💢 دنده عقب گرفتن گالادریل از عقایدش!
🔻 ثیئو: چندتا اورک کشتی؟
گالادریل: بسیاری.
ثیئو: خوبه
گالادریل: من چنین الفاظی را به کار نمی برم... دل را سیاه می کند که کارهای سیاه را «خوب» بنامیم. جایی برای رشد شر در درون ما می دهد. هر جنگی هم در بیرون و هم در درون انجام می شود. هر سربازی باید از آن آگاه باشد.
🔶 جالب است که این یک چرخش 180 درجه ای است از چیزی است که او به آدار در مورد کشتن تک تک اورک ها گفته بود. او این حرفها را زمانی میگفت که برای سرنخ گیر اوردن درباره سائرون عاجز بود و آدار بهترین و تنها سرنخ او در آن لحظه بود. اما پس از فوران کوه و دیدن عواقب آن، سرانجام منطق او بر انگیزه های او غالب شد و متوجه شد که همیشه هم نتیجه نهایی خوب راه و روش بد و معیوب را توجیه نمیکند: در تعقیب سائرون، او بسیاری از مردم را مورد سواستفاده، دستکاری و فریب قرار داد و در نهایت منجر به مرگ بسیاری از نومه نوری ها شد که به او اعتماد داشتند، و سرانجام همه اینها هیچ نتیجه ای نداشت. توجیه اعمال تاریک به عنوان یک چیز "خوب" می تواند منجر به شر و اهریمن واقعی شود، که آدار به درستی او را درباره اش مورد خطاب قرار داد. او هنوز هم ممکن است فکر کند که کشتن اورک ها ممکن است گاهی اوقات ضروری باشد، اما او دیگر آن را "خوب" نمی خواند. این تمایز مهم است.
🔸 گالادریل همچنین متوجه می شود که مهمترین مبارزه او با خودش است و با شمشیر نمی توان آن را پیروز شد. به همین دلیل است که در دوران سوم او دیگر از شمشیر استفاده نمی کند، بلکه از آینه استفاده می کند: آینه گالادریل. این یک یادآوری برای او است که همیشه به درون خودش نگاه کند و با خودش و تمام خواسته ها، ترس ها، انگیزه ها و آسیب ها و تراماهایش روبرو شود.
🔷 گالادریل سرانجام به توصیه های الروند توجه کرد و شمشیر خود را به صورت مجازی و تحت اللفظی کنار گذاشت و آن را به ثیئو داد. و برای تئو، او یک شمشیر شیطانی را از دست داد و یک شمشیر الفی-نومه نوری به دست آورد.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔻 ثیئو: چندتا اورک کشتی؟
گالادریل: بسیاری.
ثیئو: خوبه
گالادریل: من چنین الفاظی را به کار نمی برم... دل را سیاه می کند که کارهای سیاه را «خوب» بنامیم. جایی برای رشد شر در درون ما می دهد. هر جنگی هم در بیرون و هم در درون انجام می شود. هر سربازی باید از آن آگاه باشد.
🔶 جالب است که این یک چرخش 180 درجه ای است از چیزی است که او به آدار در مورد کشتن تک تک اورک ها گفته بود. او این حرفها را زمانی میگفت که برای سرنخ گیر اوردن درباره سائرون عاجز بود و آدار بهترین و تنها سرنخ او در آن لحظه بود. اما پس از فوران کوه و دیدن عواقب آن، سرانجام منطق او بر انگیزه های او غالب شد و متوجه شد که همیشه هم نتیجه نهایی خوب راه و روش بد و معیوب را توجیه نمیکند: در تعقیب سائرون، او بسیاری از مردم را مورد سواستفاده، دستکاری و فریب قرار داد و در نهایت منجر به مرگ بسیاری از نومه نوری ها شد که به او اعتماد داشتند، و سرانجام همه اینها هیچ نتیجه ای نداشت. توجیه اعمال تاریک به عنوان یک چیز "خوب" می تواند منجر به شر و اهریمن واقعی شود، که آدار به درستی او را درباره اش مورد خطاب قرار داد. او هنوز هم ممکن است فکر کند که کشتن اورک ها ممکن است گاهی اوقات ضروری باشد، اما او دیگر آن را "خوب" نمی خواند. این تمایز مهم است.
🔸 گالادریل همچنین متوجه می شود که مهمترین مبارزه او با خودش است و با شمشیر نمی توان آن را پیروز شد. به همین دلیل است که در دوران سوم او دیگر از شمشیر استفاده نمی کند، بلکه از آینه استفاده می کند: آینه گالادریل. این یک یادآوری برای او است که همیشه به درون خودش نگاه کند و با خودش و تمام خواسته ها، ترس ها، انگیزه ها و آسیب ها و تراماهایش روبرو شود.
🔷 گالادریل سرانجام به توصیه های الروند توجه کرد و شمشیر خود را به صورت مجازی و تحت اللفظی کنار گذاشت و آن را به ثیئو داد. و برای تئو، او یک شمشیر شیطانی را از دست داد و یک شمشیر الفی-نومه نوری به دست آورد.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👏34👍19❤🔥5👎5💋2
♨️ تاثیر یک پسر نوجوان بر گالادریل!
ثیئو: ایا تا به حال شخص نزدیکی را از دست داده ای؟ بخاطر اونا؟ منظورم خویشاوند است.
گالادریل: ...همسرم. کلبورن نام او بود.
⭕️ احتمالا قرن ها بود که کسی از گالادریل چنین سوال هایی نپرسیده بود و با او چنین درددل نکرده بود (شاید که فکر میکردند این باعث شود درد و رنج گالادریل را بیشتر کند و او را به بیشتر تکانشی شدن و انتقام جویی شدیدتر ببرد). اما حالا یک بچه انسان خیلی رک و روراست اینکار را کرد.
💢 مورفید کلارک میگوید: این صراحت و معصومیت نادر و غیرمنتظره از کودکی که به سختی می شناخت، گالادریل را کاملا "خلع سلاح" کرد. و این کلید بعیدی بود که بالاخره قفل ذهن و قلب او را که خودش کلید آن را گم کرده بود باز کرد.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
ثیئو: ایا تا به حال شخص نزدیکی را از دست داده ای؟ بخاطر اونا؟ منظورم خویشاوند است.
گالادریل: ...همسرم. کلبورن نام او بود.
⭕️ احتمالا قرن ها بود که کسی از گالادریل چنین سوال هایی نپرسیده بود و با او چنین درددل نکرده بود (شاید که فکر میکردند این باعث شود درد و رنج گالادریل را بیشتر کند و او را به بیشتر تکانشی شدن و انتقام جویی شدیدتر ببرد). اما حالا یک بچه انسان خیلی رک و روراست اینکار را کرد.
💢 مورفید کلارک میگوید: این صراحت و معصومیت نادر و غیرمنتظره از کودکی که به سختی می شناخت، گالادریل را کاملا "خلع سلاح" کرد. و این کلید بعیدی بود که بالاخره قفل ذهن و قلب او را که خودش کلید آن را گم کرده بود باز کرد.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍29👎5❤🔥3👏1🍓1
💯 باز اندیشی گالادریل در اعمال خود!
📌 ثیئو: من به دشمن قدرت دادم. بنابراین من مقصر و مسئول هستم.
گالادریل: برخی می گویند این طریقه و رسم چیزها است. اما من معتقدم که خردمندان به آنچه در قلب ماست نیز نگاه می کنند... بار و سنگینی این روز را بر دوش خود مگیر ثیئو. ممکن است برایت دشوار باشد که دوباره آن را زمین بگذاری.
🔺 این بر اهمیت آنچه در درون خود است، و اهمیت تفکیک آنچه که کسی میتواند سعی کند کنترل کند (قلبش) و آنچه که اغلب نمیتواند کنترل کند (پیامدهای بیرونی بزرگ و سرنوشت) تأکید میکند.
🔺 در اینجا گالادریل به وضوح خود را در ثیئو می بیند. او بارهای زیادی را حمل می کرد و نمی توانست آنها را زمین بگذارد و رهایشان کند. او سعی کرد خنجر فینرود و سوگند او را حمل کند، او تلاش کرد تا پویش برای یافتن سائرون را انجام دهد، اما این فقط روح او را سنگین کرد. او خیلی چیزها را به گردن سائرون انداخت، اما بخشی از او خودش را هم مقصر دانست. با هشدار دادن به ثیئو در مورد خطر این مسیر، او بلخره به ردپای خود نگاه می کند و به اصلاح مسیر فکر می کند.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
📌 ثیئو: من به دشمن قدرت دادم. بنابراین من مقصر و مسئول هستم.
گالادریل: برخی می گویند این طریقه و رسم چیزها است. اما من معتقدم که خردمندان به آنچه در قلب ماست نیز نگاه می کنند... بار و سنگینی این روز را بر دوش خود مگیر ثیئو. ممکن است برایت دشوار باشد که دوباره آن را زمین بگذاری.
🔺 این بر اهمیت آنچه در درون خود است، و اهمیت تفکیک آنچه که کسی میتواند سعی کند کنترل کند (قلبش) و آنچه که اغلب نمیتواند کنترل کند (پیامدهای بیرونی بزرگ و سرنوشت) تأکید میکند.
🔺 در اینجا گالادریل به وضوح خود را در ثیئو می بیند. او بارهای زیادی را حمل می کرد و نمی توانست آنها را زمین بگذارد و رهایشان کند. او سعی کرد خنجر فینرود و سوگند او را حمل کند، او تلاش کرد تا پویش برای یافتن سائرون را انجام دهد، اما این فقط روح او را سنگین کرد. او خیلی چیزها را به گردن سائرون انداخت، اما بخشی از او خودش را هم مقصر دانست. با هشدار دادن به ثیئو در مورد خطر این مسیر، او بلخره به ردپای خود نگاه می کند و به اصلاح مسیر فکر می کند.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍27👎5❤🔥3🍾2
❤🔥26👍3👎3😢3👌1🍾1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 پست جدید صفحه رسمی سریال ارباب حلقهها: حلقههای قدرت:
♨️ «این جمعه، اهریمن خود را آشکار میکند.»
پ.ن: شایعه شده بود که در این قسمت سائورون ظهور میکند و میفهمیم هویت اصلی هالبرند سائورون بود! آیا این نظریه درست از آب در میآید؟!👀
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
♨️ «این جمعه، اهریمن خود را آشکار میکند.»
پ.ن: شایعه شده بود که در این قسمت سائورون ظهور میکند و میفهمیم هویت اصلی هالبرند سائورون بود! آیا این نظریه درست از آب در میآید؟!👀
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍51👎13😈9🍾5🤔1
دوستی عمیق دورین و الروند❤️🔥
+ همیشه فکر میکردم برای یک الف کمی دورفی هستی!
- و تو هم یک دورف الفی هستی دورین!
🔹 در سریال ارباب حلقهها حلقه های قدرت، دوستی عمیقی میان دورف دورین و الف الروند وجود دارد.
به نظر، نویسندگان قصد داشتند کلونی از دوستی لگولاس و گیملی را در قالب الروند و دورین در بیاورند.
🔸 الروند به دورین گفت ما به جای خداحافظی میگوییم... «ناماریه»
این واژه کوئنیایی به معنای «نیک بودن» است.
na = بودن، باشد، به سمت
márië = نیکی، خیر
ناماریه همچنین نام مرثیهای است که گالادریل آن را میسراید. (شنیدن شعر)
🔹 دوستی الروند و دورین به تا جایی پیشرفته بود که دورین قصد داشت نام اصلیاش که به زبان خوزدول است و مخفی نگه داشتنش جزو مهمترین سنت های آنان شناخته میشد را برای الروند آشکار کند.
🔸 خوزدول زبان اختصاصی دورفها بود که برایشان مقدس بود و خود آئوله پس خلق جسم آنها، این زبان را طراحی کرد.
(خلقت دورفها)
🔹 در سکانس وعده الروند به دورفها میبینیم که الروند حرف یکی از دورفها در مورد وفای الروند به قولش را متوجه میشود و به آن جواب میدهد.
💯 | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
+ همیشه فکر میکردم برای یک الف کمی دورفی هستی!
- و تو هم یک دورف الفی هستی دورین!
🔹 در سریال ارباب حلقهها حلقه های قدرت، دوستی عمیقی میان دورف دورین و الف الروند وجود دارد.
به نظر، نویسندگان قصد داشتند کلونی از دوستی لگولاس و گیملی را در قالب الروند و دورین در بیاورند.
🔸 الروند به دورین گفت ما به جای خداحافظی میگوییم... «ناماریه»
این واژه کوئنیایی به معنای «نیک بودن» است.
na = بودن، باشد، به سمت
márië = نیکی، خیر
ناماریه همچنین نام مرثیهای است که گالادریل آن را میسراید. (شنیدن شعر)
🔹 دوستی الروند و دورین به تا جایی پیشرفته بود که دورین قصد داشت نام اصلیاش که به زبان خوزدول است و مخفی نگه داشتنش جزو مهمترین سنت های آنان شناخته میشد را برای الروند آشکار کند.
🔸 خوزدول زبان اختصاصی دورفها بود که برایشان مقدس بود و خود آئوله پس خلق جسم آنها، این زبان را طراحی کرد.
(خلقت دورفها)
🔹 در سکانس وعده الروند به دورفها میبینیم که الروند حرف یکی از دورفها در مورد وفای الروند به قولش را متوجه میشود و به آن جواب میدهد.
💯 | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍48❤🔥11❤5🥰2👎1
چه کسی آدار را خواهد کشت؟
Anonymous Poll
32%
سائرون
12%
هالبرند
17%
گزینه یک و دو فرقی نداره
11%
گالادریل
14%
ایسیلدور یا یکی دیگه از نومه نوری ها
3%
استرنجر
11%
هیچکدام
🍓19🐳11😈6🤔5❤🔥2🔥2👍1🕊1
♨️ ترس سائورون از شناورهای جدید نومهنوری و تأسیس قلمرو موردور به عنوان یک سنگر!
🔹 ساخت شهر عمده ارهگیون، اوست-این-ادیل در حدود سال ۷۵۰ دوران دوم آغاز شد [این تاریخ در حکایت سالیان برای بنیادگذاشتهشدن ارهگیون به دست نولدور آمده است.]
خبر این وقایع به گوش سائورون رسید و باعث افزایش بیم او از آمدن نومهنوریها به لیندون و سواحل دور در جنوب و دوستی آنان با گیل-گالاد شد؛ او همچنین خبر آلداریون پسر تار-منلدور شاه نومه نور را شنید که اکنون کشتی سازی بزرگ شده بود و شناورهای خود را به بندرگاه جنوبیتر هاراد می آورد.
بنابراین سائورون مدتی اریادور را به حال خود گذاشت و سرزمینی را که بعدها موردور نام گرفت برای ساخت نوعی دژ در برابر تهدید پیاده شدن نومهنوریها در ساحل برگزید [حدود سال ۱۰۰۰ در حکایت سالیان]. آنگاه که خویشتن را در امنیت احساس کرد قاصدانش را به اریادور فرستاد و سرانجام در حدود سال ۱۲۰۰ دوران دوم خود را به زیباترین صورتی که برای او ممکن بود درآورد و شخصاً به آنجا آمد.
🔸 The building of the chief city of Eregion, Ost-in-Edhil, was begun in about the year 750 of the Second Age [the date that is given in the Tale of
Years for the founding of Eregion by the Noldor].
News of these things
came to the ears of Sauron, and increased the fears that he felt concerning the coming of the Númenóreans to Lindon and the coasts further south, and their friendship with Gil-galad; and he heard tell also of Aldarion, son of Tar-Meneldur the King of Númenor, now become a great ship-builder who brought his vessels to haven far down into the Harad.
Sauron therefore left Eriador alone for a while, and he chose the land of Mordor, as it was afterwards called, for a stronghold as a counter to the threat of the Númenórean landings [this is dated c. 1000 in the Tale of Years].
📖 | #Lore — UT
🗺 | Middle Earth
🔹 ساخت شهر عمده ارهگیون، اوست-این-ادیل در حدود سال ۷۵۰ دوران دوم آغاز شد [این تاریخ در حکایت سالیان برای بنیادگذاشتهشدن ارهگیون به دست نولدور آمده است.]
خبر این وقایع به گوش سائورون رسید و باعث افزایش بیم او از آمدن نومهنوریها به لیندون و سواحل دور در جنوب و دوستی آنان با گیل-گالاد شد؛ او همچنین خبر آلداریون پسر تار-منلدور شاه نومه نور را شنید که اکنون کشتی سازی بزرگ شده بود و شناورهای خود را به بندرگاه جنوبیتر هاراد می آورد.
بنابراین سائورون مدتی اریادور را به حال خود گذاشت و سرزمینی را که بعدها موردور نام گرفت برای ساخت نوعی دژ در برابر تهدید پیاده شدن نومهنوریها در ساحل برگزید [حدود سال ۱۰۰۰ در حکایت سالیان]. آنگاه که خویشتن را در امنیت احساس کرد قاصدانش را به اریادور فرستاد و سرانجام در حدود سال ۱۲۰۰ دوران دوم خود را به زیباترین صورتی که برای او ممکن بود درآورد و شخصاً به آنجا آمد.
🔸 The building of the chief city of Eregion, Ost-in-Edhil, was begun in about the year 750 of the Second Age [the date that is given in the Tale of
Years for the founding of Eregion by the Noldor].
News of these things
came to the ears of Sauron, and increased the fears that he felt concerning the coming of the Númenóreans to Lindon and the coasts further south, and their friendship with Gil-galad; and he heard tell also of Aldarion, son of Tar-Meneldur the King of Númenor, now become a great ship-builder who brought his vessels to haven far down into the Harad.
Sauron therefore left Eriador alone for a while, and he chose the land of Mordor, as it was afterwards called, for a stronghold as a counter to the threat of the Númenórean landings [this is dated c. 1000 in the Tale of Years].
📖 | #Lore — UT
🗺 | Middle Earth
👍29❤🔥3❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐳13❤🔥5👍2😍2🍓2⚡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Evil Reveals Itself | Finale Promo
اهریمن خود را اشکار می کند. پروموی نهایی.
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
اهریمن خود را اشکار می کند. پروموی نهایی.
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
😈34🔥3👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥30👏3👍2🍓2👎1
💯 موردور سرزمین تاریکی!
🔹 پس از آمدن سائورون به سرزمین جنوبی نام آن موردور نهاده شد.
موردور سرزمینی خشک و سوخته شده بود که سه رشته کوه از سه طرف آن را احاطه کرده بود: ارد لیتوی، کوهستان خاکستر در شمال؛ افل دوات، کوهستان سایه در غرب و کوهستان جنوبی هارد نزدیک.
🔸 این سرزمین به دلیل وجود آتشفشان اورودرین و داشتن کوهستان هایی در اطرافش سنگر خوبی برای سائورون محسوب میشد که حدود سال ۱۰۰۰ دوران دوم آنجا را راهاندازی کرد. (خوندن پست)
🔹 دشت شمالی موردور فلات گورگوروت بود که اورودرین و برج باراد-دور آنجا واقع شده بود.
و دشت جنوبی آن لیتلاد یا دشت خاکستر نام داشت که در زمین جنوبی موردور به نام نورن واقع شده بود.
🔸 همچنین در شمال غربی موردور دروازه سیاه یا مورانون قرار داشت که در فلات اودون در شمال غرب موردور بود. (معرفی اودون)
🔹 وقتی ایسیلدور و آناریون به سرزمین میانه آمدند سرزمین گوندور را همجوار موردور بنا کردند تا از خیزش سائورون به سرعت آگاه شوند.
شهرهای شرقی گوندور، ایتیلین، میناس ایتیل و هاروندور (گوندور جنوبی) زیر سایه سائورون و همجوار موردور بودند.
🗾 | #Topology
📚 | #Lore — The Atlas of Middle-Earth
🗺 | Middle Earth
🔹 پس از آمدن سائورون به سرزمین جنوبی نام آن موردور نهاده شد.
موردور سرزمینی خشک و سوخته شده بود که سه رشته کوه از سه طرف آن را احاطه کرده بود: ارد لیتوی، کوهستان خاکستر در شمال؛ افل دوات، کوهستان سایه در غرب و کوهستان جنوبی هارد نزدیک.
🔸 این سرزمین به دلیل وجود آتشفشان اورودرین و داشتن کوهستان هایی در اطرافش سنگر خوبی برای سائورون محسوب میشد که حدود سال ۱۰۰۰ دوران دوم آنجا را راهاندازی کرد. (خوندن پست)
🔹 دشت شمالی موردور فلات گورگوروت بود که اورودرین و برج باراد-دور آنجا واقع شده بود.
و دشت جنوبی آن لیتلاد یا دشت خاکستر نام داشت که در زمین جنوبی موردور به نام نورن واقع شده بود.
🔸 همچنین در شمال غربی موردور دروازه سیاه یا مورانون قرار داشت که در فلات اودون در شمال غرب موردور بود. (معرفی اودون)
🔹 وقتی ایسیلدور و آناریون به سرزمین میانه آمدند سرزمین گوندور را همجوار موردور بنا کردند تا از خیزش سائورون به سرعت آگاه شوند.
شهرهای شرقی گوندور، ایتیلین، میناس ایتیل و هاروندور (گوندور جنوبی) زیر سایه سائورون و همجوار موردور بودند.
🗾 | #Topology
📚 | #Lore — The Atlas of Middle-Earth
🗺 | Middle Earth
🔥29👍17👌1🌚1
❤🔥68👍7💋6👎5❤2🤣1