🎥 سخنان استاد ژاله آموزگار دربارۀ همشهری خود، استاد #محمد_امین_ریاحی_خویی
(به بهانه زادروز استاد - یازدهم خرداد ۱۳۰۲ - خوی)
ریاحی، مردی آزاده و ایراندوست بود. او در زمان پیشهوری و غائله فرقه دموکرات که آذربایجان رنجها کشید و برای بیرون راندن عوامل بیگانه از ایران، یک دم از پای ننشست و با سرودن اشعار پرشور و سخنرانیها در آزادسازی خطۀ آذربایجان سهم فراوان یافت.
«عشق میهن» نمونهای از سرودههای اوست که آن را در ۱۳۲۴ خورشیدی ساخت و در کنار «راه نجات آذربایجان» در اسفند ۱۳۲۵ خورشیدی منتشر کرد:
خسته شد جانِ من از درد وطن، درمان کجاست؟
مُلکِ ایران گشت ویران، رحمتِ یزدان کجاست؟
لشگر افراسیاب فتنه ایران را گرفت
بهر دفع این مصائب، رستمِ دستان کجاست؟
روزگار سفلهپرور، داد ایران را به باد
آن همه فرّ و شکوه و خرگه ایوان کجاست؟
دشمنان گویند با ما عهد و پیمان بستهاند
لیک در فرهنگ ایشان عهد کو، پیمان کجاست؟
اندر این ویرانه، میهندوستی دیوانگی است
من شدم دیوانه، یاران بند یا زندان کجاست؟
جان مشتاقان «ریاحی» سوخت از شوقِ وطن
تا فدا سازیم جان، بازگو میهن کجاست؟
🛫 @IranDel_Channel
🔸https://t.me/eshtadan
(به بهانه زادروز استاد - یازدهم خرداد ۱۳۰۲ - خوی)
ریاحی، مردی آزاده و ایراندوست بود. او در زمان پیشهوری و غائله فرقه دموکرات که آذربایجان رنجها کشید و برای بیرون راندن عوامل بیگانه از ایران، یک دم از پای ننشست و با سرودن اشعار پرشور و سخنرانیها در آزادسازی خطۀ آذربایجان سهم فراوان یافت.
«عشق میهن» نمونهای از سرودههای اوست که آن را در ۱۳۲۴ خورشیدی ساخت و در کنار «راه نجات آذربایجان» در اسفند ۱۳۲۵ خورشیدی منتشر کرد:
خسته شد جانِ من از درد وطن، درمان کجاست؟
مُلکِ ایران گشت ویران، رحمتِ یزدان کجاست؟
لشگر افراسیاب فتنه ایران را گرفت
بهر دفع این مصائب، رستمِ دستان کجاست؟
روزگار سفلهپرور، داد ایران را به باد
آن همه فرّ و شکوه و خرگه ایوان کجاست؟
دشمنان گویند با ما عهد و پیمان بستهاند
لیک در فرهنگ ایشان عهد کو، پیمان کجاست؟
اندر این ویرانه، میهندوستی دیوانگی است
من شدم دیوانه، یاران بند یا زندان کجاست؟
جان مشتاقان «ریاحی» سوخت از شوقِ وطن
تا فدا سازیم جان، بازگو میهن کجاست؟
🛫 @IranDel_Channel
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
Forwarded from دژنپشت (محمود فاضلی بیرجندی)
.
نگوییم
چون ایران نباشد تن من مباد!
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی
ارج تاریخی و علمی منابع قدیم تاریخ اگر جای پرسش داشته باشد، از ارجی که در فهم افسانه دارد نتوان چشم پوشید. این است که پیوسته در منابع قدیم بازمینگرم تا افسانه را به اندازه خودم بهتر دریابم.
تازگی مجلد نخست «تاریخ کامل» را از نو دست گرفتهام. نویسنده آن ابن اثیر است و او تاریخی همگانی نوشته است در برهه پیش از درگرفتن توفان مغول؛ از پیدایش تا سال ۶۲۸ قمری.
ابن اثیر تاریخش را در درون جهاننگری اسلامی و به زبان تازیان نوشته. بر راهی رفته که پیش از او بزرگان دیگر رفته بودند چون طبری و بلعمی و دینوری و ... . و چون آنان نیروها و جریانهای تاریخ را تابع پادشاهان و پیامبران دیده.
شگفتی کار ابن اثیر آنجاهاست که افسانههای ایرانی را بارها و به هر دستاویزی ریشخند میکند و آن را نشان نادانی ایشان میشمرد. اما خود در نگارش تاریخ بسی افسانهها آورده از مردمان دیگر، و آن مردمان را نادان ندانسته.
و باز شگفتی آنجاست که ریشخندهای ابن اثیر جز به گرداننده دانشمند کتاب او - دکتر محمدحسین روحانی - به جایی و به کسی برنخورده است! دکتر روحانی چندین جا از پشت فرهنگ ایران درآمده و گفته است فرهنگی است سازنده انسان و جهان.
با اینهمه، پرسشی است که این کینه به ایران و فرهنگ ایرانی از کجاست، و چراست؟
تازه میشود دریافت که اگر به روزگار ما شماری مدعیان شعر و ادبیات و فرهنگ پیدا شدند و بر فرهنگ ایرانی و فرهنگسازان ایران تاختند، کاری بیسابقه نکردند. اگر ابن اثیر و همانندانش نبودند که پردهها بدرند، کی و کجا مدعیان در این زمان یارا میکردند به فرهنگ و تاریخ ما بتازند؟ و پاسخی به رد و انکار نشنوند!
ما را بایست تا در تاریخ از نو بنگریم. تاریخ مستقل ایران را راست و درست بشناسیم و بنویسیم، در پرتو نیروهایی که پی و بنیاد این تاریخ را ریختهاند. آلودگیهای نگاه تاریخی را وازنیم. تاریخ ایران آن چیزهایی است که از سر این مردم و این سرزمین گذشته. نه آنچه در تاریکخانههای عباسیان و صفویان تافته و بافتهاند، لعابکاری قدسی کرده و سپس بیرون دادهاند! نه هم آنچه به روزگار کنونی از مخیله رهروان ایدئولوژی اشتراکی تراویده است و تاریخ ما را با تعابیر و مصطلحات نامربوطی چون فئودال، طبقه، کارگر و دهقان، جنبش، و ... بیان کرده و نوشتهاند.
آدمیان، نه در ایران نه در جاهای دیگر، طبقه ندارند. فردوسی که جهاننگری و دستگاه اندیشه ایرانی دارد چنین تعبیر نامربوطی به کار نبسته. آدمیان به گروهها و دستهها و رستهها میشوند و انجمنها، نه طبقات!
رضاشاه که یکپارچه دلسوز ایران بود در «سفرنامه خوزستان» ابراز نگرانی کرده که هر چه را درست کنیم این تباهشدگی و فسردگی فکر و روان ایرانی را از چه راهی توان درست کرد؟!
او نگران آلودگی و افسردگی جان و دل ایرانی از اثر همه رقم زشتکاریها بود که در طول یکصدوسی سال از قاجاران سر زده بود. امروز آن نگرانی به مراتب بیشتر است که صد سالی است مرام مارکسیسم هم چون خوره بر پیکر فکر و روان ایرانی افتاده است.
گواه سخن آن که در این مملکت آسان توان پی و بنیاد فرهنگ ایرانی را صدبار با خاک یکسان کرد. به هیچ جا برنمیخورد!
اگر یکی ایرانی مایهدار پاسخ و نقدی به ابن اثیر و همانندان ابن اثیر میداد، استوار و سزاوار؛ بعدها خودشیفتگانی پیدا نمیشدند که مثلا حرمت معمار کاخ بلند نظم پارسی را بشکنند.
دشمنی با ایران و کژوکوژ کردن تاریخ زندگانی اهالی این سرزمین، داستانی است کهن. جریانی است نیرومند.
گمانم این لنگه سرود طرفداری راستین ندارد، که بر لب داریم:
«چو ایران نباشد تن من مباد!»
گمانم نگوییمش، سنگینتر است!
https://t.me/dejnepesht4000
نگوییم
چون ایران نباشد تن من مباد!
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
#محمود_فاضلی_بیرجندی
ارج تاریخی و علمی منابع قدیم تاریخ اگر جای پرسش داشته باشد، از ارجی که در فهم افسانه دارد نتوان چشم پوشید. این است که پیوسته در منابع قدیم بازمینگرم تا افسانه را به اندازه خودم بهتر دریابم.
تازگی مجلد نخست «تاریخ کامل» را از نو دست گرفتهام. نویسنده آن ابن اثیر است و او تاریخی همگانی نوشته است در برهه پیش از درگرفتن توفان مغول؛ از پیدایش تا سال ۶۲۸ قمری.
ابن اثیر تاریخش را در درون جهاننگری اسلامی و به زبان تازیان نوشته. بر راهی رفته که پیش از او بزرگان دیگر رفته بودند چون طبری و بلعمی و دینوری و ... . و چون آنان نیروها و جریانهای تاریخ را تابع پادشاهان و پیامبران دیده.
شگفتی کار ابن اثیر آنجاهاست که افسانههای ایرانی را بارها و به هر دستاویزی ریشخند میکند و آن را نشان نادانی ایشان میشمرد. اما خود در نگارش تاریخ بسی افسانهها آورده از مردمان دیگر، و آن مردمان را نادان ندانسته.
و باز شگفتی آنجاست که ریشخندهای ابن اثیر جز به گرداننده دانشمند کتاب او - دکتر محمدحسین روحانی - به جایی و به کسی برنخورده است! دکتر روحانی چندین جا از پشت فرهنگ ایران درآمده و گفته است فرهنگی است سازنده انسان و جهان.
با اینهمه، پرسشی است که این کینه به ایران و فرهنگ ایرانی از کجاست، و چراست؟
تازه میشود دریافت که اگر به روزگار ما شماری مدعیان شعر و ادبیات و فرهنگ پیدا شدند و بر فرهنگ ایرانی و فرهنگسازان ایران تاختند، کاری بیسابقه نکردند. اگر ابن اثیر و همانندانش نبودند که پردهها بدرند، کی و کجا مدعیان در این زمان یارا میکردند به فرهنگ و تاریخ ما بتازند؟ و پاسخی به رد و انکار نشنوند!
ما را بایست تا در تاریخ از نو بنگریم. تاریخ مستقل ایران را راست و درست بشناسیم و بنویسیم، در پرتو نیروهایی که پی و بنیاد این تاریخ را ریختهاند. آلودگیهای نگاه تاریخی را وازنیم. تاریخ ایران آن چیزهایی است که از سر این مردم و این سرزمین گذشته. نه آنچه در تاریکخانههای عباسیان و صفویان تافته و بافتهاند، لعابکاری قدسی کرده و سپس بیرون دادهاند! نه هم آنچه به روزگار کنونی از مخیله رهروان ایدئولوژی اشتراکی تراویده است و تاریخ ما را با تعابیر و مصطلحات نامربوطی چون فئودال، طبقه، کارگر و دهقان، جنبش، و ... بیان کرده و نوشتهاند.
آدمیان، نه در ایران نه در جاهای دیگر، طبقه ندارند. فردوسی که جهاننگری و دستگاه اندیشه ایرانی دارد چنین تعبیر نامربوطی به کار نبسته. آدمیان به گروهها و دستهها و رستهها میشوند و انجمنها، نه طبقات!
رضاشاه که یکپارچه دلسوز ایران بود در «سفرنامه خوزستان» ابراز نگرانی کرده که هر چه را درست کنیم این تباهشدگی و فسردگی فکر و روان ایرانی را از چه راهی توان درست کرد؟!
او نگران آلودگی و افسردگی جان و دل ایرانی از اثر همه رقم زشتکاریها بود که در طول یکصدوسی سال از قاجاران سر زده بود. امروز آن نگرانی به مراتب بیشتر است که صد سالی است مرام مارکسیسم هم چون خوره بر پیکر فکر و روان ایرانی افتاده است.
گواه سخن آن که در این مملکت آسان توان پی و بنیاد فرهنگ ایرانی را صدبار با خاک یکسان کرد. به هیچ جا برنمیخورد!
اگر یکی ایرانی مایهدار پاسخ و نقدی به ابن اثیر و همانندان ابن اثیر میداد، استوار و سزاوار؛ بعدها خودشیفتگانی پیدا نمیشدند که مثلا حرمت معمار کاخ بلند نظم پارسی را بشکنند.
دشمنی با ایران و کژوکوژ کردن تاریخ زندگانی اهالی این سرزمین، داستانی است کهن. جریانی است نیرومند.
گمانم این لنگه سرود طرفداری راستین ندارد، که بر لب داریم:
«چو ایران نباشد تن من مباد!»
گمانم نگوییمش، سنگینتر است!
https://t.me/dejnepesht4000
Telegram
دژنپشت
دژنپشت،
کتابخانه کهن سرزمین پارس
به روزگار پارتها
دهلیز نوشتههای تاریخی #محمود_فاضلی_بیرجندی
نشانی در اینستاگرام:
mahmoodfazelibirjandi
کتابخانه کهن سرزمین پارس
به روزگار پارتها
دهلیز نوشتههای تاریخی #محمود_فاضلی_بیرجندی
نشانی در اینستاگرام:
mahmoodfazelibirjandi
هژدهم خرداد – زادروز زندهیاد #سعید_نفیسی
سعید نفیسی (زاده ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ در تهران – درگذشته ۲۳ آبان ۱۳۴۵ در تهران) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود.
او جزو نسل اول استادان دانشکده حقوق و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود و نقش مهمی در پایهگذاری و توسعه آموزش عالی در ایران داشت. نفیسی به خاطر تسلطش بر زبان و ادبیات فارسی، تاریخ ایران و زبانهای خارجی، آثار متعددی در این زمینهها از خود به یادگار گذاشت.
برخی از مهمترین آثار سعید نفیسی:
در سال ۱۲۹۰، اولین اثر سعید نفیسی؛ یعنی ترجمه کتاب «معالجه تازه برای حفظ دندان و دهان» با پشت جلد «ترجمه سعید بن ناظمالاطباء» منتشر گردید.
ترجمههایی؛ همچون ایلیاد و اودیسه، آرزوهای بر باد رفته، فرو افتادگان، عشق چگونه زایل شد، نایب چاپارخانه و غیره...
تصحیح و مقابله و انتشار متون ارزنده فارسی نظیر: تاریخ گیتی گشا، تاریخ مسعودی، دستور الوزراء، دیوانهای انوری، رشید وطواط، اوحدی مراغی، نظامی، خیام و غیره..
آثار باقیمانده از سعید نفیسی اعم از تاریخ و ادبیات و ترجمه، بالغ بر یکصد و بیست جلد میباشد.نامبرده حدود ۵۰ سال به تدریس و تحقیق اشتغال داشت.
از نفیسی دو مجموعه داستان (ستارگان سیاه و ماه نخشب)، یک نمایشنامه کوتاه (آخرین یادگار نادرشاه)، سه رُمان (فرنگیس، نیمه راه بهشت و آتشهای خفته) و چند قصه ادبی و تاریخی به یادگار مانده است.
سبک ساده و روان، لحن پُرنیشخند، تصویر زنده وگویای مردم کوچه و بازار، شرح ماجراهای تاریک زندان، فقر معنوی و فساد اخلاقی گروههای حاکمه و خانوادههای اشرافی، مقایسهها و تشبیههای زیبای بیشمار و آوردن مثلها و ضربالمثلهای بجا و مناسب، ارزش خاصی به این اثر انتقادی و هجایی بخشیده است.استدلالها، قاطع، عمیق و قانع کننده است.هیچ گونه پردهپوشی و ملاحظه وجود ندارد.افراد داستان که غالبا وجود خارجی ندارند با نامهای مستعار معرفی میشوند و «بهشت موعود» داستان کشور آمریکاست که سرسپردگان و آرزومندان آن در نیمه راه آن جان میسپارند.
نفیسی شعر نیز میسرود و نخستین اشعارش را با نام «سعید بن ناظمالاطباء» امضا میکرد.
نفیسی گلچینی از اشعار خویش تدارک دید و در سال ۱۳۳۳ چاپ و منتشر کرد.
نفیسی همچنین به خاطر ترجمههای متعددش از آثار ادبی جهان به زبان فارسی شناخته میشود. او ایلیاد هومر، شاهزاده خانم و گدا مارک تواین، بینوایان ویکتور هوگو و مرگ پاریس ایوان تورگنیف را به فارسی ترجمه کرده است.
نفیسی در سال ۱۳۴۵ در تهران درگذشت و در آرامگاه سرقبر آقا به خاک سپرده شد.
برخی از نکات جالب درباره سعید نفیسی:
• او در خانوادهای فرهیخته متولد شد. پدرش، میرزا علیاکبر ناظمالاطباء، از پزشکان نامدار ایران بود.
• نفیسی در دوران تحصیل خود در اروپا با زبانهای فرانسوی، آلمانی، لاتین و یونانی آشنا شد.
• او در سال ۱۲۹۸ به ایران بازگشت و به تدریس در مدارس و دانشگاهها پرداخت.
• سعید نفیسی در سال 1308 به کار در وزارت فرهنگ مشغول شد.
• او در سال ۱۳۳۶ به خاطر خدمات برجسته خود به فرهنگ و ادب ایران، نشان درجه یک علمی را دریافت کرد.
• نفیسی از جمله معدود ایرانیانی بود که به زبان پهلوی مسلط بود.
پایان زندگی پربار:
او در اواخر عمر خود به بیماری آسم مبتلا شد و برای معالجه به پاریس رفت.
نفیسی در زمان بازگشت به ایران در تهران درگذشت.
جوایز و افتخارات سعید نفیسی:
• نشان درجهی اول علمی
• جایزهی سلطنتی دربار ایران برای ترجمهی کتاب آرزوهای بربادرفته اثر انوره دوبالزاک
• نشان لژیون دونور فرانسه به پاس پژوهش دربارهی زبان و ادبیات فرانسه
• نشان ویژهی واتیکان برای کتاب «مسیحیت در ایران تا صدر اسلام»
• عضویت در آکادمی علوم فرانسه
سعید نفیسی یکی از برجستهترین چهرههای فرهنگ و ادب ایران در قرن بیستم بود. او با آثار و خدمات خود به شناخت و معرفی تاریخ، ادبیات و زبان فارسی به جهانیان کمک کرد.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔸https://t.me/eshtadan
سعید نفیسی (زاده ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ در تهران – درگذشته ۲۳ آبان ۱۳۴۵ در تهران) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود.
او جزو نسل اول استادان دانشکده حقوق و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود و نقش مهمی در پایهگذاری و توسعه آموزش عالی در ایران داشت. نفیسی به خاطر تسلطش بر زبان و ادبیات فارسی، تاریخ ایران و زبانهای خارجی، آثار متعددی در این زمینهها از خود به یادگار گذاشت.
برخی از مهمترین آثار سعید نفیسی:
در سال ۱۲۹۰، اولین اثر سعید نفیسی؛ یعنی ترجمه کتاب «معالجه تازه برای حفظ دندان و دهان» با پشت جلد «ترجمه سعید بن ناظمالاطباء» منتشر گردید.
ترجمههایی؛ همچون ایلیاد و اودیسه، آرزوهای بر باد رفته، فرو افتادگان، عشق چگونه زایل شد، نایب چاپارخانه و غیره...
تصحیح و مقابله و انتشار متون ارزنده فارسی نظیر: تاریخ گیتی گشا، تاریخ مسعودی، دستور الوزراء، دیوانهای انوری، رشید وطواط، اوحدی مراغی، نظامی، خیام و غیره..
آثار باقیمانده از سعید نفیسی اعم از تاریخ و ادبیات و ترجمه، بالغ بر یکصد و بیست جلد میباشد.نامبرده حدود ۵۰ سال به تدریس و تحقیق اشتغال داشت.
از نفیسی دو مجموعه داستان (ستارگان سیاه و ماه نخشب)، یک نمایشنامه کوتاه (آخرین یادگار نادرشاه)، سه رُمان (فرنگیس، نیمه راه بهشت و آتشهای خفته) و چند قصه ادبی و تاریخی به یادگار مانده است.
سبک ساده و روان، لحن پُرنیشخند، تصویر زنده وگویای مردم کوچه و بازار، شرح ماجراهای تاریک زندان، فقر معنوی و فساد اخلاقی گروههای حاکمه و خانوادههای اشرافی، مقایسهها و تشبیههای زیبای بیشمار و آوردن مثلها و ضربالمثلهای بجا و مناسب، ارزش خاصی به این اثر انتقادی و هجایی بخشیده است.استدلالها، قاطع، عمیق و قانع کننده است.هیچ گونه پردهپوشی و ملاحظه وجود ندارد.افراد داستان که غالبا وجود خارجی ندارند با نامهای مستعار معرفی میشوند و «بهشت موعود» داستان کشور آمریکاست که سرسپردگان و آرزومندان آن در نیمه راه آن جان میسپارند.
نفیسی شعر نیز میسرود و نخستین اشعارش را با نام «سعید بن ناظمالاطباء» امضا میکرد.
نفیسی گلچینی از اشعار خویش تدارک دید و در سال ۱۳۳۳ چاپ و منتشر کرد.
نفیسی همچنین به خاطر ترجمههای متعددش از آثار ادبی جهان به زبان فارسی شناخته میشود. او ایلیاد هومر، شاهزاده خانم و گدا مارک تواین، بینوایان ویکتور هوگو و مرگ پاریس ایوان تورگنیف را به فارسی ترجمه کرده است.
نفیسی در سال ۱۳۴۵ در تهران درگذشت و در آرامگاه سرقبر آقا به خاک سپرده شد.
برخی از نکات جالب درباره سعید نفیسی:
• او در خانوادهای فرهیخته متولد شد. پدرش، میرزا علیاکبر ناظمالاطباء، از پزشکان نامدار ایران بود.
• نفیسی در دوران تحصیل خود در اروپا با زبانهای فرانسوی، آلمانی، لاتین و یونانی آشنا شد.
• او در سال ۱۲۹۸ به ایران بازگشت و به تدریس در مدارس و دانشگاهها پرداخت.
• سعید نفیسی در سال 1308 به کار در وزارت فرهنگ مشغول شد.
• او در سال ۱۳۳۶ به خاطر خدمات برجسته خود به فرهنگ و ادب ایران، نشان درجه یک علمی را دریافت کرد.
• نفیسی از جمله معدود ایرانیانی بود که به زبان پهلوی مسلط بود.
پایان زندگی پربار:
او در اواخر عمر خود به بیماری آسم مبتلا شد و برای معالجه به پاریس رفت.
نفیسی در زمان بازگشت به ایران در تهران درگذشت.
جوایز و افتخارات سعید نفیسی:
• نشان درجهی اول علمی
• جایزهی سلطنتی دربار ایران برای ترجمهی کتاب آرزوهای بربادرفته اثر انوره دوبالزاک
• نشان لژیون دونور فرانسه به پاس پژوهش دربارهی زبان و ادبیات فرانسه
• نشان ویژهی واتیکان برای کتاب «مسیحیت در ایران تا صدر اسلام»
• عضویت در آکادمی علوم فرانسه
سعید نفیسی یکی از برجستهترین چهرههای فرهنگ و ادب ایران در قرن بیستم بود. او با آثار و خدمات خود به شناخت و معرفی تاریخ، ادبیات و زبان فارسی به جهانیان کمک کرد.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🔴 زبانِ ملّی فارسی از منظر سعید نفیسی
زبان یگانه وسیلۀ حفظ و بقای فکر مشترک است. ما ایرانیان به هیچ قیمتی نباید راضی شویم ملیت ما سست بشود، یا خدای ناخواسته در خطر بیفتد. باید همۀ همّ خود و مهمترین وظیفۀ ملی خود را حفظ زبان فارسی و توسعه و رواج آن بدانیم.
این موضوع حفظ و حراست و توسعه و تکمیل و رواج زبان فارسی که وظیفۀ فردفرد ما و بالاترین وظیفۀ ملی ماست راه بسیار ساده و روان و طبیعی دارد. ما پاسبان میوۀ هزار سال جانفشانیهای روانفرسای پدران بزرگوار خود هستیم.
🔴 بُنمایه:
برگرفته از: سعید نفیسی، «حفظ زبان پارسی»، ای زبان پارسی، به کوشش میلاد عظیمی، ج ۱، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۰، ص ۲۹۳-۳۰۰.
🔴 هجدهم خرداد ماه زادروز استاد سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ – ۲۳ آبان ۱۳۴۵) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی و از نسلِ نخست استادان دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
🔸https://t.me/eshtadan
🔴 زبانِ ملّی فارسی از منظر سعید نفیسی
زبان یگانه وسیلۀ حفظ و بقای فکر مشترک است. ما ایرانیان به هیچ قیمتی نباید راضی شویم ملیت ما سست بشود، یا خدای ناخواسته در خطر بیفتد. باید همۀ همّ خود و مهمترین وظیفۀ ملی خود را حفظ زبان فارسی و توسعه و رواج آن بدانیم.
این موضوع حفظ و حراست و توسعه و تکمیل و رواج زبان فارسی که وظیفۀ فردفرد ما و بالاترین وظیفۀ ملی ماست راه بسیار ساده و روان و طبیعی دارد. ما پاسبان میوۀ هزار سال جانفشانیهای روانفرسای پدران بزرگوار خود هستیم.
🔴 بُنمایه:
برگرفته از: سعید نفیسی، «حفظ زبان پارسی»، ای زبان پارسی، به کوشش میلاد عظیمی، ج ۱، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۰، ص ۲۹۳-۳۰۰.
🔴 هجدهم خرداد ماه زادروز استاد سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ – ۲۳ آبان ۱۳۴۵) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی و از نسلِ نخست استادان دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
ایــران برای من تداعیگرِ «شهر یادگار» است؛
بدین معنی که چون به عمقِ آن نگاه میکنم و به چند هزار سال حوادثی که بر سـرِ این سرزمین گذشته، دنیای پُر ولولهای میبینم، که حکمِ سرنوشت این بود که ما در آن به دنیا بیاییم و چندی در آن زندگی کنیم.
ایران برای من علاوه بر خاکی که میان سه آب گسترده است (اَرَس، دریای مازندران و خلیج فارس) عمقِ تاریخی دارد که بسیار پُر معناست، زیرا حدیثِ زندگی و مرگ از آن بیرون میآید.
چون نامِ دیگری نیست میتوانم آن را فرّهی نگهبانِ یک قوم بخوانم؛ و آن مجموعِ استعدادها و چارہگریهایی است که حیاتِ ملّیِ ملّتی را از فروافتادن باز میدارد.
محمدعلی اسلامی ندوشن
//////////////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
🔸https://t.me/eshtadan
بدین معنی که چون به عمقِ آن نگاه میکنم و به چند هزار سال حوادثی که بر سـرِ این سرزمین گذشته، دنیای پُر ولولهای میبینم، که حکمِ سرنوشت این بود که ما در آن به دنیا بیاییم و چندی در آن زندگی کنیم.
ایران برای من علاوه بر خاکی که میان سه آب گسترده است (اَرَس، دریای مازندران و خلیج فارس) عمقِ تاریخی دارد که بسیار پُر معناست، زیرا حدیثِ زندگی و مرگ از آن بیرون میآید.
چون نامِ دیگری نیست میتوانم آن را فرّهی نگهبانِ یک قوم بخوانم؛ و آن مجموعِ استعدادها و چارہگریهایی است که حیاتِ ملّیِ ملّتی را از فروافتادن باز میدارد.
محمدعلی اسلامی ندوشن
//////////////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🔰«نفوذ فردوسی»
✍️ هنری ماسه
📗 فردوسی و حماسه ملی، ترجمه مهدی روشنضمیر، ص ۳۵۰.
آدمی هنگامی که پس از خواندن شاهنامه نظری به گنجینههای روایات آبا و اجدادی و رسوم باستانی، که این کتاب عرضه میدارد، میافکند، در مییابد که هیچ حماسهی ملی نبوغِ نژادِ خود را با چنین دقت و صحت منعکس نساخته است.
گذشته از آن، وقتی که انسان اصالت و عمقِ احساسات، عظمتِ اندیشهها و شجاعتی را که در سراسر شاهنامه نفوذ کرده است در نظر بیاورد، بر این عقیده میشود که: شاهنامه تنها متعلق به ایران نیست، بلکه به تمام ملتهای متمدن تعلق دارد.
فردوسی باید، به چشم مغربزمین، در صف شاعرانی جای گیرد که هنگام ضعفِ بشریت به تحریک و پشتیبانی آن یاری کردهاند.
@ThoughtAboutIRAN
🔸https://t.me/eshtadan
✍️ هنری ماسه
📗 فردوسی و حماسه ملی، ترجمه مهدی روشنضمیر، ص ۳۵۰.
آدمی هنگامی که پس از خواندن شاهنامه نظری به گنجینههای روایات آبا و اجدادی و رسوم باستانی، که این کتاب عرضه میدارد، میافکند، در مییابد که هیچ حماسهی ملی نبوغِ نژادِ خود را با چنین دقت و صحت منعکس نساخته است.
گذشته از آن، وقتی که انسان اصالت و عمقِ احساسات، عظمتِ اندیشهها و شجاعتی را که در سراسر شاهنامه نفوذ کرده است در نظر بیاورد، بر این عقیده میشود که: شاهنامه تنها متعلق به ایران نیست، بلکه به تمام ملتهای متمدن تعلق دارد.
فردوسی باید، به چشم مغربزمین، در صف شاعرانی جای گیرد که هنگام ضعفِ بشریت به تحریک و پشتیبانی آن یاری کردهاند.
@ThoughtAboutIRAN
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
✍️فلسفه تاریخ ایران و شاهنامه فردوسی / مرتضی ثاقب فر
🔸اینکه جامعه میخواهد یگانگی فکری خود را بازیابد به معنای آشکار آن است که این یگانگی را از دست داده است؛ اینکه میخواهد هویتش را بازشناسد یعنی کیستی خود را از یاد برده است اینکه میخواهد باور به ارزشهایش را در خود زنده کند، معنایش آن است که باور به این ارزشها یا دیگر وجود ندارد و یا بسیار سستی گرفته است و ارزشهای نوین با درد و رنج فراوان در زُهدان جامعه در حال شکلگیری و زاییدهشدن هستند و این همه از آن روست که جامعه تنها با یک شکست جنگی ساده روبرو نشده است. یک شکست جنگی هرگز نمیتواند لزوماً یگانگی، هویت و کیستی، ارزشها و مجموعاً دستگاه مینوشناسی جامعه را دستخوش تزلزل و چهبسا ویرانی سازد تا برای بازیابی و بازسازی آنها نیاز به آفرینش حماسهی ملّی باشد. این به معنای آن است که جامعه نه تنها دچار شکستی جنگی، بلکه گرفتار شکست در ارزشها و تردید در باورهای خود شده است. و این نیز جدا از اینکه معلول ناتوانی دستگاه مینوی پیشین و توانایی دستگاه مینوی جدید باشد یا نباشد، در عین حال به معنای آن است که جامعه نمیخواهد و یا نمیتواند دستگاه مینوشناختی نوین را دربست بپذیرد، چراکه لابد از یک سو این دستگاه در تضاد با دستگاه پیشین قرار دارد. و از سوی دیگر جامعه هنوز به برخی مینوهای پیشین باور دارد و به برخی مینوهای نوین باور ندارد. یعنی نه میتواند گذشته را یکسره به دور ریزد و نه قادر است اکنون را دربست بپذیرد، زیرا اگر میتوانست دیگر به وجود حماسه چهبسا نیازی نبود. در اینجاست که نقش حماسه تنها به یادآوری مینوهای پیشین کرانمند نمیشود، بلکه ناچار است همکرد یا همنهاد یا سنتزی نو بسازد، ناچار است در جریان شناسایی و یادآوری گذشته، ترکیبی نو بیافریند.
لیک از آنجا که حماسه، حماسه است، نه کارکرد فلسفهی تاریخ را دارد و نه خویشکاری دینی نوین را؛ پس بیان این ترکیب نوین و این فلسفهی تازه همواره به زبان هنری و به شکلهای گوناگون بیان میشود که تودهی مردم باید خود آن را دریابند و رفتهرفته در روح خود هضم کنند و حماسهشناس نیز باید آن را از درون چندگانگی و نهفتگی بیرون کشد و آشکار سازد.
با مطالعهی سراسر شاهنامه درمییابیم که کردار قهرمانان فردوسی بهویژه در بخش استورهای-حماسی، با گفتار و اندرزهای خود فردوسی و حتی آنچه او وفادارانه به نقل از اندرزگویان در بخشی تاریخی یاد میکند، چندان همخوان و همساز نیست و حتی گاه راستاهایی وارون یکدیگر مییابند.
با این حال از سراسر کردارها و گفتارها و رویدادها و در کنار اقیانوس اندیشههای بزرگ، به طور کلّی میتوان دو اندیشهی بنیادی یا به سخن درستتر دو فلسفهی تاریخ مهین را بیرون کشید و برآهنجید: الف) فلسفهی تاریخ اوستایی و ب) آنچه من فلسفهی تاریخ ایرجی مینامم.
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
🔸اینکه جامعه میخواهد یگانگی فکری خود را بازیابد به معنای آشکار آن است که این یگانگی را از دست داده است؛ اینکه میخواهد هویتش را بازشناسد یعنی کیستی خود را از یاد برده است اینکه میخواهد باور به ارزشهایش را در خود زنده کند، معنایش آن است که باور به این ارزشها یا دیگر وجود ندارد و یا بسیار سستی گرفته است و ارزشهای نوین با درد و رنج فراوان در زُهدان جامعه در حال شکلگیری و زاییدهشدن هستند و این همه از آن روست که جامعه تنها با یک شکست جنگی ساده روبرو نشده است. یک شکست جنگی هرگز نمیتواند لزوماً یگانگی، هویت و کیستی، ارزشها و مجموعاً دستگاه مینوشناسی جامعه را دستخوش تزلزل و چهبسا ویرانی سازد تا برای بازیابی و بازسازی آنها نیاز به آفرینش حماسهی ملّی باشد. این به معنای آن است که جامعه نه تنها دچار شکستی جنگی، بلکه گرفتار شکست در ارزشها و تردید در باورهای خود شده است. و این نیز جدا از اینکه معلول ناتوانی دستگاه مینوی پیشین و توانایی دستگاه مینوی جدید باشد یا نباشد، در عین حال به معنای آن است که جامعه نمیخواهد و یا نمیتواند دستگاه مینوشناختی نوین را دربست بپذیرد، چراکه لابد از یک سو این دستگاه در تضاد با دستگاه پیشین قرار دارد. و از سوی دیگر جامعه هنوز به برخی مینوهای پیشین باور دارد و به برخی مینوهای نوین باور ندارد. یعنی نه میتواند گذشته را یکسره به دور ریزد و نه قادر است اکنون را دربست بپذیرد، زیرا اگر میتوانست دیگر به وجود حماسه چهبسا نیازی نبود. در اینجاست که نقش حماسه تنها به یادآوری مینوهای پیشین کرانمند نمیشود، بلکه ناچار است همکرد یا همنهاد یا سنتزی نو بسازد، ناچار است در جریان شناسایی و یادآوری گذشته، ترکیبی نو بیافریند.
لیک از آنجا که حماسه، حماسه است، نه کارکرد فلسفهی تاریخ را دارد و نه خویشکاری دینی نوین را؛ پس بیان این ترکیب نوین و این فلسفهی تازه همواره به زبان هنری و به شکلهای گوناگون بیان میشود که تودهی مردم باید خود آن را دریابند و رفتهرفته در روح خود هضم کنند و حماسهشناس نیز باید آن را از درون چندگانگی و نهفتگی بیرون کشد و آشکار سازد.
با مطالعهی سراسر شاهنامه درمییابیم که کردار قهرمانان فردوسی بهویژه در بخش استورهای-حماسی، با گفتار و اندرزهای خود فردوسی و حتی آنچه او وفادارانه به نقل از اندرزگویان در بخشی تاریخی یاد میکند، چندان همخوان و همساز نیست و حتی گاه راستاهایی وارون یکدیگر مییابند.
با این حال از سراسر کردارها و گفتارها و رویدادها و در کنار اقیانوس اندیشههای بزرگ، به طور کلّی میتوان دو اندیشهی بنیادی یا به سخن درستتر دو فلسفهی تاریخ مهین را بیرون کشید و برآهنجید: الف) فلسفهی تاریخ اوستایی و ب) آنچه من فلسفهی تاریخ ایرجی مینامم.
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
بیست و ششم خردادماه زادروز محمد محیط طباطبایی
محیط کتاب بسیار میخواند. ذهنی کنجکاو داشت. همیشه جویای دیدن نسخههای نادر و یافتن موارد شاذ و تازه بود و میکوشید خوانندگان را به تازههایی آشنا کند که پیوندی فرهنگی با معارف ایرانی دارد. بهطور مثال: او هنگامی اقبال لاهوری را به ایرانیان معرفی کرد که کمتر کسی نام آن سراینده را شنیده بود. سبب آن بود که محیط بهژرفی متوجه این قضیه شده بود که برخاستن یک شاعر بزرگ خوشسخن فارسیزبان در هندوستانی که به زور تمهیدات و قدرت سیاسی انگلیس، زبان فارسی در آن پهنه رو به افول رفته بود، برای آیندۀ زبان فارسی اهمیت دارد. ناگزیر میدانست که آشنا ساختن ایرانیان به سرودههای چنان شاعر نغزگفتاری که بیرون از مرز کشور به یاد «جوانان عجم» غزل میپرداخت، ضرورت دارد. خوب میدانست که باید اینگونه مظاهر و مبانی فرهنگی مرتبط با ادبیات فارسی را نگاهبانی کرد. پس کاملاً مناسبت داشته است که علیاصغر حکمت به هنگام تصدی وزارت امور خارجه، محیط را به نمایندگی فرهنگی ایران به کشور هندوستان تازه استقلالیافته فرستاد.
بیگمان محیط به زبان فارسی عشق میورزید و ماندگاری فرهنگ ایرانی را در بقا و پایداری این زبان میدانست. او حوزههای مختلف قلمرو زبان فارسی را خوب میشناخت و دربارۀ گذشتۀ تاریخ و زبان و مردم و سیر فرهنگ ایرانی در آن سرزمینها آگاهیهای فراوان و پهناور داشت. نوشتههایی که دربارۀ اهمیت زبان فارسی و مسائل و مشترکات فرهنگی افغانستان و تاجیکستان با ایران دارد، همه مربوط به سالهایی است که ادبای آن کشورها آزادانه نمیتوانستند با همدلان ایرانی خود مراوده داشته باشند. ولی محیط چند بار در جراید و مجلات به این موضوع پرداخت و نظر خود را نوشت. حتی چکامهای خطاب به همزبانان خود سرود که آن را در مجلۀ راهنمای کتاب چاپ کردهام. مقالههایی که او دربارۀ همین جنبه از زبان فارسی و پیوند فرهنگی ایران با همسایگان فارسیزبان دارد، اگر گردآوری و چاپ شود، کتابی سرشار از اطلاعات ادبی و یادگاری از بینش روشن محیط در این مباحث و مسائل خواهد بود و برای تاجیکان و همۀ فارسیزبانان آن سوی خاوران خواندنی است.
[نادرهکاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۶۲-۱۰۶۳]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹https://t.me/eshtadan
محیط کتاب بسیار میخواند. ذهنی کنجکاو داشت. همیشه جویای دیدن نسخههای نادر و یافتن موارد شاذ و تازه بود و میکوشید خوانندگان را به تازههایی آشنا کند که پیوندی فرهنگی با معارف ایرانی دارد. بهطور مثال: او هنگامی اقبال لاهوری را به ایرانیان معرفی کرد که کمتر کسی نام آن سراینده را شنیده بود. سبب آن بود که محیط بهژرفی متوجه این قضیه شده بود که برخاستن یک شاعر بزرگ خوشسخن فارسیزبان در هندوستانی که به زور تمهیدات و قدرت سیاسی انگلیس، زبان فارسی در آن پهنه رو به افول رفته بود، برای آیندۀ زبان فارسی اهمیت دارد. ناگزیر میدانست که آشنا ساختن ایرانیان به سرودههای چنان شاعر نغزگفتاری که بیرون از مرز کشور به یاد «جوانان عجم» غزل میپرداخت، ضرورت دارد. خوب میدانست که باید اینگونه مظاهر و مبانی فرهنگی مرتبط با ادبیات فارسی را نگاهبانی کرد. پس کاملاً مناسبت داشته است که علیاصغر حکمت به هنگام تصدی وزارت امور خارجه، محیط را به نمایندگی فرهنگی ایران به کشور هندوستان تازه استقلالیافته فرستاد.
بیگمان محیط به زبان فارسی عشق میورزید و ماندگاری فرهنگ ایرانی را در بقا و پایداری این زبان میدانست. او حوزههای مختلف قلمرو زبان فارسی را خوب میشناخت و دربارۀ گذشتۀ تاریخ و زبان و مردم و سیر فرهنگ ایرانی در آن سرزمینها آگاهیهای فراوان و پهناور داشت. نوشتههایی که دربارۀ اهمیت زبان فارسی و مسائل و مشترکات فرهنگی افغانستان و تاجیکستان با ایران دارد، همه مربوط به سالهایی است که ادبای آن کشورها آزادانه نمیتوانستند با همدلان ایرانی خود مراوده داشته باشند. ولی محیط چند بار در جراید و مجلات به این موضوع پرداخت و نظر خود را نوشت. حتی چکامهای خطاب به همزبانان خود سرود که آن را در مجلۀ راهنمای کتاب چاپ کردهام. مقالههایی که او دربارۀ همین جنبه از زبان فارسی و پیوند فرهنگی ایران با همسایگان فارسیزبان دارد، اگر گردآوری و چاپ شود، کتابی سرشار از اطلاعات ادبی و یادگاری از بینش روشن محیط در این مباحث و مسائل خواهد بود و برای تاجیکان و همۀ فارسیزبانان آن سوی خاوران خواندنی است.
[نادرهکاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۶۲-۱۰۶۳]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
#علیرضا_قیامتی :
فکر می کنم آینده، آینده شاهنامه ای خواهد بود
توجه به شاهنامه، گمشده مردم ایران است و آشنایی با فرهنگ نیاکانی در چند سال اخیر روزبهروز افزون شده و شاهنامه در میان خانوادههای ایرانی بهشدت گسترش پیدا کرده و روزبهروز دریچههای شاهنامه به روی مردم گشودهتر میشود. من به آینده خوشبین هستم و خوشبختانه شاهد هستیم شاهنامه در میان ادبیاتیها و حتی دانشگاهیها محدود نمانده و در میان قشرهای مختلف گستردهتر شده است. بانوان خانهداری که شاهنامه میخوانند درخشش دارند و در جشنواره های شاهنامهخوانی حضوری گسترده دارند. بانویی میگفت من یکبار هم شاهنامه را نخوانده بودم؛ اما با چند ماه تمرین و خوانش به بالاترین مراتب شاهنامهخوانی رسیده بود. فکر میکنم آینده، آینده شاهنامهای خواهد بود.
@shahnamehpajohan
🔹https://t.me/eshtadan
فکر می کنم آینده، آینده شاهنامه ای خواهد بود
توجه به شاهنامه، گمشده مردم ایران است و آشنایی با فرهنگ نیاکانی در چند سال اخیر روزبهروز افزون شده و شاهنامه در میان خانوادههای ایرانی بهشدت گسترش پیدا کرده و روزبهروز دریچههای شاهنامه به روی مردم گشودهتر میشود. من به آینده خوشبین هستم و خوشبختانه شاهد هستیم شاهنامه در میان ادبیاتیها و حتی دانشگاهیها محدود نمانده و در میان قشرهای مختلف گستردهتر شده است. بانوان خانهداری که شاهنامه میخوانند درخشش دارند و در جشنواره های شاهنامهخوانی حضوری گسترده دارند. بانویی میگفت من یکبار هم شاهنامه را نخوانده بودم؛ اما با چند ماه تمرین و خوانش به بالاترین مراتب شاهنامهخوانی رسیده بود. فکر میکنم آینده، آینده شاهنامهای خواهد بود.
@shahnamehpajohan
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🔸 میرجلالالدین کزازی:
جامعه بیش از هر زمان دیگری به دو عنصر بنیادین شاهنامه یعنی خرد و شادی نیاز دارد.
🔸️وی با اشاره به نقش زبان فارسی در حفظ انسجام فرهنگی ایران، بیان کرد که شناخت ژرفتر این زبان و آثار برجسته ادبی آن، راهی برای شناخت بهتر تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی است.
🔸️او شاهنامه را مجموعهای از تفکر، خرد و فرهنگ ایرانی دانست و تأکید کرد که این اثر سترگ تنها روایتگر رخدادهای تاریخی و اسطورهای نیست، بلکه آیینهای از اندیشه و منش ایرانی است.
🔸️وی همچنین با بیان اینکه «شاهنامه وطن ماست»، بر ضرورت بازخوانی این اثر در جامعه امروز تأکید کرد و گفت: جامعه بیش از هر زمان دیگری به دو عنصر بنیادین شاهنامه یعنی خرد و شادی نیاز دارد.
@ibna_official
🔸https://t.me/eshtadan
جامعه بیش از هر زمان دیگری به دو عنصر بنیادین شاهنامه یعنی خرد و شادی نیاز دارد.
🔸️وی با اشاره به نقش زبان فارسی در حفظ انسجام فرهنگی ایران، بیان کرد که شناخت ژرفتر این زبان و آثار برجسته ادبی آن، راهی برای شناخت بهتر تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی است.
🔸️او شاهنامه را مجموعهای از تفکر، خرد و فرهنگ ایرانی دانست و تأکید کرد که این اثر سترگ تنها روایتگر رخدادهای تاریخی و اسطورهای نیست، بلکه آیینهای از اندیشه و منش ایرانی است.
🔸️وی همچنین با بیان اینکه «شاهنامه وطن ماست»، بر ضرورت بازخوانی این اثر در جامعه امروز تأکید کرد و گفت: جامعه بیش از هر زمان دیگری به دو عنصر بنیادین شاهنامه یعنی خرد و شادی نیاز دارد.
@ibna_official
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🔻پیام دکتر محمد جعفر یاحقی به مناسبت اجرای سیاست بهبود کیفیت الفبای نیاکان در تاجیکستان
به نام خداوند جان و خرد
بیانیه به مناسبت اجرای سیاست بهبود کیفیت آموزش الفبای نیاکان در تاجیکستان
زبانی دگرگون به هر گوشهای
درفشی نوآیین و نو توشهای
زبان پارسی میراث گرانسنگ و ظرف زرین فرهنگ و معنویت مشترک مردمان تمدن بزرگ آریایی است. خبر مسرت بخش اقدام شایسته و دورنگرانه عالیجناب امامعلی رحمان، رئیس جمهور محترم ملت تاجیکستان، مبنی بر ضرورت بهبود کیفیت آموزش الفبای نیاکان در موسسات آموزشی تاجیکستان از دوشنبه به بسیاری از شهرهای این سپهر فرهنگی رسیده و مایه خوشحالی شمار زیادی از استادان و دانشپژوهان زبان و ادب فارسی شده است. توجه ویژه آن مقام عالی به راهاندازی انجمن پیوند تاجیکان و فارسیزبانان جهان، پیشکش یک نسخه شاهنامه به همه خانوادههای تاجیک، ترویج شاهنامهخوانی و برگزاری جشنها و آیینهای فرهنگی در کهنسرزمین تاجیکستان در سالهای اخیر، نوید تداوم پایداری درخت کهنسال فرهنگ پارسی را در این حوزه تمدنی میدهد.
این اقدامات ارزنده اسباب شادمانی و سپاس همه دوستداران این میراث جهانی را در همه جا به ویژه در سه کشور تاجیکستان ایران و افغانستان فراهم آورده است.
ما به نمایندگی از اعضای همه خردسراهای فردوسی ایران و جهان و نیز استادان و پژوهشگران ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه فردوسی مشهد و گروه بزرگی از استادان دانشجویان و پژوهشگران از دو کشور ایران و افغانستان که از جمله میراثداران خط پارسی در جهان امروز هستند، آمادگی خود را برای همکاری با استادان، ادیبان و آموزگاران تاجیکستان برای آموزش خط نیاکان به دو روش حضوری و برخط (آنلاین) اعلام میداریم. امید آنکه بتوان از راه آموزش این خط باستانی پیوندهای دوستی دیرینه را تقویت نمود و بر همکاریهای علمی و فرهنگی افزود که به گفته فردوسی بزرگ:
درخت نوآیین پر از بار تو
از خداوند بزرگ پیروزی و سربلندی مردم شریف تاجیکستان را خواستاریم.
محمد جعفر یاحقی
استاد ممتاز دانشگاه فردوسی
رییس خردسرای فردوسی مشهد
عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی
https://t.me/ghotbeelmiferdowsi
🔸https://t.me/eshtadan
به نام خداوند جان و خرد
بیانیه به مناسبت اجرای سیاست بهبود کیفیت آموزش الفبای نیاکان در تاجیکستان
زبانی دگرگون به هر گوشهای
درفشی نوآیین و نو توشهای
زبان پارسی میراث گرانسنگ و ظرف زرین فرهنگ و معنویت مشترک مردمان تمدن بزرگ آریایی است. خبر مسرت بخش اقدام شایسته و دورنگرانه عالیجناب امامعلی رحمان، رئیس جمهور محترم ملت تاجیکستان، مبنی بر ضرورت بهبود کیفیت آموزش الفبای نیاکان در موسسات آموزشی تاجیکستان از دوشنبه به بسیاری از شهرهای این سپهر فرهنگی رسیده و مایه خوشحالی شمار زیادی از استادان و دانشپژوهان زبان و ادب فارسی شده است. توجه ویژه آن مقام عالی به راهاندازی انجمن پیوند تاجیکان و فارسیزبانان جهان، پیشکش یک نسخه شاهنامه به همه خانوادههای تاجیک، ترویج شاهنامهخوانی و برگزاری جشنها و آیینهای فرهنگی در کهنسرزمین تاجیکستان در سالهای اخیر، نوید تداوم پایداری درخت کهنسال فرهنگ پارسی را در این حوزه تمدنی میدهد.
این اقدامات ارزنده اسباب شادمانی و سپاس همه دوستداران این میراث جهانی را در همه جا به ویژه در سه کشور تاجیکستان ایران و افغانستان فراهم آورده است.
ما به نمایندگی از اعضای همه خردسراهای فردوسی ایران و جهان و نیز استادان و پژوهشگران ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه فردوسی مشهد و گروه بزرگی از استادان دانشجویان و پژوهشگران از دو کشور ایران و افغانستان که از جمله میراثداران خط پارسی در جهان امروز هستند، آمادگی خود را برای همکاری با استادان، ادیبان و آموزگاران تاجیکستان برای آموزش خط نیاکان به دو روش حضوری و برخط (آنلاین) اعلام میداریم. امید آنکه بتوان از راه آموزش این خط باستانی پیوندهای دوستی دیرینه را تقویت نمود و بر همکاریهای علمی و فرهنگی افزود که به گفته فردوسی بزرگ:
درخت نوآیین پر از بار تو
از خداوند بزرگ پیروزی و سربلندی مردم شریف تاجیکستان را خواستاریم.
محمد جعفر یاحقی
استاد ممتاز دانشگاه فردوسی
رییس خردسرای فردوسی مشهد
عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی
https://t.me/ghotbeelmiferdowsi
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
قطب علمی فردوسی و شاهنامه
اخبار و گزارش های مربوط به قطب علمی فردوسی و شاهنامه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی.
معرفی مقالات، کتاب ها و رویدادهای شاهنامه پژوهی و اسطوره شناسی.
مالک کانال: دکتر فاطمه محمدزاده
مدیران: دکتر ملوک براتی
اعظم محمدی
دکتر محمد بیانی
معرفی مقالات، کتاب ها و رویدادهای شاهنامه پژوهی و اسطوره شناسی.
مالک کانال: دکتر فاطمه محمدزاده
مدیران: دکتر ملوک براتی
اعظم محمدی
دکتر محمد بیانی
#علیرضا_قیامتی:
هنوز مردم تاجیک، رنگینکمان را کمان رستم میخوانند
هنوز مردم تاجیک، رنگینکمان را کمان رستم میخوانند. بهجرأت میتوان گفت که ۴۰ تا ۵۰ درصد موضوع نمایشها و تئاترهایی که در این کشور برگزار میشود، شاهنامه است. از آن طرف مردم تاجیکستان زمانی که میخواهند چیزی را تکان دهند میگویند «هی رستم» یا زمانی که کسی کار پهلوانانهای میکند، میگویند «کارِ رستمانهای کردی» و یا کسی خیلی بخشنده باشد، میگویند «فریدونوار کار کردی یا کار فریدونانه کردی». پس این همسویی را در میان مردم و دولت میبینیم. در ایران اما نیاز است هماهنگی و تعامل بیشتری انجام شود تا شاهنامه وارد زندگی مردم شود.
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
هنوز مردم تاجیک، رنگینکمان را کمان رستم میخوانند
هنوز مردم تاجیک، رنگینکمان را کمان رستم میخوانند. بهجرأت میتوان گفت که ۴۰ تا ۵۰ درصد موضوع نمایشها و تئاترهایی که در این کشور برگزار میشود، شاهنامه است. از آن طرف مردم تاجیکستان زمانی که میخواهند چیزی را تکان دهند میگویند «هی رستم» یا زمانی که کسی کار پهلوانانهای میکند، میگویند «کارِ رستمانهای کردی» و یا کسی خیلی بخشنده باشد، میگویند «فریدونوار کار کردی یا کار فریدونانه کردی». پس این همسویی را در میان مردم و دولت میبینیم. در ایران اما نیاز است هماهنگی و تعامل بیشتری انجام شود تا شاهنامه وارد زندگی مردم شود.
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
سرزمینی که شاهنامه موضوعِ خود را در آن متمرکز کرده است «ایران» است. بارها نامِ «ایران» در این کتاب تکرار میشود، همه چیز بر گِرد این نام و این خاک میگردد. جنگِ بزرگ هم بر سر این کشور در میگیرد. ایران کشورِ میانه است، میانِ خاور و باختر، آبادتر و آراستهتر از جاهای دیگر، و به زعم شاهنامه دارای مردمی متمدّنتر. در مقدّمهی شاهنامهی ابومنصوری آمده است: «و ایرانشهر از رودِ آموی است تا رود مصر(جیحون تا نیل)، و این کشورهای دیگر پیرامونِ اویند، و از این هفت کشور، ایرانشهر بزرگوارتر است به هر هنری»(ص۴۹).
امّا ایران اگر ارجحیّت یا حتّی «تقدّسی» برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشههایشان چنیناَند. به هر حال، باید ایران را از تعرّض مصون داشت. نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.
#ایران_و_جهان_از_نگاه_شاهنامه
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🔸https://t.me/eshtadan
امّا ایران اگر ارجحیّت یا حتّی «تقدّسی» برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشههایشان چنیناَند. به هر حال، باید ایران را از تعرّض مصون داشت. نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند.
#ایران_و_جهان_از_نگاه_شاهنامه
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
☆پرسه همگانی درباور مزدیسنان☆
✍️ زندهیاد موبد #کورش_نیکنام
زرتشتیان، هرسال در دو هنگام پرسه همگانی دارند تا برای روان و فروهر درگذشتگان خویش آیینی ویژه برگزار کنند.
پرسه نخست هر سال درماه تیر است و پرسه دوم درماه اسفند برگزار می شود. هردو پرسه همگانی در روز اورمزد که نخستین روز ماه در گاهشمار ترادادی(سنتی)است، برپامیگردد.
پرسه همگانی ماه "تیر" برای بزرگداشت یاد نیاکانی است که درحمله تورانیان به ایران جان باخته اند و پرسه ماه آغاز ماه اسفند نیز برای بزرگداشت فداکاری وجان باختن ایرانیان در برابر یورش تازیان به این سرزمین در روزگار ساسانی بوده است.
زرتشتیان در شهرهای بزرگ، به هنگام بامداد در تالار آدریان یا انجمن گردهم می آیند. خانواده هایی که دریکسال گذشته، از بین خود درگذشته ای داشتهاند. باشندگی دارند تا کسانی که نتوانستهاند در پرسه ویژه وآیینهای درگذشته آنان باشند، اکنون و در روز پرسه همگانی با دیداری از بازماندگان برای آنان "آرامش" و برای روان درگذشتگان "شادی" آرزو کنند.
برخی از کسانی که به پرسه همگانی میآیند به ویژه بانوان درباور ترادادی خود، شاخههایی از برگ سبز گیاه مورد و شمشاد، اندکی عود، کندر و چوب سندل را باخود می آورند ودرکنار سفره پرسه می گذارند.
درشهرستانها و روستاهای زرتشتی نشین، پرسه همگانی به هنگام بامداد تا نیمروزدر خانه کسانی برپاست که دریکسال گذشته(ازپرسه سال پیش) درگذشتهای داشتهاند.
در تالار رو به خاور که "پسکم مس" نام دارد، سفره ای گسترده می شود که روی آن بشغاب های میوه، سینی های لرک (خشکبارترادادی) وکاسه ای از قهوه (پودر قهوه با اندکی آرد نخود وکمی پودر قند وپودر هل) درکنار جامی که درون آن تکه هایی از نبات است، گذاشته اند. آتشدانی از آتش نیز درکنار سفره است وپیوسته کندر و چوب خوشبو به آن می افزایند تا بوی خوش به هوا پیشکش کرده باشند.
به هنگام پسین روز پرسه همگانی همه به آرامگاه درگذشتگان می روند. موبدان درکنار سفره پُربارتری از لرک ومیوه با سرودن بخشهایی از سرود اوستا که آفرینگان دهمان نام دارد به روان و فروهرِ همه درگذشتگان درود میفرستند.
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
گزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام
🏵 @zoroaster33 🏵
با پاسداشت نام و یاد شادروان دکتر کورش نیکنام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
✍️ زندهیاد موبد #کورش_نیکنام
زرتشتیان، هرسال در دو هنگام پرسه همگانی دارند تا برای روان و فروهر درگذشتگان خویش آیینی ویژه برگزار کنند.
پرسه نخست هر سال درماه تیر است و پرسه دوم درماه اسفند برگزار می شود. هردو پرسه همگانی در روز اورمزد که نخستین روز ماه در گاهشمار ترادادی(سنتی)است، برپامیگردد.
پرسه همگانی ماه "تیر" برای بزرگداشت یاد نیاکانی است که درحمله تورانیان به ایران جان باخته اند و پرسه ماه آغاز ماه اسفند نیز برای بزرگداشت فداکاری وجان باختن ایرانیان در برابر یورش تازیان به این سرزمین در روزگار ساسانی بوده است.
زرتشتیان در شهرهای بزرگ، به هنگام بامداد در تالار آدریان یا انجمن گردهم می آیند. خانواده هایی که دریکسال گذشته، از بین خود درگذشته ای داشتهاند. باشندگی دارند تا کسانی که نتوانستهاند در پرسه ویژه وآیینهای درگذشته آنان باشند، اکنون و در روز پرسه همگانی با دیداری از بازماندگان برای آنان "آرامش" و برای روان درگذشتگان "شادی" آرزو کنند.
برخی از کسانی که به پرسه همگانی میآیند به ویژه بانوان درباور ترادادی خود، شاخههایی از برگ سبز گیاه مورد و شمشاد، اندکی عود، کندر و چوب سندل را باخود می آورند ودرکنار سفره پرسه می گذارند.
درشهرستانها و روستاهای زرتشتی نشین، پرسه همگانی به هنگام بامداد تا نیمروزدر خانه کسانی برپاست که دریکسال گذشته(ازپرسه سال پیش) درگذشتهای داشتهاند.
در تالار رو به خاور که "پسکم مس" نام دارد، سفره ای گسترده می شود که روی آن بشغاب های میوه، سینی های لرک (خشکبارترادادی) وکاسه ای از قهوه (پودر قهوه با اندکی آرد نخود وکمی پودر قند وپودر هل) درکنار جامی که درون آن تکه هایی از نبات است، گذاشته اند. آتشدانی از آتش نیز درکنار سفره است وپیوسته کندر و چوب خوشبو به آن می افزایند تا بوی خوش به هوا پیشکش کرده باشند.
به هنگام پسین روز پرسه همگانی همه به آرامگاه درگذشتگان می روند. موبدان درکنار سفره پُربارتری از لرک ومیوه با سرودن بخشهایی از سرود اوستا که آفرینگان دهمان نام دارد به روان و فروهرِ همه درگذشتگان درود میفرستند.
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
گزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام
🏵 @zoroaster33 🏵
با پاسداشت نام و یاد شادروان دکتر کورش نیکنام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
یکم تیرماه، زادروز منوچهر مرتضوی (تبریز ۱۳۰۸-۱۳۸۹)
نکتهدانِ مکتبِ حافظ
مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی
نویسنده: محمّد طاهرى خسروشاهى
منوچهر مرتضوی، تاریخنگار، ادیب، محقّق معاصر، استاد نامدار و رئیس پیشین دانشگاه تبریز، که در زمینههاى مختلف ادبى، از جمله شاهنامهپژوهى و مولوىشناسى، بهویژه در عرصۀ طرح اساسىترین مباحث دربارۀ شناخت جهانبینى حافظ و بررسى مختصّات فکرى و زبانى او، آثار و نوشتههاى ماندگارى تألیف کرد.
مرتضوى در زمینههاى مختلف زبان و ادبیّات فارسى، کتابها و مقالههاى محقّقانهاى نوشت. با اینحال، باید او را از «پیشگامان و پرچمداران نهضت حافظپژوهى» در ایران بهشمار آورد. آثار او بهترتیب زمان انتشار چنین است:
چراغ نیممرده؛ جامجم یا تحقیق در دیوان حافظ؛ مکتب حافظ یا مقدّمه بر حافظشناسى؛ مسائل عصر ایلخانان؛ زبان دیرین آذربایجان؛ فردوسى و شاهنامه؛ جهانبینى و حکمت مولانا.
🔴برای دیدن متن مقاله به نشانی زیر در وبگاه فرهنگستان مراجعه کنید:
🌐 https://apll.ir/?p=19824
@theapll
🔸https://t.me/eshtadan
نکتهدانِ مکتبِ حافظ
مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی
نویسنده: محمّد طاهرى خسروشاهى
منوچهر مرتضوی، تاریخنگار، ادیب، محقّق معاصر، استاد نامدار و رئیس پیشین دانشگاه تبریز، که در زمینههاى مختلف ادبى، از جمله شاهنامهپژوهى و مولوىشناسى، بهویژه در عرصۀ طرح اساسىترین مباحث دربارۀ شناخت جهانبینى حافظ و بررسى مختصّات فکرى و زبانى او، آثار و نوشتههاى ماندگارى تألیف کرد.
مرتضوى در زمینههاى مختلف زبان و ادبیّات فارسى، کتابها و مقالههاى محقّقانهاى نوشت. با اینحال، باید او را از «پیشگامان و پرچمداران نهضت حافظپژوهى» در ایران بهشمار آورد. آثار او بهترتیب زمان انتشار چنین است:
چراغ نیممرده؛ جامجم یا تحقیق در دیوان حافظ؛ مکتب حافظ یا مقدّمه بر حافظشناسى؛ مسائل عصر ایلخانان؛ زبان دیرین آذربایجان؛ فردوسى و شاهنامه؛ جهانبینى و حکمت مولانا.
🔴برای دیدن متن مقاله به نشانی زیر در وبگاه فرهنگستان مراجعه کنید:
🌐 https://apll.ir/?p=19824
@theapll
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🔰تبارشناسی رسانه و سوگ در بازخوانی آرای شاهرخ مسکوب؛
از تکفیر تا تعزیه: عبور شعر پارسی از سد فقه در جانپناه سوگ عاشورا
🔸این نوشته با تلفیق چارچوب نظری دو کتاب «سوگ سیاوش» و «هویت ایرانی و زبان فارسی» اثر شاهرخ مسکوب، به تبارشناسی یک پارادوکس بزرگ در فرهنگ ما میپردازد؛ این که چگونه شعر فارسی با وجود مخالفت و طرد اولیه از سوی فقه سنتی، سرانجام سدها را شکست و به اصلیترین رسانه برای جاودانگی سوگ عاشورا و آیین تعزیه تبدیل شد. این نوشتار چگونگی تلاقی پنهان حماسه کهن پارسی با باورهای شیعی را بررسی میکند.
🔸در جهانبینی اسطورهای هندوایرانی، جهان کارگاهی شگرف و پهنه پیکاری ازلی میان نیروهای خیر و شر است، نبردی که در آن، انسان منفعل و بیطرف نیست، بلکه «هستشدن آفرینش و آمدن فروهرها به گیتی... برای نبرد با اهریمن و شکستن اوست».
🔸مسکوب به زیبایی تبیین میکند که مرگ سیاوش، انتخابی آگاهانه و دل سپردن به دریاچه مرگ است، «گریختن او از کاووس گذشتن از گیتی است برای نجات گیتی و مینو، و رفتن به توران دل سپردن به مرگ است برای نجات از مرگ». او حتی در دم آخر، زمانی که تیغ بر گلویش نهادهاند، دست به سلاح نمیبرد تا عهد صلح خود را نشکند.
🔸مردم ایران پیش از اسلام آموخته بودند که عمیقترین مفاهیم عدالتخواهی، بیداری و رستاخیز معنوی را نه در حماسههای پیروزی، بلکه در دل یک «سوگ حماسی» جستجو کنند. همین آمادگی روانی و تبارشناسی سوگ بود که سدهها بعد، بستر نمادین و پذیرندهای را در روح ایرانی فراهم کرد تا بتواند مصداق عینی، تاریخی و مذهبی این شهادت مظلومانه را در واقعه عاشورا بازشناسد و بازسازی کند.
🔸اگرچه روح ایرانی از طریق کهنالگوی سیاوش، پذیرای مفهوم شهادت مظلومانه بود، اما انتقال این بار معنایی به حماسه عاشورا در دوران اسلامی با یک چالش ساختاری و رسانهای مواجه شد. شاهرخ مسکوب در تبارشناسی تحولات نثر و شعر فارسی، دست روی پارادوکسی بنیادین میگذارد: مرزبندی و ستیز اولیه فقه سنتی با ساختار شعر. از منظر متون تفسیری و فقهی صدر اسلام، شعر ابزاری مشکوک و حتی مطرود به شمار میرفت، چرا که «قرآن با شعر میانهای ندارد» و با استناد به آیاتی همچون سوره شعرا، «این تلقی منفی و بدگمانی به شعر و شاعری به علت ثبت در قرآن، برای مؤمنان دستنخورده باقی ماند»
@ibna_official
🔸https://t.me/eshtadan
از تکفیر تا تعزیه: عبور شعر پارسی از سد فقه در جانپناه سوگ عاشورا
🔸این نوشته با تلفیق چارچوب نظری دو کتاب «سوگ سیاوش» و «هویت ایرانی و زبان فارسی» اثر شاهرخ مسکوب، به تبارشناسی یک پارادوکس بزرگ در فرهنگ ما میپردازد؛ این که چگونه شعر فارسی با وجود مخالفت و طرد اولیه از سوی فقه سنتی، سرانجام سدها را شکست و به اصلیترین رسانه برای جاودانگی سوگ عاشورا و آیین تعزیه تبدیل شد. این نوشتار چگونگی تلاقی پنهان حماسه کهن پارسی با باورهای شیعی را بررسی میکند.
🔸در جهانبینی اسطورهای هندوایرانی، جهان کارگاهی شگرف و پهنه پیکاری ازلی میان نیروهای خیر و شر است، نبردی که در آن، انسان منفعل و بیطرف نیست، بلکه «هستشدن آفرینش و آمدن فروهرها به گیتی... برای نبرد با اهریمن و شکستن اوست».
🔸مسکوب به زیبایی تبیین میکند که مرگ سیاوش، انتخابی آگاهانه و دل سپردن به دریاچه مرگ است، «گریختن او از کاووس گذشتن از گیتی است برای نجات گیتی و مینو، و رفتن به توران دل سپردن به مرگ است برای نجات از مرگ». او حتی در دم آخر، زمانی که تیغ بر گلویش نهادهاند، دست به سلاح نمیبرد تا عهد صلح خود را نشکند.
🔸مردم ایران پیش از اسلام آموخته بودند که عمیقترین مفاهیم عدالتخواهی، بیداری و رستاخیز معنوی را نه در حماسههای پیروزی، بلکه در دل یک «سوگ حماسی» جستجو کنند. همین آمادگی روانی و تبارشناسی سوگ بود که سدهها بعد، بستر نمادین و پذیرندهای را در روح ایرانی فراهم کرد تا بتواند مصداق عینی، تاریخی و مذهبی این شهادت مظلومانه را در واقعه عاشورا بازشناسد و بازسازی کند.
🔸اگرچه روح ایرانی از طریق کهنالگوی سیاوش، پذیرای مفهوم شهادت مظلومانه بود، اما انتقال این بار معنایی به حماسه عاشورا در دوران اسلامی با یک چالش ساختاری و رسانهای مواجه شد. شاهرخ مسکوب در تبارشناسی تحولات نثر و شعر فارسی، دست روی پارادوکسی بنیادین میگذارد: مرزبندی و ستیز اولیه فقه سنتی با ساختار شعر. از منظر متون تفسیری و فقهی صدر اسلام، شعر ابزاری مشکوک و حتی مطرود به شمار میرفت، چرا که «قرآن با شعر میانهای ندارد» و با استناد به آیاتی همچون سوره شعرا، «این تلقی منفی و بدگمانی به شعر و شاعری به علت ثبت در قرآن، برای مؤمنان دستنخورده باقی ماند»
@ibna_official
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
#میرجلال_الدین_کزازی :
کوتاهترین راه خویشتنشناسی، آشنایی با شاهنامه از کودکی است
پیداست که با آموزش بهویژه در سالیان نخستین، دانش آموزان پایههای شناخت و آگاهی خویش را میریزند و از سوی دیگر پایههای منش و کنش خود را یا به سخنی دیگر پایههای چیستی فردی خویشتن را میریزند.آنچه در این سالیان دانشآموز میآموزد کارکردی بنیادی دارد. نهتنها در یاد او بلکه در نهان او مینهد و به درست از همین روست که شاهنامه کارکردی ناگزیر و بنیادین در آموزشوپرورش خواهد داشت؛ زیرا که «شاهنامه» نامه فرهنگ و منش و اندیشه ایرانی است. به سخنی دیگر چیستی فراگیر ایرانی را ما به یاری شاهنامه میتوانیم در خود یا دیگران پایه بریزیم. یا اگر بخواهم به شیوه روشنتر و رساتر بگویم: این چیستی را بشکفانیم؛ از نهفتگی به آشکارگی برسانیم.
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
کوتاهترین راه خویشتنشناسی، آشنایی با شاهنامه از کودکی است
پیداست که با آموزش بهویژه در سالیان نخستین، دانش آموزان پایههای شناخت و آگاهی خویش را میریزند و از سوی دیگر پایههای منش و کنش خود را یا به سخنی دیگر پایههای چیستی فردی خویشتن را میریزند.آنچه در این سالیان دانشآموز میآموزد کارکردی بنیادی دارد. نهتنها در یاد او بلکه در نهان او مینهد و به درست از همین روست که شاهنامه کارکردی ناگزیر و بنیادین در آموزشوپرورش خواهد داشت؛ زیرا که «شاهنامه» نامه فرهنگ و منش و اندیشه ایرانی است. به سخنی دیگر چیستی فراگیر ایرانی را ما به یاری شاهنامه میتوانیم در خود یا دیگران پایه بریزیم. یا اگر بخواهم به شیوه روشنتر و رساتر بگویم: این چیستی را بشکفانیم؛ از نهفتگی به آشکارگی برسانیم.
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🔸«شاهنامه متنی دشوارِ آسان نماست» به چه معناست؟
جلال خالقی مطلق می گوید:
«شاهنامه متنی دشوار آسان نماست. دشواری اش در این است که شما شاهنامه را میخوانید، دقیق متوجه نمیشوید. گاهی به واژه یا اصطلاحی برمیخوردید که نمیدانید چیست. آسانی اش در این است که داستان را میخوانید تا آخر و میفهمید چه بوده. این است که دشوارِ آسان نماست.»
«شاهنامه متنی دشوار آسان نماست. بدین معنی که حتی کسی که از پیش مطالعه ای در این کتاب نداشته باشد، در همان خواندن نخستین آن، مضمون بیت ها و موضوع سخن را از جریان داستان حدس میزند و خود را کمتر نیازمند به دقت در سخن سراینده می بیند. ولی اگر به سببی ناچار به باریک نگری بیشتری در متن کتاب گردد، درخواهد یافت که کمتر بیتی و دست کم کمتر صفحه ای از آنرا دقیقا دریافته است. گذشته از این، نگارنده در طی سالهایی که بخشی از شاهنامه را برای دانشجویان تدریس میکرد، دریافت که آنها نیاز به توضیح و تفسیر بیشتری از متن شاهنامه دارند.
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
جلال خالقی مطلق می گوید:
«شاهنامه متنی دشوار آسان نماست. دشواری اش در این است که شما شاهنامه را میخوانید، دقیق متوجه نمیشوید. گاهی به واژه یا اصطلاحی برمیخوردید که نمیدانید چیست. آسانی اش در این است که داستان را میخوانید تا آخر و میفهمید چه بوده. این است که دشوارِ آسان نماست.»
«شاهنامه متنی دشوار آسان نماست. بدین معنی که حتی کسی که از پیش مطالعه ای در این کتاب نداشته باشد، در همان خواندن نخستین آن، مضمون بیت ها و موضوع سخن را از جریان داستان حدس میزند و خود را کمتر نیازمند به دقت در سخن سراینده می بیند. ولی اگر به سببی ناچار به باریک نگری بیشتری در متن کتاب گردد، درخواهد یافت که کمتر بیتی و دست کم کمتر صفحه ای از آنرا دقیقا دریافته است. گذشته از این، نگارنده در طی سالهایی که بخشی از شاهنامه را برای دانشجویان تدریس میکرد، دریافت که آنها نیاز به توضیح و تفسیر بیشتری از متن شاهنامه دارند.
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
.
✅ آشنایی با یک پسوند مهم ایرانی در ریشهشناسی نام شهرهای ایران -----> گرد
شاید در پایان نام برخی از شهرهای ایران، کلمه « جرد » را دیده باشید، این کلمه عربی شدهی پسوند کهن « گَرد / گِرد / کِرد » است ؛ در نامهای « بروجرد، بشاگرد، ملازگرد، دارابگرد، میلاجرد، دستگرد، سامانجرد، ولاشجرد، سیاوشگرد، بهجرد، آزادگرد، شاپورگرد، ساسانجرد و ... »
♦️ این پسوند به معنای « کرده شده، ساخته شده » میباشد، از ریشه ایرانیباستان krtáh که فعل کردن هم از همین ریشه است. این پسوند در اوستایی 𐬐𐬆𐬭𐬆𐬙𐬀 - kərəta / در پارسی باستان 𐎣𐎼𐎫 - karta / در پهلوی اشکانی و ساسانی 𐭪𐭫𐭲 - kirt, gird -𐫃𐫏𐫡𐫅 / در پارسی نو « گِرد » و صورت عربیشده آن « جرد » است
♦️ این پسوند معمولا همراه با نام شخصیتهای تاریخی میآید، یعنی « ساخته شده توسط فلانی ». برای نمونه شهر ملازگرد که در ارمنی Մանազկերտ - Manazkert است، طبق متن کتاب موسی خورنی توسط پادشاه ارمنی Manaz ساخته شده است. / نام دارابگرد یعنی شهر ساخته شده توسط داراب. / نام بهرامجرد یعنی شهر ساخته شده توسط بهرام. / نام شاپورگرد یعنی شهر ساخته شده توسط شاپور. و ...
بروجرد : خود مردم، به این شهر « وُروگرد » میگویند. وُرو احتمالا صورت تحولیافته نام یک شاهزاده اشکانی است که در داستان ویس و رامین بصورت « ویرو » به آن اشاره شده است. بنابراین بروجرد یعنی شهر ساخته شده توسط شاهزاده ویرو
بجنورد : نام این شهر در منابع قدیمی به صورت « بزنجرد، بيژنگرد، بوجنرد و بجنرد » آمده است. واژه بیژن در نام این شهر نشان میدهد که به معنای « شهر ساخته شده توسط بیژن » است. این نام در گذر زمان به بزنجرد، بجنرد، بجنورد تحول یافته است
🔷 نمونههایی از کاربرد کهن این ساختار در منابع پیشا اسلامی :
پهلوی اشکانی کتیبهای :
𐭃𐭎𐭕𐭊𐭓𐭕 - dastgird
𐭇𐭔𐭕𐭓𐭊𐭓𐭕 - šahrgird
سغدی مانوی :
𐫡𐫟𐫘𐫏𐫗𐫤𐫀𐫏𐫐𐫏𐫡𐫔 - əraxsinder-kird
ارمنی کهن :
Տիգրան-ա-կերտ - Tigran-a-kert
Խոսրով-ա-կերտ - Xosrov-a-kert
پارسی هخامنشی :
𐎯𐎢𐏁𐎣𐎼𐎫 - duškartaʰ - بدانجامشده یا بدکرده
.💎
🆔 @maneshparsi
🔹https://t.me/eshtadan
✅ آشنایی با یک پسوند مهم ایرانی در ریشهشناسی نام شهرهای ایران -----> گرد
شاید در پایان نام برخی از شهرهای ایران، کلمه « جرد » را دیده باشید، این کلمه عربی شدهی پسوند کهن « گَرد / گِرد / کِرد » است ؛ در نامهای « بروجرد، بشاگرد، ملازگرد، دارابگرد، میلاجرد، دستگرد، سامانجرد، ولاشجرد، سیاوشگرد، بهجرد، آزادگرد، شاپورگرد، ساسانجرد و ... »
♦️ این پسوند به معنای « کرده شده، ساخته شده » میباشد، از ریشه ایرانیباستان krtáh که فعل کردن هم از همین ریشه است. این پسوند در اوستایی 𐬐𐬆𐬭𐬆𐬙𐬀 - kərəta / در پارسی باستان 𐎣𐎼𐎫 - karta / در پهلوی اشکانی و ساسانی 𐭪𐭫𐭲 - kirt, gird -𐫃𐫏𐫡𐫅 / در پارسی نو « گِرد » و صورت عربیشده آن « جرد » است
♦️ این پسوند معمولا همراه با نام شخصیتهای تاریخی میآید، یعنی « ساخته شده توسط فلانی ». برای نمونه شهر ملازگرد که در ارمنی Մանազկերտ - Manazkert است، طبق متن کتاب موسی خورنی توسط پادشاه ارمنی Manaz ساخته شده است. / نام دارابگرد یعنی شهر ساخته شده توسط داراب. / نام بهرامجرد یعنی شهر ساخته شده توسط بهرام. / نام شاپورگرد یعنی شهر ساخته شده توسط شاپور. و ...
بروجرد : خود مردم، به این شهر « وُروگرد » میگویند. وُرو احتمالا صورت تحولیافته نام یک شاهزاده اشکانی است که در داستان ویس و رامین بصورت « ویرو » به آن اشاره شده است. بنابراین بروجرد یعنی شهر ساخته شده توسط شاهزاده ویرو
بجنورد : نام این شهر در منابع قدیمی به صورت « بزنجرد، بيژنگرد، بوجنرد و بجنرد » آمده است. واژه بیژن در نام این شهر نشان میدهد که به معنای « شهر ساخته شده توسط بیژن » است. این نام در گذر زمان به بزنجرد، بجنرد، بجنورد تحول یافته است
🔷 نمونههایی از کاربرد کهن این ساختار در منابع پیشا اسلامی :
پهلوی اشکانی کتیبهای :
𐭃𐭎𐭕𐭊𐭓𐭕 - dastgird
𐭇𐭔𐭕𐭓𐭊𐭓𐭕 - šahrgird
سغدی مانوی :
𐫡𐫟𐫘𐫏𐫗𐫤𐫀𐫏𐫐𐫏𐫡𐫔 - əraxsinder-kird
ارمنی کهن :
Տիգրան-ա-կերտ - Tigran-a-kert
Խոսրով-ա-կերտ - Xosrov-a-kert
پارسی هخامنشی :
𐎯𐎢𐏁𐎣𐎼𐎫 - duškartaʰ - بدانجامشده یا بدکرده
.💎
🆔 @maneshparsi
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
📝 زرتشت در شاهنامه
✍️ گزینش ونگرش:
زندهیاد موبد#کورش_نیکنام
زرتشت اسپنتمان یه روز ششم فروردین چشم به جهان گشوده و سی سال پس از آن نیز به پیامآوری برگزیده شده است. او معجزهای نداشته و وحی دریافت نکرده بلکه تنها -با ژرفاندیشی ودروننگری- آنچه که با خرد خویش دریافته را با مرتوگان (:مردم) ایران در میان گذاشته است.
در کنکاش میان روان هستی، اشا، وهومن و سرچشمه دانایی (:اهورامزدا)، به پیامآوری برگزیده شده است.
پیامش، خردورزی و بهره گیری ازاندیشه نیک است تا خرافه پرستی درگیتی برکنار شود.
زرتشت پایهگزار اندیشه ایرانشهری بود که کوروش بزرگ و فردوسی توسی از چنین اندیشهای پرورش یافتند.
دقیقی بزرگ، شاعر زرتشتی، که در روزگار جوانی کشته شد. این چکامهسرا، زرتشت را به مانند درختی بسیار پر شاخ و برگ که بارش خرد است بیان کرده.
پس از کشته شدن دقیقی، فردوسی کار نیمه تمام این بزرگمرد را به پایان رسانده و دنباله شاهنامه را میسراید.
این بخش از گزارش دقیقی بسیار نیک بوده که فردوسی آن را بدون دگرگونی در شاهنامه خود جای داده است.
چو یک چندگاهی برآمد برین
درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسپ تا سوی کاخ
درختی گشن بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
کسی کز چون او برخورد کی مرد
خجسته پی و نام او زردهشت
که آهرمن بدکنش را بکشت
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
🕊 درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
🏵 @zoroaster33 🏵
بازگفت با اندک ویرایش :
تالار رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
@ShahnamehToosi
🔸https://t.me/eshtadan
✍️ گزینش ونگرش:
زندهیاد موبد#کورش_نیکنام
زرتشت اسپنتمان یه روز ششم فروردین چشم به جهان گشوده و سی سال پس از آن نیز به پیامآوری برگزیده شده است. او معجزهای نداشته و وحی دریافت نکرده بلکه تنها -با ژرفاندیشی ودروننگری- آنچه که با خرد خویش دریافته را با مرتوگان (:مردم) ایران در میان گذاشته است.
در کنکاش میان روان هستی، اشا، وهومن و سرچشمه دانایی (:اهورامزدا)، به پیامآوری برگزیده شده است.
پیامش، خردورزی و بهره گیری ازاندیشه نیک است تا خرافه پرستی درگیتی برکنار شود.
زرتشت پایهگزار اندیشه ایرانشهری بود که کوروش بزرگ و فردوسی توسی از چنین اندیشهای پرورش یافتند.
دقیقی بزرگ، شاعر زرتشتی، که در روزگار جوانی کشته شد. این چکامهسرا، زرتشت را به مانند درختی بسیار پر شاخ و برگ که بارش خرد است بیان کرده.
پس از کشته شدن دقیقی، فردوسی کار نیمه تمام این بزرگمرد را به پایان رسانده و دنباله شاهنامه را میسراید.
این بخش از گزارش دقیقی بسیار نیک بوده که فردوسی آن را بدون دگرگونی در شاهنامه خود جای داده است.
چو یک چندگاهی برآمد برین
درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسپ تا سوی کاخ
درختی گشن بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
کسی کز چون او برخورد کی مرد
خجسته پی و نام او زردهشت
که آهرمن بدکنش را بکشت
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
🕊 درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
🏵 @zoroaster33 🏵
بازگفت با اندک ویرایش :
تالار رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
@ShahnamehToosi
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
Forwarded from تب (هنری.فرهنگی.ادبی)
❁ 💫اینجا بهترین کانالها رو برات گلچین کردیم روی لینک بزن و سریع جوین شو. ☟✐
❁💫برترین گروه نقاشی (هنر) در تلگرام💫 ❁
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨کتاب های هنر و طراحی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨ آموزش طراحی فیگور
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش طراحی چهره
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨طراحی مد و فشن
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش استایل
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش نقاشی و رنگشناسی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش آبرنگ،رنگ روغن
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هنر ایده خلاقیت
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هنری ادبی موسیقی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بیو انگلیسی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨دنیای غذا در تلگرام
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨پرورش گل و گیاه
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بهار سبزم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بسته بندی خلاقانه
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨از تو مینویسم تا فارسی تمام شود
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨فانسخه موزیک
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨دنیای موسیقی ملل فول آلبوم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨مست عشق
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨اشتادان
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هناسهکم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨حریم عشق
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨چاوان
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
🌼با ما همراه باشید در تبادلات گروه (هنری،فرهنگی،ادبی)🌼
❁💫برترین گروه نقاشی (هنر) در تلگرام💫 ❁
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨کتاب های هنر و طراحی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨ آموزش طراحی فیگور
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش طراحی چهره
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨طراحی مد و فشن
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش استایل
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش نقاشی و رنگشناسی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش آبرنگ،رنگ روغن
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هنر ایده خلاقیت
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هنری ادبی موسیقی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بیو انگلیسی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨دنیای غذا در تلگرام
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨پرورش گل و گیاه
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بهار سبزم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بسته بندی خلاقانه
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨از تو مینویسم تا فارسی تمام شود
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨فانسخه موزیک
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨دنیای موسیقی ملل فول آلبوم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨مست عشق
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨اشتادان
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هناسهکم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨حریم عشق
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨چاوان
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
🌼با ما همراه باشید در تبادلات گروه (هنری،فرهنگی،ادبی)🌼