📌 آراگورن در اقتباسهای مختلف تالکینی🔥
1️⃣ - سهگانه ارباب حلقهها، پیتر جکسون (2001)
2️⃣ - انیمیشن بازگشت شاه، ژولز باس (1980)
3️⃣ - انیمیشن ارباب حلقهها، رالف باکشی (1978)
4️⃣ - بازی کارای قصههای سرزمین میانه (2023)
5️⃣ - بازی ویدیویی یاران حلقه (2002)
6️⃣ - بازی ویدیویی ارباب حلقهها آنلاین (2006)
7️⃣ - بازی ویدیویی جنگ شمال (2010)
🗺 | #Aragorn
📼 | #LOTRPJ | #VideoGames
📈 | #Comparison
🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐26❤🔥9⚡2👍2😍2🔥1😁1👌1🙊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
(موسیقی این ادیت) (نسخه کمحجم این ادیت)
«بورومیر پیش جست و با تمام نیرو ضربهای به بازو زد؛ اما صدای زنگ از شمشیرش برخاست و شمشیر کمانه کرد و از دست لرزانش به زمین افتاد. تیغهٔ شمشیر فاق برداشته بود.
فرودو ناگهان در کمال تعجب احساس کرد که خشمی سوزان در دلش شعله میکشد. فریاد زد: به نام شایر! و از جا جست و خودش را به کنار بورومیر رساند و خم شد استنیگ را در آن پای کریه فرو کرد. صدای نعرهای برخاست و پا عقب کشید و نزدیک بود که استنیگ را قلاب کند و از دست فرودو بیرون بکشد. قطرههایی سیاه از تیغه به زمین چکید و دود کرد. بورومیر خود را روی در انداخت و بار دیگر آن را با فشار بست.
آراگورن فریاد زد: یکی به نفع شایر. ضربههای هابیتی عمیق است! تیغ خوبی داری فرودو پسر دروگو!»
—ارباب حلقهها: یاران حلقه، پل خزد-دوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥12⚡1😢1💔1🆒1💘1
🧝🏻♂ زندگینامهی گلورفیندل، از خاندان گلِ زرین «پارت اول» (خواندن پارت دوم)
🌼 گلورفیندل یکی از الفهای نولدور بود، او در والینور در دوران اول بدنیا آمد، اما پس از مرگ دو درخت به سبب خویشاوندیاش و تعهدش با تورگون پسر فینگولفین قلبش با اکراه او را در مسیر همراه شدن با شورشیها در گریزشان به سرزمین میانه قرار داد، و او در خویشاوندکشی هیچ نقشی نداشت.
(خواندن پست خویشاوندکشی در الکوالونده)
❄️ پس از آنکه با گذر از هلکاراکسه به سرزمین میانه در آمد، اولین نبردش را در کوهستان لاموث تجربه کرد. (دیدن ویدیو)
🏰 او سالها در وینیامار زندگی کرد، تا اینکه تورگون به گاندولین نقل مکان کرد و در آنجا گلورفیندل سرکردهی خاندان گلِزرین شد.
🌒 در نبرد اشکهای بیشمار گلورفیندل و دوستش اکتلیون بعنوان کاپیتانهای سپاه گاندولین حماسه آفریدند و در راه عقبنشینی از طرفینِ چپ و راست صفوف نظامی دفاع کردند.
(داستان گوثموگ، فرماندهی دشمن در این نبرد)
🥀 در اواخر دوران اول، در سال ۵۱۰ خورشیدی، شکوه گاندولین به خاتمه رسید. در بازار بزرگ گلورفیندل و پیروانش ساعتها با اورکها و بالروگها جنگیدند، تا اینکه یک اژدهای نفس آتشین طاقت را از آنها فرساند. گلورفیندل با اندکی از افرادش به سختی گریخت، و در نهایت پیشِروی تالار شاه توسط خاندان چَنگ از مخمصه رهایی یافت. سپس با ملحق شدن به تور داماد شاه تورگون، باقیماندگان نبرد را در گریزشان یاری رساند. و حتی از فدا کردن جانش برای نجات دادن ایشان درمقابل بالروگ دریغ نکرد.
(متن دوئل گلورفیندل با بالروگ)
(ویدیو و شعر نبرد)
❤ آن موقع نمیدانست نجات دادن تور و همسرش ایدریل و پسرشان ائارندیل برای بقای سرزمین میانه چقدر حیاتی است، و حتی اگر فقط جان یک دهقان ساده هم در خطر بود حاضر بود برایش جانفشانی کند.
🌹 بعد از اینکه از اولین و آخرین گناهش، یعنی شرکت در شورش برعلیه والار، پاک و منزه گشت، از تالارهای ماندوس (والای مرگ) آزاد شد و در سالهای آخر دوران اول مانوه شاه والار با بازگردانی او به زندگی پاداش اعمالش را داد.
🌎 اکنون او علاقهای به بازگشت به سرزمین میانه نداشت، زیرا که گاندولین نابود شده بود و تمام خویشانش هنوز در تالارهای انتظار بودند که درش به روی زندگان بسته بود. اما سکونت گزیدن و ماندنش در والینور همچنین بر طبق طرح و تدبیر مانوه بود.
(روایت سقوط برج تورگون)
(نبرد اکتلیون با گوثموگ)
❤🩹 او همنشین مایار و الفهایی که شورش نکرده بودند شد و با اولورین (گاندالف) پیوند دوستی بست و مرید او شد، و حالا خود نیز به واسطهی از خود گذشتگیاش تقریباً هماورد مایار شده بود.
🔥 اما آنگاه که در دوران دوم، در سال ۱۶۰۰ هویت آناتار (سائرون) برملا شد، سرزمین میانه باری دگر دلاوری گلورفیندل را به خود دید؛ چرا که مانوه او را بهمراه جادوگران آبی به سرزمین میانه فرستاد و او را موظف کرد که به الروند پسر ائارندیل کمک رساند، و اینگونه بود که گلورفیندل در جنگ الفها و سائرون عنوان برجستهترین مبارز را ازآن خود کرد.
(روایت سقوط ارهگیون)
(حکایت مختصر جنگ الفها و سائرون)
📖 | #Lore – HoME XII & II, Silm
🧝🏻♂ | #Glorfindel
🗺 | Middle Earth
🌼 گلورفیندل یکی از الفهای نولدور بود، او در والینور در دوران اول بدنیا آمد، اما پس از مرگ دو درخت به سبب خویشاوندیاش و تعهدش با تورگون پسر فینگولفین قلبش با اکراه او را در مسیر همراه شدن با شورشیها در گریزشان به سرزمین میانه قرار داد، و او در خویشاوندکشی هیچ نقشی نداشت.
(خواندن پست خویشاوندکشی در الکوالونده)
❄️ پس از آنکه با گذر از هلکاراکسه به سرزمین میانه در آمد، اولین نبردش را در کوهستان لاموث تجربه کرد. (دیدن ویدیو)
🏰 او سالها در وینیامار زندگی کرد، تا اینکه تورگون به گاندولین نقل مکان کرد و در آنجا گلورفیندل سرکردهی خاندان گلِزرین شد.
🌒 در نبرد اشکهای بیشمار گلورفیندل و دوستش اکتلیون بعنوان کاپیتانهای سپاه گاندولین حماسه آفریدند و در راه عقبنشینی از طرفینِ چپ و راست صفوف نظامی دفاع کردند.
(داستان گوثموگ، فرماندهی دشمن در این نبرد)
🥀 در اواخر دوران اول، در سال ۵۱۰ خورشیدی، شکوه گاندولین به خاتمه رسید. در بازار بزرگ گلورفیندل و پیروانش ساعتها با اورکها و بالروگها جنگیدند، تا اینکه یک اژدهای نفس آتشین طاقت را از آنها فرساند. گلورفیندل با اندکی از افرادش به سختی گریخت، و در نهایت پیشِروی تالار شاه توسط خاندان چَنگ از مخمصه رهایی یافت. سپس با ملحق شدن به تور داماد شاه تورگون، باقیماندگان نبرد را در گریزشان یاری رساند. و حتی از فدا کردن جانش برای نجات دادن ایشان درمقابل بالروگ دریغ نکرد.
(متن دوئل گلورفیندل با بالروگ)
(ویدیو و شعر نبرد)
❤ آن موقع نمیدانست نجات دادن تور و همسرش ایدریل و پسرشان ائارندیل برای بقای سرزمین میانه چقدر حیاتی است، و حتی اگر فقط جان یک دهقان ساده هم در خطر بود حاضر بود برایش جانفشانی کند.
🌹 بعد از اینکه از اولین و آخرین گناهش، یعنی شرکت در شورش برعلیه والار، پاک و منزه گشت، از تالارهای ماندوس (والای مرگ) آزاد شد و در سالهای آخر دوران اول مانوه شاه والار با بازگردانی او به زندگی پاداش اعمالش را داد.
🌎 اکنون او علاقهای به بازگشت به سرزمین میانه نداشت، زیرا که گاندولین نابود شده بود و تمام خویشانش هنوز در تالارهای انتظار بودند که درش به روی زندگان بسته بود. اما سکونت گزیدن و ماندنش در والینور همچنین بر طبق طرح و تدبیر مانوه بود.
(روایت سقوط برج تورگون)
(نبرد اکتلیون با گوثموگ)
❤🩹 او همنشین مایار و الفهایی که شورش نکرده بودند شد و با اولورین (گاندالف) پیوند دوستی بست و مرید او شد، و حالا خود نیز به واسطهی از خود گذشتگیاش تقریباً هماورد مایار شده بود.
🔥 اما آنگاه که در دوران دوم، در سال ۱۶۰۰ هویت آناتار (سائرون) برملا شد، سرزمین میانه باری دگر دلاوری گلورفیندل را به خود دید؛ چرا که مانوه او را بهمراه جادوگران آبی به سرزمین میانه فرستاد و او را موظف کرد که به الروند پسر ائارندیل کمک رساند، و اینگونه بود که گلورفیندل در جنگ الفها و سائرون عنوان برجستهترین مبارز را ازآن خود کرد.
(روایت سقوط ارهگیون)
(حکایت مختصر جنگ الفها و سائرون)
📖 | #Lore – HoME XII & II, Silm
🧝🏻♂ | #Glorfindel
🗺 | Middle Earth
👍19❤🔥8👏1😍1💘1🦄1
Today in Middle Earth 🔙
📅 14 October
✍ کمپ به دره غربی میرود؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
✍ استرایدر و هابیتها به جنگل ترولها میرسند؛
📆 سال 3018 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 14 October
✍ کمپ به دره غربی میرود؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
✍ استرایدر و هابیتها به جنگل ترولها میرسند؛
📆 سال 3018 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
👍11✍4❤🔥1👌1💯1
📌 توصیف ظاهر گالوم، در کتابهای تالکین!🗺
🔹 در کتاب هابیت او بهشکل فردی کوچک، بسیار لاغر و ژولیده توصیف شده بود. ظاهر گالوم گردنی لاغر، پوستی رنگپریده، کف پای صاف، دستهای بلند و نازک با انگشتان دراز و چشمان درشت اما رنگپریده که بهنظر درخشان میآمدند، بود. حس بینایی، شنوایی و بویایی او به دلیل زمان درازی که در زیر زمین سپری کرده بود، بسیار خوب بود.
گالوم میتوانست درحالیکه تنها شش دندان برایش باقی مانده بود، مانند یک عنکبوت بیصدا حرکت کند و از هرجا بالا برود.
🔸 توصیف دقیقتری از او در کتاب ماهیت سرزمین میانه، ویراست کارل اف. هاستتر بهصورت زیر آمده است:
«گالوم، طبق گفته گندالف، یکی از مردمان کنار رودخانه بود. اصالتاً وی، نوعی از نژاد انسانها بود، اگرچه در طول سکونت در آبگیرِ تاریک باعث تغییر پیدا کردن ظاهر او شده بود. بنابراین دستان او تا حدودی بلند بود. اما پاهای او اغراقآمیز بودند. آنها [پاهایش] شبیه به قو توصیف شدهاند، و دارای انگشتان بلندی هم بود. او بسیار لاغر بود. سر او به اندازه خودش و گردنش بلند و لاغر بود. چشمهای بسیار بزرگی داشت و موهای نازک و مانند سیم. او در کتاب هابیت بهشکل تیره یا سیاه توصیف میشود. در بیان اولیه در «هابیت»، او بهشکل «سیاه مثل تاریکی» توصیف شده بود: البته این تنها بدان معناست که با چشمان عادی در غار تاریک، [بهجز چشمان درشت و درخشانش] قابل تشخیص نبود [و نه اینکه پوستش واقعاً سیاه باشد].
گالوم هرگز کاملا برهنه نبود. او یک جیب داشت که در آن حلقه را نگه میداشت. او بدون شک لباسهای سیاه میپوشید و نوشته شده است که از نمای بالا درحالیکه روی زمین دراز میکشید، شبیه «اسکلتی لاغر از یک انسان کودک» به نظر میرسید. لباسهای ژنده و پارهپارهاش، به بدنش چسبیده بود و بازوها و پاهای بلندش تقریباً سفید استخوانی و نازک بودند. پوست او سفید بود، بدون شک بهخاطر ماندن طولانی در تاریکی و گرسنگیاش، رنگپریدگی او بیشتر شده بود.
او همچنان یک انسان بود و نه جانور یا هیولای صرفاً ترسناک؛ اگرچه ذهن و بدن او تغییریافته شده بود: یک موجود محتقر، اما همچنین برای انسانهایی که نگرش عمیق دارند [مانند فرودو] ترحمبرانگیز بود. نباید تعجب کنیم که او لباس خود را چهگونه بدست آورده یا چهطور لباسهایش عوض شده است: هرگونه بررسیای از داستان نشان میدهد که او در طول زندگی خود به اندازه کافی فرصت برای دزدی از مردم سرزمین میانه [مانند الفهای جنگلی] داشته است.»
🔹 بدون شک گالوم، یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهایی است که تالکین خلق کرده است. یکی از مردمانی که اجداد هابیتها بودند، درحالیکه با دوست و خویشاوند خود دهآگول درحال ماهیگیری است، حلقه را پیدا میکند و زندگیاش کاملا تغییر میکند.
🗺 | #Gollum
💡 | #Article
📖 | #Lore – Nature of Middle-Earth, The Hobbit
🗺 | Middle Earth
🔹 در کتاب هابیت او بهشکل فردی کوچک، بسیار لاغر و ژولیده توصیف شده بود. ظاهر گالوم گردنی لاغر، پوستی رنگپریده، کف پای صاف، دستهای بلند و نازک با انگشتان دراز و چشمان درشت اما رنگپریده که بهنظر درخشان میآمدند، بود. حس بینایی، شنوایی و بویایی او به دلیل زمان درازی که در زیر زمین سپری کرده بود، بسیار خوب بود.
گالوم میتوانست درحالیکه تنها شش دندان برایش باقی مانده بود، مانند یک عنکبوت بیصدا حرکت کند و از هرجا بالا برود.
🔸 توصیف دقیقتری از او در کتاب ماهیت سرزمین میانه، ویراست کارل اف. هاستتر بهصورت زیر آمده است:
«گالوم، طبق گفته گندالف، یکی از مردمان کنار رودخانه بود. اصالتاً وی، نوعی از نژاد انسانها بود، اگرچه در طول سکونت در آبگیرِ تاریک باعث تغییر پیدا کردن ظاهر او شده بود. بنابراین دستان او تا حدودی بلند بود. اما پاهای او اغراقآمیز بودند. آنها [پاهایش] شبیه به قو توصیف شدهاند، و دارای انگشتان بلندی هم بود. او بسیار لاغر بود. سر او به اندازه خودش و گردنش بلند و لاغر بود. چشمهای بسیار بزرگی داشت و موهای نازک و مانند سیم. او در کتاب هابیت بهشکل تیره یا سیاه توصیف میشود. در بیان اولیه در «هابیت»، او بهشکل «سیاه مثل تاریکی» توصیف شده بود: البته این تنها بدان معناست که با چشمان عادی در غار تاریک، [بهجز چشمان درشت و درخشانش] قابل تشخیص نبود [و نه اینکه پوستش واقعاً سیاه باشد].
گالوم هرگز کاملا برهنه نبود. او یک جیب داشت که در آن حلقه را نگه میداشت. او بدون شک لباسهای سیاه میپوشید و نوشته شده است که از نمای بالا درحالیکه روی زمین دراز میکشید، شبیه «اسکلتی لاغر از یک انسان کودک» به نظر میرسید. لباسهای ژنده و پارهپارهاش، به بدنش چسبیده بود و بازوها و پاهای بلندش تقریباً سفید استخوانی و نازک بودند. پوست او سفید بود، بدون شک بهخاطر ماندن طولانی در تاریکی و گرسنگیاش، رنگپریدگی او بیشتر شده بود.
او همچنان یک انسان بود و نه جانور یا هیولای صرفاً ترسناک؛ اگرچه ذهن و بدن او تغییریافته شده بود: یک موجود محتقر، اما همچنین برای انسانهایی که نگرش عمیق دارند [مانند فرودو] ترحمبرانگیز بود. نباید تعجب کنیم که او لباس خود را چهگونه بدست آورده یا چهطور لباسهایش عوض شده است: هرگونه بررسیای از داستان نشان میدهد که او در طول زندگی خود به اندازه کافی فرصت برای دزدی از مردم سرزمین میانه [مانند الفهای جنگلی] داشته است.»
🔹 بدون شک گالوم، یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهایی است که تالکین خلق کرده است. یکی از مردمانی که اجداد هابیتها بودند، درحالیکه با دوست و خویشاوند خود دهآگول درحال ماهیگیری است، حلقه را پیدا میکند و زندگیاش کاملا تغییر میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏19👍3❤2❤🔥2👌1🌚1😈1👻1👀1
Middle-earth | ارباب حلقهها
بومممم قسمت جدید مورد انتظار ترین سریال تاریخ منتشر شدددددد!🔥💣💣💣 دریافت لینک مستقیم دانلود👇❤️🔥 @Middle_Earth_Archive @Middle_Earth_Archive
🔹 در 14 اکتبر 2022 قسمت هشتم سریال «ارباب حلقهها: حلقههای قدرت»، با عنوان «آلیاژ» (Alloyed) پخش شد. علیرغم اعتقادات منفیای که به قسمتهای قبلی سریال وارد بود، در این قسمت به وضوح مشخص بود که داستان سریال درحال جذابتر شدن است. در حقیقت قسمتهای مختلف فصل 1 بهنوعی مقدمه بودند و داستان واقعی حلقههای قدرت از قسمت هشتم آغاز شد و این نوید بهتر بودن فصل 2 از نظر داستانی را میداد.
E01 | E02 | E03 | E04 | E05 | E06 | E07 | E08
🔸 برخی از تحلیل قسمت هشتم:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍28❤🔥3👎3💘2🔥1👏1😁1😍1💯1🏆1🆒1
Today in Middle Earth 🔙
📅 15 October
✍ استرایدر و هابیتها در کشمکشی میان جنگل قرار دارند؛
📆 سال 3018 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 15 October
✍ استرایدر و هابیتها در کشمکشی میان جنگل قرار دارند؛
📆 سال 3018 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
👍16✍3❤🔥2👌1💯1
📌 تو دنیایی که حتی گالوم هم به حلقهش وفادار نمیمونه دم از تعهد نزنید!
🗺 | #Gollum
🤡 | #Meme
🎈 | #Fun
🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤣45😁6💔4👍2😢2😭2❤1
📌 ملکه بروثیِل، ملکهی شیطانی گوندور!🔥
👑 «ملکه بروثییِل» همسر شرور، منزوی و بیاحساس تارانون، دوازدهمین شاه گوندور (دوران سوم ۸۳۰-۹۱۳) و اولین شاه بدون فرزند بود. بروتیل در خانه شاهان در شهر اوسگیلیات [پایتخت وقت گوندور در حاشیه رود آندوین] زندگی میکرد و از صدا و بوی دریا متنفر بود. همسرش شاه تارنون، خانهای در پایین بندر پلارگیر ساخته بود که ملکه بروتیل از آن نفرت داشت. ملکه بروتیل از همهٔ چیزها متنفر بود، حتی از همهٔ رنگها و به همین دلیل تنها لباسهای سیاه و نقرهای میپوشید و در تالارهایی خالی زندگی میکرد. او در تالارهای خانهاش در اوسگیلیات باغهایی داشت که پر از تندیسهایی با ظاهر آزاردهنده، درحال شکنجه شدن در زیر درختان بود.
🐈⬛ بروتیل نُه گربه سیاه و یک گربه سفید داشت و آنها را برای جاسوسی و پردهبرداری از رازهای تاریک سرزمین گوندور روانه میکرد تا از چیزهایی که مردان قصد پنهان کردنش را داشتند آگاه شود. او حتی به گربههای سیاه خود هم رحم نمیکرد و گربه سفیدش را برای اذیت و آزار نُه گربه سیاه دیگر میفرستاد. هیچ مردی در گوندور جرأت لمس کردن هیچیک از آن گربهها را نداشت؛ همه از آنها میترسیدند و هنگامی که آنها را میدیدند لعن و نفرینشان میکردند.
🏴☠️ سر انجام همسر ملکه بروتیل، شاه تارانون او را به همراه گربههایش بر یک کشتی نشاند و با باد شمال روانه دریا کرد. گفته شده آن کشتی برای آخرین بار درحال عبور از کنار بندرگاههای اومبار زیر هلال ماه، درحالیکه یک گربه بر سر دکل و یکی دیگر بر دماغه بوده است دیده شده.
همچنین شاه تارنون نام او را از تمام کتب شاهان گوندور حذف کرد اما اهمیت ملکه بروتیل در تاریخ گوندور به گونهای نبود که کسی او را فراموش کند؛ تا حدی که در دوران سوم آراگورن در موریا برای نشاندادن اعتماد به نفس گندالف از گربههای ملکه بروتیل مثال میزند.
✍️ دافنه آر. کاستل نویسنده و کتابدار انگلیسی مینویسد که ملکه بروتیل احتمالا یکی از نومهنوریان سیاه بود. کاستل بروتیل را با یکی از الهههای اساطیری اسکاندیناوی غولمانند به نام اسکادی (Skaði) مقایسه میکند که از سرزمین ماوراییاش جوتونهایم به کنار دریا آمد و با خدای دریا ازدواج کرد، اما او از دریا متنفر بود و به سرزمین خود جوتونهایم بازگشت. در داستان ملکه بروتیل نیز شباهتهایی با این افسانه دیده میشود، مانند اینکه همسر ملکه بروتیل، شاه تارنون، اولین شاه دریانورد گوندور بود؛ ملکه بروتیل هم مانند اسکادی پس از سپری کردن زمانی در کنار شاه تارنون احتمالا به اومبار بازگشته است.
دافنه آر. کاستل از این نتیجه میگیرد که ملکه بروتیل یکی از نومهنوریان سیاه ساکن اومبار بوده باشد که به گوندور آمده تا با شاه تارنون ازدواج کند و بعد به سرزمین خود باز میگردد. ازدواج شاه تارنون هم میتواند یک ازدواج دیپلماتیک برای صلح با مردم اومبار باشد.
(معرفی سرزمین اومبار)
🏳️ | #TolkienMythology
🐈⬛ | #Beruthiel
📖 | #Lore – UT, The Realms of Tolkien
🗺 | Middle Earth
همچنین شاه تارنون نام او را از تمام کتب شاهان گوندور حذف کرد اما اهمیت ملکه بروتیل در تاریخ گوندور به گونهای نبود که کسی او را فراموش کند؛ تا حدی که در دوران سوم آراگورن در موریا برای نشاندادن اعتماد به نفس گندالف از گربههای ملکه بروتیل مثال میزند.
دافنه آر. کاستل از این نتیجه میگیرد که ملکه بروتیل یکی از نومهنوریان سیاه ساکن اومبار بوده باشد که به گوندور آمده تا با شاه تارنون ازدواج کند و بعد به سرزمین خود باز میگردد. ازدواج شاه تارنون هم میتواند یک ازدواج دیپلماتیک برای صلح با مردم اومبار باشد.
(معرفی سرزمین اومبار)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16😈4🌚3❤🔥2🥰2😨2🔥1👌1🍓1
Today in Middle Earth 🔙
📅 16 October
✍ گلورفیندل رد استرایدر را پیدا میکند؛
📆 سال 3018 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 16 October
✍ گلورفیندل رد استرایدر را پیدا میکند؛
📆 سال 3018 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
👍11💯3❤🔥1👏1👌1
Middle-earth | ارباب حلقهها
📌 پنجمین ویدیو از داستانهای تالکین در کانال یوتیوب ما آپلود شد: کوچ بزرگ و خاندانهای الفها!🔥 کانال یوتیوبی «لجنداریوم پرشین» با همکاری کانال سرزمین میانه بهتازگی پنجمین ویدیو خود از سیر داستانی سرزمین میانه، «کوچ بزرگ و خاندانهای الفها» را آپلود کرده…
📌 ششمین ویدیو از داستانهای تالکین در کانال یوتیوب ما آپلود شد: قصههای والینور: روایت زندگی الفها در آمان!🔥
کانال یوتیوبی «لجنداریوم پرشین» با همکاری کانال سرزمین میانه بهتازگی ششمین ویدیو خود از سیر داستانی سرزمین میانه، «قصههای والینور: روایت زندگی الفها در آمان» را آپلود کرده است.
عضو کانال یوتیوبی Legendarium.persian شوید و ویدیوهای ما را از دنیای افسانهای تالکین از دست ندهید.
🖋 خلاصهی ویدیو:
(معرفی اعضای خاندان فینوه)
▶️ تماشای ویدیوی قصههای والینور: روایت زندگی الفها در آمان:
👈(تماشای ویدیو)👉
🌍 | #QuentaSilmarillion
📹 | #YouTube – #LP
♨️ | #Exclusive | #Video
🗺 | Middle Earth
کانال یوتیوبی «لجنداریوم پرشین» با همکاری کانال سرزمین میانه بهتازگی ششمین ویدیو خود از سیر داستانی سرزمین میانه، «قصههای والینور: روایت زندگی الفها در آمان» را آپلود کرده است.
عضو کانال یوتیوبی Legendarium.persian شوید و ویدیوهای ما را از دنیای افسانهای تالکین از دست ندهید.
🖋 خلاصهی ویدیو:
«بعد از ورود وانیار و نولدور به والینور، اونها توی قسمتی از سرزمین قدسی به نام الدامار ساکن شدن. الدامار جایی در شمال قله بلند تانکوئتیل و در شکاف کالاکیریا یا شکاف نور بود. الف.ها در الدامار، شهر بزرگشون یعنی تیریون رو بر فراز تپه تونا ساختن؛ شهری که مثل یه نگین میدرخشید…فینوه بعد از مرگ همسر اولش، با خواهرزاده شاه وانیار، اینگوه، ازدواج میکنه. اسم این الف که برای فینوه چهار فرزند به دنیا میاره، ایندیسه. این چهار فرزند، فیندیس، فینگولفین، ایریمه و فینارفین بودن. ایندیس، زنی بسیار زیبارو با موهای بلند طلایی بوده و فینارفین همرنگ موهاش مثل مادرش طلایی میشه که خاندان فینارفین هم این طلایی بودن رنگ مو رو به ارث میبرن بعدها از خاندان فینارفین، با گالادریل دخترش آشنا میشیم و بیشتر راجع بهش صحبت میکنیم.»
(معرفی اعضای خاندان فینوه)
👈(تماشای ویدیو)👉
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥18👍3👨💻2❤1🔥1👏1👌1😍1🐳1
Today in Middle Earth 🔙
📅 17 October
✍ شرکا به دنبال در مخفی میگردند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 17 October
✍ شرکا به دنبال در مخفی میگردند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
✍11💯3👌2👀2❤🔥1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥17🤡6👍3😐3🔥1😁1👌1😍1👾1
Middle-earth | ارباب حلقهها
🧝🏻♂ زندگینامهی گلورفیندل، از خاندان گلِ زرین «پارت اول» (خواندن پارت دوم) 🌼 گلورفیندل یکی از الفهای نولدور بود، او در والینور در دوران اول بدنیا آمد، اما پس از مرگ دو درخت به سبب خویشاوندیاش و تعهدش با تورگون پسر فینگولفین قلبش با اکراه او را در مسیر…
🔥 زندگینامهی گلورفیندل، از ریوندل
«پارت دوم» (خواندن پارت اول)
🗡️ پس از سقوط ارهگیون در سال ۱۶۹۷ از دوران دوم گلورفیندل بهمراه الروند عقب نشینی کرد و آن زمان بود که ریوندل بعنوان یک سنگر بناگذاری شد. در ۱۷۰۱ با کمک نومهنور و گیل-گالاد، الروند و گلورفیندل توانستند محاصره ریوندل را از بین ببرند و دشمن را شکست دهند.
👥 پس از جنگ اولین شورای سفید در ریوندل برگزار شد، و گلورفیندل نیز احتمالا در آن حضور داشته است.
⚠ احتمالا در باقی سالیان دوران دوم گلورفیندل با دانایی و دلاوریاش همچنان به الروند یاری رسانده، از این رو که وظیفهاش این چنین بوده است، اما اطلاعات یا جزئیاتی از این مدد رسانیها موجود نیست.
💥 حوالی سال ۱۴۰۰ از دوران سوم ایملادریس (ریوندل) دوباره محاصره شد، این بار توسط انگمار، اما با کمک الفهای لوتلورین جریان نبرد به شکست پادشاه جادوپیشه (ویچ-کینگ) خاتمه یافت.
⚔️ در ۱۹۷۵ اتحاد مردمین سرزمین میانه نیروی انگمار را نابود کرد. گلورفیندل رهبری سپاه ریوندل را به عهده داشت. اما آنگاه که همهچیز برای دشمن از دست رفت، شاه جادوپیشه انگمار به پیش آمد و قهقهاش بسیاری را در وحشت فرو غلتاند. در آن هنگام گلورفیندل بیباک بر او تاختن گرفت، اما شاه جادوپیشه از میدان گریز کرد و در سایه محو شد.
🗣️ سپس گلورفیندل گفت: «او را تعقیب نکنید! او به این سرزمین باز نخواهد گشت. عاقبت به مرگ شدنش در دوردستها نهفته است، و به دست هیچ مردی کشته نخواهد شد.»
🔗 روایت نبرد فورنوست: (پارت اول) - (پارت دوم) - (پارت سوم)
🧙🏻♂ در ۲۴۶۳ شورای سفید (جدید) تاسیس شد، و به احتمال بسیار قوی گلورفیندل یکی از اعضای این محفل بوده است.
🧛🏽 در ۲۹۴۱ شورا بلاخره به دول گولدور هجوم آورد، و سائرون را از قلعهاش به عقب راند.
🔶 در ۹ اکتبر ۳۰۱۸ گلورفیندل عازم جستجوی فرودو شد:
🔸 روز ۱۱ام: گلورفیندل سه تا از سوارکاران سیاه را از پل میتِیتل عقب راند و آنها را بهسوی غرب دنبال کرد. با دو سوارکار دیگر مواجه شد که بهسوی جنوب گریختند. روی پل بعنوان نشانه یاقوتی را قرار داد.
🔸 روز ۱۳ام: آراگورن و هابیتها یاقوت را یافتند.
🔸 روز ۱۸ام: جستجو برای مسافران با موفقیت به پایان رسید. اما در آن زمان فرودو به ضربت دشنهی ویچ-کینگ زخمی مرگبار برداشته بود. گلورفیندل با هرچه در توانش بود، با هنر طبابت، طعام، و اسب الفیاش اسفولاث به فرودو در راهش به ریوندل کمک رساند.
🔸 روز ۲۰ام: حملهی نازگول. فرودو سوار بر اسب گلورفیندل از گدار بروینن عبور کرد. الروند با «جادویش» سه تا از نازگول را در آب غرق کرد، هیبت درخشان گلورفیندل و مشعلهایی که پشت سرش به جلو میآمدند اسبهای سیاه را چنان به جنون انداخت که به آب زدند و باقی نازگول نیز غرق شدند.
🔸 روز ۲۴ام: فرودو در ریوندل بیدار شد و دوباره گلورفیندل را دید. الروند در تالارش مهمانی غذاخوری گردهم آورده بود.
🔷 در روز ۲۵ام اکتبر بود که شورای الروند برگزار شد. مشاورههای گلورفیندل حاکی از این موارد بودند:
🔹 فرستادن حلقه برای تام بامبادیل جلوی پیروزی سائرون را نمیگیرد.
🔹 یا باید حلقه نابود شود یا در دریا مفقود شود.
🔹 نظریهای که دربارهی انداختن حلقه در دریا داد پذیرفته نشد.
🔹 تاکید کرد که الفها حاضرند متحمل شوند که قدرت حلقههای سهگانه بهمراه نابودی حلقه یگانه از بین برود. (نیروی سهگانه به بقای یگانه وابسته بود)
(تاریخچهای از حلقههای سهگانه)
‼ دلیل اینکه گلورفیندل بعنوان یکی از یاران حلقه انتخاب نشد این بود که او بیش از حد برای این ماموریت مخفیانه قدرتمند بود و ارتعاش چنین نیرویی توجه دشمن را جلب میکرد. در این ماموریت نیروی دوستی به نیروی دانش و سلحشوری ارجحیت داشت.
⚡در ۱۵ مارس ۳۰۱۹، پیشگویی گلورفیندل به حقیقت پیوست آنگاه که ائووین و مری، یک زن و یک هابیت، توانستند کسی را به هلاکت برسانند که هیچ مردی قادر به انجامش نبود.
💐 در روز میانی سال آرون و الهسار پیوند ازدواجشان را جشن گرفتند و گلورفیندل از جمله کسانی بود که در این عروسی شرکت کرد.
(سرنوشت آرون)
🌼 مشخص نیست که گلورفیندل در چه زمانی سرزمین میانه را ترک کرده است؛ ولی از آنجا که با سقوط سائرون وظایفش تکمیل شده بودند، احتمالاً در پایان دوران سوم، در ۲۹ سپتامبر ۳۰۲۱، بهمراه الروند به غرب عزیمت کرد و دیگر هیچوقت به سرزمین میانه بازنگشت.
📖 | #Lore – UT & Appendices & FotR
🧝🏻♂ | #Glorfindel
🗺 | Middle Earth
«پارت دوم» (خواندن پارت اول)
🗡️ پس از سقوط ارهگیون در سال ۱۶۹۷ از دوران دوم گلورفیندل بهمراه الروند عقب نشینی کرد و آن زمان بود که ریوندل بعنوان یک سنگر بناگذاری شد. در ۱۷۰۱ با کمک نومهنور و گیل-گالاد، الروند و گلورفیندل توانستند محاصره ریوندل را از بین ببرند و دشمن را شکست دهند.
👥 پس از جنگ اولین شورای سفید در ریوندل برگزار شد، و گلورفیندل نیز احتمالا در آن حضور داشته است.
⚠ احتمالا در باقی سالیان دوران دوم گلورفیندل با دانایی و دلاوریاش همچنان به الروند یاری رسانده، از این رو که وظیفهاش این چنین بوده است، اما اطلاعات یا جزئیاتی از این مدد رسانیها موجود نیست.
💥 حوالی سال ۱۴۰۰ از دوران سوم ایملادریس (ریوندل) دوباره محاصره شد، این بار توسط انگمار، اما با کمک الفهای لوتلورین جریان نبرد به شکست پادشاه جادوپیشه (ویچ-کینگ) خاتمه یافت.
⚔️ در ۱۹۷۵ اتحاد مردمین سرزمین میانه نیروی انگمار را نابود کرد. گلورفیندل رهبری سپاه ریوندل را به عهده داشت. اما آنگاه که همهچیز برای دشمن از دست رفت، شاه جادوپیشه انگمار به پیش آمد و قهقهاش بسیاری را در وحشت فرو غلتاند. در آن هنگام گلورفیندل بیباک بر او تاختن گرفت، اما شاه جادوپیشه از میدان گریز کرد و در سایه محو شد.
🗣️ سپس گلورفیندل گفت: «او را تعقیب نکنید! او به این سرزمین باز نخواهد گشت. عاقبت به مرگ شدنش در دوردستها نهفته است، و به دست هیچ مردی کشته نخواهد شد.»
🔗 روایت نبرد فورنوست: (پارت اول) - (پارت دوم) - (پارت سوم)
🧙🏻♂ در ۲۴۶۳ شورای سفید (جدید) تاسیس شد، و به احتمال بسیار قوی گلورفیندل یکی از اعضای این محفل بوده است.
🧛🏽 در ۲۹۴۱ شورا بلاخره به دول گولدور هجوم آورد، و سائرون را از قلعهاش به عقب راند.
🔶 در ۹ اکتبر ۳۰۱۸ گلورفیندل عازم جستجوی فرودو شد:
🔸 روز ۱۱ام: گلورفیندل سه تا از سوارکاران سیاه را از پل میتِیتل عقب راند و آنها را بهسوی غرب دنبال کرد. با دو سوارکار دیگر مواجه شد که بهسوی جنوب گریختند. روی پل بعنوان نشانه یاقوتی را قرار داد.
🔸 روز ۱۳ام: آراگورن و هابیتها یاقوت را یافتند.
🔸 روز ۱۸ام: جستجو برای مسافران با موفقیت به پایان رسید. اما در آن زمان فرودو به ضربت دشنهی ویچ-کینگ زخمی مرگبار برداشته بود. گلورفیندل با هرچه در توانش بود، با هنر طبابت، طعام، و اسب الفیاش اسفولاث به فرودو در راهش به ریوندل کمک رساند.
🔸 روز ۲۰ام: حملهی نازگول. فرودو سوار بر اسب گلورفیندل از گدار بروینن عبور کرد. الروند با «جادویش» سه تا از نازگول را در آب غرق کرد، هیبت درخشان گلورفیندل و مشعلهایی که پشت سرش به جلو میآمدند اسبهای سیاه را چنان به جنون انداخت که به آب زدند و باقی نازگول نیز غرق شدند.
🔸 روز ۲۴ام: فرودو در ریوندل بیدار شد و دوباره گلورفیندل را دید. الروند در تالارش مهمانی غذاخوری گردهم آورده بود.
🔷 در روز ۲۵ام اکتبر بود که شورای الروند برگزار شد. مشاورههای گلورفیندل حاکی از این موارد بودند:
🔹 فرستادن حلقه برای تام بامبادیل جلوی پیروزی سائرون را نمیگیرد.
🔹 یا باید حلقه نابود شود یا در دریا مفقود شود.
🔹 نظریهای که دربارهی انداختن حلقه در دریا داد پذیرفته نشد.
🔹 تاکید کرد که الفها حاضرند متحمل شوند که قدرت حلقههای سهگانه بهمراه نابودی حلقه یگانه از بین برود. (نیروی سهگانه به بقای یگانه وابسته بود)
(تاریخچهای از حلقههای سهگانه)
‼ دلیل اینکه گلورفیندل بعنوان یکی از یاران حلقه انتخاب نشد این بود که او بیش از حد برای این ماموریت مخفیانه قدرتمند بود و ارتعاش چنین نیرویی توجه دشمن را جلب میکرد. در این ماموریت نیروی دوستی به نیروی دانش و سلحشوری ارجحیت داشت.
⚡در ۱۵ مارس ۳۰۱۹، پیشگویی گلورفیندل به حقیقت پیوست آنگاه که ائووین و مری، یک زن و یک هابیت، توانستند کسی را به هلاکت برسانند که هیچ مردی قادر به انجامش نبود.
💐 در روز میانی سال آرون و الهسار پیوند ازدواجشان را جشن گرفتند و گلورفیندل از جمله کسانی بود که در این عروسی شرکت کرد.
(سرنوشت آرون)
🌼 مشخص نیست که گلورفیندل در چه زمانی سرزمین میانه را ترک کرده است؛ ولی از آنجا که با سقوط سائرون وظایفش تکمیل شده بودند، احتمالاً در پایان دوران سوم، در ۲۹ سپتامبر ۳۰۲۱، بهمراه الروند به غرب عزیمت کرد و دیگر هیچوقت به سرزمین میانه بازنگشت.
📖 | #Lore – UT & Appendices & FotR
🧝🏻♂ | #Glorfindel
🗺 | Middle Earth
Telegram
attach 📎
❤🔥18👍6😍2❤1🔥1👏1👌1