This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایشان که جنگ را میفهمد،
نیروی خود را با نیروی دشمن یکی میکند،
چون رودخانه خروشان و کوه استوار.
جنگ، هنر فریب است.
هنگامی که قادر به حملهاید، ناتوان نمایید.
هنگامی که فعالید، ساکن بنمایید.
نزدیک شوید، هنگامی که دور به نظر میرسید؛
دور شوید، هنگامی که نزدیک میپندارند.
بزرگترین پیروزی، شکست دادن دشمن بدون نبرد است.
قلعهای را که محاصره میکنی، ویران میسازی.
لشکری را که نابود میکنی، از بین میبری.
بنابراین، برترین هنر، دشمن را بدون درگیری درهم بشکنی.
آنان که همه جنگها را میفهمند،
در امنیت کامل میمانند.
پیروز میشوند بدون آنکه تیغی برکشند.
این است راه جنگ.
مکتب دوک/ قسمت بیست و یکم
نیروی خود را با نیروی دشمن یکی میکند،
چون رودخانه خروشان و کوه استوار.
جنگ، هنر فریب است.
هنگامی که قادر به حملهاید، ناتوان نمایید.
هنگامی که فعالید، ساکن بنمایید.
نزدیک شوید، هنگامی که دور به نظر میرسید؛
دور شوید، هنگامی که نزدیک میپندارند.
بزرگترین پیروزی، شکست دادن دشمن بدون نبرد است.
قلعهای را که محاصره میکنی، ویران میسازی.
لشکری را که نابود میکنی، از بین میبری.
بنابراین، برترین هنر، دشمن را بدون درگیری درهم بشکنی.
آنان که همه جنگها را میفهمند،
در امنیت کامل میمانند.
پیروز میشوند بدون آنکه تیغی برکشند.
این است راه جنگ.
مکتب دوک/ قسمت بیست و یکم
🥰4😁1
Duke style strategy game
ایشان که جنگ را میفهمد، نیروی خود را با نیروی دشمن یکی میکند، چون رودخانه خروشان و کوه استوار. جنگ، هنر فریب است. هنگامی که قادر به حملهاید، ناتوان نمایید. هنگامی که فعالید، ساکن بنمایید. نزدیک شوید، هنگامی که دور به نظر میرسید؛ دور شوید، هنگامی که نزدیک…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توپخانه، آن زبان جهانی است که ارادهی پادشاه را به گوش هر دشمنی میرساند. اینان، پیشقراولان سرنوشتساز نبردند که پیش از هر مانوری، میدان را برای پیادهنظام آماده میسازند و کلید پیروزی را در طاقچهی اراده میگشایند.
مکتب دوک/ قسمت بیست و دوم
ارادهی پادشاه": اشاره مستقیم به حکومتهای پادشاهی مطلقه در آن دوران (مانند فرانسه یا پروس) است که قدرت متمرکز در دست پادشاه بود.
"پیشقراولان سرنوشتساز": این عبارت، حس تقدیر و نقش محوری توپخانه را به زیبایی نشان میدهد و یادآور نوشتههای نظامی آن دوره است.
تقدم تاکتیکی: جمله به وضوح ترتیب تاکتیکی متداول آن عصر را شرح میدهد: آمادهسازی با آتش توپخانه → مانور پیادهنظام/سوارهنظام.
"طاقچهی اراده": این استعارهی نهایی، ترکیبی از معماری (مفهومی رایج در عصر باروت) و روانشناسی جنگ است و بر این نکته تأکید دارد که پیروزی نهایی تنها با درهم شکستن ارادهی دشمن به دست میآید.
این جمله، روحیهی عصر خرد و قدرت متمرکز را هدف قرار داده.
مکتب دوک/ قسمت بیست و دوم
🔥5
Duke style strategy game
توپخانه، آن زبان جهانی است که ارادهی پادشاه را به گوش هر دشمنی میرساند. اینان، پیشقراولان سرنوشتساز نبردند که پیش از هر مانوری، میدان را برای پیادهنظام آماده میسازند و کلید پیروزی را در طاقچهی اراده میگشایند. ارادهی پادشاه": اشاره مستقیم به حکومتهای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"سکوت تاکتیکی است برتر از فریاد
سرباز خردمند دشمن را با سکوتش میرماند
و با یک نطق به موقع، پیکانهایش را رها میسازد.
"جنگ بزرگ آن نیست که صدایی بلند کنی
بلکه آن است که حضورت را بدون صدا به اثبات برسانی
حقیقیترین نبرد، نبرد با سکوت خویشتن است"
فرمانده فرزانه میداند:
"سکوت را چون سپر به کار ببر
و صوت را چون شمشیر
اما هرگز نباید سپر را فراموش کنی
که شمشیرت را میآراید"
این است حکمت ناب!
مکتب دوک/قسمت بیست و سوم
سرباز خردمند دشمن را با سکوتش میرماند
و با یک نطق به موقع، پیکانهایش را رها میسازد.
"جنگ بزرگ آن نیست که صدایی بلند کنی
بلکه آن است که حضورت را بدون صدا به اثبات برسانی
حقیقیترین نبرد، نبرد با سکوت خویشتن است"
فرمانده فرزانه میداند:
"سکوت را چون سپر به کار ببر
و صوت را چون شمشیر
اما هرگز نباید سپر را فراموش کنی
که شمشیرت را میآراید"
این است حکمت ناب!
همیشه برای اثبات برتری و اینکه شما چه کار هایی انجام دادید نیاز به گفتن و مانور دادن نیست این کارنامه شماست که جای شما سخن میگوید.
مکتب دوک/قسمت بیست و سوم
🔥6👍1
Duke style strategy game
"سکوت تاکتیکی است برتر از فریاد سرباز خردمند دشمن را با سکوتش میرماند و با یک نطق به موقع، پیکانهایش را رها میسازد. "جنگ بزرگ آن نیست که صدایی بلند کنی بلکه آن است که حضورت را بدون صدا به اثبات برسانی حقیقیترین نبرد، نبرد با سکوت خویشتن است" فرمانده فرزانه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیاز نیست همه جا حضور داشته باشید تنها نیاز این است که شهرت شما از شما جلو تر جرت کند ارزش دنیا را به سخره بگیرید و چنان قدرتمند عمل کنید و حضورتان هر دشمنی را به عقب براند پیروزی های استراتژیک و عجیب غریب که هه شکست شما را پیشبینی میکردند یکی از راه های نشان داد خود و تحقیر و تخريب مخالفین خودتان است.
مکتب دوک/قسمت بیست چهارم
مکتب دوک/قسمت بیست چهارم
🔥4😁1
Duke style strategy game
نیاز نیست همه جا حضور داشته باشید تنها نیاز این است که شهرت شما از شما جلو تر جرت کند ارزش دنیا را به سخره بگیرید و چنان قدرتمند عمل کنید و حضورتان هر دشمنی را به عقب براند پیروزی های استراتژیک و عجیب غریب که هه شکست شما را پیشبینی میکردند یکی از راه های…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرایش های ذاتی یک سرباز این است که وقتی راه نجاتی ندارد، مقاومت به خرج دهد و تا پای جان بجنگد هنگامی که لشگر در چنین موقعیت خطرناکی قرار می گیرد، تمام توانایی خود را برای
فرمانده ای که بدون خواستن شهرت پیشروی میکند و بدون بیم رسوایی عقب مینشیند و تمام فکر و ذکرش این است که از کشورش و سرزمینش دفاع کند و برای تمامیت آن خدمت کند، نگین پادشاهی و گوهری گران بها است.
مکتب دوک/قسمت بیست پنجم
برونرفت از آن وضعیت و به دست آوردن پیروزی به کار خواهد گرفت.فرمانده ای که بدون خواستن شهرت پیشروی میکند و بدون بیم رسوایی عقب مینشیند و تمام فکر و ذکرش این است که از کشورش و سرزمینش دفاع کند و برای تمامیت آن خدمت کند، نگین پادشاهی و گوهری گران بها است.
مکتب دوک/قسمت بیست پنجم
🔥4
Duke style strategy game
گرایش های ذاتی یک سرباز این است که وقتی راه نجاتی ندارد، مقاومت به خرج دهد و تا پای جان بجنگد هنگامی که لشگر در چنین موقعیت خطرناکی قرار می گیرد، تمام توانایی خود را برای برونرفت از آن وضعیت و به دست آوردن پیروزی به کار خواهد گرفت. فرمانده ای که بدون خواستن…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذارید این نتیجه ها باشد که سخن میگوید قدرت را در نتیجه نگهدارید که هیچگاه پایان ها دروغ نمیگویند.
زمانی که استعداد نیرو هایتان کمتر از دشمن است نترسید،
زمانی که فکر میکنید میبازید باز هم نترسید از روزگاران کهن گفته اند که ترس برادر مرگ است. قدرتی واحد تشکیل دهید ژنرالی که ارتشش را بر دشمن متمرکز کنند بعد از طی 2 هزار فرسنگ جنگ را خواهد برد ارتش شما باید چون افعی زاگرس عمل کند دمی زنگین و زهری کشنده زیبا و خطرناک آرام ولی بسیار سریع و اگر شما مهاجم هستید یاد داشته باشید ضربه ای بزنید که از انتقامش نترسید.
مکتب دوک/ قسمت بیست ششم
زمانی که استعداد نیرو هایتان کمتر از دشمن است نترسید،
زمانی که فکر میکنید میبازید باز هم نترسید از روزگاران کهن گفته اند که ترس برادر مرگ است. قدرتی واحد تشکیل دهید ژنرالی که ارتشش را بر دشمن متمرکز کنند بعد از طی 2 هزار فرسنگ جنگ را خواهد برد ارتش شما باید چون افعی زاگرس عمل کند دمی زنگین و زهری کشنده زیبا و خطرناک آرام ولی بسیار سریع و اگر شما مهاجم هستید یاد داشته باشید ضربه ای بزنید که از انتقامش نترسید.
مکتب دوک/ قسمت بیست ششم
🥰6
Duke style strategy game
بگذارید این نتیجه ها باشد که سخن میگوید قدرت را در نتیجه نگهدارید که هیچگاه پایان ها دروغ نمیگویند. زمانی که استعداد نیرو هایتان کمتر از دشمن است نترسید، زمانی که فکر میکنید میبازید باز هم نترسید از روزگاران کهن گفته اند که ترس برادر مرگ است. قدرتی واحد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این میدان، تلاش شمشیر توست و پشتکارت زره تو.
آنکه میکوشد، شکست نمیخورد؛ تنها راههای نبرد را میآموزد.
خورشید بر کسی بیشتر نمیتابد که بیحرکت بایستد.
پیروزی، فرزندِ خستگیناپذیری است؛
و کوهها نیز با قطرات مکرّر آب، فرومیریزند.
در میان توفانِ دشواری،
باید همچون صخره ایستاد — آرام، سخت، و بیتزلزل.
تلاش، نه انتخاب، که قانونِ هستی است؛
هر که از آن گریخت، خود را از زنده بودن تهی کرد.
فرمانروا آن است که هر روز،
حتی اگر زمین آرام باشد، سپاهش را آماده نگاه دارد.
کوشش، تمرینِ جاودانگی است —
که مرگ تنها بر تنهای بیکار چیره میشود.
پس بیدرنگ قدم بردار،
چرا که زمان با کسی پیمانِ وفا نمیبندد.
جهانی که تو میسازی،
با دستهای آغشته به عرقِ تلاش ساخته میشود، نه با آرزوهای خشکیده.
مکتب دوک/ قسمت بیست و هفتم
آنکه میکوشد، شکست نمیخورد؛ تنها راههای نبرد را میآموزد.
خورشید بر کسی بیشتر نمیتابد که بیحرکت بایستد.
پیروزی، فرزندِ خستگیناپذیری است؛
و کوهها نیز با قطرات مکرّر آب، فرومیریزند.
در میان توفانِ دشواری،
باید همچون صخره ایستاد — آرام، سخت، و بیتزلزل.
تلاش، نه انتخاب، که قانونِ هستی است؛
هر که از آن گریخت، خود را از زنده بودن تهی کرد.
فرمانروا آن است که هر روز،
حتی اگر زمین آرام باشد، سپاهش را آماده نگاه دارد.
کوشش، تمرینِ جاودانگی است —
که مرگ تنها بر تنهای بیکار چیره میشود.
پس بیدرنگ قدم بردار،
چرا که زمان با کسی پیمانِ وفا نمیبندد.
جهانی که تو میسازی،
با دستهای آغشته به عرقِ تلاش ساخته میشود، نه با آرزوهای خشکیده.
مکتب دوک/ قسمت بیست و هفتم
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سخن_بزرگان
قسمت بیست و هشتم مکتب دوک
قسمت بیست و هشتم مکتب دوک
من انتقام جو و کینهای نیستم
اما حافظه ام در جراحات و تحقیر ها
با وجود بزرگواریام بسیار قوی است
"فئودور داستایفسکی"
🔥3
بسیار کسان با ما بودند حال تعداد انگشت شماری تنها کنار دوک ماندن و وقتی منافعی هم نداشتند از او یاد کردند.
💔4
Duke style strategy game
#سخن_بزرگان قسمت بیست و هشتم مکتب دوک من انتقام جو و کینهای نیستم اما حافظه ام در جراحات و تحقیر ها با وجود بزرگواریام بسیار قوی است "فئودور داستایفسکی"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهیت جنگ تغییر نکرده، فقط چهره اش عوض شده است.
کلاوزویتس میگفت:جنگ ادامهٔ سیاست است با ابزاری دیگر. امروز اما آن ابزار، چنان پیچیده شده که گاه خود، سیاست را بازتعریف میکند.
۱. اصطکاک مدرن
اصطکاک در جنگ هرگز از میان نمیرود، تنها جابهجا میشود.
در گذشته، اصطکاک یعنی باران که جادهها را گل میکرد، یا اسبی که در میانهٔ نبرد لنگ میزد. امروز اصطکاک یعنی ماهوارهای که از کار میافتد، الگوریتمی که خطا میکند، یا سیگنالی که قطع میشود.
مه جنگ هنوز هست. فقط غلیظتر شده. چون حالا دشمن نه تنها در پشت تپه، که در پشت فایروالها پنهان میشود.
۲. برتری هوایی، شرطِ امکانِ پیروزی
کلاوزویتس میگفت:پیروزی آن است که دشمن را به انجام ارادهٔ خود واداری.
اما چگونه میخواهی ارادهات را بر دشمن تحمیل کنی، وقتی نمیدانی کجاست؟ وقتی هر لحظه ممکن است از جایی که نمیبینی، موشکی بر سر فرود آید؟
برتری هوایی در جنگ مدرن، دیگر یک مزیت نیست. یک (ضرورت مطلق) است. بدون آن، هر حرکت زمینی، قمار است. هر تجمع نیرو، هدف. هر ستون تدارکاتی، طعمه.
آسمان امروز، نه فقط برای دیدن، که برای زدن است. برای قطع کردن، برای فلج کردن، برای ترساندن.
کلاوزویتس میگفت:جنگ ادامهٔ سیاست است با ابزاری دیگر. امروز اما آن ابزار، چنان پیچیده شده که گاه خود، سیاست را بازتعریف میکند.
۱. اصطکاک مدرن
اصطکاک در جنگ هرگز از میان نمیرود، تنها جابهجا میشود.
در گذشته، اصطکاک یعنی باران که جادهها را گل میکرد، یا اسبی که در میانهٔ نبرد لنگ میزد. امروز اصطکاک یعنی ماهوارهای که از کار میافتد، الگوریتمی که خطا میکند، یا سیگنالی که قطع میشود.
مه جنگ هنوز هست. فقط غلیظتر شده. چون حالا دشمن نه تنها در پشت تپه، که در پشت فایروالها پنهان میشود.
۲. برتری هوایی، شرطِ امکانِ پیروزی
کلاوزویتس میگفت:پیروزی آن است که دشمن را به انجام ارادهٔ خود واداری.
اما چگونه میخواهی ارادهات را بر دشمن تحمیل کنی، وقتی نمیدانی کجاست؟ وقتی هر لحظه ممکن است از جایی که نمیبینی، موشکی بر سر فرود آید؟
برتری هوایی در جنگ مدرن، دیگر یک مزیت نیست. یک (ضرورت مطلق) است. بدون آن، هر حرکت زمینی، قمار است. هر تجمع نیرو، هدف. هر ستون تدارکاتی، طعمه.
آسمان امروز، نه فقط برای دیدن، که برای زدن است. برای قطع کردن، برای فلج کردن، برای ترساندن.
❤3
Duke style strategy game
ماهیت جنگ تغییر نکرده، فقط چهره اش عوض شده است. کلاوزویتس میگفت:جنگ ادامهٔ سیاست است با ابزاری دیگر. امروز اما آن ابزار، چنان پیچیده شده که گاه خود، سیاست را بازتعریف میکند. ۱. اصطکاک مدرن اصطکاک در جنگ هرگز از میان نمیرود، تنها جابهجا میشود. در گذشته،…
۳. مرکز ثقل در عصر پهپادها
کلاوزویتس میگفت: "مرکز ثقل دشمن را بیاب و بر آن بکوب."
مرکز ثقل دیروز، پایتخت بود، ارتش بود، روحیهٔ مردم بود.
مرکز ثقل امروز، شبکههاست. شبکهٔ فرماندهی، شبکهٔ ارتباطات، شبکهٔ لجستیک.
و هیچ چیز مثل برتری هوایی، شبکههای دشمن را آسیبپذیر نمیکند. از بالا، همه چیز پیداست. همه چیز. هر کابل، هر آنتن، هر خودروی فرماندهی که به واسطه جنگنده و پهباد ها قابل عمل است.
۴. توهم پایان جنگ
مدرنترین اشتباه، این باور است که برتری هوایی جنگ را کوتاه میکند.
نمیکند. فقط آن را قابل تحمل میکند. جنگ همچنان طولانی است، همچنان فرسایشی، همچنان بیرحم. فقط حالا، طرفی که آسمان را ندارد، در تاریکی مطلق میجنگد. و طرفی که دارد، در روشنایی وهمآلودی که هر لحظه ممکن است خاموش شود.
۵. نتیجهگیری عملگرایانه
پس ای دوستان مدرن، این را بدانید:
برتری هوایی، نه یک هدف، که یک (شرط مرزی) است. مانند نفس کشیدن. تا وقتی داری، متوجه نیستی. وقتی نداری، همه چیز تمام است.
پول بدهید برایش. زمان بگذارید برایش. آدم تربیت کنید برایش. چون جنگی که در آن آسمان دست دشمن باشد، جنگی نیست که بتوانید ببرید. فقط جنگی است که میکشید، تا وقتی تمام شود.
و کلاوزویتس میگفت: "هیچ جنگی را نباید جنگی پنداشت که در آن، نتیجه از پیش معلوم نیست."
امروز اما یک چیز معلوم است:
بدون آسمان، نتیجه از پیش معلوم است.
مکتب دوک/ قسمت بیست و نهم
کلاوزویتس میگفت: "مرکز ثقل دشمن را بیاب و بر آن بکوب."
مرکز ثقل دیروز، پایتخت بود، ارتش بود، روحیهٔ مردم بود.
مرکز ثقل امروز، شبکههاست. شبکهٔ فرماندهی، شبکهٔ ارتباطات، شبکهٔ لجستیک.
و هیچ چیز مثل برتری هوایی، شبکههای دشمن را آسیبپذیر نمیکند. از بالا، همه چیز پیداست. همه چیز. هر کابل، هر آنتن، هر خودروی فرماندهی که به واسطه جنگنده و پهباد ها قابل عمل است.
۴. توهم پایان جنگ
مدرنترین اشتباه، این باور است که برتری هوایی جنگ را کوتاه میکند.
نمیکند. فقط آن را قابل تحمل میکند. جنگ همچنان طولانی است، همچنان فرسایشی، همچنان بیرحم. فقط حالا، طرفی که آسمان را ندارد، در تاریکی مطلق میجنگد. و طرفی که دارد، در روشنایی وهمآلودی که هر لحظه ممکن است خاموش شود.
۵. نتیجهگیری عملگرایانه
پس ای دوستان مدرن، این را بدانید:
برتری هوایی، نه یک هدف، که یک (شرط مرزی) است. مانند نفس کشیدن. تا وقتی داری، متوجه نیستی. وقتی نداری، همه چیز تمام است.
پول بدهید برایش. زمان بگذارید برایش. آدم تربیت کنید برایش. چون جنگی که در آن آسمان دست دشمن باشد، جنگی نیست که بتوانید ببرید. فقط جنگی است که میکشید، تا وقتی تمام شود.
و کلاوزویتس میگفت: "هیچ جنگی را نباید جنگی پنداشت که در آن، نتیجه از پیش معلوم نیست."
امروز اما یک چیز معلوم است:
بدون آسمان، نتیجه از پیش معلوم است.
مکتب دوک/ قسمت بیست و نهم
🔥4👍1
Duke style strategy game
ماهیت جنگ تغییر نکرده، فقط چهره اش عوض شده است. کلاوزویتس میگفت:جنگ ادامهٔ سیاست است با ابزاری دیگر. امروز اما آن ابزار، چنان پیچیده شده که گاه خود، سیاست را بازتعریف میکند. ۱. اصطکاک مدرن اصطکاک در جنگ هرگز از میان نمیرود، تنها جابهجا میشود. در گذشته،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در کمین، آنچه دشمن نمیبیند، تو را پیروز میکند. نه آنچه دشمن میبیند.
سون تزو گفت: "هر جا که میتوانی بزن، اما خود را چنان پنهان کن که گویی نیستی." این اصل کمین است. دشمن باید راه را باز ببیند، تا در بسته فرو افتد.
اما بهرام چوبین در دشتهای شرق، چیزی فراتر آموخت. او گفت: "کمین، میدان را به نفع تو تغییر میدهد، پیش از آنکه جنگی آغاز شود." یعنی اگر دشمن نداند تو کجایی، همه جایی. اگر نداند چند سرباز داری، لشکری. و اگر نداند چه میکنی، هر حرکت تو تهدید است.
و سرداران پارس چنین روایت کردند:
سه چیز در کمین، جنگ را پیش از نبرد تمام میکند:
*نخست، زمین* نه هر جایی میتوان کمین کرد. باید جایی باشی که دشمن ناچار از گذر باشد، اما چنان گذر کند که تو را نبیند.
*دوم، صبر* کمینزن، کسی است که میتواند ساعتها بمیرد، برای یک دقیقه زندگی کردن. عجله، کمین را لو میدهد.
*سوم، ضربه* آنگاه که زدی، چنان بزن که دشمن نداشته باشد بپرسد از کجا؟ چون اگر بپرسد، یعنی هنوز زنده است. و اگر زنده باشد، یعنی کمینت کامل نبوده.
سون تزو گفت: "هر جا که میتوانی بزن، اما خود را چنان پنهان کن که گویی نیستی." این اصل کمین است. دشمن باید راه را باز ببیند، تا در بسته فرو افتد.
اما بهرام چوبین در دشتهای شرق، چیزی فراتر آموخت. او گفت: "کمین، میدان را به نفع تو تغییر میدهد، پیش از آنکه جنگی آغاز شود." یعنی اگر دشمن نداند تو کجایی، همه جایی. اگر نداند چند سرباز داری، لشکری. و اگر نداند چه میکنی، هر حرکت تو تهدید است.
و سرداران پارس چنین روایت کردند:
سه چیز در کمین، جنگ را پیش از نبرد تمام میکند:
*نخست، زمین* نه هر جایی میتوان کمین کرد. باید جایی باشی که دشمن ناچار از گذر باشد، اما چنان گذر کند که تو را نبیند.
*دوم، صبر* کمینزن، کسی است که میتواند ساعتها بمیرد، برای یک دقیقه زندگی کردن. عجله، کمین را لو میدهد.
*سوم، ضربه* آنگاه که زدی، چنان بزن که دشمن نداشته باشد بپرسد از کجا؟ چون اگر بپرسد، یعنی هنوز زنده است. و اگر زنده باشد، یعنی کمینت کامل نبوده.
😁5
Duke style strategy game
در کمین، آنچه دشمن نمیبیند، تو را پیروز میکند. نه آنچه دشمن میبیند. سون تزو گفت: "هر جا که میتوانی بزن، اما خود را چنان پنهان کن که گویی نیستی." این اصل کمین است. دشمن باید راه را باز ببیند، تا در بسته فرو افتد. اما بهرام چوبین در دشتهای شرق، چیزی فراتر…
پس چنین است:
کمین، هنرِ نادیده ماندن در عین حضور است.
اما هنر اصلی، آن است که وقتی از کمین برمیخیزی،
دشمن نه راه پس دارد، نه راه پیش،
نه جرأت جنگ، نه امکان گریز.
آنگاه پیروزی، نه از آنِ شمشیر تو،
که از آنِ ترسی است که در دل دشمن نشاندهای.
مکتب دوک/قسمت سی ام
کمین، هنرِ نادیده ماندن در عین حضور است.
اما هنر اصلی، آن است که وقتی از کمین برمیخیزی،
دشمن نه راه پس دارد، نه راه پیش،
نه جرأت جنگ، نه امکان گریز.
آنگاه پیروزی، نه از آنِ شمشیر تو،
که از آنِ ترسی است که در دل دشمن نشاندهای.
مکتب دوک/قسمت سی ام
🤔5
Duke style strategy game
در کمین، آنچه دشمن نمیبیند، تو را پیروز میکند. نه آنچه دشمن میبیند. سون تزو گفت: "هر جا که میتوانی بزن، اما خود را چنان پنهان کن که گویی نیستی." این اصل کمین است. دشمن باید راه را باز ببیند، تا در بسته فرو افتد. اما بهرام چوبین در دشتهای شرق، چیزی فراتر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"خوب گوش کنید. این تئوری نیست. این سخنی است که با شواهد نبرد زرهی دیده شده نوشته شده.
1. ماهیت
نیروی زرهی، قلب تپندهٔ میدان نبرد مدرن است. نه به خاطر زرهش، نه به خاطر کالیبرش. به خاطر سرعتش. سرعت در تمرکز، سرعت در گسیل، سرعت در بهرهبرداری از پیروزی.
تانکی که بیحرکت بماند، فقط یک هدف بزرگ است. تانکی که حرکت کند، یک تهدید همیشگی.
2. سه اصل عملیاتی
از جنگهای خلیج تا اوکراین، سه چیز تغییر نکرده:
نخست: شناسایی، پیش از شلیک
هر تانکی که پیش از دیدن شلیک کند، گلولهاش را هدر داده. هر فرماندهای که پیش از شناسایی حرکت کند، واحدش را به کمین فرستاده. زره بدون چشم، مرده است. چشم زره،پهپاد است، سنسور است، اطلاعات میدان است.
دوم: آتش و مانور، نه یکی بدون دیگری
اگر حرکت کنی بدون پشتیبانی آتش، خودکشی کردهای. اگر شلیک کنی بدون حرکت، سنگر شدهای. مانور، آتش را مؤثر میکند. آتش، مانور را ممکن. این دیالکتیکی است که هیچ فناوریای منسوخش نکرده.
1. ماهیت
نیروی زرهی، قلب تپندهٔ میدان نبرد مدرن است. نه به خاطر زرهش، نه به خاطر کالیبرش. به خاطر سرعتش. سرعت در تمرکز، سرعت در گسیل، سرعت در بهرهبرداری از پیروزی.
تانکی که بیحرکت بماند، فقط یک هدف بزرگ است. تانکی که حرکت کند، یک تهدید همیشگی.
2. سه اصل عملیاتی
از جنگهای خلیج تا اوکراین، سه چیز تغییر نکرده:
نخست: شناسایی، پیش از شلیک
هر تانکی که پیش از دیدن شلیک کند، گلولهاش را هدر داده. هر فرماندهای که پیش از شناسایی حرکت کند، واحدش را به کمین فرستاده. زره بدون چشم، مرده است. چشم زره،پهپاد است، سنسور است، اطلاعات میدان است.
دوم: آتش و مانور، نه یکی بدون دیگری
اگر حرکت کنی بدون پشتیبانی آتش، خودکشی کردهای. اگر شلیک کنی بدون حرکت، سنگر شدهای. مانور، آتش را مؤثر میکند. آتش، مانور را ممکن. این دیالکتیکی است که هیچ فناوریای منسوخش نکرده.
🔥5
Duke style strategy game
"خوب گوش کنید. این تئوری نیست. این سخنی است که با شواهد نبرد زرهی دیده شده نوشته شده. 1. ماهیت نیروی زرهی، قلب تپندهٔ میدان نبرد مدرن است. نه به خاطر زرهش، نه به خاطر کالیبرش. به خاطر سرعتش. سرعت در تمرکز، سرعت در گسیل، سرعت در بهرهبرداری از پیروزی. تانکی…
سوم: بقاپذیری، نه زره
زره دیگر نجاتدهنده نیست. موشکهای هدایت شونده، مینهای هوشمند، پهپادهای انتحاری؛ همه از زره نفوذ میکنند. پس بقاپذیری یعنی چه؟ یعنی فعالترین دفاع. یعنی سیستمهای جنگ الکترونیک که موشک را گمراه کند. یعنی دود که دید دشمن را بگیرد. یعنی حرکت که محاسبه را برای خمپاره دشوار کند.
3. تاکتیک، نه تکنولوژی
باور نکنید تانک مرده است. هر بار که جنگی تازه شروع میشود، یکی فریاد میزند "عصر زره تمام شد". اشتباه است.
تانک نمیمیرد. تاکتیکهای غلط میکشندش.
فرماندهی که نیروی زرهی را بیپشتیبانی پیاده به شهر بفرستد،
که بدون پدافند هوایی پیش براند،
که لجستیک را فراموش کند،
او تانک را نکشته، خودکشی تاکتیکی کرده.
4. نتیجهگیری عملی
پس این را به یگانتان بگویید:
زره، سلاح پیروزی است، اما سلاحِ احمق نیست.
چهار چیز را هیچگاه فراموش نکنید:
بدون دید، شلیک نکن.
بدون پشتیبانی، حرکت نکن.
بدون شناسایی، پیشروی نکن.
و هیچگاه، هیچگاه، بدون سوخت و مهمات جلو نرو.
اینها را رعایت کنید،
و با همین تانکهایی که حالا دارید،
کاری کنید که دشمن باور کند
یک لشکر زرهی جدید از راه رسیده است."
پس از تحلیل میدان نبرد و بررسی تجارب عملیاتی، و راهکار عملی برای بهکارگیری نیروهای زرهی تقدیم میکنم. اینها نه تئوری، که حاصل داشته های من است.
نتیجه شماره 5: تاکتیک "حمله از جناحین" را زمانی به کار گیرید که دشمن در زره یا آتش برتری دارد.
اگر تانکهای خودی توانایی مقابلهٔ رو در رو با زره دشمن را ندارند، هرگز وارد نبرد مستقیم نشوید. از مانور برای ضربه زدن به نقاط ضعف استفاده کنید.
راهکار: در مناطق باز و با قابلیت مانور بالا، با استفاده از سرعت، به جناحین ستون زرهی دشمن بزنید. شلیک از کناره، زره دشمن را در ضعیفترین نقطه هدف قرار میدهد. ضد این تاکتیک، عقبنشینی همزمان با اجرای آتش است تا دشمن نتواند به شما پهلوگیری کند .
نتیجه شماره 6: تاکتیک "توقف-شلیک-حرکت" تنها راه بقا در میدان نبرد مدرن است.
شلیک در حالت سکون دقت بالایی دارد، اما تانک را به هدفی ثابت تبدیل میکند. حرکت مداوم بدون شلیک، آتش مؤثر را از شما میگیرد.
راهکار: به خدمه بیاموزید در یک توقف کوتاه (حداکثر چند ثانیه)، هدفگیری و شلیک کنند و بلافاصله به حرکت درآیند. این روش نیازمند خدمهای ماهر با قابلیت اجرای آتش سریع و دقیق است . سیستمهای کنترل آتش دیجیتال مدرن این امکان را فراهم میکنند، اما سرعت عمل با خدمه است .
نتیجه شماره 7: در پیشروی در مناطق نفوذی، از "خیزهای یکیدرمیان" استفاده کنید.
پیشروی بدون پوشش، خودکشی است. دشمن منتظر است تا ستون شما را در تنگنا به دام اندازد.
راهکار: نیروها را به دو بخش "عنصر پیشرو" و "عنصر عقبی" تقسیم کنید. عنصر پیشرو تحت پوشش آتش عنصر عقبی حرکت میکند، مستقر میشود، و سپس عنصر عقبی را پوشش میدهد تا جلو بزند. این روش ایمنترین و در عین حال کندترین روش پیشروی است . عجله نکنید؛ سرعت بیپشتوانه، تلفات دارد.
نتیجه شماره 8: الگوی اجرای آتش را بر اساس "اولویت تهدید" تنظیم کنید، نه "نزدیکترین هدف".
نزدیکترین تانک دشمن همیشه خطرناکترین نیست. گاهی یک تیم ضدزره در صد متری، تهدید بزرگتری از یک تانک در پانصد متری است.
راهکار: اولویت مقابله را از "نزدیک به دور" به "خطرناکترین به کمخطرترین" تغییر دهید. در الگوی آتش به رو به رو، از جناحین به مرکز ستون دشمن بزنید تا راه پیش و پس را ببندید. در الگوی متقاطع، هر تانک با هدفی در جناح مخالف مقابله کند تا میدان آتش متقاطع ایجاد شود .
عصر تانکهای تنها تمام شده. تانک بدون پشتیبانی پیاده، بدون چتر هوایی، بدون جنگ الکترونیک و بدون مهندسی رزمی، تنها یک هدف گرانقیمت برای پهپادهای انتحاری و موشکهای ضدزره است .
راهکار نهایی:
یگانهای زرهی را در قالب
گروههای رزمی ترکیبی سازماندهی کنید :
9.عصر زرهی: هستهٔ اصلی ضربهزننده، با قابلیت مانور و آتش سنگین.
10.عنصر پیادهنظام مکانیزه: برای پاکسازی مناطق شهری و حفاظت از زره در برابر تیمهای ضدزره.
3عنصر شناسایی شامل پهپادهای تاکتیکی و واحدهای سبک برای کشف دشمن پیش از درگیری.
11.پدافند هوایی همراه: برای مقابله با تهدیدات هوایی بهویژه پهپادها.
12.جنگ الکترونیک: برای اختلال در ارتباطات دشمن و خنثیسازی موشکهای هدایتشونده.
13.مهندسی رزمی: برای باز کردن معابر، پلزنی و خنثیسازی مینها.
تنها در این قالب است که زره معنا مییابد. تنها در این ساختار است که میتوانید پیشروی کنید، بمانید و پیروز شوید.
مکتب دوک/قسمت سی و یکم
زره دیگر نجاتدهنده نیست. موشکهای هدایت شونده، مینهای هوشمند، پهپادهای انتحاری؛ همه از زره نفوذ میکنند. پس بقاپذیری یعنی چه؟ یعنی فعالترین دفاع. یعنی سیستمهای جنگ الکترونیک که موشک را گمراه کند. یعنی دود که دید دشمن را بگیرد. یعنی حرکت که محاسبه را برای خمپاره دشوار کند.
3. تاکتیک، نه تکنولوژی
باور نکنید تانک مرده است. هر بار که جنگی تازه شروع میشود، یکی فریاد میزند "عصر زره تمام شد". اشتباه است.
تانک نمیمیرد. تاکتیکهای غلط میکشندش.
فرماندهی که نیروی زرهی را بیپشتیبانی پیاده به شهر بفرستد،
که بدون پدافند هوایی پیش براند،
که لجستیک را فراموش کند،
او تانک را نکشته، خودکشی تاکتیکی کرده.
4. نتیجهگیری عملی
پس این را به یگانتان بگویید:
زره، سلاح پیروزی است، اما سلاحِ احمق نیست.
چهار چیز را هیچگاه فراموش نکنید:
بدون دید، شلیک نکن.
بدون پشتیبانی، حرکت نکن.
بدون شناسایی، پیشروی نکن.
و هیچگاه، هیچگاه، بدون سوخت و مهمات جلو نرو.
اینها را رعایت کنید،
و با همین تانکهایی که حالا دارید،
کاری کنید که دشمن باور کند
یک لشکر زرهی جدید از راه رسیده است."
پس از تحلیل میدان نبرد و بررسی تجارب عملیاتی، و راهکار عملی برای بهکارگیری نیروهای زرهی تقدیم میکنم. اینها نه تئوری، که حاصل داشته های من است.
نتیجه شماره 5: تاکتیک "حمله از جناحین" را زمانی به کار گیرید که دشمن در زره یا آتش برتری دارد.
اگر تانکهای خودی توانایی مقابلهٔ رو در رو با زره دشمن را ندارند، هرگز وارد نبرد مستقیم نشوید. از مانور برای ضربه زدن به نقاط ضعف استفاده کنید.
راهکار: در مناطق باز و با قابلیت مانور بالا، با استفاده از سرعت، به جناحین ستون زرهی دشمن بزنید. شلیک از کناره، زره دشمن را در ضعیفترین نقطه هدف قرار میدهد. ضد این تاکتیک، عقبنشینی همزمان با اجرای آتش است تا دشمن نتواند به شما پهلوگیری کند .
نتیجه شماره 6: تاکتیک "توقف-شلیک-حرکت" تنها راه بقا در میدان نبرد مدرن است.
شلیک در حالت سکون دقت بالایی دارد، اما تانک را به هدفی ثابت تبدیل میکند. حرکت مداوم بدون شلیک، آتش مؤثر را از شما میگیرد.
راهکار: به خدمه بیاموزید در یک توقف کوتاه (حداکثر چند ثانیه)، هدفگیری و شلیک کنند و بلافاصله به حرکت درآیند. این روش نیازمند خدمهای ماهر با قابلیت اجرای آتش سریع و دقیق است . سیستمهای کنترل آتش دیجیتال مدرن این امکان را فراهم میکنند، اما سرعت عمل با خدمه است .
نتیجه شماره 7: در پیشروی در مناطق نفوذی، از "خیزهای یکیدرمیان" استفاده کنید.
پیشروی بدون پوشش، خودکشی است. دشمن منتظر است تا ستون شما را در تنگنا به دام اندازد.
راهکار: نیروها را به دو بخش "عنصر پیشرو" و "عنصر عقبی" تقسیم کنید. عنصر پیشرو تحت پوشش آتش عنصر عقبی حرکت میکند، مستقر میشود، و سپس عنصر عقبی را پوشش میدهد تا جلو بزند. این روش ایمنترین و در عین حال کندترین روش پیشروی است . عجله نکنید؛ سرعت بیپشتوانه، تلفات دارد.
نتیجه شماره 8: الگوی اجرای آتش را بر اساس "اولویت تهدید" تنظیم کنید، نه "نزدیکترین هدف".
نزدیکترین تانک دشمن همیشه خطرناکترین نیست. گاهی یک تیم ضدزره در صد متری، تهدید بزرگتری از یک تانک در پانصد متری است.
راهکار: اولویت مقابله را از "نزدیک به دور" به "خطرناکترین به کمخطرترین" تغییر دهید. در الگوی آتش به رو به رو، از جناحین به مرکز ستون دشمن بزنید تا راه پیش و پس را ببندید. در الگوی متقاطع، هر تانک با هدفی در جناح مخالف مقابله کند تا میدان آتش متقاطع ایجاد شود .
عصر تانکهای تنها تمام شده. تانک بدون پشتیبانی پیاده، بدون چتر هوایی، بدون جنگ الکترونیک و بدون مهندسی رزمی، تنها یک هدف گرانقیمت برای پهپادهای انتحاری و موشکهای ضدزره است .
راهکار نهایی:
یگانهای زرهی را در قالب
گروههای رزمی ترکیبی سازماندهی کنید :
9.عصر زرهی: هستهٔ اصلی ضربهزننده، با قابلیت مانور و آتش سنگین.
10.عنصر پیادهنظام مکانیزه: برای پاکسازی مناطق شهری و حفاظت از زره در برابر تیمهای ضدزره.
3عنصر شناسایی شامل پهپادهای تاکتیکی و واحدهای سبک برای کشف دشمن پیش از درگیری.
11.پدافند هوایی همراه: برای مقابله با تهدیدات هوایی بهویژه پهپادها.
12.جنگ الکترونیک: برای اختلال در ارتباطات دشمن و خنثیسازی موشکهای هدایتشونده.
13.مهندسی رزمی: برای باز کردن معابر، پلزنی و خنثیسازی مینها.
تنها در این قالب است که زره معنا مییابد. تنها در این ساختار است که میتوانید پیشروی کنید، بمانید و پیروز شوید.
مکتب دوک/قسمت سی و یکم
🔥5
Duke style strategy game
سوم: بقاپذیری، نه زره زره دیگر نجاتدهنده نیست. موشکهای هدایت شونده، مینهای هوشمند، پهپادهای انتحاری؛ همه از زره نفوذ میکنند. پس بقاپذیری یعنی چه؟ یعنی فعالترین دفاع. یعنی سیستمهای جنگ الکترونیک که موشک را گمراه کند. یعنی دود که دید دشمن را بگیرد. یعنی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الکساندر سووروف، سردار شکستناپذیر روسیه
جنگ چیست از نظرش چیست؟
سپس سووروف تاکتیک را این گونه تعریف میکند: هنر رنج کشیدن حسابشده و اراده بخشیدن به هرج و مرج. او میگوید هر فرماندهای باید سه واژه را بر دیوار قلبش بنویسد:<چشم، سرعت، ضربه>
- چشم: یعنی زمین را چنان ببین که هست، نه آن گونه که بر نقشه خشک کاغذ کشیدهاند. هر تپه، هر جویبار، رازی از پیروزی را پنهان دارد. بدون فروتنی در برابر زمین، هیچ غروری در میدان دوام نمیآورد.
- سرعت: زیرا تأخیر، خنجری است در پشتِ سرباز خودت. سووروف مینویسد: «نفرینِ جنگهای دراز از تردید ما زاده میشود، نه از شجاعت دشمن.»
- ضربه: اوجِ رهایی و عصیانِ مقدس. ضربه آن نیست که دشمن را بر زمین زند؛ ضربه آن است که ارادهٔ او را از تن بیرون کشد.
جنگ چیست از نظرش چیست؟
جنگ، طوفان بیامان وجدان زمین است. نه آن چنان که سیاستمداران میگویند «ادامه سیاست با وسایل دیگر» – که این سخن از آنِ مردمانی است که هرگز گردهٔ اسب جنگی را نسودهاند. سیاست در کنار جنگ میلنگد؛ جنگ خود، قانونی آسمانی دارد.»
البته این حرف سوروف طعنه به کارل فن کلاوزِویتس آلمانی بود، که جنگ را از ابعاد سیاست میدانست.
سپس سووروف تاکتیک را این گونه تعریف میکند: هنر رنج کشیدن حسابشده و اراده بخشیدن به هرج و مرج. او میگوید هر فرماندهای باید سه واژه را بر دیوار قلبش بنویسد:<چشم، سرعت، ضربه>
- چشم: یعنی زمین را چنان ببین که هست، نه آن گونه که بر نقشه خشک کاغذ کشیدهاند. هر تپه، هر جویبار، رازی از پیروزی را پنهان دارد. بدون فروتنی در برابر زمین، هیچ غروری در میدان دوام نمیآورد.
- سرعت: زیرا تأخیر، خنجری است در پشتِ سرباز خودت. سووروف مینویسد: «نفرینِ جنگهای دراز از تردید ما زاده میشود، نه از شجاعت دشمن.»
- ضربه: اوجِ رهایی و عصیانِ مقدس. ضربه آن نیست که دشمن را بر زمین زند؛ ضربه آن است که ارادهٔ او را از تن بیرون کشد.
🔥4
Duke style strategy game
الکساندر سووروف، سردار شکستناپذیر روسیه جنگ چیست از نظرش چیست؟ جنگ، طوفان بیامان وجدان زمین است. نه آن چنان که سیاستمداران میگویند «ادامه سیاست با وسایل دیگر» – که این سخن از آنِ مردمانی است که هرگز گردهٔ اسب جنگی را نسودهاند. سیاست در کنار جنگ میلنگد؛…
در بخشی از کتاب که به «رساله سرنیزه» معروف است، سووروف با قلمی تند مینویسد:
«گلوله را احمق خطاب کردم، نه از روی بیاحترامی به باروت. از آن رو که گلوله راهی یکسویه میپوید، اما سرنیزه هزاران مسیر نانوشته دارد. گلوله به تن دشمن میرسد؛ سرنیزه به خاطرهٔ او میتازد. دشمنی که از سرنیزه جان به در برد، دیگر هرگز در برابر پرچم تو درنگ نخواهد کرد.»
سووروف فلسفهٔ «آموزش سخت» را اینگونه تبیین میکند:
«سربازی که در تمرین عرق نریزد، در نبرد خون خواهد داد – نه از سر قضا و قدر، که از سر نابخردی. هر قطره عرقی که در تمرین بر زمین چکد، سپری شود در برابر خشم فردا. هنگامی که مه جنگ چشمان عقول معمولی را فرو بندد، تنها کسی شمشیر را گم نمیکند که بارها در تاریکی، چشم بسته، فریاد «به پیش» سر داده است.»
«هر سرباز باید مانور خود را بفهمد»
سووروف با این سخن، آزادیِ حسابشده را در دل انضباط آهنین میگنجاند. زیرا آن دم که تمام نقشهها از هم گسیخته و تنهای تنها در برابر طوفان ایستادهای، وجدان سرباز است که سرنیزه را در مسیر راست نگه میدارد.
از نظر سووروف: پیروزی طلسمی نیست که در توپخانه پنهان شده باشد. پیروزی آنجا زیست میکند که سرباز باور دارد خاکِ پشت پایش نه یک قطعه زمین، که لالایی مادرانش را در خود نگاه داشته است. هر جا که نشان پرچم کشورش سایه افکنند، هیچ دشمنی «در امنیت» نیست، ولی هر سرباز کشور، وطن را در آن سایه بازمییابد. پیروزی به خاطر ما نیست؛ ما به خاطر پیروزی آفریده شدهایم. این تفاوتِ سرباز مزدور با رزمندهٔ حماسی است.
و گفت:به سرنیزههای خود بیاموزید که نه از مرگ، که از ننگ سازش بترسند. دشمن را هرگز در خانهاش غافلگیر مکن؛ او را در دل طوفان غافلگیر کن، جایی که خود نیز باور ندارد میتوانی باشی. آن گاه نه تو که تاریخ از پیروزی تو سخن خواهد گفت.
«از فلسفهٔ جنگ تا ضربت سرنیزه»
مکتب دوک/قسمت سی و دوم
«گلوله را احمق خطاب کردم، نه از روی بیاحترامی به باروت. از آن رو که گلوله راهی یکسویه میپوید، اما سرنیزه هزاران مسیر نانوشته دارد. گلوله به تن دشمن میرسد؛ سرنیزه به خاطرهٔ او میتازد. دشمنی که از سرنیزه جان به در برد، دیگر هرگز در برابر پرچم تو درنگ نخواهد کرد.»
سووروف فلسفهٔ «آموزش سخت» را اینگونه تبیین میکند:
«سربازی که در تمرین عرق نریزد، در نبرد خون خواهد داد – نه از سر قضا و قدر، که از سر نابخردی. هر قطره عرقی که در تمرین بر زمین چکد، سپری شود در برابر خشم فردا. هنگامی که مه جنگ چشمان عقول معمولی را فرو بندد، تنها کسی شمشیر را گم نمیکند که بارها در تاریکی، چشم بسته، فریاد «به پیش» سر داده است.»
«هر سرباز باید مانور خود را بفهمد»
سووروف با این سخن، آزادیِ حسابشده را در دل انضباط آهنین میگنجاند. زیرا آن دم که تمام نقشهها از هم گسیخته و تنهای تنها در برابر طوفان ایستادهای، وجدان سرباز است که سرنیزه را در مسیر راست نگه میدارد.
از نظر سووروف: پیروزی طلسمی نیست که در توپخانه پنهان شده باشد. پیروزی آنجا زیست میکند که سرباز باور دارد خاکِ پشت پایش نه یک قطعه زمین، که لالایی مادرانش را در خود نگاه داشته است. هر جا که نشان پرچم کشورش سایه افکنند، هیچ دشمنی «در امنیت» نیست، ولی هر سرباز کشور، وطن را در آن سایه بازمییابد. پیروزی به خاطر ما نیست؛ ما به خاطر پیروزی آفریده شدهایم. این تفاوتِ سرباز مزدور با رزمندهٔ حماسی است.
و گفت:به سرنیزههای خود بیاموزید که نه از مرگ، که از ننگ سازش بترسند. دشمن را هرگز در خانهاش غافلگیر مکن؛ او را در دل طوفان غافلگیر کن، جایی که خود نیز باور ندارد میتوانی باشی. آن گاه نه تو که تاریخ از پیروزی تو سخن خواهد گفت.
«از فلسفهٔ جنگ تا ضربت سرنیزه»
مکتب دوک/قسمت سی و دوم
🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امپراتور الکسیوس نه بر قلههای فتح، که در ژرفای سقوط، فرماندهی آموخت. هنگامی که آناتولی سوخت و نورمنها به دروازههای قسطنطنیه رسیدند، او با سه سلاح جنگید: طلا، حقه، و صبر. در اینجا، عصارهٔ استراتژی او را در هفت بند میخوانید.
دقیقش هفت اصل است که اگر آنها را به کار بندی، نه تنها امپراتوری خود را نجات دهی، که نامت را در تاریخ جاودان کنی.
دقیقش هفت اصل است که اگر آنها را به کار بندی، نه تنها امپراتوری خود را نجات دهی، که نامت را در تاریخ جاودان کنی.
الکسیوس یکم این با همین هفت اصل را بر بالین امپراتوری در حال مرگ نوشت.
و امپراتوری زنده ماند.
نه به دلیل شجاعتی کور، بلکه به دلیل حیلهای هوشمند، صبری سخت، و نگاه به دوردست.
«جهان را این گونه بگردانید: نه با خشم، که با تدبیر. نه با فتح، که با بقا. زیرا کسی که زنده بماند، روزی تاریخ را خواهد نوشت.»
👏4