Middle-earth | ارباب حلقه‌ها
10.6K subscribers
4.75K photos
822 videos
171 files
3.58K links
سرزمین میانه، مرجعی برای هواداران ارباب حلقه‌ها

راه ارتباطی: @Amir_H103

Archive Channel: @MiddleEarth_Archive
Group: @MiddleEarthGp
GOT Channel: @Se7enKingdoms
Instagram: instagram.com/MiddleEarthGateway
YouTube: youtube.com/@Legendarium.Persian
Download Telegram
🔅 هادور زرین سر از نجیب زادگان اداین بود که الدار بسیار دوستاش می داشتند. تا زنده بود زیر فرمانروایی فین‌گولفین می‌زیست که اراضی گسترده ای را به نام دور-لومین در ناحیه هیت‌لوم به او واگذاشته بود. دخت‌اش گلوره‌دل با هالدیر پسـر هالمير، فرمانروای آدمیان بره‌تیل پیوند زناشویی بست؛ و در همان مراسم جشن، پسر او گالدور بلندبالا، هارت دخت هالمیر را به زنی گرفت.

🔰 گالدور و هارت را دو پسر بود، هورین و هور. هورین سه سالی بزرگتر از برادر، اما به برز و بالا کوتاه تر از دیگر مردان هم نژاد خویش بود؛ از این بابت به خاندان مادرش رفته بود، اما از جوانب دیگر شبيه پدربزرگش هادور بود: خوش چهره، زرین موی، تنومند و آتشی مزاج. اما آتش درونش پیوسته و آهسته مشتعل و شکیبایی و اراده‌اش بسیار بود. او در قیاس با آدمیان شمال از تمهیدات نولدور بیشتر آگاهی داشت. برادرش هور، بلندبالا بود، بلندبالاتر از همه اداین، مگر پسرش تور، و دونده ای چالاک بود؛ اما اگر مسابقه طولانی و سخت می شد. هورین نخستین کسی بود که به منزل می رسید، زیرا در انتهای مسیر همان قدر با استقامت می دوید که در آغاز. دو برادر همدیگر را سخت دوست می داشتند، و در دوران جوانی به ندرت از هم جدا بودند.

هورین با مورون دختر باراگوند پسر بره گولاس از خاندان بئور عهد زناشویی بست. زن، بدین سان از خویشان نزدیک برن یک‌دست بود. مورون، سیاه گیسو بود و بلندبالا و مردان او را به سبب برق نگاه و زیبایی چهره اش، الدون، زیبای الفی نام داده بودند؛ اما کمابیش خلق و خویی سختگیر داشت و مغرور بود. مصائب خاندان بنور دلش را پراندوه ساخته بود؛ و او پس از ویرانی واقعه براگولاخ همچون تبعیدیان از دورتونیون به دور-لومین آمد. تورین نام بزرگترین فرزند هورين و مورون بود، و او در همان سالی زاد که برن به دوریات آمد و با لوتین تینوویل دختر تین‌گول آشنا شد. مورون دختری نیز برای هورین به دنیا آورد و نام این دختر اورون بود، اما در زندگی کوتاهش همه او را لالایت صدا می زدند که به معنی خنده است.

هور با ریان دختر عموی مورون عهد زناشویی بست. ریان دختر بله‌گوند پسر بره‌گولاس بود. از تقدیر بی‌رحم در چنین روزگاری پای بر گیتی نهاده بود، چه، او نرم دل بود و جنگ و شکار، هیچ یک را دوست نمیداشت. عشق او معطوف به درختان بود و گل‌ها و طبیعت، و ترانه خوان و ترانه سرا بود. دو ماه از زناشویی با هور سپری نشده بود که شـوی به اتفاق برادر روانه نیرنایت آرنویدیاد شد و زن از آن پس هرگز او را ندید.

🧔🏼‍♂ | #Edain – Mens
📚 | #Lore#TheChildrenofHúrin
🗺 | Middle Earth
👍124👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💯 صفحه رسمی سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه های قدرت:

🔹 اهریمن هیچگاه نمی‌خوابد؛ صبر می‌کند.

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
❤‍🔥202👍1🔥1
💯 سریال ارباب حلقه ها: حلقه های قدرت از 2 سپتامبر بصورت هفتگی پخش می‌شود و بعد از هر قسمت یک آلبوم موسیقی جداگانه منتشر خواهد شد!!!!❤️‍🔥

🚨 | #News
🎧 | #Music
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥26👍3🤯3
"جنگ حلقه در هر صورت برای الروند به اندوه ختم می شد؛ او یا بایستی به همراه خویشانش می گریخت از ویرانی و سایه فتح کننده، یا بایستی از آروون تا ابد جدا می شد. زیرا که یا آراگورن از دست می رفت (و الروند او را درحد پسران خودش دوست می داشت)، یا آراگورن با دخترش آروون ازدواج می کرد."
— مردمین سرزمین میانه

"آن [تبعیدی ها] که بیش از حد لازم درنگ کردند [در ماندن در سرزمین میانه]، کسانی بودند که شیفته سرزمین میانه بودند و در عین حال خواهان زیبایی تغییر ناپذیر سرزمین والار بودند. از این رو ساخت حلقه ها. زیرا حلقه های سه‌گانه دقیقاً دارای قدرت حفاظت بودند، نه تولد [و زایش چیزهای نو]. با وجود اینکه لکه نخورده بودند، چون توسط سائرون ساخته نشدند و توسط او لمس نشدند، با این حال تا حدی محصول آموزش او بودند و در نهایت تحت کنترل حلقه یکتا بودند. بنابراین، همانطور که خواهید دید، وقتی یکتا از بین می رود، آخرین مدافعان افسانه و زیبایی الف های برین از قدرت برای عقب نگه داشتن زمان خلع می شوند، و عزیمت می کنند."
— نامه های تالکین

"هیچ کس آخرین ملاقات آروون با پدرش الروند را ندید، زیرا آنها به تپه ها رفتند و در آنجا طولانی با هم صحبت کردند و فراق آنها تلخ بود که باید فراتر از انتهای جهان ادامه یابد."
— بازگشت پادشاه

گالادریل، کلبورن، الروند و گاندالف "با هم زیر ستارگان می نشستند و دوران گذشته و همه شادی ها و زحمات خود را در دنیا به یاد می آوردند یا در مورد روزهای آینده مشورت می کردند. اگر هر سرگردانی شانس عبور می کرد، کمتر چیزی می دید یا می شنید، و به نظرش فقط این بود که چهره های خاکستری را می دید که در سنگ تراشیده شده بودند، یادگاری از چیزهای فراموش شده که اکنون در سرزمین های عاری از مردم گم شده اند."
— بازگشت پادشاه

“با سقوط «سلطه» تلاش‌های اندک آنها برای حفظ گذشته به درون تکه تکه شدن فروریخت. هیچ چیز دیگری در سرزمین میانه برای آنها وجود نداشت، جز خستگی. بنابراین الروند و گالادریل رخت بر می بندند.“
— نامه های تالکین

آنها سعی کردند سرزمین میانه را نجات دهند، و سرزمین میانه نجات یافت، ولی نه برای آنان.

آه، البرث گیلتونیل، ملکه ستارگان،
ای که نگاه می اندازی بر ما از آسمان
ای که ستارگان را روشن کردی پیش از طلوع خورشيد
ما هنوز هم تو را به یاد داریم در فراسوی دریا ای که نور در فلک دمید
هنوز هم درخشش ستارگان بر دریاهای غربی
در خاطره در روح ما است درحال زندگانی


”و به آهستگی کشتی از زمین طویل خاکستری دور شد. و نور شیشه گالادریل که فرودو با خود داشت برق زد و گم شد. و کشتی به دریای آزاد رفت و به سمت غرب رفت، تا اینکه سرانجام در یک شب بارانی فرودو عطری شیرین در هوا استشمام کرد و صدای آوازی را شنید که از روی آب می آمد. و سپس به نظرش رسید که مانند رویای خود در خانه تام بامبادیل، پرده خاکستری باران به شیشه ای نقره ای تبدیل شد و به عقب برگردانده شد، و او سواحل سفید را دید، و فراتر از آنها سرزمینی سرسبز را در زیر طلوع تند خورشید.“
— بازگشت پادشاه

"در واقعه، به اثبات رسید که فداکاری غرور و اعتماد گالادریل به قدرت های خود و امتناع مطلق او از هرگونه تقویت غیرشرعی آنها بود که کشتیی را فراهم کرد که او را به میهنش برساند.“
— مردمین سرزمین میانه

و بدین ترتیب دوران سوم به اتمام رسید، و خاتمه ای امد به اواز حلقه های قدرت و روزگاران آن عصر.

📚 | #Lore
🗺 | Middle Earth
8👍4👎1
💓 سپس قلب فیندویلاس از گویندور (که به خاطر دردهایش در انگبند نیمه فلج شده بود) برگشت و عشق او به تورین سپرده شد. و تورین او را دوست داشت، اما صحبتی نکرد در این مورد، زیرا به گویندور وفادار بود. سپس فیندویلاس که در دل پاره شد، اندوهگین شد. و او رنگ پریده و صامت شد. اما گویندور با دیدن آنچه بر سرش آمده بود، دلش تلخ بود و مورگوت را نفرین کرد، که بدین ترتیب می‌توانست دشمنانش را هر کجا که می‌دویدند با پریشانی تعقیب کند. او گفت: "و اکنون بالاخره، من داستان انگبند را باور می کنم که مورگوت هورین و همه خانواده اش را نفرین کرده است."

💔 و زمانی با فیندویلاس صحبت کرد و گفت: "دختر خاندان فینارفین، مبادا غم و اندوهی بین ما وجود داشته باشد، زیرا اگرچه مورگوت جان مرا ویران کرده است، اما هنوز تو را دوست دارم. اما برو به جایی که عشق تو را می برد! با این حال مراقب باش! برآورده نمی شود که فرزندان بزرگتر باید در مقابل کوچکتر خم شوند. سرنوشت نیز دچار آن نخواهد شد، بجز یک یا دو بار فقط برای چنان دلایل عظیم سرنوشت. اما این مرد برن نیست. سرنوشت به راستین که بر او افتاده، چنانکه چشمان بینایی ممکن است در او بخواند، اما سرنوشتی تاریک. وارد آن نشوید! و اگر بخواهی این کار را کنی، عشقت به تو خیانت خواهد کرد به درون جانسوزی و مرگ. چه بنگر! این نه ایاروائت است و نه مورمگیل، بلکه تورین پسر هورین است."

💬 | #Dialogue
🧝🏻‍♀ | #Finduilas & #Gwindor
📚 | #Lore — The War of the Jewels
🗺 | Middle Earth
👍92👎1😢1
الانور گفت: خیلی غم انگیز بود برات وقتی که گنجینه ات فرودو رفت، پدر سم عزیز.

سم گفت: همینطور بود، الانورهله. همینطور بود، ولی الان دیگه نیست. زیرا چرا؟ یه دلیلش اینه که اقای فرودو رفته جایی که روشنایی الف ها کمرنگ نمیشه. و لیاقت جایزه اش رو هم داشت. ولی منم سهم خودم رو داشتم. من کلی گنجینه ها داشته ام. من یه هابیت خیلی ثروتمندی هستم. ولی یه دلیل دیگه هم هست... قبل از اینکه رفت اقای فرودو به من گفت نوبت من هم شاید فرا برسه.

الانور گفت: و وقتی خستگی شما رو بگیره شما میرید پدر سم. شما میرید به بندرگاه ها با الف ها. سپس من با شما خواهم رفت. من از شما جدا نخواهم شد، مثل جوری که آروون با الروند شد.

سم او را لطیفانه بوسید و گفت: شاید, شاید. و شایدم نه. انتخاب لوتین و آروون سراغ خیلی ها میاد الانورهله، یا یه چیزی مثل اون، و عاقلانه نیست که قبل از زمانه اش انتخاب کنی.

استاد سم وایز دم در ایستاد و به شرق نگاه کرد و بانو رز رو سمت خودش کشید و بغلش کرد و گفت: بیست و پنجم مارس! این روز هیفده سال قبل، رز همسر جان، من فکرشم نمیکردم که تو رو دوباره بتونم ببینم. ولی به امید داشتن ادامه دادم.

خانوم رز گفت: من اصلا امیدوار نبودم سم، نه تا دقیقا همون روز، سپس یهویی امیدوار شدم. ظهر هنگام بود، و اینقدر حس خوشی کردم که شروع کردم اواز خوندن. و مامان گفت ساکت دختر، زورگوها اطراف هستن. و من گفتم بزار بیان! زمونه اشون بزودی تموم میشه، سم داره برمیگرده. و تو برگشتی.

سم گفت: برگشتم، به دوست داشتنی ترین مکان دنیا. به رزم و باغچه ام.

اونا رفتن داخل، و سم در رو بست، ولی تا داشت در رو میبست ناگهان شنید، عمیق و ناارام، آه و زمزمه دریا را بر روی سواحل سرزمین میانه.

سال ها گذشت... سم هفت بار شهردار شایر شد. و سرانجام در سال 61 از دوران چهارم، بانو رزی از دنیا رفت. سپس سم کتاب سرخ را به دخترش الانور داد و به برج تپه ها رفت و اخرین بار الانور او را دید. الانور روایت میکند که پدرش از برج ها گذشت، و به بندرگاه های خاکستری رفت، و از روی دریا عبور کرد، آخرین از حاملان حلقه.

👱‍♂ | #Samwise
📚 | #Lore — Sauron Defeated
🗺 | Middle Earth
13👍3😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 سه گانه ارباب حلقه ها برنده 17 جایزه اسکار❤️‍🔥

🎞 | #VideoEdit
🗺 | Middle Earth
25❤‍🔥4👍3🔥2
Today in Middle Earth 🔙

📅 22 August

بیلبو با عنکبوت ها می‌جنگند؛ احساس کرد چیزی او را لمس میکند، یک رشته چسبناک در مقابل دست چپش قرار داشت، وقتی خواست حرکت کند متوجه شد پاهایش در آن چیز چسبناک پیچیده شده است.

📆 سال 2941 دوره سوم.


شاه اله‌سار و ملتزمین به آیزنگارد می‌آیند و می‌بینند چگونه انت‌ها آن‌ها رو مشغول خود کردند و دایره سنگی آنجا رو نابود کردند.

📆 سال 3019 دوره سوم.

📆 | #Anniversary
| #TodayinMiddleEarth
🗺 | Middle Earth
👍81
امروز تولد 51 سالگی ریچارد آرمیتاژ بازیگر نقش تورین سپربلوط در سه گانه هابیته❤️

📆 | #Anniversary
🎂 | #HBD
🗺 | Middle Earth
33👍5👎3🔥2🕊1
❤️‍🔥 تریلر جدید فردا

🚨 | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥8👍4
💯 2 قسمت ابتدایی سریال ارباب حلقه ها: حلقه های قدرت 31 آگوست (9 شهریور)، برای یک شب در 200 سالن سینما از 8 کشور جهان (از جمله ایالات متحده، بریتانیا، استرالیا، کانادا، نیوزیلند و...) اکران خواهد شد!

📌 با این حال تاریخ پخش سریال از پرایم ویدیو تغییری نمیکند و همچنان جمعه 2 سپتامبر (11 شهریور)، در ساعتی که در این پست که پیشتر اطلاع رسانی کردیم خواهد بود.

لینک تهیه بلیط:)

🚨 | #News
🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍11😢4👎3
Middle-earth | ارباب حلقه‌ها
❤️‍🔥 تریلر جدید فردا 🚨 | #News 🔰 | #LOTRROP 🗺 | Middle Earth
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💯 صفحه رسمی سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه های قدرت:

🔹 آخرین تریلر سریال فردا منتشر می‌شود.

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥13👍31
آنکالیمه اولین ملکه حکمفرمای نومه نور بود.

او تنها فرزند پادشاه الداریون دریانورد بود. وقتی که الداریون خواست وارثش را انتخاب کند، قوانین وراثت عصای سلطنتی را تغییر داد، و حالا فرزند مونث ارشد نیز میتوانست به سلطنت رسد.

دخترش آنکالیمه، شاهدخت-چوپان، به سلطنت رسید، ولی مانند پدرش دوست الف های سرزمین میانه نشد، بلکه قانون انزوای نومه نور را اجرا کرد و به الف ها کمکی نرساند. زیرا که باور داشت سعادت نومه نور از بین خواهد رفت اگر نومه نور در کارهای سرزمین میانه دخالت کند. و سال ها بعد از درگذشت آنکالیمه، همینگونه نیز شد. گسترش مستعمره نومه نور در سرزمین میانه، و ارتباطشان با الف ها، شعله حسادت و شعله عطش قدرت بی خاتمه را درون آنها بیدار کرد.

👑 | #Ancalime
📚 | #Lore — Unfinished Tales
🗺 | Middle Earth
👍76
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨 کلیپ جدید لو رفته از سریال؛ دورین چهارم و پرنسس دیسا همراه الروند سر میز شام!

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
14👍2🔥2
نولوفینووه (بعدها شناخته شده بعنوان فینگولفین) یکی از پسران فینووه پادشاه نولدور بود.

برادر ناتنی او کوروفینووه فئانورو (بعدها شناخته شده بعنوان فئانور) بود. در کتاب مردمین سرزمین میانه آمده است که: فئانور حتی قبل از اینکه فینگولفین بدنیا بیاید از او متنفر بود، زیراکه از ازدواج دوم پدرش فینووه بیزار بود و همینطور از فرزندان زن دومش.

فئانور پرنس نخست و ارشد نولدور بود، و او به جانشین فینووه بودن می بالید، و شدید عاشق پدرش بود، و نمیخواست این جایگاه ها و مقام ها و علاقه پدرش به او را هرگز از دست دهد.

سرانجام به سر رسید که فینگولفین بلخره اعلام کرد که او رهبری فئانور را پذیرا است. در سیلماریلیون امده است که فینگولفین با فئانور دست داد و گفت: "ای از خون برادر ناتنی، در دل برادری تمام برای تو خواهم بود. تو رهنما خواهی بود. و من از پی روان. بادا که هیچ کدورتی ما را از هم جدا نگرداند."

اما وقتی که ملکور بهمراه اونگلیانت دو درخت را به قتل رساند و فینووه را از بین برد و جواهرات سیلماریلی فئانور را غارت کرد، فینگولفین به عهدش وفا نکرد. آورده شده است که فئانور شورش کرد برعلیه والار تا به سرزمین میانه به جنگ علیه مورگوت رود و انتقام بگیرد و جواهرات سیلماریلی که پدرش جان خود را داده بود تا از آنها توسط ملکور مورگوت محافظت کند را از مورگوت بازستاند. در کتاب مردمین سرزمین میانه آمده است که در آن روزگار سیه، "فئانور از رهبری محروم شد و بخش بزرگی از نولدور که والینور را ترک کردند تحت فرمان فینگولفین راهپیمایی کردند. ...در پایان با وجود دشمنی بین او و فئانور، او با اراده کامل به شورش و تبعید پیوست، اگرچه همچنان ادعای پادشاهی بر همه نولدور را داشت." فئانور بسیار ازرده خاطر شد و اعتراض کرد که جایگاه حق او بعنوان وارث راستین را از او دارند میدزدند (و عهد شکنی میکنند). ولی فینگولفین گفت: "من در سرزمین میانه یک مأموریت دارم، انتقام خون پدرم از مورگوت، که والار او را در میان ما رها کردند. فئانور اولویتش جویا شدن گنجینه های دزدیده شده خود است."

اما سخنرانی فینگولفین درباره فئانور بر پایه حقیقت نبود، بلکه فقط بر پایه دشمنی کورکورانه و جاهطلبی بود. زیرا که در سیلماریلیون آمده است که وقتی فئانور درباره دزدیده شدن جواهراتی که ساخته بود و قتل پدرش فینووه شنید او "سپس با ضجه ای از میدان سرنوشت فرار کرد و به درون شب دل گریخت, همانند کسی که توسط هم خشم و هم غم دیووانه شده، پریشان؛ زیراکه پدرش نزدش عزیزتر بود تا نور والینور یا ساخته های بی همتای دستانش: و چه کسی از پسران انسان ها یا الف ها ارزش پدرانشان را بالاتر نگهداشته؟"

دشمنی دو برادر شدید و شدیدتر شد. فئانور با کشتی های دزدیده شده از سرزمین قدسی رفت، و فینگولفین منتظر این بود که فئانور کشتی برای او بفرستد تا او هم به سرزمین میانه رود. در روایت سالیان آمان امده است که فئانور گفت "بگذارید انان که اسمم را نفرین کردند هنوز هم مرا نفرین کنند" و سپس دستور اتش زدن کشتی ها را داد تا برادرش و یاران برادرش نتوانند به سرزمین میانه برسند.

در کتاب مردمین سرزمین میانه روایت شده است که فینگولفین که نام حقیقیش آن زمان نولوفینووه بود، بعد از مرگ پادشاه نولدور اسمش را به اسم خود پیشوند زد، و اسمش را تبدیل به فینووه نولوفینووه کرد. "این در پی ادعای او مبنی بر این بود که رئیس تمام نولدور است پس از مرگ فینوه، و فئانور را چنان خشمگین کرد که بدون شک یکی از دلایل خیانت او در رها کردن فینگولفین و با کشتی های دزیده شده در رفتن بود."

سپس فینگولفین نگه داشتن غرورش و عطش پر از نفرت از برای دیدن دوباره فئانور را به توبه کردن ترجیح داد. بدین ترتیب، الف ها توسط رهبری فینگولفین و پسرانش و توسط رهبری فینرود و گالادریل، وقتی که راهی دیگر به سرزمین میانه پیدا نکردند گذر از جهنم یخی هلکاراکسه را به جان خریدند. بسیاری انجا از بین رفتند. و سرانجام بعد از سال ها زجر و مرگ و میر بلخره با اولین طلوع ماه پا به سرزمین میانه گذاشتند.

🗡️ | #Fingolfin
📚 | #Lore — History of Middle-earth
🗺 | Middle Earth
👍142
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The Lord of the Rings on Prime - No darkness will divide them.

تیزر جدید

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
👍12🔥3👎1
فینگولفین پادشاه برین نولدور فکر کرد که ویرانی کلی و شکست نهایی الف ها به سر رسیده و اینگونه بود که یاس و ناامیدی و خشم او را کاملا در بر گرفت و او سوار اسبش شد و تنها به انگباند تاخت.

و همه کسانی که تاخت او را دیدند در حیرت فرار کردند و تصور میکردند که خود اورومه شکارچی والار آمده است، زیرا جنون بزرگی بر او وارد شده بود، به طوری که چشمانش مانند چشمان والار می درخشید. بنابراین او به تنهایی به دروازه انگبند آمد و یک بار دیگر به آن کوبید و با به صدا درآوردن یک چالش بر روی شاخ نقره ای خود، مورگوت را برای مبارزه فرا خواند و فریاد زد: 'بیا بیرون، ای پادشاه ترسو، تا با دست خود بجنگی! لانه نشین، گرداننده بردگان، کذب گو و کمین نشین، دشمن خدایان و الف ها، بیا! زیرا من خواهان دیدن قیافه بزدل توام'

'بیا، گشوده باز کن ای شاه تاریک، درهای مخوف وقاحت بارت را!
به جلو بیا، ای کسی که آسمان و زمین از او نفرت دارد!
به جلوی آی، ای لرد هیولا صفت بزدل،
و با دست و شمشیر خود مبارزه کن،
ای تو که صاحبگردان دستگان بردگان هستی
ای تو ظالم احاطه شده با دیوارهای مستحکم
ای تو دشمن خدایان و نژاد الفی!
منتظرتم اینجا. بیا! چهره ترسوی پستت را نشان ده!"
سپس مورگوت به در آمد. زیرا او نمی توانست چنین چالشی را در برابر همه قوم و فرماندهان خود رد کند. اما فینگولفین از او ترسیده نبود، اگرچه او بر فراز پادشاه الف مانند سایه رعد یا طوفان بر فراز درختی تنها بود. آنها به مدت طولانی جنگیدند و رینگیل شمشیر فینگولفین ، مورگوت را با هفت زخم شکافت و فریادهای او در تمام سرزمین های شمالی شنیده شد. اما سرانجام فینگولفین که خسته شده بود، توسط گراند پتک جنگی بزرگی که مورگوث به عنوان یک گرز در دست داشت، به زمین کوبیده شد. و مورگوث پای خود را بر گردن او گذاشت و او را در هم شکاند. در آخرین ضربت خود، الف‌شاه پای دشمن خود را با رینگیل به زمین میخکوب کرد و خون سیاه به بیرون فوران کرد. و مورگوت تا ابد پایش لنگ شد.

توروندور پادشاه عقابان آمد و به مورگوت هجوم اورد و صورت او را خدشه دار کرد و جسد شاه الفی را بر مکان مرتفعی کنار شهر گاندولین گذاشت.

روخهلار اسب فینگولفین تا سرانجام نزد فینگولفین باقی مانده بود، ولی درنهایت مجبور شد از چنگ گرگینه ها فرار کند و در هیتلوم قلب شکسته اش او را کشت.


🗡️ | #Fingolfin
📚 | #Lore — History of Middle-earth
🗺 | Middle Earth
17👍5🔥3👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚨 فوری!... آخرین تریلر سریال ارباب حلقه ها: حلقه های قدرت منتشر شد🔥

تریلر اختصاصی پرایم ویدیو💣

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥30👎10👍5
SnapSave_io_The_Lord_of_the_Rings_The_Rings_of_Power_Official_Trailer.mp4
66.9 MB
ویدیوی HD و بدون متن تریلر جدید 🔥

🔰 | #LOTRROP
🗺 | Middle Earth
🔥6👍42
نگاهی به سپاه و گروه های بزرگ اورک ها در سریال 🔥

🖼 | #Shot
🗺 | Middle Earth
11👍5🔥2