Middle-earth | ارباب حلقهها
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۱)🗺
(پارت قبلی) - «پارت اول» - (پارت بعدی)
📰 پارت اول مقاله:
اگر یک موجود فانی، برای مثال، یک انسان یا هابیت، صاحب حلقهی قدرت باشد، آیا زندگی اخلاقیای را انتخاب میکند؟ برای پاسخدادن به این پرسش، ممکن است به قابلیتها و محدودیتهای فیزیکی صاحب حلقه بیندیشیم: آیا یک هابیت ساده، مثل سموایز گمجی[۲]، میتواند از قدرتهای حلقه بهاندازهی مرد اصیلی چون آراگورن[۳] بهره برد؟ آیا حلقه به موجودات متفاوت، قدرتهای مختلفی میدهد؟ برای مثال، به فردی مانند آراگورن که ارادهای بسیار قوی دارد، قدرت کنترل ذهن و اعمال دیگران، و در مقابل، به فردی با ارادهی ضعیف، همچون گالوم[۴]، فقط توانایی فرار از مهلکه را میبخشد؟
با اینکه اینها پرسشهای جالبی دربارهی چگونگی استفادهی فیزیکی از حلقهی قدرت هستند، در این مقاله، به جنبههای اخلاقی، و نه فیزیکی آن، خواهیم پرداخت؛ اینکه آیا استفاده از حلقهی قدرت، مستلزم رعایت محدودیتهای اخلاقی است؟ یا راههای اخلاقی یا غیراخلاقیای برای استفاده از حلقه وجود دارد؟ اهمیت این پرسشها زمانی دوچندان میشود که پای یک حلقهی قدرتِ منحصربهفرد در میان باشد: حلقهی قدرت سائورون[۵] که به صاحبش قدرتی نامحدود میبخشد و به نظر نمیرسد که برای موجودی با چنین قدرتی، دلیلی برای درنظرگرفتن اصول اخلاقی وجود داشته باشد.
تالکین در ارباب حلقهها، نمونههای بسیاری از رابطهی میان انتخاب شخصی، قدرت و اخلاقیات را نشان میدهد. داستان حلقهی قدرت و تلاش فرودو[۶] برای نابودکردن آن، میتواند تفسیری مدرن از مسئلهای در فلسفهی اخلاق باشد که افلاطون، در اثر کلاسیک خود، جمهوری، بیان کرده است. رابطهی میان قدرت و اخلاق برای افلاطون هم اهمیت زیادی دارد؛ او داستانی دربارهی چوپانی به نام گوگس[۷] را تعریف میکند که حلقهای جادویی مییابد و با در دست کردنِ آن میتواند نامرئی شود. گوگس از حلقه استفاده میکند تا با ورود به قلعه، ملکه را فریب دهد و پادشاه را به قتل برساند. پرسش افلاطون از ما این است که: «درصورتیکه هیچگونه مجازاتی برای انجام عملی غیراخلاقی وجود نداشته باشد، فرد موظف است که اخلاقی عمل کند یا غیراخلاقی؟ آیا قدرت بسیار زیاد نیاز به اخلاقیبودن را از بین میبرد؟»
ادامه دارد…
[۱] Eric Katz New Jersey Institute of Technology [۲] Samwise Gamgee [۳] Aragorn [۴] Gollum [۵] Sauron [۶] Frodo [۷] Gyges
🖥 خواندن پارتهای مقاله:
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
🗺 | #Rings – #OneRing
📝 | #Analysis | #Article | #Theory
✔️ | #Exclusive
🗺 | Middle Earth
(پارت قبلی) - «پارت اول» - (پارت بعدی)
این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی حلقهی گوگس دیالوگی میان گلاوکن، برادر افلاطون، و سقراط دربارهی ظلم و عدالت است و چالش اصلی آن سازگاری قدرت و اخلاقمداری است.
اگر یک موجود فانی، برای مثال، یک انسان یا هابیت، صاحب حلقهی قدرت باشد، آیا زندگی اخلاقیای را انتخاب میکند؟ برای پاسخدادن به این پرسش، ممکن است به قابلیتها و محدودیتهای فیزیکی صاحب حلقه بیندیشیم: آیا یک هابیت ساده، مثل سموایز گمجی[۲]، میتواند از قدرتهای حلقه بهاندازهی مرد اصیلی چون آراگورن[۳] بهره برد؟ آیا حلقه به موجودات متفاوت، قدرتهای مختلفی میدهد؟ برای مثال، به فردی مانند آراگورن که ارادهای بسیار قوی دارد، قدرت کنترل ذهن و اعمال دیگران، و در مقابل، به فردی با ارادهی ضعیف، همچون گالوم[۴]، فقط توانایی فرار از مهلکه را میبخشد؟
با اینکه اینها پرسشهای جالبی دربارهی چگونگی استفادهی فیزیکی از حلقهی قدرت هستند، در این مقاله، به جنبههای اخلاقی، و نه فیزیکی آن، خواهیم پرداخت؛ اینکه آیا استفاده از حلقهی قدرت، مستلزم رعایت محدودیتهای اخلاقی است؟ یا راههای اخلاقی یا غیراخلاقیای برای استفاده از حلقه وجود دارد؟ اهمیت این پرسشها زمانی دوچندان میشود که پای یک حلقهی قدرتِ منحصربهفرد در میان باشد: حلقهی قدرت سائورون[۵] که به صاحبش قدرتی نامحدود میبخشد و به نظر نمیرسد که برای موجودی با چنین قدرتی، دلیلی برای درنظرگرفتن اصول اخلاقی وجود داشته باشد.
تالکین در ارباب حلقهها، نمونههای بسیاری از رابطهی میان انتخاب شخصی، قدرت و اخلاقیات را نشان میدهد. داستان حلقهی قدرت و تلاش فرودو[۶] برای نابودکردن آن، میتواند تفسیری مدرن از مسئلهای در فلسفهی اخلاق باشد که افلاطون، در اثر کلاسیک خود، جمهوری، بیان کرده است. رابطهی میان قدرت و اخلاق برای افلاطون هم اهمیت زیادی دارد؛ او داستانی دربارهی چوپانی به نام گوگس[۷] را تعریف میکند که حلقهای جادویی مییابد و با در دست کردنِ آن میتواند نامرئی شود. گوگس از حلقه استفاده میکند تا با ورود به قلعه، ملکه را فریب دهد و پادشاه را به قتل برساند. پرسش افلاطون از ما این است که: «درصورتیکه هیچگونه مجازاتی برای انجام عملی غیراخلاقی وجود نداشته باشد، فرد موظف است که اخلاقی عمل کند یا غیراخلاقی؟ آیا قدرت بسیار زیاد نیاز به اخلاقیبودن را از بین میبرد؟»
ادامه دارد…
[۱] Eric Katz New Jersey Institute of Technology [۲] Samwise Gamgee [۳] Aragorn [۴] Gollum [۵] Sauron [۶] Frodo [۷] Gyges
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏12👍4❤🔥2🔥1👌1💯1😨1
Middle-earth | ارباب حلقهها
📌 دهمین ویدیو از داستانهای تالکین در کانال یوتیوب ما آپلود شد: دوران دو درخت: نخستین نبردهای بلریاند!🔥 کانال یوتیوبی «لجنداریوم پرشین» با همکاری کانال سرزمین میانه بهتازگی دهمین ویدیو خود از سیر داستانی سرزمین میانه، «دوران دو درخت: نخستین نبردهای بلریاند»…
📌 اولین ویدیوی داستانهای گمشدهٔ تالکین در کانال یوتیوب ما آپلود شد: داستانهای گمشده: فرزندان والار!🔥
کانال یوتیوبی «لجنداریوم پرشین» با همکاری کانال سرزمین میانه بهتازگی «اولین» ویدیو از پلیلیست داستانهای گمشدهٔ تالکین، «داستانهای گمشده: فرزندان والار» را آپلود کرده است.
عضو کانال یوتیوبی Legendarium.persian شوید و ویدیوهای ما را از دنیای افسانهای تالکین از دست ندهید.
🖋 خلاصهی ویدیو:
▶️ تماشای ویدیوی داستانهای گمشده: فرزندان والار:
⬅️ 👈 (تماشای ویدیو)➡️ ➡️
🌍 | #OtherVersions
📹 | #YouTube – #LP
♨️ | #Exclusive | #Video
🗺 | Middle Earth
کانال یوتیوبی «لجنداریوم پرشین» با همکاری کانال سرزمین میانه بهتازگی «اولین» ویدیو از پلیلیست داستانهای گمشدهٔ تالکین، «داستانهای گمشده: فرزندان والار» را آپلود کرده است.
عضو کانال یوتیوبی Legendarium.persian شوید و ویدیوهای ما را از دنیای افسانهای تالکین از دست ندهید.
🖋 خلاصهی ویدیو:
«اکثر والار در داستانهای تالکین جفتجفت هستن، یعنی یک زن و مرد، و همسر همن، اما بدون داشتن فرزند. والار در نسخههای ابتدایی تالکین، دارای غرایض جنسی هستن و میتونن از همسرشون صاحب فرزند بشن…تالکین در مقالهی اوسانوه-کنتا (Osanwe-kenta) که در کتاب حلقهی مورگوث اومده، میگه که هرچه ارتباط آینور با زمین و دنیای فیزیکی بیشتر بشه، پیوند اونها با زمین هم بیشتر میشه…والاریندی همون مایاها بودن که در اون نسخه، در کنار خادم، ازشون بهعنوان فرزندان والار هم یاد میشد.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15🔥2👏1👌1🆒1
🌟💠💥 www.Gondolin.ir 💥💠🌟
🔥گوندولین؛ شهر پنهان الفهای نولدور🔥
👈👈 تیزر افتتاح وبگاه گوندولین 👉👉
«سقوط گوندولین» آخرین کتابی بود که کریستوفر فقید، فرزند خلف تالکین در اواخر عمر با ویرایش نوشتههای پدر، چاپ و منتشر کرد و روایت مختصر آن در سیلماریلیون یکی از باشکوهترین و در عین حال عظیمترین تراژدیهای دنیای تالکین محسوب میشود.🔥💎💔
ترجمهی «امین قربانی»، ضمن وفاداری کامل به متن حماسی کتاب با نثری آهنگین و مشابه با سیلماریلیون از استاد علیزاده، میتواند بهترین مرجع فارسی برای «سقوط گوندولین» باشد.✨
از کارنامهی ایشان در ژانر فانتزی حماسی میتوان به ترجمهی جلد اول از سهگانهی شاهکش در سایت دوران اژدها و جلد اول از مجموعهی مهزاد در نشر هوپا اشاره کرد، که برای مورد دومی در «جشنوارهی کتاب مهر»، با اکثریت آراء جایزهی بهترین کتاب ترجمه را کسب نمود.🏵
👈 دانلود ترجمهی کتاب سقوط گوندولین 👉
👈👈 درگاه مالی حمایت از مترجم 👉👉
🔥گوندولین؛ شهر پنهان الفهای نولدور🔥
👈👈 تیزر افتتاح وبگاه گوندولین 👉👉
«سقوط گوندولین» آخرین کتابی بود که کریستوفر فقید، فرزند خلف تالکین در اواخر عمر با ویرایش نوشتههای پدر، چاپ و منتشر کرد و روایت مختصر آن در سیلماریلیون یکی از باشکوهترین و در عین حال عظیمترین تراژدیهای دنیای تالکین محسوب میشود.🔥💎💔
ترجمهی «امین قربانی»، ضمن وفاداری کامل به متن حماسی کتاب با نثری آهنگین و مشابه با سیلماریلیون از استاد علیزاده، میتواند بهترین مرجع فارسی برای «سقوط گوندولین» باشد.✨
از کارنامهی ایشان در ژانر فانتزی حماسی میتوان به ترجمهی جلد اول از سهگانهی شاهکش در سایت دوران اژدها و جلد اول از مجموعهی مهزاد در نشر هوپا اشاره کرد، که برای مورد دومی در «جشنوارهی کتاب مهر»، با اکثریت آراء جایزهی بهترین کتاب ترجمه را کسب نمود.🏵
👈 دانلود ترجمهی کتاب سقوط گوندولین 👉
👈👈 درگاه مالی حمایت از مترجم 👉👉
🔥14👍4❤2👎1
📌 امروز تولد 47 سالگی دامنیک مانهن بازیگر مریادوک (مری) برندیباک در سهگانه ارباب حلقهها است…!🥳
📆 | #Anniversary
🎂 | #HBD
🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥43😍9🎉5❤🔥3👍3🍾2🤡1💘1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۱)🗺 (پارت قبلی) - «پارت اول» - (پارت بعدی) این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی…
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۲)🗺
(پارت قبلی) - «پارت دوم» - (پارت بعدی)
📰 پارت دوم مقاله:
در داستان تالکین نیز حلقهی سائورون، همانند حلقهی گوگس، قدرتهایی فوق طبیعی به صاحبش میبخشد. شخصیتهایی که در جستوجوی حلقهاند، بدون درنظرگرفتنِ خواستهها و نیازهای سایر موجودات، گمان میکنند که استفاده از آن بسیاری از تمایلاتشان را برآورده خواهد کرد. داستان حلقهی سائورون بازنمایی این ایده است که قدرت نامحدود و اخلاقیات نمیتوانند همزمان با هم وجود داشته باشند و قدرت مطلق در تضاد با رفتارهایی است که به خواستهها و نیازهای دیگران احترام میگذارد. استفاده از حلقهی تالکین، اما، مسئلهای دربارهی انتخاب شخصی است؛ هیچکس مجبور نیست راهی که گوگس، شخصیت شریر داستان افلاطون، طی کرد را دنبال کند و همهی موجودات این اختیار را دارند که استفاده از حلقهی قدرت را نپذیرند.
شخصیتهای داستان تالکین دربرابر امکان بهرهمندی از قدرتهای بسیار زیاد حلقه، واکنشهای متفاوتی نشان میدهند؛ برای مثال، درحالیکه بانو گالادریل[۸] بهکلی از استفاده از حلقه امتناع میورزد، گالوم در مسیر دستیابی به حلقه نابود میشود و بورومیر[۹] با این تصور که میتواند از قدرتهای حلقه به نفع گوندور[۱۰] استفاده کند، فریب میخورد. سم و فرودو با استفادهی محدود از حلقه، از تأثیرات بد آن در امان میمانند؛ بااینحال، در نهایت، فرودو تسلیم قدرت حلقه میشود اما سم، همانند بانو گالادریل، آن را کنار میگذارد. از طرفی به نظر میرسد که تام بامبادیل[۱۱] از قدرت حلقه گذشته است بدین ترتیب، این شخصیتها با رویکردهای متفاوتشان در استفاده از حلقه، پاسخهای متفاوتی به پرسش افلاطون میدهند.
حال این استدلال و داستانهای مربوط به آن را با جزییات بیشتر دنبال میکنیم:
- چالش افلاطون دربارهی غیراخلاقیبودن -
جمهوری، که در قالب یک گفتوگوی طولانی بین افلاطون و یارانش نوشته شده است، با یک مسئلهی اصلی سروکار دارد: توجیه زندگی اخلاقی، یا «چرا اخلاقی باشیم؟». در قسمت اصلی محاوره (بخش دوم تا دهم)، سقراط از اهمیت زندگی اخلاقی دفاع میکند و گلاوکون[۱۲] و آدیمانتوس[۱۳] که نقش وکیلمدافع شیطان را بازی میکنند، به طرفداری از زندگی غیراخلاقی میپردازند. استدلالهای بسیار قوی این دو برای دفاع از زندگی غیراخلاقی، کار افلاطون را در پاسخدادن به آنها سخت میکند: درحالیکه درپیشگرفتنِ یک زندگی غیراخلاقی، آشکارا، سود و منفعت بیشتری برای ما به دنبال خواهد داشت، انتخاب یک زندگی اخلاقی چه توجیهی دارد؟ اگر زندگی غیراخلاقی به کسب ثروت، قدرت و شهرت، و در مقابل، زندگی اخلاقی به فقر، ناتوانی و قربانیشدن بیانجامد، چرا باید اخلاقی باشیم؟
در طی این استدلال، گلاوکون داستان گوگس چوپان را تعریف میکند که برای تحقق اهداف شیطانیاش از حلقه استفاده میکند و با فریبدادن ملکه و کشتن پادشاه، بر تخت سلطنت مینشیند. از نظر گلاوکون، این کار از هر کس دیگری نیز در چنین جایگاهی سر میزد. به عقیدهی او، دو نوع حلقه وجود دارد: نوع اول حلقهای است که به دست فردی عادل و اخلاقمدار میافتد و نوع دوم، صاحبی ناعادل و فاسد دارد. از دید او، حتی آن فرد عادل و اخلاقمدار نیز، در نهایت، تسلیم قدرتهایی میشود که حلقهی نوع دوم در اختیار صاحبش میگذارد: «فکر نمیکنم که فرد عادل چنان ثباتی داشته باشد که به عدالت وفادار بماند… همانند خدایی در میان آدمیان قدرت مطلق داشته باشد و بااینهمه، در عدالت پابرجای بماند، دست به مال دیگران دراز نکند و حق مردم را محترم شمارد…» (جمهوری، کتاب دوم، ۳۶۰ b-c)
ادامه دارد…
[۸] Galadriel [۹] Boromir [۱۰] Gondor [۱۱] Tom Bombadil [۱۲] Glaucon [۱۳] Adimantus
🖥 خواندن پارتهای مقاله:
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
🗺 | #Rings – #OneRing
📝 | #Analysis | #Article | #Theory
✅ | #Exclusive
🗺 | Middle Earth
(پارت قبلی) - «پارت دوم» - (پارت بعدی)
این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی حلقهی گوگس دیالوگی میان گلاوکن، برادر افلاطون، و سقراط دربارهی ظلم و عدالت است و چالش اصلی آن سازگاری قدرت و اخلاقمداری است.
در داستان تالکین نیز حلقهی سائورون، همانند حلقهی گوگس، قدرتهایی فوق طبیعی به صاحبش میبخشد. شخصیتهایی که در جستوجوی حلقهاند، بدون درنظرگرفتنِ خواستهها و نیازهای سایر موجودات، گمان میکنند که استفاده از آن بسیاری از تمایلاتشان را برآورده خواهد کرد. داستان حلقهی سائورون بازنمایی این ایده است که قدرت نامحدود و اخلاقیات نمیتوانند همزمان با هم وجود داشته باشند و قدرت مطلق در تضاد با رفتارهایی است که به خواستهها و نیازهای دیگران احترام میگذارد. استفاده از حلقهی تالکین، اما، مسئلهای دربارهی انتخاب شخصی است؛ هیچکس مجبور نیست راهی که گوگس، شخصیت شریر داستان افلاطون، طی کرد را دنبال کند و همهی موجودات این اختیار را دارند که استفاده از حلقهی قدرت را نپذیرند.
شخصیتهای داستان تالکین دربرابر امکان بهرهمندی از قدرتهای بسیار زیاد حلقه، واکنشهای متفاوتی نشان میدهند؛ برای مثال، درحالیکه بانو گالادریل[۸] بهکلی از استفاده از حلقه امتناع میورزد، گالوم در مسیر دستیابی به حلقه نابود میشود و بورومیر[۹] با این تصور که میتواند از قدرتهای حلقه به نفع گوندور[۱۰] استفاده کند، فریب میخورد. سم و فرودو با استفادهی محدود از حلقه، از تأثیرات بد آن در امان میمانند؛ بااینحال، در نهایت، فرودو تسلیم قدرت حلقه میشود اما سم، همانند بانو گالادریل، آن را کنار میگذارد. از طرفی به نظر میرسد که تام بامبادیل[۱۱] از قدرت حلقه گذشته است بدین ترتیب، این شخصیتها با رویکردهای متفاوتشان در استفاده از حلقه، پاسخهای متفاوتی به پرسش افلاطون میدهند.
حال این استدلال و داستانهای مربوط به آن را با جزییات بیشتر دنبال میکنیم:
- چالش افلاطون دربارهی غیراخلاقیبودن -
جمهوری، که در قالب یک گفتوگوی طولانی بین افلاطون و یارانش نوشته شده است، با یک مسئلهی اصلی سروکار دارد: توجیه زندگی اخلاقی، یا «چرا اخلاقی باشیم؟». در قسمت اصلی محاوره (بخش دوم تا دهم)، سقراط از اهمیت زندگی اخلاقی دفاع میکند و گلاوکون[۱۲] و آدیمانتوس[۱۳] که نقش وکیلمدافع شیطان را بازی میکنند، به طرفداری از زندگی غیراخلاقی میپردازند. استدلالهای بسیار قوی این دو برای دفاع از زندگی غیراخلاقی، کار افلاطون را در پاسخدادن به آنها سخت میکند: درحالیکه درپیشگرفتنِ یک زندگی غیراخلاقی، آشکارا، سود و منفعت بیشتری برای ما به دنبال خواهد داشت، انتخاب یک زندگی اخلاقی چه توجیهی دارد؟ اگر زندگی غیراخلاقی به کسب ثروت، قدرت و شهرت، و در مقابل، زندگی اخلاقی به فقر، ناتوانی و قربانیشدن بیانجامد، چرا باید اخلاقی باشیم؟
در طی این استدلال، گلاوکون داستان گوگس چوپان را تعریف میکند که برای تحقق اهداف شیطانیاش از حلقه استفاده میکند و با فریبدادن ملکه و کشتن پادشاه، بر تخت سلطنت مینشیند. از نظر گلاوکون، این کار از هر کس دیگری نیز در چنین جایگاهی سر میزد. به عقیدهی او، دو نوع حلقه وجود دارد: نوع اول حلقهای است که به دست فردی عادل و اخلاقمدار میافتد و نوع دوم، صاحبی ناعادل و فاسد دارد. از دید او، حتی آن فرد عادل و اخلاقمدار نیز، در نهایت، تسلیم قدرتهایی میشود که حلقهی نوع دوم در اختیار صاحبش میگذارد: «فکر نمیکنم که فرد عادل چنان ثباتی داشته باشد که به عدالت وفادار بماند… همانند خدایی در میان آدمیان قدرت مطلق داشته باشد و بااینهمه، در عدالت پابرجای بماند، دست به مال دیگران دراز نکند و حق مردم را محترم شمارد…» (جمهوری، کتاب دوم، ۳۶۰ b-c)
ادامه دارد…
[۸] Galadriel [۹] Boromir [۱۰] Gondor [۱۱] Tom Bombadil [۱۲] Glaucon [۱۳] Adimantus
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥10👍4🔥1👏1👌1💯1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥25😁5👏4🌚3🎃3👍2👀2❤1🤯1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۲)🗺 (پارت قبلی) - «پارت دوم» - (پارت بعدی) این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی…
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۳)🗺
(پارت قبلی) - «پارت سوم» - (پارت بعدی)
📰 پارت سوم مقاله:
از نظر گلاوکون، مردم تنها به این دلیل اصول اخلاقی را رعایت میکنند که از مجازات ارتکاب اعمال غیراخلاقی میترسند و هیچ راهی برای فرار از مجازات وجود ندارد. برای هرکس، بهترین جهان ممکن، جهانی است که فرد بتواند در آن بدون درنظرگرفتنِ تأثیر اعمالش بر دیگران و نیز بدون داشتنِ هیچ ترسی از مجازات، با قدرتی نامحدود، امیال و خواستههایش را برطرف کند. در مقابل، بدترین جهان ممکن، جهانی است که در آن فرد قدرتی برای دفاع از خودش نداشته باشد و مورد اذیت و آزار دیگران قرار گیرد. بنابراین، اخلاقیات حد وسطی میان این دو جهان افراطی است: افراد منطقی و عاقل در یک جامعه توافق میکنند که رفتارهای خودخواهانهی خود را محدود کنند تا به دیگران آسیبی نرسانند. در ازای این کار، جامعه دربرابر آسیبهای احتمالی از سوی دیگران از او محافظت میکند. گلاوکون نتیجه میگیرد که در حقیقت، درپیشگرفتنِ یک زندگی خوب و اخلاقی هیچ فایدهای ندارد؛ اگر ما میتوانستیم بدون ترس از مجازات، طبق خواستههایمان عمل کنیم، دیگر آدمهای خوب و اخلاقمداری نبودیم. بنابراین، پاسخ بدبینانهی پرسشِ «باید اخلاقی باشیم یا خیر؟» از طرف غیراخلاقمداران این است که افراد ضعیف زندگی اخلاقی را انتخاب میکنند.
افلاطون تلاش میکند تا با رد این نتیجهگیری بدبینانه، زندگی اخلاقی را توجیه کند. استدلال او بسیار طولانی، اما نکتهی اصلیاش مسئلهی سادهای است: زندگی غیراخلاقی از زندگی اخلاقی بدتر است، چراکه در نهایت، این نوع زندگی روح فرد را نابود میسازد و به بدبختی، افسردگی، ازدستدادن دوستان و نزدیکان و فقدان احساسات میانجامد. تمام قدرتهای دنیا هم نمیتوانند خلأ روانی ناشی از زندگی غیراخلاقی را جبران کنند، اما انسان اخلاقمدار، حتی اگر سهم اندکی از قدرت، ثروت و شهرت داشته باشد، زندگیای کامل و همراه با رضایت درونی خواهد داشت، چراکه او با خودش کنار میآید و در آرامش زندگی میکند.
در نتیجه، از نظر افلاطون، شخص اخلاقمدار قدرت حلقه را نمیپذیرد؛ او زندگی همراه با آرامش شخصی را که با قوانین اخلاقی هدایت میشود، به زندگیای که در آن قدرت، علاقه و میل شخصی حرف اول را میزند، ترجیح میدهد. افلاطون با تعریفکردنِ داستان حلقهی جادویی، توانسته است یکی از اساسیترین مسائل فلسفه را مطرح کند و به آن پاسخ دهد: «من چگونه باید زندگی کنم؟».
- وسوسهی حلقه -
«آیا انسان عادل و درستکار در مواجهه با قدرت نامحدود فاسد میشود؟» با درنظرگرفتن این چالش قدیمی دربارهی زندگی اخلاقی، متوجه میشویم که شخصیتهای داستان تالکین پاسخهای متفاوتی به این پرسش افلاطون میدهند؛ تالکین نه با استدلالهای فلسفی، بلکه با نمایش رفتارهای شخصیتهای داستانش، نشان میدهد که چرا ما باید اخلاقمدار باشیم و زندگیای مبتنی بر اخلاقیات را برگزینیم. در واقع، داستان تالکین از استدلال افلاطون پیشی میگیرد، چراکه حلقهی تالکین، آشکارا، روح صاحبش را تسخیر و فاسد میکند و تمایلات، علایق و باورهای او را به انحراف میکشاند. افلاطون وقوع این انحرافات را در استدلالهایش پیشبینی میکند، اما تالکین در افکار و اعمال شخصیتها آن را نشان میدهد. افزون بر این، تالکین سختیهای یک زندگی اخلاقی، مسئولیتها و فداکاریها را نیز به تصویر میکشد.
ادامه دارد…
🖥 خواندن پارتهای مقاله:
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
🗺 | #Rings – #OneRing
📝 | #Analysis | #Article | #Theory
✅ | #Exclusive
🗺 | Middle Earth
(پارت قبلی) - «پارت سوم» - (پارت بعدی)
این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی حلقهی گوگس دیالوگی میان گلاوکن، برادر افلاطون، و سقراط دربارهی ظلم و عدالت است و چالش اصلی آن سازگاری قدرت و اخلاقمداری است.
از نظر گلاوکون، مردم تنها به این دلیل اصول اخلاقی را رعایت میکنند که از مجازات ارتکاب اعمال غیراخلاقی میترسند و هیچ راهی برای فرار از مجازات وجود ندارد. برای هرکس، بهترین جهان ممکن، جهانی است که فرد بتواند در آن بدون درنظرگرفتنِ تأثیر اعمالش بر دیگران و نیز بدون داشتنِ هیچ ترسی از مجازات، با قدرتی نامحدود، امیال و خواستههایش را برطرف کند. در مقابل، بدترین جهان ممکن، جهانی است که در آن فرد قدرتی برای دفاع از خودش نداشته باشد و مورد اذیت و آزار دیگران قرار گیرد. بنابراین، اخلاقیات حد وسطی میان این دو جهان افراطی است: افراد منطقی و عاقل در یک جامعه توافق میکنند که رفتارهای خودخواهانهی خود را محدود کنند تا به دیگران آسیبی نرسانند. در ازای این کار، جامعه دربرابر آسیبهای احتمالی از سوی دیگران از او محافظت میکند. گلاوکون نتیجه میگیرد که در حقیقت، درپیشگرفتنِ یک زندگی خوب و اخلاقی هیچ فایدهای ندارد؛ اگر ما میتوانستیم بدون ترس از مجازات، طبق خواستههایمان عمل کنیم، دیگر آدمهای خوب و اخلاقمداری نبودیم. بنابراین، پاسخ بدبینانهی پرسشِ «باید اخلاقی باشیم یا خیر؟» از طرف غیراخلاقمداران این است که افراد ضعیف زندگی اخلاقی را انتخاب میکنند.
افلاطون تلاش میکند تا با رد این نتیجهگیری بدبینانه، زندگی اخلاقی را توجیه کند. استدلال او بسیار طولانی، اما نکتهی اصلیاش مسئلهی سادهای است: زندگی غیراخلاقی از زندگی اخلاقی بدتر است، چراکه در نهایت، این نوع زندگی روح فرد را نابود میسازد و به بدبختی، افسردگی، ازدستدادن دوستان و نزدیکان و فقدان احساسات میانجامد. تمام قدرتهای دنیا هم نمیتوانند خلأ روانی ناشی از زندگی غیراخلاقی را جبران کنند، اما انسان اخلاقمدار، حتی اگر سهم اندکی از قدرت، ثروت و شهرت داشته باشد، زندگیای کامل و همراه با رضایت درونی خواهد داشت، چراکه او با خودش کنار میآید و در آرامش زندگی میکند.
در نتیجه، از نظر افلاطون، شخص اخلاقمدار قدرت حلقه را نمیپذیرد؛ او زندگی همراه با آرامش شخصی را که با قوانین اخلاقی هدایت میشود، به زندگیای که در آن قدرت، علاقه و میل شخصی حرف اول را میزند، ترجیح میدهد. افلاطون با تعریفکردنِ داستان حلقهی جادویی، توانسته است یکی از اساسیترین مسائل فلسفه را مطرح کند و به آن پاسخ دهد: «من چگونه باید زندگی کنم؟».
- وسوسهی حلقه -
«آیا انسان عادل و درستکار در مواجهه با قدرت نامحدود فاسد میشود؟» با درنظرگرفتن این چالش قدیمی دربارهی زندگی اخلاقی، متوجه میشویم که شخصیتهای داستان تالکین پاسخهای متفاوتی به این پرسش افلاطون میدهند؛ تالکین نه با استدلالهای فلسفی، بلکه با نمایش رفتارهای شخصیتهای داستانش، نشان میدهد که چرا ما باید اخلاقمدار باشیم و زندگیای مبتنی بر اخلاقیات را برگزینیم. در واقع، داستان تالکین از استدلال افلاطون پیشی میگیرد، چراکه حلقهی تالکین، آشکارا، روح صاحبش را تسخیر و فاسد میکند و تمایلات، علایق و باورهای او را به انحراف میکشاند. افلاطون وقوع این انحرافات را در استدلالهایش پیشبینی میکند، اما تالکین در افکار و اعمال شخصیتها آن را نشان میدهد. افزون بر این، تالکین سختیهای یک زندگی اخلاقی، مسئولیتها و فداکاریها را نیز به تصویر میکشد.
ادامه دارد…
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥10👍4❤2🔥1👏1🤯1👌1💯1
«تلپریون سرانجام بر روی شاخی ببرگ گلی بزرگ و سیمین و لائورهلین میوهای یکتا و زرین آورد. یاوانا آنها را چید؛ و آنگاه درختان جان سپردند و تنه بیجانشان در والینور هنوز بهسان یادمان خوشی زوال یافته پابرجاست. اما یاوانا گل و میوه را به آئوله داد و مانوه هر دو را تبرک بخشید و آئوله و مردماش جامهایی برای نگه داشتن و حفظ پرتو آنها ساختند: و این حدیث در نارسیلیون، ترانه آفتاب و مهتاب آمده است. والار جامها را به واردا بخشیدند تا آنها را چراغ آسمان کند، با پرتویی درخشانتر از ستارگان کهن، نزدیکتر به آردا؛ و واردا قدرتی به آن دو داد که قلمروهای پستتر ایلمن را در نوردند، و آنها را به سفر در مسیرهایی معین بر فراز کمربند زمین از مغرب تا به مشرق و بازگشت واداشت.
…وانیار از همان نخست، ماه، شکوفه تلپریون را در والینور ایسیل درخشان نام دادند؛ و خورشید، میوه لائورهلین را آنار، آتش زرین. اما نولدور آنها را رانا، سرگردان، و واسا، دلِ آتش نام کردند، که بیدار میکند و میسوزاند؛ زیرا بهسان نشانهای برای بیداری آدمیان و زوال الفها در آسمان جای میگرفت، اما ماه یاد و خاطره ایشان را پاس میدارد.»
–سیلماریلیون، حدیث آفتاب و مهتاب و پنهان گشتن والینور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥17👍6👌2❤1🔥1🤡1🌚1😇1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۳)🗺 (پارت قبلی) - «پارت سوم» - (پارت بعدی) این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی…
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۴)🗺
(پارت قبلی) - «پارت چهارم» - (پارت بعدی)
📰 پارت چهارم مقاله:
سرنوشت گالوم، مصداق بارز استدلال افلاطون مبنیبر نتیجهی زندگی غیراخلاقی است؛ او بهعنوان موجودی رقتانگیز توصیف میشود که از همهچیز میترسد، هیچ دوست و خانهای ندارد و همواره در جستوجوی حلقه است. او موجودی فانی است که برای مدتی طولانی صاحب حلقه میشود و حرص زیاد به تصاحب حلقه او را فاسد میکند؛ هر عملی که از وی سر میزند، حتی راهنمایی فرودو و سم برای رسیدن به موردور[۱۴]، با هدفِ بهچنگآوردن دوبارهی حلقه است. فرایند نابودی شخصیت گالوم را در طی سفر طولانیشان از میان سرزمینهای خشک و بیآب و علفی که موردور را احاطه کردهاند، میتوان دید؛ او یکسره با خودش در حال حرفزدن است، چراکه روحش به دو نیم تقسیم شده: نیمی سمهآگول (اسمیگل)[۱۵] (نام او در زمانی که هابیت بود و هنوز حلقه را به دست نیاورده بود) و نیمی گالوم (نام موجودی که تنها هدفش در دنیا بهدستآوردنِ دوبارهی حلقه است). او تنها به این دلیل با فرودو و سم همکاری میکند که هیچیک از دو نیمهی او (سم آنها را لاغرمردنی و نفرتانگیز[۱۶] صدا میکند) نمیخواهند که دست دشمن به حلقه برسد. فرودو متوجه میل زیاد گالوم به تصاحب حلقه میشود و او را مجبور میکند که برای اثبات وفاداریاش به حلقه قسم بخورد، اما بعد، در نزدیکی دروازهی سیاهِ موردور، گالوم بهشدت مضطرب و پریشان میشود که نکند فرودو حلقه را از دست بدهد:
«از آن راه بیفایده است! بیفایده است! آن چیز را برای او نبر! اگر دست او بیافتد همه ما را میخورد، همه دنیا را میخورد. نگهش دار ارباب نازنین، با سمهآگول مهربان باش. نگذار دست او بیافتد. یا بیا برویم، برویم به جاهای قشنگ و آن را پس بده به سمهآگول کوچک. بله، بله، ارباب: پساش میدهیها؟ سمهآگول خوب نگهش میدارد؛ هر چه از دستش بربیاید خوبی میکند، مخصوصا به هابیتهای نازنین. هابیتها بروند خانه نرو طرف دروازه!» (دو برج، ۲۷۳)
این افشاگریِ گالوم فرودو را وامیدارد تا بیدرنگ به او توضیح دهد که چه فشاری را تحمل و چگونه با خطر از دست دادن روحش دست و پنجه نرم میکند. گالوم به حلقه (که آن را گرانبها[۱۷] مینامد) قسم میخورد و قولی میدهد. قدرت حلقه نه تنها باعث میشود که بر سر حرفش نماند، بلکه باعث نابودی خود گالوم نیز میشود. فرودو به او میگوید: «تو پیش از این نابود شده بودی» (همان، ۲۷۶). و بعدتر، در اوج داستان، فرودو، که احساس میکند که داستان به اوجش رسیده، میگوید که اگر نیاز به تملک حلقه بر او مستولی شد، حلقه را به دست میکند و به گالوم دستور میدهد تا او را به درون آتش پرتاب کند.
بنابراین، گالوم مثال واضحی است از کسی که تمایل شدید به تصاحب حلقهی قدرت، روح و معنای زندگیاش را از بین برده است. اما او مصداق کاملی از مسئلهای که افلاطون مطرح کرده، نیست؛ چراکه لحظهی تصمیم او به استفاده از حلقه در داستان توصیف نمیشود. هم برای افلاطون و هم برای تالکین، لحظهی حیاتی در زندگی هر شخصیتی، آن لحظهای است که در آن شخص وسوسه میشود از حلقه استفاده کند و این لحظه است که سرنوشت او را مشخص میکند. در داستان افلاطون، گوگس چوپان استفاده از حلقهی نامرئیکننده را برمیگزیند، اما لحظهی انتخاب گالوم مدتها پیش از زمانی که داستان ارباب حلقهها شروع شود، اتفاق افتاده است، بسیار قبلتر از زمان شکلگیری داستان هابیت. با اینکه گندالف[۱۸] تعریف میکند که چگونه اسمیگل برای تصاحب حلقه، دوستش دیگل[۱۹] را میکشد (یاران حلقه، ۵۸)، ما شاهد بحران اخلاقی اسمیگل و انتخاب او نیستیم. به جای آن، در داستان گالوم، فقط زندگیای سراسر بدبختی و تباهی نشان داده میشود که دنبالکردن قدرت به آن میانجامد.
ادامه دارد…
[۱۴] Mordor [۱۵] Sméagol [۱۶] Slinker and Stinker [۱۷] Precious [۱۸] Gandalf [۱۹] Déagol
🖥 خواندن پارتهای مقاله:
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
🗺 | #Rings – #OneRing
📝 | #Analysis | #Article | #Theory
✔️ | #Exclusive
🗺 | Middle Earth
(پارت قبلی) - «پارت چهارم» - (پارت بعدی)
این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی حلقهی گوگس دیالوگی میان گلاوکن، برادر افلاطون، و سقراط دربارهی ظلم و عدالت است و چالش اصلی آن سازگاری قدرت و اخلاقمداری است.
سرنوشت گالوم، مصداق بارز استدلال افلاطون مبنیبر نتیجهی زندگی غیراخلاقی است؛ او بهعنوان موجودی رقتانگیز توصیف میشود که از همهچیز میترسد، هیچ دوست و خانهای ندارد و همواره در جستوجوی حلقه است. او موجودی فانی است که برای مدتی طولانی صاحب حلقه میشود و حرص زیاد به تصاحب حلقه او را فاسد میکند؛ هر عملی که از وی سر میزند، حتی راهنمایی فرودو و سم برای رسیدن به موردور[۱۴]، با هدفِ بهچنگآوردن دوبارهی حلقه است. فرایند نابودی شخصیت گالوم را در طی سفر طولانیشان از میان سرزمینهای خشک و بیآب و علفی که موردور را احاطه کردهاند، میتوان دید؛ او یکسره با خودش در حال حرفزدن است، چراکه روحش به دو نیم تقسیم شده: نیمی سمهآگول (اسمیگل)[۱۵] (نام او در زمانی که هابیت بود و هنوز حلقه را به دست نیاورده بود) و نیمی گالوم (نام موجودی که تنها هدفش در دنیا بهدستآوردنِ دوبارهی حلقه است). او تنها به این دلیل با فرودو و سم همکاری میکند که هیچیک از دو نیمهی او (سم آنها را لاغرمردنی و نفرتانگیز[۱۶] صدا میکند) نمیخواهند که دست دشمن به حلقه برسد. فرودو متوجه میل زیاد گالوم به تصاحب حلقه میشود و او را مجبور میکند که برای اثبات وفاداریاش به حلقه قسم بخورد، اما بعد، در نزدیکی دروازهی سیاهِ موردور، گالوم بهشدت مضطرب و پریشان میشود که نکند فرودو حلقه را از دست بدهد:
«از آن راه بیفایده است! بیفایده است! آن چیز را برای او نبر! اگر دست او بیافتد همه ما را میخورد، همه دنیا را میخورد. نگهش دار ارباب نازنین، با سمهآگول مهربان باش. نگذار دست او بیافتد. یا بیا برویم، برویم به جاهای قشنگ و آن را پس بده به سمهآگول کوچک. بله، بله، ارباب: پساش میدهیها؟ سمهآگول خوب نگهش میدارد؛ هر چه از دستش بربیاید خوبی میکند، مخصوصا به هابیتهای نازنین. هابیتها بروند خانه نرو طرف دروازه!» (دو برج، ۲۷۳)
این افشاگریِ گالوم فرودو را وامیدارد تا بیدرنگ به او توضیح دهد که چه فشاری را تحمل و چگونه با خطر از دست دادن روحش دست و پنجه نرم میکند. گالوم به حلقه (که آن را گرانبها[۱۷] مینامد) قسم میخورد و قولی میدهد. قدرت حلقه نه تنها باعث میشود که بر سر حرفش نماند، بلکه باعث نابودی خود گالوم نیز میشود. فرودو به او میگوید: «تو پیش از این نابود شده بودی» (همان، ۲۷۶). و بعدتر، در اوج داستان، فرودو، که احساس میکند که داستان به اوجش رسیده، میگوید که اگر نیاز به تملک حلقه بر او مستولی شد، حلقه را به دست میکند و به گالوم دستور میدهد تا او را به درون آتش پرتاب کند.
بنابراین، گالوم مثال واضحی است از کسی که تمایل شدید به تصاحب حلقهی قدرت، روح و معنای زندگیاش را از بین برده است. اما او مصداق کاملی از مسئلهای که افلاطون مطرح کرده، نیست؛ چراکه لحظهی تصمیم او به استفاده از حلقه در داستان توصیف نمیشود. هم برای افلاطون و هم برای تالکین، لحظهی حیاتی در زندگی هر شخصیتی، آن لحظهای است که در آن شخص وسوسه میشود از حلقه استفاده کند و این لحظه است که سرنوشت او را مشخص میکند. در داستان افلاطون، گوگس چوپان استفاده از حلقهی نامرئیکننده را برمیگزیند، اما لحظهی انتخاب گالوم مدتها پیش از زمانی که داستان ارباب حلقهها شروع شود، اتفاق افتاده است، بسیار قبلتر از زمان شکلگیری داستان هابیت. با اینکه گندالف[۱۸] تعریف میکند که چگونه اسمیگل برای تصاحب حلقه، دوستش دیگل[۱۹] را میکشد (یاران حلقه، ۵۸)، ما شاهد بحران اخلاقی اسمیگل و انتخاب او نیستیم. به جای آن، در داستان گالوم، فقط زندگیای سراسر بدبختی و تباهی نشان داده میشود که دنبالکردن قدرت به آن میانجامد.
ادامه دارد…
[۱۴] Mordor [۱۵] Sméagol [۱۶] Slinker and Stinker [۱۷] Precious [۱۸] Gandalf [۱۹] Déagol
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥11👍5❤2👌2🔥1👏1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 شباهت ملکه ایما آرین، مادر رینیرا تارگرین؛ و ملکه میریل سرینده، مادر فئانور، در مرگشان پس از بهدنیا آوردن فرزند!💔
📹 | #VideoEdit
📖 | #Quote | #Lore – #Silmarillion
🧶 | #MirielSerinde, #Feanor – #Elves
🗺 | Middle Earth
نام مادرش میریل بود و به سبب مهارت بیبدیلاش در بافتن و دوختن، سریندهاش میخواندند؛ زیرا دستان این زن بیش از هر دستِ دیگری حتی در میان نولدور، آموخته به ظرافت بود. عشق میان فینوه و عظیم و سرورانگیز بود، چرا که این عشق در قلمرو قدسی و در روزگار رستگاری آغاز گشت؛ اما جسم و جان هنگام به دنیا آوردن فرزندش تحلیل رفت و پس از زادنش میخواست که از بار گران زیستن رها شود. و آنگاه که نامی بر فرزند نهاد، به فینوه گفت: «دیگر هرگز فرزندی نخواهم زاد؛ زیرا نیرویی که میتوانست جانهای بسیاری را بپروراند به یکباره صرف پروراندن فئانور گشته است.»
–سیلماریلیون، حدیث فئانور و رهایی ملکور از بند
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊15👍5❤4💔3😭2😢1👌1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۴)🗺 (پارت قبلی) - «پارت چهارم» - (پارت بعدی) این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی…
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۵)🗺
(پارت قبلی) - «پارت پنجم» - (پارت بعدی)
📰 پارت پنجم مقاله:
بورومیر شخصیتی است که در استدلال گلاوکون دربارهی گوگس چوپان، بیش از همه شبیه مردی است که با وسوسهی قدرت نابود میشود. تالکین بورومیر را بهعنوان مردی بااراده، اصیل، خوشقلب و شجاع به تصویر میکشد که دربارهی نقشهی پیچیدهی نابودکردن حلقه سردرگم است. در شورای الروند[۲۰]، بورومیر به سایر افراد میگوید: «پس اگر این حلقه آنطور که میگویید از چنین قدرتی برخوردار است، بگذارید حلقه سلاح شما باشد. آن را بردارید و به سوی پیروزی پیش بروید!» (همان، ۳۰۰) بورومیر در پی آن است که از حلقه در جهت تحقق اهداف نیک، برآوردن خواستههای مردم آزاد سرزمین میانه (و خودش) و نیز شکست دادن سائورون استفاده کند.
الروند و بقیهی اعضای شورا درخواست بورومیر مبنی بر استفاده از حلقه را رد میکنند و درست مطابق استدلال افلاطون میگویند: «ما نمیتوانیم حلقه حاکم را به کار ببریم…حلقه متعلق است به سائورون و خود به تنهایی آن را ساخته و سرتاپا اهریمنی است…همان اشتیاق به آن قلب را فاسد میکند.» (همان، ۳۰۰).
بورومیر قانع میشود و در طی سفرش با یاران حلقه به جنوب، دیگر حرفی از استفاده از آن برای رسیدن به اهداف نیک نمیزند. اما در اوج داستان، مغلوب وسوسهی استفاده از حلقه در جنگ مقابل موردور میشود. بورومیر برای اینکه فرودو را متقاعد کند که حلقه را به گوندور ببرد، مخفیانه او را تا درون جنگل نزدیک آمونهن[۲۱] تعقیب میکند و درست هنگامی که خود را بهعنوان جنگجویی بزرگ و تحت فرمان حلقه و تمام نیروها علیه موردور توصیف میکند، افکارش را لو میدهد؛ در ابتدا چنین عنوان میکند که حلقه مردم را نجات خواهد داد، اما فرودو خیلی زود متوجه میشود که پای انگیزههای شخصیتری در میان است. بورومیر تلاش میکند تا بهزور، حلقه را از فرودو بگیرد: «این حلقه تصادفاً به دست تو رسیده است. میتوانست از آن من باشد، باید مال من باشد. آن را بده به من!» (همان، ۴۴۹) اما فرودو با در دست کردنِ حلقه، نامرئی میشود و فرار میکند.
بورومیر با دفاع از مری[۲۲] و پیپین[۲۳] در برابر اورکهایی[۲۴] که به آنها حمله کرده بودند، طبیعت قهرمانانهاش را دوباره به دست میآورد و در حال مرگ، به آراگورن اعتراف میکند که تلاش کرده است تا حلقه را از چنگ فرودو درآورد. بنابراین آسیبی که حلقه به بورومیر وارد کرد، شاید به دلیل کوتاهبودنِ مدت ارتباطش با حلقه، موقتی بوده است. بههرحال، بورومیر مصداق بارزی از چالش فرد غیراخلاقمداری است که گلاوکون در محاورهی افلاطون مطرح میکند: او مردی عادل است که پس از به دست آوردنِ حلقه، نمیتواند دربرابر وسوسه برای انجام کاری که مجازاتی در پی ندارد، مقاومت کند. میل به تسخیر قدرت حلقه آنقدر روحش را فاسد کرده است که فرودو را متهم به همدستی با فرمانروای تاریکی میکند. بنابراین، بهوضوح میبینیم که حلقهی قدرت میتواند حتی فردی شجاع، قوی و بافضیلت را هم به تباهی بکشاند.
چه کسی میتواند از این تباهی دوری کند؟ پیش از وسوسه و مرگ بورومیر، تالکین وسوسهی گالادریل، بانوی لوتلورین[۲۵]، یکی از قدرتمندترین الفهای سرزمین میانه را به ما نشان داده است. فرودو از گالادریل میخواهد که حلقه را به او بدهد. انگیزهی فرودو از این کار پیچیده است؛ او از سفری که در پیش رو دارد، میترسد و نگران است که نتواند وظیفهاش را به انجام برساند. فرودو بهتازگی متوجه این موضوع شده است که نابودی حلقه منجر به پایان حضور الفها در سرزمین میانه میشود و به این فکر میکند که اگر گالادریل از قدرت حلقه استفاده کند، آنها میتوانند با شکستدادنِ شیاطین موردور، الفها را نجات دهند: «شما خردمند و بیباک و زیبا هستید بانو گالادریل. اگر شما از من بخواهید آن حلقه یگانه را به شما میدهم. این موضوع از سر من هم زیاد است» (یاران حلقه، ۴۱۰).
ادامه دارد…
[۲۰] Erlond [۲۱] Amon Hen [۲۲] Merry [۲۳] Pippin [۲۴] Orc [۲۵] Lady of Lothlorien
🖥 خواندن پارتهای مقاله:
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
🗺 | #Rings – #OneRing
📝 | #Analysis | #Article | #Theory
✅ | #Exclusive
🗺 | Middle Earth
(پارت قبلی) - «پارت پنجم» - (پارت بعدی)
این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی حلقهی گوگس دیالوگی میان گلاوکن، برادر افلاطون، و سقراط دربارهی ظلم و عدالت است و چالش اصلی آن سازگاری قدرت و اخلاقمداری است.
بورومیر شخصیتی است که در استدلال گلاوکون دربارهی گوگس چوپان، بیش از همه شبیه مردی است که با وسوسهی قدرت نابود میشود. تالکین بورومیر را بهعنوان مردی بااراده، اصیل، خوشقلب و شجاع به تصویر میکشد که دربارهی نقشهی پیچیدهی نابودکردن حلقه سردرگم است. در شورای الروند[۲۰]، بورومیر به سایر افراد میگوید: «پس اگر این حلقه آنطور که میگویید از چنین قدرتی برخوردار است، بگذارید حلقه سلاح شما باشد. آن را بردارید و به سوی پیروزی پیش بروید!» (همان، ۳۰۰) بورومیر در پی آن است که از حلقه در جهت تحقق اهداف نیک، برآوردن خواستههای مردم آزاد سرزمین میانه (و خودش) و نیز شکست دادن سائورون استفاده کند.
الروند و بقیهی اعضای شورا درخواست بورومیر مبنی بر استفاده از حلقه را رد میکنند و درست مطابق استدلال افلاطون میگویند: «ما نمیتوانیم حلقه حاکم را به کار ببریم…حلقه متعلق است به سائورون و خود به تنهایی آن را ساخته و سرتاپا اهریمنی است…همان اشتیاق به آن قلب را فاسد میکند.» (همان، ۳۰۰).
بورومیر قانع میشود و در طی سفرش با یاران حلقه به جنوب، دیگر حرفی از استفاده از آن برای رسیدن به اهداف نیک نمیزند. اما در اوج داستان، مغلوب وسوسهی استفاده از حلقه در جنگ مقابل موردور میشود. بورومیر برای اینکه فرودو را متقاعد کند که حلقه را به گوندور ببرد، مخفیانه او را تا درون جنگل نزدیک آمونهن[۲۱] تعقیب میکند و درست هنگامی که خود را بهعنوان جنگجویی بزرگ و تحت فرمان حلقه و تمام نیروها علیه موردور توصیف میکند، افکارش را لو میدهد؛ در ابتدا چنین عنوان میکند که حلقه مردم را نجات خواهد داد، اما فرودو خیلی زود متوجه میشود که پای انگیزههای شخصیتری در میان است. بورومیر تلاش میکند تا بهزور، حلقه را از فرودو بگیرد: «این حلقه تصادفاً به دست تو رسیده است. میتوانست از آن من باشد، باید مال من باشد. آن را بده به من!» (همان، ۴۴۹) اما فرودو با در دست کردنِ حلقه، نامرئی میشود و فرار میکند.
بورومیر با دفاع از مری[۲۲] و پیپین[۲۳] در برابر اورکهایی[۲۴] که به آنها حمله کرده بودند، طبیعت قهرمانانهاش را دوباره به دست میآورد و در حال مرگ، به آراگورن اعتراف میکند که تلاش کرده است تا حلقه را از چنگ فرودو درآورد. بنابراین آسیبی که حلقه به بورومیر وارد کرد، شاید به دلیل کوتاهبودنِ مدت ارتباطش با حلقه، موقتی بوده است. بههرحال، بورومیر مصداق بارزی از چالش فرد غیراخلاقمداری است که گلاوکون در محاورهی افلاطون مطرح میکند: او مردی عادل است که پس از به دست آوردنِ حلقه، نمیتواند دربرابر وسوسه برای انجام کاری که مجازاتی در پی ندارد، مقاومت کند. میل به تسخیر قدرت حلقه آنقدر روحش را فاسد کرده است که فرودو را متهم به همدستی با فرمانروای تاریکی میکند. بنابراین، بهوضوح میبینیم که حلقهی قدرت میتواند حتی فردی شجاع، قوی و بافضیلت را هم به تباهی بکشاند.
چه کسی میتواند از این تباهی دوری کند؟ پیش از وسوسه و مرگ بورومیر، تالکین وسوسهی گالادریل، بانوی لوتلورین[۲۵]، یکی از قدرتمندترین الفهای سرزمین میانه را به ما نشان داده است. فرودو از گالادریل میخواهد که حلقه را به او بدهد. انگیزهی فرودو از این کار پیچیده است؛ او از سفری که در پیش رو دارد، میترسد و نگران است که نتواند وظیفهاش را به انجام برساند. فرودو بهتازگی متوجه این موضوع شده است که نابودی حلقه منجر به پایان حضور الفها در سرزمین میانه میشود و به این فکر میکند که اگر گالادریل از قدرت حلقه استفاده کند، آنها میتوانند با شکستدادنِ شیاطین موردور، الفها را نجات دهند: «شما خردمند و بیباک و زیبا هستید بانو گالادریل. اگر شما از من بخواهید آن حلقه یگانه را به شما میدهم. این موضوع از سر من هم زیاد است» (یاران حلقه، ۴۱۰).
ادامه دارد…
[۲۰] Erlond [۲۱] Amon Hen [۲۲] Merry [۲۳] Pippin [۲۴] Orc [۲۵] Lady of Lothlorien
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥10👍4✍1👌1🆒1
📌 شجرهنامهی خاندان فینوه!🗺
⬅️ (توضیحات بیشتر از خاندان فینوه)➡️
👨👩👧👦 | #Genealogy – #TheHouseOfFinwe
📚 | #Quote | #Lore – #Silmarillion
🗺 | #Finwe – #Elves
🗺 | Middle Earth
«بعد از اینان نولدور آمدند، شهره به حکمت، مردم فینوه. آنان الفهای ژرفاند، دوستان آئوله؛ در ترانه ها نام بردارند، چه، دیری سخت در سرزمینهای شمالی کهن جنگیدند و کوشیدند.»
–سیلماریلیون، حدیث آمدن الفها و بندی شدن ملکور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥11👍5🔥2👌1👀1😇1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۵)🗺 (پارت قبلی) - «پارت پنجم» - (پارت بعدی) این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی…
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۶)🗺
(پارت قبلی) - «پارت ششم» - (پارت بعدی)
📰 پارت ششم مقاله:
گالادریل ابتدا، در برابر این پیشنهاد میخندد، چراکه فرودو میخواهد او را با بزرگترین وسوسهی ممکن اغوا کند. و طنز ماجرا این است که فرودو هیچ قدرتی ندارد، و گالادریل اگر میخواست میتوانست با زور حلقه را از چنگ فرودو در بیاورد. اما از دید او، بهدستآوردن حلقه با زور، دستزدن به عملی شیطانی است: «انکار نمیکنم که دلم به شدت مشتاق چیزی است که شما عرضه میکنید… نیروی اهریمنی که مدتها پیش روی آن تعبیه شده، به شیوههای مختلف عمل میکند… اگر با زور یا ترساندن میهمانم این حلقه را میگرفتم آیا کار غیرشرافتمندانهای نبود که به خاطر حلقهاش از من سر میزد؟» اما حالا او مجبور نیست که حلقه را با زور به دست آورد، چراکه فرودو خودش داوطلب شده است:
«حلقه را به دلخواه خودت به من میدهی! به جای فرمانروای تاریکی یک ملکه را خواهی نشاند. و من تاریک نخواهم بود، بلکه زیبا و هولناک خواهم بود مثل صبح و شب زیبا! مثل دریا و خورشید و برفهای روی کوهستان! هولناک مثل توفان و آذرخش! قویتر از شالوده زمین. همه مرا دوست خواهند داشت و در عین حال، مأیوس خواهند بود!»(همان، ۴۱۰).
در این لحظه، گالادریل دستش را بالا میآورد و از انگشتر الفی که به دست دارد، نور شدیدی ساطع میشود: «…در برابر فرودو ایستاده بود؛ بیش از پیش، بلندقامت مینمود و بسیار زیبا، مخوف و تحسینبرانگیز به نظر میرسید»(همان،۴۱۰). در اینجاست که فرودو درمییابد که اگر حلقه از آنِ گالادریل میشد، او به چه شکل در میآمد: موجودی زیبا و قدرتمند که دوستنداشتن او و درعینحال، نترسیدن از او غیرممکن بود، اما گالادریل با امتناع از پذیرفتن حلقه، از این آزمون که فرودو ناخواسته، به او تحمیل کرده بود، سربلند بیرون میآید:
«سپس دستش را پایین آورد… آب رفته بود: یک زن الف باریکاندام با لباسی سفید و ساده که صدایش مهربان، لطیف و اندوهگین به نظر میرسید. گفت: در این امتحان قبول شدم. کوچک میشوم، به غرب میروم و گالادریل باقی میمانم» (همان،۴۱۰-۴۱۱).
گالادریل نسبت به اصول و ارزشها و نیز نسبت به هویت فردیاش وفادار باقی میماند. تالکین با طرح شخصیت گالادریل به ما نشان میدهد که فردی قوی و بافضیلت میتواند بر وسوسهی بهدستآوردنِ قدرت نامحدود غلبه کند، حتی با اینکه این امتناع از پذیرش قدرت، به قیمت ازدستدادنِ یک خواستهی شخصی تمام شود، چراکه گالادریل میداند با ردکردنِ قدرت حلقه، دیگر قادر به کمک به ادامهی حضور الفها در سرزمین میانه نخواهد بود. به این ترتیب، گالادریل به چالشی که افلاطون از زبان غیراخلاقمداران مطرح کرده بود پاسخ میدهد و اجازه نمیدهد که بهدستآوردنِ قدرت، روح او را به نابودی بکشاند.
در داستان بورومیر و گالادریل، برخلاف داستان گالوم، ما شاهد لحظهی انتخاب هستیم؛ آنها هرکدام دو پاسخ متفاوت به پرسش افلاطون دربارهی رابطهی میان قدرت و انتخاب شخصی میدهند. با وجود این، یک جنبهی پاسخ آنها نیز مشابه است: هیچکدام از آنها، هیچگاه، از نظر فیزیکی صاحب حلقه نبودهاند، یعنی هرگز آن را در دست نکردهاند. اما آن شخصیتهایی که حلقه را واقعاً در دستشان کردهاند چه؟ آیا بررسی اعمال آنها به ما کمک خواهد کرد تا رابطهی میان قدرت، فساد و اخلاق را درک کنیم؟ برای یافتن پاسخ این پرسشها باید با شخصیتهای تام بامبادیل، فرودو و سم بیشتر آشنا شویم.
ادامه دارد…
🖥 خواندن پارتهای مقاله:
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
🗺 | #Rings – #OneRing
📝 | #Analysis | #Article | #Theory
✅ | #Exclusive
🗺 | Middle Earth
(پارت قبلی) - «پارت ششم» - (پارت بعدی)
این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی حلقهی گوگس دیالوگی میان گلاوکن، برادر افلاطون، و سقراط دربارهی ظلم و عدالت است و چالش اصلی آن سازگاری قدرت و اخلاقمداری است.
گالادریل ابتدا، در برابر این پیشنهاد میخندد، چراکه فرودو میخواهد او را با بزرگترین وسوسهی ممکن اغوا کند. و طنز ماجرا این است که فرودو هیچ قدرتی ندارد، و گالادریل اگر میخواست میتوانست با زور حلقه را از چنگ فرودو در بیاورد. اما از دید او، بهدستآوردن حلقه با زور، دستزدن به عملی شیطانی است: «انکار نمیکنم که دلم به شدت مشتاق چیزی است که شما عرضه میکنید… نیروی اهریمنی که مدتها پیش روی آن تعبیه شده، به شیوههای مختلف عمل میکند… اگر با زور یا ترساندن میهمانم این حلقه را میگرفتم آیا کار غیرشرافتمندانهای نبود که به خاطر حلقهاش از من سر میزد؟» اما حالا او مجبور نیست که حلقه را با زور به دست آورد، چراکه فرودو خودش داوطلب شده است:
«حلقه را به دلخواه خودت به من میدهی! به جای فرمانروای تاریکی یک ملکه را خواهی نشاند. و من تاریک نخواهم بود، بلکه زیبا و هولناک خواهم بود مثل صبح و شب زیبا! مثل دریا و خورشید و برفهای روی کوهستان! هولناک مثل توفان و آذرخش! قویتر از شالوده زمین. همه مرا دوست خواهند داشت و در عین حال، مأیوس خواهند بود!»(همان، ۴۱۰).
در این لحظه، گالادریل دستش را بالا میآورد و از انگشتر الفی که به دست دارد، نور شدیدی ساطع میشود: «…در برابر فرودو ایستاده بود؛ بیش از پیش، بلندقامت مینمود و بسیار زیبا، مخوف و تحسینبرانگیز به نظر میرسید»(همان،۴۱۰). در اینجاست که فرودو درمییابد که اگر حلقه از آنِ گالادریل میشد، او به چه شکل در میآمد: موجودی زیبا و قدرتمند که دوستنداشتن او و درعینحال، نترسیدن از او غیرممکن بود، اما گالادریل با امتناع از پذیرفتن حلقه، از این آزمون که فرودو ناخواسته، به او تحمیل کرده بود، سربلند بیرون میآید:
«سپس دستش را پایین آورد… آب رفته بود: یک زن الف باریکاندام با لباسی سفید و ساده که صدایش مهربان، لطیف و اندوهگین به نظر میرسید. گفت: در این امتحان قبول شدم. کوچک میشوم، به غرب میروم و گالادریل باقی میمانم» (همان،۴۱۰-۴۱۱).
گالادریل نسبت به اصول و ارزشها و نیز نسبت به هویت فردیاش وفادار باقی میماند. تالکین با طرح شخصیت گالادریل به ما نشان میدهد که فردی قوی و بافضیلت میتواند بر وسوسهی بهدستآوردنِ قدرت نامحدود غلبه کند، حتی با اینکه این امتناع از پذیرش قدرت، به قیمت ازدستدادنِ یک خواستهی شخصی تمام شود، چراکه گالادریل میداند با ردکردنِ قدرت حلقه، دیگر قادر به کمک به ادامهی حضور الفها در سرزمین میانه نخواهد بود. به این ترتیب، گالادریل به چالشی که افلاطون از زبان غیراخلاقمداران مطرح کرده بود پاسخ میدهد و اجازه نمیدهد که بهدستآوردنِ قدرت، روح او را به نابودی بکشاند.
در داستان بورومیر و گالادریل، برخلاف داستان گالوم، ما شاهد لحظهی انتخاب هستیم؛ آنها هرکدام دو پاسخ متفاوت به پرسش افلاطون دربارهی رابطهی میان قدرت و انتخاب شخصی میدهند. با وجود این، یک جنبهی پاسخ آنها نیز مشابه است: هیچکدام از آنها، هیچگاه، از نظر فیزیکی صاحب حلقه نبودهاند، یعنی هرگز آن را در دست نکردهاند. اما آن شخصیتهایی که حلقه را واقعاً در دستشان کردهاند چه؟ آیا بررسی اعمال آنها به ما کمک خواهد کرد تا رابطهی میان قدرت، فساد و اخلاق را درک کنیم؟ برای یافتن پاسخ این پرسشها باید با شخصیتهای تام بامبادیل، فرودو و سم بیشتر آشنا شویم.
ادامه دارد…
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥11👍2👌2🕊2❤1💯1🦄1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
(موسیقی این ادیت) (نسخه کمحجم این ادیت)
آرگورن گفت: دستکم اینجا در مستحکمترین دژهای سرزمین سواران از شما محافظت میشود. ما در شاخآواز امید بیشتری برای دفاع از شما داریم تا در ادوراس و یا حتی در دونهارو در کوهستان.»
تئودن گفت: «میگویند که شاخآوار هیچگاه در مقابل تهاجم سقوط نکرده است؛ اما اکنون دل من پر از تردید است. جهان دگرگون میشود، و همهٔ جاهایی که زمانی مستحکم بود اکنون به تحقیق نامطمئناند. چهطور بارویی میتواند در مقابل چنین شماری از لشکریان و تنفر بیامان دوام آورد؟ اگر میدانستم که قدرت ایزنگارد چنین رو به گسترش گذاشته، علیرغم تمامی هنرهای گاندالف، شاید چنین شتابزده برای مواجهه با آن پیش نمیراندم. توصیهٔ او اکنون آن قدرها خوب به نظر نمیرسد که در زیر نور خورشید صبحگاهی به نظر میرسید.»
–دو برج، گودی هلم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥12🔥2😍2👀1🆒1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۶)🗺 (پارت قبلی) - «پارت ششم» - (پارت بعدی) این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی…
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۷)🗺
(پارت قبلی) - «پارت هفتم» - (پارت بعدی)
📰 پارت هفتم مقاله:
- استفاده از حلقه -
شاید جالبترین موجودی که از حلقه استفاده میکند، تام بامبادیل، ارباب بیشهی قدیمی، باشد. متأسفانه این شخصیت از نسخهی سینمایی رمان یاران حلقه حذف شده است، اما خوانندگان کتاب، سفر دشوار چهار هابیت از میان بیشهی قدیمی را به خاطر دارند و میدانند که در این سفر، بامبادیل، کسی که تمام موجوات زندهی بیشهی قدیمی گوش به فرمانش هستند، دو بار هابیتها را نجات داد. اما، بهراستی، بامبادیل کیست؟ در داستان ارباب حلقهها هیچگاه توضیح روشنی دراینباره داده نمیشود. او نه جادوگر است، نه الف و نه انسانی میرا. همسرش، گلدبری[۲۶]، بهسادگی، او را برای فرودو اینگونه توصیف میکند: «او، همانطور که خودت دیدی، ارباب بیشه و آب و تپه است» (همان، ۱۴۰) و خودش میگوید: «من پیرترین هستم… مدتها پیش از رودخانهها و درختها اینجا بودهام». او اولین قطرهی باران و اولین میوهی بلوط را به خاطر دارد؛ قبل از مردم بزرگ، راه درست کرده و رسیدن مردم کوچک را دیده است. «تام، وقتی که تاریکی ترسی نداشت (یعنی پیش از آمدن فرمانروای تاریکی) با تاریکی زیر نور ستارگان آشنا بود.» (همان، ۱۴۸-۱۴۹). در شورا، الروند او را «ارواین بن ادار»[۲۷] مینامد که به معنی کهنسالترین و بدون پدر است (همان، ۲۹۷).
بامبادیل هر که هست، یکی از مهربانترین و قدرتمندترین موجوداتی است که هابیتها در طی سفرشان در سرزمین میانه با او برخورد میکنند. او حین مکالمه با فرودو، از او میخواهد که حلقهی گرانبها را نشانش دهد. فرودو، خیلی راحت، حلقه را از جایی که آن را درش مخفی کرده بود، بیرون آورد و به تام میدهد. تام همانطور که حلقه را در دست نگه داشته است، میخندد و با یک چشم از میان آن مینگرد؛ «برای یک لحظه هابیتها شاهد منظرهی خندهدار و درعینحال، اضطرابآورِ چشم آبی او بودند که در میان حلقهای طلایی برق میزد». اما بعد عجیبترین اتفاق ممکن میافتد: تام حلقه را به دست میکند و ناپدید نمیشود! حلقه هیچ تأثیری بر او ندارد. شعبدهبازی کوچکی انجام میدهد؛ حلقه را چرخی میدهد و به هوا پرتاب میکند. حلقه برای لحظهای ناپدید میشود. به همین دلیل، وقتی فرودو حلقه را پس میگیرد، با سوءظن آن را بررسی میکند تا مطمئن شود که همان حلقهی اصلی است. فرودو حلقه را دست میکند و ناپدید میشود، اما تام همچنان میتواند او را ببیند. حتی زمانیکه فرودو میخواهد آنجا را ترک کند، تام او را میبیند و فریاد میزند: «هی، میبینم که آنجایی! برگرد فرودو! کجا میروی؟ تام بامبادیل پیر هنوز آن قدر کور نشده است» (یاران حلقه، ۱۵۱).
به این ترتیب، معلوم میشود که تام بامبادیل از حلقه قدرتمندتر است و یا دستکم میتوان گفت که حلقه بههیچوجه، روی او اثر تباهکنندهای ندارد. گندالف در شورای الروند توضیح میدهد که: «تام بامبادیل ارباب خودش است؛ او نمیتواند در ماهیت حلقه تغییری ایجاد کند یا قدرت تأثیرگذاریاش را از بین ببرد» (همان، ۲۹۸). تام در برابر قدرت حلقه یک استثناست. حلقه نهتنها او را فاسد نمیکند، بلکه به نظر میرسد که کوچکترین تمایلی نیز به تصاحب حلقه ندارد. فقط کنجکاو است تا آن را ببیند و دریابد که حلقه چطور بر دیگران، بهویژه فرودو، اثر میگذارد.
تا اینجا دیدیم که دو موجودی که بهکلی از قدرت حلقه اجتناب کردند، گالادریل و بامبادیل، موجوداتی نامیرا هستند. آیا پیام تالکین این است که فقط موجودات نامیرا و الهی میتوانند در برابر قدرت حلقه مقاومت کنند و موجودات فانی، مثل انسانهایی مانند بورومیر، در برابر وسوسهی حلقه از پا در میآیند و تسلیم میشوند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش باید ببینیم که دو هابیت، یعنی فرودو و سم، چطور با مالکیت حلقه کنار میآیند.
ادامه دارد…
[۲۶] Goldberry [۲۷] Iarwain Ben-adar
🖥 خواندن پارتهای مقاله:
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
🗺 | #Rings – #OneRing
📝 | #Analysis | #Article | #Theory
✔️ | #Exclusive
🗺 | Middle Earth
(پارت قبلی) - «پارت هفتم» - (پارت بعدی)
این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی حلقهی گوگس دیالوگی میان گلاوکن، برادر افلاطون، و سقراط دربارهی ظلم و عدالت است و چالش اصلی آن سازگاری قدرت و اخلاقمداری است.
- استفاده از حلقه -
شاید جالبترین موجودی که از حلقه استفاده میکند، تام بامبادیل، ارباب بیشهی قدیمی، باشد. متأسفانه این شخصیت از نسخهی سینمایی رمان یاران حلقه حذف شده است، اما خوانندگان کتاب، سفر دشوار چهار هابیت از میان بیشهی قدیمی را به خاطر دارند و میدانند که در این سفر، بامبادیل، کسی که تمام موجوات زندهی بیشهی قدیمی گوش به فرمانش هستند، دو بار هابیتها را نجات داد. اما، بهراستی، بامبادیل کیست؟ در داستان ارباب حلقهها هیچگاه توضیح روشنی دراینباره داده نمیشود. او نه جادوگر است، نه الف و نه انسانی میرا. همسرش، گلدبری[۲۶]، بهسادگی، او را برای فرودو اینگونه توصیف میکند: «او، همانطور که خودت دیدی، ارباب بیشه و آب و تپه است» (همان، ۱۴۰) و خودش میگوید: «من پیرترین هستم… مدتها پیش از رودخانهها و درختها اینجا بودهام». او اولین قطرهی باران و اولین میوهی بلوط را به خاطر دارد؛ قبل از مردم بزرگ، راه درست کرده و رسیدن مردم کوچک را دیده است. «تام، وقتی که تاریکی ترسی نداشت (یعنی پیش از آمدن فرمانروای تاریکی) با تاریکی زیر نور ستارگان آشنا بود.» (همان، ۱۴۸-۱۴۹). در شورا، الروند او را «ارواین بن ادار»[۲۷] مینامد که به معنی کهنسالترین و بدون پدر است (همان، ۲۹۷).
بامبادیل هر که هست، یکی از مهربانترین و قدرتمندترین موجوداتی است که هابیتها در طی سفرشان در سرزمین میانه با او برخورد میکنند. او حین مکالمه با فرودو، از او میخواهد که حلقهی گرانبها را نشانش دهد. فرودو، خیلی راحت، حلقه را از جایی که آن را درش مخفی کرده بود، بیرون آورد و به تام میدهد. تام همانطور که حلقه را در دست نگه داشته است، میخندد و با یک چشم از میان آن مینگرد؛ «برای یک لحظه هابیتها شاهد منظرهی خندهدار و درعینحال، اضطرابآورِ چشم آبی او بودند که در میان حلقهای طلایی برق میزد». اما بعد عجیبترین اتفاق ممکن میافتد: تام حلقه را به دست میکند و ناپدید نمیشود! حلقه هیچ تأثیری بر او ندارد. شعبدهبازی کوچکی انجام میدهد؛ حلقه را چرخی میدهد و به هوا پرتاب میکند. حلقه برای لحظهای ناپدید میشود. به همین دلیل، وقتی فرودو حلقه را پس میگیرد، با سوءظن آن را بررسی میکند تا مطمئن شود که همان حلقهی اصلی است. فرودو حلقه را دست میکند و ناپدید میشود، اما تام همچنان میتواند او را ببیند. حتی زمانیکه فرودو میخواهد آنجا را ترک کند، تام او را میبیند و فریاد میزند: «هی، میبینم که آنجایی! برگرد فرودو! کجا میروی؟ تام بامبادیل پیر هنوز آن قدر کور نشده است» (یاران حلقه، ۱۵۱).
به این ترتیب، معلوم میشود که تام بامبادیل از حلقه قدرتمندتر است و یا دستکم میتوان گفت که حلقه بههیچوجه، روی او اثر تباهکنندهای ندارد. گندالف در شورای الروند توضیح میدهد که: «تام بامبادیل ارباب خودش است؛ او نمیتواند در ماهیت حلقه تغییری ایجاد کند یا قدرت تأثیرگذاریاش را از بین ببرد» (همان، ۲۹۸). تام در برابر قدرت حلقه یک استثناست. حلقه نهتنها او را فاسد نمیکند، بلکه به نظر میرسد که کوچکترین تمایلی نیز به تصاحب حلقه ندارد. فقط کنجکاو است تا آن را ببیند و دریابد که حلقه چطور بر دیگران، بهویژه فرودو، اثر میگذارد.
تا اینجا دیدیم که دو موجودی که بهکلی از قدرت حلقه اجتناب کردند، گالادریل و بامبادیل، موجوداتی نامیرا هستند. آیا پیام تالکین این است که فقط موجودات نامیرا و الهی میتوانند در برابر قدرت حلقه مقاومت کنند و موجودات فانی، مثل انسانهایی مانند بورومیر، در برابر وسوسهی حلقه از پا در میآیند و تسلیم میشوند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش باید ببینیم که دو هابیت، یعنی فرودو و سم، چطور با مالکیت حلقه کنار میآیند.
ادامه دارد…
[۲۶] Goldberry [۲۷] Iarwain Ben-adar
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥14👌2👍1💯1👀1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🚨 خبر بد برای طرفداران انیمه جنگ روهیریم، این انیمه تا دسامبر 2024 تاخیر خورد!💔 🔹 به گزارش ددلاین، انیمه «ارباب حلقهها: جنگ روهیریم» که قرار بود در تاریخ 12 آوریل 2024 یا «۲ اردیبهشت ۱۴۰۳» اکران شود اکنون به دلیل اعتصابات WGA و SAG-AFTRA، تأخیر خورده است…
🔹 این انیمه سینمایی که توسط کمپانی برادران وارنر با نویسندگی فیلیپا بوینس ساخته میشود و افرادی مثل برایان کاکس و میراندا اوتو بهعنوان صداپیشه در آن حضور دارند.
این انیمه، پس از خوردن تاخیر، در 13ام دسامبر 2024، مقارن با ۲۳ آذر ۱۴۰۳ اکران خواهد شد.
🔸 داستان این انیمه، اقتباسی از ضمیمهی الف ارباب حلقهها خواهد بود. جنگ روهیریم در 260 سال پیش از وقایع ارباب حلقهها اتفاق میافتد و داستان حکومت هلم پتکمشت، شاه روهان را روایت خواهد کرد که شخصیت اصلی این داستان دختر او، هِرا خواهد بود. هرا دختر جوانی است که پس از حملهی دانلندیها و نابودی مدوسلد، مردم خود را رهبری خواهد کرد.
T.me/Earth_Middle/3764
T.me/Earth_Middle/3765
T.me/Earth_Middle/3766
T.me/Earth_Middle/3768
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥19👍6😍2❤🔥1❤1👎1👌1🆒1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۷)🗺 (پارت قبلی) - «پارت هفتم» - (پارت بعدی) این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی…
🏛 مقاله، حلقههای تالکین و افلاطون؛ درسهایی دربارهی قدرت، انتخاب و اخلاق! (۸)🗺
(پارت قبلی) - «پارت هشتم» - (پارت بعدی)
📰 پارت هشتم مقاله:
فرودو حامل حلقه، شخصیت اصلی و قهرمان داستان است. او، نسبت به سایر شخصیتهای داستان، مدت طولانیتری حلقه را در اختیار دارد و بیش از دیگران از حلقه استفاده میکند. اما آیا او با استفادهکردن از حلقه به تباهی کشیده میشود؟ تا حدودی بله. استفاده از حلقه برای فرودو، در طول سفرش، پیچیدهتر هم میشود و در نهایت، آنقدر در دام قدرت حلقه اسیر میشود که نمیتواند آن را نابود کند. با اینکه فرودو در اوایل سفر، هنگام مواجهه با سواران سیاه، وسوسه میشود که حلقه را به دست کند، اما این کار را نمیکند؛ همانطور که دیدیم، او اولین بار در خانهی تام بامبادیل از حلقه استفاده میکند. انگیزهی او برای استفاده از حلقه در ابتدا کاملاً معصومانه است؛ فقط شاید کمی از طرز برخورد بیخیال بامبادیل با حلقهای به آن خطرناکی و مهمی میرنجد. به این دلیل، تصمیم میگیرد مطمئن شود که حلقه هنوز از آنِ اوست و بامبادیل در طی شعبدهبازیاش، آن را با حلقهی دیگری عوض نکرده است (همان، ۱۵۱). فرودو احساسات ضد و نقیضی دارد؛ تالکین دو نوع واکنش او را به استفاده از حلقه نشان میدهد: وقتی اولین بار حلقه را در دست میکند و متوجه میشود که مری از ناپدیدشدن او شگفتزده شده است، «از این قضیه کمی لذت برد» اما بعد، وقتی تام به او دستور میدهد که بازی را تمام کند، «فرودو میخندد و درحالیکه تلاش میکند که آزردگیاش را از حرف تام نشان ندهد، حلقه را درمیآورد و دوباره مینشیند» (همان، ۱۵۱). در اینجا تالکین توضیح نمیدهد که دقیقاً چرا فرودو راضی و خوشحال نبود. ازآنجاکه یک فرد بافضیلت میداند که استفاده از حلقه اشتباه است، وقتی از آن استفاده میکند، با احساسات ضد و نقیضی از قدرت، رضایت و گناه روبهرو میشود. بنابراین تأثیر حلقه بر روی او از همین جا آغاز میشود.
در اوایل داستان یاران حلقه، فرودو دوبار دیگر هم از حلقه استفاده میکند، بار اول در مهمانخانهی بری[۲۸] که تصادفاً حلقه را به انگشتش میکند، و بار دوم در نزدیکی قلهی ودرتاپ[۲۹]، در جنگ با سواران سیاه. او درحالیکه در مهمانخانهی باتربار[۳۰] در حال آوازخواندن بود، ناآگاهانه، حلقه را در دستش کرد. بنابراین در اینجا، فقط میتوان فرودو را به بیتوجهی و سبکسری متهم کرد، بیتوجهیای که احتمالاً در اثر نیروی حلقه در او ایجاد شده است. و بعد، در ودرتاپ میبینیم که حلقه دستورهای دیگران را اجابت میکند. وقتی سواران سیاه به هابیتها و آراگورن نزدیک میشوند، «وحشت فرودو با وسوسهای ناگهانی برای به دست کردن حلقه از بین رفت». با اینکه پیش از این هم دلش میخواست از حلقه استفاده کند، اما این بار تمایلش از نوع دیگری است؛ «او در آرزوی تسلیمشدن میسوخت. امیدی به فرار یا انجام هر کار خوب یا بدی نداشت، تنها احساس میکرد که باید حلقه را بگیرد و آن را در دست کند». و سرانجام تسلیم میشود، چراکه «مقاومت دیگر تحملناپذیر شده بود» (همان، ۲۲۱). افراد نازگول[۳۱]، یا سواران سیاه، انسانهایی که ۹ حلقه به آنها داده شده است، تمام ارادهشان را به کار میبرند تا او را مجبور کنند که از حلقه استفاده کند. در اینجا، برخلاف تصادفی که در بری رخ داد، میبینیم که فرودو انتخاب میکند که حلقه را در دست کند، انتخابی که آزادانه صورت نمیگیرد؛ چراکه در نتیجهی تأثیر قدرت روانیای رخ میدهد که حاملان ۹ حلقهی دیگر، به حامل حلقهی اصلی تحمیل کردهاند.
ادامه دارد…
[۲۸] Bree [۲۹] Weathertop [۳۰] Butterbur [۳۱] Nazgûl
🖥 خواندن پارتهای مقاله:
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
🗺 | #Rings – #OneRing
📝 | #Analysis | #Article | #Theory
✅ | #Exclusive
🗺 | Middle Earth
(پارت قبلی) - «پارت هشتم» - (پارت بعدی)
این مقاله به مقایسهی قدرت حلقه یگانه ارباب حلقهها و افسانهی حلقهی گوگس (Ring of Gyges) از افلاطون، فیلسوف یونانی میپردازد. افسانهی حلقهی گوگس دیالوگی میان گلاوکن، برادر افلاطون، و سقراط دربارهی ظلم و عدالت است و چالش اصلی آن سازگاری قدرت و اخلاقمداری است.
فرودو حامل حلقه، شخصیت اصلی و قهرمان داستان است. او، نسبت به سایر شخصیتهای داستان، مدت طولانیتری حلقه را در اختیار دارد و بیش از دیگران از حلقه استفاده میکند. اما آیا او با استفادهکردن از حلقه به تباهی کشیده میشود؟ تا حدودی بله. استفاده از حلقه برای فرودو، در طول سفرش، پیچیدهتر هم میشود و در نهایت، آنقدر در دام قدرت حلقه اسیر میشود که نمیتواند آن را نابود کند. با اینکه فرودو در اوایل سفر، هنگام مواجهه با سواران سیاه، وسوسه میشود که حلقه را به دست کند، اما این کار را نمیکند؛ همانطور که دیدیم، او اولین بار در خانهی تام بامبادیل از حلقه استفاده میکند. انگیزهی او برای استفاده از حلقه در ابتدا کاملاً معصومانه است؛ فقط شاید کمی از طرز برخورد بیخیال بامبادیل با حلقهای به آن خطرناکی و مهمی میرنجد. به این دلیل، تصمیم میگیرد مطمئن شود که حلقه هنوز از آنِ اوست و بامبادیل در طی شعبدهبازیاش، آن را با حلقهی دیگری عوض نکرده است (همان، ۱۵۱). فرودو احساسات ضد و نقیضی دارد؛ تالکین دو نوع واکنش او را به استفاده از حلقه نشان میدهد: وقتی اولین بار حلقه را در دست میکند و متوجه میشود که مری از ناپدیدشدن او شگفتزده شده است، «از این قضیه کمی لذت برد» اما بعد، وقتی تام به او دستور میدهد که بازی را تمام کند، «فرودو میخندد و درحالیکه تلاش میکند که آزردگیاش را از حرف تام نشان ندهد، حلقه را درمیآورد و دوباره مینشیند» (همان، ۱۵۱). در اینجا تالکین توضیح نمیدهد که دقیقاً چرا فرودو راضی و خوشحال نبود. ازآنجاکه یک فرد بافضیلت میداند که استفاده از حلقه اشتباه است، وقتی از آن استفاده میکند، با احساسات ضد و نقیضی از قدرت، رضایت و گناه روبهرو میشود. بنابراین تأثیر حلقه بر روی او از همین جا آغاز میشود.
در اوایل داستان یاران حلقه، فرودو دوبار دیگر هم از حلقه استفاده میکند، بار اول در مهمانخانهی بری[۲۸] که تصادفاً حلقه را به انگشتش میکند، و بار دوم در نزدیکی قلهی ودرتاپ[۲۹]، در جنگ با سواران سیاه. او درحالیکه در مهمانخانهی باتربار[۳۰] در حال آوازخواندن بود، ناآگاهانه، حلقه را در دستش کرد. بنابراین در اینجا، فقط میتوان فرودو را به بیتوجهی و سبکسری متهم کرد، بیتوجهیای که احتمالاً در اثر نیروی حلقه در او ایجاد شده است. و بعد، در ودرتاپ میبینیم که حلقه دستورهای دیگران را اجابت میکند. وقتی سواران سیاه به هابیتها و آراگورن نزدیک میشوند، «وحشت فرودو با وسوسهای ناگهانی برای به دست کردن حلقه از بین رفت». با اینکه پیش از این هم دلش میخواست از حلقه استفاده کند، اما این بار تمایلش از نوع دیگری است؛ «او در آرزوی تسلیمشدن میسوخت. امیدی به فرار یا انجام هر کار خوب یا بدی نداشت، تنها احساس میکرد که باید حلقه را بگیرد و آن را در دست کند». و سرانجام تسلیم میشود، چراکه «مقاومت دیگر تحملناپذیر شده بود» (همان، ۲۲۱). افراد نازگول[۳۱]، یا سواران سیاه، انسانهایی که ۹ حلقه به آنها داده شده است، تمام ارادهشان را به کار میبرند تا او را مجبور کنند که از حلقه استفاده کند. در اینجا، برخلاف تصادفی که در بری رخ داد، میبینیم که فرودو انتخاب میکند که حلقه را در دست کند، انتخابی که آزادانه صورت نمیگیرد؛ چراکه در نتیجهی تأثیر قدرت روانیای رخ میدهد که حاملان ۹ حلقهی دیگر، به حامل حلقهی اصلی تحمیل کردهاند.
ادامه دارد…
[۲۸] Bree [۲۹] Weathertop [۳۰] Butterbur [۳۱] Nazgûl
معرفی مقاله • 1 • 2 • 3 • 4 • 5 • 6 • 7 • 8 • 9 • 10 • 11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👌6🔥1💯1💊1