Forwarded from Morteza Zare
❤7
🔵 خلاصه کتاب رهبران آخر غذا میخورند.
✍ سایمون سینک
Leaders Eat Last: Why Some Teams Pull Together and Others Don't
*نشر:* گاهنامه مدیر
■سایمون سینک در این کتاب میکوشد توضیح دهد که چرا برخی سازمانها و تیمها به شکلی طبیعی، خودجوش و کماصطکاک با یکدیگر همکاری میکنند و دستاوردهای بزرگ میسازند، در حالی که برخی دیگر، حتی با در اختیار داشتن رهبران مستعد، مدام درگیر بیاعتمادی، رقابتهای ناسالم و ضعف عملکرد هستند. او ریشه این تفاوت را نه در تکنیکهای مدیریتی، بلکه در ماهیت زیستی و تکاملی انسان جستوجو میکند. کتاب او سفری است به ساختار مغز، روانشناسی جمعی و رفتار سازمانی که نشان میدهد اعتماد، امنیت، معنا و همکاری—که گاهی ساده به نظر میرسند—نتیجه تصمیمها و رفتارهای آگاهانه رهبران هستند؛ رهبرانی که میتوانند «دایرهایمنی» بسازند و انسانها را در محیطی امن و انسانی به کار گیرند یا برعکس، فضایی آکنده از ترس، فشار، ناامنی و کنترل خلق کنند.
□سینک برای توضیح این ایده بنیادین، مثال معروف تفنگداران دریایی آمریکا را طرح میکند؛ جایی که رهبران هنگام صرف غذا، آخرین نفر هستند که غذا میخورند. این رفتار، یک «قانون رسمی» نیست، بلکه یک فرهنگ است؛ فرهنگی که نشان میدهد رهبری یعنی اولویت دادن به رفاه و امنیت دیگران. این نماد کوچک نشان میدهد که رهبر واقعی کسی است که از خود میگذرد تا تیمش بتواند شکوفا شود. به نظر سینک، این الگو ریشهدارتر از یک رفتار مدیریت مدرن است؛ این الگو در تاریخ تکامل انسان جا دارد، جایی که بقا تنها زمانی ممکن بود که رهبر گروه امنیت دیگران را تضمین میکرد و اعضا در مقابل با وفاداری و تلاش پاسخ میدادند. بنابراین تعاون و وفاداری در سازمانهای مدرن تنها زمانی فعال میشود که همان سازوکارهای طبیعی در محیط کار تقویت شوند.
●برای توضیح این مسئله، سینک به نقش چهار ماده شیمیایی کلیدی در مغز انسان میپردازد: اندورفین، دوپامین، سروتونین و اکسیتوسین. این چهار ماده آنچه او «چهارگانه شیمیایی رهبران» مینامد را شکل میدهند. اندورفین ما را در برابر سختیها مقاوم میکند و دوپامین انگیزه دستیابی به اهداف را فراهم میسازد. سروتونین حس احترام، شأن و قدرت اجتماعی میدهد، در حالی که اکسیتوسین اعتماد، همدلی و پیوند انسانی را تقویت میکند. روی دیگر این ماتریس، کورتیزول است؛ هورمون استرس که احساس تهدید، بیاعتمادی و گریز را فعال میکند. محیطهایی که رهبران در آن زیاده از حد از تنبیه، فشار، تهدید و رقابتهای ناسالم برای کنترل رفتار کارکنان استفاده میکنند، ناخواسته میزان بالایی از کورتیزول ایجاد میکنند و نتیجه آن میشود سازمانهایی که کارکنان مدام با احتیاط حرف میزنند، اشتباهات را پنهان میکنند و بهجای همکاری، از یکدیگر مراقبت میکنند تا مبادا آسیب ببینند.
○به اعتقاد سینک، رهبران مؤثر کسانی هستند که این چهار ماده مثبت را در سازمان فعال میکنند. یکی از مهمترین ایدههای کتاب، مفهوم دایره ایمنی است. این دایره استعارهای از محیطی است که رهبر میسازد تا اعضای تیم در آن احساس امنیت روانی و اجتماعی کنند. هرچه دایره ایمنی گستردهتر باشد، فشارها و تهدیدهای بیرونی کمتر کارکنان را متزلزل میکند. در چنین محیطی افراد میتوانند بدون ترس از تحقیر و تنبیه، ایدههای خامشان را بگویند، در صورت اشتباه مسئولیت بپذیرند، از دیگران کمک بخواهند و حتی اختلافات را صادقانه مطرح کنند. همکاری، خلاقیت، تعهد و مسئولیتپذیری در این فضا شکوفا میشود، زیرا انرژی ذهنی کارکنان صرف مراقبت از خود نمیشود، بلکه صرف حل مسائل واقعی سازمان میگردد.
■در مقابل، اگر دایره ایمنی کوچک یا شکننده باشد، کارکنان از محیط خارجی احساس تهدید میکنند و تمام انرژیشان صرف دفاع از خود میشود. نشانههای این محیط شامل پنهانکاری، رقابت ناسالم، شایعهسازی، محافظهکاری افراطی، ترس از اشتباه و تمرکز بر گرفتن امتیازهای فردی است. سینک تأکید میکند که بسیاری از مشکلات عملکردی تیمها «مشکلات رفتاری افراد نیست»، بلکه «نشانههای یک محیط ناامن» است که توسط رهبران ناکارآمد ساخته شده است.
□سینک با تحلیل تاریخچه تکامل انسان توضیح میدهد که چرا مغز انسان به شدت به این ساختارهای اجتماعی حساس است. انسان در عصر شکار و تجمع در گروههای کوچک زندگی میکرد؛ بقای فرد تنها زمانی ممکن بود که گروه متحد بماند. رهبر گروه هم وظیفه داشت امنیت و عدالت را ایجاد کند. در نتیجه، مغز انسان هنوز هم نسبت به بیعدالتی، بیرحمی و بیوفایی واکنش شدیدی نشان میدهد. وقتی رهبران امروز تنها به سود کوتاهمدت فکر میکنند و از کارکنان برای رقابتهای داخلی یا اهداف مالی استفاده میکنند، سیستم زیستی انسان را مختل میکنند و ناخواسته محیطی پر از کورتیزول و استرس میسازند.
🔻🔻🔻🔻
✍ سایمون سینک
Leaders Eat Last: Why Some Teams Pull Together and Others Don't
*نشر:* گاهنامه مدیر
■سایمون سینک در این کتاب میکوشد توضیح دهد که چرا برخی سازمانها و تیمها به شکلی طبیعی، خودجوش و کماصطکاک با یکدیگر همکاری میکنند و دستاوردهای بزرگ میسازند، در حالی که برخی دیگر، حتی با در اختیار داشتن رهبران مستعد، مدام درگیر بیاعتمادی، رقابتهای ناسالم و ضعف عملکرد هستند. او ریشه این تفاوت را نه در تکنیکهای مدیریتی، بلکه در ماهیت زیستی و تکاملی انسان جستوجو میکند. کتاب او سفری است به ساختار مغز، روانشناسی جمعی و رفتار سازمانی که نشان میدهد اعتماد، امنیت، معنا و همکاری—که گاهی ساده به نظر میرسند—نتیجه تصمیمها و رفتارهای آگاهانه رهبران هستند؛ رهبرانی که میتوانند «دایرهایمنی» بسازند و انسانها را در محیطی امن و انسانی به کار گیرند یا برعکس، فضایی آکنده از ترس، فشار، ناامنی و کنترل خلق کنند.
□سینک برای توضیح این ایده بنیادین، مثال معروف تفنگداران دریایی آمریکا را طرح میکند؛ جایی که رهبران هنگام صرف غذا، آخرین نفر هستند که غذا میخورند. این رفتار، یک «قانون رسمی» نیست، بلکه یک فرهنگ است؛ فرهنگی که نشان میدهد رهبری یعنی اولویت دادن به رفاه و امنیت دیگران. این نماد کوچک نشان میدهد که رهبر واقعی کسی است که از خود میگذرد تا تیمش بتواند شکوفا شود. به نظر سینک، این الگو ریشهدارتر از یک رفتار مدیریت مدرن است؛ این الگو در تاریخ تکامل انسان جا دارد، جایی که بقا تنها زمانی ممکن بود که رهبر گروه امنیت دیگران را تضمین میکرد و اعضا در مقابل با وفاداری و تلاش پاسخ میدادند. بنابراین تعاون و وفاداری در سازمانهای مدرن تنها زمانی فعال میشود که همان سازوکارهای طبیعی در محیط کار تقویت شوند.
●برای توضیح این مسئله، سینک به نقش چهار ماده شیمیایی کلیدی در مغز انسان میپردازد: اندورفین، دوپامین، سروتونین و اکسیتوسین. این چهار ماده آنچه او «چهارگانه شیمیایی رهبران» مینامد را شکل میدهند. اندورفین ما را در برابر سختیها مقاوم میکند و دوپامین انگیزه دستیابی به اهداف را فراهم میسازد. سروتونین حس احترام، شأن و قدرت اجتماعی میدهد، در حالی که اکسیتوسین اعتماد، همدلی و پیوند انسانی را تقویت میکند. روی دیگر این ماتریس، کورتیزول است؛ هورمون استرس که احساس تهدید، بیاعتمادی و گریز را فعال میکند. محیطهایی که رهبران در آن زیاده از حد از تنبیه، فشار، تهدید و رقابتهای ناسالم برای کنترل رفتار کارکنان استفاده میکنند، ناخواسته میزان بالایی از کورتیزول ایجاد میکنند و نتیجه آن میشود سازمانهایی که کارکنان مدام با احتیاط حرف میزنند، اشتباهات را پنهان میکنند و بهجای همکاری، از یکدیگر مراقبت میکنند تا مبادا آسیب ببینند.
○به اعتقاد سینک، رهبران مؤثر کسانی هستند که این چهار ماده مثبت را در سازمان فعال میکنند. یکی از مهمترین ایدههای کتاب، مفهوم دایره ایمنی است. این دایره استعارهای از محیطی است که رهبر میسازد تا اعضای تیم در آن احساس امنیت روانی و اجتماعی کنند. هرچه دایره ایمنی گستردهتر باشد، فشارها و تهدیدهای بیرونی کمتر کارکنان را متزلزل میکند. در چنین محیطی افراد میتوانند بدون ترس از تحقیر و تنبیه، ایدههای خامشان را بگویند، در صورت اشتباه مسئولیت بپذیرند، از دیگران کمک بخواهند و حتی اختلافات را صادقانه مطرح کنند. همکاری، خلاقیت، تعهد و مسئولیتپذیری در این فضا شکوفا میشود، زیرا انرژی ذهنی کارکنان صرف مراقبت از خود نمیشود، بلکه صرف حل مسائل واقعی سازمان میگردد.
■در مقابل، اگر دایره ایمنی کوچک یا شکننده باشد، کارکنان از محیط خارجی احساس تهدید میکنند و تمام انرژیشان صرف دفاع از خود میشود. نشانههای این محیط شامل پنهانکاری، رقابت ناسالم، شایعهسازی، محافظهکاری افراطی، ترس از اشتباه و تمرکز بر گرفتن امتیازهای فردی است. سینک تأکید میکند که بسیاری از مشکلات عملکردی تیمها «مشکلات رفتاری افراد نیست»، بلکه «نشانههای یک محیط ناامن» است که توسط رهبران ناکارآمد ساخته شده است.
□سینک با تحلیل تاریخچه تکامل انسان توضیح میدهد که چرا مغز انسان به شدت به این ساختارهای اجتماعی حساس است. انسان در عصر شکار و تجمع در گروههای کوچک زندگی میکرد؛ بقای فرد تنها زمانی ممکن بود که گروه متحد بماند. رهبر گروه هم وظیفه داشت امنیت و عدالت را ایجاد کند. در نتیجه، مغز انسان هنوز هم نسبت به بیعدالتی، بیرحمی و بیوفایی واکنش شدیدی نشان میدهد. وقتی رهبران امروز تنها به سود کوتاهمدت فکر میکنند و از کارکنان برای رقابتهای داخلی یا اهداف مالی استفاده میکنند، سیستم زیستی انسان را مختل میکنند و ناخواسته محیطی پر از کورتیزول و استرس میسازند.
🔻🔻🔻🔻
❤6
🔺🔺🔺🔺
●سینک مثالهای فراوانی از دنیای واقعی ارائه میدهد. او سازمانهایی را ستایش میکند که رهبرانشان کارکنان را در اولویت قرار میدهند، مانند شرکت «کن بلانچارد» یا سازمانهایی مانند «کوستکو» که وقتی بحرانها رخ میدهد، پیش از هر اقدام دیگر مطمئن میشوند کارکنانشان امن هستند. این رویکرد، وفاداری بلندمدت، انرژی مثبت و فرهنگ همکاری ایجاد میکند. سینک در مقابل، شرکتهایی را نقد میکند که با کوچکترین بحران دست به اخراج گسترده میزنند یا با سیاستهای رقابتی افراطی—مانند رتبهبندی اجباری کارکنان—روابط انسانی را نابود میکنند. او معتقد است بسیاری از رهبران «به اشتباه» گمان میکنند که تنها راه افزایش عملکرد، افزایش فشار است؛ اما حقیقت این است که عملکرد بالا نتیجه امنیت کیفی و روابط انسانی سالم است، نه نتیجه ترس.
○بخش دیگری از کتاب به نقش تکنولوژی و فرهنگ سرعت در تخریب روابط انسانی اختصاص دارد. سینک میگوید پیامرسانها، ایمیل و شبکههای اجتماعی باعث شدهاند انسانها از تماس مستقیم کمتر استفاده کنند و همین موضوع سطح اکسیتوسین را کاهش میدهد. اکسیتوسین تنها از طریق ارتباط واقعی، گفتگو، لمس انسانی، توجه و مشاهده مستقیم تولید میشود. رهبرانی که تعاملات انسانی را به حاشیه میرانند، ناخواسته محیطهایی بیروح و سرد میسازند. او توصیه میکند رهبران زمانهایی برای گفتوگوی چهرهبهچهره ایجاد کنند، جلسات انسانی برگزار کنند، حضور فیزیکی را ارزشمند کنند و فرهنگ قدرشناسی واقعی را ترویج دهند، زیرا این موارد باعث افزایش اعتماد و احساس تعلق میشود.
■سینک همچنین به مسئله اعتیاد به دوپامین در محیط کار اشاره میکند. او توضیح میدهد که بسیاری از رهبران به پاداشهای سریع مانند افزایش فروش، رشد سهماهه، امتیازهای کوتاهمدت بازار یا KPIهای مقطعی معتاد میشوند. این اعتیاد به دوپامین باعث میشود تصمیمهایی گرفته شود که در کوتاهمدت نتایج خوبی نشان میدهند، اما در بلندمدت به روابط انسانی آسیب میزنند. رهبرانی که به دوپامین وابستهاند، مدام نیازمند نتایج «فوری» هستند و برای رسیدن به آن، فشار، تنش و رقابت ناسالم را افزایش میدهند. در حالی که رهبری واقعی شبیه «سرمایهگذاری بلندمدت» است؛ مثل یک کشاورز که سالها زمین را نگاه میدارد، مراقبت میکند و بذر میپراکند تا محصولی پایدار به دست آورد. ساختن اعتماد زمانبر است، اما بازده آن عمیق و پایدار است.
□روایتهای کتاب پر است از مثالهای مدیریتی. یکی از نمونههای جذاب، اشاره به رهبرانی است که هنگام بحران به جای فرار، در کنار کارکنان میمانند. سینک میگوید بارها دیده است سازمانهایی که مدیرانشان در زمان بحران پنهان میشوند یا تصمیمهای سخت را به دیگران واگذار میکنند، اعتماد کارکنان را برای همیشه از دست میدهند. اما رهبرانی که شجاعت دارند، مسئولیت تصمیمهای سخت را هم بر عهده میگیرند و خود را سپر کارکنان میکنند، فرهنگهایی میسازند که در بلندمدت توانمند و پایدارند. این رهبران تمرکز خود را بر «حمایت» میگذارند، نه «کنترل». آنها به جای اینکه از کارکنان بپرسند «چرا اشتباه کردی؟»، میپرسند «چه شد که این اشتباه رخ داد و چگونه میتوانم کمک کنم؟»
●سینک تأکید میکند که قدرت رهبران در ایجاد احساس تعلق، معنا، عدالت و امنیت نهفته است. او معتقد است افراد تنها زمانی بهترین عملکرد خود را ارائه میدهند که احساس کنند بخشی از یک گروه ارزشمند هستند. احساس تعلق نتیجه توجه واقعی رهبران است. رفتارهای سادهای مانند پرسیدن حال کارکنان، قدردانی صادقانه، گوش دادن فعال و پرهیز از تحقیر، تأثیری عظیم بر سیستم عصبی کارکنان دارد. رهبران باید فضایی ایجاد کنند که کارکنان بدانند اشتباه کردن بخشی طبیعی از رشد است و در صورت بروز مشکل، بهجای قضاوت، حمایت دریافت میکنند.
○در بخشهای پایانی کتاب، سینک درباره مفهوم «بهای رهبری» صحبت میکند. بهای رهبری فداکاری، صبر، همدلی، ازخودگذشتگی و تمرکز بر نیازهای دیگران است. رهبر واقعی کسی نیست که در رأس هرم قدرت نشسته باشد؛ رهبر کسی است که باری را که دیگران نمیتوانند بردارند، بر دوش میگیرد. او از قدرتش برای حفاظت از دیگران استفاده میکند، نه برای کنترل آنان. بهای رهبری همین است: اینکه گاهی باید راحتی، آسایش، یا حتی منافع شخصی را کنار گذاشت تا تیم بتواند رشد کند.
■در نهایت، سینک نتیجهگیری میکند که اگر رهبران بتوانند دایرهایمنی را گسترش دهند و رفتارهایی انسانی، اخلاقی و بلندمدت برگزینند، سازمانها به مکانهایی تبدیل میشوند که افراد نه تنها کار میکنند، بلکه شکوفا میشوند. در چنین محیطهایی، کارکنان برای یکدیگر میجنگند، نه علیه هم. اعتماد، وفاداری، همکاری و تعهد از نتایج طبیعی چنین فرهنگی است.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
●سینک مثالهای فراوانی از دنیای واقعی ارائه میدهد. او سازمانهایی را ستایش میکند که رهبرانشان کارکنان را در اولویت قرار میدهند، مانند شرکت «کن بلانچارد» یا سازمانهایی مانند «کوستکو» که وقتی بحرانها رخ میدهد، پیش از هر اقدام دیگر مطمئن میشوند کارکنانشان امن هستند. این رویکرد، وفاداری بلندمدت، انرژی مثبت و فرهنگ همکاری ایجاد میکند. سینک در مقابل، شرکتهایی را نقد میکند که با کوچکترین بحران دست به اخراج گسترده میزنند یا با سیاستهای رقابتی افراطی—مانند رتبهبندی اجباری کارکنان—روابط انسانی را نابود میکنند. او معتقد است بسیاری از رهبران «به اشتباه» گمان میکنند که تنها راه افزایش عملکرد، افزایش فشار است؛ اما حقیقت این است که عملکرد بالا نتیجه امنیت کیفی و روابط انسانی سالم است، نه نتیجه ترس.
○بخش دیگری از کتاب به نقش تکنولوژی و فرهنگ سرعت در تخریب روابط انسانی اختصاص دارد. سینک میگوید پیامرسانها، ایمیل و شبکههای اجتماعی باعث شدهاند انسانها از تماس مستقیم کمتر استفاده کنند و همین موضوع سطح اکسیتوسین را کاهش میدهد. اکسیتوسین تنها از طریق ارتباط واقعی، گفتگو، لمس انسانی، توجه و مشاهده مستقیم تولید میشود. رهبرانی که تعاملات انسانی را به حاشیه میرانند، ناخواسته محیطهایی بیروح و سرد میسازند. او توصیه میکند رهبران زمانهایی برای گفتوگوی چهرهبهچهره ایجاد کنند، جلسات انسانی برگزار کنند، حضور فیزیکی را ارزشمند کنند و فرهنگ قدرشناسی واقعی را ترویج دهند، زیرا این موارد باعث افزایش اعتماد و احساس تعلق میشود.
■سینک همچنین به مسئله اعتیاد به دوپامین در محیط کار اشاره میکند. او توضیح میدهد که بسیاری از رهبران به پاداشهای سریع مانند افزایش فروش، رشد سهماهه، امتیازهای کوتاهمدت بازار یا KPIهای مقطعی معتاد میشوند. این اعتیاد به دوپامین باعث میشود تصمیمهایی گرفته شود که در کوتاهمدت نتایج خوبی نشان میدهند، اما در بلندمدت به روابط انسانی آسیب میزنند. رهبرانی که به دوپامین وابستهاند، مدام نیازمند نتایج «فوری» هستند و برای رسیدن به آن، فشار، تنش و رقابت ناسالم را افزایش میدهند. در حالی که رهبری واقعی شبیه «سرمایهگذاری بلندمدت» است؛ مثل یک کشاورز که سالها زمین را نگاه میدارد، مراقبت میکند و بذر میپراکند تا محصولی پایدار به دست آورد. ساختن اعتماد زمانبر است، اما بازده آن عمیق و پایدار است.
□روایتهای کتاب پر است از مثالهای مدیریتی. یکی از نمونههای جذاب، اشاره به رهبرانی است که هنگام بحران به جای فرار، در کنار کارکنان میمانند. سینک میگوید بارها دیده است سازمانهایی که مدیرانشان در زمان بحران پنهان میشوند یا تصمیمهای سخت را به دیگران واگذار میکنند، اعتماد کارکنان را برای همیشه از دست میدهند. اما رهبرانی که شجاعت دارند، مسئولیت تصمیمهای سخت را هم بر عهده میگیرند و خود را سپر کارکنان میکنند، فرهنگهایی میسازند که در بلندمدت توانمند و پایدارند. این رهبران تمرکز خود را بر «حمایت» میگذارند، نه «کنترل». آنها به جای اینکه از کارکنان بپرسند «چرا اشتباه کردی؟»، میپرسند «چه شد که این اشتباه رخ داد و چگونه میتوانم کمک کنم؟»
●سینک تأکید میکند که قدرت رهبران در ایجاد احساس تعلق، معنا، عدالت و امنیت نهفته است. او معتقد است افراد تنها زمانی بهترین عملکرد خود را ارائه میدهند که احساس کنند بخشی از یک گروه ارزشمند هستند. احساس تعلق نتیجه توجه واقعی رهبران است. رفتارهای سادهای مانند پرسیدن حال کارکنان، قدردانی صادقانه، گوش دادن فعال و پرهیز از تحقیر، تأثیری عظیم بر سیستم عصبی کارکنان دارد. رهبران باید فضایی ایجاد کنند که کارکنان بدانند اشتباه کردن بخشی طبیعی از رشد است و در صورت بروز مشکل، بهجای قضاوت، حمایت دریافت میکنند.
○در بخشهای پایانی کتاب، سینک درباره مفهوم «بهای رهبری» صحبت میکند. بهای رهبری فداکاری، صبر، همدلی، ازخودگذشتگی و تمرکز بر نیازهای دیگران است. رهبر واقعی کسی نیست که در رأس هرم قدرت نشسته باشد؛ رهبر کسی است که باری را که دیگران نمیتوانند بردارند، بر دوش میگیرد. او از قدرتش برای حفاظت از دیگران استفاده میکند، نه برای کنترل آنان. بهای رهبری همین است: اینکه گاهی باید راحتی، آسایش، یا حتی منافع شخصی را کنار گذاشت تا تیم بتواند رشد کند.
■در نهایت، سینک نتیجهگیری میکند که اگر رهبران بتوانند دایرهایمنی را گسترش دهند و رفتارهایی انسانی، اخلاقی و بلندمدت برگزینند، سازمانها به مکانهایی تبدیل میشوند که افراد نه تنها کار میکنند، بلکه شکوفا میشوند. در چنین محیطهایی، کارکنان برای یکدیگر میجنگند، نه علیه هم. اعتماد، وفاداری، همکاری و تعهد از نتایج طبیعی چنین فرهنگی است.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤7
👍8🥰5❤2
#ویدئو
#اقتصاد_محیط_زیست
#دکتر_وصال
جلسه پانزدهم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://t.me/econ_archive_videos/196
#اقتصاد_محیط_زیست
#دکتر_وصال
جلسه پانزدهم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://t.me/econ_archive_videos/196
Telegram
آرشیو کلاس های دانشکده اقتصاد شریف
#ویدئو
#اقتصاد_محیط_زیست
#دکتر_وصال
جلسه پانزدهم
#اقتصاد_محیط_زیست
#دکتر_وصال
جلسه پانزدهم
❤4
Tejarat Farda 619.pdf
600.8 KB
📄 در خدمت و خیانت هوشمصنوعی
👤 موسی غنینژاد
👤 پویا ناظران
🔸منبع : تجارت فردا
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👤 موسی غنینژاد
👤 پویا ناظران
🔸منبع : تجارت فردا
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 #آموزش_حسابداری_صنعتی
کتاب جدید تالیف هنرستان
جلسه ۱
#آموزش
#حسابداری
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
کتاب جدید تالیف هنرستان
جلسه ۱
#آموزش
#حسابداری
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤5
برای خیلی از آدمها،
حقیقت توی منافعشون خلاصه میشه.
Dept. Q (2025) - Scott Frank
شب خوش
حقیقت توی منافعشون خلاصه میشه.
Dept. Q (2025) - Scott Frank
شب خوش
❤10👍3🤬1
🔵 جور دیگر باید دید
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://t.me/jafekri_episodes/56
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://t.me/jafekri_episodes/56
Telegram
جافکری
جور دیگر باید دید
❤4
🔵 آیا چین آنقدر درخت کاشته که چرخه آبش تغییر کرده است؟
طرح عظیم جنگلکاری چین مزایای آبی به همراه داشته که دیگر مناطق جهان میتوانند از آن بیاموزند.
نویسنده: Tim Smedley
The New Climate
وقتی برای اولین کتابم Clearing The Air به پکن سفر کردم (کتابی درباره آلودگی هوا، آن هم زمانی که پکن با دهلی برای عنوان آلودهترین پایتخت جهان رقابت میکرد)، یک صبح را به بازدید از دیوار بزرگ چین اختصاص دادم. برای فرار از ترافیک ساعات اوج (و آلودگی هوا)، قبل از طلوع آفتاب حرکت کردیم. از دل شهر بهظاهر بیپایان، از میان برجهای بتنی کمونیستی عبور کردیم و بالاخره به حومه رسیدیم.
اما میان شهر و روستا، منطقهای وجود داشت که در هیچیک از سفرهایم ندیده بودم: ردیفهایی بیپایان از درختان. نه جنگل طبیعی بودند و نه جنگلکاری تجاری. چیزی متفاوت: درختانی که با نظم نظامی، کاملاً همفاصله، مثل یک ارتش منتظر ایستاده بودند؛ حتی تنههایشان در پایین سفیدرنگ شده بود.
هنوز خوابآلود و با تردید از آنچه میدیدم، از میزبانم پرسیدم اینها چیست. پاسخ داد: این هم بخشی از یک «دیوار بزرگ» است—اما نه آنی که انتظارش را داشتم. این دیوار سبز بزرگ است؛ ارتشی واقعی برای مقابله با بیابانزایی در قلب چین.
کاشت این درختان از سال ۱۹۷۸ آغاز شده و قرار است تا ۲۰۵۰ ادامه یابد. طبق پژوهشی منتشرشده در نشریه Ecological Processes، دانشمندان چینی نشان دادهاند که این پروژه—که نام رسمی آن برنامه جنگلکاری سه شمال (TNAP) است—یک مخزن بزرگ جذب کربن ایجاد کرده و بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۲۰۱۷ نزدیک به ۵ درصد از کل انتشار صنعتی CO₂ چین را جذب کرده است.
در این مدت:
مساحت جنگلها حدود ۱۵۸ هزار کیلومتر مربع افزایش یافته
پوشش جنگلی چین از حدود ۱۰٪ به بیش از ۲۵٪ از کل مساحت کشور رسیده
طول دیوار سبز به حدود ۳۰۰۰ کیلومتر و عرض آن در برخی نقاط به ۱ کیلومتر میرسد
به گفته نشریه The Economist، این طرح از ۲۳ میلیون هکتار زمین در برابر پیشروی بیابان محافظت کرده است.
۲) پیام علمی و تحلیلی کل مقاله
سؤال اصلی مقاله
پاسخ کوتاه:
بله، اما بهصورت مشروط و پیچیده.
اثرات مثبت تأییدشده
افزایش تبخیر–تعرق (Evapotranspiration)
افزایش رطوبت هوا و احتمال بارشهای محلی
کاهش طوفانهای گردوغبار
بهبود نفوذ آب در خاک
تعدیل دمای محلی (کاهش دمای سطح زمین)
در برخی مناطق شمال چین، دادههای ماهوارهای نشان میدهند:
افزایش رطوبت خاک
بهبود تراز آبی فصلی
تغییر الگوی بارشهای کوتاهمدت
اما هشدار مهم مقاله (بخش بسیار کلیدی)
نویسنده—برخلاف روایتهای سادهانگارانه «درخت بکار، مشکل حل میشود»—تأکید میکند:
در مناطق فراخشک، بعضی گونهها:
آب زیرزمینی را تخلیه میکنند
جریان رودخانهها را کاهش میدهند
جنگلکاری تکگونهای از نظر اکولوژیک ناپایدار است
سیاست جنگل بدون سیاست آب میتواند بحران آب را تشدید کند
به همین دلیل چین در سالهای اخیر:
گونههای بومی را جایگزین کرده
در مناطق بسیار خشک، از درختکاری عقبنشینی کرده و به سمت مدیریت اکوسیستمی بهجای صرفاً «کاشت درخت» رفته است
جمعبندی نهایی
این مقاله یک پیام بسیار مهم برای کشورهایی مثل ایران دارد:
🔻🔻
https://medium.com/the-new-climate/has-china-planted-so-many-trees-it-has-changed-its-water-cycle-77ce109c8e3d
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
طرح عظیم جنگلکاری چین مزایای آبی به همراه داشته که دیگر مناطق جهان میتوانند از آن بیاموزند.
نویسنده: Tim Smedley
The New Climate
وقتی برای اولین کتابم Clearing The Air به پکن سفر کردم (کتابی درباره آلودگی هوا، آن هم زمانی که پکن با دهلی برای عنوان آلودهترین پایتخت جهان رقابت میکرد)، یک صبح را به بازدید از دیوار بزرگ چین اختصاص دادم. برای فرار از ترافیک ساعات اوج (و آلودگی هوا)، قبل از طلوع آفتاب حرکت کردیم. از دل شهر بهظاهر بیپایان، از میان برجهای بتنی کمونیستی عبور کردیم و بالاخره به حومه رسیدیم.
اما میان شهر و روستا، منطقهای وجود داشت که در هیچیک از سفرهایم ندیده بودم: ردیفهایی بیپایان از درختان. نه جنگل طبیعی بودند و نه جنگلکاری تجاری. چیزی متفاوت: درختانی که با نظم نظامی، کاملاً همفاصله، مثل یک ارتش منتظر ایستاده بودند؛ حتی تنههایشان در پایین سفیدرنگ شده بود.
هنوز خوابآلود و با تردید از آنچه میدیدم، از میزبانم پرسیدم اینها چیست. پاسخ داد: این هم بخشی از یک «دیوار بزرگ» است—اما نه آنی که انتظارش را داشتم. این دیوار سبز بزرگ است؛ ارتشی واقعی برای مقابله با بیابانزایی در قلب چین.
کاشت این درختان از سال ۱۹۷۸ آغاز شده و قرار است تا ۲۰۵۰ ادامه یابد. طبق پژوهشی منتشرشده در نشریه Ecological Processes، دانشمندان چینی نشان دادهاند که این پروژه—که نام رسمی آن برنامه جنگلکاری سه شمال (TNAP) است—یک مخزن بزرگ جذب کربن ایجاد کرده و بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۲۰۱۷ نزدیک به ۵ درصد از کل انتشار صنعتی CO₂ چین را جذب کرده است.
در این مدت:
مساحت جنگلها حدود ۱۵۸ هزار کیلومتر مربع افزایش یافته
پوشش جنگلی چین از حدود ۱۰٪ به بیش از ۲۵٪ از کل مساحت کشور رسیده
طول دیوار سبز به حدود ۳۰۰۰ کیلومتر و عرض آن در برخی نقاط به ۱ کیلومتر میرسد
به گفته نشریه The Economist، این طرح از ۲۳ میلیون هکتار زمین در برابر پیشروی بیابان محافظت کرده است.
۲) پیام علمی و تحلیلی کل مقاله
سؤال اصلی مقاله
آیا جنگلکاری عظیم چین فقط بیابان را مهار کرده، یا واقعاً چرخه آب منطقهای و ملی را تغییر داده است؟
پاسخ کوتاه:
بله، اما بهصورت مشروط و پیچیده.
اثرات مثبت تأییدشده
افزایش تبخیر–تعرق (Evapotranspiration)
افزایش رطوبت هوا و احتمال بارشهای محلی
کاهش طوفانهای گردوغبار
بهبود نفوذ آب در خاک
تعدیل دمای محلی (کاهش دمای سطح زمین)
در برخی مناطق شمال چین، دادههای ماهوارهای نشان میدهند:
افزایش رطوبت خاک
بهبود تراز آبی فصلی
تغییر الگوی بارشهای کوتاهمدت
اما هشدار مهم مقاله (بخش بسیار کلیدی)
نویسنده—برخلاف روایتهای سادهانگارانه «درخت بکار، مشکل حل میشود»—تأکید میکند:
در مناطق فراخشک، بعضی گونهها:
آب زیرزمینی را تخلیه میکنند
جریان رودخانهها را کاهش میدهند
جنگلکاری تکگونهای از نظر اکولوژیک ناپایدار است
سیاست جنگل بدون سیاست آب میتواند بحران آب را تشدید کند
به همین دلیل چین در سالهای اخیر:
گونههای بومی را جایگزین کرده
در مناطق بسیار خشک، از درختکاری عقبنشینی کرده و به سمت مدیریت اکوسیستمی بهجای صرفاً «کاشت درخت» رفته است
جمعبندی نهایی
این مقاله یک پیام بسیار مهم برای کشورهایی مثل ایران دارد:
جنگلکاری میتواند چرخه آب را بهبود دهد، اما فقط اگر علمی، بومی، اقلیممحور و یکپارچه با سیاست آب باشد.
🔻🔻
https://medium.com/the-new-climate/has-china-planted-so-many-trees-it-has-changed-its-water-cycle-77ce109c8e3d
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤11👍3
بازار بورس مانند شخصی است که از اختلالات روانی رنج میبرد و هر روز حال و روز متفاوتی دارد، یک روز حالش خوب است و یک روز بد! او کاملا دیوانه و غیر قابل پیشبینی است و تنها کاری که باید انجام بدهی این است که هر روز حالش را نپرسی، چون ممکن است تو را هم دیوانه کند.
منتسب به وارن بافت
مدلِ کنونیِ بورس، بزرگترین ابزار دولتها، رانتهای سوسیالیستی و تراست های کاپیتالیستی برای سوداگری در بازار و جلوگیری از بازار آزاد است.
شهرام سپهری
تاریخچه بورس
در سده های پیش چون ابزار ارتباطی و آگاهی رسانی بسیار اندک و کوچک و کُند، بود (اینترنت، رادیو تلویزیون، روزنامه های فراگیر، رسانهها و...) پس برای اینکه آدمها و کنشگران بازار، بتوانند بدانند کدام شرکت ها سرمایهپذیر هستند تا کسانی که می خواهند سرمایه گذاری کنند آنها را بشناسند و انتخاب کنند، یک جایی به نام تالار بورس را ساختند. (این تالارها بر پایه بازار واقعی و جدا از دولت بودند)
➕🕯 ترمینولوژی: کارآفرین، سهامدار، سرمایه گذار، سپرده گذار، اسپانسر
فاز هیجانی بجای فاز محاسباتی
پس از برهه ای بنیاد بورس از انتخاب سنجشگرانه و رایزنی و بررسی سود و زیان در عرضه و تقاضا و ارزش برند، بر پایه بازار، به سوی پنداشت و تصور برند(آنهم تنها در پندار تالار و جدا از محاسبات بازار) تغییر کرد و مانند قمارخانه و کازینو شد یعنی دیگر سرمایهگذار به دادههای و آمارهای دقیق، واقعی و حسابرسی شرکت آگاه نبود و تنها بر پایه پیشنهاد و نرخ هیجانی در تقاضا و عرضه، «در همان تالار و در همان وقت از روز» میتوانست انتخاب کند (یعنی ریسک بالا و بر پایه هیجان)
یعنی ارزش یک برند بجای آنکه بر پایه واقعیت و ارزش کالا و هزینه های دقیق و واقعی ریاضیاتی تولید و سود و زیان در بازار واقعی باشد، بر پایه هیجان های بر آمده از تقاضا(توهم تقاضا در همان تالار=بازار مکاره) شد که هیچ پیوندی به «بازار واقعی و آزاد» نداشت.
➕🕯 حباب / سودای گل لاله
سودای هیجان بجای بازار و برند
امروزه جنون این سوداگری را بجایی رسانده اند که، هر چیز بیربط به بازار مایه آشوب و آشفتگی در همان عرضه و تقاضای هیجانی تالار شده، یعنی همین بس که میان سیاستمداران در حزب های درون کشور یا میان سیاستمداران در میان چند کشور یک کلنجار ساده زبانی پیش بیاید یا یک دیکتاتور برای سیاست نفتی خودش یا راه های آزاد بازار، فقط سخنی یا هارت و پورتی بگویید تا هیجان توهمی و به پیرو آن ارزش سهام بالا و پایین شود
به همین تباهی، و بی آنکه در راستی و واقعیت بازار، تغییری شده باشد بی آنکه بازار آزاد در این میان معنی داشته باشد یا کالایی و خدمتی داد و ستد شده باشد.
➕🕯 تورم، GDP، فدرال رزرو، یورو بانک
➕🕯 بورس و فروپاشی مالی
رفتارشناسی بازار
اگر ارزش و بهای یک برند، کالا یا خدمت بر پایه عرضه و تقاضا نباشد، در مارکتساینس به آن سودا گری گفته میشود. در سوداگری پدیدههایی هستند که مایه سوگیری انتخاب میشوند مانند:
اثر آبشار اطلاعات (Information Cascade) ➕بازاریابی ترس (FOMO) ➕Jilt ➕اثر زیانگریزی ➕بازار کارا ➕نظریه انتشار ➕هنجار ۱-۹-۹۰ ➕قانون آلوین تافلر ➕اثر ولگشت ➕اثر پراکنش ➕روایت متواتر و...
یعنی سرعت انتقال اطلاعات، بر قیمت تاثیر میگذارد، و معمولا همراه با باعث سوگیریهای بسیار است.
✔️ مانند بورس که نرخ ارز یک بازار مکارهی سوداگرانه است
زیرا نه کالا است نه خدمت است و نه بر پایه عرضه و تقاضا در بازار است، و بر همین پایه مارکتینگ و برندینگ هم نیست که ارزش برند باشد؛ بلکه این توهم فروشی، به چیزهایی پیوند دارد که ربطی به بازار و تولید و مصرف ندارد. یک ابزار سیاسی و سوداگری است
برای نمونه قیمت ارز در سالهای ۸۴ تا ۹۲ با آنکه از سرسختترین تحریم های تاریخ ایران و جهان بود، تغییرات نرخ ارز از ۸۹۸ تومان به ۳۵۷۹ تومان شد.(۲۹۸.۵٪ در ۸ سال) ولی در دهه گذشته با آنکه تحریم ها مانند آن زمان نبود اما چون سرعت همرسانی اطلاعات، بسیار بالا رفته است، تنها در گذر هر چند ماه یکبار به اندازه آن ۸ سال افزایش نرخ ارز و تورم تجربه میشود.
یا همچنین در سالهای پایانی دهه ۴۰ تا ۵۷ نیز که ایران تحریم سلاح، تجارت و... بود ولی چون آن زمان سرعت انتقال اطلاعات در جهان بسیار پایینتر بود، (اینترنت، شبکه های مجازی و سامانه های دیجیتال و نتورک نبود) تغییرات ارز بسیار کم بود در حالی که تورم بسیار بالا بود
برای نمونه در سال ۱۳۵۲ برخی کالاهای اساسی بیش از ۴۰۰ درصد (فقط در ۲سال) تورم داشت اما نرخ ارز برای دلیلی که گفته شد تغییر کمی داشت
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
Telegram
Shahram Sepehri Rad
🎓☕️ واژه و معنی شناسی (ترمینولوژی)
کارآفرین، سهامدار، سرمایه گذار، سپرده گذار ، پشتیبان(اسپانسر)
این واژگان در بازار از سوی گویندگان و کاربران بسیار گفته میشوند و بارها هم دیده میشود که گاه گوینده خود شناخت درستی از آنها ندارد. اکنون برای دانسته شدن این…
کارآفرین، سهامدار، سرمایه گذار، سپرده گذار ، پشتیبان(اسپانسر)
این واژگان در بازار از سوی گویندگان و کاربران بسیار گفته میشوند و بارها هم دیده میشود که گاه گوینده خود شناخت درستی از آنها ندارد. اکنون برای دانسته شدن این…
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 #آموزش_حسابداری_صنعتی
کتاب جدید تالیف هنرستان
جلسه ۲
#آموزش
#حسابداری
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
کتاب جدید تالیف هنرستان
جلسه ۲
#آموزش
#حسابداری
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤5
Forwarded from OBHRM
💢 در قرن بیست و یکم مهم ترین منبع سازمانها، منابع مالی، فیزیکی، فناوری، زمین و سایر دارایی ها نیستند بلکه این منابع انسانی یک سازمان هستند که موجب ایجاد تفاوت های منحصر به فرد در سازمان ها و خلق مزیت رقابتی می شوند
برای یادگیری و بهبود مهارت های انسانی به کانال ذیل مراجعه کنید 👇👇👇
@organizationalbehavior
@organizationalbehavior
@organizationalbehavior
برای یادگیری و بهبود مهارت های انسانی به کانال ذیل مراجعه کنید 👇👇👇
@organizationalbehavior
@organizationalbehavior
@organizationalbehavior
❤5
🔵 #مستند: #زمین_چگونه_ساخته_شد
✅ قسمت هشتم: اورست
🎙 دوبله فارسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://t.me/wateriran_env/64869
✅ قسمت هشتم: اورست
🎙 دوبله فارسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://t.me/wateriran_env/64869
Telegram
آب و محیط زیست
🎥 مستند: زمین چگونه ساخته شد
✅ قسمت هشتم: اورست
🎙 دوبله فارسی
🎞 480p
@Geographers_Iranian
🌳 @Wateriran_Env 💧🇮🇷
🔹برترین کانال آب و محیط زیست ایران 👆
✅ قسمت هشتم: اورست
🎙 دوبله فارسی
🎞 480p
@Geographers_Iranian
🌳 @Wateriran_Env 💧🇮🇷
🔹برترین کانال آب و محیط زیست ایران 👆
❤5
وقتی درآمد در ایران حتی کفاف خوراک، پوشاک، مسکن و بهداشت را نمیدهد، انتظار دنبالکردن چند هدف بهطور همزمان واقعبینانه نیست؛
وقتی دنبال چند خرگوش بدوی، هیچکدام را نمیگیری.
شب خوش
وقتی دنبال چند خرگوش بدوی، هیچکدام را نمیگیری.
شب خوش
👍26🤔1
Forwarded from کانال تبادلات ژرف
🧨🔔خیلیا اصرار کردن دوباره لینک vip رایگان و بزارم
👈این شانس اونایی بوده ک انلاین بودن
ی بار ی شانس دیگه میدم ب بقیه انلاینیا😉
لینک vip👇✅
https://t.me/addlist/z7gNcDSbAmFkNTM0
🎯💎اگر این سوره رو در آینه بخونی، پول از در ودیوار برات میباره»👇👇
https://t.me/+PXWomsz7f0oLOLQB
👈این شانس اونایی بوده ک انلاین بودن
ی بار ی شانس دیگه میدم ب بقیه انلاینیا😉
لینک vip👇✅
https://t.me/addlist/z7gNcDSbAmFkNTM0
🎯💎اگر این سوره رو در آینه بخونی، پول از در ودیوار برات میباره»👇👇
https://t.me/+PXWomsz7f0oLOLQB
❤3
🔵 #اقتصاد_آکادمیک_به_زبان_ساده
#مکاتب_اقتصادی
✔️ انقلاب مارژینالیستی
انقلاب مارژینالیستی یا نئوکلاسیک یکی از نقاط عطف تاریخ علم اقتصاد در قرن نوزدهم به شمار میآید. تا پیش از آن، نظریههای کلاسیک به رهبری اقتصاددانانی چون آدام اسمیت، دیوید ریکاردو و جان استوارت میل بر مبنای ارزش-کار (Labor Theory of Value) توضیح میدادند که قیمت و ارزش کالاها بر اساس میزان کار صرفشده در تولیدشان تعیین میشود. اما این رویکرد در توضیح بسیاری از پدیدههای اقتصادی، بهویژه درک رفتار مصرفکننده و پدیدههایی نظیر «پارادوکس آب و الماس»، ناکافی بود.
در حدود دههی ۱۸۷۰ میلادی، تقریباً به طور همزمان در سه نقطهی مختلف اروپا – ویلیام استنلی جونز در انگلستان، کارل منگر در اتریش و لئون والراس در سوئیس – نظریهای نو پدید آمد که بعدها به «انقلاب مارژینالیستی» شهرت یافت. جوهرهی این انقلاب، جایگزینی مفهوم ارزش نهایی (Marginal Utility) به جای نظریهی ارزش-کار بود. بر اساس این دیدگاه، ارزش کالا نه بر پایه کلّ کار یا کلّ مطلوبیتی که ایجاد میکند، بلکه بر پایه میزان رضایت یا مطلوبیتی که آخرین واحد مصرف آن برای فرد به همراه دارد تعیین میشود.
این تغییر نگاه، مسیر علم اقتصاد را بهطور بنیادین عوض کرد. اقتصاددانان نئوکلاسیک با استفاده از ابزارهای ریاضی، مفاهیمی چون تعادل بازار، رفتار مصرفکننده، و نظریه تولید را بر اساس اصل بهینهسازی و حداکثرسازی مطلوبیت یا سود توضیح دادند. لئون والراس با مدل تعادل عمومی، و منگر با بنیانگذاری مکتب اتریش، پایههای اصلی این مکتب را بنا نهادند.
انقلاب نئوکلاسیک همچنین راه را برای گسترش روشهای ریاضی و تحلیلی در اقتصاد هموار کرد و اقتصاد را به علمی دقیقتر و مدلمحور نزدیک ساخت. از دل این تحول، نظریههای مدرن بازار، تحلیل عرضه و تقاضا، و چارچوبهای سیاستگذاری اقتصادی شکل گرفتند. به همین دلیل، انقلاب مارژینالیستی را میتوان سرآغاز اقتصاد مدرن در قرن نوزدهم دانست؛ انقلابی که تا امروز همچنان بر اندیشه اقتصادی مسلط است.
#انجمن_علمی_اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
#مکاتب_اقتصادی
✔️ انقلاب مارژینالیستی
انقلاب مارژینالیستی یا نئوکلاسیک یکی از نقاط عطف تاریخ علم اقتصاد در قرن نوزدهم به شمار میآید. تا پیش از آن، نظریههای کلاسیک به رهبری اقتصاددانانی چون آدام اسمیت، دیوید ریکاردو و جان استوارت میل بر مبنای ارزش-کار (Labor Theory of Value) توضیح میدادند که قیمت و ارزش کالاها بر اساس میزان کار صرفشده در تولیدشان تعیین میشود. اما این رویکرد در توضیح بسیاری از پدیدههای اقتصادی، بهویژه درک رفتار مصرفکننده و پدیدههایی نظیر «پارادوکس آب و الماس»، ناکافی بود.
در حدود دههی ۱۸۷۰ میلادی، تقریباً به طور همزمان در سه نقطهی مختلف اروپا – ویلیام استنلی جونز در انگلستان، کارل منگر در اتریش و لئون والراس در سوئیس – نظریهای نو پدید آمد که بعدها به «انقلاب مارژینالیستی» شهرت یافت. جوهرهی این انقلاب، جایگزینی مفهوم ارزش نهایی (Marginal Utility) به جای نظریهی ارزش-کار بود. بر اساس این دیدگاه، ارزش کالا نه بر پایه کلّ کار یا کلّ مطلوبیتی که ایجاد میکند، بلکه بر پایه میزان رضایت یا مطلوبیتی که آخرین واحد مصرف آن برای فرد به همراه دارد تعیین میشود.
این تغییر نگاه، مسیر علم اقتصاد را بهطور بنیادین عوض کرد. اقتصاددانان نئوکلاسیک با استفاده از ابزارهای ریاضی، مفاهیمی چون تعادل بازار، رفتار مصرفکننده، و نظریه تولید را بر اساس اصل بهینهسازی و حداکثرسازی مطلوبیت یا سود توضیح دادند. لئون والراس با مدل تعادل عمومی، و منگر با بنیانگذاری مکتب اتریش، پایههای اصلی این مکتب را بنا نهادند.
انقلاب نئوکلاسیک همچنین راه را برای گسترش روشهای ریاضی و تحلیلی در اقتصاد هموار کرد و اقتصاد را به علمی دقیقتر و مدلمحور نزدیک ساخت. از دل این تحول، نظریههای مدرن بازار، تحلیل عرضه و تقاضا، و چارچوبهای سیاستگذاری اقتصادی شکل گرفتند. به همین دلیل، انقلاب مارژینالیستی را میتوان سرآغاز اقتصاد مدرن در قرن نوزدهم دانست؛ انقلابی که تا امروز همچنان بر اندیشه اقتصادی مسلط است.
#انجمن_علمی_اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 تصور کن وسط آب یه سطل زباله شناور باشه که خودش هر روز زبالهها رو قورت بده!
این دقیقاً کاریه که سیبین انجام میده. یک صافی یا فیلتر آب شناور که میتونه روزانه حداکثر تا ۴ کیلو زباله و میکروپلاستیک و حتی روغن و سوخت رو از آب بیرون بکشه. این یعنی تقریبا معادل ۹۰,۰۰۰ کیسه پلاستیکی!
یک ایده ساده که زیستبوم آبی رو نجات میده و توی بنادر و اسکلههای استرالیا و خیلی کشورهای دیگه در حال کاره.
به نظرتون این راهحل به درد کدوم یک از شهرهای ایران میخوره؟ چرا؟
🔸منبع : کانال توانمند
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
این دقیقاً کاریه که سیبین انجام میده. یک صافی یا فیلتر آب شناور که میتونه روزانه حداکثر تا ۴ کیلو زباله و میکروپلاستیک و حتی روغن و سوخت رو از آب بیرون بکشه. این یعنی تقریبا معادل ۹۰,۰۰۰ کیسه پلاستیکی!
یک ایده ساده که زیستبوم آبی رو نجات میده و توی بنادر و اسکلههای استرالیا و خیلی کشورهای دیگه در حال کاره.
به نظرتون این راهحل به درد کدوم یک از شهرهای ایران میخوره؟ چرا؟
🔸منبع : کانال توانمند
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤8👍2
🔵 #رشد_و_توسعه_اقتصادی
🔸 بخش ۱۱ : مکانیسم محاسبه خط فقر مطلق
✍ #دکتر_محمدرضا_منجذب
فقر مطلق، مفهوم دیگری از نابرابری در درآمدها است که به درآمدی پایینتر از درآمد لازم برای تأمین نیازهای اساسی یعنی غذا، لباس و سرپناه گفته میشود. ممکن است موارد دیگری به این نیازهای اصلی اضافه شود، همان طور که در بنگلادش، نپال، کنیا، تانزانیا، مراکش و اندونزی صورت گرفت. بانک جهانی از یک تعریف مبتنی بر مطالعات اقتصاددانانش یعنی اهلاوالیا و کارتر استفاده کرده است که در آن نیاز غذایی روزانه یک فرد به عنوان خط فقر پایینی در نظر گرفته شده است که میزان آن 2250 کالری در روز است.
روش معمول در محاسبه خط فقر مطلق، تخمین زدن یک سبد غذایی ضروری است که برای سلامت جسمی خانوار ضروری است. از آنجا که در بسیاری از مناطق محروم و در اکثر کشورهای درحال توسعه، وضعیت فقرا به گونهای است که حتی نیازهای اولیه خوراکی آنها نیز به طور کامل برآورد نشده و بسیاری از مردم با سوءتغذیه دست و پنجه نرم میکنند، خط فقر مطلق مبنای محاسبه خود را بر نیازهای اساسی تغذیهای قرار میدهد تا سیاستگذار بداند و مطمئن باشد که هرکس بالای خط فقر مطلق قرار گرفت، تا آن حد توانایی دارد درکنار تامین نیازهای غیر غذایی، از تغذیه کافی و لازم نیز برخوردار شود. روش معمول در محاسبه خط فقر مطلق، تخمین زدن یک سبد غذایی لازم است که برای سلامت جسمی خانوار ضروری است.
پس از تعیین هزینههای این سبد غذایی (مطابق با ملاحظات و الگوی مصرف غذایی و غیرغذایی جامعه مورد نظر)، مبلغی نیز به عنوان هزینههای غیرغذایی به هزینه سبد غذایی اضافه میشود تا خط فقر مطلق به دستآید. برای محاسبه خط فقر مطلق، از هزینه سبد غذایی ذیل به عنوان مبنا استفاده میشود. این سبد در سال ١٣٨٤ توسط دفتر تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان سبد مطلوب غذایی برای یک بزرگسال تعریف شده است که حاوی ٢١٠٠ کالری در روز بوده و علاوه بر کالری مورد نیاز یک بزرگسال، سایر ریزمغذیهای لازم برای سلامتی فرد را نیز داراست.
اگر اعداد فوق را در قیمت آنها ضرب کنیم خط فقر شدید به دست میآید یعنی درآمدی که فرد باید داشته باشد تا نیاز خوراکی آن تامین شود. افرادی که کمتر از این مقدار دارند حتی اگر همه درآمد خود را صرف تامین خوراکی کنند نمیتوانند به نخستین نیاز فیزیولوژیک خود پاسخ بدهند. گام بعد برای تکمیل خط فقر افزودن هزینههای غیرخوراکی به هزینه خوراکی است که روشهای مختلفی برای آن وجود دارد. از جمله روشهای متداول و راحت استفاده از معکوس ضریب انگل است که به روش اورشانسکی معروف است. بنابه تجربه ثابت شده است که در دهکهای مختلف معمولا خانوارها نسبت ثابتی از درآمد خود را به خوراک اختصاص میدهند.
خط فقر خانوارها از لحاظ اندازه، ترکیب سنی، میزان تحصیلات و سایر مشخصات متفاوتند و انتظار میرود که خانوارها تحت تاثیر این خصوصیات متفاوت، الگوی مصرف متفاوتی نیز داشته باشند. باید توجه داشت که اثر این خصوصیات بر الگوی مصرفی خانوارها مانند تغییر قیمتها و تغییر درآمد خانوارها حایز اهمیت است.
چنانچه بخواهیم برای مقایسه رفاه خانوارها از اطلاعات موجود خانوارها بدون در نظر گرفتن بعد و ترکیب خانوارها استفاده کنیم، در واقع تمایزی بین خانوارها قایل نشدهایم و این مساله خطای زیادی را وارد محاسبات میکند. برای مقایسه رفاه خانوارها با توجه به تفاوتهایی که در ویژگی خانوارها وجود دارد؛ از جمله تفاوت در بعد و ترکیب سنی اعضای خانوارها لازم است که با استفاده از روشهایی این تفاوتها را به عامل مشترک تبدیل کنیم تا امکان مقایسه رفاه خانوارها فراهم آید. به طوری که قادر باشیم به عنوان مثال مخارج دو خانوار با بعد چهار نفر را که اولی شامل چهار بزرگسال و دومی دو بزرگسال و دو کودک است با هم مقایسه کنیم.
در بعضی از مطالعات در اندازهگیری رفاه و فقر، برای تبدیل رفاه خانوار به رفاه فردی، مخارج کلی خانوار را به تعداد افراد موجود در خانوار تقسیم میکنند و سپس مخارج کلی سرانه را به عنوان اندازه رفاه هر عضو خانوار در نظر میگیرند. در این روش فرض میشود همه اعضای خانوار سهم یکسانی از مخارج دریافت میکنند. این در حالی است که در حالت عادی فرزندان در مقایسه با بزرگسالان به مراتب کمتر نیازمند کالاهای خاصی هستند. همچنین این امکان وجود دارد که از زندگی دسته جمعی با یکدیگر صرفههایی در مقیاس به وجود آید؛ به این علت که اعضای خانواده از مصرف اعضای دیگر خانواده منتفع میشوند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔸 بخش ۱۱ : مکانیسم محاسبه خط فقر مطلق
✍ #دکتر_محمدرضا_منجذب
فقر مطلق، مفهوم دیگری از نابرابری در درآمدها است که به درآمدی پایینتر از درآمد لازم برای تأمین نیازهای اساسی یعنی غذا، لباس و سرپناه گفته میشود. ممکن است موارد دیگری به این نیازهای اصلی اضافه شود، همان طور که در بنگلادش، نپال، کنیا، تانزانیا، مراکش و اندونزی صورت گرفت. بانک جهانی از یک تعریف مبتنی بر مطالعات اقتصاددانانش یعنی اهلاوالیا و کارتر استفاده کرده است که در آن نیاز غذایی روزانه یک فرد به عنوان خط فقر پایینی در نظر گرفته شده است که میزان آن 2250 کالری در روز است.
روش معمول در محاسبه خط فقر مطلق، تخمین زدن یک سبد غذایی ضروری است که برای سلامت جسمی خانوار ضروری است. از آنجا که در بسیاری از مناطق محروم و در اکثر کشورهای درحال توسعه، وضعیت فقرا به گونهای است که حتی نیازهای اولیه خوراکی آنها نیز به طور کامل برآورد نشده و بسیاری از مردم با سوءتغذیه دست و پنجه نرم میکنند، خط فقر مطلق مبنای محاسبه خود را بر نیازهای اساسی تغذیهای قرار میدهد تا سیاستگذار بداند و مطمئن باشد که هرکس بالای خط فقر مطلق قرار گرفت، تا آن حد توانایی دارد درکنار تامین نیازهای غیر غذایی، از تغذیه کافی و لازم نیز برخوردار شود. روش معمول در محاسبه خط فقر مطلق، تخمین زدن یک سبد غذایی لازم است که برای سلامت جسمی خانوار ضروری است.
پس از تعیین هزینههای این سبد غذایی (مطابق با ملاحظات و الگوی مصرف غذایی و غیرغذایی جامعه مورد نظر)، مبلغی نیز به عنوان هزینههای غیرغذایی به هزینه سبد غذایی اضافه میشود تا خط فقر مطلق به دستآید. برای محاسبه خط فقر مطلق، از هزینه سبد غذایی ذیل به عنوان مبنا استفاده میشود. این سبد در سال ١٣٨٤ توسط دفتر تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان سبد مطلوب غذایی برای یک بزرگسال تعریف شده است که حاوی ٢١٠٠ کالری در روز بوده و علاوه بر کالری مورد نیاز یک بزرگسال، سایر ریزمغذیهای لازم برای سلامتی فرد را نیز داراست.
اگر اعداد فوق را در قیمت آنها ضرب کنیم خط فقر شدید به دست میآید یعنی درآمدی که فرد باید داشته باشد تا نیاز خوراکی آن تامین شود. افرادی که کمتر از این مقدار دارند حتی اگر همه درآمد خود را صرف تامین خوراکی کنند نمیتوانند به نخستین نیاز فیزیولوژیک خود پاسخ بدهند. گام بعد برای تکمیل خط فقر افزودن هزینههای غیرخوراکی به هزینه خوراکی است که روشهای مختلفی برای آن وجود دارد. از جمله روشهای متداول و راحت استفاده از معکوس ضریب انگل است که به روش اورشانسکی معروف است. بنابه تجربه ثابت شده است که در دهکهای مختلف معمولا خانوارها نسبت ثابتی از درآمد خود را به خوراک اختصاص میدهند.
خط فقر خانوارها از لحاظ اندازه، ترکیب سنی، میزان تحصیلات و سایر مشخصات متفاوتند و انتظار میرود که خانوارها تحت تاثیر این خصوصیات متفاوت، الگوی مصرف متفاوتی نیز داشته باشند. باید توجه داشت که اثر این خصوصیات بر الگوی مصرفی خانوارها مانند تغییر قیمتها و تغییر درآمد خانوارها حایز اهمیت است.
چنانچه بخواهیم برای مقایسه رفاه خانوارها از اطلاعات موجود خانوارها بدون در نظر گرفتن بعد و ترکیب خانوارها استفاده کنیم، در واقع تمایزی بین خانوارها قایل نشدهایم و این مساله خطای زیادی را وارد محاسبات میکند. برای مقایسه رفاه خانوارها با توجه به تفاوتهایی که در ویژگی خانوارها وجود دارد؛ از جمله تفاوت در بعد و ترکیب سنی اعضای خانوارها لازم است که با استفاده از روشهایی این تفاوتها را به عامل مشترک تبدیل کنیم تا امکان مقایسه رفاه خانوارها فراهم آید. به طوری که قادر باشیم به عنوان مثال مخارج دو خانوار با بعد چهار نفر را که اولی شامل چهار بزرگسال و دومی دو بزرگسال و دو کودک است با هم مقایسه کنیم.
در بعضی از مطالعات در اندازهگیری رفاه و فقر، برای تبدیل رفاه خانوار به رفاه فردی، مخارج کلی خانوار را به تعداد افراد موجود در خانوار تقسیم میکنند و سپس مخارج کلی سرانه را به عنوان اندازه رفاه هر عضو خانوار در نظر میگیرند. در این روش فرض میشود همه اعضای خانوار سهم یکسانی از مخارج دریافت میکنند. این در حالی است که در حالت عادی فرزندان در مقایسه با بزرگسالان به مراتب کمتر نیازمند کالاهای خاصی هستند. همچنین این امکان وجود دارد که از زندگی دسته جمعی با یکدیگر صرفههایی در مقیاس به وجود آید؛ به این علت که اعضای خانواده از مصرف اعضای دیگر خانواده منتفع میشوند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤4