۲۹ آذر سالروز درگذشت زندهیاد استاد #ابوالحسن_صبا
( ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ - ۲۹ آذر ۱۳۳۶) استاد بزرگ موسیقی، آهنگساز و نوازنده
👈 صبا در تهران زاده شد.
👈 از سه سالگی در خانواده اهل هنر با موسیقی آشنا و آموختن موسیقی را نزد پدرش آغاز کرد.
👈 در نه سالگی به کلاس تار و سهتار درویشخان راه یافت.
👈 در نوجوانی سازهای دیگری مانند ویلن را با حسین هنگآفرین و سنتور را با علیاکبرخان شاهی آموخت.
👈 در ادامه وارد مدرسهٔ عالی موسیقی تحت مدیریت علینقی وزیری شد.
👈 توانایی و تسلط صبا در نواختن سازهای گوناگون، او را شایسته عنوان «مردی که به تنهایی یک ارکستر کامل است» نمود.
👈 آثار ابوالحسن صبا، در موسیقی سنتی و هم در موسیقی محلی ایران، بسیار ارزشمند و ماندگار است.
👈 شاگردان بسیار تربیت کرد که هر یک از بزرگان موسیقی ایران هستند.
پس از مرگ استاد، برابر وصیت ایشان و به خاطر تجلیل و قدردانی از این هنرمند نامی، خانه ایشان در تهران، به موزه تبدیل گردید.
👈 صبا از مهمترین و تأثیرگذارترین چهرههای موسیقی ایران در قرن بیستم است و آثار او همچنان مورد توجه و ستایش قرار میگیرد.
یاد و نامش جاوید.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
( ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ - ۲۹ آذر ۱۳۳۶) استاد بزرگ موسیقی، آهنگساز و نوازنده
👈 صبا در تهران زاده شد.
👈 از سه سالگی در خانواده اهل هنر با موسیقی آشنا و آموختن موسیقی را نزد پدرش آغاز کرد.
👈 در نه سالگی به کلاس تار و سهتار درویشخان راه یافت.
👈 در نوجوانی سازهای دیگری مانند ویلن را با حسین هنگآفرین و سنتور را با علیاکبرخان شاهی آموخت.
👈 در ادامه وارد مدرسهٔ عالی موسیقی تحت مدیریت علینقی وزیری شد.
👈 توانایی و تسلط صبا در نواختن سازهای گوناگون، او را شایسته عنوان «مردی که به تنهایی یک ارکستر کامل است» نمود.
👈 آثار ابوالحسن صبا، در موسیقی سنتی و هم در موسیقی محلی ایران، بسیار ارزشمند و ماندگار است.
👈 شاگردان بسیار تربیت کرد که هر یک از بزرگان موسیقی ایران هستند.
پس از مرگ استاد، برابر وصیت ایشان و به خاطر تجلیل و قدردانی از این هنرمند نامی، خانه ایشان در تهران، به موزه تبدیل گردید.
👈 صبا از مهمترین و تأثیرگذارترین چهرههای موسیقی ایران در قرن بیستم است و آثار او همچنان مورد توجه و ستایش قرار میگیرد.
یاد و نامش جاوید.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🔥
📚 « آذرجشن » و « خُرهروز » ؛ جشنهای زمستانی ایرانیان باستان برای گرامی داشت « خورشید و آتش »
🔴 جشن زمستانی خورشید : ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه میگوید :
ماه دی، و آن را همچنین « خورماه » نیز مینامند، و روزِ نخستِ آن « خُرهروز » نامیده میشود ؛ و هم این روز و هم این ماه به نامِ خدا نامگذاری شدهاند، یعنی « هرمزد »، به معنای پادشاهِ دانا، و « دادار » بهمعنای آفریننده ...
.
خور : در زبانهای ایرانی به معنای خورشید است ( 👈 ریشهشناسی واژه خور / خورشید ) اینکه نام دیگر ماه دی، نزد ایرانیان « خورشید » بوده، دلایل نجومی و فرهنگی دارد ؛ زیرا با آغاز زمستان و ماه دی، نور و روشنایی خورشید دوباره متولد میشود و طول روزها بلند و بلندتر میشود. جالب است که ابوریحان در ۱۰۰۰ سال پیش، با معنای اتیمولوژیک ماه دی نیز کاملا آشنا بوده و آن را « دادار » بهمعنای آفریننده میخواند که کاملا درست است ؛ 👈 دَی از پهلوی ساسانی dadv ، و در اوستایی daδvah بمعنای « ایزد » ، خدای خالق و آفریدگار ، از ریشه dā بمعنای نهادن، آفریدن، خلق کردن ....
♦️ ابوریحان جشن نخستین #روز دیماه را « خُره روز » مینامد، یعنی روز خورشید، درواقع روز تولد خورشید، و به آداب این روز اشاره میکند :
« و پادشاه در آن روز، از تختِ پادشاهی فرود میآید، جامههای #سپید میپوشد، و بر فرشهای #سپید در صحرا مینشیند، و حاجبان و شکوهِ پادشاهی را کنار میگذارد، و خود را به رسیدگی در کارهای دنیا و مردمانش فارغ میکند ؛ و هر که نیاز داشته باشد در کاری با او سخن بگوید، خواه بزرگمرتبه باشد و خواه فرودست، به او نزدیک میشود و با او سخن میگوید، بیآنکه از این کار منع شود ؛ و با دهقانان و کشاورزان همنشینی میکند، و با آنان همخوراک و همنوش میشود، و میگوید : من امروز یکی از شما هستم، و من برادر شما هستم ؛ زیرا سامانِ دنیا به آبادانی است که به دستهای شما انجام میگیرد، و سامانِ آبادانی به پادشاه است، و هیچ یک از این دو از دیگری بینیاز نیست ؛ و چون چنین است، ما همچون دو برادرِ نیک سازگاریم، و این از دو برادرِ همساز، یعنی اوشهنگ و ویکرد، سرچشمه گرفته است. و گاه این روز را « 💥نودروز » مینامند و آن را جشن میگیرند، زیرا میان آن و نوروز نود روز فاصله است. »
.
ابوریحان بیرونی به جشنهای مختلف دیماه اشاره میکند : سیرسور ( ۱۴ دی، روز کوش ) بتیگان ( ۱۵ دی ) ، گاهنبار خور ( ۱۱ دی، مِدیوزَرِمگاه) ، دیبهآذر ( ۸ دی ) ، دیبهمهر ( ۱۵ دی ) ، دیبهدین ( ۲۳ دی ) ، جشن گاگیل یا دیآفرینان ( شبِ روزِ شانزدهم، روز مهر ) که مطالب زیادی درباره جشن گاگیل، ازجمله گاوِ نورانی کشانندهی « چرخِ ماه » میگوید.
🔴 جشن زمستانی آتش : ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه میگوید :
« ... و زادویه یاد کرده است که آن را « آذرجشن » نیز مینامند، و آن جشنِ آتشهای بزرگی است که در خانههای مردم افروخته میشود و آغازِ #زمستان بوده است ؛ و به پرستشِ خدا و ستایشِ او بسیار میپرداختند، و بر #خوردن و #شادی گــرد میآمدند ؛ و میپنداشتند که این کار برای دفعِ سرما و خشکیِ پدید آمده در #زمستان است، و اینکه گسترشِ گرمای آن، آسیبهای زیانبارِ وارد بر گیاهانِ جهان را دفع میکند ... و نزد آنان برای دگرگونیِ هوا و آغازِ #زمستان مقرر بوده است. »
.
👈 نگاهی به ریشه واژه آذر / آتش ...
🔴 آنچه از گفتههای ابوریحان بیرونی برداشت میشود :
۱- آیینهای « دیماه » پیوند تنگاتنگی با #خورشید داشتهاند و ایرانیان (الفرس) آغاز زمستان را با جشنهای معروف « آذرجشن » و « خرهروز » گرامی میداشتند
۲- تاکید میکند که این آیینها برای گرامیداشت « شروع زمستان » بوده است
۳- مردم آتشهای بزرگ در خانه میافروختند و به پرستش و ستایش خدای آفریننده میپرداختند
۴- برای خوردن و نوشیدن بهترین خوراکیهای زمستانی و #شادمانی گرد هم جمع میشدند
۵- این آتشها را به امید رفع سرما و خشکی زمستان برمیافروختند
۶- این آیین دلایل نجومی داشته و برای تغییرات آب و هوایی آتش روشن میکردند
۷- نام این جشنها و ماهیت وجودی آنها با « آتش و خورشید » گره خورده است
💥 اینکه امروزه در نخستین شب زمستان خانوادههای ایرانی گرد کرسی جمع شده و خوراکی و میوهها تهیه کرده و درکنار هم شادی میکنند، دقیقا همان توصیفات ابوریحان بیرونی در ۱۰۰۰ سال پیش است که خود او هم از دورانهای قدیمتر نقلقول میکند، یعنی یک پیوستگی چندهزار ساله...
🛫 @iranzamin777
🔹https://t.me/eshtadan
📚 « آذرجشن » و « خُرهروز » ؛ جشنهای زمستانی ایرانیان باستان برای گرامی داشت « خورشید و آتش »
🔴 جشن زمستانی خورشید : ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه میگوید :
ماه دی، و آن را همچنین « خورماه » نیز مینامند، و روزِ نخستِ آن « خُرهروز » نامیده میشود ؛ و هم این روز و هم این ماه به نامِ خدا نامگذاری شدهاند، یعنی « هرمزد »، به معنای پادشاهِ دانا، و « دادار » بهمعنای آفریننده ...
.
خور : در زبانهای ایرانی به معنای خورشید است ( 👈 ریشهشناسی واژه خور / خورشید ) اینکه نام دیگر ماه دی، نزد ایرانیان « خورشید » بوده، دلایل نجومی و فرهنگی دارد ؛ زیرا با آغاز زمستان و ماه دی، نور و روشنایی خورشید دوباره متولد میشود و طول روزها بلند و بلندتر میشود. جالب است که ابوریحان در ۱۰۰۰ سال پیش، با معنای اتیمولوژیک ماه دی نیز کاملا آشنا بوده و آن را « دادار » بهمعنای آفریننده میخواند که کاملا درست است ؛ 👈 دَی از پهلوی ساسانی dadv ، و در اوستایی daδvah بمعنای « ایزد » ، خدای خالق و آفریدگار ، از ریشه dā بمعنای نهادن، آفریدن، خلق کردن ....
♦️ ابوریحان جشن نخستین #روز دیماه را « خُره روز » مینامد، یعنی روز خورشید، درواقع روز تولد خورشید، و به آداب این روز اشاره میکند :
« و پادشاه در آن روز، از تختِ پادشاهی فرود میآید، جامههای #سپید میپوشد، و بر فرشهای #سپید در صحرا مینشیند، و حاجبان و شکوهِ پادشاهی را کنار میگذارد، و خود را به رسیدگی در کارهای دنیا و مردمانش فارغ میکند ؛ و هر که نیاز داشته باشد در کاری با او سخن بگوید، خواه بزرگمرتبه باشد و خواه فرودست، به او نزدیک میشود و با او سخن میگوید، بیآنکه از این کار منع شود ؛ و با دهقانان و کشاورزان همنشینی میکند، و با آنان همخوراک و همنوش میشود، و میگوید : من امروز یکی از شما هستم، و من برادر شما هستم ؛ زیرا سامانِ دنیا به آبادانی است که به دستهای شما انجام میگیرد، و سامانِ آبادانی به پادشاه است، و هیچ یک از این دو از دیگری بینیاز نیست ؛ و چون چنین است، ما همچون دو برادرِ نیک سازگاریم، و این از دو برادرِ همساز، یعنی اوشهنگ و ویکرد، سرچشمه گرفته است. و گاه این روز را « 💥نودروز » مینامند و آن را جشن میگیرند، زیرا میان آن و نوروز نود روز فاصله است. »
.
ابوریحان بیرونی به جشنهای مختلف دیماه اشاره میکند : سیرسور ( ۱۴ دی، روز کوش ) بتیگان ( ۱۵ دی ) ، گاهنبار خور ( ۱۱ دی، مِدیوزَرِمگاه) ، دیبهآذر ( ۸ دی ) ، دیبهمهر ( ۱۵ دی ) ، دیبهدین ( ۲۳ دی ) ، جشن گاگیل یا دیآفرینان ( شبِ روزِ شانزدهم، روز مهر ) که مطالب زیادی درباره جشن گاگیل، ازجمله گاوِ نورانی کشانندهی « چرخِ ماه » میگوید.
🔴 جشن زمستانی آتش : ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه میگوید :
« ... و زادویه یاد کرده است که آن را « آذرجشن » نیز مینامند، و آن جشنِ آتشهای بزرگی است که در خانههای مردم افروخته میشود و آغازِ #زمستان بوده است ؛ و به پرستشِ خدا و ستایشِ او بسیار میپرداختند، و بر #خوردن و #شادی گــرد میآمدند ؛ و میپنداشتند که این کار برای دفعِ سرما و خشکیِ پدید آمده در #زمستان است، و اینکه گسترشِ گرمای آن، آسیبهای زیانبارِ وارد بر گیاهانِ جهان را دفع میکند ... و نزد آنان برای دگرگونیِ هوا و آغازِ #زمستان مقرر بوده است. »
.
👈 نگاهی به ریشه واژه آذر / آتش ...
🔴 آنچه از گفتههای ابوریحان بیرونی برداشت میشود :
۱- آیینهای « دیماه » پیوند تنگاتنگی با #خورشید داشتهاند و ایرانیان (الفرس) آغاز زمستان را با جشنهای معروف « آذرجشن » و « خرهروز » گرامی میداشتند
۲- تاکید میکند که این آیینها برای گرامیداشت « شروع زمستان » بوده است
۳- مردم آتشهای بزرگ در خانه میافروختند و به پرستش و ستایش خدای آفریننده میپرداختند
۴- برای خوردن و نوشیدن بهترین خوراکیهای زمستانی و #شادمانی گرد هم جمع میشدند
۵- این آتشها را به امید رفع سرما و خشکی زمستان برمیافروختند
۶- این آیین دلایل نجومی داشته و برای تغییرات آب و هوایی آتش روشن میکردند
۷- نام این جشنها و ماهیت وجودی آنها با « آتش و خورشید » گره خورده است
💥 اینکه امروزه در نخستین شب زمستان خانوادههای ایرانی گرد کرسی جمع شده و خوراکی و میوهها تهیه کرده و درکنار هم شادی میکنند، دقیقا همان توصیفات ابوریحان بیرونی در ۱۰۰۰ سال پیش است که خود او هم از دورانهای قدیمتر نقلقول میکند، یعنی یک پیوستگی چندهزار ساله...
🛫 @iranzamin777
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
Forwarded from خردسرای فردوسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 نماهنگ «شادی و آرام و مهر» ویژهٔ شب چله
دکتر علیرضا قیامتی
(قائممقام خردسرای فردوسی)
شب چله بر همهٔ دوستداران فرهنگ ایران زمین همایون و خجسته باد
#شب_چله
#علیرضا_قیامتی
@kheradsarayeferdowsi
دکتر علیرضا قیامتی
(قائممقام خردسرای فردوسی)
شب چله بر همهٔ دوستداران فرهنگ ایران زمین همایون و خجسته باد
#شب_چله
#علیرضا_قیامتی
@kheradsarayeferdowsi
Forwarded from ایران زمین
.
✅ سندی ۹۲۰ ساله از نام « چله زمستان » و اشاره به ۴۰ روزه بودن این دوره ...
حدود ۹۲۰ سال پیش زمخشری، ادیب و زبانشناس ایرانی خوارزمی، در کتاب «مقدمة الادب» میگوید: « لَيْلَةُ السَّذَقِ ؛ شب سده، و اين شب چهلم از زمستان است ». این سندی ارزشمند در فهم آیینهای کهن ایرانی است:
نخستین شب زمستان را ایرانیان از گذشتههای دور «شب چله» میخوانند، شبی که « مهر/ #خورشید » اصطلاحا زاده میشود و همچون کودکی تازه متولد شده برای او دوره ۴۰ روزه درنظر میگرفتند ( #چله نوزاد رسم و آیینی کهن و رایج در سرتاسر ایران است). دقیقا در چهلمین روز و پایان این دوره، یعنی ۱۰ بهمن، ما یک جشن دیگر بهنام « #سده » داریم، جشنی به مناسبت کشف #آتش زمینی، که برآمده از خورشید، یا همان آتش آسمانی است
🔹 خاستگاه جشن چله زمستان فرهنگ ایرانی است و فقط در خوانش ِ ایرانی آن معنا و مفهوم دارد؛ چون جشنی به نام « سده » (جشن #آتش ) دقیقا در چهلمین روز زمستان، تکمیل کننده چله (جشن #خورشید ) است. خورشید و آتش هر دو از یک جنس هستند، و از طرفی « چله و سده » از نظر واژگانی، هر دو یک ریخت دارند: چله از ۴۰ و سده از ۱۰۰ میآید ...
🆔 @iranzamin777
.
✅ سندی ۹۲۰ ساله از نام « چله زمستان » و اشاره به ۴۰ روزه بودن این دوره ...
حدود ۹۲۰ سال پیش زمخشری، ادیب و زبانشناس ایرانی خوارزمی، در کتاب «مقدمة الادب» میگوید: « لَيْلَةُ السَّذَقِ ؛ شب سده، و اين شب چهلم از زمستان است ». این سندی ارزشمند در فهم آیینهای کهن ایرانی است:
نخستین شب زمستان را ایرانیان از گذشتههای دور «شب چله» میخوانند، شبی که « مهر/ #خورشید » اصطلاحا زاده میشود و همچون کودکی تازه متولد شده برای او دوره ۴۰ روزه درنظر میگرفتند ( #چله نوزاد رسم و آیینی کهن و رایج در سرتاسر ایران است). دقیقا در چهلمین روز و پایان این دوره، یعنی ۱۰ بهمن، ما یک جشن دیگر بهنام « #سده » داریم، جشنی به مناسبت کشف #آتش زمینی، که برآمده از خورشید، یا همان آتش آسمانی است
🔹 خاستگاه جشن چله زمستان فرهنگ ایرانی است و فقط در خوانش ِ ایرانی آن معنا و مفهوم دارد؛ چون جشنی به نام « سده » (جشن #آتش ) دقیقا در چهلمین روز زمستان، تکمیل کننده چله (جشن #خورشید ) است. خورشید و آتش هر دو از یک جنس هستند، و از طرفی « چله و سده » از نظر واژگانی، هر دو یک ریخت دارند: چله از ۴۰ و سده از ۱۰۰ میآید ...
🆔 @iranzamin777
.
Forwarded from دژنپشت (محمود فاضلی بیرجندی)
.
سخنی از فرخی شب چله
و ارج فرهنگ ایرانی
۳۰ آذر ۱۴۰۴
#محمود_فاضلی_بیرجندی
بهتر یادآوری همین که به چشم میبینیم ایرانیان در این روزها چه تکاپویی دارند تا شب چله را شیرین و شاد بگیرند. ایرانی در دل سختیها و کوهابههای بدی که بر سراپایش میریزد و در دل گرانیهایی که مزه زندگی را ناخوش کرده هم دست از آیینها و سنت نیاکانی برنمیدارد.
اینجا پاسخ آنانی پیداست که راز ماندگاری ایران را میجویند. ایران افزون بر جغرافیای پهناور ماندگارش، همین آیینهاست. شب چله و جشن سده و مهرگان و نوروز. احترام بزرگترها، ادب، مهربانی، شادی و ... .
اکنون میشود روشن دریافت راز ماندگاری ملت و کشوری که بارها درندهخویان بر او تاختهاند.
دستور دولت به دو ساعت تاخیر در آغاز ساعت کار در روز یکم دی هم خبری است که سرشت نیرومند فرهنگ ایرانی را بازمینماید. تاخیر در آغاز کارها تاکنون جز برای سوگواریهای دینی روا نبود. اکنون آن تاخیر به احترام شادمانی ملی داده شده.
همین سند ماندگاری ماست.
شب چله فرخنده باد.
اینجا ایران است.
https://t.me/dejnepesht4000
سخنی از فرخی شب چله
و ارج فرهنگ ایرانی
۳۰ آذر ۱۴۰۴
#محمود_فاضلی_بیرجندی
بهتر یادآوری همین که به چشم میبینیم ایرانیان در این روزها چه تکاپویی دارند تا شب چله را شیرین و شاد بگیرند. ایرانی در دل سختیها و کوهابههای بدی که بر سراپایش میریزد و در دل گرانیهایی که مزه زندگی را ناخوش کرده هم دست از آیینها و سنت نیاکانی برنمیدارد.
اینجا پاسخ آنانی پیداست که راز ماندگاری ایران را میجویند. ایران افزون بر جغرافیای پهناور ماندگارش، همین آیینهاست. شب چله و جشن سده و مهرگان و نوروز. احترام بزرگترها، ادب، مهربانی، شادی و ... .
اکنون میشود روشن دریافت راز ماندگاری ملت و کشوری که بارها درندهخویان بر او تاختهاند.
دستور دولت به دو ساعت تاخیر در آغاز ساعت کار در روز یکم دی هم خبری است که سرشت نیرومند فرهنگ ایرانی را بازمینماید. تاخیر در آغاز کارها تاکنون جز برای سوگواریهای دینی روا نبود. اکنون آن تاخیر به احترام شادمانی ملی داده شده.
همین سند ماندگاری ماست.
شب چله فرخنده باد.
اینجا ایران است.
https://t.me/dejnepesht4000
Forwarded from عکس نگار
حافظ
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلسِ ما ماهِ رخِ دوست تمام است
در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بیروی تو ای سروِ گُلاندام، حرام است
گوشَم همه بر قولِ نی و نغمهی چنگ است
چشمم همه بر لَعلِ لب و گردشِ جام است
در مجلسِ ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوشبوی مَشام است
از چاشنیِ قند مگو هیچ و ز شکَّر
زانرو که مرا از لبِ شیرینِ تو کام است
تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه، مُقیم است
همواره مرا کویِ خرابات مُقام است
از ننگ چه گویی! که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی! که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟!
با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز،
پیوسته چو ما در طلبِ عیشِ مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
که ایّامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام است.
☀️جشن شب زایش مهر فرخنده باد
https://t.me/eshtadan
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلسِ ما ماهِ رخِ دوست تمام است
در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بیروی تو ای سروِ گُلاندام، حرام است
گوشَم همه بر قولِ نی و نغمهی چنگ است
چشمم همه بر لَعلِ لب و گردشِ جام است
در مجلسِ ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوشبوی مَشام است
از چاشنیِ قند مگو هیچ و ز شکَّر
زانرو که مرا از لبِ شیرینِ تو کام است
تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه، مُقیم است
همواره مرا کویِ خرابات مُقام است
از ننگ چه گویی! که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی! که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟!
با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز،
پیوسته چو ما در طلبِ عیشِ مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
که ایّامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام است.
☀️جشن شب زایش مهر فرخنده باد
https://t.me/eshtadan
#محمد_علی_فروغی :
اگر فردوسی شاهنامه را نظم نکرده بود این روایات به حالت تاریخ بلعمی (ترجمه و تلخیص تاریخ محمدبن جریرطبری) و نظایر آن در می آمد که از صدهزار نفر یک نفر آنها را نخوانده بلکه ندیده است، و شکی نیست در اینکه اگر سخن دلنشین فردوسی نبود، وسیله ی ابقای تاریخ ایران همانا منحصر به کتب امثال مسعودی و حمزه بن حسن و ابوریحان میبود که همه بزبان عرب نوشته شده و اکثریت عظیم ایرانی ها از فهم آن عاجزند. شاهنامه فردوسی از بدو امر نزد فارسی زبانان چنان دلچسب واقع شده که عموما فریفته آن گردیده اند. هرکس خواندن می توانست، شاهنامه را می خواند و کسی که خواندن نمی دانست در مجالس شاهنامه خوانی برای شنیدن و تمتع یافتن از آن حاضر می شد. کمتر ایرانی بود که آن داستان ها را نداند و اشعار شاهنامه را از بر نخواند و رجال احیا شده ی فردوسی را نشناسد. اگر این اوقات ازین قبیل مجالس نمی بینی و روایت آن اشعار را کمتر می شنوی، از آن است که شداید و بدبختی های عصر اخیر محور زندگانی ما را به کلی منحرف ساخته و به قول معروف چرخ ما را چنبر کرده بود .
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
اگر فردوسی شاهنامه را نظم نکرده بود این روایات به حالت تاریخ بلعمی (ترجمه و تلخیص تاریخ محمدبن جریرطبری) و نظایر آن در می آمد که از صدهزار نفر یک نفر آنها را نخوانده بلکه ندیده است، و شکی نیست در اینکه اگر سخن دلنشین فردوسی نبود، وسیله ی ابقای تاریخ ایران همانا منحصر به کتب امثال مسعودی و حمزه بن حسن و ابوریحان میبود که همه بزبان عرب نوشته شده و اکثریت عظیم ایرانی ها از فهم آن عاجزند. شاهنامه فردوسی از بدو امر نزد فارسی زبانان چنان دلچسب واقع شده که عموما فریفته آن گردیده اند. هرکس خواندن می توانست، شاهنامه را می خواند و کسی که خواندن نمی دانست در مجالس شاهنامه خوانی برای شنیدن و تمتع یافتن از آن حاضر می شد. کمتر ایرانی بود که آن داستان ها را نداند و اشعار شاهنامه را از بر نخواند و رجال احیا شده ی فردوسی را نشناسد. اگر این اوقات ازین قبیل مجالس نمی بینی و روایت آن اشعار را کمتر می شنوی، از آن است که شداید و بدبختی های عصر اخیر محور زندگانی ما را به کلی منحرف ساخته و به قول معروف چرخ ما را چنبر کرده بود .
@shahnamehpajohan
🔸https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
Forwarded from ایران ورجاوند ™ Irān-i Varjāvand
🔘 ایرانشناسی
👁🗨 جواد صفینژاد درگذشت
👁🗨 جواد صفینژاد، انسانشناس و جغرافیدان در ۹۶ سالگی درگذشت.
دکتر جواد صفینژاد، استاد بازنشسته گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، برای پژوهشهایش در حوزه اقوام و عشایر ایرانی شناخته شده است و مردمشناسی ایلات و عشایر لُر و قشقایی از تخصصهای او بود. همچنین او را پدر مطالعات و پژوهشهای «قنات» در ایران نامیدهاند و به او «پدر کاریز ایران» میگویند.
صفینژاد برای نگارش اثری با عنوان «کاریز در ایران و شیوههای سنتی بهرهگیری از آن» برگزیده اول دهمین دوره جشنواره بینالمللی فارابی و نیز برگزیده کتاب سال ایران شد.
جواد صفینژاد متولد نهم شهریور ۱۳۰۸ شمسی در شهرری بود. نیاکان او از لرهای بختیاری بودند. در سال ۱۳۳۲ در رشته تاریخ و جغرافیا در دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۳۶ درجه لیسانس را دریافت کرد. سال ۱۳۴۵ با همکاری نادر افشار نادری بخش مستقل مطالعات و تحقیقات عشایری را پایهگذاری کرد. او کاشف شیوه سنتی کشاورزی ایران «بُنه» است.
از آثار این چهره فرهنگی و علمی میتوان به کتابهای «کتاب جهاننما(جغرافیای ایران و جهان)، رافائیل فلوغون، با همکاری غلامرضا سحاب، انتشارات دنیای جغرافیای سحاب»، «نظام سنتی آبیاری در نائین، انتشارات کمیته ملی آبیاری و زهکشی»، «مبانی جغرافیای انسانی، انتشارات امیرکبیر»، «پیشگامان جغرافیا در قلمرو اسلام» و… اشاره کرد.
👁🗨 جواد صفینژاد درگذشت
👁🗨 جواد صفینژاد، انسانشناس و جغرافیدان در ۹۶ سالگی درگذشت.
دکتر جواد صفینژاد، استاد بازنشسته گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، برای پژوهشهایش در حوزه اقوام و عشایر ایرانی شناخته شده است و مردمشناسی ایلات و عشایر لُر و قشقایی از تخصصهای او بود. همچنین او را پدر مطالعات و پژوهشهای «قنات» در ایران نامیدهاند و به او «پدر کاریز ایران» میگویند.
صفینژاد برای نگارش اثری با عنوان «کاریز در ایران و شیوههای سنتی بهرهگیری از آن» برگزیده اول دهمین دوره جشنواره بینالمللی فارابی و نیز برگزیده کتاب سال ایران شد.
جواد صفینژاد متولد نهم شهریور ۱۳۰۸ شمسی در شهرری بود. نیاکان او از لرهای بختیاری بودند. در سال ۱۳۳۲ در رشته تاریخ و جغرافیا در دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۳۶ درجه لیسانس را دریافت کرد. سال ۱۳۴۵ با همکاری نادر افشار نادری بخش مستقل مطالعات و تحقیقات عشایری را پایهگذاری کرد. او کاشف شیوه سنتی کشاورزی ایران «بُنه» است.
از آثار این چهره فرهنگی و علمی میتوان به کتابهای «کتاب جهاننما(جغرافیای ایران و جهان)، رافائیل فلوغون، با همکاری غلامرضا سحاب، انتشارات دنیای جغرافیای سحاب»، «نظام سنتی آبیاری در نائین، انتشارات کمیته ملی آبیاری و زهکشی»، «مبانی جغرافیای انسانی، انتشارات امیرکبیر»، «پیشگامان جغرافیا در قلمرو اسلام» و… اشاره کرد.
سوم دی ماه زادروز استاد دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی (۳ دی ماه ۱۳۰۴ در پاریز - ۵ فروردین ماه ۱۳۹۳) تاریخدان، نویسنده، پژوهشگر، شاعر و استاد بازنشستهٔ تهران است.
https://t.me/eshtadan
https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🔰ژاله آموزگار در همایش «شهرنامهنویسی در تاریخ ایران»؛
ای کاش باستانیپاریزیهای بیشتری داشته باشیم
باستانیپاریزی از نادرهکاران و فرهداران ایران است
🔸ژاله آموزگار گفت: به نظر من نوشتههای باستانیپاریزی سبک نگارش کتابهای تاریخ قدیم مانند تاریخهای طبری، بلعمی، مسعودی، یعقوبی و… را به ذهن میآورد که در آنها غالباً مرز اسطوره و روایتهای تاریخی و تاریخ واقعی درهم میآمیزد. ای کاش باستانیپاریزیهای بیشتری داشته باشیم.
🔸به نظر من او تاریخ را همگانی کرد و به میان جمع برد و گروه بیشتری را تاریخخوان کرد حتی اغراق نیست اگر بگویم سبک شیوای نوشتههای او شاید بسیاری از کتاب گریزانها را کتابخوان کرده است. نوشتههایش ساده و روان است ولی در لابهلای این نثر ساده خواننده به اطلاعات دست اول و ارجاعات درست دست مییابد و سطح دانستههایش بالا میرود. نثر او سهل و ممتنع است ولی به هیچ وجه سطحی نیست. مهارت خاص دیگری دارد که استادانه از امروز و دیروز و به سدههای پیشین میرود و بازمیگردد و خواننده هیچ دستاندازی احساس نمیکند.
🔸نوشتههای استاد باستانی آیینه تمام نمایی از تاریخ اجتماعی ایران معاصر است یا تکیه و یاری گرفتن از حوادث پیشین تاریخی در ایران کتابهای تاریخی جزیی از آثار ادبی به شمار میآیند. نمونه بارزی از آن کتاب تاریخ بیهقی است تاریخی است مستند و قابل ارجاع و در عین حال اثری است ادبی که جزء درسهای اصلی گروه ادبیات فارسی بهشمار میآید.
@ibna_official
🔹https://t.me/eshtadan
ای کاش باستانیپاریزیهای بیشتری داشته باشیم
باستانیپاریزی از نادرهکاران و فرهداران ایران است
🔸ژاله آموزگار گفت: به نظر من نوشتههای باستانیپاریزی سبک نگارش کتابهای تاریخ قدیم مانند تاریخهای طبری، بلعمی، مسعودی، یعقوبی و… را به ذهن میآورد که در آنها غالباً مرز اسطوره و روایتهای تاریخی و تاریخ واقعی درهم میآمیزد. ای کاش باستانیپاریزیهای بیشتری داشته باشیم.
🔸به نظر من او تاریخ را همگانی کرد و به میان جمع برد و گروه بیشتری را تاریخخوان کرد حتی اغراق نیست اگر بگویم سبک شیوای نوشتههای او شاید بسیاری از کتاب گریزانها را کتابخوان کرده است. نوشتههایش ساده و روان است ولی در لابهلای این نثر ساده خواننده به اطلاعات دست اول و ارجاعات درست دست مییابد و سطح دانستههایش بالا میرود. نثر او سهل و ممتنع است ولی به هیچ وجه سطحی نیست. مهارت خاص دیگری دارد که استادانه از امروز و دیروز و به سدههای پیشین میرود و بازمیگردد و خواننده هیچ دستاندازی احساس نمیکند.
🔸نوشتههای استاد باستانی آیینه تمام نمایی از تاریخ اجتماعی ایران معاصر است یا تکیه و یاری گرفتن از حوادث پیشین تاریخی در ایران کتابهای تاریخی جزیی از آثار ادبی به شمار میآیند. نمونه بارزی از آن کتاب تاریخ بیهقی است تاریخی است مستند و قابل ارجاع و در عین حال اثری است ادبی که جزء درسهای اصلی گروه ادبیات فارسی بهشمار میآید.
@ibna_official
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
🏛چهارم دی ماه روز رودکی، پدر شعر فارسی و شاعر پرهنر ایران گرامی باد.
شعر چشمهای لایزال و جاری در فرهنگ ایرانی است. هرگاه که ملالت واندوه به آدمی روی میآورد میتوان بر لب این چشمهٔ خنک و زلال نشست و جامهای پیاپی از غزل و قصیده و رباعی را سرکشید و روان را پر از آرامش و شادی کرد. از میان تمام شاعران پارسیگو رودکی اولین است. لقب پدر شعر فارسی را دارد. بین سالهای دویست و چهل و دو تا دویست و پنجاه و هفت خورشیدی یعنی حدود هزار و صد و پنجاه سال پیش به دنیا آمد. بسیار خوش اقبال بود که هم عصر سامانیان شد. پس از مرگ امیر اسماعیل سامانی پسرش احمد جانشین او شد که پس از مدتی توسط غلامان خود به قتل رسید. پس از او نصر فرزند خردسال احمد که هشت سال بیشتر نداشت به جای پدر بر تخت بخارا نشست. ظاهراً در دوران سی سالهی سلطنت او بود که رودکی به دربار سامانیان راه یافت. در منابع مختلف تعداد اشعار او را هفتصد هزار تا یک میلیون بیت گزارش کردهاند که به نظر رقم اغراقآمیزی است. شاید بتوان گفت رقم واقعی اشعار او حدود صد هزار بیت، تقریباً دو برابر شاهنامه بوده باشد که همین مقدار هم بالای چندین مجلد میشده است. شوربختانه امروزه ازین گنجینهی گرانبها بیشتر از هزار و اندی بیت باقی نمانده است و بقیه در گذر حوادث روزگار از بین رفته است. رودکی اشعار فراوانی در وصف عشق و شراب و شادخواری دارد. در مقابل به نکوهش جهان و شکوه از بی سامانی و ناپایداری آن نیز میپردازد. یعنی علیرغم اینکه از یک سو آدمی را به شراب و شادی و لذتبردن و بهرهگیری از نعمات دنیا توصیه میکند، از سوی دیگر متوجه است که انسان و جهان به هر حال اسیر سرپنجهی قهار مرگ و اندوه هستند. اما در کل دعوت به شراب و شادی و دوری از غم و اندوه یکی از مضامین اصلی شعر رودکی است. وی در غزلی زیبا که برای من بسان یک اثر باستانی هزارساله ارزشمند است و آویزهی گوش، میگوید:
شاد زی٭ با سیاه چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعد مویِ غالیه بوی٭
من و آن ماهرویِ حورنژاد
نیک بخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آن که او نخورد و نداد
باد و ابر است این جهانِ فسوس!٭
باده پیش آر، هر چه باداباد
شاد بودهست از این جهان هرگز
هیچ کس، تا از او تو باشی شاد؟
داد دیدهست از او به هیچ سبب
هیچ فرزانه تا تو بینی داد؟٭
یا این ابیات که در نکوهش جهان و شِکوه از بی سامانی و ناپایداری آن سروده است.
مهتران جهان همه مُردند
مرگ را سر همه فرو کردند٭
زیر خاک اندرون شدند آنان
که همه کوشکها٭ برآوردند
از هزاران هزار نعمت و ناز
نه به آخر به جز کفن بردند؟٭
بود از نعمت٭ آن چه پوشیدند
و آن چه دادند و آن چه را خوردند
خالی از لطف نیست که سرنوشت یک دوبیتی نابِ نایاب از رودکی را هم در اینجا بگویم.
ثعالبی در کتاب یتیمة الدهر فی شعراء أهل العصر در شرح حال و نقل اشعار ابوالحسن احمد مُؤمَل که از شعرای عربی زبان قرن پنجم هجری و کاتب ابوالحسن فائق خاصه، سردار معروف و متنفذ اواخر دورۀ سامانی بوده قطعهای دوبیتی نقل میکند و میگوید که اصل آن به فارسی از رودکی است که ابوالحسن احمد مُؤمَل شاعر سده پنجم هجری آن را به عربی ترجمه کرده با این مضمون که میگوید:
دنیا را به چشم درون بنگر، نه با چشمی که با آن مینگری. روزگار مثل دریاست، از نیکی و نکوکاری کشتی و زورقی ساز و از آن بگذر.
وقتی علامه دهخدا این قطعه عربی را میبیند با تسلطی که به شیوه و اسلوب قدیم داشته قطعهای به فارسی با همان مضمون میسازد که اگر رودکی این شعر را گفته باشد قریب به این عبارت گفته که...
به چشم نهان، نی به چشم عیان
اگر در جهانِ جهان بنگری
بدانی که دریاست، وز فعل نیک
کنی زورقی تا بدو بگذری
از قضا بعدها چنانکه بعضی نوشتهاند اصل قطعه فارسی رودکی پیدا میشود که از بسیاری جهات شبیه قطعه دهخداست.
رودکی میگوید:
این جهان را نگر به چشم خرد
نی بدان چشم کآندر او نگری
همچو دریاست، وز نکوکاری
کشتیای ساز تا بدو گذری
عکس: مزار رودکی در روستای رودک یا پنجرودک از شهر پنجکنت در ۱۷۰ کیلومتری شمال شهر دوشنبه پایتخت جمهوری تاجیکستان و ۶۰ کیلومتری سمرقند زیبا.
شرح معانی اشعار از کتاب رودکی، تآلیف دکتر محمد دهقانی، انتشارات نی.
شعر اول
شاد زی: شادمان زندگی کن!
من و...بوی: میخواهم فقط من باشم و آن یاری که موی مجعد و بوی غالیه(مادهای خوشبو مرکب از مشک و عنبر و مواد دیگر) دارد.
فسوس: مایهٔ ریشخند
داد...داد: آیا هیچ عاقلی از آن دادگری دیده است تا تو هم از آن توقع دادگری داشته باشی؟
شعر دوم
مرگ را سر...کردند: همگی در برابر مرگ سر فرود آوردند.
کوشک: کاخ
نه به آخر...بردند: سرانجام جز کفن چیزی نبردند.
بود از نعمت: بهرهای که از ثروت بردند همان چیزهایی بود که...
@shahnamehfedrdowsiii
🔹https://t.me/eshtadan
شعر چشمهای لایزال و جاری در فرهنگ ایرانی است. هرگاه که ملالت واندوه به آدمی روی میآورد میتوان بر لب این چشمهٔ خنک و زلال نشست و جامهای پیاپی از غزل و قصیده و رباعی را سرکشید و روان را پر از آرامش و شادی کرد. از میان تمام شاعران پارسیگو رودکی اولین است. لقب پدر شعر فارسی را دارد. بین سالهای دویست و چهل و دو تا دویست و پنجاه و هفت خورشیدی یعنی حدود هزار و صد و پنجاه سال پیش به دنیا آمد. بسیار خوش اقبال بود که هم عصر سامانیان شد. پس از مرگ امیر اسماعیل سامانی پسرش احمد جانشین او شد که پس از مدتی توسط غلامان خود به قتل رسید. پس از او نصر فرزند خردسال احمد که هشت سال بیشتر نداشت به جای پدر بر تخت بخارا نشست. ظاهراً در دوران سی سالهی سلطنت او بود که رودکی به دربار سامانیان راه یافت. در منابع مختلف تعداد اشعار او را هفتصد هزار تا یک میلیون بیت گزارش کردهاند که به نظر رقم اغراقآمیزی است. شاید بتوان گفت رقم واقعی اشعار او حدود صد هزار بیت، تقریباً دو برابر شاهنامه بوده باشد که همین مقدار هم بالای چندین مجلد میشده است. شوربختانه امروزه ازین گنجینهی گرانبها بیشتر از هزار و اندی بیت باقی نمانده است و بقیه در گذر حوادث روزگار از بین رفته است. رودکی اشعار فراوانی در وصف عشق و شراب و شادخواری دارد. در مقابل به نکوهش جهان و شکوه از بی سامانی و ناپایداری آن نیز میپردازد. یعنی علیرغم اینکه از یک سو آدمی را به شراب و شادی و لذتبردن و بهرهگیری از نعمات دنیا توصیه میکند، از سوی دیگر متوجه است که انسان و جهان به هر حال اسیر سرپنجهی قهار مرگ و اندوه هستند. اما در کل دعوت به شراب و شادی و دوری از غم و اندوه یکی از مضامین اصلی شعر رودکی است. وی در غزلی زیبا که برای من بسان یک اثر باستانی هزارساله ارزشمند است و آویزهی گوش، میگوید:
شاد زی٭ با سیاه چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعد مویِ غالیه بوی٭
من و آن ماهرویِ حورنژاد
نیک بخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آن که او نخورد و نداد
باد و ابر است این جهانِ فسوس!٭
باده پیش آر، هر چه باداباد
شاد بودهست از این جهان هرگز
هیچ کس، تا از او تو باشی شاد؟
داد دیدهست از او به هیچ سبب
هیچ فرزانه تا تو بینی داد؟٭
یا این ابیات که در نکوهش جهان و شِکوه از بی سامانی و ناپایداری آن سروده است.
مهتران جهان همه مُردند
مرگ را سر همه فرو کردند٭
زیر خاک اندرون شدند آنان
که همه کوشکها٭ برآوردند
از هزاران هزار نعمت و ناز
نه به آخر به جز کفن بردند؟٭
بود از نعمت٭ آن چه پوشیدند
و آن چه دادند و آن چه را خوردند
خالی از لطف نیست که سرنوشت یک دوبیتی نابِ نایاب از رودکی را هم در اینجا بگویم.
ثعالبی در کتاب یتیمة الدهر فی شعراء أهل العصر در شرح حال و نقل اشعار ابوالحسن احمد مُؤمَل که از شعرای عربی زبان قرن پنجم هجری و کاتب ابوالحسن فائق خاصه، سردار معروف و متنفذ اواخر دورۀ سامانی بوده قطعهای دوبیتی نقل میکند و میگوید که اصل آن به فارسی از رودکی است که ابوالحسن احمد مُؤمَل شاعر سده پنجم هجری آن را به عربی ترجمه کرده با این مضمون که میگوید:
دنیا را به چشم درون بنگر، نه با چشمی که با آن مینگری. روزگار مثل دریاست، از نیکی و نکوکاری کشتی و زورقی ساز و از آن بگذر.
وقتی علامه دهخدا این قطعه عربی را میبیند با تسلطی که به شیوه و اسلوب قدیم داشته قطعهای به فارسی با همان مضمون میسازد که اگر رودکی این شعر را گفته باشد قریب به این عبارت گفته که...
به چشم نهان، نی به چشم عیان
اگر در جهانِ جهان بنگری
بدانی که دریاست، وز فعل نیک
کنی زورقی تا بدو بگذری
از قضا بعدها چنانکه بعضی نوشتهاند اصل قطعه فارسی رودکی پیدا میشود که از بسیاری جهات شبیه قطعه دهخداست.
رودکی میگوید:
این جهان را نگر به چشم خرد
نی بدان چشم کآندر او نگری
همچو دریاست، وز نکوکاری
کشتیای ساز تا بدو گذری
عکس: مزار رودکی در روستای رودک یا پنجرودک از شهر پنجکنت در ۱۷۰ کیلومتری شمال شهر دوشنبه پایتخت جمهوری تاجیکستان و ۶۰ کیلومتری سمرقند زیبا.
شرح معانی اشعار از کتاب رودکی، تآلیف دکتر محمد دهقانی، انتشارات نی.
شعر اول
شاد زی: شادمان زندگی کن!
من و...بوی: میخواهم فقط من باشم و آن یاری که موی مجعد و بوی غالیه(مادهای خوشبو مرکب از مشک و عنبر و مواد دیگر) دارد.
فسوس: مایهٔ ریشخند
داد...داد: آیا هیچ عاقلی از آن دادگری دیده است تا تو هم از آن توقع دادگری داشته باشی؟
شعر دوم
مرگ را سر...کردند: همگی در برابر مرگ سر فرود آوردند.
کوشک: کاخ
نه به آخر...بردند: سرانجام جز کفن چیزی نبردند.
بود از نعمت: بهرهای که از ثروت بردند همان چیزهایی بود که...
@shahnamehfedrdowsiii
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
Forwarded from دژنپشت (محمود فاضلی بیرجندی)
.
سالروز گذشتهشدن زرتشت پیامبر
۵ دی ۱۴۰۴
#محمود_فاضلی_بیرجندی
زرتشت تنها پیامبر ایرانی است.
این نوشتار بهر گرامیداشت او در سالروز گذشتهشدنش آورده میشود که پنجم دی بود، به ۳۷۶۴ سال پیش از امروز:
زرتشت پسر پوروشسپ، نسب به اورمزد میرساند. مادرش دوغدو، نسب به گیومرث میرساند، نخستین شهریار جهان، و پدر آدمیزاده در اندیشه ایرانی.
سپیدهدم ششم فروردین در روستای راگ خراسان از مادر بزاد. برخی هم گفتهاند اندر آتروپاتکان بزاد، آذربایگان امروز ایران.
پدرش او را زرتشت نامید.
او ببالید. از ۳۰ تا ۴۰ سالگی هفت بار با اورمَزد دیدار کرد. بر فراز کوه اُشیدر بود که نخستین بار پیام آسمانی بدو آمد. پس از آن به بلخ، به دربار گشتاسپ، شاهنشاه ایران، شد و او را به دین بخواند. گشتاسپ بپذیرفت و به زرتشت گروید. آیین او از دربار پادشاه ایران برخاست و پراکنده شد. بدین روی آیینی است که پا بر مدنیت، دارایی و بزرگی دارد، و چیزی از خوی وحشیان و دوری از راه آدمی در آن نیست.
نخستین کس که بدو گروید میدیوماه بود، پسر عموی او. پس هوتوس (آتوسا)، زن گشتاسپشاه، بدو بگروید.
آگاهی به ارجاسپ، پادشاه توران رسید که گشتاسپ دین دیگر پذیرفته، و او بر جای و جاه خویش بیمناک شد. پس با سپاهیانش به ایران تاخت. جنگی درگرفت که گزارشی از آن در کتاب یادگار زریران بمانده. تورانیان در آن جنگ بشکستند. زان پس شاهزاده اسفندیار، به گرد جهان بگشت و دین را اندر دنیا بگسترد.
آموزه بنیادین آیین زرتشت سه پایه است:
گفتار نیک، کردار نیک، و پندار نیک.
به این سه پایه «سه نیک» گفتهاند. گمان میرود که تثلیث مسیحیان از این بنیاد برگرفته شده باشد. کتاب او «اوستا» نام دارد. گردانیدهای به فارسی امروز از اوستا در بازار کتاب یافت شود، به قلم استاد جلیل دوستخواه، که انتشارات مروارید چاپ کرده و هنوز دارد.
پیروان زرتشت را، به ناروا، آتشپرستان خواندهاند. این سخن به نزد عامه، دستمایه تازش بر زرتشتیان شده. این سخن بی پایه را خصوصا در فرمانروایی صفویان و قاجاران در میان مردم پراگندند و ایرانیان بیشماری را بدین نام بکشتند. تا چنان شد که زرتشتیان ترک زادبوم خویش گفتند و به هندوستان شدند.
بیشتری از زرتشتیان تا آن سدهها در خاور ایران بودوباش داشتند. خاور ایران، از شمال تا میانهاش که قاینات و بیرجند باشد، هم تا زمان قجران زرتشتینشین مانده بود. قجران برای خشنودی خدا کمر به نابودکردن زرتشتیان بستند. ستم بر زرتشتیان و خونریری قجران در در خاورزمین ایران، داستانی است پر آب چشم! آمار رسمی میگوید زرتشتیانی چند تا دهه ۱۳۶۰ در بیرجند میبودهاند. زان پس چه بر آن چند ایرانی راستین رفت؟ آنان چه شدند؟ کسی خبر دارد؟ ...
زرتشت ۷۷ سال بزیست تا در تازش دوم ارجاسپ تورانی به ایران، در زمان نیایش در شهر بلخ بر دست یکی تورانی به نام «برادریش» شهید شد. نام کشنده زرتشت را «توربراتور» هم گفتهاند. روز پنجم ماه دی بود، به ۳۷۶۴ سال پیش.
زرتشتیان کنونی در نیایشگاهها یاد پیامبر را گرامی میدارند. بشود که متولیان، محدودیتها را برچینند تا ایرانیان در این آیین حاضر شوند و به پیامآور خرد و مهر، ارج بگذارند.
آیین او از پس شهادتش در ایران بزرگ بپراکند. به روزگار ساسانیان آیین حکومت شد.
پس از ساسانیان، نماد و نشان ایرانیگری ماند.
... و هست.
آیین زرتشت، فقط دین نیست. پایگاه بزرگ اندیشه و جهاننگری کهن ایران است که نابودش نکردهاند. آغازگاه درست ما برای پیشروی در تاریخ است. این نکته را دور از کورباوری (تعصب) بپذیریم.
https://t.me/dejnepesht4000
سالروز گذشتهشدن زرتشت پیامبر
۵ دی ۱۴۰۴
#محمود_فاضلی_بیرجندی
زرتشت تنها پیامبر ایرانی است.
این نوشتار بهر گرامیداشت او در سالروز گذشتهشدنش آورده میشود که پنجم دی بود، به ۳۷۶۴ سال پیش از امروز:
زرتشت پسر پوروشسپ، نسب به اورمزد میرساند. مادرش دوغدو، نسب به گیومرث میرساند، نخستین شهریار جهان، و پدر آدمیزاده در اندیشه ایرانی.
سپیدهدم ششم فروردین در روستای راگ خراسان از مادر بزاد. برخی هم گفتهاند اندر آتروپاتکان بزاد، آذربایگان امروز ایران.
پدرش او را زرتشت نامید.
او ببالید. از ۳۰ تا ۴۰ سالگی هفت بار با اورمَزد دیدار کرد. بر فراز کوه اُشیدر بود که نخستین بار پیام آسمانی بدو آمد. پس از آن به بلخ، به دربار گشتاسپ، شاهنشاه ایران، شد و او را به دین بخواند. گشتاسپ بپذیرفت و به زرتشت گروید. آیین او از دربار پادشاه ایران برخاست و پراکنده شد. بدین روی آیینی است که پا بر مدنیت، دارایی و بزرگی دارد، و چیزی از خوی وحشیان و دوری از راه آدمی در آن نیست.
نخستین کس که بدو گروید میدیوماه بود، پسر عموی او. پس هوتوس (آتوسا)، زن گشتاسپشاه، بدو بگروید.
آگاهی به ارجاسپ، پادشاه توران رسید که گشتاسپ دین دیگر پذیرفته، و او بر جای و جاه خویش بیمناک شد. پس با سپاهیانش به ایران تاخت. جنگی درگرفت که گزارشی از آن در کتاب یادگار زریران بمانده. تورانیان در آن جنگ بشکستند. زان پس شاهزاده اسفندیار، به گرد جهان بگشت و دین را اندر دنیا بگسترد.
آموزه بنیادین آیین زرتشت سه پایه است:
گفتار نیک، کردار نیک، و پندار نیک.
به این سه پایه «سه نیک» گفتهاند. گمان میرود که تثلیث مسیحیان از این بنیاد برگرفته شده باشد. کتاب او «اوستا» نام دارد. گردانیدهای به فارسی امروز از اوستا در بازار کتاب یافت شود، به قلم استاد جلیل دوستخواه، که انتشارات مروارید چاپ کرده و هنوز دارد.
پیروان زرتشت را، به ناروا، آتشپرستان خواندهاند. این سخن به نزد عامه، دستمایه تازش بر زرتشتیان شده. این سخن بی پایه را خصوصا در فرمانروایی صفویان و قاجاران در میان مردم پراگندند و ایرانیان بیشماری را بدین نام بکشتند. تا چنان شد که زرتشتیان ترک زادبوم خویش گفتند و به هندوستان شدند.
بیشتری از زرتشتیان تا آن سدهها در خاور ایران بودوباش داشتند. خاور ایران، از شمال تا میانهاش که قاینات و بیرجند باشد، هم تا زمان قجران زرتشتینشین مانده بود. قجران برای خشنودی خدا کمر به نابودکردن زرتشتیان بستند. ستم بر زرتشتیان و خونریری قجران در در خاورزمین ایران، داستانی است پر آب چشم! آمار رسمی میگوید زرتشتیانی چند تا دهه ۱۳۶۰ در بیرجند میبودهاند. زان پس چه بر آن چند ایرانی راستین رفت؟ آنان چه شدند؟ کسی خبر دارد؟ ...
زرتشت ۷۷ سال بزیست تا در تازش دوم ارجاسپ تورانی به ایران، در زمان نیایش در شهر بلخ بر دست یکی تورانی به نام «برادریش» شهید شد. نام کشنده زرتشت را «توربراتور» هم گفتهاند. روز پنجم ماه دی بود، به ۳۷۶۴ سال پیش.
زرتشتیان کنونی در نیایشگاهها یاد پیامبر را گرامی میدارند. بشود که متولیان، محدودیتها را برچینند تا ایرانیان در این آیین حاضر شوند و به پیامآور خرد و مهر، ارج بگذارند.
آیین او از پس شهادتش در ایران بزرگ بپراکند. به روزگار ساسانیان آیین حکومت شد.
پس از ساسانیان، نماد و نشان ایرانیگری ماند.
... و هست.
آیین زرتشت، فقط دین نیست. پایگاه بزرگ اندیشه و جهاننگری کهن ایران است که نابودش نکردهاند. آغازگاه درست ما برای پیشروی در تاریخ است. این نکته را دور از کورباوری (تعصب) بپذیریم.
https://t.me/dejnepesht4000
شاهنامه شاید بزرگترین مبارزهای است که در طول تاریخ در این مملکت صورت گرفته، به این دلیل که در زمان خلفا اولین کار برای چیرگی بر ملتِ تحتِ اشغال و شکستخورده این بود که بگویند شما هیچید؛ با از بینبردن تمام اسطورهها، شناسنامه، گذشته و...
هویت ایرانی را نه میشود ساخت، نه وارد کرد، نه حذف؛ میشود کشفش کرد.
هویت ایرانی در لایههای اسطوره، زبان و حافظهی جمعی ما خوابیده است؛ باید بیدارش کرد، نه جعلش کرد.
🗣 #بهرام_بیضایی
یه بهانه پنجم دی - زادروز استاد #بهرام_بیضایی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
هویت ایرانی را نه میشود ساخت، نه وارد کرد، نه حذف؛ میشود کشفش کرد.
هویت ایرانی در لایههای اسطوره، زبان و حافظهی جمعی ما خوابیده است؛ باید بیدارش کرد، نه جعلش کرد.
🗣 #بهرام_بیضایی
یه بهانه پنجم دی - زادروز استاد #بهرام_بیضایی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
#محمد_علی_فروغی:
فردوسی یکی از پدران انسانیت است
پیش از آنکه کنگره افتتاح یابد و بکار مشغول شوید لازم میدانم از جانب دولت و ملت ایران و همچنین از طرف انجمن آثار ملی یک وظیفهٔ بسیار دلنشین را ادا کنم. از اینکه دعوت ما را اجابت فرموده و قدمرنجه نموده و تحمل سفری دور و دراز را بر خود هموار ساختهاید مراتب امتنان و تشکر تام و تمام خودمان را اظهار دارم.
هرچند بقول شیخ سعدی: «سفر دراز نباشد بپای طالب دوست» . ما هموطنان فردوسی که هنوز بقول خواجه حافظ در «سراچه تقدیر تختهبند تنیم» و پذیرائی از آقایان بنیابت از فردوسی بر حسب اقتضای وقت بر عهدهٔ ما قرار گرفته است توجه داریم باینکه مهمانان عزیز ما در اقدام به این مسافرت میدانستندکه مشقاتی جسمانی در پیش دارند اما روح لطیف و بزرگ ایشان بقوت همت محنت را راحت دانست و ملت ایران رهین منت ساخت.بلی آقایان محترم بر ما منت گذاشتید. فردوسی اگرچه جسماً مقید بعلائق ایرانیت است روحاً فرزند انسانیت است اگر اجازه دهید عرض میکنم یکی از پدران انسانیت است.
@shahnamehpajohan
🔹https://t.me/eshtadan
فردوسی یکی از پدران انسانیت است
پیش از آنکه کنگره افتتاح یابد و بکار مشغول شوید لازم میدانم از جانب دولت و ملت ایران و همچنین از طرف انجمن آثار ملی یک وظیفهٔ بسیار دلنشین را ادا کنم. از اینکه دعوت ما را اجابت فرموده و قدمرنجه نموده و تحمل سفری دور و دراز را بر خود هموار ساختهاید مراتب امتنان و تشکر تام و تمام خودمان را اظهار دارم.
هرچند بقول شیخ سعدی: «سفر دراز نباشد بپای طالب دوست» . ما هموطنان فردوسی که هنوز بقول خواجه حافظ در «سراچه تقدیر تختهبند تنیم» و پذیرائی از آقایان بنیابت از فردوسی بر حسب اقتضای وقت بر عهدهٔ ما قرار گرفته است توجه داریم باینکه مهمانان عزیز ما در اقدام به این مسافرت میدانستندکه مشقاتی جسمانی در پیش دارند اما روح لطیف و بزرگ ایشان بقوت همت محنت را راحت دانست و ملت ایران رهین منت ساخت.بلی آقایان محترم بر ما منت گذاشتید. فردوسی اگرچه جسماً مقید بعلائق ایرانیت است روحاً فرزند انسانیت است اگر اجازه دهید عرض میکنم یکی از پدران انسانیت است.
@shahnamehpajohan
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
Forwarded from فرارو
بیانیه دانشگاه استنفورد به مناسبت درگذشت بهرام بیضایی
گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد درگذشت فخر ادب و هنر ایران، استاد و همکار برجستهی ما در ۱۵ سال اخیر، بهرام بیضایی را به اطلاع همگان میرساند.
او درست در روز تولد هشتادو هفتسالگیاش درگذشت: پنجم دی، که به احترامِ زادروزش (و درگذشتِ اکبر رادی) روزِ نمایشنامهنویس نامیده شده؛ پنج سال پس از تلاش حماسی و درخشانش برای تکمیل متن «داشآکل بهگفتهی مرجان».
بارها گفته بود موطن و مسلک او عالم فرهنگ است. عشقی عظیم به ایران داشت و بهرغم تنگنظریها علیه او و خانوادهاش لحظهای از برکشیدن و پاس داشتن میراث فرهنگی ایران دست نکشید. دانشگاه ما بزودی جلسهای در بزرگداشت زندگی و آثار این هنرمند بیبدیلِ ایراندوست و ایرانشناس برگزار خواهد کرد.
گروه ایرانشناسی دانشگاه استانفورد بهویژه سپاسگزار مژده شمسایی است که بیهمدلی و همراهی او زندگی بیضایی در این سالها از لونی دیگر میبود.
به قول شاهنامه که بیضایی عمری در آن زیست، اگر مرگ داد است بیداد چیست.
@fararunews
گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد درگذشت فخر ادب و هنر ایران، استاد و همکار برجستهی ما در ۱۵ سال اخیر، بهرام بیضایی را به اطلاع همگان میرساند.
او درست در روز تولد هشتادو هفتسالگیاش درگذشت: پنجم دی، که به احترامِ زادروزش (و درگذشتِ اکبر رادی) روزِ نمایشنامهنویس نامیده شده؛ پنج سال پس از تلاش حماسی و درخشانش برای تکمیل متن «داشآکل بهگفتهی مرجان».
بارها گفته بود موطن و مسلک او عالم فرهنگ است. عشقی عظیم به ایران داشت و بهرغم تنگنظریها علیه او و خانوادهاش لحظهای از برکشیدن و پاس داشتن میراث فرهنگی ایران دست نکشید. دانشگاه ما بزودی جلسهای در بزرگداشت زندگی و آثار این هنرمند بیبدیلِ ایراندوست و ایرانشناس برگزار خواهد کرد.
گروه ایرانشناسی دانشگاه استانفورد بهویژه سپاسگزار مژده شمسایی است که بیهمدلی و همراهی او زندگی بیضایی در این سالها از لونی دیگر میبود.
به قول شاهنامه که بیضایی عمری در آن زیست، اگر مرگ داد است بیداد چیست.
@fararunews
اشتادان Eshtadan
Unknown artist – Track 12
تیتراژ فیلم وقتی همه خوابیم، آخرین اثر سینمایی، زنده یاد بهرام بیضایی
آهنگ: محمد رضا درویشی
https://t.me/eshtadan
آهنگ: محمد رضا درویشی
https://t.me/eshtadan
#محمد_علی_فروغی :
شاهنامه معظم ترین یادگار ادبی نوع بشر است
شاهنامه فردوسی هم از حیث کمیت هم از جهت کیفیت بزرگترین اثر ادبیات و نظم فارسی است، بلکه میتوان گفت یکی از شاهکارهای ادبی جهان است، و اگر من همیشه در راه احتیاط قدم نمیزدم،و از این که سخنانم گزافه نماید احتراز نداشتم، میگفتم شاهنامه معظم ترین یادگار ادبی نوع بشر است. اما می ترسم بر من خرده بگیرند که چون قادر بر ادراک دقایق و لطایف آثار ادبی همه قبایل و امم قدیم و جدید نیستی حق چنین ادعایی نداری.
@shahnamehpajohan
🔹https://t.me/eshtadan
شاهنامه معظم ترین یادگار ادبی نوع بشر است
شاهنامه فردوسی هم از حیث کمیت هم از جهت کیفیت بزرگترین اثر ادبیات و نظم فارسی است، بلکه میتوان گفت یکی از شاهکارهای ادبی جهان است، و اگر من همیشه در راه احتیاط قدم نمیزدم،و از این که سخنانم گزافه نماید احتراز نداشتم، میگفتم شاهنامه معظم ترین یادگار ادبی نوع بشر است. اما می ترسم بر من خرده بگیرند که چون قادر بر ادراک دقایق و لطایف آثار ادبی همه قبایل و امم قدیم و جدید نیستی حق چنین ادعایی نداری.
@shahnamehpajohan
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
یکی از بزرگترین روزها در تاریخ ایران (اگر بزرگترین روز نباشد) روزیاست که يعقوبِ لیث به محمّد بن وصیف میگوید:
«چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟»
و از این روز زبان فارسیِ دَری زاییده میشود و به همراه آن ایرانِ فرهنگیِ بعد از اسلام.
ایران هرچه کُشته میداد، هرچه مغزِ خود را میکاوید و دودِ چراغ میخورد، بدون زبان چه میتوانست باشد؟ و زبان با آثاری که در آن پدید میآید، چون سربازانی میشود که در مرزهای دور دست پاس دهند و استقلالِ روحیِ او را حفظ کنند. از این پس، ولو ایران در دورههایی قطعه قطعه شود، و مغول و... بر آن فرمان برانند، از لحاظ معنوی پهناور و تسخیرناپذیر خواهد ماند.
#شهرزاد_قصهگو
...............................
هشتم دی ماه، روز بزرگداشت یعقوب لیث صفّاری (مشهور به مَلِکُالدّنیا و صاحِبقران) سردار دلیر ایران و زنده کنندهی زبان فارسی گرامی باد.
...............................
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🔹https://t.me/eshtadan
«چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟»
و از این روز زبان فارسیِ دَری زاییده میشود و به همراه آن ایرانِ فرهنگیِ بعد از اسلام.
ایران هرچه کُشته میداد، هرچه مغزِ خود را میکاوید و دودِ چراغ میخورد، بدون زبان چه میتوانست باشد؟ و زبان با آثاری که در آن پدید میآید، چون سربازانی میشود که در مرزهای دور دست پاس دهند و استقلالِ روحیِ او را حفظ کنند. از این پس، ولو ایران در دورههایی قطعه قطعه شود، و مغول و... بر آن فرمان برانند، از لحاظ معنوی پهناور و تسخیرناپذیر خواهد ماند.
#شهرزاد_قصهگو
...............................
هشتم دی ماه، روز بزرگداشت یعقوب لیث صفّاری (مشهور به مَلِکُالدّنیا و صاحِبقران) سردار دلیر ایران و زنده کنندهی زبان فارسی گرامی باد.
...............................
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
#جلال_خالقی_مطلق :
نهضت را یعقوب آغاز کرد و فردوسی آن را به اوج رساند
🔸روزی در آلمان یک دانشجوی آلمانی پرسید، آیا درست است که اگر شاهنامه نبود، زبان فارسی باقی نمیماند؟ واقعیت این است که نباید در هیچ زمینهای غلو کرد. غلو در یک زمینه، بیانصافی در مورد دیگران است.
🔸بسیار افرادی برای استمرار و پایداری زبان فارسی پیش از فردوسی و پس از فردوسی کوشش کردند اما شاهنامه نقطه اوج آن بود. بسیاری از ایشان را نمیشناسیم، چرا که آثار آن عصر بسیار اندک است.
🔸یکی از کسانی که برای زبان فارسی کوشش کرد، یعقوب لیث صفار است. آنگونه که باید و شاید اهمیت جمله (آنچه من اندر نیابم، چرا باید گفت؟) در ظرف زمان خودش بیش از آن چیزی است که ما میگوییم.
🔸در زمانی که شاعران و دانشمندان بر عربی تسلط داشتند، قطعاً یعقوب هم بر عربی تسلط داشت، اما این سخن او معنای دیگری دارد و نشان از علاقه او به میهنش است. این جمله یعقوب به معنای برحذر داشتن شاعران از عربی سرایی و رسمیت فارسی است.
@Shahnamehpajohan
🔹https://t.me/eshtadan
نهضت را یعقوب آغاز کرد و فردوسی آن را به اوج رساند
🔸روزی در آلمان یک دانشجوی آلمانی پرسید، آیا درست است که اگر شاهنامه نبود، زبان فارسی باقی نمیماند؟ واقعیت این است که نباید در هیچ زمینهای غلو کرد. غلو در یک زمینه، بیانصافی در مورد دیگران است.
🔸بسیار افرادی برای استمرار و پایداری زبان فارسی پیش از فردوسی و پس از فردوسی کوشش کردند اما شاهنامه نقطه اوج آن بود. بسیاری از ایشان را نمیشناسیم، چرا که آثار آن عصر بسیار اندک است.
🔸یکی از کسانی که برای زبان فارسی کوشش کرد، یعقوب لیث صفار است. آنگونه که باید و شاید اهمیت جمله (آنچه من اندر نیابم، چرا باید گفت؟) در ظرف زمان خودش بیش از آن چیزی است که ما میگوییم.
🔸در زمانی که شاعران و دانشمندان بر عربی تسلط داشتند، قطعاً یعقوب هم بر عربی تسلط داشت، اما این سخن او معنای دیگری دارد و نشان از علاقه او به میهنش است. این جمله یعقوب به معنای برحذر داشتن شاعران از عربی سرایی و رسمیت فارسی است.
@Shahnamehpajohan
🔹https://t.me/eshtadan
Telegram
اشتادان Eshtadan
نقل متن های معتبر و مستند علمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با ذکر مأخذ و درج شناسه اشتادان؛
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24
در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگی*
@Tabaa24