🔹 بنابه گزارشات محلی، در شهر داندی اسکاتلند، در موسسه خیریه سرطان تحقیقات سرطان انگلستان، یک کتاب پارهپاره پیدا شده است که مشخص شد یکی از 1500 نسخهژ اصلی کتاب هابیت به تاریخ 1937 است. این کتاب حاوی تصاویر سیاه و سفید نویسنده رمان، جی.آر.آر. تالکین است.
🔸 مدیر فروشگاه، آدام کارسلی، در مورد خود یافته گزارش داده است که او این کتاب را در زیر مجموعهای از زندگینامههای خواننده راک موریسی در میان سایر کامیکها پیدا کرده است.
🔹 او گفت: «صفحه اول کتاب را باز کردم و متوجه شدم که این نسخه، اولین نسخه است و فکر کردم میتوان برای تیم eBay ارسال شود. در آن زمان، فکر میکردم که اگر خوش شانس باشیم، حداکثر 500 پوند از فروش به دست میآوریم، بنابراین باورم نمیشود که چند ماه بعد متوجه شدم که این نسخه بیش از 10000 پوند فروخته شده است.
با این حال، این در واقع یک موفقیت بزرگ برای خود سازمان [eBay] است، زیرا این بزرگترین فروش در حساب رسمی eBay است.»
🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥18👍3✍2🤡2👌1💯1😐1🍾1
🧙🏻♂ معنای سخنرانی گندالف درمقابل بالروگ
💬 « تو نمیتوانی بگذری. من خادم آتش پنهانم، شعلهی آنور را دارندهام. تو نمیتوانی بگذری. آتش تاریک تو را یارا نیست، ای شعلهی اودون. به سایه بازگرد! تو نمیتوانی بگذری.»
🔥 آتش پنهان نیروی حیات بخشی است که فقط ارو (خداوند) به آن دسترسی دارد و او با آن انسانها و الفها را خلق کرد. به عبارتی گاندالف میگوید «من خادم ارو هستم.»
☀️ آنور به زبان الفی به معنای خورشید میباشد. خورشید از اخرین ثمرهی درخت طلایی بوجود آمد، احتمالا گاندالف در شکلدهی به خورشید به والار کمک کرده باشد. اما او همچنین صاحب حلقهی آتش است که بنظر میرسد حاوی نیروی تابش خورشید میباشد.
🧟 اودون نیز واژهای الفی است، که به معنای «جهنم» میباشد. ملکور فرمانروای تاریکی این نام را به دژ زیرزمینی خود داد، و بالروگهای آتشین ملقب به شعلههای آن دژ شدند.
💡 گاندالف در اینجا به بالروگ هشدار میدهد که عقب نشینی کند، با گفتن این مفهوم که شعلهی پاک الهی بر شعلهای که ملکور خدشهآور با ناسازگاریاش فاسد گردانده چیره است.
♨️ | #Analysis
✍️ | #Dialogue | #Quote — FotR
👥 | #Gandalf & #DurinsBane
🗺️ | Middle Earth
💬 « تو نمیتوانی بگذری. من خادم آتش پنهانم، شعلهی آنور را دارندهام. تو نمیتوانی بگذری. آتش تاریک تو را یارا نیست، ای شعلهی اودون. به سایه بازگرد! تو نمیتوانی بگذری.»
🔥 آتش پنهان نیروی حیات بخشی است که فقط ارو (خداوند) به آن دسترسی دارد و او با آن انسانها و الفها را خلق کرد. به عبارتی گاندالف میگوید «من خادم ارو هستم.»
☀️ آنور به زبان الفی به معنای خورشید میباشد. خورشید از اخرین ثمرهی درخت طلایی بوجود آمد، احتمالا گاندالف در شکلدهی به خورشید به والار کمک کرده باشد. اما او همچنین صاحب حلقهی آتش است که بنظر میرسد حاوی نیروی تابش خورشید میباشد.
🧟 اودون نیز واژهای الفی است، که به معنای «جهنم» میباشد. ملکور فرمانروای تاریکی این نام را به دژ زیرزمینی خود داد، و بالروگهای آتشین ملقب به شعلههای آن دژ شدند.
💡 گاندالف در اینجا به بالروگ هشدار میدهد که عقب نشینی کند، با گفتن این مفهوم که شعلهی پاک الهی بر شعلهای که ملکور خدشهآور با ناسازگاریاش فاسد گردانده چیره است.
♨️ | #Analysis
✍️ | #Dialogue | #Quote — FotR
👥 | #Gandalf & #DurinsBane
🗺️ | Middle Earth
🔥27👍3✍2👌2😍2😈2🤡1💯1
Forwarded from Mamad Croft
🌊 در کرانههایی که روزگاری بلریاند پهناور در همسایگیاشان قرار داشت، جریان رودخانه صدایی کهن که از دریا نشر مییابد را حمل میکند، صدایی که مدتها پیش بهمراه درخشش گوهری تابناک در آبهای ژرفناک مفقود شد. همان آوا که به هنگام به نوا درآمدن نغمههایش دلهای آدمیانِ گوشسپار، الفهای آزاده، ددان زمین و مرغکان آسمان به تاثر میافتاد و با کلمات آهنگینش اندیشهی شنوندگان، دانایی و خردمندی درمییافت. اما برای خودش هیچ نغمهای، هیچ وِرد یا جادویی، و هیچ معجزهای وجود نداشت که نجاتش دهد از اشتباه لحظهایی که در ساعت جنونِ غم مرتکب شد؛ و زنجیرهی رویدادهایی که طعم عذاب ابدی میدادند او را به زنجیر کشید.
خسته از قرنها جنگیدن، کلافه از عهدهای که بر دوشش بستند، طرد شده توسط وفا به عهدش، مجروح و فگار از موفقیتش، عاجز از زندگیای که محکوم شده به حفاظت از پیروزی دردمندش، ترانهسرای نگونبخت ما خود را بهمراه جواهرش در دهان بلعندهی دریا افکند.
خسته از قرنها جنگیدن، کلافه از عهدهای که بر دوشش بستند، طرد شده توسط وفا به عهدش، مجروح و فگار از موفقیتش، عاجز از زندگیای که محکوم شده به حفاظت از پیروزی دردمندش، ترانهسرای نگونبخت ما خود را بهمراه جواهرش در دهان بلعندهی دریا افکند.
😢11👍6🐳1
Forwarded from Mamad Croft
Mamad Croft
Photo
نام او ماگلور بود، پسر هنرمند فئانور،
پِرنسی که چشم به جهان گشود در والینور،
بر زیر ستارگان میسرود، و بر زیر ایسیل و آنور
خوشصداترین بود در بین تمام نولدور
چنگنواز از یاد رفته، خوانندهی نفرین گشته
گاهِ شکفتن لائولرین نوجوانی بود نورسته
سوگواری بیانتها گرفتارش ساخت
و در دریای بیمزار خود را انداخت
پِرنسی که چشم به جهان گشود در والینور،
بر زیر ستارگان میسرود، و بر زیر ایسیل و آنور
خوشصداترین بود در بین تمام نولدور
چنگنواز از یاد رفته، خوانندهی نفرین گشته
گاهِ شکفتن لائولرین نوجوانی بود نورسته
سوگواری بیانتها گرفتارش ساخت
و در دریای بیمزار خود را انداخت
👌9👍5❤2💔2🌚1😈1
💍 معنای سخنرانی گالادریل درمورد حلقه
💬 "اکنون سرانجام زمان ان فرا رسیده است. حلقه را به دلخواه خودت به من میدهی، به جای فرمانروای تاریکی یک ملکه را خواهی نشاند. و من تاریک نخواهم بود بلکه زیبا و هولناک خواهم بود مثل صبح و شب، زیبا مثل دریا و خورشید و برفهای روی کوهستان، هولناک مثل طوفان و اذرخش، قویتر از شالوده زمین. همه مرا دوست خواهند داشت و درعین حال مایوس خواهند بود."
دستش را بالا اورد و از حلقهای که بدست داشت (از حلقه ننیا) نور عظیمی منتشر شد که فقط *خودش* را روشن میکرد و *بقیه* جاها را تاریک میگذاشت...
دستش را پایین انداخت و نور محو شد و ناگهان دوباره به خنده افتاد و باز خودش شده بود.
"امتحان را قبول شدم. کوچک خواهم شد و به غرب خواهم رفت و گالادریل باقی خواهم ماند."
🏔️ کوهی که بانو به آن اشاره میکند، تانیکوئتیل است، بزرگترین کوه جهان، محل اقامت شاه و ملکه آردا.
⚡ مذکور شدن آذرخش و طوفان (با حروف بزرگ در نسخه زبان اصلی) بهمراه ادامه یافتن جمله با "قویتر از شالوده زمین" ما را بیاد واقعهی سقوط نومهنور میاندازد که در آن چنین رویدادهای فرا طبیعی رخ دادند، و ارو شالودهی زمین تخت را تبدیل به زمین کروی کرد.
🩶 دوست داشتنی که بهمراه یاس باشد دوست داشتنی از روی اجبار است. یا اینکه، بهتر بگوییم، وقتی است که قلب و اختیارت غلام کسی میشود که از او میهراسی.
☄ در حقیقت این ذات طبیعی حلقه بود که مردم را با وسوسهی قادر مطلق شدن به توهم میانداخت. گالادریل حتی با حلقه هم نمیتوانست در نبرد تن به تن سائرون را شکست دهد، و مجبور میبود از سیاست لشکرسازی و لشکرکشی برعلیه دشمنش استفاده کند.
🧟♀ اینکه گالادریل توانست بر وسوسه غلبه کند، حاصل مدتها تعقل و افزایش خردمندیاش بود. میدانست که نیروی حلقه وجودش را اهریمنی خواهد کرد.
🍁 کوچک شدن گالادریل بهمعنای کوچک شدنش در فرمانروایی و قدرتطلبی است؛ زیرا که تنها راه نجات قلمروئش از زوال، پذیرفتن حلقه بود. ولی همچنین بهمعنای به زوال رفتن خود نیز بود، زیرا که باور داشت از عذاب تحلیل خواهد رفت تا اینکه روحش کالبد را ترک گوید و به تالارهای مردگان در غرب رود. و حالا که رویای تبدیل شدن به ملکه سرزمین میانه را پشت سر گذاشت، او فقط «گالادریل» باقی ماند.
🌼 گالادریل یک توبهکار بود؛ در جوانی رهبری در شورش برعلیه والار (فرشتگان محافظ). در پایان دوران اول او مغرورانه عفو والار را نپذیرفت و در تبعید در سرزمین میانه باقی ماند. بهسبب غلبه بر وسوسهی طاقتفرسای حلقه، بخشایش نسیبش گردید. و به اثبات رسید که فداکاری غرور گالادریل و اعتماد داشتنش به قدرتهای خویش و مطلقا طرد کردن هرگونه قدرتگیریِ ناروا بود که کشتیای را مهیا ساخت که او را به میهنش بازحمل نمود.♥
🧝🏻♀ | #Galadriel
📚 | #Lore | #Analysis
🗺️ | Middle Earth
دستش را بالا اورد و از حلقهای که بدست داشت (از حلقه ننیا) نور عظیمی منتشر شد که فقط *خودش* را روشن میکرد و *بقیه* جاها را تاریک میگذاشت...
دستش را پایین انداخت و نور محو شد و ناگهان دوباره به خنده افتاد و باز خودش شده بود.
"امتحان را قبول شدم. کوچک خواهم شد و به غرب خواهم رفت و گالادریل باقی خواهم ماند."
🏔️ کوهی که بانو به آن اشاره میکند، تانیکوئتیل است، بزرگترین کوه جهان، محل اقامت شاه و ملکه آردا.
⚡ مذکور شدن آذرخش و طوفان (با حروف بزرگ در نسخه زبان اصلی) بهمراه ادامه یافتن جمله با "قویتر از شالوده زمین" ما را بیاد واقعهی سقوط نومهنور میاندازد که در آن چنین رویدادهای فرا طبیعی رخ دادند، و ارو شالودهی زمین تخت را تبدیل به زمین کروی کرد.
🩶 دوست داشتنی که بهمراه یاس باشد دوست داشتنی از روی اجبار است. یا اینکه، بهتر بگوییم، وقتی است که قلب و اختیارت غلام کسی میشود که از او میهراسی.
☄ در حقیقت این ذات طبیعی حلقه بود که مردم را با وسوسهی قادر مطلق شدن به توهم میانداخت. گالادریل حتی با حلقه هم نمیتوانست در نبرد تن به تن سائرون را شکست دهد، و مجبور میبود از سیاست لشکرسازی و لشکرکشی برعلیه دشمنش استفاده کند.
🧟♀ اینکه گالادریل توانست بر وسوسه غلبه کند، حاصل مدتها تعقل و افزایش خردمندیاش بود. میدانست که نیروی حلقه وجودش را اهریمنی خواهد کرد.
🍁 کوچک شدن گالادریل بهمعنای کوچک شدنش در فرمانروایی و قدرتطلبی است؛ زیرا که تنها راه نجات قلمروئش از زوال، پذیرفتن حلقه بود. ولی همچنین بهمعنای به زوال رفتن خود نیز بود، زیرا که باور داشت از عذاب تحلیل خواهد رفت تا اینکه روحش کالبد را ترک گوید و به تالارهای مردگان در غرب رود. و حالا که رویای تبدیل شدن به ملکه سرزمین میانه را پشت سر گذاشت، او فقط «گالادریل» باقی ماند.
🌼 گالادریل یک توبهکار بود؛ در جوانی رهبری در شورش برعلیه والار (فرشتگان محافظ). در پایان دوران اول او مغرورانه عفو والار را نپذیرفت و در تبعید در سرزمین میانه باقی ماند. بهسبب غلبه بر وسوسهی طاقتفرسای حلقه، بخشایش نسیبش گردید. و به اثبات رسید که فداکاری غرور گالادریل و اعتماد داشتنش به قدرتهای خویش و مطلقا طرد کردن هرگونه قدرتگیریِ ناروا بود که کشتیای را مهیا ساخت که او را به میهنش بازحمل نمود.♥
🧝🏻♀ | #Galadriel
📚 | #Lore | #Analysis
🗺️ | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤19👍5😍2🌚2🥰1👏1👌1
+ تیئو: تا به حال شخص نزدیکی رو از دست دادی؟
- گالادریل: برادرم فینرود، و همسرم کلبورن. ما در دشتی از گلها برای نخستین بار آشنا شدیم. من درحال رقصیدن بودم که منو دید. آن زمان جنگ بسیار بعید به نظر میرسید. زمانی که به جنگ میرفت من آمادهاش میکردم، زرهش به درستی اندازهش نمیشد، شبیه صدفی با پوشش نقرهای بود بعد از اون وقتی که به جنگ رفت دیگر هرگز ندیدمش!
خواندن پستهای تحلیل این بخش از سریال:
• اشاره گالادریل به همسرش کلهبورن
• استفاده آمازون از نسخه کلهبورن سیندا
• مصاحبه شورانر سریال راجع به کلهبورن
🔰 | #LOTRROP
✍️ | #Dialogue | #Quote
👥 | #Galadriel & #Theo
🗺️ | Middle Earth
- گالادریل: برادرم فینرود، و همسرم کلبورن. ما در دشتی از گلها برای نخستین بار آشنا شدیم. من درحال رقصیدن بودم که منو دید. آن زمان جنگ بسیار بعید به نظر میرسید. زمانی که به جنگ میرفت من آمادهاش میکردم، زرهش به درستی اندازهش نمیشد، شبیه صدفی با پوشش نقرهای بود بعد از اون وقتی که به جنگ رفت دیگر هرگز ندیدمش!
خواندن پستهای تحلیل این بخش از سریال:
• اشاره گالادریل به همسرش کلهبورن
• استفاده آمازون از نسخه کلهبورن سیندا
• مصاحبه شورانر سریال راجع به کلهبورن
🔰 | #LOTRROP
✍️ | #Dialogue | #Quote
👥 | #Galadriel & #Theo
🗺️ | Middle Earth
❤🔥10💔6👍3😢2🤣1😭1
Forwarded from Middle-earth | ارباب حلقهها (Mamad Croft)
📌 معرفی الفهای وانیار…!
🔸 الفهای وانیار ملقب به الفهای زیبا یا الفهای موطلایی یا الفهای نیزهدار بودند. وانیار ملقب به قبیله نخست الدار [الفهایی که از کوئیوینن کوچیدند] هستند. آنها نخستین قبیله الفها بودند که پا به والینور گذاشتند.
🔶 رهبر آنها اینگوه ملقب به پادشاه برین همه پادشاهان الف است.
🔸 وانیار الف های موردعلاقه مانووه پادشاه ارشد بودند و او به آنها ترانه نواختن آموخت. آنها بیشتر از همه الف ها والار را گرامی میداشتند.
🔶 اینگویل پرنس وانیار بود، او در جنگ خشم مردمش را برعلیه سپاهیان مورگوت رهبری کرد. در نبرد اگلورست اورکها را شکست داد و از ساحل آنها را فراری داد.
🔸 ایندیس دختر عمه اینگوویل بود. ایندیس بانویی رعنا و تیزپا بود. او خواننده و ترانه نویس ماهری بود. فینووه پادشاه نولدور عاشق او شد و ثمره عشقشان دو دختر به نام ایریمه و فیندیس، و دو پسر به نام فینگولفین و فینارفین بودند. بین اینان فینارفین بیشتر از همه اصل و نسب وانیاری در رگهایش جریان داشت، و این ویژگی در فرزندانش نیز به ارث رسید.
🔶 هیچ الفی از وانیار تحت تاثیر فریبهای ملکور قرار نگرفت، و تنها الفی از وانیار که در تبعید شرکت کرد النوه بود که به عشق همسر نولدوریش تورگون راهی عزیمت شد، اما قبل از اینکه به سرزمین میانه برسد در جهنم یخی از بین رفت.
🔸 دختر تورگون، ایدریل کلبریندال نیز مانند گالادریل از وانیار موهای طلایی خود را به ارث برد، و همینطور روحیه سخاوتمند و اینده بینش را.
🔶 وانیار در سرزمینهای نامیرا، بر روی کوهستان قدسی، و در شهر والمار زندگی میکنند.
🧝🏻♂ | #Vanyar
📚 | #Lore
🗺 | Middle Earth
🔸 الفهای وانیار ملقب به الفهای زیبا یا الفهای موطلایی یا الفهای نیزهدار بودند. وانیار ملقب به قبیله نخست الدار [الفهایی که از کوئیوینن کوچیدند] هستند. آنها نخستین قبیله الفها بودند که پا به والینور گذاشتند.
🔶 رهبر آنها اینگوه ملقب به پادشاه برین همه پادشاهان الف است.
🔸 وانیار الف های موردعلاقه مانووه پادشاه ارشد بودند و او به آنها ترانه نواختن آموخت. آنها بیشتر از همه الف ها والار را گرامی میداشتند.
🔶 اینگویل پرنس وانیار بود، او در جنگ خشم مردمش را برعلیه سپاهیان مورگوت رهبری کرد. در نبرد اگلورست اورکها را شکست داد و از ساحل آنها را فراری داد.
🔸 ایندیس دختر عمه اینگوویل بود. ایندیس بانویی رعنا و تیزپا بود. او خواننده و ترانه نویس ماهری بود. فینووه پادشاه نولدور عاشق او شد و ثمره عشقشان دو دختر به نام ایریمه و فیندیس، و دو پسر به نام فینگولفین و فینارفین بودند. بین اینان فینارفین بیشتر از همه اصل و نسب وانیاری در رگهایش جریان داشت، و این ویژگی در فرزندانش نیز به ارث رسید.
🔶 هیچ الفی از وانیار تحت تاثیر فریبهای ملکور قرار نگرفت، و تنها الفی از وانیار که در تبعید شرکت کرد النوه بود که به عشق همسر نولدوریش تورگون راهی عزیمت شد، اما قبل از اینکه به سرزمین میانه برسد در جهنم یخی از بین رفت.
🔸 دختر تورگون، ایدریل کلبریندال نیز مانند گالادریل از وانیار موهای طلایی خود را به ارث برد، و همینطور روحیه سخاوتمند و اینده بینش را.
🔶 وانیار در سرزمینهای نامیرا، بر روی کوهستان قدسی، و در شهر والمار زندگی میکنند.
🧝🏻♂ | #Vanyar
📚 | #Lore
🗺 | Middle Earth
👍17❤🔥2👏1👌1💯1😇1
تکامل گالوم طی اقتباسهای ارباب حلقهها ⚔🔥
• به نظرتون کدوم ورژن بهتر از بقیهست؟
🧝♂️ | #gollum
💻 | #LOTRG
📈 | #Comparison
🗺️ | Middle Earth
• به نظرتون کدوم ورژن بهتر از بقیهست؟
🧝♂️ | #gollum
💻 | #LOTRG
📈 | #Comparison
🗺️ | Middle Earth
🤣13🔥10👍5🌚3😁1