواج صورت گرفت چوگان سلطنت را غصب کرد و لقب آر-فارازون (تار-کالیون در زبان الفی) را برای خود برگزید؛ و نام شهبانویش را به آر-زیمرافل تغییر داد. قدرتمندترین و مغرورترین جمله کسانی که چوگان پادشاهان دریا را از هنگام بنا شدن نومهنور به دست گرفته بودند، آر-فارازونِ زرین بود؛ بیست و چهار شاه و ملکه پیش از او بر نومهنور حکمرانی کرده و اینک در آرامگاههای ژرف زیر کوه منلتارما، بر روی بستری از زر آرمیده بودند. و نشسته بر روی تخت منقوش در شهر آرمنهلوس در اوج شکوه قدرتاش، اندیشهٔ شوم جنگ را در سر میپخت.»
– سیلماریلیون، آکالابث، سقوط نومهنور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎44❤🔥17👍6⚡2🔥2👌1
🔹 در بخشی از قسمت پنجم گیل-گالاد به واسطهٔ حلقه قدرت خود (ویلیا) صحنهها و تصاویر گذرایی را میبیند که احتمال میرود یک آیندهبینی مربوط به واقعهٔ سقوط ارهگیون باشد. او در یک صحنه تعداد زیادی از ماهی در خشکی، در حال جان دادن را دید که این مکان که یحتمل زمانی رود گلاندوین بوده است. همچنین گیل-گالاد سائورون را در فرمزره پوش خود میبیند که میتواند هشداری از سمت حلقه، بابت حضور سائورون در ارهگیون باشد. و در صحنهای دیگر مشعلهای لشکر اورکها را میبیند که برای حمله بهسمت ارهگیون روانه هستند و در مابین این صحنه، اورکی حضور دارد که مشغول نوشیدن خون از یک دست قطعشده از مچ است.
🔸 رود گلاندوین، که از کوههای مهآلود، جنوب موریا جاری میشود و دورتادور شهر اوست-این-ادیل را محاط کرده است، موقعیت استراتژیک خوبی به این شهر داده است و کار حمله به آن را سخت میکند، بنابراین اورکها با مسدود کردن راه این رودخانه بهسمت شهر، میتوانند بهراحتی این محدودیت را برداشته تا شهر را تسخیر کنند. در تصاویری که از صحنههای نبرد (در تریلر) دیدیم، میدانیم که این رود هنگام نبرد کاملا خشک خواهد شد.
(معرفی رود گلاندوین)
🔹 راجع به اورکی که مشغول نوشیدن از یک دست قطع شده است، بر اساس تصاویری که قبلا منتشر شد میدانیم که دست کلهبریمبور در کشمکش و درگیری از مچ قطع شده. یحتمل این دست قطع شده در آیندهبینیِ گیل-گالاد متعلق به این موضوع باشد. این دست قطع شده همچنان چیزی در مشت خود دارد که به چکش فئانور بسیار شباهت دارد، البته این امکان هم وجود دارد که یک سلاح باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥22👍8❤3👌2😍2⚡1❤🔥1💯1🫡1
🔹 در قسمت پنجم، دیسا، همسر دورین چهارم بعد از اینکه یک گوی کریستالی خرید و آن گوی از دستش افتاد، بهطور اتفاقی وارد یک غار زیرزمینی در قلمرو دورفی خزد-دوم شد. دیسا در آن غار که یک دریاچهٔ زیرزمینی در آن بود، صدایی مهیبی شنید و امواج آشفتهٔ آن دریاچه را دید.
🔸 برخی از طرفداران، گمانهزنی کردهاند که این صدا و این موجود، یحتمل همان بالروگ خزد-دوم است که در فصل 1 نیز بیدار شدن او را دیدیم. اما به چند دلیل بعید بهنظر میرسد که این صدا مربوط به بالروگ باشد. اول آنکه بالروگ خزد-دوم در اعماق صخرههای کوهستان مخفی شده و نه جایی در نزدیکی بازار شهر. و دوم اینکه این بالروگ نمیتواند در آب باشد.
🔹 بنابراین باید احتمال دیگری برای این موجود درنظر گرفت. احتمالا این موجود، «نگهبان آب»، موجودی بزرگ و ناشناخته که در سهگانهٔ ارباب حلقهها وجود داشت باشد. منشأ و نژاد این موجود مشخص نیست و نام او تنها در فصل «دشنهای در تاریکی» از کتاب یاران آمده است. جایی که گفته میشود او در دریاچهای که نزدیکی دروازهٔ غربی خزد-دوم است حضور دارد و در آنجا، با بازوان قدرتمند و مارپیچاش پای فرودو را گرفته بود. باتوجه به اینکه دیسا صدای این موجود را در آب شنید و این دریاچه در سریال، از نظر مکانی کاملا به دروازهٔ غربی خزد-دوم نزدیک است، محتملترین گزینه همین میباشد.
(اطلاعات بیشتر از موجودات سرزمین میانه)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍49❤🔥8👎5🔥2🌚2❤1😱1👌1