Middle-earth | ارباب حلقهها
💯 تایید شد که از نسخه ای که کلبورن خویشاوند ثینگول است در سریال استفاده شده: 🔹 “Celeborn was a kinsman of Thingol Grey-cloak of Doriath” این بیانیه سریال براساس ضمیمه ب، از ضمایم ارباب حلقهها است. 🔸 پس حالا دو تا گزینه برای اصل و نسب کلبورن باقی می ماند:…
💢 نظر شورانر، سریال ارباب حلقهها: حلقه های قدرت راجع به کلهبورن🔥
معرفی کلهبورن: (کلیک کنید)
🔹 جی.دی. پین در این باره گفت:
"[گالادریل] میگوید که دیگر هیچوقت او را ندیده. ما میدانیم کار هایی هست که آن دو با هم انجامشان میدهند؛ همینطور نسلی که ادامه میدهند؛ قلمروهایی که بنیانگذاری میکنند؛ و چیزهای دیگر... پس (حتی برای افرادی که کتابها را نخواندند) بسیار سخت است که باور کنند (گالادریل) دیگر او را نمیبیند."
🔸 قرار است در فصل دوم کلهبورن ظاهر شود. احتمالا یک دیدار دراماتیک با گالادریل خواهد داشت.
ما پیشبینی کردیم که احتمالا او در جنگل لورین نزد پادشاه وقت آنجا آمدیر و پسرش آمروث است.
یا احتمال دارد او در جنگل سبزبیشه بزرگ نزد تراندویل باشد (طبق ضمیمه ب پادشاه الف های جنگلی در دوره دوم و سوم تراندویل است و نه اوروفر)؛ و گالادریل در آنجا با کلهبورن دوباره ملاقات کند.
📌 پیشبینی خودتون از داستان کلهبورن در سریال کامنت کنید❤️🔥
🤔 | #Analysis
✅ | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
معرفی کلهبورن: (کلیک کنید)
🔹 جی.دی. پین در این باره گفت:
"[گالادریل] میگوید که دیگر هیچوقت او را ندیده. ما میدانیم کار هایی هست که آن دو با هم انجامشان میدهند؛ همینطور نسلی که ادامه میدهند؛ قلمروهایی که بنیانگذاری میکنند؛ و چیزهای دیگر... پس (حتی برای افرادی که کتابها را نخواندند) بسیار سخت است که باور کنند (گالادریل) دیگر او را نمیبیند."
🔸 قرار است در فصل دوم کلهبورن ظاهر شود. احتمالا یک دیدار دراماتیک با گالادریل خواهد داشت.
ما پیشبینی کردیم که احتمالا او در جنگل لورین نزد پادشاه وقت آنجا آمدیر و پسرش آمروث است.
یا احتمال دارد او در جنگل سبزبیشه بزرگ نزد تراندویل باشد (طبق ضمیمه ب پادشاه الف های جنگلی در دوره دوم و سوم تراندویل است و نه اوروفر)؛ و گالادریل در آنجا با کلهبورن دوباره ملاقات کند.
📌 پیشبینی خودتون از داستان کلهبورن در سریال کامنت کنید❤️🔥
🤔 | #Analysis
✅ | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍25🔥1👌1
👍15❤3
کلبورن چگونه معرفی خواهد شد؟
Anonymous Poll
9%
نقش گلورفیندل رو به کلبورن میدن: از مرگ برمیگرده
34%
گالادریل در طلابیشه یا سبزبیشه پیداش میکنه
57%
زندانی و اسیر شده - گالادریل ازادش میکنه
😈16🤔6🤣4❤🔥2👍2👎2❤1👏1
🐲 این عکس ساخته تالکین نیست. این سایزها همه ساخته فن ها هستند.
انکالاگون رو به اندازه سه رشته کوه شمالی به تصویر میکشند ولی این هیچ اساسی در کتاب نداره.
در کتاب گفته شده : انکالاگون از چاله های انگباند در اومد. پس اونقدرا هم نمیتونه بزرگ باشه اگه تو اون چاله ها زندگی میکرده. و گفته شده وقتی سقوط کرد:
"he fell upon the towers of Thangorodrim, and they were broken in his ruin."
میگن چون در سقوط اژدها *برج های* تانگورودریم درهم شکستن، پس اژدها اندازه خود کوهستان تانگورودریم بوده!
بالروگ هم در سقوطش پهلوی یه کوهستان رو درهم شکوند. ایا بالروگ اندازه بغله یه کوه بوده؟! شخصیت های خداگونه قدرتمند تالکین وقتی میمیرن احتمال اینکه در سقوطشون ویرانی بزرگی ایجاد کنن بسیار بالاست. در جنگ خشم تقریبا کل بلریاند زیر اب فرو رفت. ولی سپاهیان تو جنگ سایزشون اندازه کل بلریاند نبود! حتی نزدیکش هم نه!
بعلاوه، انکالاگون ممکنه بطور نسبتا افقی با برج ها برخورد کرده باشه و اونا رو ویران کرده باشه. و میزان درهم شکستگی برج یا کوه هم مشخص نشده اصلا.
📖 | #Lore
🐉 | #Ancalagon
🗺 | Middle Earth
انکالاگون رو به اندازه سه رشته کوه شمالی به تصویر میکشند ولی این هیچ اساسی در کتاب نداره.
در کتاب گفته شده : انکالاگون از چاله های انگباند در اومد. پس اونقدرا هم نمیتونه بزرگ باشه اگه تو اون چاله ها زندگی میکرده. و گفته شده وقتی سقوط کرد:
"he fell upon the towers of Thangorodrim, and they were broken in his ruin."
میگن چون در سقوط اژدها *برج های* تانگورودریم درهم شکستن، پس اژدها اندازه خود کوهستان تانگورودریم بوده!
بالروگ هم در سقوطش پهلوی یه کوهستان رو درهم شکوند. ایا بالروگ اندازه بغله یه کوه بوده؟! شخصیت های خداگونه قدرتمند تالکین وقتی میمیرن احتمال اینکه در سقوطشون ویرانی بزرگی ایجاد کنن بسیار بالاست. در جنگ خشم تقریبا کل بلریاند زیر اب فرو رفت. ولی سپاهیان تو جنگ سایزشون اندازه کل بلریاند نبود! حتی نزدیکش هم نه!
بعلاوه، انکالاگون ممکنه بطور نسبتا افقی با برج ها برخورد کرده باشه و اونا رو ویران کرده باشه. و میزان درهم شکستگی برج یا کوه هم مشخص نشده اصلا.
📖 | #Lore
🐉 | #Ancalagon
🗺 | Middle Earth
👍34👎3🔥3🐳2❤🔥1
🧛🏻♂ ملکور میتونست به اندازه یک کوه اتشفشان بشه، ولی وقتی قدرتهای تغییرظاهرش رو از دست داد، دیگه نمیتونست اینکار رو بکنه.
در فن ارت ها میبینیم که فینگولفین اندازه یک مورچه است دربرابر مورگوت. اما در اون بازه زمانی مورگوت به هیچ وجه اونقدرا بزرگ نبوده.
توصیف شده که مورگوت جلوی فینگولفین مثل یک "برج" ایستاد. اما این فقط یک متافور هست، نه یک توصیف از قد واقعیش. همانگونه که توصیف شده ویچ کینگ جلوی ائووین مثل یک برج بلند بود. ایا این به معنی این است که ویچ کینگ قدش اندازه یک برج بود واقعا یا فقط یک استعارهست؟
مورگوت پایش را بر گلوی فینگولفین گذاشت. اگه مورگوت به اندازه یک برج بود پس چطور تونست پاش رو روی گلوی یه الف بزاره؟!
درحقیقت، بطور لفظی مورگوت قدش به اندازه یک "اوگر" توصیف شده.
در بعضی افسانه ها اوگرها قدشون بالاتر از سه چهار متر هست. در بعضی افسانه های دیگه، خیلی بیشتر. ولی نه اندازه یک برج آسمان خراش!
(نژاد شرک اوگر هست)
ملکور توانایی تغییر جسمش رو بعد از پخش کردن قدرتش در سرزمین میانه، از دست داد.
تاریخچه مورگوث (کلیک کنید)
📚 | #Lore — Silmarillion & Morgoth's Ring
👺 | #Morgoth
🗺 | Middle Earth
در فن ارت ها میبینیم که فینگولفین اندازه یک مورچه است دربرابر مورگوت. اما در اون بازه زمانی مورگوت به هیچ وجه اونقدرا بزرگ نبوده.
توصیف شده که مورگوت جلوی فینگولفین مثل یک "برج" ایستاد. اما این فقط یک متافور هست، نه یک توصیف از قد واقعیش. همانگونه که توصیف شده ویچ کینگ جلوی ائووین مثل یک برج بلند بود. ایا این به معنی این است که ویچ کینگ قدش اندازه یک برج بود واقعا یا فقط یک استعارهست؟
مورگوت پایش را بر گلوی فینگولفین گذاشت. اگه مورگوت به اندازه یک برج بود پس چطور تونست پاش رو روی گلوی یه الف بزاره؟!
درحقیقت، بطور لفظی مورگوت قدش به اندازه یک "اوگر" توصیف شده.
در بعضی افسانه ها اوگرها قدشون بالاتر از سه چهار متر هست. در بعضی افسانه های دیگه، خیلی بیشتر. ولی نه اندازه یک برج آسمان خراش!
(نژاد شرک اوگر هست)
ملکور توانایی تغییر جسمش رو بعد از پخش کردن قدرتش در سرزمین میانه، از دست داد.
تاریخچه مورگوث (کلیک کنید)
📚 | #Lore — Silmarillion & Morgoth's Ring
👺 | #Morgoth
🗺 | Middle Earth
👍32🔥6❤🔥2🐳2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍26❤🔥10👎2🤔2⚡1🐳1💯1🍾1
اوه ماندوس بزرگ
بلند مرتبه میان والار
نزد تو امده ام در غم
و با قلبی شکسته
دراز بوده است سفرم
که مرا به این تالارها رسانده
ولی اکنون زانو زده ام جلوی تو
درحالی که روحم اندوه صدا میزند
دنبال مردی میگردم به نام برن
کسی که شرط میبندم اینجا منتظرم است
عهد بسته ام که او را پیدا کنم
قبل از اینکه ترک گوید این فلک را
این مردی که ازش سخن میگویم
او زندگی اش را به من داد
ولی پس از آن روحم به ضعف رفت
و دراخر آن هم (از جسمم) رها شد
پس حمل شدم روی بادی فوری
سفر کردم به این مکان
جایی که تنها یک چیز میتواند تسکین دهد
عذابی که اکنون مواجه شده ام را
اوه بگو به من که بیش ازحد دیر نکرده ام
که عشقم را بار دیگر ببینم
زیرا که آن سرنوشتی بیش ازحد بی رحمانه خواهد بود
التماس میکنم که بازگردانده شود
که باشد زمانی کوتاه را بگیریم
که اخرین وداع امان را بگوییم
و بیاد بیاوریم تمام چیزهایی که سهیم شدیم قبلا
چنان خوشی ای که هیچکس نمیتوانست فرو نشاند
زیرا که هیچوقت نبود عشقی بزرگ تر
از انچه که درون قلب ما بود
یک بار زاده، تا ابد مارا به هم پیوسته
اما با این وجود بخاطر مرگ می شویم از هم جدا
📝 | #Poem
🧝🏻♀ | #Luthien
🗺 | Middle Earth
بلند مرتبه میان والار
نزد تو امده ام در غم
و با قلبی شکسته
دراز بوده است سفرم
که مرا به این تالارها رسانده
ولی اکنون زانو زده ام جلوی تو
درحالی که روحم اندوه صدا میزند
دنبال مردی میگردم به نام برن
کسی که شرط میبندم اینجا منتظرم است
عهد بسته ام که او را پیدا کنم
قبل از اینکه ترک گوید این فلک را
این مردی که ازش سخن میگویم
او زندگی اش را به من داد
ولی پس از آن روحم به ضعف رفت
و دراخر آن هم (از جسمم) رها شد
پس حمل شدم روی بادی فوری
سفر کردم به این مکان
جایی که تنها یک چیز میتواند تسکین دهد
عذابی که اکنون مواجه شده ام را
اوه بگو به من که بیش ازحد دیر نکرده ام
که عشقم را بار دیگر ببینم
زیرا که آن سرنوشتی بیش ازحد بی رحمانه خواهد بود
التماس میکنم که بازگردانده شود
که باشد زمانی کوتاه را بگیریم
که اخرین وداع امان را بگوییم
و بیاد بیاوریم تمام چیزهایی که سهیم شدیم قبلا
چنان خوشی ای که هیچکس نمیتوانست فرو نشاند
زیرا که هیچوقت نبود عشقی بزرگ تر
از انچه که درون قلب ما بود
یک بار زاده، تا ابد مارا به هم پیوسته
اما با این وجود بخاطر مرگ می شویم از هم جدا
📝 | #Poem
🧝🏻♀ | #Luthien
🗺 | Middle Earth
👍21❤7❤🔥5👎4😁1😢1
♨️ طمع نومهنوریان برای ایجاد مستعمره در سرزمین میانه!
🔹 آنگاه تار-آنکالیمون پسر آتانامیر به سلطنت رسید و او نیز اندیشه هایی شبیه اندیشههای پدر در سر داشت؛ و در عهد او میان مردم نومهنور تفرقه افتاد. از یک سو گروه بزرگتر که مردان شاه نام گرفته بودند، تکبر پیشه کردند و از الدار و والار بیگانه شدند. و از سوی دیگر گروه کوچک تر که به الندیلی، یاوران الف مسمی گشتند؛ زیرا گرچه ایشان به راستی به شاه و خاندان الروس وفادار ماندند، مایل به حفظ دوستی با الدار بودند و پند خداوندگاران غرب را به گوش جان نیوشیدند. با این حال حتی آنان که نام خود را مؤمن نهاده بودند، به تمامی از پریشانی مردم خود نرستند و اندیشه مرگ آزارشان میداد.
🔸 چنین واقع گشت که نومهنوریها در آن زمان نخستین سکونتگاه های بزرگ را در سواحل سرزمینهای باستانی به وجود آوردند، دیار خود آنان به گمانشان کوچک و آب رفته بود، و در آن آرام و قرار نمی گرفتند، و از آنجا که اکنون راه غرب بسته بود، در پی ثروت و سلطه بر سرزمین میانه بودند.
🔹 بندرگاههای بزرگ و برجهای مستحکم ساختند و شمار زیادی آنجا مسکن گزیدند؛ اما اینک در هیئت فرمانروایان و اربابان و خراج گیران ظاهر گشته بودند تا یاریگران و آموزگاران، و کشتیهای بزرگ نومهنوریها سوار بر باد راهی شرق میشدند و همیشه آکنده از متاع باز می گشتند، و قدرت و شکوه شاهانشان افزون میشد؛ و در عیش و نوش بودند و خود را به زر و سیم میآراستند. در جمله این کارها، یاوران الف را سهمی اندک بود.
🔸 تنها اینان پیوسته به شمال و دیار گیل-گالاد میآمدند، و دوستی با الفها را پاس میداشتند و در کشمکش با سائورون یاریشان میدادند؛ و بندرگاه شان پلارگیر بود؛ نهاده بر مصب آندوین بزرگ. اما مردان شاه تا دوردستهای جنوب بادبان می کشیدند و سیادت، و استحکاماتشان در آنجا، در افسانههای آدمیان بس پرآوازه بود.
📚 | #Lore — Silmarillion
👑 | #Numenor
🗺 | Middle Earth
🔹 آنگاه تار-آنکالیمون پسر آتانامیر به سلطنت رسید و او نیز اندیشه هایی شبیه اندیشههای پدر در سر داشت؛ و در عهد او میان مردم نومهنور تفرقه افتاد. از یک سو گروه بزرگتر که مردان شاه نام گرفته بودند، تکبر پیشه کردند و از الدار و والار بیگانه شدند. و از سوی دیگر گروه کوچک تر که به الندیلی، یاوران الف مسمی گشتند؛ زیرا گرچه ایشان به راستی به شاه و خاندان الروس وفادار ماندند، مایل به حفظ دوستی با الدار بودند و پند خداوندگاران غرب را به گوش جان نیوشیدند. با این حال حتی آنان که نام خود را مؤمن نهاده بودند، به تمامی از پریشانی مردم خود نرستند و اندیشه مرگ آزارشان میداد.
🔸 چنین واقع گشت که نومهنوریها در آن زمان نخستین سکونتگاه های بزرگ را در سواحل سرزمینهای باستانی به وجود آوردند، دیار خود آنان به گمانشان کوچک و آب رفته بود، و در آن آرام و قرار نمی گرفتند، و از آنجا که اکنون راه غرب بسته بود، در پی ثروت و سلطه بر سرزمین میانه بودند.
🔹 بندرگاههای بزرگ و برجهای مستحکم ساختند و شمار زیادی آنجا مسکن گزیدند؛ اما اینک در هیئت فرمانروایان و اربابان و خراج گیران ظاهر گشته بودند تا یاریگران و آموزگاران، و کشتیهای بزرگ نومهنوریها سوار بر باد راهی شرق میشدند و همیشه آکنده از متاع باز می گشتند، و قدرت و شکوه شاهانشان افزون میشد؛ و در عیش و نوش بودند و خود را به زر و سیم میآراستند. در جمله این کارها، یاوران الف را سهمی اندک بود.
🔸 تنها اینان پیوسته به شمال و دیار گیل-گالاد میآمدند، و دوستی با الفها را پاس میداشتند و در کشمکش با سائورون یاریشان میدادند؛ و بندرگاه شان پلارگیر بود؛ نهاده بر مصب آندوین بزرگ. اما مردان شاه تا دوردستهای جنوب بادبان می کشیدند و سیادت، و استحکاماتشان در آنجا، در افسانههای آدمیان بس پرآوازه بود.
📚 | #Lore — Silmarillion
👑 | #Numenor
🗺 | Middle Earth
❤🔥17👍11❤2
امتیاز شما به قسمت 7 سریال ارباب حلقهها؟
Anonymous Poll
4%
1
2%
2 & 3
2%
4
3%
5
8%
6
13%
7
18%
8
13%
9
27%
10
10%
هنوز تماشا نکردم، مشاهده نتیجه
👍14🔥7❤🔥2❤2🍾1
♨️ خلق جسم دورفها توسط آئوله خدای صنعت⚒️ (پارت اول)
🔹 آورده اند که آئوله، دورف ها را در اوان دوران تاریکی سرزمین میانه پدید آورد؛ زیرا آئوله چنان مشتاق آمدن فرزندان و داشتن آموزندگانی بود که بتواند به ایشان معرفت و صنعت خویش بیاموزد که نمی خواست به انتظار تحقق طرحهای ایلوواتار بماند. و آئوله دورف ها را چنان ساخت که اکنون هستند، زیرا کالبد فرزندان آینده در ذهن او مبهم بود، و نیز به سبب آنکه قدرت ملکور هنوز بر زمین مستولی بود، و از این روی میخواست که نیرومند و نستوه باشند. اما از بیم ملامت دیگر والار، آنان را پنهانی ساخت؛ و او نخست آبای هفتگانه دورف ها را در تالاری زیر کوه های سرزمین میانه پدید آورد.
🔸 آنگاه ایلوواتار از کرده او آگاه شد، و در همان ساعت که کار آئوله کامل گشته و او خشنود بود، و اندک اندک دورف ها را زبانی می آموخت که خود برای دورف ها طرح افکنده بود، ایلوواتار با او سخن گفت؛ و آئوله با شنیدن صدای ایلوواتار خاموش ماند. و صدا با او گفت: «تو از چه روی چنین کردی؟
از چه دست در کاری بردی که خود میدانستی در فراسوی قدرت و اختیار توست؟ زیرا هستیات تنها موهبتی است که از من داری و نه بیش از این؛ و از این روی آفریده های دست و ذهن تو تنها از آن هستی زندگی می گیرد، و آنگاه به جنبش درمی آید که تو در اندیشه جنباندن آنهایی، و اگر به چیزی و جایی دیگر بیاندیشی، هرز میماند. مراد تو همین است؟»
🔹 آنگاه آئوله پاسخ داد: «مراد من اینگونه خداوندگاری نبود. تنها، موجوداتی غیر از خویش میخواستم، برای دوست داشتن و آموختن، چنان که آنان نیز بتوانند زیبایی آنا را دریابند، که تو سبب ساز بودن آنی. زیرا گمان داشتم که در آردا جا از برای بودن بسیاری چیزها فراخ است، چیزهایی که شاید از آن به وجد آیند، اما هنوز بیشتر خالی و خاموش است. و من از ناشکیبایی گرفتار بلاهت گشتم. باری ساختن چیزها را تو خود از هنگام صنع در دلم نهادهای؛ و کودک خردسال در بازی به هنگام تقلید کردار پدر، این کار را نه از روی استهزا، بلکه از آن روی میکند که پسر پدر خویش است. اما اکنون چه کنم که تو تا ابد بر من خشم نگیری؟ همچون کودکی به پدر، من این چیزها را به تو تقدیم میدارم، چیزهایی که ساخته دست آفریده توست. هر چه اراده توست با آنها بکن. اما بهتر نیست که من ساخته گستاخی خود را نابود کنم؟»
(خوندن پارت دوم)
🔨 | #Dwarves
📖 | #Lore — Silmarillion
👤 | #Dialogue — #Aule & #Iluvatar
🗺 | Middle Earth
🔹 آورده اند که آئوله، دورف ها را در اوان دوران تاریکی سرزمین میانه پدید آورد؛ زیرا آئوله چنان مشتاق آمدن فرزندان و داشتن آموزندگانی بود که بتواند به ایشان معرفت و صنعت خویش بیاموزد که نمی خواست به انتظار تحقق طرحهای ایلوواتار بماند. و آئوله دورف ها را چنان ساخت که اکنون هستند، زیرا کالبد فرزندان آینده در ذهن او مبهم بود، و نیز به سبب آنکه قدرت ملکور هنوز بر زمین مستولی بود، و از این روی میخواست که نیرومند و نستوه باشند. اما از بیم ملامت دیگر والار، آنان را پنهانی ساخت؛ و او نخست آبای هفتگانه دورف ها را در تالاری زیر کوه های سرزمین میانه پدید آورد.
🔸 آنگاه ایلوواتار از کرده او آگاه شد، و در همان ساعت که کار آئوله کامل گشته و او خشنود بود، و اندک اندک دورف ها را زبانی می آموخت که خود برای دورف ها طرح افکنده بود، ایلوواتار با او سخن گفت؛ و آئوله با شنیدن صدای ایلوواتار خاموش ماند. و صدا با او گفت: «تو از چه روی چنین کردی؟
از چه دست در کاری بردی که خود میدانستی در فراسوی قدرت و اختیار توست؟ زیرا هستیات تنها موهبتی است که از من داری و نه بیش از این؛ و از این روی آفریده های دست و ذهن تو تنها از آن هستی زندگی می گیرد، و آنگاه به جنبش درمی آید که تو در اندیشه جنباندن آنهایی، و اگر به چیزی و جایی دیگر بیاندیشی، هرز میماند. مراد تو همین است؟»
🔹 آنگاه آئوله پاسخ داد: «مراد من اینگونه خداوندگاری نبود. تنها، موجوداتی غیر از خویش میخواستم، برای دوست داشتن و آموختن، چنان که آنان نیز بتوانند زیبایی آنا را دریابند، که تو سبب ساز بودن آنی. زیرا گمان داشتم که در آردا جا از برای بودن بسیاری چیزها فراخ است، چیزهایی که شاید از آن به وجد آیند، اما هنوز بیشتر خالی و خاموش است. و من از ناشکیبایی گرفتار بلاهت گشتم. باری ساختن چیزها را تو خود از هنگام صنع در دلم نهادهای؛ و کودک خردسال در بازی به هنگام تقلید کردار پدر، این کار را نه از روی استهزا، بلکه از آن روی میکند که پسر پدر خویش است. اما اکنون چه کنم که تو تا ابد بر من خشم نگیری؟ همچون کودکی به پدر، من این چیزها را به تو تقدیم میدارم، چیزهایی که ساخته دست آفریده توست. هر چه اراده توست با آنها بکن. اما بهتر نیست که من ساخته گستاخی خود را نابود کنم؟»
(خوندن پارت دوم)
🔨 | #Dwarves
📖 | #Lore — Silmarillion
👤 | #Dialogue — #Aule & #Iluvatar
🗺 | Middle Earth
👍25🔥7❤6
♨️ خلق جسم دورفها توسط آئوله خدای صنعت⚒️ (پارت دوم)
🔹 آنگاه آئوله پتکی بزرگ برداشت تا دورف ها را درهم کوبد؛ و گریست. اما ایلوواتار بر آئوله و شور و شوقش، به سبب فروتنی او رحمت آورد؛ و دورف ها، خود را از پتک فراهم گرفته و بیمناک بودند، و کرنش کنان بخشش می طلبیدند. و صدای ایلوواتار به آئوله گفت: «هدیه تو را همان گاه که ساختی شان پذیرفتم. نمیبینی که این موجودات اکنون برای خود جان دارند، و با صدای خود سخن می گویند؟ اگر چنین نبود از ضربه تو، و نیز از هیچ فرمان اراده ات بر خود نمیلرزیدند.»
آنگاه آئوله پتک خویش را بر زمین انداخت و شادمان بود و ایلوواتار را سپاس گزارد و گفت: «ارو کار مرا متبرک و نقیصه هاش را برطرف گرداناد!»
🔸 اما ایلوواتار به سخن در آمد و گفت: «همچنان که اندیشههای آینور را در آغاز جهان هستی بخشیدم، اینک آرزوی تو را زیر بال خویش گرفته و جایگاهی به آن دادهام؛ اما به هیچ روی در پی حک و اصلاح ساخته دست تو نیستم، و آنان همان گونه خواهند بود که تو ساختی شان.
اما من برنمیتابم که اینان پیش از نخست زادگان طرح من پای بر عرصه بگذارند، و نیز ناشکیبایی تو پاداش را نمیسزد. اکنون ایشان در تاریکی زیر سنگ خواهند آرمید و تا به گاه چشم گشودن نخست زادگان بر روی زمین، از نهانگاه بدر نخواهند شد؛ و تا آن هنگام تو و آنان صبر پیشه کنید، اگرچه طولانی بنماید. اما هرگاه که زمانش فرا برسد، ایشان را بیدار خواهم کرد، و آنان برای تو به سان فرزندان خواهند بود؛ و گاه و بیگاه، کشمکشی در میان فرزندان تو و من درخواهد گرفت، میان فرزندخواندگان من و فرزندان برگزیده من.»
🔹 آنگاه آئوله آبای هفتگانه دورف را برداشت و آنان را در نقاطی بسیار دور از هم گذاشت؛ و به والینور بازگشت، و همچنان که سالیان طولانی به درازا می کشید، به انتظار باقی ماند.
از آنجا که دورف ها میبایست در روزگار قدرت ملکور پای بر عرصه می گذاشتند، آئوله ایشان را چنان ساخت که تاب پایداری داشته باشند. از این روی چون سنگ سخت اند، سرسخت، در دوستی و دشمنی استوار، و رنج بیگاری و گرسنگی و زخمهای تن را بیش از دیگر مردم ناطق تاب می آورند؛ و عمر ایشان دراز است، بیش از عمر آدمیان، اما نه تا ابد. در روزگاران کهن الفهای سرزمین میانه بر این باور بودند که دورفها پس از مرگ به همان خاک سنگی باز می گردند که از آن ساخته شدهاند؛ اما این باور خود ایشان نیست. زیرا خود می گویند آئوله صانع، که در زبان ایشان ماهال نام دارد، حامی شان است، و آنان را در تالارهایی جداگانه در ماندوس گرد می آورد؛ و نیز او به پدران کهن ایشان گفته است که ایلوواتار متبرک شان خواهد کرد و سرانجام جایی در میان فرزندان به ایشان عنایت خواهد فرمود.
🔸 آنگاه پیشه دورف ها خدمت به آئوله و یاری کردن او در بازساختن آردا پس از نبرد بازپسین خواهد بود. نیز می گویند که آباء هفتگانه دورف از نو به زندگی در میان خویشاوندان، باز می گردند و همان نامهای کهن را بر خود می نهند؛ و از میان ایشان دورین در روزگار پسین شهره تر بود، پدر آن تیره ای که با الفها بیش از دیگران دوستی داشت، و مسکن ایشان در خزد-دوم بود.
(خوندن پارت اول)
🔨 | #Dwarves
📖 | #Lore — Silmarillion
👤 | #Dialogue — #Aule & #Iluvatar
🗺 | Middle Earth
🔹 آنگاه آئوله پتکی بزرگ برداشت تا دورف ها را درهم کوبد؛ و گریست. اما ایلوواتار بر آئوله و شور و شوقش، به سبب فروتنی او رحمت آورد؛ و دورف ها، خود را از پتک فراهم گرفته و بیمناک بودند، و کرنش کنان بخشش می طلبیدند. و صدای ایلوواتار به آئوله گفت: «هدیه تو را همان گاه که ساختی شان پذیرفتم. نمیبینی که این موجودات اکنون برای خود جان دارند، و با صدای خود سخن می گویند؟ اگر چنین نبود از ضربه تو، و نیز از هیچ فرمان اراده ات بر خود نمیلرزیدند.»
آنگاه آئوله پتک خویش را بر زمین انداخت و شادمان بود و ایلوواتار را سپاس گزارد و گفت: «ارو کار مرا متبرک و نقیصه هاش را برطرف گرداناد!»
🔸 اما ایلوواتار به سخن در آمد و گفت: «همچنان که اندیشههای آینور را در آغاز جهان هستی بخشیدم، اینک آرزوی تو را زیر بال خویش گرفته و جایگاهی به آن دادهام؛ اما به هیچ روی در پی حک و اصلاح ساخته دست تو نیستم، و آنان همان گونه خواهند بود که تو ساختی شان.
اما من برنمیتابم که اینان پیش از نخست زادگان طرح من پای بر عرصه بگذارند، و نیز ناشکیبایی تو پاداش را نمیسزد. اکنون ایشان در تاریکی زیر سنگ خواهند آرمید و تا به گاه چشم گشودن نخست زادگان بر روی زمین، از نهانگاه بدر نخواهند شد؛ و تا آن هنگام تو و آنان صبر پیشه کنید، اگرچه طولانی بنماید. اما هرگاه که زمانش فرا برسد، ایشان را بیدار خواهم کرد، و آنان برای تو به سان فرزندان خواهند بود؛ و گاه و بیگاه، کشمکشی در میان فرزندان تو و من درخواهد گرفت، میان فرزندخواندگان من و فرزندان برگزیده من.»
🔹 آنگاه آئوله آبای هفتگانه دورف را برداشت و آنان را در نقاطی بسیار دور از هم گذاشت؛ و به والینور بازگشت، و همچنان که سالیان طولانی به درازا می کشید، به انتظار باقی ماند.
از آنجا که دورف ها میبایست در روزگار قدرت ملکور پای بر عرصه می گذاشتند، آئوله ایشان را چنان ساخت که تاب پایداری داشته باشند. از این روی چون سنگ سخت اند، سرسخت، در دوستی و دشمنی استوار، و رنج بیگاری و گرسنگی و زخمهای تن را بیش از دیگر مردم ناطق تاب می آورند؛ و عمر ایشان دراز است، بیش از عمر آدمیان، اما نه تا ابد. در روزگاران کهن الفهای سرزمین میانه بر این باور بودند که دورفها پس از مرگ به همان خاک سنگی باز می گردند که از آن ساخته شدهاند؛ اما این باور خود ایشان نیست. زیرا خود می گویند آئوله صانع، که در زبان ایشان ماهال نام دارد، حامی شان است، و آنان را در تالارهایی جداگانه در ماندوس گرد می آورد؛ و نیز او به پدران کهن ایشان گفته است که ایلوواتار متبرک شان خواهد کرد و سرانجام جایی در میان فرزندان به ایشان عنایت خواهد فرمود.
🔸 آنگاه پیشه دورف ها خدمت به آئوله و یاری کردن او در بازساختن آردا پس از نبرد بازپسین خواهد بود. نیز می گویند که آباء هفتگانه دورف از نو به زندگی در میان خویشاوندان، باز می گردند و همان نامهای کهن را بر خود می نهند؛ و از میان ایشان دورین در روزگار پسین شهره تر بود، پدر آن تیره ای که با الفها بیش از دیگران دوستی داشت، و مسکن ایشان در خزد-دوم بود.
(خوندن پارت اول)
🔨 | #Dwarves
📖 | #Lore — Silmarillion
👤 | #Dialogue — #Aule & #Iluvatar
🗺 | Middle Earth
👍30🔥4❤3👎1🐳1
💯 ساخت غبار و دود پس از فوران اورودرین بدون پرده سبز بود!
🔹 الکس دیزنهوف، کارگردان هنری و مدیر فیلمبرداری سریال حلقههای قدرت، در مصاحبهای جدیدش گفت در این سکانسهای از جلوه CGI استفاده نشده و تصاویر صحنه بدون کروماکی است.
همه چیز در این صحنه، با کار دوربین، ایجاد جلوههای کاربردی سینما و تصحیح رنگ در پست پروداکشن خلق شد.
🔸 او در این باره میگوید:
"من در سال 2020 در یک آتشسوزی در پورتلند گیر کردم، بنابراین تصاویر ذهنی خود را از آن فوران داشتم. در آنجا اساسا رنگی تشکیل شد که من دنبال آن بودم. رنگی که من دیده بودم و برای این سکانس در ذهن داشتم، مخلوط نارنجی، قرمز و زرد بود."
🔹 پس از اینکه در قسمت ۶ سریال کوه آتشفشانی اورودرین (معرفی ارودرین)، فوران میکند، در قسمت ۷ غبار و دود و گاز ناشی از فوران آتشفشان در فضا منتشر میشود.
🔸 این اتفاق آخرالزمانی در کتابها هم وجود داشته و در اوایل دوران دوم سرزمین میانه سائورون سرزمین جنوبی را با نام موردور، به عنوان قلمرو خود برمیگزیند. (سال ۱۰۰۰ از د.د.)
🚨 | #News
🎙 | #Interview
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔹 الکس دیزنهوف، کارگردان هنری و مدیر فیلمبرداری سریال حلقههای قدرت، در مصاحبهای جدیدش گفت در این سکانسهای از جلوه CGI استفاده نشده و تصاویر صحنه بدون کروماکی است.
همه چیز در این صحنه، با کار دوربین، ایجاد جلوههای کاربردی سینما و تصحیح رنگ در پست پروداکشن خلق شد.
🔸 او در این باره میگوید:
"من در سال 2020 در یک آتشسوزی در پورتلند گیر کردم، بنابراین تصاویر ذهنی خود را از آن فوران داشتم. در آنجا اساسا رنگی تشکیل شد که من دنبال آن بودم. رنگی که من دیده بودم و برای این سکانس در ذهن داشتم، مخلوط نارنجی، قرمز و زرد بود."
🔹 پس از اینکه در قسمت ۶ سریال کوه آتشفشانی اورودرین (معرفی ارودرین)، فوران میکند، در قسمت ۷ غبار و دود و گاز ناشی از فوران آتشفشان در فضا منتشر میشود.
🔸 این اتفاق آخرالزمانی در کتابها هم وجود داشته و در اوایل دوران دوم سرزمین میانه سائورون سرزمین جنوبی را با نام موردور، به عنوان قلمرو خود برمیگزیند. (سال ۱۰۰۰ از د.د.)
🚨 | #News
🎙 | #Interview
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍64❤🔥9👏5👎2👌1🕊1
💯 موسیقی متن قسمت هفتم از فصل ۱ که "The Eye" نام داشت منتشر شد❤️🔥
🎧 شنیدن آلبوم در آمازون موزیک
فهرست ترک ها:
1. Crimson Aftermath (3:03)
2. The Grove (3:44)
3. Fire and Rock (6:31)
4. Only Grey (4:51)
5. The Apple (4:12)
6. Memories of Dancing (3:48)
7. The Vein (7:50)
8. The Extinguished Torch (4:32)
9. Infirmary (6:33)
10. A Leaf Burns (9:53)
پ.ن: از پیش مشخص شده بود بعد از هر اپیزود یک آلبوم موسیقی جداگانه منتشر میشود.
🚨 | #News
🎧 | #Music
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🎧 شنیدن آلبوم در آمازون موزیک
فهرست ترک ها:
1. Crimson Aftermath (3:03)
2. The Grove (3:44)
3. Fire and Rock (6:31)
4. Only Grey (4:51)
5. The Apple (4:12)
6. Memories of Dancing (3:48)
7. The Vein (7:50)
8. The Extinguished Torch (4:32)
9. Infirmary (6:33)
10. A Leaf Burns (9:53)
پ.ن: از پیش مشخص شده بود بعد از هر اپیزود یک آلبوم موسیقی جداگانه منتشر میشود.
🚨 | #News
🎧 | #Music
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍11❤🔥5🔥3🐳3
💯 تنش های روانی گالادریل!
🔹 ثیئو:" آنها مرده اند، نه؟ آروندیر، دوستانم، مادرم."
گالادریل: "چیزی را که نمی توان دانست، ذهن را توخالی می کند. آن را با حدس و گمان پر نکن."
🔸 گالادریل این را به خوبی می داند زیرا این دقیقاً همان کاری است که او در مورد سرنوشت کلبورن انجام می داد. او میداند که این همه عدم قطعیت و حدس و گمان زدن چقدر میتواند آزاردهنده و پوچی اور باشد. این همان دلیلی است که افراد گمشده در دنیای واقعی پس از مدتی باید مرده فرض شوند زیرا خانواده آنها به نوعی حس سرانجام مصیبت نیاز دارند. بعد از یک مرحله مشخص، تمام چیزی که آنها می خواهند فقط یک خبر است، هر خبری، حتی خبری که مرگ را تأیید می کند، زیرا که می تواند بلخره به آنها حس خاتمه و سرانجام مصیبت دهد. گالادریل (ناخودآگاه) از این موضوع آگاه است، اما تاکنون از آن پنهان شده و فرار کرده است، زیرا نمیخواهد با آن درد روبرو شود و آن را پردازش کند. این ممکن است اولین بار در قرن ها باشد که او به خود اجازه می دهد تا در مورد آن فکر کند.
🔹 مورفید کلارک می گوید : "گالادریل جوریه که انگار توانایی کنار اومدن با گمشدن کلبورن را ندارد. پس او افکار متضادش را قطعه قطعه کرده و منزوی و پنهان کرده است."
📌 این یک نوع گسستگی و فروپاشی روحی روانی است، که گالادریل قرن هاست از آن رنج می برد و بلخره اولین قدم به سوی بهبود را در قسمت هفتم برداشت.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔹 ثیئو:" آنها مرده اند، نه؟ آروندیر، دوستانم، مادرم."
گالادریل: "چیزی را که نمی توان دانست، ذهن را توخالی می کند. آن را با حدس و گمان پر نکن."
🔸 گالادریل این را به خوبی می داند زیرا این دقیقاً همان کاری است که او در مورد سرنوشت کلبورن انجام می داد. او میداند که این همه عدم قطعیت و حدس و گمان زدن چقدر میتواند آزاردهنده و پوچی اور باشد. این همان دلیلی است که افراد گمشده در دنیای واقعی پس از مدتی باید مرده فرض شوند زیرا خانواده آنها به نوعی حس سرانجام مصیبت نیاز دارند. بعد از یک مرحله مشخص، تمام چیزی که آنها می خواهند فقط یک خبر است، هر خبری، حتی خبری که مرگ را تأیید می کند، زیرا که می تواند بلخره به آنها حس خاتمه و سرانجام مصیبت دهد. گالادریل (ناخودآگاه) از این موضوع آگاه است، اما تاکنون از آن پنهان شده و فرار کرده است، زیرا نمیخواهد با آن درد روبرو شود و آن را پردازش کند. این ممکن است اولین بار در قرن ها باشد که او به خود اجازه می دهد تا در مورد آن فکر کند.
🔹 مورفید کلارک می گوید : "گالادریل جوریه که انگار توانایی کنار اومدن با گمشدن کلبورن را ندارد. پس او افکار متضادش را قطعه قطعه کرده و منزوی و پنهان کرده است."
📌 این یک نوع گسستگی و فروپاشی روحی روانی است، که گالادریل قرن هاست از آن رنج می برد و بلخره اولین قدم به سوی بهبود را در قسمت هفتم برداشت.
🧝🏻♀ | #Galadriel
✍ | #Analysis
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
❤🔥20👎9👏9👍8🕊1