آروِن و آراگورن در دوران چهارم
🌹 آرون و آراگورن در خجستگی زندگی و حکومت کردند، آن دو به خیلیها کمک کردند و پادشاهی ازنو متحد را آباد کردند. الانور (دختر سم) را بهعنوان ندیمهٔ افتخاری آرون نامگذاری کردند. آراگورن شایر را سرزمینی مستقل فقط برای خود هابیتها نامگذاری کرد، و سم و پیپین را به مشاوران پادشاهی شمالی تبدیل کرد.
🥀 در سال 120، آراگورن در اخرین نفسهایش به آرون گفت: «بگذار که در امتحان نهایی شکست نخوریم، ما که از قدیم هم تاریکی را رد کردیم و هم حلقه را نپذیرفتیم. در اندوه ما باید که برویم، ولی نه در ناامیدی. فراسوی چرخههای جهان چیزی بیشتر از خاطره است. بدرود.»
💔 پادشاه درگذشت، و آرون با پسرش و دخترانش خداحافظی کرد و از گاندور رفت به سوی لورین. ولی هیچکس آنجا نبود.
🍂 آنجا برای سالی بر روی تپهٔ کرین آمروث در لورین اقامت کرد، و سرانجام پس از سالی خود را به آرامش سپرد، و آنجا بود قبر سبزش، تا وقتی که دنیا تغییر کرد و همه روزگار زندگیش کاملا به فراموشی سپرده شد.
⌛ | #FourthAge
⌛ | #Timeline
👩❤️👨 | #Arwen & #Aragorn
📖 | #Lore - Appendix
🗺️ | Middle Earth
🌹 آرون و آراگورن در خجستگی زندگی و حکومت کردند، آن دو به خیلیها کمک کردند و پادشاهی ازنو متحد را آباد کردند. الانور (دختر سم) را بهعنوان ندیمهٔ افتخاری آرون نامگذاری کردند. آراگورن شایر را سرزمینی مستقل فقط برای خود هابیتها نامگذاری کرد، و سم و پیپین را به مشاوران پادشاهی شمالی تبدیل کرد.
🥀 در سال 120، آراگورن در اخرین نفسهایش به آرون گفت: «بگذار که در امتحان نهایی شکست نخوریم، ما که از قدیم هم تاریکی را رد کردیم و هم حلقه را نپذیرفتیم. در اندوه ما باید که برویم، ولی نه در ناامیدی. فراسوی چرخههای جهان چیزی بیشتر از خاطره است. بدرود.»
💔 پادشاه درگذشت، و آرون با پسرش و دخترانش خداحافظی کرد و از گاندور رفت به سوی لورین. ولی هیچکس آنجا نبود.
🍂 آنجا برای سالی بر روی تپهٔ کرین آمروث در لورین اقامت کرد، و سرانجام پس از سالی خود را به آرامش سپرد، و آنجا بود قبر سبزش، تا وقتی که دنیا تغییر کرد و همه روزگار زندگیش کاملا به فراموشی سپرده شد.
⌛ | #FourthAge
⌛ | #Timeline
👩❤️👨 | #Arwen & #Aragorn
📖 | #Lore - Appendix
🗺️ | Middle Earth
❤🔥63😢31👍12💔6
فرودو در دوران چهارم
🌹 اقامت فرودو در ارهسئا و هبه والار به او، از برای درمان شدن و زندگی در ارامش و سعادت بود. اما عمر کالبدش جاودان نمی شد.
💙 احتمالا قبل از مرگش دوستش سم را دوباره دیده باشد.
🥀 فرودو هم مانند همه فانی ها بلخره عمرش تمام شد و به تالارهای ماندوس رفت. و کمی بعد روحش از مرزهای جهان عبور کرد.
🥹 'گر چه همه الف-دوستان قدرتمند کهن، هادور، هورین، و تورین، و خود برن دور هم جمع شده باشند، جایگاهت باید در میان آنها باشد.' - الروند درباره فرودو
⏳ | #Timeline
⌛ | #FourthAge
👦🏼 | #Frodo
📖 | #Lore - HoME10 & The Letters
🗺️ | Middle Earth
🌹 اقامت فرودو در ارهسئا و هبه والار به او، از برای درمان شدن و زندگی در ارامش و سعادت بود. اما عمر کالبدش جاودان نمی شد.
💙 احتمالا قبل از مرگش دوستش سم را دوباره دیده باشد.
🥀 فرودو هم مانند همه فانی ها بلخره عمرش تمام شد و به تالارهای ماندوس رفت. و کمی بعد روحش از مرزهای جهان عبور کرد.
🥹 'گر چه همه الف-دوستان قدرتمند کهن، هادور، هورین، و تورین، و خود برن دور هم جمع شده باشند، جایگاهت باید در میان آنها باشد.' - الروند درباره فرودو
⏳ | #Timeline
⌛ | #FourthAge
👦🏼 | #Frodo
📖 | #Lore - HoME10 & The Letters
🗺️ | Middle Earth
👍54❤9😢8❤🔥5🕊3
💯 آیتم جدید کانال سرزمین میانه، کوییز سرزمین میانه!🔥
امشب، ساعت 11 تا 12 اولین کوییز سرزمین میانه با سوالات تالکینی در ربات کوییز تلگرام برگزار میشود.
جایزه برنده: کتاب اطلس سرزمین میانه ترجمه فارسی (مشاهده نمونه)❤️🔥
👈 گروه سرزمین میانه 👉
🗺️ | Middle Earth
امشب، ساعت 11 تا 12 اولین کوییز سرزمین میانه با سوالات تالکینی در ربات کوییز تلگرام برگزار میشود.
جایزه برنده: کتاب اطلس سرزمین میانه ترجمه فارسی (مشاهده نمونه)❤️🔥
👈 گروه سرزمین میانه 👉
🗺️ | Middle Earth
❤🔥9👌3👍1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
+ Tell me your name
- I have had many names.🔥
📌 "در میان پیشکارانش که صاحب آوازهاند، اهریمنی بود که الدار او را سائورون، یا گورتائور سنگدل نام داده بودند. در آغاز یکی از مایاهای آئوله بود، و در روایتهای آن مردم، همچنان نیرومند.
در تمام اعمال ملکور مورگوت بر روی آردا، در کرده های بسیار و در نیرنگ بازیهای زیرکانه اش، سائورون نیز سهمی داشت، و در پلیدی، از حیث این که زمانی دراز در خدمت دیگری بود و نه در خدمت خویش، تنها از اربابش کمتر بود. لیکن پس از سالها همچون سایه مورگوت و شبح پلیدش علم طغیان برافراشت، و بر پی او از همان جاده تباه به سوی پوچی فروغلتید."
سیلماریلیون، والاکوئنتا
(خوندن ویژگیهای سائورون)
🧛🏾 | #Sauron
📚 | #Lore — Silmarillion
🎞 | #VideoEdit
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
- I have had many names.🔥
📌 "در میان پیشکارانش که صاحب آوازهاند، اهریمنی بود که الدار او را سائورون، یا گورتائور سنگدل نام داده بودند. در آغاز یکی از مایاهای آئوله بود، و در روایتهای آن مردم، همچنان نیرومند.
در تمام اعمال ملکور مورگوت بر روی آردا، در کرده های بسیار و در نیرنگ بازیهای زیرکانه اش، سائورون نیز سهمی داشت، و در پلیدی، از حیث این که زمانی دراز در خدمت دیگری بود و نه در خدمت خویش، تنها از اربابش کمتر بود. لیکن پس از سالها همچون سایه مورگوت و شبح پلیدش علم طغیان برافراشت، و بر پی او از همان جاده تباه به سوی پوچی فروغلتید."
سیلماریلیون، والاکوئنتا
(خوندن ویژگیهای سائورون)
🧛🏾 | #Sauron
📚 | #Lore — Silmarillion
🎞 | #VideoEdit
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
❤🔥33👍9😈6👎3🔥2❤1🍾1
Quiz Directory
آزمون سرزمین میانه ۱
20 questions
❤🔥7👍3🔥3👨💻1👀1
💯 خلقت انتها درختانِ نگهبان جنگل!🌳
🔹 آئوله، خدای صنعت و ساخت و ساز از آنجایی که نمیتوانست صبر کند تا با بیداری فرزندان ایلوواتار شاگردانی برای هنر خود پیدا کند، جسم دورفها را خلق کرد.
ایلوواتار نخست این عمل او را محکوم کرد اما با توبه آئوله ایلوواتار به فرزندان او اجازه زندگی داد و به آنان جان اعطا نمود.
(داستان خلقت دورفها)
🔸 یاوانا که الهه طبیعت و روییدنیان و همسر آئوله بود، از پنهان نگه داشتن اندیشه آئوله از خود به رنج آمد و نگران ساختههای خویش بود؛ زیرا او تمامی طبیعت و رویندگان جهان را پرداخته بود.
او به آئوله گفت: فرزندان تو را دلبستگی به دلبستگی های من اندک خواهد بود و آنان در دل زمین حفاری خواهد کرد و به رستنیها و روییدنیهای زمین بیاعتنا هستند.
یاوانا نگران ساختههای خود یعنی طبیعت آردا بود و دورفها را تهدیدی برای آن قلمداد میکرد.
اما آئوله به گفت: این موضوع در مورد فرزندان ایلوواتار نیز صادق خواهد بود و آنان هم از داشتههای زمین خواهد خورد و در آن خواهند ساخت و خود را ارجمندتر از آردا و طبیعتش خواهند دانست.
🔹 این این هنگام یاوانا بسیار ناامید و اندوهگین گشت و نزد مانوه رفت و گفتگویش را برای او آشکار ساخت و از مانوه پرسید: آیا صحت دارد که فرزندان ایلوواتار در آردا برتر خواهد بود و آنان در آن میتوانند هرچه که خواستند بکنند؟
و مانوه پاسخ داد بله.
یاوانا بسیار نگران آینده طبیعت آردا شد و گفت: تمام باشندگان در قلمرو طبیعت ارزش خود را دارند اما در میانشان درختان رو بیشتر دوست میدارم؛ زیرا رستنشان دیری طول میکشد و شاخههایشان را آهسته بر زمین میگسترانند.
آیا میشود درختان خود سخن بگویند و از خود دفاع کنند؟
مانوه این اندیشه را غریب میدانست اما یاوانا آن را به وضوح در مکاشفه خود دیده بود و برایش روشن بود.
و سرانجام ایلوواتار به آن اندیشه واقعیت بخشایید و دیگر اندیشه نبود؛ بلکه رویندگانی نو در زمین پا به عرصه وجود گذاشته بودند، «انتها» که به درخواست یاوانا بهخاطر نگرانیاش در قبال طبیعت و مخاطرات آن توسط ایلوواتار از مکاشفه یاوانا به آردا آمده بودند. (آینولینداله، خلقت آردا)
🔸 انتها تقریباً همزمان با الفها بیداد گشتند و محافظ قلمروهای طبیعی یاوانا و درختان جنگلها بودند.
به عنوان نگهبان جنگل، شبیه به درختان بودند اما میتوانست سخن بگویند و از خود دفاع کنند.
وظیفه و رسالت آنان محافظت از جنگلها و طبیعت بود اما دو مرتبه در تاریخ آردا به جنگهای دیگران، که خطراتی هم برای جنگلها داشت وارد شدند.
بار نخست دورفها نوگرود به جنگل دوریاث و قلمرو الفهای سیندار حمله بردند و برن با کمک گرفتن از انتها بر آنان حمله برد.
و دومین بار آخرین رزمایش انتها بود که از جنگل فنگورن به آیزنگارد یورش بردند تا سارومان که نابودی زیادی برای جنگل فنگورن آورده بود را تنبیه کنند.
📌 جی آر آر تالکین، نویسنده کتابهای ارباب حلقهها و هابیت و خالق جهان فانتزی آردا، در ۳ ژانویهٔ ۱۸۹۲، یعنی سالهایی که هنوز به تازگی انقلاب صنعتی در بریتانیا ایجاد شده بود به دنیا آمد.
او در زندگی خود به خوبی تحولات صنعتی، خرابیهایش را دید؛ او همچنین در جنگ جهانی اول با درجه ستوان دوم در خدمت ارتش بریتانیا بود.
در نظر او صنعت و طبیعت دو نقطه مقابل هم هستند که این مسئله در رشته افسانههای او به خوبی دیده میشود.
اما به نوعی هم بهنظر میرسد که او معتقد بود صنعت و طبیعت میتوانند مکمل یکدیگر باشند زیرا یاوانا و آئوله همسر هم بودند و آئوله پایههای جهان را بنیاد نهاد و یاوانا طبیعت و رویندگان و جنبندگان آن را پدید آورد.
🌴 | #Ents
🔨 | #Aule
☘ | #Yavanna
📚 | #Lore — Silmarillion
🗺 | Middle Earth
🔹 آئوله، خدای صنعت و ساخت و ساز از آنجایی که نمیتوانست صبر کند تا با بیداری فرزندان ایلوواتار شاگردانی برای هنر خود پیدا کند، جسم دورفها را خلق کرد.
ایلوواتار نخست این عمل او را محکوم کرد اما با توبه آئوله ایلوواتار به فرزندان او اجازه زندگی داد و به آنان جان اعطا نمود.
(داستان خلقت دورفها)
🔸 یاوانا که الهه طبیعت و روییدنیان و همسر آئوله بود، از پنهان نگه داشتن اندیشه آئوله از خود به رنج آمد و نگران ساختههای خویش بود؛ زیرا او تمامی طبیعت و رویندگان جهان را پرداخته بود.
او به آئوله گفت: فرزندان تو را دلبستگی به دلبستگی های من اندک خواهد بود و آنان در دل زمین حفاری خواهد کرد و به رستنیها و روییدنیهای زمین بیاعتنا هستند.
یاوانا نگران ساختههای خود یعنی طبیعت آردا بود و دورفها را تهدیدی برای آن قلمداد میکرد.
اما آئوله به گفت: این موضوع در مورد فرزندان ایلوواتار نیز صادق خواهد بود و آنان هم از داشتههای زمین خواهد خورد و در آن خواهند ساخت و خود را ارجمندتر از آردا و طبیعتش خواهند دانست.
🔹 این این هنگام یاوانا بسیار ناامید و اندوهگین گشت و نزد مانوه رفت و گفتگویش را برای او آشکار ساخت و از مانوه پرسید: آیا صحت دارد که فرزندان ایلوواتار در آردا برتر خواهد بود و آنان در آن میتوانند هرچه که خواستند بکنند؟
و مانوه پاسخ داد بله.
یاوانا بسیار نگران آینده طبیعت آردا شد و گفت: تمام باشندگان در قلمرو طبیعت ارزش خود را دارند اما در میانشان درختان رو بیشتر دوست میدارم؛ زیرا رستنشان دیری طول میکشد و شاخههایشان را آهسته بر زمین میگسترانند.
آیا میشود درختان خود سخن بگویند و از خود دفاع کنند؟
مانوه این اندیشه را غریب میدانست اما یاوانا آن را به وضوح در مکاشفه خود دیده بود و برایش روشن بود.
و سرانجام ایلوواتار به آن اندیشه واقعیت بخشایید و دیگر اندیشه نبود؛ بلکه رویندگانی نو در زمین پا به عرصه وجود گذاشته بودند، «انتها» که به درخواست یاوانا بهخاطر نگرانیاش در قبال طبیعت و مخاطرات آن توسط ایلوواتار از مکاشفه یاوانا به آردا آمده بودند. (آینولینداله، خلقت آردا)
🔸 انتها تقریباً همزمان با الفها بیداد گشتند و محافظ قلمروهای طبیعی یاوانا و درختان جنگلها بودند.
به عنوان نگهبان جنگل، شبیه به درختان بودند اما میتوانست سخن بگویند و از خود دفاع کنند.
وظیفه و رسالت آنان محافظت از جنگلها و طبیعت بود اما دو مرتبه در تاریخ آردا به جنگهای دیگران، که خطراتی هم برای جنگلها داشت وارد شدند.
بار نخست دورفها نوگرود به جنگل دوریاث و قلمرو الفهای سیندار حمله بردند و برن با کمک گرفتن از انتها بر آنان حمله برد.
و دومین بار آخرین رزمایش انتها بود که از جنگل فنگورن به آیزنگارد یورش بردند تا سارومان که نابودی زیادی برای جنگل فنگورن آورده بود را تنبیه کنند.
📌 جی آر آر تالکین، نویسنده کتابهای ارباب حلقهها و هابیت و خالق جهان فانتزی آردا، در ۳ ژانویهٔ ۱۸۹۲، یعنی سالهایی که هنوز به تازگی انقلاب صنعتی در بریتانیا ایجاد شده بود به دنیا آمد.
او در زندگی خود به خوبی تحولات صنعتی، خرابیهایش را دید؛ او همچنین در جنگ جهانی اول با درجه ستوان دوم در خدمت ارتش بریتانیا بود.
در نظر او صنعت و طبیعت دو نقطه مقابل هم هستند که این مسئله در رشته افسانههای او به خوبی دیده میشود.
اما به نوعی هم بهنظر میرسد که او معتقد بود صنعت و طبیعت میتوانند مکمل یکدیگر باشند زیرا یاوانا و آئوله همسر هم بودند و آئوله پایههای جهان را بنیاد نهاد و یاوانا طبیعت و رویندگان و جنبندگان آن را پدید آورد.
🌴 | #Ents
🔨 | #Aule
☘ | #Yavanna
📚 | #Lore — Silmarillion
🗺 | Middle Earth
👌24👍18❤🔥7👏3👀3🍓1
😆 قدرت سائرون درون یک حلقه متمرکز بود و در این حلقه او بی رحمی و خباثت و اراده اش را برای تسلط بر کل زندگانی ریخت.
🤡 | #Meme
🫧 | #Fun
🗺 | Middle Earth
🤡 | #Meme
🫧 | #Fun
🗺 | Middle Earth
😈70😐17🤣13👍5🎃4❤🔥3🌭2👻2👎1
👸🏼 ملکه ملیان مایا، بزرگترین ترس مورگوث بر روی خاک بلریاند.
ملیان ملکه دوریاث در دوران اول بود. او همسرش که از سیندار بود را خردمند و قدرتمند کرد. همسر او تینگول بود. دختر او لوتین بود. شاگرد اصلی او گالادریل بود. قدرت حصارهای او دور دوریاث بسیار زیاد بود و حتی خود اونگلیانت هم حریفش نشد. اما سرانجام گناه های تینگول باعث سقوط دوریاث شد. (مشاهده پست)
👑 | #Melian
🎨 | #Art
🗺 | Middle Earth
ملیان ملکه دوریاث در دوران اول بود. او همسرش که از سیندار بود را خردمند و قدرتمند کرد. همسر او تینگول بود. دختر او لوتین بود. شاگرد اصلی او گالادریل بود. قدرت حصارهای او دور دوریاث بسیار زیاد بود و حتی خود اونگلیانت هم حریفش نشد. اما سرانجام گناه های تینگول باعث سقوط دوریاث شد. (مشاهده پست)
👑 | #Melian
🎨 | #Art
🗺 | Middle Earth
❤🔥38👍7💋4❤1🥰1😐1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
و اینک فرودو رنگ پریده و فرسوده آنجا بود و با این حال دوباره خودش شده بود؛ و در چشمانش اکنون آرامشی دیده میشد، نه کشمکش اراده، نه جنون، نه هراس. بار از روی دوش او برداشته شده بود. اینک ارباب عزیز روزهای خوشی در شایر!
سام فریاد زد: «وای انگشتات! چیزی هم اینجا نداریم که آن را ببندم، یا دردش را تسکین بدهم.»
فرودو گفت: «بله. ولی حرفهای گندالف يادت است: حتی گولوم هم ممکن است وظیفهای به عهده داشته باشد؟ ولی اگر او نبود سام، نمیتوانستم حلقه را نابود بکنم. مأموریت ما حتی در این لحظه آخر بیهوده از آب درمیآمد. پس بیا او را ببخشیم! چون مأموریتمان به نتیجه رسیده و حالا همه چیز تمام شده. خوشحالم که اینجا همراه منی. اینجا در آخر همه ماجراها، سام».
ارباب حلقهها: بازگشت شاه، کوه هلاکت
👨💻 Edited by CRUSADES588
🗺 | Middle Earth
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥39👍5⚡2👌2🔥1👏1🐳1💔1
+ چرا با فلزات دیگه ترکیبش نمیکنی؟ برای اینکه شکلپذیرتر بشه؟
- ببین هالمارک من ممنونم که میخوای بهم کمک کنی ولی من به راهنماییهای یه آدم فانی، در مورد آلیاژ نیاز ندارم.
آلیاژ؟ داداش میدونی من کیم؟ واقعا فکر میکنی به فکر خودم نرسیده بود؟ پاتو از گلیمت درازتر نکن پسر.
راستش حس میکنم بهم توهین شده، شانس آوردی من پدربزرگم نیستم، چون اگه اون بود با همچین پیشنهادی همون کاریو باهات میکرد که با آلکوئالوندهایها کرد.
📌 "در ارهگیون صنعتگران گوایت-ای-میرداین، مردم گوهرساز، در مهارت گوی سبقت را از همه ربوده بودند، مگر تنها خود فئانور؛ و به راستی خبره ترین کس در میان شان کلهبریمبور بود، پسر کوروفین."
سیلماریلیون، حدیث حلقههای قدرت
🤡 | #Meme
🫧 | #Fun
🗺 | Middle Earth
- ببین هالمارک من ممنونم که میخوای بهم کمک کنی ولی من به راهنماییهای یه آدم فانی، در مورد آلیاژ نیاز ندارم.
آلیاژ؟ داداش میدونی من کیم؟ واقعا فکر میکنی به فکر خودم نرسیده بود؟ پاتو از گلیمت درازتر نکن پسر.
راستش حس میکنم بهم توهین شده، شانس آوردی من پدربزرگم نیستم، چون اگه اون بود با همچین پیشنهادی همون کاریو باهات میکرد که با آلکوئالوندهایها کرد.
📌 "در ارهگیون صنعتگران گوایت-ای-میرداین، مردم گوهرساز، در مهارت گوی سبقت را از همه ربوده بودند، مگر تنها خود فئانور؛ و به راستی خبره ترین کس در میان شان کلهبریمبور بود، پسر کوروفین."
سیلماریلیون، حدیث حلقههای قدرت
🤡 | #Meme
🫧 | #Fun
🗺 | Middle Earth
🤣47👍15🐳3👀3
مارتین : گاندالف باید مرده باقی میموند
تئودن : اخرین باری که نگاه کردم تالکین نویسنده لوتر بود نه مارتین
🤡 | #Meme
🫧 | #Fun
🗺 | Middle Earth
تئودن : اخرین باری که نگاه کردم تالکین نویسنده لوتر بود نه مارتین
🤡 | #Meme
🫧 | #Fun
🗺 | Middle Earth
🤣149👍20👎5🤔4😁3❤🔥1😐1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍31❤🔥9🤣3👎2🐳2👏1🤯1
🍃 اروفر پادشاه سبزبیشه کبیر در دوران دوم، پدر تراندویل و پدربزرگ لگولاس، فرمانده اصلی ارتش های سیلوان در اخرین اتحاد، و بلای جان خیلی از الف های سیلوان.
او بخاطر حمله عجولانه اش در نبرد داگورلاد جلوی دروازه سیاه باعث مرگ خیلی از الف ها شد. او در همان اولین حمله کشته شد.
👑 | #Oropher
🎨 | #Art
📖 | #Lore - Unfinished Tales
🗺 | Middle Earth
او بخاطر حمله عجولانه اش در نبرد داگورلاد جلوی دروازه سیاه باعث مرگ خیلی از الف ها شد. او در همان اولین حمله کشته شد.
👑 | #Oropher
🎨 | #Art
📖 | #Lore - Unfinished Tales
🗺 | Middle Earth
👍35❤10😢6👌2
💯 نبرد داگورلاد و نبرد آخرین اتحاد، پایان دوران دوم🔥
🔹 با سقوط نومهنور سائورون توانایی تغییر ظاهر خود را از دست داد و دیگر نمیتوانست خود را بر هر جسمی که میخواهد بپوشاند؛ او از سوی کوهستان سایه به موردور بازگشت و جسمی دهشتناک بر خود گرفت، زیرا ظاهر زیبایش دیگر از دست رفته بود و او سراسر نفرت بود. او جسم خود را مهیا ساخت، آتش اورودرین را برافروخت و بار دیگر حلقه یگانه را در دست کرد.
(ظاهر سائورون در کتابها)
🔸 پس از مدتی کوتاه سائورون قوای خود را جمع کرد و لشکرش را برای حملهای جانانه بر مردم سرزمین میانه، مهیا ساخت. سپاهش را اورکها انسانها و حتی دورفها تشکیل میدادند.
در میان انسانها نومهنوریهای سیاه بودند که در نومهنور شیفته سائورون گشته بودند و در همان سالها در سرزمین میانه لنگر افکنده بودند، اما بهخاطر قدرت گیل-گالاد در شرق و جنوب این کار را کردند؛ دو تن از ایشان فرومور و فوئینور بودند که بر هارادریمها مسلط شده بودند.
🔹 سپاه سائورون نخست (درسال 3429د.د.) با گذر از دروازه سیاه به شهر نزدیک موردور، میناس ایثیل، که محل حکومت ایسیلدور بود، یورش برد. مقاومت کوتاه ایسیلدور با نفوذ نومهنوریان سیاه به شهر شکسته شد و آنان بسیاری از ساکنین شهر را کشتند و درخت سپید نیملوث را نابود ساختند، اما ایسیلدور با بذر درخت، با کشتی، به همراه همسر و پسرانش از راه آندوین فرار کرد و رفت تا در آرنور به پدرش الندیل خبر حمله را برساند.
سپاهیان سائورون سپس به شهر اوسگیلیاث رفت اما در آنجا با سپاه کوچک اما دلیر آناریون، برادر کوچکتر ایسیلدور مواجه شد و آناریون سپاه سائورون را به عقب و به سمت کوهستان راند اما او میدانست بازگشت لشکر سائورون سهمگین خواهد بود، به همین دلیل پدرش را به کمک خواند.
🔸 الندیل و گیل-گالاد که رابطه خوبی با یکدیگر داشتند، تصمیم گرفتند تا با تمام توان مردمان سرزمین میانه را یکبار برای همیشه علیه سائورون متحد کنند و آنان سپاهی بزرگ از الفهای تمامی نقاط سرزمین میانه و همچنین انسانهای بازمانده نومهنور تشکیل دادند.
سپاه که در حال جذب نیرو بود در ریوندل اردو زد، آوردهاند که عظمت و شکوه این سپاه پس از سپاه والینور علیه تانگورودریم بیسابقه بوده است.
🔹 سپاه عظیم متحد شده از الفها و انسانها از کوهستان مهآلود گذشتند و به داگورلاد رسیدند؛ هنگامی که دو سپاه با هم رو به رو شدند گویی تمامی موجودات در هر دو سپاه حضور داشتند، مگر الفها که تنها در سپاه گیل-گالاد حاضر بودند.
نبرد عظیم سنگینی در گرفت که در آن دوران سرزمین میانه به خود ندیده بود. در آن آشفتگی الفهای سیلوان، به رهبری آمدیر، شاه لورین و اوروفر شاه سبزبیشه به سبب حمله خود سرانهشان و نپذیرفتن اطاعت از گیل-گالاد، با حمله عجولانهشان خودشان و بسیاری از سپاهیانشان را به کشتن دادند. اما قدرت سپاه آخرین اتحاد بسیار بود، زیرا الفها در آن روزگار هنوز قدرت زیادی داشتند و نومهنوریان نیز باقی ماندگان از همان نومهنور قدرتمند بودند و الندیل یا شمشیرش نارسیل جولان میداد و همچنین کسی را یارای مقابله با گیل-گالاد و نیزهاش آیگلوس نبود. در پایان جنگ با شکست سائورون و عقب نشینی او تمام شد و او به داخل موردور عقب نشست. در آن زمان سپاه آخرین اتحاد موردور را به مدت هفت سال محاصره کردند؛ اما در آن سالیان از شبیخونها و حملات مخفی نیروهای سائورون در امان نبودند، بطوریکه آوردهاند آناریون، پسر کوچک الندیل در یکی از همان حملات کشته شد.
🔸 سر انجام در سال 3441 دوران دوم سائورون از حصار خود خارج شد و با سپاهش حملهای همهجانبه را ترتیب داد. او جنگی بزرگ به راه انداخت و خود هم در آن جنگ بسیاری رو از الفها و آدمیان را کشت. سائورون عاقبت با گیل-گالاد پیکار کرد و او را کشت و سپس با الندیل به نبرد پرداخت، اما قدرت الندیل از جنس قدرت سائورون نبود و سائورون با ضربهای رو را کشت و شمشیر نارسیل شکسته شد، اما ایسیلدور آن هنگام شمشیر را برداشت و دست سائورون را قطع کرد که باعث شد جسم او تا زمانه حکایت ارباب حلقهها از بین برود و حلقه قدرت را بر خلاف پیشنهاد خردمندان نزد خود نگه داشت و دوران دوم به پایان رسید؛ سپس در سال 2 دوران سوم حلقه به او خیانت کرد و از دیدگاه پنهان شد.
(خوندن پست)
🗡 | #BattlesOfMiddleEarth
⚔ | #BattleOfDagorlad
📖 | #Lore - UT & Silmarillion
🗺 | Middle Earth
🔹 با سقوط نومهنور سائورون توانایی تغییر ظاهر خود را از دست داد و دیگر نمیتوانست خود را بر هر جسمی که میخواهد بپوشاند؛ او از سوی کوهستان سایه به موردور بازگشت و جسمی دهشتناک بر خود گرفت، زیرا ظاهر زیبایش دیگر از دست رفته بود و او سراسر نفرت بود. او جسم خود را مهیا ساخت، آتش اورودرین را برافروخت و بار دیگر حلقه یگانه را در دست کرد.
(ظاهر سائورون در کتابها)
🔸 پس از مدتی کوتاه سائورون قوای خود را جمع کرد و لشکرش را برای حملهای جانانه بر مردم سرزمین میانه، مهیا ساخت. سپاهش را اورکها انسانها و حتی دورفها تشکیل میدادند.
در میان انسانها نومهنوریهای سیاه بودند که در نومهنور شیفته سائورون گشته بودند و در همان سالها در سرزمین میانه لنگر افکنده بودند، اما بهخاطر قدرت گیل-گالاد در شرق و جنوب این کار را کردند؛ دو تن از ایشان فرومور و فوئینور بودند که بر هارادریمها مسلط شده بودند.
🔹 سپاه سائورون نخست (درسال 3429د.د.) با گذر از دروازه سیاه به شهر نزدیک موردور، میناس ایثیل، که محل حکومت ایسیلدور بود، یورش برد. مقاومت کوتاه ایسیلدور با نفوذ نومهنوریان سیاه به شهر شکسته شد و آنان بسیاری از ساکنین شهر را کشتند و درخت سپید نیملوث را نابود ساختند، اما ایسیلدور با بذر درخت، با کشتی، به همراه همسر و پسرانش از راه آندوین فرار کرد و رفت تا در آرنور به پدرش الندیل خبر حمله را برساند.
سپاهیان سائورون سپس به شهر اوسگیلیاث رفت اما در آنجا با سپاه کوچک اما دلیر آناریون، برادر کوچکتر ایسیلدور مواجه شد و آناریون سپاه سائورون را به عقب و به سمت کوهستان راند اما او میدانست بازگشت لشکر سائورون سهمگین خواهد بود، به همین دلیل پدرش را به کمک خواند.
🔸 الندیل و گیل-گالاد که رابطه خوبی با یکدیگر داشتند، تصمیم گرفتند تا با تمام توان مردمان سرزمین میانه را یکبار برای همیشه علیه سائورون متحد کنند و آنان سپاهی بزرگ از الفهای تمامی نقاط سرزمین میانه و همچنین انسانهای بازمانده نومهنور تشکیل دادند.
سپاه که در حال جذب نیرو بود در ریوندل اردو زد، آوردهاند که عظمت و شکوه این سپاه پس از سپاه والینور علیه تانگورودریم بیسابقه بوده است.
🔹 سپاه عظیم متحد شده از الفها و انسانها از کوهستان مهآلود گذشتند و به داگورلاد رسیدند؛ هنگامی که دو سپاه با هم رو به رو شدند گویی تمامی موجودات در هر دو سپاه حضور داشتند، مگر الفها که تنها در سپاه گیل-گالاد حاضر بودند.
نبرد عظیم سنگینی در گرفت که در آن دوران سرزمین میانه به خود ندیده بود. در آن آشفتگی الفهای سیلوان، به رهبری آمدیر، شاه لورین و اوروفر شاه سبزبیشه به سبب حمله خود سرانهشان و نپذیرفتن اطاعت از گیل-گالاد، با حمله عجولانهشان خودشان و بسیاری از سپاهیانشان را به کشتن دادند. اما قدرت سپاه آخرین اتحاد بسیار بود، زیرا الفها در آن روزگار هنوز قدرت زیادی داشتند و نومهنوریان نیز باقی ماندگان از همان نومهنور قدرتمند بودند و الندیل یا شمشیرش نارسیل جولان میداد و همچنین کسی را یارای مقابله با گیل-گالاد و نیزهاش آیگلوس نبود. در پایان جنگ با شکست سائورون و عقب نشینی او تمام شد و او به داخل موردور عقب نشست. در آن زمان سپاه آخرین اتحاد موردور را به مدت هفت سال محاصره کردند؛ اما در آن سالیان از شبیخونها و حملات مخفی نیروهای سائورون در امان نبودند، بطوریکه آوردهاند آناریون، پسر کوچک الندیل در یکی از همان حملات کشته شد.
🔸 سر انجام در سال 3441 دوران دوم سائورون از حصار خود خارج شد و با سپاهش حملهای همهجانبه را ترتیب داد. او جنگی بزرگ به راه انداخت و خود هم در آن جنگ بسیاری رو از الفها و آدمیان را کشت. سائورون عاقبت با گیل-گالاد پیکار کرد و او را کشت و سپس با الندیل به نبرد پرداخت، اما قدرت الندیل از جنس قدرت سائورون نبود و سائورون با ضربهای رو را کشت و شمشیر نارسیل شکسته شد، اما ایسیلدور آن هنگام شمشیر را برداشت و دست سائورون را قطع کرد که باعث شد جسم او تا زمانه حکایت ارباب حلقهها از بین برود و حلقه قدرت را بر خلاف پیشنهاد خردمندان نزد خود نگه داشت و دوران دوم به پایان رسید؛ سپس در سال 2 دوران سوم حلقه به او خیانت کرد و از دیدگاه پنهان شد.
(خوندن پست)
🗡 | #BattlesOfMiddleEarth
⚔ | #BattleOfDagorlad
📖 | #Lore - UT & Silmarillion
🗺 | Middle Earth
👍47❤🔥7👏7
Middle-earth | ارباب حلقهها
Photo
♨️ کتاب سقوط نومهنور منتشر شد🔥
🔹 نسخه کیندل کتاب سقوط نومهنور، با ویراست برایان سیبلی و تصویرگری آلن لی امروز در برای فروش اینترنتی در دسترس است.
🔸 این کتاب روایت جدیدی از داستانهای سرزمین میانه ندارد، بلکه از کتابهای دیگر که بصورت پراکنده داستانهای دوران دوم را روایت کردهاند، (مانند سیلماریلیون، قصههای ناتمام، شکست سائورون، حلقه مورگوث، جنگ جواهرات، مردمین سرزمین میانه و طبیعت سرزمین میانه و همچنین یادداشتهایی از کریستوفر تالکین) جمع آوری کرده است و یک کتاب مستقل و جامع از دوران دوم میباشد.
🔹 عرضه این کتاب فردا، جمعه ساعت 17:30 به وقت محلی در کتاب فروشی Black wall's در دانشگاه آکسفورد صورت میگیرد.
📌 (خرید اینترنتی کتاب) (شنیدن صوتی کتاب)
📚 | #Book
🚨 | #News
🗺 | Middle Earth
🔹 نسخه کیندل کتاب سقوط نومهنور، با ویراست برایان سیبلی و تصویرگری آلن لی امروز در برای فروش اینترنتی در دسترس است.
🔸 این کتاب روایت جدیدی از داستانهای سرزمین میانه ندارد، بلکه از کتابهای دیگر که بصورت پراکنده داستانهای دوران دوم را روایت کردهاند، (مانند سیلماریلیون، قصههای ناتمام، شکست سائورون، حلقه مورگوث، جنگ جواهرات، مردمین سرزمین میانه و طبیعت سرزمین میانه و همچنین یادداشتهایی از کریستوفر تالکین) جمع آوری کرده است و یک کتاب مستقل و جامع از دوران دوم میباشد.
🔹 عرضه این کتاب فردا، جمعه ساعت 17:30 به وقت محلی در کتاب فروشی Black wall's در دانشگاه آکسفورد صورت میگیرد.
📌 (خرید اینترنتی کتاب) (شنیدن صوتی کتاب)
📚 | #Book
🚨 | #News
🗺 | Middle Earth
❤🔥45👍9🥱5🍾3👌1
♨️ معرفی واژگان زبانهای الفی❤️🔥
🔻 جی آر آر تالکین خالق تقریباً ۱۵ زبان فراساخته بود؛ او زبانهای اصلی الفی «سیندارین و کوئنیا» را کاملتر از بقیه پرداخت.
📌 آشنایی با برخی لغات الفی (پارت اول):
🔹 آندونیه (andinie): «غروب، غرب»
مانند: آندونیه، که در سینداری، آنون نظیر آن است، مقایسه کنید با آنومیناس، و هیت آنون، «پنجره غروب».
🔸 آگلار (aglar): «افتخار، درخشش»
مانند: داگور آگلارب.
🔹 آمون (amon): «تپه»
مانند: آمونلانک، آموندین، آمونسول.
جمع: امین در امین پراید.
🔸 آنگا (anga): «آهن»، آنگ سینداری
مانند: آنگاینور، آنگباند، آنگابار، آنگلاخل، آنگریست، آنگرود، آنگویرل، گورتاناگ؛ آنگرن «از آهن» در آنگرنوست، جمع: انگرین در ارد انگرین.
🔹 کلب (celeb): «نقره، سیم»
مانند: کلهبورن [کلبورن]، کلهبرانت [کلبرانت]، کلهبروس [کلبروس]. کلهبريمبور [کلبریمبور].
🔸 دور (dor): «سرزمین، دیار، زمین»
مانند: دوریات، دورتونیون، آریادور، گوندور، موردور و غیره.
🔹 اِئار (ear): «دریا» (در زبان کوئنیا)
مانند: ائارندیل، ائاررامه، و نامهای بسیار دیگر. واژه سینداری گایر (در بلهگایر)، که آن نیز به معنی «دریا» میباشد؛ ظاهرا از همان ستاک اصلی مشتق شده است.
🔸 إل، إلن (elelen): «ستاره، اختر»
مانند: الندیل، النور و... بنا به افسانه الفی، اِله نوعی بانگ شگفتی بدوی بود به معنی «بنگر!» و الفها وقتی نخستین بار ستاره ها را دیدند چنین بانگ برداشتند.
🔹 فين (fin): «مو، گیسو»
مانند: فیندویلاس، فینگون، فینرود، گلورفیندل.
🔸 گور (gor): «دهشت، ترس»
مانند: گورتائور، گورتول؛ گوروت، دارای همان معنی، با تکرار گور در گورگوروت، ارد گورگوروت.
🔹 گول (gül): «جادوگری»
مانند: دولگولدور، میناس مورگول.
🔸 کال- (گال-) kal- (gal-): این ریشه به معنی «درخشش» است.
مانند: کالاکیریا، کالاکوئندی، تار-کالیون؛ گالورن، گیل-گالاد، گالادریل.
🔹 کمن (kemen): «زمین»
مانند: کمنتاری، (و شخصیت کِمن در سریال حلقههای قدرت)؛ واژه کوئنیا در اشاره به زمین در مقام نوعی کف مسطح زیر میل، آسمانها.
(P01) (P02)
🗣 | #Language — Sindarin & Quenya
📝 | #TolkienianLinguistic
🗺 | Middle Earth
🔻 جی آر آر تالکین خالق تقریباً ۱۵ زبان فراساخته بود؛ او زبانهای اصلی الفی «سیندارین و کوئنیا» را کاملتر از بقیه پرداخت.
📌 آشنایی با برخی لغات الفی (پارت اول):
🔹 آندونیه (andinie): «غروب، غرب»
مانند: آندونیه، که در سینداری، آنون نظیر آن است، مقایسه کنید با آنومیناس، و هیت آنون، «پنجره غروب».
🔸 آگلار (aglar): «افتخار، درخشش»
مانند: داگور آگلارب.
🔹 آمون (amon): «تپه»
مانند: آمونلانک، آموندین، آمونسول.
جمع: امین در امین پراید.
🔸 آنگا (anga): «آهن»، آنگ سینداری
مانند: آنگاینور، آنگباند، آنگابار، آنگلاخل، آنگریست، آنگرود، آنگویرل، گورتاناگ؛ آنگرن «از آهن» در آنگرنوست، جمع: انگرین در ارد انگرین.
🔹 کلب (celeb): «نقره، سیم»
مانند: کلهبورن [کلبورن]، کلهبرانت [کلبرانت]، کلهبروس [کلبروس]. کلهبريمبور [کلبریمبور].
🔸 دور (dor): «سرزمین، دیار، زمین»
مانند: دوریات، دورتونیون، آریادور، گوندور، موردور و غیره.
🔹 اِئار (ear): «دریا» (در زبان کوئنیا)
مانند: ائارندیل، ائاررامه، و نامهای بسیار دیگر. واژه سینداری گایر (در بلهگایر)، که آن نیز به معنی «دریا» میباشد؛ ظاهرا از همان ستاک اصلی مشتق شده است.
🔸 إل، إلن (elelen): «ستاره، اختر»
مانند: الندیل، النور و... بنا به افسانه الفی، اِله نوعی بانگ شگفتی بدوی بود به معنی «بنگر!» و الفها وقتی نخستین بار ستاره ها را دیدند چنین بانگ برداشتند.
🔹 فين (fin): «مو، گیسو»
مانند: فیندویلاس، فینگون، فینرود، گلورفیندل.
🔸 گور (gor): «دهشت، ترس»
مانند: گورتائور، گورتول؛ گوروت، دارای همان معنی، با تکرار گور در گورگوروت، ارد گورگوروت.
🔹 گول (gül): «جادوگری»
مانند: دولگولدور، میناس مورگول.
🔸 کال- (گال-) kal- (gal-): این ریشه به معنی «درخشش» است.
مانند: کالاکیریا، کالاکوئندی، تار-کالیون؛ گالورن، گیل-گالاد، گالادریل.
🔹 کمن (kemen): «زمین»
مانند: کمنتاری، (و شخصیت کِمن در سریال حلقههای قدرت)؛ واژه کوئنیا در اشاره به زمین در مقام نوعی کف مسطح زیر میل، آسمانها.
(P01) (P02)
🗣 | #Language — Sindarin & Quenya
📝 | #TolkienianLinguistic
🗺 | Middle Earth
👍37👏5👌3💯2❤🔥1
💋 A fine addition to my collection
🤤 بلاخره بعد از زیر و رو کردن کل کتاب خونه های شهرمون پیداش کردم
🗺 | Middle Earth
🤤 بلاخره بعد از زیر و رو کردن کل کتاب خونه های شهرمون پیداش کردم
🗺 | Middle Earth
❤48👍9🔥3👎1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌 ویدیوادیتی جذاب از هالبرند و گالادریل🔥
(پک استیکر هالبرند)
«اورکهای شرقی که قدرت و دلاوری الفها و انسانها را تجربه نکرده بودند، مطیع سائورون نبودند، این درحالی بود که او [سائورون] موظف شده بود که برای فریب انسانهای غربی و الفها، زیباترین ظاهر و سیمایی که میتوانست بسازد را به تن کند. آن اورکها از سائورون نفرت داشتند و او را مسخره میکردند.»
– طبیعت سرزمین میانه
📖 | #Lore - Nature of Middle-Earth
🎞 | #VideoEdit | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
(پک استیکر هالبرند)
«اورکهای شرقی که قدرت و دلاوری الفها و انسانها را تجربه نکرده بودند، مطیع سائورون نبودند، این درحالی بود که او [سائورون] موظف شده بود که برای فریب انسانهای غربی و الفها، زیباترین ظاهر و سیمایی که میتوانست بسازد را به تن کند. آن اورکها از سائورون نفرت داشتند و او را مسخره میکردند.»
– طبیعت سرزمین میانه
📖 | #Lore - Nature of Middle-Earth
🎞 | #VideoEdit | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
❤🔥31👻6👍5😈4😁2👎1🔥1🍾1🎃1