دورنمای اقتصاد
18.7K subscribers
1.09K photos
2.46K videos
772 files
9.12K links
"دورنمای اقتصاد" رسانه اقتصادی اجتماعی مستقل ایران


https://ecoviews.ir/
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❇️ پرنده بافنده،  مهندس خبره در طبیعت

@zistaa_env

شب خوش
❤7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 پرنده بافنده،  مهندس خبره در طبیعت

@zistaa_env

شب خوش
❤8
⭐️ لیست ابزارهای هوش مصنوعی برای یادگیری نوشتن پروپوزال و پایان‌نامه

🔢Elicit:
جستجو و تحلیل هوشمند مقالات علمی برای نگارش سریع‌تر و دقیق‌تر پیشینه پژوهش.

🔢SciSpace (Copilot):
درک بهتر مقالات پیچیده، استخراج داده‌ها و امکان چت مستقیم با فایل‌های پایان‌نامه.

🔢Jenni AI:
نگارش آکادمیک، بسط دادن پاراگراف‌ها و ارجاع‌دهی خودکار و استاندارد.

🔢 Consensus:
موتور جستجو برای یافتن پاسخ‌های مستند و استخراج نتیجه‌گیری از مقالات معتبر.

🔢Paperpal:
ویرایشگر تخصصی برای بررسی دقیق، اصلاح گرامر، لحن و ساختار علمی پروپوزال.

🔢Trinka AI:
تصحیح متون با تمرکز ویژه بر واژگان تخصصی رشته‌ها و استانداردهای نگارش آکادمیک.

#کاربرد_هوش_مصنوعی_در_تحقیقات

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤3
🔵 #رشد_و_توسعه_اقتصادی

🔸سیاست جمعیتی نداریم

✍
#دکتر_محمدرضا_منجذب

❄️ در فرایند توسعه اقتصادی بطور معمول ابتدا نرخ زاد و ولد و نرخ مرگ و میر بالا است، و در این دوره رشد جمعیت بطئی است. سپس با افزایش درآمد و سطح بهداشت نرخ مرگ و میر کاهش می یابد و رشد جمعیت افزایش می‌یابد. در مراحل آخر توسعه یافتگی و با کاهش هر دو نرخ مزبور، نرخ رشد جمعیت نیز تنظیم می‌شود. در این شرایط سیاست‌های جمعیتی کشور پیشرفته بر مبنای سیاست‌های رشد اقتصادی و اقلیمی و برای بلندمدت تنظیم می‌شود. یکی از شاخص‌های مورد نظر رشد جمعیت و رشد بهره‌وری همراه با رشد تکنولوژی است. اگر در کشوری مهاجرت از آن کشور رخ دهد بر مبنای سیاست جمعیتی بصورت گزینشی افرادی را انتخاب می‌کنند و پذیرش می‌کنند. کشورهای پیشرفته با طراحی در رشته‌های مختلف پذیرای نخبگان هستند.

🔻 بر مبنای گفته دبیر ستاد ملی در ایران: «تمایلات ایرانیان به فرزندآوری» میزان تمایل زنان و مردان متأهل در سنین باروری(۲۰ تا ۵۰ سال): ۷۷.۷ درصد از پاسخ‌گویان گفته‌اند تمایلی به فرزندآوری ندارند. آن.ها دلیل خود را نگرانی از آینده فرزندان جدید عنوان کرده‌اند.

🔻 ایران کشوری در حال توسعه است و نیاز به حفظ جمعیت خود و نخبگان در مسیر توسعه دارد. از جمله دلایل کاهش نرخ باروری می‌توان به مواردی چون: نداشتن درآمد کافی، مشکل مسکن، فشارهای اقتصادی، تورم، بیکاری و احساس ناامنی اقتصادی بیشترین دلایل مخالفت با فرزندآوری بوده است و این آمارها راه را به مسئولان نشان می‌دهد.

❄️ کاهش رشد جمعیت در ایران به دلایل متعددی وابسته است که برخی از آن‌ها عبارتند از:

1. نرخ باروری پایین: یکی از اصلی‌ترین دلایل کاهش رشد جمعیت، کاهش نرخ باروری است. بسیاری از خانواده‌ها به دلایل اقتصادی و اجتماعی تمایل به داشتن فرزندان کمتر دارند.

2. وضعیت اقتصادی: مشکلات اقتصادی، افزایش هزینه‌های زندگی و تأمین نیازهای اولیه خانواده‌ها باعث شده است که بسیاری از زوج‌ها تصمیم بگیرند تعداد فرزندان خود را کاهش دهند.

3. آموزش و آگاهی: افزایش سطح تحصیلات، به ویژه در میان زنان، منجر به تغییر نگرش‌ها نسبت به خانواده و زاد و ولد شده است. زنان تحصیل‌کرده معمولاً تمایل دارند که پس از تکمیل تحصیلات و ورود به بازار کار، فرزندان کمتری داشته باشند.

4. تغییرات فرهنگی و اجتماعی: تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌ها نسبت به خانواده و فرزندآوری، به ویژه در شهرهای بزرگ، باعث شده است که داشتن فرزندان بیشتر کمتر مورد توجه قرار گیرد.

5. دسترسی به خدمات بهداشت باروری: افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی و برنامه‌های تنظیم خانواده، به زوج‌ها کمک کرده است تا کنترل بیشتری بر روی تعداد فرزندان خود داشته باشند.

6. مشغله‌های شغلی: با افزایش مشارکت زنان در بازار کار و مشغله‌های شغلی، زمان کمتری برای تربیت فرزندان وجود دارد که این امر نیز می‌تواند منجر به کاهش تعداد فرزندان شود.

7. تأخیر در ازدواج: افزایش سن ازدواج در میان جوانان، به ویژه در شهرهای بزرگ، باعث کاهش فرصت برای زاد و ولد شده است.

8. نگرانی‌های اجتماعی و سیاسی: نگرانی از آینده اجتماعی و سیاسی کشور می‌تواند بر تصمیمات خانواده‌ها درباره فرزندآوری تأثیر بگذارد.

9. سیاست‌های دولتی: برخی از سیاست‌های دولتی در گذشته که به تنظیم خانواده و کنترل جمعیت اشاره داشتند، ممکن است تأثیرگذار بوده باشند.

🔸این عوامل به طور کلی نشان‌دهنده تغییرات عمیق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه ایران هستند که بر روند رشد جمعیت تأثیر گذاشته‌اند. باید در مسیر توسعه سیاست جمعیتی خاص طراحی کرد و برمبنای نقشه راه حرکت کرد و از روزمرگی و احساسی عمل کردن پرهیز نمود.

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤3👍2
1932906850435997440_133990838084160.pdf
1.5 MB
🔵 یک گام مهم برای توسعه #اقتصاد_چرخشی در ایران

استاندارد بین‌المللی
ISO 59004:2024 — Circular economy: Vocabulary, principles and guidance for implementation

با تلاش و همکاری تیمی از متخصصان و علاقه‌مندان به اقتصاد چرخشی در ایران، به زبان فارسی ترجمه شد و رسماً از سوی سازمان ملی استاندارد ایران منتشر گردیده است.

این دستاورد، گامی در جهت تسهیل دسترسی متخصصان، مدیران و سازمان‌های ایرانی به مفاهیم، اصول و راهنمایی‌های بین‌المللی اقتصاد چرخشی است.

در شرایطی که مدیریت پایدار پسماند، بهره‌وری منابع و استقرار الگوهای تولید و مصرف پایدار از اولویت‌های مهم کشور به شمار می‌روند، این استاندارد می‌تواند چارچوبی ارزشمند برای سازمان‌های صنعتی و خدماتی فراهم آورد تا فرصت‌های اقتصاد چرخشی را شناسایی کرده و در فعالیت‌ها و فرایندهای خود به کار گیرند.


تشکر ویژه از دوست فرزانه آقای دکتر فردین اسکافی – رییس کمیته متناظر ملی ۳۲۳ اقتصاد چرخشی که مثل همیشه منشأ خیر هستند.

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤5
🔵 جان آدم‌ها چه قدر می‌اَرزد؟

فرض کنید روزی مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه زیر شوید:

الف. یک نفر را بُکشید.
ب. اگر آن یک نفر را نکشید، ده میلیون نفر کشته خواهند شد.

🔸فرض بر این است که شما مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه هستید و وقوع این رویداد حتمی است.

در این وضعیت، طبق تئوری "مطلوبیت مورد انتظار"، گزینه معقول گزینه (الف) خواهد بود. این تئوری می گوید؛ حفظ جان ۱۰ میلیون نفر، بسیار مطلوب تر از حفظ جان یک نفر است. بنابر این، ارزش جان یک نفر نمی تواند بی‌نهایت باشد.


🔻مقاله کامل را در اینستنت ویو مطالعه کنید

https://vrgl.ir/SNMkG

🔸 منبع : کانال کنجکاوی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤3
🔵 هجده کشاورز سرنوشت‌ساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟

«اگر خطر نمی‌کردم، مردم می‌مردند. برخی از مردم پیش از این... زمین‌گیر شده بودند. حتّی گاوها ضعیف‌تر از آن بودند که توانایی شخم‌زدن داشته باشند.» (یان هونگچانگِ کشاورز)

   داستان رفاه مردم چین و رهایی آنان از فقر و گرسنگی روایت دیگری از شکست نظام مالکیّت اشتراکی و کارآمدی نظام مالکیت خصوصی است؛ در افتادن نظام سوسیالیستی در پای نظام بازار. چین کمونیستی با به‌راه‌انداختن موج آزادی اقتصادی، صدها میلیون انسان را از فقر و گرسنگی رهانید و به کشوری مرفّه تبدیل شد. رفاه کنونی نه در اثر سیاست‌های برنامه‌ریزی مرکزی، بلکه در پی انقلابی در نظام کشاورزی آن کشور به‌وجود آمد؛ انقلابی خارج از سلطه‌ی دولت مرکزی و در تقابل با سیاست‌های آن.

   انقلاب با چند کشاورز رنجور در دهکده‌ی ژیائوگانگ (Xiaogang) در استان آن‌هویی (Anhui) آغاز شد.

   سیاست یک گام بزرگ به جلو (یا جهش بزرگ) نام برنامه‌ای بود که مائو تسه‌تونگ آن را بین سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۰ به اجرا درآورد. در پی آن قحطی عظیمی بین سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ چین را فراگرفت و بین ۲۰ تا ۴۵ میلیون نفر را به کام مرگ کشانید. مردم روستای ژیائوگانگ از قحطی بزرگ کمر راست نکرده بودند؛ فاجعه‌ی غیرقابل تصوّری که پیامد سیاست‌های فاجعه‌بار جهش بزرگ مائو بود.

   با آغاز جهش بزرگ، پس از آنکه حکومت ملّی سیاست اشتراکی‌سازی کشاورزی را به تصویب رساند، که براساس آن کشاورزان در مناطق خاصّی به کار گماشته می‌شدند، محصول در انبارهای مرکزی دور از روستا ذخیره می‌شد، دولت بخشی از محصول را به‌عنوان مالیات غصب می‌کرد و سرانجام باقی‌مانده‌ی محصول را بازتوزیع می‌کرد، اهالی ژیائوگانگ به یک کمون مردمی تعلق یافتند. در آغاز، اشتراکی‌سازی کشتزارها گامی مهم در مسیر آرمانشهر کمونیستی نگریسته می‌شد، ولی در ژیائوگانگ چنین آرمانشهری بعید به‌نظر می‌رسید.

   اشتراکی‌سازی ارتباط کشاورزان را با زمین‌های سابقشان را از هم گسست، و هرگونه انگیزه برای مراقبت از آن را از بین برد. بسیاری از کشاورزان با توجّه به اینکه دولت وعده‌ی دستمزد برابر به همه بدون توجّه به سخت‌کوشی‌شان را داده بود، با امید به اینکه دیگران کم‌کاری‌شان را جبران می‌کنند، تنبلی کرده و از زیر کار در می‌رفتند. ولی دیگران این کم‌کاری را جبران نکردند. نتیجه یک چرخه‌ی معیوب بود: کشاورزان با سرعت پایین کار می‌کردند، بازده محصولات کاهش یافت، دولت جیره‌ی غذایی را کاهش داد، و بنابراین کشاورزان کندتر از پیش کار می‌کردند...

🖇 متن کامل:هجده کشاورز سرنوشت‌ساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟

#اقتصاد #مالکیت_خصوصی #آزادی
#چین #فقر #سوسیالیسم #ژیائوگانگ
#انقلاب_کشاورزی #آزادی_اقتصادی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤6🤡2
🔵 مفهوم شکننده‌ای به نام علم(1-1)

یادداشتی که در ادامه خواهد آمد موضوعی است که بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد جنبه فلسفی دارد، اما طرح این موضوع از این جهت مهم است که ریشه اصلی بسیاری از خطاهای فکری است. متأسفانه این خطاها در اقتصاد و به ویژه در بین کسانی که اصرار دارند اقتصاد رشته‌ای به غایت دقیق و علمی است، بسیار رایج است. مقاله‌ای که محور اصلی این یادداشت است را حدودا یک سال پیش دیدم و مطالعه کردم البته فهم مقاله کار ساده‌ای نیست اما درک آن، البته اگر درست درک شده باشد، نشان می‌دهد آنچه ما انسان‌ها به عنوان علم می‌شناسیم، حتی علوم محضی مانند فیزیک و ریاضیات چه میزان شکننده است چه برسد به حوزه‌ای مانند اقتصاد که قبلا هم در مورد مناقشات پیرامون آن اینجا مطرح شده است. البته منظور از شکنندگی علم در اینجا فروپاشی یا بی‌اعتباری علم نیست؛ مسئله، شکنندگی بنیان‌های فلسفی‌ است که گاه برای توجیه قطعیت و استقلال گزاره‌های علمی تصور می‌کنیم.

مقاله‌ای‌ که تلاش خواهم کرد تا حد فهم خود آن را در ادامه توضیح دهم مقاله‌ای است با عنوان
«Two Dogmas of Empiricism» 
اثر ویلارد ون اورمان کواین که در سال 1951 منتشر شده و حقیقتا باید آن را به عنوان یکی از متون بسیار مهم فلسفه علم و فلسفه تحلیلی قرن بیستم دانست.

کواین مقاله را با یک ادعای بسیار تند شروع می‌کند، تجربه‌گرایی مدرن بر دو عقیده تعصب‌آمیز (دگما) یا باور بنیادی بنا شده است که هر دو فاقد بنیان موجه‌اند. تعصب اول تمایز بین گزاره‌های تحلیلی (Analytic) و گزاره‌های ترکیبی (Synthetic) و تعصب دوم تقلیل‌گرایی (Reductionism).

اما این دو موضوع به چه معناست؟ در مورد تعصب اول کواین توضیح می‌دهد که گزاره‌های تحلیلی گزاره‌هایی هستند که به واسطه معنای کلمات ما آن‌ها را درست می‌دانیم. مثلا "هیچ مجردی متأهل نیست" برای فهمیدن اینکه این گزاره درست است، لازم نیست جهان را مشاهده کنیم. کافی است معنای «مجرد» و «متأهل» را بدانیم.

اما گزاره‌های ترکیبی گزاره‌هایی هستند که صدق یا کذب آن‌ها به واقعیت‌های جهان بستگی دارد. مثلا "برف سفید است" برای فهمیدن این موضوع باید به جهان نگاه کنیم. این تمایز در سنت فلسفی از هیوم و لایبنیتس آمده و کانت نیز آن را به شکل بسیار مهمی مطرح کرده بود.

اما تقلیل‌گرایی به چه معناست؟ این دیدگاه می‌گوید، هر گزاره معنادار را می‌توان در نهایت به گزاره‌هایی درباره تجربه مستقیم حسی فروکاست.

اما چرا کواین این دو را تعصب و در ادامه غلط می‌پندارد؟ این بخش شاید مهمترین و ثقیل‌تر بخش مقاله کواین باشد که نیازمند تعمق است.

درباره تعصب اول یعنی تمایز بین گزاره‌های تحلیلی (Analytic) و گزاره‌های ترکیبی (Synthetic) کواین نمی‌گوید که این دو تمایز به‌سادگی غلط‌اند بلکه می‌گوید مشکل بنیادی‌تر است؛ کواین می‌گوید " ما هنوز نتوانسته‌ایم معیار دقیقی ارائه کنیم که بگوید یک گزاره دقیقاً چرا تحلیلی است" یعنی اگر این سوال را مطرح کنیم که " دقیقاً چه چیزی باعث می‌شود گزاره «هیچ مجردی متأهل نیست» تحلیلی باشد؟" پاسخ معمول چیست؟ احتمالا پاسخ این است که چون «مجرد» یعنی «فرد غیرمتأهل».

در این صورت سوال این است که " چگونه می‌دانیم «مجرد» و «فرد غیرمتأهل» دقیقاً مترادف‌اند؟" اگر بگوییم که چون تعریف «مجرد» همین است، باز این سوال مطرح است که " چرا این تعریف درست است؟" و اگر در پاسخ بگوییم " چون این دو عبارت هم‌معنا هستند" دوباره به نقطه اول برگشته‌ایم. این همان چیزی است که کواین در بخش‌های ابتدایی مقاله دنبال می‌کند.

کواین یک سوال مهم دیگر را نیز طرح می‌کند " اصلاً «معنا» چیست؟" گفتیم گزاره تحلیلی گزاره‌ای است که به دلیل «معنا» درست است، اما خود معنا یعنی چه؟ آیا معنا یک شیء ذهنی است؟ آیا یک ایده در ذهن انسان است؟ چه زمانی دو عبارت دقیقاً یک معنا دارند؟ مثلا از کجا می‌فهمیم « مجرد » و « عزب » یک معنا دارد؟ بنابراین نمی‌توانیم مسئله چه چیزی تحلیلی است؟  را با قرار دادن یک موجود مبهم به نام «معنا» حل کنیم.

اماخواننده ممکن که با خود بگوید این چه سوالاتی است؟ شما به هر فرهنگ لغتی مراجعه کنید به راحتی به معنای این کلمات دست پیدا می‌کنید. کافی است یک فرهنگ لغت را باز کنید می‌بیند که در کنار مجرد یکی از تعاریف این است "فردی است که ازدواج نکرده" پس مسئله حل شد.

🔸منبع : کاتالاکسی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤6
Forwarded from عکس نگار
‍ 🔵 «اثر مالکیت»؛ چرا دارایی‌های خود را بیش از ارزش واقعی‌شان دوست داریم؟

🔸فرض کنید یک سهم، یک شیء تزئینی یا حتی یک ایده کسب‌وکار دارید که خودتان آن را راه‌اندازی کرده‌اید. بازار یا کارشناسان به شما ثابت می‌کنند که ارزش واقعی این دارایی بسیار کمتر از چیزی است که فکر می‌کنید، یا مشتری آماده است آن را به قیمت منصفانه روز بخرد. اما شما مقاومت می‌کنید و قیمت‌های نجومی پیشنهاد می‌دهید؛ چون در درون خود حس می‌کنید دارایی شما ارزشمندتر از این حرف‌هاست.

🔸در اقتصاد رفتاری، به این پدیده روانشناختی «اثر مالکیت» (Endowment Effect) می‌گویند. این خطای شناختی باعث می‌شود که انسان‌ها به محض اینکه مالک چیزی می‌شوند، ارزش آن را بسیار بیشتر از چیزی که واقعاً هست ارزیابی کنند. دلیلش ساده است: مغز ما از «از دست دادن» بیشتر از «به دست آوردن» درد می‌کشد، و وقتی چیزی متعلق به ماست، واگذاری آن به دیگران ناخودآگاه شبیه به یک شکست و درد عاطفی به نظر می‌رسد.

🔸 این تله در دنیای بیزنس و سرمایه‌گذاری هزینه‌های سنگینی به همراه دارد. سرمایه‌گذاری که به یک سهم خاص «علاقه‌مند» شده، کورکورانه از آن دفاع می‌کند و حتی وقتی بنیاد شرکت ضعیف می‌شود، حاضر نیست آن را بفروشد چون با آن خاطره دارد! مدیرانی که عاشق محصول یا ایده شکست‌خورده خود هستند، سال‌ها روی توسعه پروژه‌ای وقت می‌گذارند که بازار اصلاً آن را نمی‌خواهد.

🔸اقتصاددانان بزرگ یادآوری می‌کنند که بازار هیچ احساس و عاطفه‌ای ندارد. ثروت‌آفرینی واقعی زمانی آغاز می‌شود که شما بتوانید بین «خودِ واقعی‌تان» و «دارایی‌هایتان» دیوار بکشید. یک تریدر و مدیر حرفه‌ای عاشق سود و کارآمدی است، نه عاشق سهم، کالا یا پروژه خودش؛ هرگاه دارایی بازدهی خود را از دست داد، باید بدون یک قطره اشک آن را رها کرد.

🔸منبع : اقتصاد به زبان ساده

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤4
🔵 مفهوم شکننده‌ای به نام علم(1-2)

اما کواین می‌گوید فرهنگ لغت صرفاً رابطه‌ای را که قبلاً در کاربرد زبان وجود داشته، گزارش کرده است یعنی از معنا به تعریف رسیده است و نه از تعریف به معنا به عبارتی تعریف معمولاً بر اساس یک رابطه معنایی موجود ساخته می‌شود؛ بنابراین نمی‌توانیم از تعریف برای توضیح بنیادی خودِ هم‌معنایی استفاده کنیم پس این فرهنگ لغت نیست که قرارداد کرده باشد چه واژه‌ای چه تعریفی دارد بلکه از قبل بوده و صرفا در فرهنگ لغت گزارش شده. پس سوال کواین در این مورد که تحلیلی بودن از کجا مشخص می‌شود هنوز بی پاسخ مانده. (البته کواین استثناهایی مانند وضع صریح یک نماد یا اصطلاح جدید را نیز از این حالت جدا می‌کند.)

کواین در ادامه مقاله به سطوح مختلفی از موضوع از جمله تفاوت بین مرجع و معنا و یا استفاده از مترادف‌ها برای حل مسئله می‌پردازد اما در ادامه نشان می‌دهد همگی این راه حل‌ها به یک دور باطل می‌رسد. نهایتا او نشان می‌دهد ما هنوز نتوانسته‌ایم مرز بنیادی و موجه میان analytic و synthetic ترسیم کنیم.

اما کواین چه چیزی را می‌خواهد به ما نشان دهد آیا او می‌خواهد بگوید، صرفِ اینکه تعریف غیر دوری و کاملاً غیرمناقشه‌ای از «معنا» پیدا نکرده‌ایم، یعنی تمایز تحلیلی/ترکیبی وجود ندارد؟ می‌تواند دیدگاه کواین را اینطور نقد کرد که شاید مفهوم تحلیلی بودن را نتوان با یک تعریف ساده و کاملاً بنیادی تعریف کرد، اما این الزاماً به معنای بی‌اعتبار بودن خود تمایز نیست.

پس این سوال مهم مطرح می‌شود که آیا ناتوانی در ارائه یک تعریف کاملاً غیر دوری و غیرمناقشه‌ای از تحلیلی بودن، واقعاً برای رد خودِ تمایز کافی است؟

پاسخ کواین این نیست که هر گزاره‌ای که نتوانیم تعریف کنیم بی‌معناست؛ بلکه مدعای او این است که تلاش‌های اصلی برای بنیان‌گذاری این تمایز، وقتی دقیق بررسی می‌شوند، در نهایت به مفاهیمی مانند معنا و هم‌معنایی متکی می‌شوند که خودشان نیازمند توضیح‌اند.». کواین نمی‌گوید تعریف سخت است، پس تمام شد بلکه می‌گوید راه‌هایی که برای بنیان‌گذاری این تمایز پیشنهاد شده‌اند را بررسی کردم؛ وقتی در آنها دقیق می‌شویم، اغلب به دور باطل یا به فرض گرفتن همان تمایز برمی‌گردیم.

اما در مقابل می‌توان گفت بسیار خوب هیچ معیار کاملاً دقیق، ضروری و کافی برای «تحلیلی» بودن نداریم. آیا نمی‌توانیم یک تمایز ضعیف‌تر داشته باشیم؟ مثلاً بگوییم "گزاره‌های تحلیلیِ نسبتاً روشن"؟ در تعصب دوم کواین به این موضوع هم پاسخ می‌دهد. در بخش بعد به این دگمای دوم خواهیم پرداخت.

🔸منبع : کاتالاکسی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤4
🔵 #دوره_آموزشی_سواد_مالی_اقتصادی

✔️ قدم چهارم / قسمت دوم

● مسیرشغلی


همان‌قدر که مدیریت مالی و بودجه‌بندی درآمد در رشد اقتصادی فردی اهمیت دارد، نوع شغل و میزان درآمد نیز در این مسیر حائز اهمیت است.

در دنیای امروز، علاوه بر وجود فرصت‌های شغلی متنوع، اشکال گوناگونی نیز برای کار کردن متداول شده است. برای مثال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1.  کارمندی

2.  فریلنسری

3.  کار آزاد (کسب و کار شخصی)

4.  کار پاره‌وقت

5.  کار پروژه‌ای

6.  دورکاری

7.  کارآموزی

8.  مشاغل فصلی

اگرچه در سال‌های اخیر، علاقه زیادی به راه‌اندازی کسب‌وکارهای شخصی به وجود آمده است، اما هر یک از این اشکال کاری، از کارمندی گرفته تا فریلنسری، مزایا و معایب خاص خود را دارند و به سادگی نمی‌توان یکی را بر دیگری ترجیح داد.

برای مثال، بسیاری از افراد احتمال موفقیت خود در اینفلوئنسری یا راه‌اندازی کانال یوتیوب را بیش از شانس واقعی خود می‌پندارند.

اگرچه شنیده‌ها و دیده‌ها می‌توانند در تصمیمات ما نقش داشته باشند، اما در مورد مسئله مهمی مانند مسیر شغلی، باید حتماً تحقیقات گسترده‌تر و علمی‌تر و مبتنی بر آمارهای رسمی انجام دهیم تا بتوانیم تصمیمات بهتری بگیریم.

✔️ برای انتخاب شغل چه معیارهایی داشته باشیم؟

در اینجا لیستی کوتاه از مهم‌ترین معیارهای انتخاب شغل آورده شده است:

•   علایق و استعدادها

•   ارزش‌ها و شخصیت

•   نیاز بازار و آینده شغلی

•   درآمد و مزایا

•   شرایط و محیط کار

•   فرصت‌های رشد و یادگیری

•   تعادل کار و زندگی

در مطالب بعدی، به تفصیل درباره تمامی این موارد صحبت خواهیم کرد.
‌
@FinancialLiteracy_farsi

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤7
Pricing TV.pdf
2.9 MB
🔵 ارائه درس قیمت‌گذاری: دانشکده مدیریت، علم و فناوری دانشگاه صنعتی امیرکبیر

🔸 عنوان ارائه :  قیمت‌گذاری تبلیغات تلوزیونی
 
✍ تهیه کننده : حسام اکبری، سید احمدرضا حسینی، ریحانه سادات حسینی و حسین عزیزی

✔️مدرس : دکتر سیدحسین سجادی‌فر

#سجادیفر
#قیمت_گذاری
#آموزش

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4
اهلِ دانش‌گاه‌ام
رشته‌ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی‌ست
پدری دارم من، حسرتش یک شب خواب
دوستانی دارم همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهلِ دانش‌گاه‌ام
قبله‌ام استاد است، جانمازم نمره
خوب می‌فهمم سهمِ آیندۀ من بی‌کاری‌ست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
مردِ تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
و چرا در وسطِ سفرۀ ما مدرک نیست
چشم‌ها را باید شُست، جورِ دیگر باید دید
باید از مردمِ نادان ترسید
باید از قیمتِ دانش نالید
و به آن‌ها فهماند
که من این‌جا فهم را فهمیدم
من به گورِ پدرِ علم و هنر خندیدم

شب خوش
❤22👀1
ManagementIdeas__A Short History of Business Administration-.pdf
6.7 MB
🔵 #معرفی_کتاب

🔸 عنوان کتاب ؛ کتاب ارزشمند « ایده‌های مدیریت»

📝 این کتاب در ۳ بخش نگاهی عمیق به ایده‌های مدیریت بازرگانی در طول تاریخ می‌پردازد:
در بخش اول تکنیک‌های کنترل ساده بیان شده‌اند
در بخش دوم معیارهای علم مورد بحث قرار گرفته و به توسعه مدیریت بازرگانی به عنوان یک علم مربوط می‌شود.

در بخش سوم نیز تاثیر محیط اجتماعی بر توسعه مدیریت را بیان می‌کند و همچنین مباحث اختصاصی  مدیریت بازرگانی و راه کارهای توسعه آن ارائه شده است.

در بخش پایانی نیز مزایای مطالعه تاریخچه ایده‌های مدیریت بیان شده است.

📝 نویسنده : Klaus Brockhoff

📆سال انتشار: 2024

✍️ناشر: Springer

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤4
🔵 مفهوم شکننده‌ای به نام علم(2-1)

در بخش قبل تا اینجا توضیح داده شده که تمایز بین مفاهیم تحلیلی و ترکیبی بر بنیان قابل دفاع و متقنی بنا نشده است. در ادامه کواین به موضوع تقلیل گرایی می‌پردازد و می‌پرسد که آیا معنای یک گزاره را می‌توان بر اساس تجربه‌ای که آن را تأیید یا رد می‌کند مشخص کرد؟ یعنی معنای یک گزاره عبارت است از روش تجربی‌ که به وسیله آن می‌توانیم آن را تأیید یا رد کنیم؟ مثلا معنای "آب در 100 درجه می‌جوشد" را می‌توان بر اساس مجموعه‌ای از روش‌های تجربی فهمید. اما پوزیتویست‌های منطقی ادعا می‌کنند هر گزاره معنادار را می‌توان مستقیماً به گزاره‌هایی درباره تجربه حسی فروکاست.

مثلا این جمله، "درختی در حیاط وجود دارد" باید نهایتاً قابل ترجمه به مجموعه‌ای از تجربه‌های حسی باشد، یعنی دیدن رنگ سبز، دیدن شکل، لمس کردن، موقعیت فضایی و غیره. اما کواین می‌گوید این ادعا در مورد گزاره‌های مربوط به جهان فیزیکی در اصل با مشکل مواجه می‌شود.

کواین می‌گوید یک گزاره به‌تنهایی آزمون نمی‌شود. فرض کنید یک نظریه علمی به نام A داریم و پیش‌بینی می‌کنیم که اگر A درست باشد آنگاه B رخ می‌دهد ولی می‌بینیم که B رخ نمی‌دهد، آیا نتیجه می‌گیریم که A غلط است؟

لزوما نه، ممکن است فرضیه اصلی غلط باشد، یک فرض کمکی غلط باشد، ابزار اندازه‌گیری مشکل داشته باشد، شرایط اولیه اشتباه باشند، یک قانون دیگر نیاز به اصلاح داشته باشد، یا حتی بخش دیگری از نظریه را تغییر دهیم. بنابراین تجربه معمولاً نمی‌گوید "این گزاره خاص غلط است." بلکه می‌گوید "یک جایی در کل شبکه باورهای ما مشکل وجود دارد" کواین این ایده را بسیار صریح بیان می‌کند؛ گزاره‌های ما درباره جهان خارجی در برابر تجربه نه به‌صورت منفرد، بلکه به‌صورت یک مجموعه یا «بدنه» قرار می‌گیرند.
کواین می‌گوید کل دانش ما شبیه یک شبکه عظیم است در مقاله سال 1970 خود به نام شکبه باور (web of belief) آن را بسط می‌دهد. در مرکز این شبکه، منطق، ریاضیات، نظریه‌های بنیادی، مفاهیم بسیار انتزاعی قرار گرفته است و نزدیک‌تر به لبه گزاره‌های مربوط به مشاهدات مستقیم، گزاره‌های تجربی روزمره.

اگر تجربه با نظریه ناسازگار باشد، باید جایی از شبکه را تغییر دهیم. اما تجربه به ما نمی‌گوید که دقیقاً این گزاره را تغییر بده ممکن است چند راه برای حفظ سازگاری شبکه وجود داشته باشد.

فرض کنید من می‌گویم، "این پرنده سفید است" اما شما می‌گویید "نه، من آن را سیاه می‌بینم" چه چیزی باید تغییر کند؟ ممکن است گزاره "پرنده سفید است" را کنار بگذاریم یا بگوییم نور محیط نامناسب بوده یا بگوییم شما اشتباه دیده‌اید و یا عباراتی دیگر بنابراین تجربه به‌تنهایی تعیین نمی‌کند کدام گزاره باید حذف شود. این همان چیزی است که کواین از آن دفاع می‌کند.
در منطق کواینی پس از ناسازگاری تجربه و نظریه، کل شبکه تحت فشار تجربه قرار می‌گیرد اما ما ما معمولاً ابتدا بخش‌های حاشیه‌ای و کم‌اهمیت‌تر یعنی لبه‌های شبکه را اصلاح می‌کنیم و گزاره‌های مرکزی‌تر را دیرتر تغییر می‌دهیم. (یا حتی آنقدر مقاومت می‌کنیم و تغییر نمی‌دهیم که به قول کوهن پارادایم جدیدی جایگزین می‌شود)

بنابر این اگر کل دانش ما یک شبکه باشد، حتی گزاره‌های بسیار بنیادی هم در اصل قابل بازنگری‌اند. کواین می‌گوید حتی منطق نیز در اصل کاملاً مصون از تجدیدنظر نیست. او به نمونه‌هایی از پیشنهاد تغییر قانون طرد شق ثالث در ارتباط با مسائل فیزیک کوانتومی اشاره می‌کند و آن را از نظر اصولی در همان خانواده تغییرات علمی مانند کنار گذاشتن چارچوب بطلمیوسی، نیوتنی یا ارسطویی قرار می‌دهد. این نتیجه‌گیری را می‌توان به تغییر پارادایم کوهن نیز نزدیک دانست در واقع نتیجه اصلی این است که هیچ گزاره‌ای از نظر اصولی چنان مقدس نیست که نتوان در یک نظام معرفتی بسیار گسترده‌تر درباره آن تجدیدنظر کرد.

🔸منبع : کاتالاکسی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 فصل پنجم اقتصاد توسعه :
#جغرافیا_و_توسعه - بخش دوم

🔸 5.3. آدام اسمیت

اولین اقتصاددان توسعه مدرن و بنوعی هنوز بهترین آن‌ها، و از این جهت او احتمالا بهترین و مهمترین اقتصاددان تمام دوران‌هاست.

✔️ مطالب مرتبط به این درس

مطالعه نسخه آنلاین کتاب "ثروت ملل" آدام اسمیت (به زبان انگلیسی)
https://bit.ly/2Ub64ch

دانلود کتاب "ثروت ملل" آدام اسمیت (به زبان فارسی)
https://bit.ly/2UfTNUa

🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4
🔵 هنر رها کردن : 8 چیزی که افراد موفق دیگر به آن ها اهمیت نمی‌ دهند!

اگر کسی دائما استرس دارد، می‌ دانید که به چیزی چسبیده است. اگر همیشه تلخ است، می‌ دانید که رها نمی‌ کند.

این اصول اولیه رفتار انسان است با این حال، همیشه به این سادگی نیست. حقیقت این است که هنر رها کردن برای بسیاری یک مبارزه است اما یک مهارت مسلط برای افراد موفق است.

حالا، برخی این هنر را بهتر از دیگران یاد گرفته‌ اند و این معمولا به این دلیل است که این افراد دیگر به این چیزهای خاص که اکثر مردم برای رها کردن شان تلاش می‌ کنند، اهمیت نمی‌دهند.

🔻متن کامل را در اینستنت ویو بخوانید

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
The Millionaire next door

🔵 دستاورها و ویژگی‌های شخصیتی میلیونرها


#ویدئوآموزش
#شماره۴۳
#خلاصه_کتاب
#مالی_رفتاری
#اقتصاد_رفتاری
#روانشناسی_معامله_گر

@MaliRaftariB_F

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤5
🔵 مفهوم شکننده‌ای به نام علم(2-2)

کواین حتی نظریه‌های ریاضی را هم مصون نمی‌داند چرا که ریاضیات هم بخشی از شبکه است، پس ریاضیات نیز از نظر معرفت‌شناختی کاملاً جدا از علم تجربی نیست. یعنی کواین مرز سنتی میان منطق و ریاضیات از یک طرف، و علوم تجربی از طرف دیگر، را بسیار کم‌رنگ می‌کند.

برای اثبات این موضوع کواین اعداد گنگ را مثال می‌زند او می‌گوید فرض کنید فقط اعداد گویا را داشته باشیم اما بعد متوجه شویم که برای ساده‌تر کردن ریاضیات، بهتر است اعداد جدیدی مانند اعداد گنگ را را وارد کنیم. کواین می‌گوید این کار شبیه اضافه کردن «اشیای نظری» به علم است.

به اعتقاد کواین از نظر معرفت‌شناختی، مفاهیم و موجودات نظری مانند اشیای فیزیکی، اتم‌ها، نیروها و مفاهیم ریاضی در یک ویژگی مشترک‌اند؛ ما آن‌ها را به عنوان بخشی از یک نظام نظری به کار می‌بریم که تجربه را بهتر توضیح و پیش‌بینی می‌کند.

کواین صریحاً می‌گوید خودش به عنوان یک فیزیک‌دان غیرحرفه‌ای به اشیای فیزیکی باور دارد و باور نکردن آن‌ها را خطای علمی می‌داند؛ بحث او درباره مبنای معرفت‌شناختی آن‌هاست، نه انکار وجودشان.

در نهایت مقاله کواین به سمت نوعی پراگماتیسم حرکت می‌کند. اگر هیچ گزاره‌ای کاملاً جدا از بقیه شبکه علمی نیست و اگر نظریه‌ها را بر اساس تجربه و کارکردشان در کل نظام ارزیابی کنیم، آن‌وقت یک معیار مهم می‌شود. اینکه این نظام چقدر خوب کار می‌کند؟ یعنی چه میزان با تجربه سازگار است؟، چقدر نظریه علمی ما را منسجم می‌کند؟، چقدر به پیشرفت نظریه کمک می‌کند؟

محصول تفکرات کواین را می‌توان اینطور خلاصه کرد ما نمی‌توانیم دانش علمی را به گزاره‌های کاملاً مستقل و جدا از هم تقسیم کنیم که بعضی صرفاً به دلیل معنا درست باشند و بعضی صرفاً به دلیل تجربه؛ بلکه دانش ما یک شبکه به‌هم‌پیوسته است که در مجموع با تجربه آزموده می‌شود اما تجربه هم قادر نیست بگوید کجای شبکه ممکن است ایراد داشته باشد.

باید توجه داشت که کواین نمی‌گوید هر عقیده‌ای به اندازه هر عقیده دیگری درست است و همچنین نمی‌گوید واقعیت وجود ندارد و نمی‌گوید که علم صرفاً یک داستان است بلکه برعکس، او همچنان تجربه را محدودکننده بسیار مهم نظام معرفتی می‌داند؛ تفاوت او با تجربه‌گرایی کلاسیک در این است که می‌گوید تجربه به‌تنهایی به ما نمی‌گوید کدام گزاره منفرد را باید کنار بگذاریم بلکه ما باید کل شبکه باورها را با توجه به تجربه، انسجام و کارآمدی آن تنظیم کنیم.

در مجموع آنچه کواین به ما می‌آموزد این است، اول اینکه "درست به دلیل معنا" را نمی‌توان آن‌قدر ساده و بدون دور فلسفی تعریف کرد که تصور می‌کنیم. دوم اینکه یک گزاره علمی معمولاً به‌تنهایی با یک مشاهده آزموده نمی‌شود؛ مجموعه‌ای از باورها و فرض‌های مرتبط در معرض تجربه قرار می‌گیرد و نهایتا اینکه علم یک شبکه به‌هم‌پیوسته از باورهاست که تجربه به کل آن فشار وارد می‌کند؛ نه مجموعه‌ای از گزاره‌های کاملاً مستقل که هر کدام جداگانه با یک مشاهده اثبات یا رد شوند. اما نهایتا اینکه هیچ گزاره‌ای آنقدر محکم و مصون نیست که نتوان در آن بازنگری کرد.

🔸منبع : کاتالاکسی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤4
🔵 فقیر و مقصر

💡نواح اسمیت - استاد سابق فاینانس دانشگاه استونی بروک

🔸بسیاری از محافظه کاران آمریکایی معتقدند که فقر نتیجه تصمیمات نادرست خود افراد است و خصوصا سیاه پوستان در عرصه سیاسی بدلیل فقرشان مورد سرزنش قرار می‌گیرند. اشاره به سوء استفاده افراد از سیستم رفاهی آمریکا به‌عنوان عامل ترویج تنبلی هم همیشه ورد زبان محافظه کاران بوده است.

🔸 آن‌ها همچنین دلیل فقر خانواده‌های سفیدپوست را وابستگی به سیستم رفاهی، اعتیاد به الکل و موارد مخدر، و تضعیف جایگاه خانواده می‌دانند. بنابر این نگاه، اگر مردم سخت کوش بوده، از مواد مخدر، الکل و خشونت دوری جویند، و خارج از ازدواج بچه دار نشوند، فقر ناپدید می ث‌شود.

🔸اما حداقل یک کشور ثروتمند وجود دارد که مردمش تمام دستورات این نسخه را انجام می‌دهند، سخت کار می‌کند، از رفتارهای پرخطر و خودویرانگر دوری کرده، و تصمیمات زندگی عاقلانه‌ای می‌گیرند. آن کشور ژاپن هست، که همچنان دچار مقدار زیادی فقر است.

🔸خشونت در ژاپن نایاب است، حدود 0.3 در هر یک‌صد هزار نفر، در مقایسه با 5.3 برای آمریکا و 1.2 برای آلمان. مصرف مواد مخدر غیرقانونی در ژاپن نیز بسیار کم است، محکومیت در این زمینه تنها حدود سیزده هزار مورد است که سه هزار مورد آن فقط مربوط به ماریجواناست.

🔸همچنین نرخ تک والدی "فرزندی که فقط پدر و یا فقط مادر از او نگهداری می‌کند" بسیار کوچک است، کمتر از 2% مادران بدون شوهر هستند. و نکته آخر اینکه تقریبا تمام ژاپنی‌ها کار می‌کنند، نرخ اشتغال افراد در سن کار بیش از 77% است، یعنی بیش از آمریکا با نرخ 71%.

🔸شاید با توجه یه این آمار و ارقام، محافظه کاران آمریکایی انتظار داشته باشند نرخ فقر در ژاپن پایین باشد اما اینطور نیست. با تعریف مبتنی بر درصد افراد دارای درآمد کمتر از نصف میانه درآمد ملی، نرخ فقر در ژاپن بیش از 15% است، یعنی فقط کمی کمتر از آمریکا، ولی بسیار بیشتر از کشورهایی چون آلمان، کانادا و استرالیا.

🔸فقر ژاپنی پدیده خاصی است. تقریبا هیچ زاغه نشینی وجود ندارد، خیایان‌ها عموما تمیز و مرتب هستند، افراد بی‌خانمان دور از انظارند، افرادی که از شرم از دست دادن کار، بدهی سنگین، یا شکست در ازدواج ناپدید می‌شوند، افراد مجردی که در آپارتمان‌هایی در سایز کمد لباس زندگی می‌کند، سالمندانی که هرگز از پس بحران اقتصادی دهه 1990 ژاپن موفق به احیای شرایط زندگی خود نشدند، و بسیاری که با خرید از فروشگاه‌های صد ین "حدودا معادل یک دلار" قادر به ادامه حیات هستند.

🔸 تخمین زده می‌شود حدود 14% کودکان یعنی 3.5 میلیون در فقر زندگی می‌کنند که برای مبارزه با آن دولت‌های محلی هزاران کافی تریا باز می‌کنند که در آن کودکان بطور رایگان امکان تغذیه داشته باشند.

🔸از نظر خرج‌کرد دولتی برای حمایت از فقرا، ژاپن تقریبا در میانه کشورهای OECD قرار دارد، بالاتر از بریتانیا و پایین‌تر از آلمان، که بیشتر آن هم بخاطر سیستم بیمه درمان ملی است، ولی از نظر دولت رفاه، ژاپن بسیار عقب تر از اروپاست.

🔸اینکه ژاپنی‌ها تمام توصیه‌های نسخه محافظه کاران آمریکایی را دنبال می‌کنند و همچنان دچار فقر هستند نشان می‌دهد آن تئوری دچار ایرادی اساسی است. هرچند بسیاری افراد بدلیل انتخاب‌های نادرست خود، خشونت، مواد مخدر، و از هم پاشیدگی خانواده دچار مشکلات اقتصادی هستند، دلیل اصلی فقر بیشتر مرتبط به ساختار اقتصادی است.

🔸بنابراین راه حل مشکل فقر در ایالات متحده احتمالا چندان به احساس مسئولیت شخصی و تعهد اخلاقی مرتبط نیست و گاهی عملا جایگزینی برای یک سیستم حمایتی اجتماعی وجود ندارد.

🔸منبع : بلومبرگ؛ ترجمه از کانال کنجکاوی

https://bloom.bg/2LSF1Q4

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤6