بچه ها اگه غیرحضوری شرکت کنید کدتخفیف اتحاد رو که بزنید فکرکنم براتون کلا رایگان میشه
واسه من اینجوری شد و همین الان بدون پرداخت مبلغ ثبت نام کردم 😁😍
واسه من اینجوری شد و همین الان بدون پرداخت مبلغ ثبت نام کردم 😁😍
کدتخفیف ۵۰ درصده
حضوری بخواید شرکت کنید فکرکنم با همین کد، نصف مبلغ رو پرداخت میکنید
حضوری بخواید شرکت کنید فکرکنم با همین کد، نصف مبلغ رو پرداخت میکنید
میگم من فکرهامو کردم
اینجوری نمیشه
میخوام از زندگی ریسرچری و اکادمیک به دختر ادایی تغییر کاربری بدم
اینجوری نمیشه
میخوام از زندگی ریسرچری و اکادمیک به دختر ادایی تغییر کاربری بدم
حالا شاید بپرسید چرا ریسرچر ادایی نه؟! 🤔
چون اگه من ریسرچر ادایی باشم ،نرخ خطای مدل بهشدت بالاست.
فرض کنید بخوام عشوه بیام، ولی ناخودآگاه شروع کنم به تحلیل آماری زاویهی پلکزدن طرف مقابل و محاسبهی P-value احتمال کراش داشتنش!
یا مثلاً وسط یه قرار عاشقانه، به جای «لاو یو» بگم: «بر اساس یافتههای اخیر، همبستگی مثبت و معناداری بین حضور تو و ترشح دوپامین در مغز من مشاهده شده؛ اما خب، این دادهها هنوز نیاز به بررسی بیشتر دارن!»
خدایی طرف فرار نمیکنه؟
تازه، این تازه اولِ پروسه است. تصور کن وسط میکاپ به فکرنرخِ سمی بودنِ پارابنهایِ موجود تویِ لوازمِ آرایشی هم باشم
بعد وسط همین فکرا از خودم بپرسم که اصلاً چرا دارم این کارو میکنم؟
حقیقتش اینه که مغز من قابلیت سوئیچینگِ سریع بینِ “تجزیه و تحلیلِ هسته” و “قِر و فرِ ظاهری” رو نداره. اگه بخوام ادایی باشم، باید دیتاسنتر مغزم رو خاموش کنم که خب، هزینهیِ “آپدیتِ سیستم” برام خیلی گرون تموم میشه.
پس پروژه ی ریسرچر ادایی کنکله
چون اگه من ریسرچر ادایی باشم ،نرخ خطای مدل بهشدت بالاست.
فرض کنید بخوام عشوه بیام، ولی ناخودآگاه شروع کنم به تحلیل آماری زاویهی پلکزدن طرف مقابل و محاسبهی P-value احتمال کراش داشتنش!
یا مثلاً وسط یه قرار عاشقانه، به جای «لاو یو» بگم: «بر اساس یافتههای اخیر، همبستگی مثبت و معناداری بین حضور تو و ترشح دوپامین در مغز من مشاهده شده؛ اما خب، این دادهها هنوز نیاز به بررسی بیشتر دارن!»
خدایی طرف فرار نمیکنه؟
تازه، این تازه اولِ پروسه است. تصور کن وسط میکاپ به فکرنرخِ سمی بودنِ پارابنهایِ موجود تویِ لوازمِ آرایشی هم باشم
بعد وسط همین فکرا از خودم بپرسم که اصلاً چرا دارم این کارو میکنم؟
حقیقتش اینه که مغز من قابلیت سوئیچینگِ سریع بینِ “تجزیه و تحلیلِ هسته” و “قِر و فرِ ظاهری” رو نداره. اگه بخوام ادایی باشم، باید دیتاسنتر مغزم رو خاموش کنم که خب، هزینهیِ “آپدیتِ سیستم” برام خیلی گرون تموم میشه.
پس پروژه ی ریسرچر ادایی کنکله
فعلا رو ریسرچر غیر ادایی بودن تمرکز میکنیم تا بعد
اینجوری دستکم، نه منابع پردازشی مغزم رو برای پروتکلهای بیخروجی هدر دادم نه مجبور شدم برای داشتن مقبولیت اجتماعی، فنوتیپِ واقعیم رو تغییر بدم. تهش اینکه اینجا تکلیف همه چیز با خودم روشنه؛ اخه میدونی پیپتها حرفشنوتر از آدمان و دیتایِ آزمایشگاهی، حداقل وقتی دچار خطا هم بشه، باهات حرف نمییزنه که بخوای براش توجیهِ منطقی بیاری!
نفهمیدی چی گفتم نه؟بیخیال
خودم هم نفهمیدم
# اندر ترشحات ذهن یک ریسرچر مریض
اینجوری دستکم، نه منابع پردازشی مغزم رو برای پروتکلهای بیخروجی هدر دادم نه مجبور شدم برای داشتن مقبولیت اجتماعی، فنوتیپِ واقعیم رو تغییر بدم. تهش اینکه اینجا تکلیف همه چیز با خودم روشنه؛ اخه میدونی پیپتها حرفشنوتر از آدمان و دیتایِ آزمایشگاهی، حداقل وقتی دچار خطا هم بشه، باهات حرف نمییزنه که بخوای براش توجیهِ منطقی بیاری!
نفهمیدی چی گفتم نه؟بیخیال
خودم هم نفهمیدم
# اندر ترشحات ذهن یک ریسرچر مریض
نور آبی مانیتور توی چشمهام ماسیده بود. وسط یه پترن کثیف که هرچی نگاه میکردی، فقط خطای تکثیر بود و بههمریختگیِ ساختار.
گوشی روی میز با یه لرزشِ کوتاه سکوت رو شکست. فکر کردم خطای سروره. صفحه رو که روشن کردم، اساماس اومده بود:
درمان سرطان سخته، اما کودکی ادامه داره
یه پوزخند کج زدم
کودکی؟!توی این ماتریکسِ بیرحمِ سلولی، کلمهها دارن به ریشِمون میخندن. برای کسی که داره از پشتِ خطوط کد و توالییابی، فروپاشیِ سیستماتیکِ یه سیستم رو تماشا میکنه، سرطان نه یه شعار احساسیه، نه یه متنِ قشنگ روی بیلبوردِ خبری؛ یک فاجعهی مولکولیِ لجبازه که هیچ بویی از منطقِ انسانی نبرده.
سخت ؟ بیا تا بهت بگم سخت چیه
سخت یعنی از پشت مانیتور، تماشا کنی که چطور یه سلول، بیاعتنا به تمام قواعدی که براش تعریف شده، مسیر خودش رو میره. چطور یه سیستم زنده، جلوی چشمات از کنترل خارج میشه و تو باید بشینی و از دل این آشوب، دنبال جوابی بگردی که هنوز نمیدونی کجاست.
سخت یعنی تو بی نظمی دنبال نظمی
سخت یعنی این اشوب بیولوژیک ، اصلا کودکی نمیشناسه
سخت یعنی ... یعنی ..
گوشی رو انداختم اونور.
برگشتم سمت مانیتور
تایپ کردم : درمان سرطان سخته اما کودکی ادامه داره
گوشی روی میز با یه لرزشِ کوتاه سکوت رو شکست. فکر کردم خطای سروره. صفحه رو که روشن کردم، اساماس اومده بود:
درمان سرطان سخته، اما کودکی ادامه داره
یه پوزخند کج زدم
کودکی؟!توی این ماتریکسِ بیرحمِ سلولی، کلمهها دارن به ریشِمون میخندن. برای کسی که داره از پشتِ خطوط کد و توالییابی، فروپاشیِ سیستماتیکِ یه سیستم رو تماشا میکنه، سرطان نه یه شعار احساسیه، نه یه متنِ قشنگ روی بیلبوردِ خبری؛ یک فاجعهی مولکولیِ لجبازه که هیچ بویی از منطقِ انسانی نبرده.
سخت ؟ بیا تا بهت بگم سخت چیه
سخت یعنی از پشت مانیتور، تماشا کنی که چطور یه سلول، بیاعتنا به تمام قواعدی که براش تعریف شده، مسیر خودش رو میره. چطور یه سیستم زنده، جلوی چشمات از کنترل خارج میشه و تو باید بشینی و از دل این آشوب، دنبال جوابی بگردی که هنوز نمیدونی کجاست.
سخت یعنی تو بی نظمی دنبال نظمی
سخت یعنی این اشوب بیولوژیک ، اصلا کودکی نمیشناسه
سخت یعنی ... یعنی ..
گوشی رو انداختم اونور.
برگشتم سمت مانیتور
تایپ کردم : درمان سرطان سخته اما کودکی ادامه داره
Forwarded from مرکز پژوهشهای علمی و فناوری دانشجویان علوم پزشکی تهران _ دانشکده بهداشت (NVlyti)
🌍 نخستین کنگره بینالمللی واکسن و واکسیناسیون (ICVV 2026)
💡 «سلامت واحد و نوآوری واکسن؛ از کشف و طراحی تا تولید، سیاستگذاری، دسترسی و اعتماد عمومی»
📅 تاریخ برگزاری: ۲۵ و ۲۶ آذر ۱۴۰۵
📍 محل برگزاری: برج میلاد تهران، مرکز همایشهای بینالمللی
🏆 جایزه بزرگ علمی: تقدیر از پژوهشها و نوآوریهای دارای اثر علمی و اجتماعی برجسته
💉 محورهای اصلی کنگره:
❗️تاریخهای مهم
🔗 اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
👉 www.icvv.iranvaxhub.com
🆔 @SSRC_Behdasht
🆔 @SSRC_News
🆔 Bale
💡 «سلامت واحد و نوآوری واکسن؛ از کشف و طراحی تا تولید، سیاستگذاری، دسترسی و اعتماد عمومی»
📅 تاریخ برگزاری: ۲۵ و ۲۶ آذر ۱۴۰۵
📍 محل برگزاری: برج میلاد تهران، مرکز همایشهای بینالمللی
🏆 جایزه بزرگ علمی: تقدیر از پژوهشها و نوآوریهای دارای اثر علمی و اجتماعی برجسته
💉 محورهای اصلی کنگره:
🔹 نوآوری در طراحی و تولید واکسن
🔹 ایمنیشناسی پیشرفته و پاسخهای ایمنی
🔹 سیستم واکسینولوژی
🔹 سلامت واحد (One Health) و تسریع دستیابی به واکسن
🔹 اکوسیستم واکسن: تحقیقات توسعهای تا تولید و واکسیناسیون
🔹 همکاریهای بینالمللی و دیپلماسی واکسن
🔹 هوش مصنوعی در مدیریت دادههای کلان واکسن
🔹 واکسنهای دامپزشکی و نقش آنها در سلامت مشترک
🔹 واکسیناسیون عمومی و اعتماد اجتماعی
🔹 بیماریهای نوظهور و دستیابی به واکسن در ۱۰۰ روز
🔹 تأمین مالی و اقتصادی نوآوری در واکسن
❗️تاریخهای مهم
🔗 اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
👉 www.icvv.iranvaxhub.com
🆔 @SSRC_Behdasht
🆔 @SSRC_News
🆔 Bale
🧬EPILORE🧬
قبول دارید سردرد هورمونی خیلی چندشه؟
باز شروع شد
باز شروع شد
باز شروع شد
باز شروع شد
باز شروع شد
امروز با همین سردرد دوساعت کامل نشسته بودم پای یه کارگاه
دوساااعت
با همون سردرد و تهوع هم نت برداری میکردم. من تمایل عجیبی به شکنجه کردن خودم دارم
هرکاری میکنید این چیزها رو از من یاد نگیرید. به خودتون رحم کنید و کمی استراحت به مغزتون بدین
حالا یکی باید به خودم بگه 🤕
دوساااعت
با همون سردرد و تهوع هم نت برداری میکردم. من تمایل عجیبی به شکنجه کردن خودم دارم
هرکاری میکنید این چیزها رو از من یاد نگیرید. به خودتون رحم کنید و کمی استراحت به مغزتون بدین
حالا یکی باید به خودم بگه 🤕
🧬EPILORE🧬
امشب جمع بندی شد که هرکس برای کارآموزی کدوم مرکز بیفته مال من هم اوکی شد ولییی بذارید کاملااا قطعی بشه تا بهتون بگم مراکز اینا هستن انستیتو کنسر و بیمارستان امام شرکت سبحان آنکولوژی بیمارستان محک و گروه دارویی سدال
به عنوان کسی که عاشق سرطان بوده و هست، رفتن به مرکز تحقیقات سرطان از رویاهای قشنگم بود
هنوز باورم نمیشه فاصلش باهام یه بلیت تهران بیشتر نیست
این روزها کمتر حرف میزنم چون ترکیبی از این احساسات رو دارم:
شوق، دلشوره ، یه کم اضطراب، خوشحالی و تنهایی
چرا تنهایی؟
چون صفر تا صد این مسیر رو از همون اول اولش که رشتم رو عوض کردم تا به الانش فقط خودم بودم و بس
نه از خانوادم نه از دوستام انتظار ندارم هیجان و ذوق این مسیر رو درک کنن چون هرکس راه خودش رو میره و میتونم بگم اینجوری حتی خوشحال ترم چون مجبور هم نیستم به کسی توضیحی بدم
مثلا کی میری ؟ چه جوری میری؟ چرا الان نمیری؟
تهش چیه مثلا و...
حقیقتا از اینکه سین جیم بشم تو این موارد بدم میاد
و تو خانواده و فامیل هم تا دور هم جمع میشدیم تا اونجا که میشد راه رو برای سوال کردن درباره ی زندگیم میبستم و به گفتن این بسنده میکردم که اره سرکار میرم یا سرکار نمیرم
به شما هم همین توصیه رو دارم
بذارید احمق یا دیوانه جلوه کنید یا جدی گرفته نشید
چون تهش مسیرتونه که حرف میزنه
اون رسیدنه اون هدفه
خلاصه که هستم
همین دور و ورام ولی رفتم تو سکوت چون ترکیبی از ذوق و اضطراب دارم که نمیتونم خیلی توضیحش بدم
اینقدر که نگاه کردن عکس های مرکز تحقیقات هم آرومم نمیکنه
شاید وقتی پام رو گذاشتم اونجا این دلهره هم تموم بشه
شاید هم بیشتر شه
از وقتی اقای مرادی ازمون قول و تعهد گرفت که روزی باعث نحات جان یک نفر هم که شده بشید، یه احساس مسئولیت سنگینی در خودم حس میکنم
دوست داشتم به خودم بگم یه کارورزی و کسب تجربه ی سادست ولی وقتی اقای مرادی باهامون این شکلی حرف زد و تک تکمون رو خطاب قرار داد، به خودم گفتم ندا چرا که نه
خیلی حرف زدم میدونم
ممنون که هستید
ممنون که بهم گوش میدین
ممنون که منو میخونید
هنوز باورم نمیشه فاصلش باهام یه بلیت تهران بیشتر نیست
این روزها کمتر حرف میزنم چون ترکیبی از این احساسات رو دارم:
شوق، دلشوره ، یه کم اضطراب، خوشحالی و تنهایی
چرا تنهایی؟
چون صفر تا صد این مسیر رو از همون اول اولش که رشتم رو عوض کردم تا به الانش فقط خودم بودم و بس
نه از خانوادم نه از دوستام انتظار ندارم هیجان و ذوق این مسیر رو درک کنن چون هرکس راه خودش رو میره و میتونم بگم اینجوری حتی خوشحال ترم چون مجبور هم نیستم به کسی توضیحی بدم
مثلا کی میری ؟ چه جوری میری؟ چرا الان نمیری؟
تهش چیه مثلا و...
حقیقتا از اینکه سین جیم بشم تو این موارد بدم میاد
و تو خانواده و فامیل هم تا دور هم جمع میشدیم تا اونجا که میشد راه رو برای سوال کردن درباره ی زندگیم میبستم و به گفتن این بسنده میکردم که اره سرکار میرم یا سرکار نمیرم
به شما هم همین توصیه رو دارم
بذارید احمق یا دیوانه جلوه کنید یا جدی گرفته نشید
چون تهش مسیرتونه که حرف میزنه
اون رسیدنه اون هدفه
خلاصه که هستم
همین دور و ورام ولی رفتم تو سکوت چون ترکیبی از ذوق و اضطراب دارم که نمیتونم خیلی توضیحش بدم
اینقدر که نگاه کردن عکس های مرکز تحقیقات هم آرومم نمیکنه
شاید وقتی پام رو گذاشتم اونجا این دلهره هم تموم بشه
شاید هم بیشتر شه
از وقتی اقای مرادی ازمون قول و تعهد گرفت که روزی باعث نحات جان یک نفر هم که شده بشید، یه احساس مسئولیت سنگینی در خودم حس میکنم
دوست داشتم به خودم بگم یه کارورزی و کسب تجربه ی سادست ولی وقتی اقای مرادی باهامون این شکلی حرف زد و تک تکمون رو خطاب قرار داد، به خودم گفتم ندا چرا که نه
خیلی حرف زدم میدونم
ممنون که هستید
ممنون که بهم گوش میدین
ممنون که منو میخونید
🧬EPILORE🧬
این ها یه بخش کوچیکشه: فرایند بررسی بیماران سرطانی پیوند سلولهای بنیادی و بیماران دریافتکننده پیوند سلولهای بنیادی در درمانگاه پیوند آزمایشگاه ژنتیک و مولکولی بخش پیوند سلولهای بنیادی آزمایشگاه کشت سلولی و اتاق تمیز آمادهسازی سلول فرایند فریز…
اگه براتون سواله که میریم اونجا دقیقا چیکار کنیم
چون میدونم یه سری هاتون ممکنه تو دوره ی سرطان بوده باشید اما قبول نشدید یا علاقه دارید مثل من و یا اصلا هرچیزی
این سرفصل های قبلیه که البته الان خانم دکتر اسمعیل زحمتش رو کشیدن و گسترده ترش کردن
چون میدونم یه سری هاتون ممکنه تو دوره ی سرطان بوده باشید اما قبول نشدید یا علاقه دارید مثل من و یا اصلا هرچیزی
این سرفصل های قبلیه که البته الان خانم دکتر اسمعیل زحمتش رو کشیدن و گسترده ترش کردن
🧬EPILORE🧬
همیشه به این فکرمیکردم که بچه ها چرا باید مریض شن . بچه ها برای مریض شدن خیلی کوچولوان کاش میتونستم واسه این کوچولوها کاری بکنم و حالا دست تقدیر جوری چرخید که من فرصت پیدا کنم تو این مرکز به عنوان پژوهشگر حوزه ی سرطان حضور پیدا کنم. بمونه اینجا هر روز با…
ایا همشون باهم تو یه قسمتن
مرکز طبی کودکان کنار بیمارستان امام و مرکز تحقیقات کنسره
خدایا شکرت همین :)
مرکز طبی کودکان کنار بیمارستان امام و مرکز تحقیقات کنسره
خدایا شکرت همین :)
🧬EPILORE🧬
اصلا بشه سال بعد فروردین خوبه همه جا هم سرسبز و گل و بلبل اتاقم چطوری دوریمو تحمل کنه نوچ نمیخوام الان نمیرم
سرانگشتی که حساب کردم طبق نوبت بخوایم بریم دقیقا میفته همین موقع ها😁😍
خوبیش اینه که میتونم پول هم جمع کنم. عیدی هام هم میاد روش 😁
( چیه تو خانواده ی شما به بزرگ ترها عیدی نمیدن؟ )
فقط در یک حالته که محاسباتم ممکنه درست درنیاد
اون هم وقتیه که یه سری ها که دانشجو هستن بگن ما الان نمیتونیم بریم
هیچی دیگه اون وقت اول ما رو میفرستن.
نههه من تازه میخوام جزوه ها رو مرور کنم
خوبیش اینه که میتونم پول هم جمع کنم. عیدی هام هم میاد روش 😁
( چیه تو خانواده ی شما به بزرگ ترها عیدی نمیدن؟ )
فقط در یک حالته که محاسباتم ممکنه درست درنیاد
اون هم وقتیه که یه سری ها که دانشجو هستن بگن ما الان نمیتونیم بریم
هیچی دیگه اون وقت اول ما رو میفرستن.
نههه من تازه میخوام جزوه ها رو مرور کنم
کاش میشد مغزم رو از اورثینک خاموش کنم و از برق بکشمش
یه چی میشه دیگه دختر بس کن
یه چی میشه دیگه دختر بس کن