📌 امروز تولد 47 سالگی بندیکت کامبربچ بازیگر اسماگ و سائورون در سهگانه سینمایی هابیت است…!🥳
📆 | #Anniversary
🎂 | #HBD
🗺 | Middle Earth
📆 | #Anniversary
🎂 | #HBD
🗺 | Middle Earth
😍56❤🔥5🎉5👍3🍾3🤩1
💠 شعر بازجویی شدن برن و فینرود توسط سائرون
🔹 سپس فینرود فلاگوند و برن تنها بهمراه ده یار عازم شمال شدند، و با کمین کردن و کشتن دستهای از اورکها خودشان را در جامهی مبدل سربازان مورگوث درآوردند، اما در حوالی جزیرهی سیریون سائرون با چشمهای تیزبینش از دور آنها را دید و نزد او آورده شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند.
'کجا بودهاید؟
چهها دیدهاید؟'
'در سرزمین الفها، و اشک و پریشانی،
غرش آتش و جریان رودخانهی خونی،
اینان را دیدهایم، چنین جاهایی بودهایم.
سی تن اروهینی را به زحمت کشتیم
و در حفرهای تاریک اجسادشان را انداختیم
جغد ناله میکند و کلاغ نشسته
آنجا که اثر زحمتمان نهفته'
'بیایید ای بردگان مورگوث، بگویید راستش را،
از سرزمین الفها چه خبرها؟
حکایت نارگوتروند چیست؟ حاکمش کیست؟
آیا جرات قدمتان آن قلمرو را نگریست؟'
'فقط مرزهایش را جرات کردیم بنگریم.
فلاگوند زیبا را گویند حاکم نارگوتروندریم.'
'پس نشنیدهاید که او رفته است،
و کلهگورم بر تختش نشسته است؟'
'کذب است این! اگر او رفته است،
پس ارودرت بر تختش نشسته است.'
'چه گوشهای تیزی دارید، چه پرشتاب شدهاند
اخبار قلمروهایی که قدمهایتان واردشان نشدهاند!
اسمتان چیست، ای نیزهداران شجاع
فرماندهاتان کیست، مرا دهید اطلاع.'
'نِرِب و دونگالِف و ده تن جنگجو،
چنین نامیده میشویم، و در زیر کوه
لانهای تاریک داریم. و بر برهوت میتازیم
چرا که در ماموریتی پرنیازیم.
فرمانده بولداگ در انتظار ما به سر میبرد
آنجا که شعلهی آتش زیر دود زبانه میکشد.'
'شنیدهام که بولداگ اخیرا کشته شده
وقتی که در مرزهای آن قلمرو میجنگیده
که در آن تینگول سارق و مردم یاغیِ راهزن
در دوریات دلگیر میخزند زیر بلوط و نارون
مگر نشیدهاید آوازهی لوتین را؟
نمیدانید حدیث آن حورباطن را؟
بدنش زیباست، بس سفید و زیباست
مورگوث مالکیتش را در لانهاش میخواست
بولداگ را فرستاد، اما تینگول جان از او درید
عجیب است که در لشکر بولداگ نبودهاید.
نرب ناخوش شده، ابروهایش درهم پیچیده،
لوتین کوچولو! چه آشفتهاش کرده؟
چرا نمیخندد وقتی تصور میکند که اربابش
خرد میکند دوشیزهای را در مال و منالش،
و هرچه زمانی پاک بوده باید بدل گردد به ناپاکی
و هرجایی روشنایی بوده باید جای دهد به تاریکی؟
چه کسی را خدمت میگذارید، روشنایی یا تاریکی افسار گسیخته؟
چه کسی است آنکه تواناترین سازه را ساخته؟
چه کسی است آنکه شاه شاهان زمینیست،
بزرگترین هبهدهنده حلقهها و گنجهای طلاییست؟
چه کسی به غارت برده شادمانی آنان را،
خدایان حریص؟ تکرار کنید عهدهایتان را،
اورک های بائوگلیر ستمگرا!
خم مکنید ابروهایتان را!
مرگ بر روشنایی، بر قانون، بر هرگونه عشق!
نفرین بر ماه و ستارگانی که واردا در فلک داده وفق!
بادا که تاریکی جاودان باستانی
که بیرون منتظر است در امواج زمستانی
غرق کند مانوه، واردا، و خورشید آسمان
بادا جمله چیزها در نفرت باشد سراغازشان
و جمله چیزها سرانجامشان در شر برسد به پایان،
در نالههای دریای بی پایان!'
اما نه الف آزاده نه آدمیزاد با ایمان
حاضر نبود هرگز چنین کفری آورد به زبان
و برن زمزمه کرد: "سائرون که باشد
که جلوی ماموریت ضروری را بگیرد؟
نه سرسپرده و نه تکریمگوی اوییم
و حالا میخواهیم که از اینجا برویم.'
سائرون خندید: 'صبر داشته باشید!
خیلی زیاد اینجا نمیمانید!
اما نخست آهنگی میخوانم برایتان
برای گوشهای مصممتان!'
سپس چشمهای شعلهورش را رویشان افکند
و پیرامونشان را تاریکی سیاه آکند
(نبرد فینرود و سائرون)
🧝 | #Finrod & #Beren
🐺 | #Sauron
🎼 | #Poem - HoME3
🗺 | Middle Earth
🔹 سپس فینرود فلاگوند و برن تنها بهمراه ده یار عازم شمال شدند، و با کمین کردن و کشتن دستهای از اورکها خودشان را در جامهی مبدل سربازان مورگوث درآوردند، اما در حوالی جزیرهی سیریون سائرون با چشمهای تیزبینش از دور آنها را دید و نزد او آورده شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند.
'کجا بودهاید؟
چهها دیدهاید؟'
'در سرزمین الفها، و اشک و پریشانی،
غرش آتش و جریان رودخانهی خونی،
اینان را دیدهایم، چنین جاهایی بودهایم.
سی تن اروهینی را به زحمت کشتیم
و در حفرهای تاریک اجسادشان را انداختیم
جغد ناله میکند و کلاغ نشسته
آنجا که اثر زحمتمان نهفته'
'بیایید ای بردگان مورگوث، بگویید راستش را،
از سرزمین الفها چه خبرها؟
حکایت نارگوتروند چیست؟ حاکمش کیست؟
آیا جرات قدمتان آن قلمرو را نگریست؟'
'فقط مرزهایش را جرات کردیم بنگریم.
فلاگوند زیبا را گویند حاکم نارگوتروندریم.'
'پس نشنیدهاید که او رفته است،
و کلهگورم بر تختش نشسته است؟'
'کذب است این! اگر او رفته است،
پس ارودرت بر تختش نشسته است.'
'چه گوشهای تیزی دارید، چه پرشتاب شدهاند
اخبار قلمروهایی که قدمهایتان واردشان نشدهاند!
اسمتان چیست، ای نیزهداران شجاع
فرماندهاتان کیست، مرا دهید اطلاع.'
'نِرِب و دونگالِف و ده تن جنگجو،
چنین نامیده میشویم، و در زیر کوه
لانهای تاریک داریم. و بر برهوت میتازیم
چرا که در ماموریتی پرنیازیم.
فرمانده بولداگ در انتظار ما به سر میبرد
آنجا که شعلهی آتش زیر دود زبانه میکشد.'
'شنیدهام که بولداگ اخیرا کشته شده
وقتی که در مرزهای آن قلمرو میجنگیده
که در آن تینگول سارق و مردم یاغیِ راهزن
در دوریات دلگیر میخزند زیر بلوط و نارون
مگر نشیدهاید آوازهی لوتین را؟
نمیدانید حدیث آن حورباطن را؟
بدنش زیباست، بس سفید و زیباست
مورگوث مالکیتش را در لانهاش میخواست
بولداگ را فرستاد، اما تینگول جان از او درید
عجیب است که در لشکر بولداگ نبودهاید.
نرب ناخوش شده، ابروهایش درهم پیچیده،
لوتین کوچولو! چه آشفتهاش کرده؟
چرا نمیخندد وقتی تصور میکند که اربابش
خرد میکند دوشیزهای را در مال و منالش،
و هرچه زمانی پاک بوده باید بدل گردد به ناپاکی
و هرجایی روشنایی بوده باید جای دهد به تاریکی؟
چه کسی را خدمت میگذارید، روشنایی یا تاریکی افسار گسیخته؟
چه کسی است آنکه تواناترین سازه را ساخته؟
چه کسی است آنکه شاه شاهان زمینیست،
بزرگترین هبهدهنده حلقهها و گنجهای طلاییست؟
چه کسی به غارت برده شادمانی آنان را،
خدایان حریص؟ تکرار کنید عهدهایتان را،
اورک های بائوگلیر ستمگرا!
خم مکنید ابروهایتان را!
مرگ بر روشنایی، بر قانون، بر هرگونه عشق!
نفرین بر ماه و ستارگانی که واردا در فلک داده وفق!
بادا که تاریکی جاودان باستانی
که بیرون منتظر است در امواج زمستانی
غرق کند مانوه، واردا، و خورشید آسمان
بادا جمله چیزها در نفرت باشد سراغازشان
و جمله چیزها سرانجامشان در شر برسد به پایان،
در نالههای دریای بی پایان!'
اما نه الف آزاده نه آدمیزاد با ایمان
حاضر نبود هرگز چنین کفری آورد به زبان
و برن زمزمه کرد: "سائرون که باشد
که جلوی ماموریت ضروری را بگیرد؟
نه سرسپرده و نه تکریمگوی اوییم
و حالا میخواهیم که از اینجا برویم.'
سائرون خندید: 'صبر داشته باشید!
خیلی زیاد اینجا نمیمانید!
اما نخست آهنگی میخوانم برایتان
برای گوشهای مصممتان!'
سپس چشمهای شعلهورش را رویشان افکند
و پیرامونشان را تاریکی سیاه آکند
(نبرد فینرود و سائرون)
🧝 | #Finrod & #Beren
🐺 | #Sauron
🎼 | #Poem - HoME3
🗺 | Middle Earth
👏5👍4💊4👌1💔1🍓1😭1
Today in Middle Earth 🔙
📅 20 July
✍ آنها [تورین و شرکا] به سمت کاروک پرواز میکنند و در اوایل بعدازظهر به خانه بئورن میرسند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 20 July
✍ آنها [تورین و شرکا] به سمت کاروک پرواز میکنند و در اوایل بعدازظهر به خانه بئورن میرسند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
❤12🕊4👌2
😮 نویسندهی نغمهی یخ و آتش (گیم اف ترونز):
«جیمی لینستر، آراگورن رو میزنه.»
آراگورن: مردی از نژادی تبرک بخشیده شده توسط خدایان، که تواناییهای تقویت شده داره، توسط الفها تعلیم داده شده، در نبردهای بسیاری طی سالیان سال جنگیده، شمشیر مایا کش داره، گوهر شفابخش گالادریل و غلاف جادوییش رو میپوشه، یه تنه یه ارتش رو حریفه.
جیمی: یه یارویی که با خواهر خودش مورگوتی میکنه. 🤡
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
«جیمی لینستر، آراگورن رو میزنه.»
آراگورن: مردی از نژادی تبرک بخشیده شده توسط خدایان، که تواناییهای تقویت شده داره، توسط الفها تعلیم داده شده، در نبردهای بسیاری طی سالیان سال جنگیده، شمشیر مایا کش داره، گوهر شفابخش گالادریل و غلاف جادوییش رو میپوشه، یه تنه یه ارتش رو حریفه.
جیمی: یه یارویی که با خواهر خودش مورگوتی میکنه. 🤡
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
🤣78👍7😁5👏2🌭2👾1
Today in Middle Earth 🔙
📅 21 July
✍ گندالف و شرکا در [خانه] بئورن میمانند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 21 July
✍ گندالف و شرکا در [خانه] بئورن میمانند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
❤🔥13👍3👌3❤1✍1💯1
💥 شعر فینرود در زندان سائرون و عاقبت نهاییاش
📍وقایع پیشین: (پارت یک) (پارت دو) (پارت سه)
♣ پس از شکست فلاگوند در نبرد ترانههای قدرت درمقابل سائرون، او و برن و یارانشان از جامهی مبدل عریان شدند و درون زندان انداخته شدند. گرگینههای سائرون یکی یکی آنها را بلعیدند، اما هیچکس اسم حقیقی یاران و مقصود از ماموریتشان را افشا نکرد، و حالا فقط فینرود فلاگوند و برن باقی مانده بودند.
سپس برن فلاگوند را گفت:
'مردهی من فقدان ناچیزیست
و تمایل گفتنش در درونم کم نیست
و شاید بدینسان از این جهنم ظلمانی
زندگیات را بتوانم دهم رهایی
تو را آزاد میسازم از آن سوگند کهن
بیش از هر اجری تاب آوردهای برای من.'
'آه! برن، برن عزیز یاد نگرفته
که قول ملت مورگوث نفسیست سست بنیه
با رضایت سائرون از این اسارت دردمند
هیچکدام از ما رهایی نخواهد یافت از بند،
چه از اسممان آگاه شود یا بماند در ناآگاهی.
بل بیشتر مینوشیم شراب جانکاهی؛
گر پی برد فلاگوند و پسر باراهیر
اینجا به دست او شدهاند اسیر،
و بدتر از آن اگر به گوشش رسد خبر
از قصد ما در این ماموریت رعبآور.'
در درون مغاک صدای شیطانی طنیناندازی
به گوش رسید، و شروع کرد به داستانپردازی:
'به راستین که مرگ یاغی فانی
به شمار میآید فقدان ناچیزی
اما ای شاه نامیرای الفی،
بس دارم زجردهیهای فراوانی
که کس نباشد آنان را تابآوری.
شاید آنگاه که خبر رسد به مردمانت
از عذاب رعباور دیوارهای زندانت،
مشتاق شوند برای ازادیت دهند باج
با طلا و گوهر و قلوب گرانسر سردمزاج
یا که شاید کلهگورم پرادعا
زندان رقیبش را پندارد کمبها
و تاج و طلا را برای خود دارد نگاه.
شاید پیش از پایان برسم به آگاهی
از ماموریتی که در آن بودهاید راهی.
گرگ گرسنه است، و اکنون وقتش نزدیک شده
بیش از این نیاز نیست برن در انتظار مرگ بنشینه.'
زمان به آهستگی گذشت
دو چشم تابناک در تیرگی پدیدار گشت
برن نظاره کرد عاقبت شومش را
درحالی که سکوت گرفته بود گلویش را
در آن اثنا متشنج شده بود زیر زنجیرهایی
که محکمتر بودند از توانایی آدمی فانی.
بنگر! به ناگه آمد صدای دریدگی
زنجیرها به شکفتن افتادند و شکافتگی.
فلاگوند باوفا به جلو جهید
بر روی گرگگونهای که در سایه میخزید
بیتوجه به نیش گرگ یا جراحت بدنش
غافل از زهری که خلیده بود در تنش
آنجا در تاریکی به کندی کشتی گرفت او
سرسختانه، غرولند کنان، به پیش و به جلو
دندان به گوشت، چنگ بر گلو،
انگشتهایش قفل بر پوست پر مو،
برن که دستوپازنان آنجا افتاده بود
صدای به خفقان افتادن شنید، گرگینه مرد.
سپس او را سخنی رسید به استماع،
'دیگر در زمین زنده نمیمانم، الوداع!
ای یار و یاور من، ای برن شجاع
افسوس که اکنون تو را باید گویم وداع.
قلبم درهم شکافته،
سرما بدنم را دربر گرفته
تمام نیرویم را صرف کردم اینجا
تا از زنجیرهایم خود را سازم رها
دندانهای زهرناک از من سینه دردیده
و وجودم از زهر اهریمنی مسموم شده
باید روانه شوم به سوی آرامیدنی طولانی زمان
بر زیر تانیکوئتیل در تالارهای بیزمان
آنجا که خدایان درحال نوشیدن به سر میبرند
آنجا که روشنایی بر دریای درخشان نور میافکند.'
چنینگونه جان باخت شاه
همانا که هنوز مویه میکنند سرایندگان الفها
[ پس از اینکه برن توسط لوتین از زندان نجات یافت ]
آن دو از جزیرهی سیریون درگذشتند
اما در تنهایی آنجا مزار سرسبزی گستردند
و سنگ سفیدی رویش نهاده بودند
و هنوز هم آن استخوانهای سفید آنجا آرامیدهاند
که متعلق به فینرود زیبا، فرزند فینارفین هستند
گرچه شاید آن دیار دگرگون شود و از بین رود
یا اینکه درون دریای ژرفناک غرق شود
اما فینرود اکنون در زیر درختان الدامار رهمیسپارد
و دیگر به دنیای اشک و جنگ باز نمیگردد
🧝 | #Finrod & #Beren
🐺 | #Sauron
🎼 | #Poem - HoME3
🗺 | Middle Earth
📍وقایع پیشین: (پارت یک) (پارت دو) (پارت سه)
♣ پس از شکست فلاگوند در نبرد ترانههای قدرت درمقابل سائرون، او و برن و یارانشان از جامهی مبدل عریان شدند و درون زندان انداخته شدند. گرگینههای سائرون یکی یکی آنها را بلعیدند، اما هیچکس اسم حقیقی یاران و مقصود از ماموریتشان را افشا نکرد، و حالا فقط فینرود فلاگوند و برن باقی مانده بودند.
سپس برن فلاگوند را گفت:
'مردهی من فقدان ناچیزیست
و تمایل گفتنش در درونم کم نیست
و شاید بدینسان از این جهنم ظلمانی
زندگیات را بتوانم دهم رهایی
تو را آزاد میسازم از آن سوگند کهن
بیش از هر اجری تاب آوردهای برای من.'
'آه! برن، برن عزیز یاد نگرفته
که قول ملت مورگوث نفسیست سست بنیه
با رضایت سائرون از این اسارت دردمند
هیچکدام از ما رهایی نخواهد یافت از بند،
چه از اسممان آگاه شود یا بماند در ناآگاهی.
بل بیشتر مینوشیم شراب جانکاهی؛
گر پی برد فلاگوند و پسر باراهیر
اینجا به دست او شدهاند اسیر،
و بدتر از آن اگر به گوشش رسد خبر
از قصد ما در این ماموریت رعبآور.'
در درون مغاک صدای شیطانی طنیناندازی
به گوش رسید، و شروع کرد به داستانپردازی:
'به راستین که مرگ یاغی فانی
به شمار میآید فقدان ناچیزی
اما ای شاه نامیرای الفی،
بس دارم زجردهیهای فراوانی
که کس نباشد آنان را تابآوری.
شاید آنگاه که خبر رسد به مردمانت
از عذاب رعباور دیوارهای زندانت،
مشتاق شوند برای ازادیت دهند باج
با طلا و گوهر و قلوب گرانسر سردمزاج
یا که شاید کلهگورم پرادعا
زندان رقیبش را پندارد کمبها
و تاج و طلا را برای خود دارد نگاه.
شاید پیش از پایان برسم به آگاهی
از ماموریتی که در آن بودهاید راهی.
گرگ گرسنه است، و اکنون وقتش نزدیک شده
بیش از این نیاز نیست برن در انتظار مرگ بنشینه.'
زمان به آهستگی گذشت
دو چشم تابناک در تیرگی پدیدار گشت
برن نظاره کرد عاقبت شومش را
درحالی که سکوت گرفته بود گلویش را
در آن اثنا متشنج شده بود زیر زنجیرهایی
که محکمتر بودند از توانایی آدمی فانی.
بنگر! به ناگه آمد صدای دریدگی
زنجیرها به شکفتن افتادند و شکافتگی.
فلاگوند باوفا به جلو جهید
بر روی گرگگونهای که در سایه میخزید
بیتوجه به نیش گرگ یا جراحت بدنش
غافل از زهری که خلیده بود در تنش
آنجا در تاریکی به کندی کشتی گرفت او
سرسختانه، غرولند کنان، به پیش و به جلو
دندان به گوشت، چنگ بر گلو،
انگشتهایش قفل بر پوست پر مو،
برن که دستوپازنان آنجا افتاده بود
صدای به خفقان افتادن شنید، گرگینه مرد.
سپس او را سخنی رسید به استماع،
'دیگر در زمین زنده نمیمانم، الوداع!
ای یار و یاور من، ای برن شجاع
افسوس که اکنون تو را باید گویم وداع.
قلبم درهم شکافته،
سرما بدنم را دربر گرفته
تمام نیرویم را صرف کردم اینجا
تا از زنجیرهایم خود را سازم رها
دندانهای زهرناک از من سینه دردیده
و وجودم از زهر اهریمنی مسموم شده
باید روانه شوم به سوی آرامیدنی طولانی زمان
بر زیر تانیکوئتیل در تالارهای بیزمان
آنجا که خدایان درحال نوشیدن به سر میبرند
آنجا که روشنایی بر دریای درخشان نور میافکند.'
چنینگونه جان باخت شاه
همانا که هنوز مویه میکنند سرایندگان الفها
[ پس از اینکه برن توسط لوتین از زندان نجات یافت ]
آن دو از جزیرهی سیریون درگذشتند
اما در تنهایی آنجا مزار سرسبزی گستردند
و سنگ سفیدی رویش نهاده بودند
و هنوز هم آن استخوانهای سفید آنجا آرامیدهاند
که متعلق به فینرود زیبا، فرزند فینارفین هستند
گرچه شاید آن دیار دگرگون شود و از بین رود
یا اینکه درون دریای ژرفناک غرق شود
اما فینرود اکنون در زیر درختان الدامار رهمیسپارد
و دیگر به دنیای اشک و جنگ باز نمیگردد
🧝 | #Finrod & #Beren
🐺 | #Sauron
🎼 | #Poem - HoME3
🗺 | Middle Earth
❤🔥17💔5😁4👍3😭3✍1👏1😢1
Today in Middle Earth 🔙
📅 22 July
✍ شرکای تورین، اوایل بعدازظهر خانه بئورن را ترک میکنند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 22 July
✍ شرکای تورین، اوایل بعدازظهر خانه بئورن را ترک میکنند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
❤10👌5🤣5❤🔥1✍1👎1💯1
🤡 وقتی یه معلم زبان دلقک بیسواد داری که فکر میکنه واژه تالکینی "Elven" یا همون «الفی» اشتباهه و بهت میگه درستش "Elfin" شکسپیری هست:
«این کفرگوییه!!!»
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
«این کفرگوییه!!!»
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
🤣20😁7👌2👎1🍾1
+ میشه دربارهی انکالاگون سیاه توضیح بدی؟
- دلیل اینکه بهش میگن انکالاگون اینه که اسمش مخفف
AncalaGone with the Wind
هست. مثل کتابه
Gone with the Wind
یا همون کتاب بر باد رفته. این اسم رو وقتی کسب کرد که تو همون پاراگراف اول که وارد داستان شد، همونجا هم جر خورد سقط شد.
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
- دلیل اینکه بهش میگن انکالاگون اینه که اسمش مخفف
AncalaGone with the Wind
هست. مثل کتابه
Gone with the Wind
یا همون کتاب بر باد رفته. این اسم رو وقتی کسب کرد که تو همون پاراگراف اول که وارد داستان شد، همونجا هم جر خورد سقط شد.
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
🤣29😁7👍4🤷♂1
Today in Middle Earth 🔙
📅 23 July
✍ شرکای تورین از میان علفزارهای غرب میرکوود میتازند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 23 July
✍ شرکای تورین از میان علفزارهای غرب میرکوود میتازند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
✍10👍6😁5👌2🌚1💯1
کلبریمبور که فکر میکنه چقدر نابغه بوده که به حرف آناتار تو حلقهسازی گوش داده:
سائرون: "اش نازگ دورباتولوک..."
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
سائرون: "اش نازگ دورباتولوک..."
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
😁34🤣10👍3🤷♂2👎1
Today in Middle Earth 🔙
📅 24 July
✍ بیلبو بِئورن را زیر ماه، میبیند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 24 July
✍ بیلبو بِئورن را زیر ماه، میبیند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
👌8👍4🍾3✍2❤2💯1
The Last Goodbye
Billy Boyd
📌 ترانهی "The Last Goodbye" با اجرای بیلی بوید🎶
آهنگ تیتراژ پایانی آخرین قسمت از سهگانه هابیت به نام «آخرین وداع» (The Last Goodbye) با اجرای بیلی بوید (بازیگر نقش پیپین در ارباب حلقهها).
🎵 (متن و ترجمه)
🎬 (تماشای موزیکویدیو)
🎬 | #LOTRPJ
🎼 | #Poem | #Music
🗺 | Middle Earth
آهنگ تیتراژ پایانی آخرین قسمت از سهگانه هابیت به نام «آخرین وداع» (The Last Goodbye) با اجرای بیلی بوید (بازیگر نقش پیپین در ارباب حلقهها).
🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👍3👌2❤🔥1😢1💘1
Forwarded from Middle-earth | ارباب حلقهها (Mamad Croft)
همسران فرزندان فینووه
خاندان فئانور
فئانور با دوشیزهای مجسمهساز و ماجراجو به نام نردانل ازدواج کرد، و شاگرد پدر زنش مهتان شد.
از پسران فئانور فقط سه تا از آنان ازدواج کردند:
- ماگلور
- کوروفین
- کارانتیر
نام هیچیک از همسرانشان اورده نشده. اما درباره همسر کوروفین گفته شده که در شورش نولدور شرکت نکرد و میان مردمین فینارفین ماند و پسرش کلبریمبور خلق و خوی نسبتا ارام ترش را از او به ارث برده بود.
خاندان فینگولفین
همسر فینگولفین نامش آنایره بود، اما وقتی فینگولفین در شورش نولدور شرکت کرد و به سرزمین میانه رفت، انایره به عشق دوستیش با ائارون از الکوالونده، از همسرش جدا شد.
آن دو چهار فرزند داشتند:
- فینگون در سیلماریلیون ازدواج کرد، ولی در اخرین نوشته تالکین درباره شجره نامه فینگون گفته شده فینگون همسری نداشت.
- تورگون با یک بانوی وانیا به نام النووه ازدواج کرد. النووه در گذر از یخ از بین رفت، و سپس تورگون تا ابد فئانور و پسرانش را حتی ذره ای نبخشید.
- آرهدل توسط ائول الف تاریک فریب خورد و با او ازدواج کرد. در نهایت وقتی ائول سعی کرد پسر خودش را بکشد، ارهدل جان خود را فدا کرد تا پسرش مایگلین را نجات دهد.
- آرگون، اشاره ای به ازدواجش نشده.
خاندان فینارفین
فینارفین دلباختهی ائارون دختر پادشاه اولووه بود، و آن دو نیز چهار فرزند داشتند:
- فینرود در سیلماریلیون معشوقهای از وانیار دارد، به نام آماریه. در کتاب جنگ جواهرات بعد از اینکه فینرود از مرگ برگشت با آماریه ازدواج کرد. در کتاب مردمین سرزمین میانه داستانهای بازنویسی شده از همسر فینرود متغیر است. در یک نسخه از سال 1965 فینرود همسری بی نام در والینور دارد که بهمراهش به سرزمین میانه نیامد. در یک یادداشت برای بعد از 1965 فینرود در سرزمین میانه همسری دارد، که از او نیز نام برده نشده. و در یک مقاله که برای 1968 هست نه اشارهای به همسر فینرود شده و نه معشوقهاش.
- ائگنور اولین الفی بود که عاشق یک انسان شد. او قلبش را به اندرث داد ولی هیچوقت نتوانستند با هم ازدواج کنند و تا پایان دنیا در غم به سر بردند.
- انگرود با زنی به نام الدالوته (گل-الفی) ازدواج کرد.
- گالادریل در کتاب یاران حلقه همسرش کلبورن از الفهای تاریک فراسوی بلریاند است. ولی در سیلماریلیون و ضمایم بازگشت پادشاه و یادداشتهای راه ادامه دارد آمده است که همسرش کلبورن از الفهای خاکستری دوریاث است، نوه المو برادر کوچیکتر تینگول پادشاه الفهای جنگلی. با این وجود در اخرین نامهها و یادداشتها و مقالههای تالکین گفته شده کلبورن یکی از الفهای دریا اهل الکوالونده است، نوه پادشاه اولووه که یکی دیگر از دو برادر تینگول بود.
ایریمه و فیندیس
- درباره همسران یا معشوقههای دختران فینووه هیچ اطلاعاتی موجود نیست. تالکین قبل از تکمیل کردن این دو شخصیت عمرش به اتمام رسید.
📖 | #Lore - Peoples of Middle-earth
🔰 | #TheHouseOfFinwe
🧝🏻♂ #Finwe
🗺 | Middle Earth
خاندان فئانور
فئانور با دوشیزهای مجسمهساز و ماجراجو به نام نردانل ازدواج کرد، و شاگرد پدر زنش مهتان شد.
از پسران فئانور فقط سه تا از آنان ازدواج کردند:
- ماگلور
- کوروفین
- کارانتیر
نام هیچیک از همسرانشان اورده نشده. اما درباره همسر کوروفین گفته شده که در شورش نولدور شرکت نکرد و میان مردمین فینارفین ماند و پسرش کلبریمبور خلق و خوی نسبتا ارام ترش را از او به ارث برده بود.
خاندان فینگولفین
همسر فینگولفین نامش آنایره بود، اما وقتی فینگولفین در شورش نولدور شرکت کرد و به سرزمین میانه رفت، انایره به عشق دوستیش با ائارون از الکوالونده، از همسرش جدا شد.
آن دو چهار فرزند داشتند:
- فینگون در سیلماریلیون ازدواج کرد، ولی در اخرین نوشته تالکین درباره شجره نامه فینگون گفته شده فینگون همسری نداشت.
- تورگون با یک بانوی وانیا به نام النووه ازدواج کرد. النووه در گذر از یخ از بین رفت، و سپس تورگون تا ابد فئانور و پسرانش را حتی ذره ای نبخشید.
- آرهدل توسط ائول الف تاریک فریب خورد و با او ازدواج کرد. در نهایت وقتی ائول سعی کرد پسر خودش را بکشد، ارهدل جان خود را فدا کرد تا پسرش مایگلین را نجات دهد.
- آرگون، اشاره ای به ازدواجش نشده.
خاندان فینارفین
فینارفین دلباختهی ائارون دختر پادشاه اولووه بود، و آن دو نیز چهار فرزند داشتند:
- فینرود در سیلماریلیون معشوقهای از وانیار دارد، به نام آماریه. در کتاب جنگ جواهرات بعد از اینکه فینرود از مرگ برگشت با آماریه ازدواج کرد. در کتاب مردمین سرزمین میانه داستانهای بازنویسی شده از همسر فینرود متغیر است. در یک نسخه از سال 1965 فینرود همسری بی نام در والینور دارد که بهمراهش به سرزمین میانه نیامد. در یک یادداشت برای بعد از 1965 فینرود در سرزمین میانه همسری دارد، که از او نیز نام برده نشده. و در یک مقاله که برای 1968 هست نه اشارهای به همسر فینرود شده و نه معشوقهاش.
- ائگنور اولین الفی بود که عاشق یک انسان شد. او قلبش را به اندرث داد ولی هیچوقت نتوانستند با هم ازدواج کنند و تا پایان دنیا در غم به سر بردند.
- انگرود با زنی به نام الدالوته (گل-الفی) ازدواج کرد.
- گالادریل در کتاب یاران حلقه همسرش کلبورن از الفهای تاریک فراسوی بلریاند است. ولی در سیلماریلیون و ضمایم بازگشت پادشاه و یادداشتهای راه ادامه دارد آمده است که همسرش کلبورن از الفهای خاکستری دوریاث است، نوه المو برادر کوچیکتر تینگول پادشاه الفهای جنگلی. با این وجود در اخرین نامهها و یادداشتها و مقالههای تالکین گفته شده کلبورن یکی از الفهای دریا اهل الکوالونده است، نوه پادشاه اولووه که یکی دیگر از دو برادر تینگول بود.
ایریمه و فیندیس
- درباره همسران یا معشوقههای دختران فینووه هیچ اطلاعاتی موجود نیست. تالکین قبل از تکمیل کردن این دو شخصیت عمرش به اتمام رسید.
📖 | #Lore - Peoples of Middle-earth
🔰 | #TheHouseOfFinwe
🧝🏻♂ #Finwe
🗺 | Middle Earth
❤🔥11👍3👏3🤡3🕊2👎1👌1
Today in Middle Earth 🔙
📅 25 July
✍ شرکای تورین به حاشیه غربی میرکوود نزدیک میشوند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 25 July
✍ شرکای تورین به حاشیه غربی میرکوود نزدیک میشوند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
❤🔥10👍5✍1👌1💯1
Middle-earth | ارباب حلقهها
💯 انتشارات هارپرکالینز نسخه جدیدی از کتاب نامههای تالکین را منتشر خواهد کرد🔥 🔹 انتشارات هارپرکالینز به اطلاع میرساند که در نیمه دوم پاییز امسال، طرفداران آثار پروفسور باید منتظر چاپ سوم کتاب نامههای جی.آر.آر. تالکین باشند. این مجموعه با قیمت 30 پوند در…
💯 نسخهی بسطیافته و گستردهتر از کتاب نامههای تالکین منتشر میشود🔥
🔹 انتشارات هارپرهالینز اعلام کرده است که نسخهی اصلاح شده و گستردهتری از نامههای جی.آر.آر. تالکین در ماه نوامبر منتشر خواهد شد.
کتاب نامههای جی.آر.آر. تالکین اولین بار در سال 1981 با ویرایش همفری کارپنتر و با همکاری کریستوفر تالکین، منتشر شده بود و در آن نسخه این کتاب 354 نامه از تالکین را در برمیگرفت. اگرچه اعتقاد بر این است که تالکین در طول عمر خود هزاران نامه و یادداشت نوشته است، اما در نسخهی جدید 150 نامه و 50000 کلمهی جدید وجود دارد که تعداد نامهها را تا بیش از 500 نامه افزایش میدهد و دارای بیشتر از 700 صفحه خواهد بود.
🔸 جنیفر هارت، معاون ارشد انتشارات ویلیام مورو در این باره میگوید:
«از زمان انتشار نخستین بار در سال ۱۹۸۱، نامهها به نزدیکترین چیزی که ما میتوانیم به خود زندگی جی.آر.آر. تالکین دست پیدا کنیم تبدیل شده است. در انتخاب بیش از ۳۵۰ نامه، که توسط بیوگرافر رسمی تالکین، هامفری کارپنتر و پسر و وصیتنامهنگار ادبیاتی او، کریستوفر، ویرایش شده است، تالکین در تمام جنبههای مختلف خود آشکار میشود: داستان گو، دانشمند، دوست، شوهر، پدر و پدربزرگ. آنها صمیمانه، صادق، دانا، خنده دار، جذاب هستند؛ آنها با برتری هنر نامه نگاری را به نمایش میگذارند و ما را به عقب می گبرند به زندگی یکی از بزرگان ادبیات قرن بیستم.
اما این کتابی نبود که هامفری و کریستوفر تصور کرده بودند. به درخواست ناشر، آنها مجبور شدند انتخاب اصلی را به حد قابل انتشار کاهش دهند. با بازگشت به تایپ اصلی و یادداشتهای ویراستاران، بلاخره ما قادر شدیم ۱۵۰ نامه ای را که صرفا به خاطر طول آنها حذف کرده بودند [۵۰،۰۰۰ کلمه اضافی] بازیابی کنیم و کتاب را به صورتی که در ابتدا قصد داشتهاند منتشر کنیم.»
🔹 نسخه اصلاح شده و گسترشیافتهی نامههای جی.آر.آر. تالکین با جلد سخت توسط نشر هارپرکالینز در بریتانیا و نشر ویلیام مورو در ایالات متحده منتشر خواهد شد.
این کتاب در تاریخ 9 نوامبر 2023 در بریتانیا و 14 نوامبر در ایالات متحده منتشر میشود و پس از آن در کشورهای دیگر ترجمه خواهد شد.
📚 | #Book | #Letters
📰 | #News
🗺 | Middle Earth
🔹 انتشارات هارپرهالینز اعلام کرده است که نسخهی اصلاح شده و گستردهتری از نامههای جی.آر.آر. تالکین در ماه نوامبر منتشر خواهد شد.
کتاب نامههای جی.آر.آر. تالکین اولین بار در سال 1981 با ویرایش همفری کارپنتر و با همکاری کریستوفر تالکین، منتشر شده بود و در آن نسخه این کتاب 354 نامه از تالکین را در برمیگرفت. اگرچه اعتقاد بر این است که تالکین در طول عمر خود هزاران نامه و یادداشت نوشته است، اما در نسخهی جدید 150 نامه و 50000 کلمهی جدید وجود دارد که تعداد نامهها را تا بیش از 500 نامه افزایش میدهد و دارای بیشتر از 700 صفحه خواهد بود.
🔸 جنیفر هارت، معاون ارشد انتشارات ویلیام مورو در این باره میگوید:
«از زمان انتشار نخستین بار در سال ۱۹۸۱، نامهها به نزدیکترین چیزی که ما میتوانیم به خود زندگی جی.آر.آر. تالکین دست پیدا کنیم تبدیل شده است. در انتخاب بیش از ۳۵۰ نامه، که توسط بیوگرافر رسمی تالکین، هامفری کارپنتر و پسر و وصیتنامهنگار ادبیاتی او، کریستوفر، ویرایش شده است، تالکین در تمام جنبههای مختلف خود آشکار میشود: داستان گو، دانشمند، دوست، شوهر، پدر و پدربزرگ. آنها صمیمانه، صادق، دانا، خنده دار، جذاب هستند؛ آنها با برتری هنر نامه نگاری را به نمایش میگذارند و ما را به عقب می گبرند به زندگی یکی از بزرگان ادبیات قرن بیستم.
اما این کتابی نبود که هامفری و کریستوفر تصور کرده بودند. به درخواست ناشر، آنها مجبور شدند انتخاب اصلی را به حد قابل انتشار کاهش دهند. با بازگشت به تایپ اصلی و یادداشتهای ویراستاران، بلاخره ما قادر شدیم ۱۵۰ نامه ای را که صرفا به خاطر طول آنها حذف کرده بودند [۵۰،۰۰۰ کلمه اضافی] بازیابی کنیم و کتاب را به صورتی که در ابتدا قصد داشتهاند منتشر کنیم.»
🔹 نسخه اصلاح شده و گسترشیافتهی نامههای جی.آر.آر. تالکین با جلد سخت توسط نشر هارپرکالینز در بریتانیا و نشر ویلیام مورو در ایالات متحده منتشر خواهد شد.
این کتاب در تاریخ 9 نوامبر 2023 در بریتانیا و 14 نوامبر در ایالات متحده منتشر میشود و پس از آن در کشورهای دیگر ترجمه خواهد شد.
🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
attach 📎
❤🔥14👍3👀2✍1🤩1🍾1
- من روی بدنم شعر-حلقه رو تتو زدم.😎
ترجمه: من روی بدن لعنتیم یه نفرین که به یه زبان نفرین شده نوشته شده رو تتو کردم 🤡🤡🤡
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
ترجمه: من روی بدن لعنتیم یه نفرین که به یه زبان نفرین شده نوشته شده رو تتو کردم 🤡🤡🤡
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
😁29😐7🤡4
Today in Middle Earth 🔙
📅 26 July
✍ گندالف در حاشیه میرکوود حرکت میکند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 26 July
✍ گندالف در حاشیه میرکوود حرکت میکند؛
📆 سال 2941 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
❤🔥9👍2💯2👌1
Middle-earth | ارباب حلقهها
همسران فرزندان فینووه خاندان فئانور فئانور با دوشیزهای مجسمهساز و ماجراجو به نام نردانل ازدواج کرد، و شاگرد پدر زنش مهتان شد. از پسران فئانور فقط سه تا از آنان ازدواج کردند: - ماگلور - کوروفین - کارانتیر نام هیچیک از همسرانشان اورده نشده. اما درباره…
مقداری که دربارهی شجره نامه شخصیتهای خیالی میدونم🧠
مقداری که درباره شجره نامه خانواده خودم میدونم💀
وقتی سرقرار میخوام دختره رو تحت تاثیر قرار بدم:
Aragorn II is Son of Arathorn II Son of Arador Son of Argonui Son of Arathorn I Son of Arassuil Son of Arahad II Son of Aravorn Son of Aragost Son of Arahad I Son of Araglas Son of Aragorn I Son of Aravir Son of Aranuir Son of Arahael Son of Aranarth Son of Arvedui Son of Araphant Son of Araval Son of Arveleg II Son of Arvegil Son of Argeleb II Son of Araphor Son of Arveleg I Son of Argeleb I Son of Malvegil Son of Celebrindor Son of Mallor Son of Beleg Son of Amlaith Son of Earendur Son of Elendur Son of Valandur Son of Tarondor Son of Tarcil Son of Arantar Son of Eldacar Son of Valandil Son of Isildur Son of Elendil Son of Amandil Son of Númendil Grandson of Eärendur Descendant of Valandil Son of Silmariën Daughter of Tar-Elendil Son of Tar-Amandil Son of Vardamir Son of Elros Son of Elwing Daughter of Dior Son of Luthien
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
مقداری که درباره شجره نامه خانواده خودم میدونم💀
وقتی سرقرار میخوام دختره رو تحت تاثیر قرار بدم:
Aragorn II is Son of Arathorn II Son of Arador Son of Argonui Son of Arathorn I Son of Arassuil Son of Arahad II Son of Aravorn Son of Aragost Son of Arahad I Son of Araglas Son of Aragorn I Son of Aravir Son of Aranuir Son of Arahael Son of Aranarth Son of Arvedui Son of Araphant Son of Araval Son of Arveleg II Son of Arvegil Son of Argeleb II Son of Araphor Son of Arveleg I Son of Argeleb I Son of Malvegil Son of Celebrindor Son of Mallor Son of Beleg Son of Amlaith Son of Earendur Son of Elendur Son of Valandur Son of Tarondor Son of Tarcil Son of Arantar Son of Eldacar Son of Valandil Son of Isildur Son of Elendil Son of Amandil Son of Númendil Grandson of Eärendur Descendant of Valandil Son of Silmariën Daughter of Tar-Elendil Son of Tar-Amandil Son of Vardamir Son of Elros Son of Elwing Daughter of Dior Son of Luthien
🫧 | #Fun
🎈 | #Meme
🗺️ | Middle Earth
❤9😁5👌4🤣3👍2🤡1
🎼 دو داستان از برترین خوانندههای الفها
دائرون ترانهسرا و دانشمند اصلی شاه تینگول بود. او با نیاش برای لوتین دختر شاه موسیقی مینواخت. او کسی بود که قرارهای لوتین و معشوقش برن را نزد تینگول افشا کرد، زیرا که او نیز عاشق لوتین بود. پس از اینکه لوتین برای نجات برن از خانه گریخت، دائرون به دنبال پیدا کردنش راهی شد اما درجستجو گم گشت و در شرق به یاد لوتین کنار ابهای تاریک مدتها مویه خواند
در خویشاوندکشی سوم ماگلور، الروند و الروس را نجات داد و سپس کنار دریا نشست و با قلبی توبهکار سوگواری خواند. بزودی عشق میان دوقلوها و پدرخواندهاشان پرورش یافت. آنها در تپهی تنها پنهان شدند، اما آنگاه که پناهگاهشان کشف گردید و مورد هجوم اورکها قرار گرفت، مجبور شدند که عازم جزیره بالار شوند
پس از دائرون خنیاگر
نبوده هیچ نوازنده دگر
و به خود هرگز ندیده دنیا
لب و انگشت هماوردی توانا
دانش-الفی چنین شده مذکور
مگر که آن باشد ماگلور پسر فئانور
چنگنواز از یاد رفته، خواننده نفرین گشته
گاهِ شکفتن لائولرین نوجوانی بود نورسته
سوگواری بیپایان گرفتارش ساخت
و در دریای بیمزار خود را انداخت
🧝🏻♂ | #Maglor & #Daeron
🗺 | Middle Earth
دائرون ترانهسرا و دانشمند اصلی شاه تینگول بود. او با نیاش برای لوتین دختر شاه موسیقی مینواخت. او کسی بود که قرارهای لوتین و معشوقش برن را نزد تینگول افشا کرد، زیرا که او نیز عاشق لوتین بود. پس از اینکه لوتین برای نجات برن از خانه گریخت، دائرون به دنبال پیدا کردنش راهی شد اما درجستجو گم گشت و در شرق به یاد لوتین کنار ابهای تاریک مدتها مویه خواند
در خویشاوندکشی سوم ماگلور، الروند و الروس را نجات داد و سپس کنار دریا نشست و با قلبی توبهکار سوگواری خواند. بزودی عشق میان دوقلوها و پدرخواندهاشان پرورش یافت. آنها در تپهی تنها پنهان شدند، اما آنگاه که پناهگاهشان کشف گردید و مورد هجوم اورکها قرار گرفت، مجبور شدند که عازم جزیره بالار شوند
پس از دائرون خنیاگر
نبوده هیچ نوازنده دگر
و به خود هرگز ندیده دنیا
لب و انگشت هماوردی توانا
دانش-الفی چنین شده مذکور
مگر که آن باشد ماگلور پسر فئانور
چنگنواز از یاد رفته، خواننده نفرین گشته
گاهِ شکفتن لائولرین نوجوانی بود نورسته
سوگواری بیپایان گرفتارش ساخت
و در دریای بیمزار خود را انداخت
🧝🏻♂ | #Maglor & #Daeron
🗺 | Middle Earth
❤🔥12👍3👏3✍1👌1🤡1