🎼 دو داستان از برترین خوانندههای الفها
دائرون ترانهسرا و دانشمند اصلی شاه تینگول بود. او با نیاش برای لوتین دختر شاه موسیقی مینواخت. او کسی بود که قرارهای لوتین و معشوقش برن را نزد تینگول افشا کرد، زیرا که او نیز عاشق لوتین بود. پس از اینکه لوتین برای نجات برن از خانه گریخت، دائرون به دنبال پیدا کردنش راهی شد اما درجستجو گم گشت و در شرق به یاد لوتین کنار ابهای تاریک مدتها مویه خواند
در خویشاوندکشی سوم ماگلور، الروند و الروس را نجات داد و سپس کنار دریا نشست و با قلبی توبهکار سوگواری خواند. بزودی عشق میان دوقلوها و پدرخواندهاشان پرورش یافت. آنها در تپهی تنها پنهان شدند، اما آنگاه که پناهگاهشان کشف گردید و مورد هجوم اورکها قرار گرفت، مجبور شدند که عازم جزیره بالار شوند
پس از دائرون خنیاگر
نبوده هیچ نوازنده دگر
و به خود هرگز ندیده دنیا
لب و انگشت هماوردی توانا
دانش-الفی چنین شده مذکور
مگر که آن باشد ماگلور پسر فئانور
چنگنواز از یاد رفته، خواننده نفرین گشته
گاهِ شکفتن لائولرین نوجوانی بود نورسته
سوگواری بیپایان گرفتارش ساخت
و در دریای بیمزار خود را انداخت
🧝🏻♂ | #Maglor & #Daeron
🗺 | Middle Earth
دائرون ترانهسرا و دانشمند اصلی شاه تینگول بود. او با نیاش برای لوتین دختر شاه موسیقی مینواخت. او کسی بود که قرارهای لوتین و معشوقش برن را نزد تینگول افشا کرد، زیرا که او نیز عاشق لوتین بود. پس از اینکه لوتین برای نجات برن از خانه گریخت، دائرون به دنبال پیدا کردنش راهی شد اما درجستجو گم گشت و در شرق به یاد لوتین کنار ابهای تاریک مدتها مویه خواند
در خویشاوندکشی سوم ماگلور، الروند و الروس را نجات داد و سپس کنار دریا نشست و با قلبی توبهکار سوگواری خواند. بزودی عشق میان دوقلوها و پدرخواندهاشان پرورش یافت. آنها در تپهی تنها پنهان شدند، اما آنگاه که پناهگاهشان کشف گردید و مورد هجوم اورکها قرار گرفت، مجبور شدند که عازم جزیره بالار شوند
پس از دائرون خنیاگر
نبوده هیچ نوازنده دگر
و به خود هرگز ندیده دنیا
لب و انگشت هماوردی توانا
دانش-الفی چنین شده مذکور
مگر که آن باشد ماگلور پسر فئانور
چنگنواز از یاد رفته، خواننده نفرین گشته
گاهِ شکفتن لائولرین نوجوانی بود نورسته
سوگواری بیپایان گرفتارش ساخت
و در دریای بیمزار خود را انداخت
🧝🏻♂ | #Maglor & #Daeron
🗺 | Middle Earth
❤🔥12👍3👏3✍1👌1🤡1
Today in Middle Earth 🔙
📅 27 July
✍ شرکای تورین وارد میرکوود میشوند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 27 July
✍ شرکای تورین وارد میرکوود میشوند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
❤🔥12👍3✍2👌1
Today in Middle Earth 🔙
📅 28 July
✍ قدم زدن [تورین و شرکا] در میرکوود؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 28 July
✍ قدم زدن [تورین و شرکا] در میرکوود؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
❤🔥14👌2🤣2✍1👏1
Today in Middle Earth 🔙
📅 29 July
✍ میرکوود تازهواردها را تماشا میکند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 29 July
✍ میرکوود تازهواردها را تماشا میکند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
✍7👍5👌3❤1💯1
🔹 بنابه گزارشات محلی، در شهر داندی اسکاتلند، در موسسه خیریه سرطان تحقیقات سرطان انگلستان، یک کتاب پارهپاره پیدا شده است که مشخص شد یکی از 1500 نسخهژ اصلی کتاب هابیت به تاریخ 1937 است. این کتاب حاوی تصاویر سیاه و سفید نویسنده رمان، جی.آر.آر. تالکین است.
🔸 مدیر فروشگاه، آدام کارسلی، در مورد خود یافته گزارش داده است که او این کتاب را در زیر مجموعهای از زندگینامههای خواننده راک موریسی در میان سایر کامیکها پیدا کرده است.
🔹 او گفت: «صفحه اول کتاب را باز کردم و متوجه شدم که این نسخه، اولین نسخه است و فکر کردم میتوان برای تیم eBay ارسال شود. در آن زمان، فکر میکردم که اگر خوش شانس باشیم، حداکثر 500 پوند از فروش به دست میآوریم، بنابراین باورم نمیشود که چند ماه بعد متوجه شدم که این نسخه بیش از 10000 پوند فروخته شده است.
با این حال، این در واقع یک موفقیت بزرگ برای خود سازمان [eBay] است، زیرا این بزرگترین فروش در حساب رسمی eBay است.»
🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥18👍3✍2🤡2👌1💯1😐1🍾1
🧙🏻♂ معنای سخنرانی گندالف درمقابل بالروگ
💬 « تو نمیتوانی بگذری. من خادم آتش پنهانم، شعلهی آنور را دارندهام. تو نمیتوانی بگذری. آتش تاریک تو را یارا نیست، ای شعلهی اودون. به سایه بازگرد! تو نمیتوانی بگذری.»
🔥 آتش پنهان نیروی حیات بخشی است که فقط ارو (خداوند) به آن دسترسی دارد و او با آن انسانها و الفها را خلق کرد. به عبارتی گاندالف میگوید «من خادم ارو هستم.»
☀️ آنور به زبان الفی به معنای خورشید میباشد. خورشید از اخرین ثمرهی درخت طلایی بوجود آمد، احتمالا گاندالف در شکلدهی به خورشید به والار کمک کرده باشد. اما او همچنین صاحب حلقهی آتش است که بنظر میرسد حاوی نیروی تابش خورشید میباشد.
🧟 اودون نیز واژهای الفی است، که به معنای «جهنم» میباشد. ملکور فرمانروای تاریکی این نام را به دژ زیرزمینی خود داد، و بالروگهای آتشین ملقب به شعلههای آن دژ شدند.
💡 گاندالف در اینجا به بالروگ هشدار میدهد که عقب نشینی کند، با گفتن این مفهوم که شعلهی پاک الهی بر شعلهای که ملکور خدشهآور با ناسازگاریاش فاسد گردانده چیره است.
♨️ | #Analysis
✍️ | #Dialogue | #Quote — FotR
👥 | #Gandalf & #DurinsBane
🗺️ | Middle Earth
💬 « تو نمیتوانی بگذری. من خادم آتش پنهانم، شعلهی آنور را دارندهام. تو نمیتوانی بگذری. آتش تاریک تو را یارا نیست، ای شعلهی اودون. به سایه بازگرد! تو نمیتوانی بگذری.»
🔥 آتش پنهان نیروی حیات بخشی است که فقط ارو (خداوند) به آن دسترسی دارد و او با آن انسانها و الفها را خلق کرد. به عبارتی گاندالف میگوید «من خادم ارو هستم.»
☀️ آنور به زبان الفی به معنای خورشید میباشد. خورشید از اخرین ثمرهی درخت طلایی بوجود آمد، احتمالا گاندالف در شکلدهی به خورشید به والار کمک کرده باشد. اما او همچنین صاحب حلقهی آتش است که بنظر میرسد حاوی نیروی تابش خورشید میباشد.
🧟 اودون نیز واژهای الفی است، که به معنای «جهنم» میباشد. ملکور فرمانروای تاریکی این نام را به دژ زیرزمینی خود داد، و بالروگهای آتشین ملقب به شعلههای آن دژ شدند.
💡 گاندالف در اینجا به بالروگ هشدار میدهد که عقب نشینی کند، با گفتن این مفهوم که شعلهی پاک الهی بر شعلهای که ملکور خدشهآور با ناسازگاریاش فاسد گردانده چیره است.
♨️ | #Analysis
✍️ | #Dialogue | #Quote — FotR
👥 | #Gandalf & #DurinsBane
🗺️ | Middle Earth
🔥27👍3✍2👌2😍2😈2🤡1💯1
Forwarded from Mamad Croft
🌊 در کرانههایی که روزگاری بلریاند پهناور در همسایگیاشان قرار داشت، جریان رودخانه صدایی کهن که از دریا نشر مییابد را حمل میکند، صدایی که مدتها پیش بهمراه درخشش گوهری تابناک در آبهای ژرفناک مفقود شد. همان آوا که به هنگام به نوا درآمدن نغمههایش دلهای آدمیانِ گوشسپار، الفهای آزاده، ددان زمین و مرغکان آسمان به تاثر میافتاد و با کلمات آهنگینش اندیشهی شنوندگان، دانایی و خردمندی درمییافت. اما برای خودش هیچ نغمهای، هیچ وِرد یا جادویی، و هیچ معجزهای وجود نداشت که نجاتش دهد از اشتباه لحظهایی که در ساعت جنونِ غم مرتکب شد؛ و زنجیرهی رویدادهایی که طعم عذاب ابدی میدادند او را به زنجیر کشید.
خسته از قرنها جنگیدن، کلافه از عهدهای که بر دوشش بستند، طرد شده توسط وفا به عهدش، مجروح و فگار از موفقیتش، عاجز از زندگیای که محکوم شده به حفاظت از پیروزی دردمندش، ترانهسرای نگونبخت ما خود را بهمراه جواهرش در دهان بلعندهی دریا افکند.
خسته از قرنها جنگیدن، کلافه از عهدهای که بر دوشش بستند، طرد شده توسط وفا به عهدش، مجروح و فگار از موفقیتش، عاجز از زندگیای که محکوم شده به حفاظت از پیروزی دردمندش، ترانهسرای نگونبخت ما خود را بهمراه جواهرش در دهان بلعندهی دریا افکند.
😢11👍6🐳1
Forwarded from Mamad Croft
Mamad Croft
Photo
نام او ماگلور بود، پسر هنرمند فئانور،
پِرنسی که چشم به جهان گشود در والینور،
بر زیر ستارگان میسرود، و بر زیر ایسیل و آنور
خوشصداترین بود در بین تمام نولدور
چنگنواز از یاد رفته، خوانندهی نفرین گشته
گاهِ شکفتن لائولرین نوجوانی بود نورسته
سوگواری بیانتها گرفتارش ساخت
و در دریای بیمزار خود را انداخت
پِرنسی که چشم به جهان گشود در والینور،
بر زیر ستارگان میسرود، و بر زیر ایسیل و آنور
خوشصداترین بود در بین تمام نولدور
چنگنواز از یاد رفته، خوانندهی نفرین گشته
گاهِ شکفتن لائولرین نوجوانی بود نورسته
سوگواری بیانتها گرفتارش ساخت
و در دریای بیمزار خود را انداخت
👌9👍5❤2💔2🌚1😈1
💍 معنای سخنرانی گالادریل درمورد حلقه
💬 "اکنون سرانجام زمان ان فرا رسیده است. حلقه را به دلخواه خودت به من میدهی، به جای فرمانروای تاریکی یک ملکه را خواهی نشاند. و من تاریک نخواهم بود بلکه زیبا و هولناک خواهم بود مثل صبح و شب، زیبا مثل دریا و خورشید و برفهای روی کوهستان، هولناک مثل طوفان و اذرخش، قویتر از شالوده زمین. همه مرا دوست خواهند داشت و درعین حال مایوس خواهند بود."
دستش را بالا اورد و از حلقهای که بدست داشت (از حلقه ننیا) نور عظیمی منتشر شد که فقط *خودش* را روشن میکرد و *بقیه* جاها را تاریک میگذاشت...
دستش را پایین انداخت و نور محو شد و ناگهان دوباره به خنده افتاد و باز خودش شده بود.
"امتحان را قبول شدم. کوچک خواهم شد و به غرب خواهم رفت و گالادریل باقی خواهم ماند."
🏔️ کوهی که بانو به آن اشاره میکند، تانیکوئتیل است، بزرگترین کوه جهان، محل اقامت شاه و ملکه آردا.
⚡ مذکور شدن آذرخش و طوفان (با حروف بزرگ در نسخه زبان اصلی) بهمراه ادامه یافتن جمله با "قویتر از شالوده زمین" ما را بیاد واقعهی سقوط نومهنور میاندازد که در آن چنین رویدادهای فرا طبیعی رخ دادند، و ارو شالودهی زمین تخت را تبدیل به زمین کروی کرد.
🩶 دوست داشتنی که بهمراه یاس باشد دوست داشتنی از روی اجبار است. یا اینکه، بهتر بگوییم، وقتی است که قلب و اختیارت غلام کسی میشود که از او میهراسی.
☄ در حقیقت این ذات طبیعی حلقه بود که مردم را با وسوسهی قادر مطلق شدن به توهم میانداخت. گالادریل حتی با حلقه هم نمیتوانست در نبرد تن به تن سائرون را شکست دهد، و مجبور میبود از سیاست لشکرسازی و لشکرکشی برعلیه دشمنش استفاده کند.
🧟♀ اینکه گالادریل توانست بر وسوسه غلبه کند، حاصل مدتها تعقل و افزایش خردمندیاش بود. میدانست که نیروی حلقه وجودش را اهریمنی خواهد کرد.
🍁 کوچک شدن گالادریل بهمعنای کوچک شدنش در فرمانروایی و قدرتطلبی است؛ زیرا که تنها راه نجات قلمروئش از زوال، پذیرفتن حلقه بود. ولی همچنین بهمعنای به زوال رفتن خود نیز بود، زیرا که باور داشت از عذاب تحلیل خواهد رفت تا اینکه روحش کالبد را ترک گوید و به تالارهای مردگان در غرب رود. و حالا که رویای تبدیل شدن به ملکه سرزمین میانه را پشت سر گذاشت، او فقط «گالادریل» باقی ماند.
🌼 گالادریل یک توبهکار بود؛ در جوانی رهبری در شورش برعلیه والار (فرشتگان محافظ). در پایان دوران اول او مغرورانه عفو والار را نپذیرفت و در تبعید در سرزمین میانه باقی ماند. بهسبب غلبه بر وسوسهی طاقتفرسای حلقه، بخشایش نسیبش گردید. و به اثبات رسید که فداکاری غرور گالادریل و اعتماد داشتنش به قدرتهای خویش و مطلقا طرد کردن هرگونه قدرتگیریِ ناروا بود که کشتیای را مهیا ساخت که او را به میهنش بازحمل نمود.♥
🧝🏻♀ | #Galadriel
📚 | #Lore | #Analysis
🗺️ | Middle Earth
دستش را بالا اورد و از حلقهای که بدست داشت (از حلقه ننیا) نور عظیمی منتشر شد که فقط *خودش* را روشن میکرد و *بقیه* جاها را تاریک میگذاشت...
دستش را پایین انداخت و نور محو شد و ناگهان دوباره به خنده افتاد و باز خودش شده بود.
"امتحان را قبول شدم. کوچک خواهم شد و به غرب خواهم رفت و گالادریل باقی خواهم ماند."
🏔️ کوهی که بانو به آن اشاره میکند، تانیکوئتیل است، بزرگترین کوه جهان، محل اقامت شاه و ملکه آردا.
⚡ مذکور شدن آذرخش و طوفان (با حروف بزرگ در نسخه زبان اصلی) بهمراه ادامه یافتن جمله با "قویتر از شالوده زمین" ما را بیاد واقعهی سقوط نومهنور میاندازد که در آن چنین رویدادهای فرا طبیعی رخ دادند، و ارو شالودهی زمین تخت را تبدیل به زمین کروی کرد.
🩶 دوست داشتنی که بهمراه یاس باشد دوست داشتنی از روی اجبار است. یا اینکه، بهتر بگوییم، وقتی است که قلب و اختیارت غلام کسی میشود که از او میهراسی.
☄ در حقیقت این ذات طبیعی حلقه بود که مردم را با وسوسهی قادر مطلق شدن به توهم میانداخت. گالادریل حتی با حلقه هم نمیتوانست در نبرد تن به تن سائرون را شکست دهد، و مجبور میبود از سیاست لشکرسازی و لشکرکشی برعلیه دشمنش استفاده کند.
🧟♀ اینکه گالادریل توانست بر وسوسه غلبه کند، حاصل مدتها تعقل و افزایش خردمندیاش بود. میدانست که نیروی حلقه وجودش را اهریمنی خواهد کرد.
🍁 کوچک شدن گالادریل بهمعنای کوچک شدنش در فرمانروایی و قدرتطلبی است؛ زیرا که تنها راه نجات قلمروئش از زوال، پذیرفتن حلقه بود. ولی همچنین بهمعنای به زوال رفتن خود نیز بود، زیرا که باور داشت از عذاب تحلیل خواهد رفت تا اینکه روحش کالبد را ترک گوید و به تالارهای مردگان در غرب رود. و حالا که رویای تبدیل شدن به ملکه سرزمین میانه را پشت سر گذاشت، او فقط «گالادریل» باقی ماند.
🌼 گالادریل یک توبهکار بود؛ در جوانی رهبری در شورش برعلیه والار (فرشتگان محافظ). در پایان دوران اول او مغرورانه عفو والار را نپذیرفت و در تبعید در سرزمین میانه باقی ماند. بهسبب غلبه بر وسوسهی طاقتفرسای حلقه، بخشایش نسیبش گردید. و به اثبات رسید که فداکاری غرور گالادریل و اعتماد داشتنش به قدرتهای خویش و مطلقا طرد کردن هرگونه قدرتگیریِ ناروا بود که کشتیای را مهیا ساخت که او را به میهنش بازحمل نمود.♥
🧝🏻♀ | #Galadriel
📚 | #Lore | #Analysis
🗺️ | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤19👍5😍2🌚2🥰1👏1👌1