من میترسم
از اینکه یه روز دیگه نداشته باشمت
میترسم از اینکه وقتی میبینمت آخرین باری باشه که بغلت میکنم
من میترسم از اینکه یه روز بخوای فراموشم کنی
من مثل سگ از روزای بدون تو میترسم!
از اینکه یه روز دیگه نداشته باشمت
میترسم از اینکه وقتی میبینمت آخرین باری باشه که بغلت میکنم
من میترسم از اینکه یه روز بخوای فراموشم کنی
من مثل سگ از روزای بدون تو میترسم!
من حتی در روز هایی
که حالم با خودم خوب نبود
میخواستم حال تو را خوب کنم.
- تورگوت اویار.
که حالم با خودم خوب نبود
میخواستم حال تو را خوب کنم.
- تورگوت اویار.
❤🔥2
تو فیلم The walking dead یه جملهای بود که میگفت:
«شاید اون کسی که داره میره من باشم؛ ولی این تو هستی که منو تنها گذاشتی..!»
و چقدر درست میگفت!
دوست داشتنهای عمیق ما هیچوقت تموم نشدن، فقط ما مجبور به رها کردن شدیم :)
«شاید اون کسی که داره میره من باشم؛ ولی این تو هستی که منو تنها گذاشتی..!»
و چقدر درست میگفت!
دوست داشتنهای عمیق ما هیچوقت تموم نشدن، فقط ما مجبور به رها کردن شدیم :)
❤🔥5
یعنیای خدایی که تمام گرهها به وسیله شما باز میشود. محال است بدون اذن خدا هیچ گرهای باز شود. گرهگشا و حلال مشکلات صد در صد خود خداست، بقیه هم اگر کاری میکنند باز به اذن خدا، به امر خدا، به حول و قوه خدا است. منشأ و گرهگشا اوست💚
❤🔥5
دیگر دست میکشم. دیر وقت است و نوشتن من هم که هیچوقت تمامی ندارد. درهرحال، دستهای مرا به نوشتن چه کار؟ در حالی که فقط برای این به وجود آمدهاند، و تنها این آرزو را دارند که تو را در آغوش بگیرند!
" کافکا به فلیسه "
" کافکا به فلیسه "
🔥3
ببخشید که گاهی اوقات ناخواسته باعث ناراحتیت میشم.
آخه خیلی روت حساسم و همه ی تو
فقط و فقط مال منه.
نمیدونم چجوری حس خوبمو بهت توصیف کنم، فقط میتونم بگم اگه یه روز قرار باشه داستان زندگیمو بنویسم از اونجایی شروع میکنم که تو اومدی تو زندگیم و با اومدنت دنیامو تغییر دادی.
از اون روزی که دلمو به چشای قشنگت باختم.
من تو را نه تنها دوس خواهم داشت بلکه عاشقانه خواهم پرستید آنگونه که هیچ بنده ای معبود خود را نپرستیده.
بمونی برام نفسم دوستت دارم.
آخه خیلی روت حساسم و همه ی تو
فقط و فقط مال منه.
نمیدونم چجوری حس خوبمو بهت توصیف کنم، فقط میتونم بگم اگه یه روز قرار باشه داستان زندگیمو بنویسم از اونجایی شروع میکنم که تو اومدی تو زندگیم و با اومدنت دنیامو تغییر دادی.
از اون روزی که دلمو به چشای قشنگت باختم.
من تو را نه تنها دوس خواهم داشت بلکه عاشقانه خواهم پرستید آنگونه که هیچ بنده ای معبود خود را نپرستیده.
بمونی برام نفسم دوستت دارم.
هنگامی که آدمی پی به محال میبرد درصدد نگارش آیین خوشبختی برمیآید. خواهند گفت: «عجب! از همین کورهراهها میخواهید به سرزمین سعادت برسید؟» در پاسخ میگویم: ولی یک دنیا بیشتر وجود ندارد، بهروزی و محال دو فرزند همین خاکدانند. این دو را نمیتوان از هم جدا ساخت. اگر بگوییم سعادت الزاماً مولود کشف محال است، اشتباه کردهایم. چرا که گاهی احساس بیهودگی زاییده خوشبختی است. ادیپ میگوید: «من معتقدم که همهچیز خوب است.» چه سخن مقدسی! این سخن در جهان رموک و وحشی و محدودآمیزادگان طنین میافکند.
دلهره اصلی – آلبر کامو
دلهره اصلی – آلبر کامو
در پایان این تاریکی چیزی گذرا و کوچیکه که هرگز دستش به روشنایی و زیبایی اعلی نمیرسه؛ روشنایی رو پیدا کن تا تاریکی وجودت رو نگیره...
🎥 The Lord of The Rings: The Rings of Power
🎥 The Lord of The Rings: The Rings of Power
احساس میکنم یه جایِ زندگیم راه رو غلط رفتم
ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برایِ برگشت ندارم
خواهش میکنم این یادت بمونه مارتین !
اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچوقت برایِ برگشت دیر نیست
حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی
نگو راهِ برگشت طولانی و تاريکه
نترس از این که هیچی به دست نیاری ...!
- استیو تولتز
ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برایِ برگشت ندارم
خواهش میکنم این یادت بمونه مارتین !
اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچوقت برایِ برگشت دیر نیست
حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی
نگو راهِ برگشت طولانی و تاريکه
نترس از این که هیچی به دست نیاری ...!
- استیو تولتز
بههرحال این اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم میسوزیم و میسازیم.
قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد.
• نامه به شهید نورایی / صادق هدایت
قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد.
• نامه به شهید نورایی / صادق هدایت
او میدانست مرا خواهند کشت
و من میدانستم او کشته خواهد شد
هر دو پیش گویی درست درآمد
او، چون پروانهای، بر ویرانه های عصر جهالت افتاد
و من درمیان دندانهای عصری که
شعر را
چشمانِ زن را
و گل سرخِ آزادی را میبلعد
در هم شکستم.
"نزار قبانی"
و من میدانستم او کشته خواهد شد
هر دو پیش گویی درست درآمد
او، چون پروانهای، بر ویرانه های عصر جهالت افتاد
و من درمیان دندانهای عصری که
شعر را
چشمانِ زن را
و گل سرخِ آزادی را میبلعد
در هم شکستم.
"نزار قبانی"
همیشه بر آنم
که دل کسی را نشکنم
اما وقتی به خودم نگاه میکنم
تکهتکهام
- ایلهان برک.
که دل کسی را نشکنم
اما وقتی به خودم نگاه میکنم
تکهتکهام
- ایلهان برک.
اگه ازم بپرسی چند تا دوستت دارم، نمیتونم بگم چند تا، حتی نمیتونم بگم چرا دوستت دارم، اما میتونم بگم دوست داشتنت شبیه چیه، شبیه اون عکسیه که یه نفر یواشکی ازت گرفته و توی تنهاییاش همش نگاهش میکنه، شبیه اون امتحان سختیه که هیچی ازش نخوندی و یهو کنسل میشه، شبیه اون پنجاه تومنی ته جیبته که تو اوج بیپولیات یهو پیداش میکنی، شبیه اون تتوی قشنگیه که یه نفر از تو روی تنش زده تا همیشه به یادت باشه، دوست داشتنت شبیه اون سریالیه که از دوباره دیدنش هیچوقت سیر نمیشم، شبیه اون شعریه که از ترس تکراری شدنش جلوی کسی نمیخونمش.
❤🔥3
تو خیلی چیزا رو نمیدونی...!
تو نمیدونی چقدر یواشکی نگات کردم
تو نمیدونی حتی چقدر اخلاقای بدت واسم قشنگ بودن
تو نمیدونی چقدر شبا قبل خواب بهت فکر کردم
تو نمیدونی چقدر وقتی ازم دور بودی نگرانت میشدم
تو نمیدونی چقدر دوست داشتنت تو قلبم ریشه کرده
تو نمیدونی چقدر عزیز ترینی برام...
تو خیلی چیزا رو نمیدونی و احتمالا هیچوقتم قرار نیست بدونی.
تو نمیدونی چقدر یواشکی نگات کردم
تو نمیدونی حتی چقدر اخلاقای بدت واسم قشنگ بودن
تو نمیدونی چقدر شبا قبل خواب بهت فکر کردم
تو نمیدونی چقدر وقتی ازم دور بودی نگرانت میشدم
تو نمیدونی چقدر دوست داشتنت تو قلبم ریشه کرده
تو نمیدونی چقدر عزیز ترینی برام...
تو خیلی چیزا رو نمیدونی و احتمالا هیچوقتم قرار نیست بدونی.
با این حال من تو را دوست داشتم:
من تو را در آغوش نمیگیرم
و همیشه تو را نمیبینم
دوستت داشتم چون برایت نوشتم
برایت خواندم و برایت خندیدم
و برای شما تغییر کرد
دوستت داشتم و تو دوری..!
- نزار قبانی
من تو را در آغوش نمیگیرم
و همیشه تو را نمیبینم
دوستت داشتم چون برایت نوشتم
برایت خواندم و برایت خندیدم
و برای شما تغییر کرد
دوستت داشتم و تو دوری..!
- نزار قبانی
کاش میتونستم بهت بگم چه حسی دارم
کاش میتونستم بهت بگم چقدر حالم بده و تو وجودم چی میگذره
کاش میتونستم بهت بگم فکرام چیکار میکنن نصفه شب
کاش میتونستم بگم که چقدر اشک میریزم
اما نمیتونم
پس به چشمام نگاه کن.
کاش میتونستم بهت بگم چقدر حالم بده و تو وجودم چی میگذره
کاش میتونستم بهت بگم فکرام چیکار میکنن نصفه شب
کاش میتونستم بگم که چقدر اشک میریزم
اما نمیتونم
پس به چشمام نگاه کن.
❤🔥2
اگه ازم بپرسی چند تا دوستت دارم، نمیتونم بگم چند تا، حتی نمیتونم بگم چرا دوستت دارم، اما میتونم بگم دوست داشتنت شبیه چیه، شبیه اون عکسیه که یه نفر یواشکی ازت گرفته و توی تنهاییاش همش نگاهش میکنه، شبیه اون امتحان سختیه که هیچی ازش نخوندی و یهو کنسل میشه، شبیه اون پنجاه تومنی ته جیبته که تو اوج بیپولیات یهو پیداش میکنی، شبیه اون تتوی قشنگیه که یه نفر از تو روی تنش زده تا همیشه به یادت باشه، دوست داشتنت شبیه اون سریالیه که از دوباره دیدنش هیچوقت سیر نمیشم، شبیه اون شعریه که از ترس تکراری شدنش جلوی کسی نمیخونمش.
من آدمِ روزای خوبوت نیستم من آدمِ روزای سختتم، ممکنه دردی که الان داری و نفهمم اما میتونم در کنارت بمونم و نزارم دردِ تنهایی به دردات اضافه بشه، غصه بخوری غصه میخورم، بخندی منم میخندم، کلا حالِ دلم بستگی به تو داره، من آدمِ همشگیه زندگیتم و تو واقعی ترین و بهترین آدم تویِ دنیای کوچیکمی.
کاش غیر از من و تو
هیچکس باخبر از ما نشود؛
نوبتِ بازی ما باشد
و هرگز
نوبتِ بازیِ دنیا نشود
#افشین_یداللهي
هیچکس باخبر از ما نشود؛
نوبتِ بازی ما باشد
و هرگز
نوبتِ بازیِ دنیا نشود
#افشین_یداللهي
❤🔥4
رفتم جلوی آینه
یهو دیدمش
بهم نگاه کرد، چشماش پر اشک بود
انقدر گریه کرده بود که زیر چشماش قرمز شده بود
یهو گفت: کی میریم؟ من خستم،بند بند وجودم خستس،میشه بریم؟
واقعا نمیخوام اینجا باشم…
اینجا هیچ چیزش جذاب نیست، اینجا خیلی جهنمه و من این جهنمو نمیخوام .
میشه بریم؟ من دیگه خسته شدم از قوی بودن،خسته شدم از اینکه تو میتونی.
حتی خسته شدم از زمان دادن.
بیا فقط بریم.این دنیارو با آدماش تنها بذاریم.
یهو دیدمش
بهم نگاه کرد، چشماش پر اشک بود
انقدر گریه کرده بود که زیر چشماش قرمز شده بود
یهو گفت: کی میریم؟ من خستم،بند بند وجودم خستس،میشه بریم؟
واقعا نمیخوام اینجا باشم…
اینجا هیچ چیزش جذاب نیست، اینجا خیلی جهنمه و من این جهنمو نمیخوام .
میشه بریم؟ من دیگه خسته شدم از قوی بودن،خسته شدم از اینکه تو میتونی.
حتی خسته شدم از زمان دادن.
بیا فقط بریم.این دنیارو با آدماش تنها بذاریم.