تا جایی که میتوانم زحمت میکشم ، هرکاری که بلدم انجام میدهم
بیش تر از این از عهده ام برنمیآید ؛ چیزی که نمیشود چاره کرد باید تحمل کرد.
-داستایوفسکی
بیش تر از این از عهده ام برنمیآید ؛ چیزی که نمیشود چاره کرد باید تحمل کرد.
-داستایوفسکی
❤🔥4
حماقت بزرگی است که آدمی به منظور برنده شدن در بیرون،
در درون ببازد، یعنی برای شوکت، مقام، تجملات، عنوان و آبرو،
آرامش، اوقات فراغت و استقلال خود را به طور کامل یا بطور عمد فدا کند.
• در باب حکمت زندگی / آرتور شوپنهاور
در درون ببازد، یعنی برای شوکت، مقام، تجملات، عنوان و آبرو،
آرامش، اوقات فراغت و استقلال خود را به طور کامل یا بطور عمد فدا کند.
• در باب حکمت زندگی / آرتور شوپنهاور
ولی من هر بار که به خودمو تو نگاه میکنم میبینم بیش از حد کنار هم قشنگیم و واقعا سختم میشه اگه یه روز کنار تو نباشم.
چون من قشنگ ترین هارو کنار تو تجربه کردم
و تو حس آسمونو بهم دادی که تو هر حالتیش قشنگه.
چون من قشنگ ترین هارو کنار تو تجربه کردم
و تو حس آسمونو بهم دادی که تو هر حالتیش قشنگه.
بعضی وقتا همه حسای بد دنیا یهو و بدون دلیل آوار میشن رو سرم، اصلا انگار دست میندازن راه نفسم و میبندن.. البته صبر کن. هیچی که بیدلیل نیست. آره جانم دلیلش و میدونم. من هیچوقت خوب نشدم، فقط از حال بدم فرار کردم. حالا بعضی روزا، جون فرار کردن ندارم. میرسن بهم، خفتم میکنن، گیرم میندازن گوشه دیوار و تا میخورم کتکم میزنن.
«اگر فقط جای خالی دیگران بود، غصهای نداشتم. آدم هرجور که بتواند، با جای خالی دیگران کنار میآید؛ امّا جای خود من خالی است و این جای خالی دیگر شوخیبردار نیست.»
- دن کاسمورو
- دن کاسمورو
من حتی خودم هم نمیدونم چرا اینقدر ناراحتم، این دست خودم نیست. وقتی به علتش فکر میکنم چیزی جز سیاهی نمیبینم، یک چیزی روی دلم سنگینی میکنه ها. اما حتی خودمم نمیتونم علتش رو پیدا کنم. چیزای کوچیک و بزرگ زیادی توی مغزم چرخ میزنه ولی دلیل اصلی کدومه؟ همشون؟ یکیشون؟ زخم های قدیمیم سر باز کردن یا یک خراش جدیده که بازم متوجهش نشدم؟ اورثینک میکنم، گریه میکنم، خودم رو زجر میدم و بازم این منم که مثل همیشه میخندم و به هیچکس چیزی نمیگم.
-Depersonalize
-Depersonalize
❤🔥3
اگه یه نفر تو زندگیت هست که واست اهنگای قشنگ میفرسه؛
اگه کنارش بهت خوش میگذره؛
اگه وفاداره و مهربونه؛
اگه همیشه باعث میشه لبخند بیاد رو لبت بدون که خیلی خوشبختی و سهمتُ از رفاقت،عشق یاد گرفتی!
تمام سعیت رو کن که اون شخص رو به هیچ وجه از دست ندی؛
اینطور ادما این روزا کم پیدا میشه.
اگه کنارش بهت خوش میگذره؛
اگه وفاداره و مهربونه؛
اگه همیشه باعث میشه لبخند بیاد رو لبت بدون که خیلی خوشبختی و سهمتُ از رفاقت،عشق یاد گرفتی!
تمام سعیت رو کن که اون شخص رو به هیچ وجه از دست ندی؛
اینطور ادما این روزا کم پیدا میشه.
❤🔥4
دوستت داشتم با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیدهام و تو را همیشه نمیبینم،دوستت داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم و به خاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم و تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی.
«محمود درویش»
«محمود درویش»
یکی از نشانههای عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند بدون اینکه شایستگیش را داشته باشی. اگر زنی به من بگوید عاشق توام چون روشنفکری، محترم هستی، برایم هدیه میخری و ظرفها را هم خوب میشویی، مرا ناامید کرده. چنین عشقی بیشتر عملی خودپسندانه به نظر میرسد. چقدر دلپذیر است که بشنوی من دیوانه توام، هرچند که روشنفکر و محترم نباشی.
" میلان کوندرا "
" میلان کوندرا "
من خنگ نیستم، برای تو خنگ بازی درمیارم.
من حساس و ضعیف نیستم، تو برام مهمی.
من تنها نیستم، فقط تورو می خوام.
دیوونه بازی می کنم دیوونه نیستم، خندت قشنگه.
احساسی نیستم، فقط با تو مهربونم.
بیکار نیستم، اولویتمی.
کاش یک بار برای همیشه اینارو بفهمی.
من حساس و ضعیف نیستم، تو برام مهمی.
من تنها نیستم، فقط تورو می خوام.
دیوونه بازی می کنم دیوونه نیستم، خندت قشنگه.
احساسی نیستم، فقط با تو مهربونم.
بیکار نیستم، اولویتمی.
کاش یک بار برای همیشه اینارو بفهمی.
🔥3
تو قوی ترين آدمی هستی که من تو زندگیم دیدم... میبینم که تلاش ميكنی برای خودت و حالت ؛ میبینم که بعضی روزاتو سخت میگذرونی ولی كم نمياری ؛ ميبينم با همه ی اتفاقايی که يهويی ميان وسط زندگی آدم چطور مهربونی میکنی و صبوری ؛ واقعا بهت افتخار ميكنم و ميخوام بدونی حواسم بهت هست و همیشه کنارتم
من هیچ وقت ازت نخواستم که دوستم داشته باشی.
اما اگه یروزی میخواستی منو دوست داشته باشی، منو بخاطر چیزی که هستم بپذیر، نه چیزی که میخوای برات باشم،
نه فقط بخاطر اینکه بدستم بیاری تا لیوانتو پر کنم. دوستم داشته باش چون هیچکسی نداره، بِشو نقطه اَمن من.
اما اگه یروزی میخواستی منو دوست داشته باشی، منو بخاطر چیزی که هستم بپذیر، نه چیزی که میخوای برات باشم،
نه فقط بخاطر اینکه بدستم بیاری تا لیوانتو پر کنم. دوستم داشته باش چون هیچکسی نداره، بِشو نقطه اَمن من.
بله درسته عاشق تنهاییم.
بقول تو : وقتی یکی برام تموم بشه هم تموم شده.
و بقول بقیه : آدمارو هم راحت کنار میذارم.
باشه،عصبیم.
و بازم باشه توجهی به احساسات بقیه ندارم.
اوکی همه ی این حرفاتو میپذیرم.
ولی یه چیزی.
تا حالا ازم پرسیدی چرا؟
بقول تو : وقتی یکی برام تموم بشه هم تموم شده.
و بقول بقیه : آدمارو هم راحت کنار میذارم.
باشه،عصبیم.
و بازم باشه توجهی به احساسات بقیه ندارم.
اوکی همه ی این حرفاتو میپذیرم.
ولی یه چیزی.
تا حالا ازم پرسیدی چرا؟
🔥7
در زندگی لحظاتی پیش میآید که انسان،
نه کسی را دوست دارد
و نه دلش میخواهد
کسی او را دوست داشته باشد...
• علی محمد افغانی
نه کسی را دوست دارد
و نه دلش میخواهد
کسی او را دوست داشته باشد...
• علی محمد افغانی
گاهی اوقات دلم میخواهد در تاریکی گم بشوم. از خودم میگریزم. از خودم که همیشه ی مایه ی آزار خودم بوده ام. از خودم که نمیدانم چه میکنم و چه میخواهم.
- از نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
- از نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
من چیزهای ساده را دوست دارم؛
کتاب را،
تنهایی را،
یا بودن با کسی که مرا میفهمد.
"دافنه دوموریه"
کتاب را،
تنهایی را،
یا بودن با کسی که مرا میفهمد.
"دافنه دوموریه"
واقعاً حیف به اون همه زمانی که صرف تو کردم؛ زمانی که میشد هزار کار بکنم برای پیشرفت خودم، بهترین استفاده رو از وقتم ببرم، همهش درگیر تو بودم... درگیر آدمی که تو سینهش هیچی نیست، قلبش فقط یه تلمبهس!
میدونی، تو برای من خیلی متفاوتی. دوست داشتنت برام قشنگه و من هیچ وقت نمیخوام از دوست داشتنت دست بکشم. تو از اونایی بودی که همیشه و توی هر شرایط کنارم بود. وقتی داشتم توی دریای اشکام غرق میشدم دستشو به سمتم دراز نکرد بلکه پرید تو آب و نجاتم داد. تو همون حس خوبی که وقتی بهت فکر میکنم لبخند میزنم. تو یه تیکهی بزرگ از وجودم و یه بخش بزرگ از زندگی منی. بعضی وقتا تعجب میکنم از این که انقدر شبیهمی، منو میفهمی، خشمو توی چشمام میبینی و آرومم میکنی. میخوام بدونی دوستت دارم و برام خیلی عزیزی. لطفاً از اون دسته آدما باش که موندگارن. من برای بقیهی زندگیم بهت احتیاج دارم؛"
غیر از کتاب خواندن، دیگر هیچ پناهی نداشتم.
چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطراف برانگیزد و حتی حتی اندکی توجهم را جلب کند.
"داستایفسکی"
چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطراف برانگیزد و حتی حتی اندکی توجهم را جلب کند.
"داستایفسکی"
میخوام قشنگ ترین توصیف از کیوت ترین چیزای دنیارو راجب تو بکنم، میدونی اینه که تو برام مثلِ اهنگی هستی که هر وقت بهش گوش میدم حالم خوب میشه، مثلِ میوه های خوشمزهی تابستون، مثلِ شب بیداری از ذوق مسافرت فردا، مثلِ هیجانِ اولین قرار با یه ادم مهم، مثلِ قشنگیه لباسای رنگی رنگی، مثلِ یه نوشیدنی خنک وسط گرمای تابستون، مثلِ یه حس ترو تازه ی رسیدن به هدف مثلِ چیزی که هیچوقت نداشتی :))
ولی من هر بار که به خودمو تو نگاه میکنم میبینم بیش از حد کنار هم قشنگیم و واقعا سختم میشه اگه یه روز کنار تو نباشم.
چون من قشنگ ترین هارو کنار تو تجربه کردم
و تو حس آسمونو بهم دادی که تو هر حالتیش قشنگه.
چون من قشنگ ترین هارو کنار تو تجربه کردم
و تو حس آسمونو بهم دادی که تو هر حالتیش قشنگه.