Today in Middle Earth 🔙
📅 21 September
✍ بیلبو و دورف ها سوار بر بشکه ها فرار میکنند؛
در ساحلی کم عمق بیشتر بشکه ها به گل نشستند، هرچند تعدادی از آنها به اسکله سنگی برخورد کردند.
📆 سال 2941 دوران سوم.
✍ مقدمات میهمانی درحال انجام است؛
چادر ها شروع به بالا رفتن کردند. آلاچیق مخصوص بزرگی وجود داشت، آنقدر بزرگ که درختی که در مزرعه وجود داشت، درست درون آن بود.
📆 سال 3001 دوران سوم.
✍ گندالف با شدوفکس ملاقات میکند؛
«یک اسب میان آنها وجود داشت که اسب های دیگر قادر به رقابت با او نیستند.»
📆 سال 3018 دوران سوم.
✍ آنها به ریوندل بر میگردند؛
بلاخره، غروب یک روز از کوههای مرتفع آمدند، ناگهان همانطور که به نظر مسافران هم آمد، همیشه به لبه دره ریوندل رسیدند.
📆 سال 3019 دوران سوم.
✍ سارومان وارد شایر میشود؛
«تو مرا به خنده واداشتی جناب هابیت»
📆 سال 3019 دوران سوم.
✍ فرودو و سموایز از هابیتون به راه میافتند؛
فرودو روی اسبی که تا میناس تریث او را حمل کرده بود، قرار داشت.
📆 سال 3021 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
📅 21 September
✍ بیلبو و دورف ها سوار بر بشکه ها فرار میکنند؛
در ساحلی کم عمق بیشتر بشکه ها به گل نشستند، هرچند تعدادی از آنها به اسکله سنگی برخورد کردند.
📆 سال 2941 دوران سوم.
✍ مقدمات میهمانی درحال انجام است؛
چادر ها شروع به بالا رفتن کردند. آلاچیق مخصوص بزرگی وجود داشت، آنقدر بزرگ که درختی که در مزرعه وجود داشت، درست درون آن بود.
📆 سال 3001 دوران سوم.
✍ گندالف با شدوفکس ملاقات میکند؛
«یک اسب میان آنها وجود داشت که اسب های دیگر قادر به رقابت با او نیستند.»
📆 سال 3018 دوران سوم.
✍ آنها به ریوندل بر میگردند؛
بلاخره، غروب یک روز از کوههای مرتفع آمدند، ناگهان همانطور که به نظر مسافران هم آمد، همیشه به لبه دره ریوندل رسیدند.
📆 سال 3019 دوران سوم.
✍ سارومان وارد شایر میشود؛
«تو مرا به خنده واداشتی جناب هابیت»
📆 سال 3019 دوران سوم.
✍ فرودو و سموایز از هابیتون به راه میافتند؛
فرودو روی اسبی که تا میناس تریث او را حمل کرده بود، قرار داشت.
📆 سال 3021 دوران سوم.
📆 | #Anniversary
⏳ | #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
👍18👏2😁2👎1
امروز تولد 57 سالگی دیوید ونهام بازیگر نقش فارامیر در سه گانه ارباب حلقههاست💛
📆 | #Anniversary
🎂 | #HBD
🗺 | Middle Earth
📆 | #Anniversary
🎂 | #HBD
🗺 | Middle Earth
❤61👍7
💢 آغاز فیلمبرداری فصل دوم سریال ارباب حلقهها!!!
🔹 لوکیشن: ادینبرو، بریتانیا و اوکلند، نیوزیلند.
🔸 آغاز فیلمبرداری 7 اکتبر 2022.
🚨 | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔹 لوکیشن: ادینبرو، بریتانیا و اوکلند، نیوزیلند.
🔸 آغاز فیلمبرداری 7 اکتبر 2022.
🚨 | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥76👎10👍4🤔1
چاووش مانووه جلوی فئانور ظاهر شد و او را هشدار داد که دست از شورش بردارد : هرگز مورگوث را شکست نخواهی داد حتی اگر ارو تو را سه برابر تواناتر از آنچه که هستی می آفرید.
فئانور رو به نولدور کرد: ”آری! پس ایا این مردم دلیر وارث پادشاهشان را یکه و تنها به همراه پسرانش روانه تبعید می کنند و به اسارت باز می گردند؟ اما اگر کسی از شما با من همراهی کند به او خواهم گفت: از برای شما مصیبت پیشگویی کردند؟ ولی ما در آمان مصیبت را دیده ایم. در آمان از رستگاری به سوی بدبختی روانه شدیم. اکنون راه دیگر را خواهیم آزمود: از درون مصیبت و اندوه گذشتن تا شادمانی را یافتن، و یا دستکم آزادی.“
رو به چاووش کرد و بانگ برداشت: ”این را به مانووه سولیمو شاه برین آردا بگو: اگر فئانور نمیتواند مورگوث را سرنگون کند، دستکم در تاختن بر او درنگ نمیکند، و ماتم گرفته عاطل نمی نشیند. و ای بسا ارو در دل من آتشی نهاده است بسی بزرگ تر از آنچه میپنداری. لااقل چنان زخمی بر دشمن والار خواهم زد که حتی توانا در حلقه حکم گاه سرنوشت از شنفتنش به شگفت آید. آری، سرانجام مردمینم از پی من خواهند آمد. بدرود!“
💬 | #Quote
👤 | #Dialogue #Feanor
🗺 | Middle Earth
فئانور رو به نولدور کرد: ”آری! پس ایا این مردم دلیر وارث پادشاهشان را یکه و تنها به همراه پسرانش روانه تبعید می کنند و به اسارت باز می گردند؟ اما اگر کسی از شما با من همراهی کند به او خواهم گفت: از برای شما مصیبت پیشگویی کردند؟ ولی ما در آمان مصیبت را دیده ایم. در آمان از رستگاری به سوی بدبختی روانه شدیم. اکنون راه دیگر را خواهیم آزمود: از درون مصیبت و اندوه گذشتن تا شادمانی را یافتن، و یا دستکم آزادی.“
رو به چاووش کرد و بانگ برداشت: ”این را به مانووه سولیمو شاه برین آردا بگو: اگر فئانور نمیتواند مورگوث را سرنگون کند، دستکم در تاختن بر او درنگ نمیکند، و ماتم گرفته عاطل نمی نشیند. و ای بسا ارو در دل من آتشی نهاده است بسی بزرگ تر از آنچه میپنداری. لااقل چنان زخمی بر دشمن والار خواهم زد که حتی توانا در حلقه حکم گاه سرنوشت از شنفتنش به شگفت آید. آری، سرانجام مردمینم از پی من خواهند آمد. بدرود!“
💬 | #Quote
👤 | #Dialogue #Feanor
🗺 | Middle Earth
❤30👍5🔥3👏2👎1🤔1🕊1
✍ ما عموما برای فرارِ از مشکلات یا دغدغه های زندگی خود، و به هر دلیلی جذب و غرق در دنیای فانتزی شدیم.
اگر قرار باشد، از داستانهای آن تنها شکوه و بزرگی اش را دریافت کنیم و نه پیام نویسنده را تنها اوقات فراغت خود را پر کردهایم.
جی. آر. آر. تالکین جهانی خلق کرد که رویداد هایش بر امید و شجاعت و عشق استوار است.
او به ما آموخت اگر ستم و سختی بیداد کند امید و شجاعت تنها را نجات است و نه انفعال و دست روی دست گذاشتن؛
- نشان به آن نشان که سال ها طاعون، جنگ داخلی و سختی در میان مردم گوندور با شجاعت مردان غرب، به بازگشت پادشاه و آغاز روزگاری مملو از صلح و امنیت ختم گشت.
- و یا به هنگامی که مردم شایر دست در دست هم به پاکسازی شایر که پیشتر ویران گشته بود مشغول شده و شایر را به از پیش بازسازی کردند.
- و باز امیدی که در دل ائارندیل وجود داشت تا برود و ناجی سرزمین های نابود شدهشان شود.
اگر بنا باشد از روایات تالکین پیامی که برای خواننده در نظر داشته را نادیده بگیریم نمیتوانیم بیشتر از یک تفریح به آن نگاه کنیم.
و حالا اگر سرزمین ما، که خطهای پر شکوه است، در هر اوضاع که باشد، با دست در دست هم داشتن میتوانیم آبادش کنیم که ملازمهاش امید و پایبندیست.
تو این روزا وضعیت اینترنت جالب نیست، اگه وضعیت برای فردا صبح یاری کرد لینک های قسمت پنجم رو پوشش میدیم و طبق روال هفتگی مون عمل میکنیم.
درحال حاضر گروه اصلی ما بسته هست و برای گفتگوی بحث های خارج از موضوع تالکین گروه دومی داریم؛
به هر نحو مواظب خودتون باشید و فراموش نکنید، در صورتیکه با هم باشیم و با امید تلاش به باز سازی و به سازی کنیم هدف دستیافتنی ست.
🗽 | #For_Freedom
🗺 | @Earth_Middle
اگر قرار باشد، از داستانهای آن تنها شکوه و بزرگی اش را دریافت کنیم و نه پیام نویسنده را تنها اوقات فراغت خود را پر کردهایم.
جی. آر. آر. تالکین جهانی خلق کرد که رویداد هایش بر امید و شجاعت و عشق استوار است.
او به ما آموخت اگر ستم و سختی بیداد کند امید و شجاعت تنها را نجات است و نه انفعال و دست روی دست گذاشتن؛
- نشان به آن نشان که سال ها طاعون، جنگ داخلی و سختی در میان مردم گوندور با شجاعت مردان غرب، به بازگشت پادشاه و آغاز روزگاری مملو از صلح و امنیت ختم گشت.
- و یا به هنگامی که مردم شایر دست در دست هم به پاکسازی شایر که پیشتر ویران گشته بود مشغول شده و شایر را به از پیش بازسازی کردند.
- و باز امیدی که در دل ائارندیل وجود داشت تا برود و ناجی سرزمین های نابود شدهشان شود.
اگر بنا باشد از روایات تالکین پیامی که برای خواننده در نظر داشته را نادیده بگیریم نمیتوانیم بیشتر از یک تفریح به آن نگاه کنیم.
و حالا اگر سرزمین ما، که خطهای پر شکوه است، در هر اوضاع که باشد، با دست در دست هم داشتن میتوانیم آبادش کنیم که ملازمهاش امید و پایبندیست.
تو این روزا وضعیت اینترنت جالب نیست، اگه وضعیت برای فردا صبح یاری کرد لینک های قسمت پنجم رو پوشش میدیم و طبق روال هفتگی مون عمل میکنیم.
درحال حاضر گروه اصلی ما بسته هست و برای گفتگوی بحث های خارج از موضوع تالکین گروه دومی داریم؛
به هر نحو مواظب خودتون باشید و فراموش نکنید، در صورتیکه با هم باشیم و با امید تلاش به باز سازی و به سازی کنیم هدف دستیافتنی ست.
🗽 | #For_Freedom
🗺 | @Earth_Middle
❤🔥44👍14❤6👎3🕊2🔥1👏1🤔1
ملکه ارندیس دخترش انکالیمه را پند داد:
ما نیز دخت بزرگانیم و اراده و شهامت خود را داریم. پس خم مشو آنکالیمه. هرگاه اندکی خم شدی، بیشتر خمت خواهند کرد تا به زانو درآیی. ریشه هایت را در سنگ فرو کن و در برابر باد بایست، اگر چه باد همه برگهایت را با خود ببرد.
🗽 | #For_Freedom
💬 | #Quote — #Erendis, Unfinished Tales
👤 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
ما نیز دخت بزرگانیم و اراده و شهامت خود را داریم. پس خم مشو آنکالیمه. هرگاه اندکی خم شدی، بیشتر خمت خواهند کرد تا به زانو درآیی. ریشه هایت را در سنگ فرو کن و در برابر باد بایست، اگر چه باد همه برگهایت را با خود ببرد.
🗽 | #For_Freedom
💬 | #Quote — #Erendis, Unfinished Tales
👤 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
👍33❤4👎2👏2🔥1🕊1
بومممم قسمت جدید مورد انتظار ترین سریال تاریخ منتشر شدددددد!🔥💣💣💣
دریافت لینک مستقیم دانلود👇❤️🔥
@Middle_Earth_Archive
@Middle_Earth_Archive
دریافت لینک مستقیم دانلود👇❤️🔥
@Middle_Earth_Archive
@Middle_Earth_Archive
🔥32👍13😢10👎7
🔥 پنج بار که قهرمان تالکینی اربابان ظلم را تحقیر کردند🔥
🗡️ فینگولفین یکه و تنها، سوار بر اسبش، به سوی آنگباند شتافت. همه کسانی که تاخت او را دیدند در حیرت فرار کردند و تصور میکردند که خود اورومه شکارچی والار آمده است، زیرا جنون بزرگی بر او وارد شده بود. او مورگوت را برای مبارزه فرا خواند و فریاد زد: "بیا بیرون، ای پادشاه ترسو، تا با دست خود بجنگی! لانه نشین، گرداننده بردگان، دروغگو و کمین نشین، دشمن خدایان و الفها، بیا! زیرا من خواهان دیدن قیافه بزدل توام." فینگولفین توانست پای خداوندگار تاریکی را فلج کند.
🛡 ملکور در خانه فئانور آمده بود، اما خشم بر همه ترس ها غلبه کرد، و فئانور ملکور را نفرین کرد و دشنام داد و به او گفت که گمشه: "گورتو گم کن از جلوی دروازه من، ای ولگرد دربدر، کلاغ زندانی ماندوس!" و در خانهاش را توی صورت تواناترین فرد جهان برهم کوبید، جوری که انگار او یک گدا بوده است.
🗡️ سائورون به گالادریل پیشنهاد داد که همه آرزوهایش را براورده خواهد کرد و سرزمین میانه را تبدیل به یک بهشت خواهد کرد اگر رهنمایی و تعلیمهایش را پذیرا شود. گالادریل فریب نخورد، و سائورون درکوشش بود او را ارام کند; تحقیرها و توبیخ هایش را با صبر و بردباری و خوشخویی تحمل میکرد. اما گالادریل دروازهاش را توی صورت تواناترین فرد سرزمین میانه بست و او را طرد کرد، انگار که او چیزی جز یک گدا نبوده است.
🛡️ ملکور خانواده هورین را نفرین کرد و گفت 'من تواناترینم... عزم من بر روی دنیا سایه افکنده است." اما هورین پاسخ داد: "حالا چیزی بیش از زندانی فرار کرده والار نیستی، و زنجیرهای آن ها هنوز هم در انتظارت است... این این آخری را بهتو میگویم مورگوت برده... تو ارباب آدمیان نیستی و نخواهی بود"
🗡️ فرودو جلوی تهدیدهای مرگبار نازگول ایستادگی کرد و گفت: "به نام البریث و لوتین زیبا! نه دستتان به حلقه خواهد رسید نه من." او با وجود تمام خطرات، با وجود خود اراده و قدرت سائورون، از تمام غیرممکنها عبور کرد، و سبب درهم شکستن برج تاریک و سرنگونی دشمن شد. او فقط یک هابیت نیم قد بود، تنها بههمراه دوستش.
💬 الروند: "باری اغلب مدار وقایع دنیا بر این پاشنه میگردد؛ دستان کوچک، هنگامی که چشمان بزرگ متوجه جای دیگرند، وقایع بزرگ را رقم میزنند و باید بزنند."
➖➖➖➖➖➖
اورکها از ملکور متنفر بودند، کسی که آفریدگار همه بدبختیهایشان بود. اما با این حال از روی ترس به او خدمت میکردند. مانند اورک.ها نباشیم، مانند قهرمان های سرزمین میانه و والینور باشیم که حتی از خود خدایان تاریکی و خادمین توانایشان بیمی نداشتند.
📖 | #Lore
🗽 | #For_Freedom
🗺 | Middle Earth
🗡️ فینگولفین یکه و تنها، سوار بر اسبش، به سوی آنگباند شتافت. همه کسانی که تاخت او را دیدند در حیرت فرار کردند و تصور میکردند که خود اورومه شکارچی والار آمده است، زیرا جنون بزرگی بر او وارد شده بود. او مورگوت را برای مبارزه فرا خواند و فریاد زد: "بیا بیرون، ای پادشاه ترسو، تا با دست خود بجنگی! لانه نشین، گرداننده بردگان، دروغگو و کمین نشین، دشمن خدایان و الفها، بیا! زیرا من خواهان دیدن قیافه بزدل توام." فینگولفین توانست پای خداوندگار تاریکی را فلج کند.
🛡 ملکور در خانه فئانور آمده بود، اما خشم بر همه ترس ها غلبه کرد، و فئانور ملکور را نفرین کرد و دشنام داد و به او گفت که گمشه: "گورتو گم کن از جلوی دروازه من، ای ولگرد دربدر، کلاغ زندانی ماندوس!" و در خانهاش را توی صورت تواناترین فرد جهان برهم کوبید، جوری که انگار او یک گدا بوده است.
🗡️ سائورون به گالادریل پیشنهاد داد که همه آرزوهایش را براورده خواهد کرد و سرزمین میانه را تبدیل به یک بهشت خواهد کرد اگر رهنمایی و تعلیمهایش را پذیرا شود. گالادریل فریب نخورد، و سائورون درکوشش بود او را ارام کند; تحقیرها و توبیخ هایش را با صبر و بردباری و خوشخویی تحمل میکرد. اما گالادریل دروازهاش را توی صورت تواناترین فرد سرزمین میانه بست و او را طرد کرد، انگار که او چیزی جز یک گدا نبوده است.
🛡️ ملکور خانواده هورین را نفرین کرد و گفت 'من تواناترینم... عزم من بر روی دنیا سایه افکنده است." اما هورین پاسخ داد: "حالا چیزی بیش از زندانی فرار کرده والار نیستی، و زنجیرهای آن ها هنوز هم در انتظارت است... این این آخری را بهتو میگویم مورگوت برده... تو ارباب آدمیان نیستی و نخواهی بود"
🗡️ فرودو جلوی تهدیدهای مرگبار نازگول ایستادگی کرد و گفت: "به نام البریث و لوتین زیبا! نه دستتان به حلقه خواهد رسید نه من." او با وجود تمام خطرات، با وجود خود اراده و قدرت سائورون، از تمام غیرممکنها عبور کرد، و سبب درهم شکستن برج تاریک و سرنگونی دشمن شد. او فقط یک هابیت نیم قد بود، تنها بههمراه دوستش.
💬 الروند: "باری اغلب مدار وقایع دنیا بر این پاشنه میگردد؛ دستان کوچک، هنگامی که چشمان بزرگ متوجه جای دیگرند، وقایع بزرگ را رقم میزنند و باید بزنند."
➖➖➖➖➖➖
اورکها از ملکور متنفر بودند، کسی که آفریدگار همه بدبختیهایشان بود. اما با این حال از روی ترس به او خدمت میکردند. مانند اورک.ها نباشیم، مانند قهرمان های سرزمین میانه و والینور باشیم که حتی از خود خدایان تاریکی و خادمین توانایشان بیمی نداشتند.
📖 | #Lore
🗽 | #For_Freedom
🗺 | Middle Earth
👍69❤14🕊11👏7👎6😢3🔥1😁1
《ارندیس گفت : مردان نومهنور نیمهالف هستند، بهویژه آدمیان برین؛ نه ایناند و نه آن. عمر طولانی که به آنان هبه شده است فریبشان میدهد و در فکر و ذهن کودکاند و وقت خود را به بازیگوشی در جهان میگذرانند تا عمر آنان را دریابد. آنگاه بسیاری بازی در بیرون خانه را ترک میگویند تا به بازی در خانه مشغول شوند. آنان بازیهای خود را به امری جدی و امور جدی را به بازی تبدیل میکنند. آنها همزمان پیشهور و استادان معارف و قهرناناند؛ و زنان در نظر آنان جز آتشی در اجاق خانه نیستند که دیگران باید مراقبشان باشند تا آن که شب از بازی خسته شوند و بازگردند. همهچیزی برای آن ساخته شده است که در خدمت آنان باشد: تپهها معادن سنگاند، رودها آب در اختیارشان میگذارند یا چرخها را میچرخانند، درختان برای تامین تختهاند، زنان نیاز جسمانی آنان را رفع میکنند و اگر زیبا باشند آرایه میز یا منزلاند. و کودکان وقتی سرگرمی دیگری نیست به درد دست انداختن و شوخی میخورند؛ اما طولی نمیکشد که به بازی با تولهسگهای خود سرگرم میشوند. با همه مهربون و رئوفاند، مثل چکاوک در بامداد (اگر خورشید بتاب)؛ چرا که اگر بتوانند از خشم احتراز کنند، هرگز خشمگین نمیشوند. مردان باید سرزنده و بانشاط باشند، چون همهچیز را در دست دارند. چونان دولتمردان بخشندهاند و هر آنچه را نیاز ندارند میبخشند. تنها هنگامی خشم را بهنمایش میگذارند که بهیکباره از وجود امیال دیگری در جهان در کنار امیال خود باخبر میشوند. آنگاه همچون توفان دریا با هر چیزی که در برابرشان جرات ایستادن به خود دهد بیرحم میشوند.
اینچنین است آنکالیمه، و ما نمیتوانیم تغییرش دهیم. چون نومهنور را مردان شکل دادهاند: مردان، آن قهرمانان باستانی که در سرودها میشنویم، از زنان کمتر چیزی میگویند، جز اینکه هنگام کشته شدن شوهرانشان گریستهاند. نومهنور قرار بود آسایش پس از جنگ باشد. اما آنگاه که از آسودگی و بازیهای صلح خسته شدند، طولی نمیکشد که بر سر بازی بزرگ خود، یعنی کشتار انسانها و جنگ بازمیگردند. اینچنین است؛ و ما در میان اینان افتادهایم. ولی ما را نیاز به توافق عام نیست. اگر ما نیز نومهنور را دوست داریم بگذار پیش از انکه به دست آنان ویران شود از آن لذت ببریم. ما نیز دخت بزرگانیم و اراده و شهامت خود را داریم. پس خم مشو آنکالیمه. هرگاه اندکی خم شدی، بیشتر خمت خواهند کرد تا به زانو درآیی. ریشه هایت را در سنگ فرو کن و در برابر باد بایست، اگر چه باد همه برگهایت را با خود ببرد.》
🗽 | #For_Freedom
💬 | #Quote — #Erendis, Unfinished Tales
👤 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
اینچنین است آنکالیمه، و ما نمیتوانیم تغییرش دهیم. چون نومهنور را مردان شکل دادهاند: مردان، آن قهرمانان باستانی که در سرودها میشنویم، از زنان کمتر چیزی میگویند، جز اینکه هنگام کشته شدن شوهرانشان گریستهاند. نومهنور قرار بود آسایش پس از جنگ باشد. اما آنگاه که از آسودگی و بازیهای صلح خسته شدند، طولی نمیکشد که بر سر بازی بزرگ خود، یعنی کشتار انسانها و جنگ بازمیگردند. اینچنین است؛ و ما در میان اینان افتادهایم. ولی ما را نیاز به توافق عام نیست. اگر ما نیز نومهنور را دوست داریم بگذار پیش از انکه به دست آنان ویران شود از آن لذت ببریم. ما نیز دخت بزرگانیم و اراده و شهامت خود را داریم. پس خم مشو آنکالیمه. هرگاه اندکی خم شدی، بیشتر خمت خواهند کرد تا به زانو درآیی. ریشه هایت را در سنگ فرو کن و در برابر باد بایست، اگر چه باد همه برگهایت را با خود ببرد.》
🗽 | #For_Freedom
💬 | #Quote — #Erendis, Unfinished Tales
👤 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
🕊16👍8🔥5❤🔥1👎1
فرودو : من نمیتونم اینکارو انجام بدم سم
سم : میدونم, همه این ها اشتباهه, راستش ما اصلا نباید اینجا باشیم ولی هستیم
درست مثل داستان های بزرگه اقای فرودو
اونایی که واقعا مهم بودن
پر از تاریکی و خطر بودن
و بعضی وقتا دلت نمیخواست اخرشونو بدونی
چون چطور میتونست پایان شادی داشته باشن؟
چطور دنیا میتونست برگرده به جوری که قبلا بود وقتی که این همه اتفاقات بد افتاده ؟
ولی در اخر, این فقط یک چیز گذراست, این سایه، حتی تاریکی باید بگذره، یک روز جدید خواهد امد و وقتی خورشید میدرخشد ان درخشان تر خواهد درخشید.
این ها داستان هایی بودند که باهات موندن
اونا معنی ای داشتن حتی اگه اونقدر کوچیک بودی که بفهمی چرا. ولی من فکر می کنم، اقای فرودو، من میفهمم، من الان میفهمم، مردمی که تو اون داستان ها بودند کلی فرصت داشتن که برگردند (تسلیم بشن) ولی اونا اینکارو نکردن اونا به حرکت ادامه دادن چون اونا به یه چیزی تکیه کرده بودن.
فرودو : ما به چی تکیه کردیم سم؟
سم: اینکه توی این دنیا مقداری خوبی هست اقای فرودو... و ارزش جنگیدن براش رو داره.
🗽 | #For_Freedom
💬 | #Quote — #Samwise, LOTR
👤 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
سم : میدونم, همه این ها اشتباهه, راستش ما اصلا نباید اینجا باشیم ولی هستیم
درست مثل داستان های بزرگه اقای فرودو
اونایی که واقعا مهم بودن
پر از تاریکی و خطر بودن
و بعضی وقتا دلت نمیخواست اخرشونو بدونی
چون چطور میتونست پایان شادی داشته باشن؟
چطور دنیا میتونست برگرده به جوری که قبلا بود وقتی که این همه اتفاقات بد افتاده ؟
ولی در اخر, این فقط یک چیز گذراست, این سایه، حتی تاریکی باید بگذره، یک روز جدید خواهد امد و وقتی خورشید میدرخشد ان درخشان تر خواهد درخشید.
این ها داستان هایی بودند که باهات موندن
اونا معنی ای داشتن حتی اگه اونقدر کوچیک بودی که بفهمی چرا. ولی من فکر می کنم، اقای فرودو، من میفهمم، من الان میفهمم، مردمی که تو اون داستان ها بودند کلی فرصت داشتن که برگردند (تسلیم بشن) ولی اونا اینکارو نکردن اونا به حرکت ادامه دادن چون اونا به یه چیزی تکیه کرده بودن.
فرودو : ما به چی تکیه کردیم سم؟
سم: اینکه توی این دنیا مقداری خوبی هست اقای فرودو... و ارزش جنگیدن براش رو داره.
🗽 | #For_Freedom
💬 | #Quote — #Samwise, LOTR
👤 | #Dialogue
🗺 | Middle Earth
👍64🕊34❤7👎3🔥3👏2💯2