ESA - University of Kashan
1.37K subscribers
1.72K photos
185 videos
110 files
339 links
English Students' Association
University of Kashan

انجمن علمی انگلیسی
دانشگاه کاشان

Instagram: https://instagram.com/esa_uk
website: www.esa-uk.ir

ESA Coordinator: @ESA_Admin
ESA Admin: @ESA_Admin1
03155912703
📧 ESA_UK@std.kashanu.ac.ir
Download Telegram
🔴🔴🔴 اطلاعیه‌ی آموزشی 🔴🔴🔴

دانشجویان گرامی،
با توجه به اینکه بازه‌ی انتخاب واحد نیم‌سال اول سال تحصیلی ۱۴۰۴ فرارسیده‌‌است، ضمن آرزوی شروع سال تحصیلی پربار، خواهشمندیم به موارد زیر توجه داشته باشید:

♦️ به برنامه‌ی زمان‌بندی‌شده‌ی انتخاب واحد بر اساس ورودی خود و مطابق با تصویر بالا توجه کنید.

♦️ شروع کلاس‌ها شنبه، ۲۲ شهریورماه، خواهد بود و حضور دانشجویان در کلاس‌ها الزامی است.

♦️ در صورت هماهنگی با استاد درس، امکان برگزاری مجازی کلاس‌ها در هفته‌ی اول وجود دارد.

♦️ دانشجویان می‌توانند با در نظر گرفتن سنوات مجاز از تاریخ ۱۵ شهریور تا ۷ مهرماه نسبت به ثبت درخواست مرخصی اقدام نمایند.
9
🔴🔴🔴 اطلاعیه‌ی آموزشی 🔴🔴🔴

دانشجویان گرامی،
لطفا در خصوص انتخاب واحد به نکات تکمیلی زیر نیز توجه داشته باشید:

♦️ حداقل تعداد واحد قابل‌قبول برای دانشجوی کارشناسی ۱۲ و برای دانشجوی کارشناسی ارشد ۸ واحد است.

♦️ حداکثر واحد مجاز برای دانشجویان کارشناسی، بسته به شرایط دانشجو (برای مثال، مشروطی یا معدل الف)، متغیر است.

♦️ دانشجویان کارشناسی مجاز به حذف و اضافه‌ی حداکثر سه درس هستند.

♦️ دانشجویان تحصیلات تکمیلی مجاز به حذف و اضافه نیستند.

♦️ چنانچه تعداد واحد دانشجوی کارشناسی ارشد کمتر از ۸ واحد است، باید واحد پایان‌نامه را نیز انتخاب کند.

♦️ دانشجویان تحصیلات تکمیلی که واحد پایان‌نامه را انتخاب می‌کنند لازم است فرم گزارش پیشرفت تحصیلی را در سامانه‌ی پویا تکمیل و ارسال کنند.

♦️ دانشجویان تحصیلات تکمیلی که تا پایان مهر ۱۴۰۴ موفق به دفاع از پایان‌نامه‌ی خود نمی‌شوند باید واحدهای پایان‌نامه را مجدد اخذ کنند.
🙏31
خانم فائزه افشاری عزیز،
دانش‌آموخته‌ی ممتاز کارشناسی مترجمی انگلیسی دانشگاه کاشان،

کسب رتبه‌ی اول در آزمون دکتری مطالعات ترجمه و قبولی در دانشگاه علامه طباطبایی را صمیمانه به شما تبریک می‌گوییم و برایتان آرزوی بهترین‌ها را داریم.

به امید موفقیت‌های روزافزون
39👏15🔥2👍1
سلام،
امیدوارم همگی خوب و خوش باشید.
خسته نباشید از امتحانات!

امید که با وجود همه‌ی پستی و بلندی‌های نیم‌سالی که گذشت، نتایج قابل‌قبولی از امتحانات گرفته باشید و آماده برای شروع نیم‌سال اول ۴۰۴.

همون‌طور که می‌دونیم، کلاس‌ها از شنبه ۲۲ شهریور شروع میشن. خواهش می‌کنم ضمن هماهنگی با اساتید محترم دروس‌تون درباره‌ی شیوه‌ی تشکیل کلاس، حتما در کلاس‌ها حاضر باشید و از همین هفته‌ی اول همه چیز رو جدی بگیرید.

می‌بینم‌تون،
آرزوی بهترین‌ها،
زهره قرائی
30🤝2
Dear ESA Members,
You are invited to attend the 2nd International Conference on the Science of Language & the Brain (SOLAB), scheduled to take place virtually on October 9 and 10, 2025.

Participation is free but registration is required to receive the attendance link (https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdJLacDeBYSyJmMImaOwZKwIubAnevVW15EKEcbb61VYO4Y_g/viewform).
13
شب هلن اولیایی‌نیا

هشتصد و نودمین شب از شب‌های بخارا به بزرگداشت هلن اولیایی‌نیا، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی و استاد بازنشستۀ زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه اصفهان اختصاص یافته‌است.

دکتر هلن اولیایی‌نیا متولد ۱۳۳۲ در اصفهان، در سال ۱۳۵۰ در رشتۀ زبان و ادبیات انگلیسی وارد دانشگاه جندی‌شاپور اهواز  شد و تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه ویسکانسین مدیسون آمریکا پی گرفت. پس از بازگشت به ایران، ابتدا در دانشگاه جندی‌شاپور  و سپس دانشگاه اصفهان به تدریس و آموزش زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت و در سال ۱۳۹۰ از این دانشگاه بازنشست شد. تألیف بیش از یکصد کتاب تخصصی در زمینۀ شعر و ادبیات انگلیسی به زبان انگلیسی و  فارسی و همچنین ترجمه از فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی و تألیف بیش از دویست مقاله به زبان فارسی و تربیت صدها دانشجو، حاصل پنجاه سال خدمات فرهنگی پربار او به فرهنگ ایران است. ترجمۀ «بوطیقای ارسطو»، «ابلهان زمان و آناتومی تراژدی نوتروپ فرای»، «آنتیگونه‌های جرج اشتاینر» و تألیف و ترجمۀ «هرم بوطیقای تراژدی پیشرو» از جمله برجسته‌ترین آثار اوست.

شهر کتاب بهار: چهارباغ بالا، خیابان بهار آزادی، پلاک ۱۲
13😍1
ESA - University of Kashan
شب هلن اولیایی‌نیا هشتصد و نودمین شب از شب‌های بخارا به بزرگداشت هلن اولیایی‌نیا، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی و استاد بازنشستۀ زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه اصفهان اختصاص یافته‌است. دکتر هلن اولیایی‌نیا متولد ۱۳۳۲ در اصفهان، در سال ۱۳۵۰ در رشتۀ زبان و ادبیات…
سرکار خانم دکتر هلن اولیایی‎نیا،
سلام و ادب،

وقتی قیافۀ دوست داشتنی و پرکرشمۀ شما را در اعلان بزرگداشت‎تان در شبی از شب‏های بخارا در اصفهان دیدم، نخست واژه‎ای که از ذهنم گذشت، هلن بود. نام شما، برای من، برای ما، با ادبیات تداعی می‎شد و می‎شود. یکی از دلایلی که ادبیات در دانشگاه برای من جذاب است، همین است که کارکنِ ادبیات یکی هست مثل شما، آموزگاری فرهیخته که علاقه‎مند به ادبیات می‎پروراند؛ آدم را شیفتۀ ادبیات می‎کند. اولین بار شما را در جلسه‎ای رسمی دیدم. اما پیش ازآن بارها اسم‎تان را شنیده بودم و خوانده بودم. برای من، برای ما، سرکار خانم دکتر اولیایی‎نیا، استاد زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه اصفهان، بیش و پیش از هر چیز، هلن بود. و هلن یعنی ادبیات.
جلسۀ رسمی در دانشگاه اصفهان برگزار می‎شد. قرار بود در جمع کوچکی از استادان گروه انگلیسی دانشگاه اصفهان و دانشگاه کاشان، خانم روشنک پاشایی و من مطالبی را ارائه کنیم و جلسۀ پرسش و پاسخی باشد تا یکی از پیش‎شرط‎های حضور ما در جمع اعضای هیات علمی گروه انگلیسی دانشگاه کاشان محقق شود. یکی از روزهای ماه رمضان احتمالا سال 1384 خورشیدی بود. من دربارۀ چینوا آچبه و رمانِ  همه چیز فرو می‎پاشد او حرف زدم. چند تصویر هنوز در ذهنم زنده است. اولی لبخند شماست، گرم و دوستانه و صمیمی. دومی اشارۀ بامحبت شما به نبود آب و تشنگی و خشکی دهان. اصلا به همین خاطر است که یادم مانده جلسه در ماه رمضان بوده است. سومی علاقه‎ای که نشان دادید به معرفی من از این نویسنده و رمانش و گفت‏وگوی جذابی را که پیش بردید در این باره. جذابیت گفت‎وگو به این بود که از یک سو، هیجانِ آشنایی با دنیای رمان و نویسنده را به من یادآوری کردید و از سوی دیگر با حرف‎هایش مخالف بودید. بیست سال است که ترکیب ادبیات، لبخند، تشنگی، و گفت‎وگومحوری برای من با شما تداعی‎ می‎شود. رمانی آفریقایی، که به نوعی در مکالمه با رمانی انگلیسی، دل تاریکیِ جوزف کنراد، نوشته شده است، در بعدازظهر روزی پاییزی موجبات دیالوگی را فراهم می‎کند تا دربارۀ اختلافات با گرمی و لبخند حرف بزنیم.
دومین بار شما تشریف آوردید کاشان در ادامۀ فرایند جذب ما در دانشگاه. قرار بود شما و جمعی چند نفره از استادان دانشگاه کاشان و دانشگاه اصفهان از کلاس درس بازبینی فرمایید. جلسۀ درسِ سیری در تاریخ ادبیات انگلیسی بود و آن روز درس به اوایل قرن هفدهم میلادی رسیده بود و طبق برنامه باید شعری از جان دان را می‎خواندم و به بهانه‎اش مواجهه روایت جدید علم و دین را با روایت قدیم شان درس می‎دادم، شعر  «سوگواری ممنوع: یک وداع.» حضور پنج یا شش استاد در ردیف آخر کلاس جو را برای من و دانشجویان، به نظر، سنگین کرده بود. فکر می‎کنم پیشتر قرار گذاشته بودیم که ما کار معمول خودمان را در کلاس انجام دهیم و شما نظاره کنید. آنچه اکنون به یادم می‎آید، نگاه‎های پرلبخند و پرامید و پرشور شما بود وقتی شعر را خط‎به‎خط می‎خواندم و با پرسش‎وپاسخ دانشجویان کوشش می‎کردم به روشنگری. شعر که تمام شد، شما و سایر استادان کلاس را ترک کردید. وقت ترک کلاس، سری تکان دادید و به من چشمکی زدید. تا به امروز آن چشمک را نشانۀ تایید کار کلاسی خود می‎دانم. ما کلاس را ادامه دادیم و شما گمانم به کلاس درس روشنک، خانم پاشایی، رفتید.
دیدار سوم، همایش «خودی از نگاه دیگری» بود در دانشگاه تهران، سال 1385. افتخارش برای من بود که بار دیگر این فرصت را پیدا می‎کردم تا برای شما حرف بزنم. از بخت بلندم بود که نشست آن روز و ساعت مشترک بود با خانم دکتر زهرا جان‎نثاری که دانشجوی شما بود و آمده بودید سخنرانی او را بشنوید. قبل و بعد از جلسه هم با شما حرف زدم و خاطرات دو دیدار قبل را زنده کردیم.  
وقتی «مردی از تبار نیکان» شما را، در کتاب زندگی‎نامه و خدمات علمی و فرهنگی دکتر سعید ارباب شیرانی، خواندم، چیزهایی را دانستم که حس‎های متفاوتی را در من زنده کرد. چند بار خواندمش. نوشتۀ شما تنها شناخت‎تان را از «این مرد نیک و فروتن روزگار» بیان نمی‎کند که روایتی است از سرگذشت ادبیات انگلیسی در ایران. دوست داشتم برای‎تان بنویسم و این‎طوری شروع کنم که «آشنایی اینجانب با زنده‎یاد دکتر ارباب شیرانی» از سال 1370 آغاز شد با ورود به دانشگاه علامه طباطبائی؛ که از مهر 1373 در کلاس نقد ادبی احساس کردم که ابهت مهربانی و ترس را یک‏جا در ما به‎وجود می‌آورد؛ که ... ارباب شمایل بود، که هلن شمایل است، یکی از معدود شمایل‏های ادبیات در ایران.
در چند سال گذشته، به بهانه‎های مختلف، با خانم دکتر زهره قرائی، مدیر گروه انگلیسی دانشگاه کاشان، یاد شما می‎کنیم. برقرار باشید و باوقار و متین.

با احترام،
حامد حبیب‎زاده
26
ESA - University of Kashan
سرکار خانم دکتر هلن اولیایی‎نیا، سلام و ادب، وقتی قیافۀ دوست داشتنی و پرکرشمۀ شما را در اعلان بزرگداشت‎تان در شبی از شب‏های بخارا در اصفهان دیدم، نخست واژه‎ای که از ذهنم گذشت، هلن بود. نام شما، برای من، برای ما، با ادبیات تداعی می‎شد و می‎شود. یکی از دلایلی…
جناب حبیب‌زاده‌ی عزیز،
نوشته‌ی پر مهر و عطوفت جنابعاِلی غم غیبت شما را در جمع صمیمی ما جبران نمود و خستگی را از جانم زدود! همواره از حسن تدریس و شخصیت شما می‌شنوم و باعث افتخار من است که در گزینش شما سهم کوچکی داشتم! پاینده و سلامت باشید و سایه‌تان بر سر دانشجویان مستدام باد!
هلن اولیایی‌‌نیا
20
🔴 اطلاعیه 🔴
به این وسیله به اطلاع می‌رسانیم نمايشگاهي از كتاب‌های خريداری‌شده در سال ۱۴۰۴ در لابي كتابخانه مركزي (طبقه همكف) برگزار شده‌است. این نمایشگاه از شنبه ۵ مهرماه تا چهارشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۴، از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۵:۳۰، دایر خواهد بود.

امیدواریم از این فرصت ارزشمند براي آشنايي با منابع جديد علمی، پژوهشی و فرهنگی استفاده کنید. حضور شما به رشد فضای علمی دانشگاه کمک می‌کند.
👌9👍1
📢 انجمن علمی انگلیسی دانشگاه کاشان برگزار می‌کند:

💡دومین نشست هم‌اندیشی اساتید و اعضای انجمن علمی انگلیسی

🔹 بررسی نکات کلیدی پیرامون جشنواره‌ی حرکت
🔹 برنامه‌ریزی برای انجام فعالیت‌های آتی انجمن

با حضور
خانم دکتر زهره قرائی، استاد مشاور انجمن علمی انگلیسی
و آقای اسماعیل بخشی، دبیر اسبق انجمن علمی انگلیسی

🗓 دوشنبه، ۷ مهرماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۴:۰۰
📍دانشکده‌ی ادبیات و زبان‌های خارجی، سرای نوآوری و کارآفرینی

#انجمن_علمی_انگلیسی #دانشگاه_کاشان #هم‌اندیشی 

🆔 @ESA_UK
7👏3
ESA - University of Kashan
🔴 اطلاعیه 🔴 به این وسیله به اطلاع می‌رسانیم نمايشگاهي از كتاب‌های خريداری‌شده در سال ۱۴۰۴ در لابي كتابخانه مركزي (طبقه همكف) برگزار شده‌است. این نمایشگاه از شنبه ۵ مهرماه تا چهارشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۴، از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۵:۳۰، دایر خواهد بود. امیدواریم از این…
بازدید گروهی از کتابخانه مرکزی

انجمن علمی انگلیسی، با همکاری معاونت محترم پژوهشی دانشکده‌ی ادبیات و زبان‌های خارجی، در نظر دارد بازدیدی گروهی از کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه و کتاب‌های تازه خریداری‌شده ترتیب دهد.

علاقمندان می‌توانند روز سه‌شنبه، ۸ مهرماه، راس ساعت ۱۴ در محوطه‌ی پایین دانشکده جمع شوند تا، بعد از یک پیاده‌روی کوتاه دسته‌جمعی، از کتابخانه و کتاب‌ها بازدید کنیم. 

منتظرتان هستیم.  
11😱2😍2
Happy International Translation Day!
27🔥2🥰1
ESA - University of Kashan
Video
تقدیم به دکتر هلن اولیایی­‌نیا،
برای جشن­‌نامه­‌اش
 
وقتی وارد دانشکده­‌ی زبان­‌های خارجی دانشگاه اصفهان می­‌شدی، «هلن» نامی بود که بعید بود از همان ترم­‌های اول نشنوی و شخصی بود که بعید بود نگاهش نکنی. صِرف ظاهرش، ورودش به دانشکده، از یک کلاس به کلاس دیگر رفتنش کافی بود تا عمیقاً بفهمی «معلم» است و بس.

اما من جایی دیگر هم شاگردش بوده­‌ام: دهه­‌ی نود بود. تازه مدرک ارشدم را گرفته بودم که برای تدریس دانشگاهی وارد مؤسسه­‌ی آموزش عالی صبح صادق شدم. خیلی جوان بودم و در تدریس دانشگاهی بی­‌تجربه، اما ایده­‌ها و طرح­‌های زیادی برای دروس مختلف در سر داشتم، تا شاید در حد توانم حق درس­‌ها را به جا آورم. در یکی از همان اولین تجربه­‌هایم بود که دانشجویانِ ناراضی از تغییر روال در ارائه­‌ی درس­‌ها به دفتر مدیرگروه، سرکار خانم دکتر اولیایی­‌نیا، رفته بودند تا از من شکایت کنند. خانم دکتر از من خواست به دفترش بروم. جدی بود و سختگیر. با این حال، اضطرابی نداشتم. پرسید فلان درس را چطور تدریس می­‌کنی؟ طرح درس­‌هایم را آوردم، نشان دادم و در هر مورد توضیح کوتاهی دادم. همه را به­‌دقت دید و خواند و گوش داد. آن روز حرف­‌هایی زد که تک­‌تک کلماتش را به یاد دارم. کلامش و حمایتش من را ثابت­‌قدم در مسیری کرد که شاید ناخودآگاه خودش پیشتر چراغش را برایم روشن کرده بود؛ شاید دیدن توضیحاتِ ازجان­‌ودلش بر نوشته­‌های دانشجویان بود که حسی را در من زنده کرده بود، توضیحاتی که گاه بیشتر از نوشته­‌های آن‌ها بود؛ شاید آغوش گرمش هنگامی که حول‌وحوش فارغ­‌التحصیلی‌ام رزومه­‌ام را دیده بود این حس را در من بیدار کرد، رزومه­‌ای که در مقابل سابقه­‌اش، تجربه­‌اش و علمش نقطه­‌ای بیش نبود.

کارورزی من در مسیر بی­‌انتهای معلمی آنجا و زیر سایه­‌ی «هلن» شروع شد. بعدها، در تقدیم­‌نامه­‌ی رساله­‌ی دکتری­‌ام که نتیجه­‌ی همین کارورزی بود (و فکر می­‌کنم او هیچ­‌وقت ندیدش و نخواندش) نوشتم:
I am also profoundly indebted to Dr. Helen Oliaienia, the Head of the Department of English at Sobh-e Sadegh Institute of Higher Education, where I was granted the opportunity to put my ideas into practice. I admire her character for no obstacle can diminish her precision and conscientiousness as a teacher. From the very moment that I started making innovations in teaching different translation courses, she trusted in me and encouraged me. I do remember her support and am thankful to her.

خانم دکتر اولیایی­‌نیای عزیزم،
در شب بخارای شما، مریم، یکی از دانشجویانم در دانشگاه کاشان، هم حاضر بود. شب که بازگشتم پیامش را دیدم. گفته بود آنجا بوده و چقدر تحت تأثیر شخصیت شما قرار گرفته. نوشته بود تأثیر شما را در منش من هم احساس کرده.
نَقلش خودستایانه است؟ شاید. ولی من خوشحالم.
 
همیشه­‌شاگرد شما،
زهره قرائی
25