Middle-earth | ارباب حلقه‌ها
10.6K subscribers
4.75K photos
822 videos
171 files
3.58K links
سرزمین میانه، مرجعی برای هواداران ارباب حلقه‌ها

راه ارتباطی: @Amir_H103

Archive Channel: @MiddleEarth_Archive
Group: @MiddleEarthGp
GOT Channel: @Se7enKingdoms
Instagram: instagram.com/MiddleEarthGateway
YouTube: youtube.com/@Legendarium.Persian
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Stories of the Second Age: Khazad-Dūm (Widescreen)

کلیپ معرفی خازاد-دوم

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍12🔥4
نگاهی به دورف‌های سریال ارباب حلقه ها 💎🔥

🖼 | #Shot
🗺 | Middle Earth
🔥22👎2👍1
دورف ها از اولین اقتباس تا الان 💎

• به نظرتون بهتر شدن یا بدتر؟


📊 | #Comparison
🖼 | #Shot
🗺 | Middle Earth
👍28👎143
گالادریل و مبارزه با شکست طولانی : دوران اول

گالادریل دلیرترین بانوی خاندان فینووه بود [1]، و قدبلندترین زن الف[2]، و هماوردی برای پهلوانان بزرگ الفهای برین [3]؛ چنان که بخاطر قدرت بدنی و قامت و دلاوری فوق العاده خاصش میان الف ها به او میگفتند "مرد-دخت" [4]؛ این نام برمبنای پیشگویی مادرش بود [3].

او در خویشاوندکشی اول، قهرمانانه از خویشان مادری دفاع کرد و برعلیه فئانور جنگید. در یکی از روایت ها، توانست یک کشتی را از چنگ فئانوری ها نجات دهد و با آن به سرزمین میانه رفت. ولی در روایت های دیگر او از طریقه گذر از یخ به سرزمین میانه رفت [5]. او با خود پسران فئانور در نبرد پیکار داشت [6].

بانو یکی از فرماندهان سپاه عمویش فینگولفین بود در ماجرای شورش برعلیه والار و عزیمت نولدور، و اینگونه بود که بر زیر نفرین والا ماندوس درآمد [5].

با رهبری فینگولفین و پسرانش، و گالادریل و برادرش فینرود، الف ها جرات کردند که از جهنم یخی هلکاراکسه بگذرند [7]. سپس با اولین نبردشان با اورک ها مواجه شدند، نبرد لاموث، که در آن پیروزی ازان الف ها شد [3].

فینگولفین و یارانش به روی دروازه های انگباند کوبیدند، اما مورگوث پاسخی نداد [8].

مدتی بعد گالادریل از فینگولفین خداحافظی کرد و به دوریاث رفت، نزد عموی بزرگش ثینگول، و انجا ماندگار شد، چه بسی عشق میان او و ملکه ملیان بود [8]. و تبدیل به ندیمه ملیان شد [9].

در سال‌های بعدی گالادریل و کلبورن به جنگ ضد آنگباند نپیوستند، زیرا این جنگ را بدون کمک والار ناامیدانه میدانستند؛ و مشورتشان این بود که قدرتی تا شرق ساخته شود. اما کسی درست به آنها گوش نداد، و والار تا مدت ها بعد کمک نفرستادند [5].

بانوی نولدور لقب افتخاری 'گالادریل' ('دختری تاج گذاری شده با موهای درخشان') را توسط سیندار (عشقش کلبورن) دریافت کرد [4]. او آن موقع ها یک جنگجوی امازونی بود و موهای درخشانش را به هنگام اعمال پهلوانی بالای سر میبست [10].

سرانجام گردنبند پریشانی ثینگول و اعمال گناهکارانه او، نفرین ماندوس را به دوریاث آورد و ارتش دورف ها وارد دوریاث شد و بیشتر جنگجویان تینگول از بین رفتند و خود او نیز کشته شد [11].

کمی پس از بازسازی دوریاث، پسران فئانور به آنجا هجوم اوردند. کلگورم به دست دیور وارث ثینگول کشته شد، ولی خود دیور نیز کشته شد. و کوروفین و کارانثیر نیز کشته شدند. دوریاث تا ابد نابود شد [12]. کریستوفر میگوید که احتمالا گالادریل و کلبورن نقش بسزایی در نجات دادن الوینگ دختر دیور داشتند [5].
زیرا تالکین گفته است: الوینگ توسط الف های وفادار نجات یافت، و انها با خود سیلماریل را (که هدف فئانوری ها بود) بردند به بندرگاه سیریون [12].

فئانوریان بزودی به بندرگاه هجوم اوردند و آنجا را با خون ابیاری کردند، اما الوینگ بهمراه سیلماریل خود را به درون دریا انداخت و با یاری اولمو به ائارندیل رسید، و از دریا عبور کردند، و دعای ائارندیل کمک والار را به دست اورد [13].

نجات یافتگان خویشاوندکشی سوم به کیردان در جزیره بالار پناه اوردند [14].

وقتی که پیروزی نهایی مورگوث در سرزمین میانه نزدیک بود، ناگهان گالادریل و بقیه الف ها به بالا نگاه انداختند و با دیدن ستاره ائارندیل ناامیدی در دلشان شفا یافت [15].

جنگ بزرگ اغاز گشت. ائنووه هرکه انتخاب نکرده بود با مورگوث همیار شود را فراخواند تا با تاریکی بجنگد [12]. و با کمک باقی ماندگان الف ها و اداین سپاهیان سرزمین مقدس مورگوث را شکست دادند [11]. گالادریل و کلبورن هنوز با هم ازدواج نکرده بودند (اگرچه نامزد بودند) در سالیان وحشتناک جنگ خشم [16].

ائنووه الف ها را به غرب دعوت کرد، اما گالادریل مغرورانه عفو والار را نپذیرفت بخاطر تمام کسانی که برعلیه مورگوث جنگیده بودند. [3] اکنون او آخرین رهبر شورشی باقی مانده نولدولی بود. [17]

[1] : Morgoth's Ring, Later Quenta Silmarillion, Of the Princes of Eldalië
[2] : Unfinished Tales, Numenorean Linear Measures
[3] : Peoples of Middle-earth, The Shibboleth of Fëanor
[4] : Nature of Middle-earth, Notes to XVI Galadriel and Celeborn
[5] : Unfinished Tales, History of Galadriel and Celeborn
[6] : Nature of Middle-earth, XVI Galadriel and Celeborn
[7] : Silmarillion, Of the Flight of the Noldor
[8] : War of the Jewels, Grey Annals
[9] : Peoples of Middle-earth, notes to The Tale of Years
[10] : Letters of Tolkien, 348
[11] : The Hoard
[12] : Lost Road, Annals of Beleriand
[13] : Letters of Tolkien, 131
[14] : War of the Jewels, Tale of Years
[15] : Silmarillion, the War of Wrath
[16] : Nature of Middle-earth, XVIII Elvish Ages and Numenorean
[17] : Road Goes Ever On

📖 | #Lore
🧝🏻‍♀ | #Galadriel
🗺️ | Middle Earth
👍324
گالادریل و دوران دوم
(پارت اول)

750 سال از سقوط انگباند و ویرانی بلریاند گذشته بود، و حالا گالادریل پر شده بود با حس کردن نیروی اهریمنی یک مایای مورگوث در شرق [1].

اوازه شکوه قلمروی دورف ها و کشف فلز میثریل به گوش گالادریل و دوست صمیمیش کلبریمبور و بقیه نولدور رسید [2]. بدین ترتیب کلبریمبور و گالادریل و همسرش کلبورن از کوهستان آبی گذشتند بهمراه دسته بزرگی از نولدور، و به قلمرویی که آن را ارگیون نامیدند رفتند [3]. کلبورن و گالادریل و مخصوصا کلبریمبور در بنا گذاری ارگیون نقش بزرگی ایفا کردند. [4] [5]

گالادریل ارگیون را برگزید به دلیل آگاه بودنش از دورف ها. کلبورن علاقه ای به هیچ دورفی نداشت، و هرگز آنها را به خاطر نقششان در نابودی دوریاث نبخشید. اما دورف های موریا بی گناه بودند و نقشی در آن نبرد شرارت امیز نداشتند. در هر صورت، گالادریل در این زمینه دوراندیشتر از کلبورن بود. و او از همان ابتدا دریافت که سرزمین میانه را نمی‌توان از «بقایای شر» که مورگوت پشت سر خود گذاشته بود نجات داد، مگر با اتحادی از همه مردمانی که به راه و شیوه خودشان و به اندازه خودشان ضد اهریمن بودند. بانو همچنین به دورف ها با چشم یک فرمانده نگاه می کرد و در آنها بهترین جنگجویان را می دید که در مقابل اورک ها بکارد. علاوه بر این، گالادریل یک نولدو بود، و با ذهن دورف ها و عشق پرشور آنها به صنایع دستی همدرک بود، یک همدرک بودن و عاطفه یکسان بسیار بیشتر از آن چیزی که در میان بسیاری از الدار وجود داشت: دورف ها «فرزندان آئوله» بودند، و گالادریل، مانند بسیاری دیگر از نولدور، شاگرد آئوله و یاوانا بود در والینور. [1]

گیل گالاد و گالادریل و کلبریمبور اتحادهای بزرگی درست کردند، و این سائرون را شدید هراسان کرد. [1]

در ارگیون، کلبریان، دختر گالادریل بدنیا آمد [4]

کلبریمبور پرسید: "ایا قرار است از روی دریا بگذری؟“
گالادریل گفت: ”نهی، انگرود از دست رفته، ائگنور از بین رفته، و فلاگوند دیگر نیست. از فرزندان فینارفین من آخرینم. ولی قلبم هنوز مغرور است. مگر چه اشتباهی خاندان طلایی فینارفین مرتکب شده که من باید عفو والار را جویا شوم، یا که راضی باشم به جزیره ای در دریا که سرزمین بومی اش آمان متبرک بود؟ همینجا من تواناتر هستم.“
کلبریمبور که میخواست غم گالادریل را کاهش دهد و به قدرت شفا بخشی طبیعت بانو بیفزاید، برای او جواهر اله سار را ساخت [1].

نوعی سقوط دوم یا 'خطای' الف ها را می بینیم... آنها صلح و سعادت و خاطره مطلق 'غرب' را می خواستند، و در عین حال همچنین اینکه روی زمین معمولی باقی بمانند، جایی که قدر و منزلت آنها به عنوان عالیترین نژاد آنجا بسی زیادتر بود تا از پایین ترین طبقه والینور. بنابراین، آنها در مورد «محو شدن» وسواس پیدا کردند، حالتی که در آن تغییرات زمان توسط آنها درک می شد. آنها غمگین شدند و هنرشان وابسته به باستان، و تلاش آنها واقعاً نوعی مومیایی کردن بود - اگرچه انگیزه کهن نژاد خود، زینت زمین و شفای دردهای آن را نیز حفظ کردند. [6]

فراتر از باور، مردی زیبا ظاهر شد که میگفت توسط والار فرستاده شده تا ارزوی الف ها را به حقیقت بپیونداند. گالادریل موفقیت آمیز بود که دسیسه های او را در لورین خنثی کند، درحالی که گیل گالاد به او حتی اجازه ورود به لیندون را نداد. اما او شانس بهتری با نولدور ارگیون داشت، مخصوصا با کلبریمبور که ارزومند پیشی گرفتن از هنرهای پدربزرگش فئانور بود [1].

آن مایا برخود اسم آناتار آرتنو آئولندیل را گرفته بود، ارباب هدایا، آهنگر برین، مرید والا آئوله [1]. و به مردم ارگیون گفت که به آنها کمک خواهد کرد تا سرزمین میانه را درحد سرزمین والار زیبا کنند و جلوی "به محو رفتگی" را بگیرند [7].

این واقعاً یک حمله پنهان به والار بود، تحریکی برای تلاش برای ایجاد یک بهشت ​​مستقل جداگانه نامیرا در سرزمین های میرا [6].

گالادریل گفت که "این یکی آئولندیل در فرقه آئوله نبود در والینور". و بانو او را طرد کرد و توبیخ کرد، درحالی که او با تمام مهربانی و شکیبایی سعی میکرد بانو را ارام کند، اما بانو هرگز او را نپذیرفت [1]. آناتار دریافت که هماورد خود را ملاقات کرده است، و او خشمش نسبت به گالادریل را پنهان میکرد [8]. اما کلبریمبور و فرقه برادران جواهرسازانش آناتار را بعنوان استاد صنعت خود پذیرفته بودند [1].

(پارت بعدی)

[1] : Unfinished Tales, History of Galadriel and Celeborn
[2] : Appendix B to Lord of the Rings
[3] : Road Goes Ever On
[4] : Nature of Middle-earth, Part One : Time and Ageing
[5] : Parma Eldalamberon 17
[6] : Letters of Tolkien, 131
[7] : Silmarillion, Of the Rings of Power
[8] : Nature of Middle-earth, XVI Galadriel and Celeborn

📚 | #Lore
🧝 | #Celebrimbor #Galadriel #Annatar
🗺️ | Middle Earth
👍172👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💯 صفحه رسمی سریال ارباب حلقه‌ها🔥

تاریخ پخش سریال:
🕐 11 شهریور ساعت 5:30 بامداد به وقت ایران، دو قسمت اول همزمان پخش می‌شود

و سپس، قسمت های دیگر هفتگی منتشر خواهند شد:
🕑 جمعه ها ساعت 8:30 بامداد به وقت ایران

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥11
(پارت قبلی)
گالادریل و دوران دوم
(پارت دوم)

گروه جواهرسازان با کمک آناتار به اوج هنر خود رسیدند و هنرشان از همه پیشی گرفت مگر از خود فئانور [1]. و بلخره آنان با اموزه های آناتار ساخت حلقه های قدرت را اغاز کردند، اما کلبریمبور مخفیانه سه حلقه ساخت که آناتار هرگز آنان را لمس نکرد [1]، با این حال تا حدی برمبنای دستورالعمل های اموزش های او ساخته شده بودند [2].

مدتی بعد آناتار حلقه ای واحد برای خود ساخت، و کلبریمبور از دور صدایی شوم شنید: حلقه ای است از برای حکم راندن، حلقه ای است برای يافتن. حلقه ای است برای آوردن، و در تاريکی به هم پيوستن.
کلبریمبور فورا حلقه ها را از دست در آورد، زیرا که تشخیص داد آناتار کسی نیست جز خود سائرون [3]، آن آئولندیل که مدت ها قبل از اینکه الف ها چشم به جهان باز کنند یار ملکور شد.

و هنگامی که سائرون حلقه برتر را به دست داشت او می‌توانست تمام کارهایی را که با حلقه‌های کهتر انجام می‌شد دریابد، و می‌توانست افکار کسانی را که آنها را به دست می‌کردند ببیند و بر آنان حکومت کند. [1]

کلبریمبور با گالادریل بار دگر شورا گرفت، باید که همه حلقه ها را نابود میکردند، ولی نتوانستند نیروی لازم را در دل پیدا کنند. بدین ترتیب، گالادریل او را مشورت داد که حلقه های سگانه مخفی شوند، و هیچگاه از آنان استفاده نکنند (تا وقتی سائرون حلقه حاکم را صاحب است). کلبریمبور ننیا را به گالادریل سپرد، و دوتای دیگر را فرستاد نزد گیل گالاد، و او ناریا را به کیردان داد. [4]

پس از 95 سال ساخت ارتش، سائرون به ارگیون حمله کرد. گیل گالاد ارتشی به فرماندهی الروند فرستاد، اما راه درازی بود تا ارگیون [4]. گالادریل و کلبورن در دفاع از ارگیون جنگیدند [5]، و الروند نیز بلخره به آنان ملحق شد [4].

کلبریمبور عاجزانه جلوی سائرون ایستادگی کرد، اما شکست خورد و کارگاهش را ویران کردند و انجا سائرون حلقه های نهگانه را یافت. با شکنجه بسیار توانست جای حلقه های هفتگانه را از زبان کلبریمبور درآورد [4]، اما وقتی راز اماکن مخفی حلقه های سگانه فاش نشد، سائرون شخصا او را کشت [5].

در غضب سیاه سائرون به نبرد برگشت و جسد کلبریمبور که با تیرهای اورکی سوراخ شده بود را بر روی میله ای بعنوان بنرش حمل میکرد، و حالا حدس میزد که اگر قرار است به حلقه های سگانه برسد باید که با فتح کردن گالادریل و گیل گالاد به خواسته اش برسد. گالادریل، کلبورن، الروند و گلورفیندل و همه بازماندگان آن روز از پای در می آمدند، اگر بخاطر اتحاد ارگیون با موریا و لورین نبود. زیرا دورین ارتش دورفیش را فرستاد، و با آنان امروث بهمراه الف های لورین آمد. الروند توانست خود را برهاند و عقب نشینی کند، و سنگر و پناهگاه ریووندل را بنا کند. سائرون رویش را از الروند بازگرداند و به جنگ با بقیه سپاهیان دشمنانش پرداخت، و آنان را به عقب راند به درون موریا. ولی دروازه های دورین را بستند، و سائرون نمیتوانست وارد شود. او تا ابد از دورف ها کینه داشت.[4]

در یکی از روایت ها آمده است که کلبورن از درون موریا گذشت و لورین را برعلیه سائرون تقویت کرد درحالی که گالادریل به گیل گالاد در لیندون پیوست، اما در روایت های دیگر بیان شده است که گالادریل و کلبورن هردو بعد از سقوط ارگیون بهمراه دنبال کنندگان عمده ای از نولدور تبعیدی از درون موریا عبور کردند و به کمک به لورین رسیدند. [4]

سائرون کل اریادور را تسخیر کرد، بجز ریووندل که محاصره شده بود. گیل گالاد داشت عاجزانه از بندرگاه های خاکستری دفاع میکرد، که دقیقا سر وقت ناوگان نومه نوری ها بلخره از راه رسید و سائرون شدید شکست خورد و به عقب رانده شد، و در نبرد گواثلو نیز دوباره به ویرانی کشیده شد، و محاصره ریوندل درهم شکسته شد. اریادور کاملا از دشمن پاکسازی شد، و سائرون تنها فقط بهمراه یک بادیگارد به زور جان سالم بدر برده بود و وقتی تحقیر شده به شرق برگشت سوگند انتقام برعلیه نومه نور یاد کرد. [4]

الروند حلقه ویلیا را دریافت کرد. و گالادریل مصمم تر از همیشه بر خود این وظیفه را به عهده گرفت که به هیچ وجه از سرزمین میانه نرود تا وقتی که خود سائرون کشته نشده و کاملا بطور نهایی مغلوب نشده. [4]

(متاسفانه تالکین بقیه داستان گالادریل و کلبورن در دوران دوم را نتوانست قبل از درگذشتش به اتمام برساند. و فقط گفته است که قبل از نبرد اخرین اتحاد دو بار به لورین برگشتند و در دوران سوم وقتی سائرون دوباره برگشت، آن دو دوباره در لورین اقامت گزیدند...[4])

[1] : Silmarillion, Of the Rings of Power
[2] : Letters of Tolkien, 144
[3] : Fellowship of the Ring, Council of Elrond
[4] : Unfinished Tales, History of Galadriel and Celeborn
[5] : Nature of Middle-earth

📚 | #Lore
🧝 | #Celebrimbor #Galadriel #Sauron
🗺️ | Middle Earth
8👍5👏3👎1🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Exclusive clip from Fire tv!
کلیپ جدید!

خازاد-دوم فوق العاده است 😍❤️‍🔥

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥121
برج شاه محصور شد. در اطراف بناء، اژدهای آهنین شعله‌‌افکن با دمش تازیانه می‌زد و بالروگ‌ها دور او بودند. در آنجا منزل شاه در پریشانی شدیدی بود و ضجه‌های وحشت منطقه را پر کرده بود. چنین بود تجاوز به تالارهای تورگون، و شجاعت عالی‌صفتِ خاندان شاهوار در ایستادگی‌اشان تمرکز قدرت دشمن را به خود دربرگرفت

ایدریل: «وای بر من که پدر حتی بر قله‌ی برجش در انتظار نابودی‌ست، اما هفت بار وای برانکه لردش جلوی ملکور سقوط کرده و دیگر در منزل قدم نخواهد زد»

تور: "ایدریل، من هم لردت هستم و من زنده‌ام، اما اکنون پدرت را خواهم اورد به اینجا، حتی اگرچه از مابین جهنمین ملکور باشد!" خواست به تنهایی از تپه پایین رود، از اندوه همسرش مجنون شده بود. اما بانو در طوفان گریه‌اش به هوش آمد، زانوهای او را در بغل گرفت و گفت: "عالیجناب من!" و او را به تأخیر انداخت

ناگهان از آن مکان پریشان فریاد برخاست. برج را شعله غوطه‌ور شد و در ضربت آتش فرو ریخت، زیرا اژدهایان بنیاد آن و همه کسانی که آنجا ایستادگی کرده بودند را در هم شکستند. عظیم بود طنین آن سقوط وحشتناک، و در آن تورگون پادشاه گاندولین درگذشت

📖 | #Lore - HoME2
🧝 | #Turgon
🗺 | Middle Earth
🔥14👍4😢21
"این ها در گاندولین ساخته شدن... این، گاندالف، گلامدرینگ بود، دشمن-کوب که پادشاه گاندولین زمانی به دست داشت. به خوبی از آنان نگهداری کنید!"
- الروند نواده تورگون پادشاه گاندولین

توضیحات بیشتر

📖 | #Lore | #Quote - The Hobbit
🧝 | #Elrond #Glamdring #Weapons
🗺 | Middle Earth
👍83
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Unite against the darkness. The Rings Of Power debuts September 1 at 9pm ET/September 2 at 2am UK.

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥10👎3🤩2👍1
هفت ساعت، هفت ساعت موسیقی متن سریال قراره بزودی منتشر بشه.

بعد از هر پخش یک آلبوم جداگانه خواهیم داشت.

🚨 | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥10👎1