To Be EN
https://youtu.be/r1-vUs6BsGI?si=7oP62gAH7865uYvE
تغییر زندگی با عادات کوچک و مستمر ممکن است.
1. خواب منظم،
2. نوشیدن آب به جای قهوه،
3. یادداشت کردن کارها،
4. بهبود وضعیت نشستن،
5. گفتن "نه" به تعهدات غیرضروری،
6. شروع تمرینات کوتاه
7. مدیریت زمان در شبکههای اجتماعی
از جمله عادات موثر هستند که میتوانند انرژی و تمرکز را افزایش دهند.
1. خواب منظم،
2. نوشیدن آب به جای قهوه،
3. یادداشت کردن کارها،
4. بهبود وضعیت نشستن،
5. گفتن "نه" به تعهدات غیرضروری،
6. شروع تمرینات کوتاه
7. مدیریت زمان در شبکههای اجتماعی
از جمله عادات موثر هستند که میتوانند انرژی و تمرکز را افزایش دهند.
To Be EN
https://youtu.be/-moW9jvvMr4?si=n9E0YfsfwQUsyuYC
۱. شروع مدیتیشن و چالش تمرکز
وقتی برای اولین بار مدیتیشن را یاد میگرفتم، به من گفته شد که فقط روی تنفسم تمرکز کنم و هر وقت ذهنم منحرف شد، آن را دوباره برگردانم. به نظر ساده میرسید، اما در عمل خیلی سخت بود. در دورههای مدیتیشن سکوت، حتی در زمستان از شدت تلاش عرق میریختم و هر فرصتی پیدا میکردم، چرت میزدم، چون این کار واقعاً خستهکننده بود. دستورالعمل ساده بود، اما من یک چیز مهم را متوجه نمیشدم.
۲. چرا تمرکز سخت است؟
تحقیقات نشان میدهند که حتی زمانی که واقعاً تلاش میکنیم روی چیزی تمرکز کنیم—مثل همین سخنرانی—حدود نیمی از ما به خیالپردازی میرویم یا وسوسه میشویم توییتر را چک کنیم. چرا؟
دلیلش این است که ما در حال مبارزه با یکی از قدیمیترین و بنیادیترین فرآیندهای یادگیری در مغز هستیم: سیستم پاداش و تقویت مثبت و منفی.
۳. چطور این سیستم کار میکند؟
مثلاً وقتی غذای خوشمزهای میبینیم، مغز ما میگوید: "کالری! بقا!" ما غذا را میخوریم، لذت میبریم، و مغز به ما میگوید که این تجربه را به خاطر بسپار. دفعه بعد، وقتی همان غذا را میبینیم، به خوردن ترغیب میشویم.
الگوی این چرخه این است:
🔹 محرک → 🔹 رفتار → 🔹 پاداش
اما مغز ما خلاقتر از این است. یاد میگیریم که این سیستم را در جاهای دیگر هم استفاده کنیم. احساس غم میکنیم؟ خب، چرا چیزی خوشمزه نخوریم تا حالم بهتر شود؟
همینطور، شاید در نوجوانی، برای اینکه در مدرسه جذابتر به نظر برسیم، سیگار کشیدن را شروع کرده باشیم. مغز ما یاد میگیرد که "دیدن فردی جذاب → کشیدن سیگار → احساس خوب" را به یک عادت تبدیل کند.
۴. مشکل این سیستم چیست؟
مشکل اینجاست که همین مکانیسم که برای بقای ما ساخته شده، حالا باعث رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری احساسی و سیگار کشیدن شده است. این عادتها میتوانند به چاقی، بیماریهای قلبی و حتی مرگ زودرس منجر شوند.
۵. چطور میتوان این چرخه را شکست؟
برگردیم به مدیتیشن. بهجای اینکه با مغزمان بجنگیم و سعی کنیم خود را مجبور به تمرکز کنیم، میتوانیم از این سیستم استفاده کنیم—اما با یک تغییر کوچک:
کنجکاوی.
وقتی در آزمایشگاه ما، شرکتکنندگان در برنامه ترک سیگار با مدیتیشن شرکت کردند، به جای اینکه از آنها بخواهیم سیگار را ترک کنند، از آنها خواستیم هنگام سیگار کشیدن فقط با دقت تجربهی خود را مشاهده کنند.
وقتی برای اولین بار مدیتیشن را یاد میگرفتم، به من گفته شد که فقط روی تنفسم تمرکز کنم و هر وقت ذهنم منحرف شد، آن را دوباره برگردانم. به نظر ساده میرسید، اما در عمل خیلی سخت بود. در دورههای مدیتیشن سکوت، حتی در زمستان از شدت تلاش عرق میریختم و هر فرصتی پیدا میکردم، چرت میزدم، چون این کار واقعاً خستهکننده بود. دستورالعمل ساده بود، اما من یک چیز مهم را متوجه نمیشدم.
۲. چرا تمرکز سخت است؟
تحقیقات نشان میدهند که حتی زمانی که واقعاً تلاش میکنیم روی چیزی تمرکز کنیم—مثل همین سخنرانی—حدود نیمی از ما به خیالپردازی میرویم یا وسوسه میشویم توییتر را چک کنیم. چرا؟
دلیلش این است که ما در حال مبارزه با یکی از قدیمیترین و بنیادیترین فرآیندهای یادگیری در مغز هستیم: سیستم پاداش و تقویت مثبت و منفی.
۳. چطور این سیستم کار میکند؟
مثلاً وقتی غذای خوشمزهای میبینیم، مغز ما میگوید: "کالری! بقا!" ما غذا را میخوریم، لذت میبریم، و مغز به ما میگوید که این تجربه را به خاطر بسپار. دفعه بعد، وقتی همان غذا را میبینیم، به خوردن ترغیب میشویم.
الگوی این چرخه این است:
🔹 محرک → 🔹 رفتار → 🔹 پاداش
اما مغز ما خلاقتر از این است. یاد میگیریم که این سیستم را در جاهای دیگر هم استفاده کنیم. احساس غم میکنیم؟ خب، چرا چیزی خوشمزه نخوریم تا حالم بهتر شود؟
همینطور، شاید در نوجوانی، برای اینکه در مدرسه جذابتر به نظر برسیم، سیگار کشیدن را شروع کرده باشیم. مغز ما یاد میگیرد که "دیدن فردی جذاب → کشیدن سیگار → احساس خوب" را به یک عادت تبدیل کند.
۴. مشکل این سیستم چیست؟
مشکل اینجاست که همین مکانیسم که برای بقای ما ساخته شده، حالا باعث رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری احساسی و سیگار کشیدن شده است. این عادتها میتوانند به چاقی، بیماریهای قلبی و حتی مرگ زودرس منجر شوند.
۵. چطور میتوان این چرخه را شکست؟
برگردیم به مدیتیشن. بهجای اینکه با مغزمان بجنگیم و سعی کنیم خود را مجبور به تمرکز کنیم، میتوانیم از این سیستم استفاده کنیم—اما با یک تغییر کوچک:
کنجکاوی.
وقتی در آزمایشگاه ما، شرکتکنندگان در برنامه ترک سیگار با مدیتیشن شرکت کردند، به جای اینکه از آنها بخواهیم سیگار را ترک کنند، از آنها خواستیم هنگام سیگار کشیدن فقط با دقت تجربهی خود را مشاهده کنند.
۶. تأثیر کنجکاوی روی ترک عادت
یکی از شرکتکنندگان گفت: "وقتی با دقت به سیگار کشیدن نگاه کردم، بوی آن مثل پنیر گندیده و طعمش مثل مواد شیمیایی بود. حالم بد شد!"
او همیشه میدانست که سیگار برایش مضر است، اما این بار آن را در عمق وجودش احساس کرد. این باعث شد که دیگر علاقهای به کشیدن سیگار نداشته باشد.
۷. چرا مغز ما در مقابل استرس به عادتهای بد برمیگردد؟
مغز ما بخشی به نام قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) دارد که مسئول تصمیمگیری منطقی است. این بخش میداند که نباید سیگار بکشیم یا پرخوری کنیم، اما مشکل اینجاست که وقتی استرس داریم، این بخش مغز اولین جایی است که از کار میافتد!
به همین دلیل است که وقتی خسته یا عصبی هستیم، ناخودآگاه به عادتهای قدیمی برمیگردیم—حتی اگر بدانیم که برایمان بد هستند.
۸. راه حل: آگاهی و رها کردن
به جای اینکه با خودمان بجنگیم، اگر بتوانیم واقعاً ببینیم که از این عادتها چه چیزی به دست میآوریم، بهتدریج از آنها دلزده و بیعلاقه میشویم. این همان چیزی است که مدیتیشن آگاهانه انجام میدهد:
🔹 مشاهده کنیم که درگیر عادتهای خود هستیم
🔹 متوجه شویم که این عادتها واقعاً آنقدر هم لذتبخش نیستند
🔹 بهطور طبیعی آنها را کنار بگذاریم
۹. قدرت کنجکاوی و تجربهی لحظهی حال
اگر به جای تلاش برای نادیده گرفتن میلهای خود، با کنجکاوی و دقت به آنها نگاه کنیم، متوجه میشویم که این احساسات و وسوسهها فقط یک سری حسهای زودگذر در بدن ما هستند.
مثلاً میل به چک کردن گوشی یا خوردن یک شیرینی، تنها چند حس فیزیکی مثل تنش و بیقراری است که بعد از مدتی از بین میرود.
۱۰. چطور از این روش در زندگی روزمره استفاده کنیم؟
حالا، اگر شما سیگار نمیکشید یا پرخوری نمیکنید، میتوانید از این روش در موقعیتهای دیگر استفاده کنید:
🔹 دفعهی بعد که حس کردید باید سریع موبایلتان را چک کنید، فقط چند لحظه مکث کنید و این میل را مشاهده کنید.
🔹 ببینید چه حسی در بدنتان ایجاد شده. آیا تنشی در انگشتانتان هست؟ آیا ذهنتان ناآرام است؟
🔹 بهجای اینکه سریع واکنش نشان دهید، با کنجکاوی به آن نگاه کنید.
این کار، به جای اینکه بارها و بارها در چرخهی عادتهای بیفایده گرفتار شویم، به ما کمک میکند تا قدرت انتخاب داشته باشیم و از چرخه خارج شویم.
✨ پس دفعهی بعد که وسوسهی انجام یک عادت ناخودآگاه را داشتید، فقط کنجکاو شوید و ببینید چه اتفاقی میافتد.
نتیجه؟
بهجای "دیدن پیام، سریع جواب دادن، حس بهتر" میتوانیم این الگو را بسازیم:
🔹 "دیدن پیام → مشاهدهی میل → لذت از رها کردن آن → تکرار"
یکی از شرکتکنندگان گفت: "وقتی با دقت به سیگار کشیدن نگاه کردم، بوی آن مثل پنیر گندیده و طعمش مثل مواد شیمیایی بود. حالم بد شد!"
او همیشه میدانست که سیگار برایش مضر است، اما این بار آن را در عمق وجودش احساس کرد. این باعث شد که دیگر علاقهای به کشیدن سیگار نداشته باشد.
۷. چرا مغز ما در مقابل استرس به عادتهای بد برمیگردد؟
مغز ما بخشی به نام قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) دارد که مسئول تصمیمگیری منطقی است. این بخش میداند که نباید سیگار بکشیم یا پرخوری کنیم، اما مشکل اینجاست که وقتی استرس داریم، این بخش مغز اولین جایی است که از کار میافتد!
به همین دلیل است که وقتی خسته یا عصبی هستیم، ناخودآگاه به عادتهای قدیمی برمیگردیم—حتی اگر بدانیم که برایمان بد هستند.
۸. راه حل: آگاهی و رها کردن
به جای اینکه با خودمان بجنگیم، اگر بتوانیم واقعاً ببینیم که از این عادتها چه چیزی به دست میآوریم، بهتدریج از آنها دلزده و بیعلاقه میشویم. این همان چیزی است که مدیتیشن آگاهانه انجام میدهد:
🔹 مشاهده کنیم که درگیر عادتهای خود هستیم
🔹 متوجه شویم که این عادتها واقعاً آنقدر هم لذتبخش نیستند
🔹 بهطور طبیعی آنها را کنار بگذاریم
۹. قدرت کنجکاوی و تجربهی لحظهی حال
اگر به جای تلاش برای نادیده گرفتن میلهای خود، با کنجکاوی و دقت به آنها نگاه کنیم، متوجه میشویم که این احساسات و وسوسهها فقط یک سری حسهای زودگذر در بدن ما هستند.
مثلاً میل به چک کردن گوشی یا خوردن یک شیرینی، تنها چند حس فیزیکی مثل تنش و بیقراری است که بعد از مدتی از بین میرود.
۱۰. چطور از این روش در زندگی روزمره استفاده کنیم؟
حالا، اگر شما سیگار نمیکشید یا پرخوری نمیکنید، میتوانید از این روش در موقعیتهای دیگر استفاده کنید:
🔹 دفعهی بعد که حس کردید باید سریع موبایلتان را چک کنید، فقط چند لحظه مکث کنید و این میل را مشاهده کنید.
🔹 ببینید چه حسی در بدنتان ایجاد شده. آیا تنشی در انگشتانتان هست؟ آیا ذهنتان ناآرام است؟
🔹 بهجای اینکه سریع واکنش نشان دهید، با کنجکاوی به آن نگاه کنید.
این کار، به جای اینکه بارها و بارها در چرخهی عادتهای بیفایده گرفتار شویم، به ما کمک میکند تا قدرت انتخاب داشته باشیم و از چرخه خارج شویم.
✨ پس دفعهی بعد که وسوسهی انجام یک عادت ناخودآگاه را داشتید، فقط کنجکاو شوید و ببینید چه اتفاقی میافتد.
نتیجه؟
بهجای "دیدن پیام، سریع جواب دادن، حس بهتر" میتوانیم این الگو را بسازیم:
🔹 "دیدن پیام → مشاهدهی میل → لذت از رها کردن آن → تکرار"
لینک دانلود فیلم به صورت زبان اصلی
https://www.film2movie.asia/42753/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-jumanji-welcome-to-the-jungle-2017/
https://www.film2movie.asia/42753/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-jumanji-welcome-to-the-jungle-2017/
To Be EN
https://chatgpt.com/
چت جی پی تی آنلاین بدون نیاز به نصب/لاگین
فیلترشکن میخواد✅
فیلترشکن میخواد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
I hope this year brings you happiness, success, and good health. Keep learning and growing. Wishing you a wonderful year ahead!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✨ 3 جمله پرکاربرد
برای تبریک گفتن در انگلیسی ✨
1️⃣ Congratulations!🎉 👏
(تبریک میگم!)
😀 Example: Congratulations on your new job! 🎉
(تبریک میگم بابت شغل جدیدت!)
2️⃣ Best wishes!🩷 🍀
(بهترین آرزوها!)
😀 Example: Best wishes for your wedding day! 💍 🎶
(بهترین آرزوها رو برای روز عروسیت دارم!)
3️⃣ I'm so happy for you!🎉
(خیلی خوشحالم برات!)
😀 Example: I'm so happy for you on your graduation! 🎓
(خیلی خوشحالم برات بابت فارغالتحصیلیت!)
برای تبریک گفتن در انگلیسی ✨
1️⃣ Congratulations!
(تبریک میگم!)
(تبریک میگم بابت شغل جدیدت!)
2️⃣ Best wishes!
(بهترین آرزوها!)
(بهترین آرزوها رو برای روز عروسیت دارم!)
3️⃣ I'm so happy for you!
(خیلی خوشحالم برات!)
(خیلی خوشحالم برات بابت فارغالتحصیلیت!)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Armin
To Be EN
Pink Floyd – Another Brick In the Wall, Pt. 2
### متن آهنگ «Another Brick in the Wall, Pt. 2» - ترجمه و تحلیل
---
### [بند ۱: راجر واترز و دیوید گیلمور]
We don't need no education
ما نیازی به این نوع آموزش نداریم.
🔹 *نقدی بر سیستم آموزشی که بهجای پرورش خلاقیت، دانشآموزان را به اطاعت کورکورانه وادار میکند.*
We don't need no thought control
ما نیازی به کنترل افکار نداریم.
🔹 *اشاره به تلاش سیستمهای آموزشی برای هدایت ذهنها به سمت پذیرش بیچونوچرا، بدون تقویت تفکر انتقادی.*
No dark sarcasm in the classroom
هیچ طعنه و کنایه تحقیرآمیزی در کلاس درس نباشد.
🔹 *انتقاد از معلمانی که بهجای تشویق دانشآموزان، آنها را با سرزنش و تحقیر، مطیع سیستم میکنند.*
Teachers, leave them kids alone
معلمان، بچهها را رها کنید.
🔹 *درخواست برای توقف سرکوبگری و ایجاد فضایی آزادتر برای دانشآموزان.*
Hey! Teacher! Leave them kids alone!
هی! معلم! بچهها را رها کن!
🔹 *تأکیدی بر اعتراض به سرکوب خلاقیت و آزادی فکری در مدارس.*
All in all, it's just another brick in the wall
در کل، این فقط یک آجر دیگر در دیوار است.
🔹 *اشاره به این که هرگونه سرکوب، دیوار بیگانگی و انزوا را میان افراد و جامعه بلندتر میکند.*
All in all, you're just another brick in the wall
در کل، تو فقط یک آجر دیگر در دیوار هستی.
🔹 *بیان این که حتی معلمان هم بخشی از این سیستم سرکوبگر هستند و استقلالی ندارند.*
---
### [پایان: دیوید گیلمور]
Wrong! Do it again!
اشتباه! دوباره انجامش بده!
🔹 *بازتاب روشهای تنبیهی سختگیرانه در سیستم آموزشی.*
If you don't eat your meat, you can't have any pudding!
اگر گوشتت را نخوری، نمیتوانی دسر داشته باشی!
🔹 *نمادی از قوانین سختگیرانه و اجبار در مدارس که بدون منطق انعطافپذیر اعمال میشوند.*
How can you have any pudding if you don't eat your meat?
چطور میتوانی دسر داشته باشی اگر گوشتت را نخوری؟
🔹 *تکرار منطق خشک و بیانعطاف سیستم که بر اساس اطاعت، نه انتخاب، بنا شده است.*
You! Yes! You behind the bike sheds! Stand still, laddie!
تو! بله، تو که پشت انبار دوچرخهها هستی! همانجا بایست، پسر!
🔹 *نمادی از کنترل و نظارت مداوم که بهجای پرورش خلاقیت، دانشآموزان را محدود میکند.*
---
### جمعبندی تحلیل:
🎸 این آهنگ نماد اعتراض به نظام آموزشی است که دانشآموزان را نه بهعنوان افراد مستقل، بلکه بهعنوان اجزای یک سیستم کنترلشده میبیند. پینک فلوید در این ترانه، آموزش مکانیکی و سختگیرانه را که به سرکوب تفکر انتقادی و خلاقیت منجر میشود، به چالش میکشد. دیوار در این آهنگ نمادی از فاصلهای است که این سیستم میان افراد و آزادی فکریشان ایجاد میکند.
---
### [بند ۱: راجر واترز و دیوید گیلمور]
We don't need no education
ما نیازی به این نوع آموزش نداریم.
🔹 *نقدی بر سیستم آموزشی که بهجای پرورش خلاقیت، دانشآموزان را به اطاعت کورکورانه وادار میکند.*
We don't need no thought control
ما نیازی به کنترل افکار نداریم.
🔹 *اشاره به تلاش سیستمهای آموزشی برای هدایت ذهنها به سمت پذیرش بیچونوچرا، بدون تقویت تفکر انتقادی.*
No dark sarcasm in the classroom
هیچ طعنه و کنایه تحقیرآمیزی در کلاس درس نباشد.
🔹 *انتقاد از معلمانی که بهجای تشویق دانشآموزان، آنها را با سرزنش و تحقیر، مطیع سیستم میکنند.*
Teachers, leave them kids alone
معلمان، بچهها را رها کنید.
🔹 *درخواست برای توقف سرکوبگری و ایجاد فضایی آزادتر برای دانشآموزان.*
Hey! Teacher! Leave them kids alone!
هی! معلم! بچهها را رها کن!
🔹 *تأکیدی بر اعتراض به سرکوب خلاقیت و آزادی فکری در مدارس.*
All in all, it's just another brick in the wall
در کل، این فقط یک آجر دیگر در دیوار است.
🔹 *اشاره به این که هرگونه سرکوب، دیوار بیگانگی و انزوا را میان افراد و جامعه بلندتر میکند.*
All in all, you're just another brick in the wall
در کل، تو فقط یک آجر دیگر در دیوار هستی.
🔹 *بیان این که حتی معلمان هم بخشی از این سیستم سرکوبگر هستند و استقلالی ندارند.*
---
### [پایان: دیوید گیلمور]
Wrong! Do it again!
اشتباه! دوباره انجامش بده!
🔹 *بازتاب روشهای تنبیهی سختگیرانه در سیستم آموزشی.*
If you don't eat your meat, you can't have any pudding!
اگر گوشتت را نخوری، نمیتوانی دسر داشته باشی!
🔹 *نمادی از قوانین سختگیرانه و اجبار در مدارس که بدون منطق انعطافپذیر اعمال میشوند.*
How can you have any pudding if you don't eat your meat?
چطور میتوانی دسر داشته باشی اگر گوشتت را نخوری؟
🔹 *تکرار منطق خشک و بیانعطاف سیستم که بر اساس اطاعت، نه انتخاب، بنا شده است.*
You! Yes! You behind the bike sheds! Stand still, laddie!
تو! بله، تو که پشت انبار دوچرخهها هستی! همانجا بایست، پسر!
🔹 *نمادی از کنترل و نظارت مداوم که بهجای پرورش خلاقیت، دانشآموزان را محدود میکند.*
---
### جمعبندی تحلیل:
🎸 این آهنگ نماد اعتراض به نظام آموزشی است که دانشآموزان را نه بهعنوان افراد مستقل، بلکه بهعنوان اجزای یک سیستم کنترلشده میبیند. پینک فلوید در این ترانه، آموزش مکانیکی و سختگیرانه را که به سرکوب تفکر انتقادی و خلاقیت منجر میشود، به چالش میکشد. دیوار در این آهنگ نمادی از فاصلهای است که این سیستم میان افراد و آزادی فکریشان ایجاد میکند.
یه بار برای همیشه معنی اینارو یاد بگیر ✨
این سه تا، would، should، و could از افعال مدال (modal verbs) هستند که برای بیان معانی مختلف از جمله احتمال، پیشنهاد، درخواست، و توانایی در گذشته یا آینده به کار میروند. در اینجا توضیح میدهم که هرکدام چه معنیای دارند و مثالهایی میبینید
---
1. Would
معنی فارسی: معمولاً به معنای "میخواست" یا "خواهد بود" است. برای بیان یک درخواست مودبانه، پیشنهاد یا یک اتفاق احتمالی در آینده یا در موقعیتهای فرضی استفاده میشود.
🌟
مثالها:
I would like a cup of tea.
ترجمه: من یک فنجان چای میخواهم.
(درخواست مودبانه)👍
If I were you, I would talk to her.
ترجمه: اگر جای تو بودم، با او صحبت میکردم.
(در موقعیت فرضی)💬
She would go to the party if she had time.
ترجمه: او به مهمانی میرفت اگر وقت داشت.
(احتمال در گذشته یا موقعیت فرضی)🎉
---
2. Should
معنی فارسی: معمولاً به معنای "باید" است و برای بیان توصیه، پیشنهاد، یا الزامات استفاده میشود. میتواند برای ابراز نظر شخصی یا بیان وظیفه به کار رود.
🗝
مثالها:
You should study for the test.
ترجمه: تو باید برای امتحان درس بخوانی.
(توصیه)🎓
We should leave now if we want to be on time.
ترجمه: اگر میخواهیم به موقع برسیم، باید حالا برویم.
(الزام یا پیشنهاد)⏰
She should see a doctor.
ترجمه: او باید به پزشک مراجعه کند.
(توصیه یا پیشنهاد)🩺
---
3. Could
معنی فارسی: معمولاً به معنای "میتوانست" یا "قادر بود" است. برای بیان توانایی در گذشته یا احتمال در حال حاضر یا آینده استفاده میشود. همچنین برای درخواست مودبانه هم به کار میرود.
💡
مثالها:
When I was young, I could run very fast.
ترجمه: وقتی جوان بودم، میتوانستم خیلی سریع بدوم.
(توانایی در گذشته)☑️
Could you help me with this problem?
ترجمه: آیا میتوانی در حل این مشکل به من کمک کنی؟
(درخواست مودبانه)🙏
It could rain later.
ترجمه: ممکن است بعداً باران بیافتد.
(احتمال در آینده)☔️
---
جمعبندی:
Would: برای درخواست مودبانه، پیشنهاد، یا موقعیتهای فرضی.
Should: برای توصیه، پیشنهاد یا الزام.
Could: برای بیان توانایی در گذشته، احتمال، یا درخواست مودبانه.
این سه تا، would، should، و could از افعال مدال (modal verbs) هستند که برای بیان معانی مختلف از جمله احتمال، پیشنهاد، درخواست، و توانایی در گذشته یا آینده به کار میروند. در اینجا توضیح میدهم که هرکدام چه معنیای دارند و مثالهایی میبینید
---
1. Would
معنی فارسی: معمولاً به معنای "میخواست" یا "خواهد بود" است. برای بیان یک درخواست مودبانه، پیشنهاد یا یک اتفاق احتمالی در آینده یا در موقعیتهای فرضی استفاده میشود.
🌟
مثالها:
I would like a cup of tea.
ترجمه: من یک فنجان چای میخواهم.
(درخواست مودبانه)
If I were you, I would talk to her.
ترجمه: اگر جای تو بودم، با او صحبت میکردم.
(در موقعیت فرضی)
She would go to the party if she had time.
ترجمه: او به مهمانی میرفت اگر وقت داشت.
(احتمال در گذشته یا موقعیت فرضی)
---
2. Should
معنی فارسی: معمولاً به معنای "باید" است و برای بیان توصیه، پیشنهاد، یا الزامات استفاده میشود. میتواند برای ابراز نظر شخصی یا بیان وظیفه به کار رود.
مثالها:
You should study for the test.
ترجمه: تو باید برای امتحان درس بخوانی.
(توصیه)
We should leave now if we want to be on time.
ترجمه: اگر میخواهیم به موقع برسیم، باید حالا برویم.
(الزام یا پیشنهاد)
She should see a doctor.
ترجمه: او باید به پزشک مراجعه کند.
(توصیه یا پیشنهاد)
---
3. Could
معنی فارسی: معمولاً به معنای "میتوانست" یا "قادر بود" است. برای بیان توانایی در گذشته یا احتمال در حال حاضر یا آینده استفاده میشود. همچنین برای درخواست مودبانه هم به کار میرود.
مثالها:
When I was young, I could run very fast.
ترجمه: وقتی جوان بودم، میتوانستم خیلی سریع بدوم.
(توانایی در گذشته)
Could you help me with this problem?
ترجمه: آیا میتوانی در حل این مشکل به من کمک کنی؟
(درخواست مودبانه)
It could rain later.
ترجمه: ممکن است بعداً باران بیافتد.
(احتمال در آینده)
---
جمعبندی:
Would: برای درخواست مودبانه، پیشنهاد، یا موقعیتهای فرضی.
Should: برای توصیه، پیشنهاد یا الزام.
Could: برای بیان توانایی در گذشته، احتمال، یا درخواست مودبانه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM