منزوی، اما نه به معنای تنها بودن:
مجبور نبودن به دیدن خود
" اختراع انزوا - پل استر "
مجبور نبودن به دیدن خود
" اختراع انزوا - پل استر "
هر چقدر كمتر با آدمها ارتباط دارم، كمتر فکر ميكنم،كمتر افسرده ميشم، كمتر استرس ميگيرم، بيشتر خودمو دوست دارم، از دنيا بيشتر خوشم مياد، بيشتر بهم خوش ميگذره. با اين اوصاف اگر من جامعه ستيز نيستم پس چيم؟ شايدم فقط یه درونگرای خستم.
-قشاع
-قشاع
کشورِ شما
زیباترین کشوری است
که من دیدهام
پس چرا در کشورِ شما
هیچ آدمی نمیخندد؟
-نزار قبانی
زیباترین کشوری است
که من دیدهام
پس چرا در کشورِ شما
هیچ آدمی نمیخندد؟
-نزار قبانی
❤🔥8
ولی واقعا چطوری دلتون تنگ نمیشه؟!
چطوری انقدر صبورین؟!
چطوری انقدر بیتفاوتین؟!
چطور میتونین رها کنین آدمایی رو که دوستتون دارن؟!
بعد راحت نفس بکشین..! راه برین..! بخندین..! غذا بخورین..! تفریح کنین..! یا از زندگی لذت ببرین..!
شاید مشکل از اینجاست، که شما اصلا ما رو دوس ندارین..!
وگرنه آدم وقتی یکی رو دوس داشته باشه، هم دلتنگ میشه..! هم بیقرار..! هم سِمِجْ..!
هم احساس خفگی میکنه..!
هم پاهاش جون راه رفتن نداره..!
هم خنده رو لباش نمیاد..!
هم آب خوش از گلوش پایین نمیره..!
و هم دنیا براش میشه زندون..!
آره شاید مشکل از اینه که اونقدری که ما دوستتون داریم، شما دوستمون ندارین...
چطوری انقدر صبورین؟!
چطوری انقدر بیتفاوتین؟!
چطور میتونین رها کنین آدمایی رو که دوستتون دارن؟!
بعد راحت نفس بکشین..! راه برین..! بخندین..! غذا بخورین..! تفریح کنین..! یا از زندگی لذت ببرین..!
شاید مشکل از اینجاست، که شما اصلا ما رو دوس ندارین..!
وگرنه آدم وقتی یکی رو دوس داشته باشه، هم دلتنگ میشه..! هم بیقرار..! هم سِمِجْ..!
هم احساس خفگی میکنه..!
هم پاهاش جون راه رفتن نداره..!
هم خنده رو لباش نمیاد..!
هم آب خوش از گلوش پایین نمیره..!
و هم دنیا براش میشه زندون..!
آره شاید مشکل از اینه که اونقدری که ما دوستتون داریم، شما دوستمون ندارین...
🔥2
#نیل_دگراس
اگر خواستید از حقیقتی دفاع کنید،
اول مطمئن شوید که آن،
صرفأ همان دیدگاهتان نباشد
که به شدت مایلید حقیقت داشته باشد!
اگر خواستید از حقیقتی دفاع کنید،
اول مطمئن شوید که آن،
صرفأ همان دیدگاهتان نباشد
که به شدت مایلید حقیقت داشته باشد!
از محبوبم دور ماندم به این خاطر که بیموقع و شتابزده، مکنونات قلبیام را نزد او فاش ساخته بودم.
" اورهان پاموک "
" اورهان پاموک "
هنگامی که آدمی پی به محال میبرد درصدد نگارش آیین خوشبختی برمیآید. خواهند گفت: «عجب! از همین کورهراهها میخواهید به سرزمین سعادت برسید؟» در پاسخ میگویم: ولی یک دنیا بیشتر وجود ندارد، بهروزی و محال دو فرزند همین خاکدانند. این دو را نمیتوان از هم جدا ساخت. اگر بگوییم سعادت الزاماً مولود کشف محال است، اشتباه کردهایم. چرا که گاهی احساس بیهودگی زاییده خوشبختی است. ادیپ میگوید: «من معتقدم که همهچیز خوب است.» چه سخن مقدسی! این سخن در جهان رموک و وحشی و محدودآمیزادگان طنین میافکند.
دلهره اصلی – آلبر کامو
دلهره اصلی – آلبر کامو
برای امروز “تو” آرزو میکنم:
بدونِ خوابآلودگی از خواب بیدار شی،
قهوهی صُبحِت مزهی بهشت بده،
آدمی که دوسش داری باهات تماس بگیره، خبری که خیلی وقته منتظرشیرو بالاخره بشنوی، غذای موردعلاقتو بخوری، لباسی که خیلی وقته نمیدونستی کجاستُ پیدا کنی،
اتفاقی بیفته که حس کنی از خوشی قلبت داره از جا کنده میشه، یکی اون موزیکی که دوسش داری رو واست بفرسته و کُلِ روز عمیق بخندی..
بدونِ خوابآلودگی از خواب بیدار شی،
قهوهی صُبحِت مزهی بهشت بده،
آدمی که دوسش داری باهات تماس بگیره، خبری که خیلی وقته منتظرشیرو بالاخره بشنوی، غذای موردعلاقتو بخوری، لباسی که خیلی وقته نمیدونستی کجاستُ پیدا کنی،
اتفاقی بیفته که حس کنی از خوشی قلبت داره از جا کنده میشه، یکی اون موزیکی که دوسش داری رو واست بفرسته و کُلِ روز عمیق بخندی..
رفتنش فدای سرم !
من دلم برای روزهایی می سوزد
که به خاطرش از خود واقعیم دور شدم
تا فقط بتوانم او را لحظه ای راضی نگه دارم..
دلم برای روزهایی که با حماقت
خودم نبودم ، می سوزد !
من دلم برای روزهایی می سوزد
که به خاطرش از خود واقعیم دور شدم
تا فقط بتوانم او را لحظه ای راضی نگه دارم..
دلم برای روزهایی که با حماقت
خودم نبودم ، می سوزد !
گاه در وجودمان به قبرستانی محتاجیم برای چیزهایی که درونمان میمیرند.
- محمود درویش.
- محمود درویش.
دستهایت را میگیرم
امّا تو دستهای مرا نمیگیری
چنان بوسهای
که یک طرفه اتفاق میافتد.
'' سِما کایگوسوز''
امّا تو دستهای مرا نمیگیری
چنان بوسهای
که یک طرفه اتفاق میافتد.
'' سِما کایگوسوز''
این طور بارم آورده بودند که بترسم. از همه چیز. از بزرگتر که مبادا بهش بربخورد، از کوچکتر که مبادا دلش بشکند، از دوست که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد، از دشمن که مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید.
"رضا قاسمی"
"رضا قاسمی"
من نفهمیدم جوانی یعنی چه؛ من یکراست از بچگی به سن کهولت رسیدم.
"دستهای آلوده؛ ژان پل سارتر"
"دستهای آلوده؛ ژان پل سارتر"
🔥5
دارم به جای خالیت فکر میکنم، که خودتم نمیتونی پرش کنی، که گردنم و وسط کلاس ریاضی میگیره و راه نفسم و میبنده، که هرجا میرم جلوی چشممه، که فکر نکنم دیگه خدا هم بتونه پرش کنه.
دارم به جای خالیت فکر میکنم. که چقدر من و تهی کرده از انگیزه شناختن آدمهای دیگه، و چقدر من و زده کرده از مرور خاطراتم با تو، که نمیتونی جای خالی خودت و پر کنی.
دارم به جای خالیت فکر میکنم، و اینکه دیشب چقدر دلتنگ بودم، و اینکه دلتنگی شکل قطره اشک بین خواب و بیداریم شد. دارم به این فکر میکنم که حالا دیگه ازت خشمگین هم نیستم، فقط دلتنگم و خالی، خالی از معنای عشق و شورِ دوست داشتن کسی، خالی از توانِ به جون خریدنِ تنشهای رسیدن برای یک لحظه احساس شادی عمیق.
دارم به جای خالیت فکر میکنم و آدمی که تو نیستی روبهروم لبه پنجره نشسته و چیزی رو میگه که شکل حرفای تو نیست، جوری میخنده که شکل خندههای تو نیست، جایی کار میکنه که محل کار تو نیست، شخصیتی داره که مثل شخصیت تو نیست؛ و با این همه، بهش زل میزنم و به تو فکر میکنم عزیزم، به جای خالیت.
دارم به جای خالیت فکر میکنم. که چقدر من و تهی کرده از انگیزه شناختن آدمهای دیگه، و چقدر من و زده کرده از مرور خاطراتم با تو، که نمیتونی جای خالی خودت و پر کنی.
دارم به جای خالیت فکر میکنم، و اینکه دیشب چقدر دلتنگ بودم، و اینکه دلتنگی شکل قطره اشک بین خواب و بیداریم شد. دارم به این فکر میکنم که حالا دیگه ازت خشمگین هم نیستم، فقط دلتنگم و خالی، خالی از معنای عشق و شورِ دوست داشتن کسی، خالی از توانِ به جون خریدنِ تنشهای رسیدن برای یک لحظه احساس شادی عمیق.
دارم به جای خالیت فکر میکنم و آدمی که تو نیستی روبهروم لبه پنجره نشسته و چیزی رو میگه که شکل حرفای تو نیست، جوری میخنده که شکل خندههای تو نیست، جایی کار میکنه که محل کار تو نیست، شخصیتی داره که مثل شخصیت تو نیست؛ و با این همه، بهش زل میزنم و به تو فکر میکنم عزیزم، به جای خالیت.
میدانی؛ من خواب را دوست دارم
هرگاه که بیدارم زندگیام تمایل عجیبی به فروپاشی دارد!
-ارنست همینگوی
هرگاه که بیدارم زندگیام تمایل عجیبی به فروپاشی دارد!
-ارنست همینگوی
🔥3
کار کنید عزیزان ؛ کار کردن هیچ فرصتی برای بحث بچگانه باقی نمیذاره ، فرصتی برای رفت و آمد بی دلیل و پوچ نمیذاره ، کار کردنه که باعث میشه ذهن و روح شما از فکر و خیال نیمه شب آروم بمونه و خوابتون کافی باشه ، کار کردن افسار زندگی شمارو دو دستی تقدیم میکنه به خودتون ، قدرت میده بهتون ، قدرت تصمیم گیری ، کار کنید دوستان ، کار کردن نجات دهندهست ...
-کنجد
-کنجد
وقتی نفس میکشد؛
به نحوی مرا یاد بارانی میاندازد که به ملایمت روی پهنه گسترده دریا میبارد.
من مسافر تنهای دریا هستم که بر عرشه ایستاده،
و او؛
دریاست.
" کافکا در کرانه - هاروکی موراکامی "
به نحوی مرا یاد بارانی میاندازد که به ملایمت روی پهنه گسترده دریا میبارد.
من مسافر تنهای دریا هستم که بر عرشه ایستاده،
و او؛
دریاست.
" کافکا در کرانه - هاروکی موراکامی "