Duke style strategy game
17 subscribers
38 videos
اینجا محفل کسانی است که جنگ را نه فقط با شمشیر، که با نقشه و تدبیر دوست دارند به جای فریاد، نجوا را می‌شنوند ، می‌دانند که پیروزی واقعی، قبل از نبرد در ذهنِ فرمانده شکل می‌گیرد.

https://t.me/DukeSchool

👑
Download Telegram
Duke style strategy game
در کمین، آنچه دشمن نمی‌بیند، تو را پیروز می‌کند. نه آنچه دشمن می‌بیند. سون تزو گفت: "هر جا که می‌توانی بزن، اما خود را چنان پنهان کن که گویی نیستی." این اصل کمین است. دشمن باید راه را باز ببیند، تا در بسته فرو افتد. اما بهرام چوبین در دشت‌های شرق، چیزی فراتر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"خوب گوش کنید. این تئوری نیست. این سخنی است که با شواهد نبرد زرهی دیده شده نوشته شده.

1. ماهیت


نیروی زرهی، قلب تپندهٔ میدان نبرد مدرن است. نه به خاطر زرهش، نه به خاطر کالیبرش. به خاطر سرعتش. سرعت در تمرکز، سرعت در گسیل، سرعت در بهره‌برداری از پیروزی.
تانکی که بی‌حرکت بماند، فقط یک هدف بزرگ است. تانکی که حرکت کند، یک تهدید همیشگی.

2. سه اصل عملیاتی


از جنگ‌های خلیج تا اوکراین، سه چیز تغییر نکرده:
نخست: شناسایی، پیش از شلیک
هر تانکی که پیش از دیدن شلیک کند، گلوله‌اش را هدر داده. هر فرمانده‌ای که پیش از شناسایی حرکت کند، واحدش را به کمین فرستاده. زره بدون چشم، مرده است. چشم زره،پهپاد است، سنسور است، اطلاعات میدان است.

دوم: آتش و مانور، نه یکی بدون دیگری
اگر حرکت کنی بدون پشتیبانی آتش، خودکشی کرده‌ای. اگر شلیک کنی بدون حرکت، سنگر شده‌ای. مانور، آتش را مؤثر می‌کند. آتش، مانور را ممکن. این دیالکتیکی است که هیچ فناوری‌ای منسوخش نکرده.
🔥5
Duke style strategy game
"خوب گوش کنید. این تئوری نیست. این سخنی است که با شواهد نبرد زرهی دیده شده نوشته شده. 1. ماهیت نیروی زرهی، قلب تپندهٔ میدان نبرد مدرن است. نه به خاطر زرهش، نه به خاطر کالیبرش. به خاطر سرعتش. سرعت در تمرکز، سرعت در گسیل، سرعت در بهره‌برداری از پیروزی. تانکی…
سوم: بقاپذیری، نه زره
زره دیگر نجات‌دهنده نیست. موشک‌های هدایت شونده، مین‌های هوشمند، پهپادهای انتحاری؛ همه از زره نفوذ می‌کنند. پس بقاپذیری یعنی چه؟ یعنی فعال‌ترین دفاع. یعنی سیستم‌های جنگ الکترونیک که موشک را گمراه کند. یعنی دود که دید دشمن را بگیرد. یعنی حرکت که محاسبه را برای خمپاره دشوار کند.

3. تاکتیک، نه تکنولوژی


باور نکنید تانک مرده است. هر بار که جنگی تازه شروع می‌شود، یکی فریاد می‌زند "عصر زره تمام شد". اشتباه است.
تانک نمی‌میرد. تاکتیک‌های غلط می‌کشندش.
فرماندهی که نیروی زرهی را بی‌پشتیبانی پیاده به شهر بفرستد،
که بدون پدافند هوایی پیش براند،
که لجستیک را فراموش کند،
او تانک را نکشته، خودکشی تاکتیکی کرده.

4. نتیجه‌گیری عملی


پس این را به یگان‌تان بگویید:

زره، سلاح پیروزی است، اما سلاحِ احمق نیست.
چهار چیز را هیچ‌گاه فراموش نکنید:
بدون دید، شلیک نکن.
بدون پشتیبانی، حرکت نکن.
بدون شناسایی، پیشروی نکن.
و هیچ‌گاه، هیچ‌گاه، بدون سوخت و مهمات جلو نرو.

این‌ها را رعایت کنید،
و با همین تانک‌هایی که حالا دارید،
کاری کنید که دشمن باور کند
یک لشکر زرهی جدید از راه رسیده است."

پس از تحلیل میدان نبرد و بررسی تجارب عملیاتی، و راهکار عملی برای به‌کارگیری نیروهای زرهی تقدیم می‌کنم. این‌ها نه تئوری، که حاصل داشته های من است.

نتیجه شماره 5: تاکتیک "حمله از جناحین" را زمانی به کار گیرید که دشمن در زره یا آتش برتری دارد.

اگر تانک‌های خودی توانایی مقابلهٔ رو در رو با زره دشمن را ندارند، هرگز وارد نبرد مستقیم نشوید. از مانور برای ضربه زدن به نقاط ضعف استفاده کنید.

راهکار: در مناطق باز و با قابلیت مانور بالا، با استفاده از سرعت، به جناحین ستون زرهی دشمن بزنید. شلیک از کناره، زره دشمن را در ضعیف‌ترین نقطه هدف قرار می‌دهد. ضد این تاکتیک، عقب‌نشینی همزمان با اجرای آتش است تا دشمن نتواند به شما پهلوگیری کند .

نتیجه شماره 6:
تاکتیک "توقف-شلیک-حرکت" تنها راه بقا در میدان نبرد مدرن است.

شلیک در حالت سکون دقت بالایی دارد، اما تانک را به هدفی ثابت تبدیل می‌کند. حرکت مداوم بدون شلیک، آتش مؤثر را از شما می‌گیرد.

راهکار: به خدمه بیاموزید در یک توقف کوتاه (حداکثر چند ثانیه)، هدف‌گیری و شلیک کنند و بلافاصله به حرکت درآیند. این روش نیازمند خدمه‌ای ماهر با قابلیت اجرای آتش سریع و دقیق است . سیستم‌های کنترل آتش دیجیتال مدرن این امکان را فراهم می‌کنند، اما سرعت عمل با خدمه است .

نتیجه شماره 7:
در پیشروی در مناطق نفوذی، از "خیزهای یکی‌درمیان" استفاده کنید.

پیشروی بدون پوشش، خودکشی است. دشمن منتظر است تا ستون شما را در تنگنا به دام اندازد.

راهکار: نیروها را به دو بخش "عنصر پیشرو" و "عنصر عقبی" تقسیم کنید. عنصر پیشرو تحت پوشش آتش عنصر عقبی حرکت می‌کند، مستقر می‌شود، و سپس عنصر عقبی را پوشش می‌دهد تا جلو بزند. این روش ایمن‌ترین و در عین حال کندترین روش پیشروی است . عجله نکنید؛ سرعت بی‌پشتوانه، تلفات دارد.

نتیجه شماره 8: الگوی اجرای آتش را بر اساس "اولویت تهدید" تنظیم کنید، نه "نزدیک‌ترین هدف".

نزدیک‌ترین تانک دشمن همیشه خطرناک‌ترین نیست. گاهی یک تیم ضدزره در صد متری، تهدید بزرگتری از یک تانک در پانصد متری است.

راهکار: اولویت مقابله را از "نزدیک به دور" به "خطرناک‌ترین به کم‌خطرترین" تغییر دهید. در الگوی آتش به رو به رو، از جناحین به مرکز ستون دشمن بزنید تا راه پیش و پس را ببندید. در الگوی متقاطع، هر تانک با هدفی در جناح مخالف مقابله کند تا میدان آتش متقاطع ایجاد شود .


عصر تانک‌های تنها تمام شده. تانک بدون پشتیبانی پیاده، بدون چتر هوایی، بدون جنگ الکترونیک و بدون مهندسی رزمی، تنها یک هدف گران‌قیمت برای پهپادهای انتحاری و موشک‌های ضدزره است .

راهکار نهایی:

یگان‌های زرهی را در قالب
گروه‌های رزمی ترکیبی سازماندهی کنید :

9.عصر زرهی:
هستهٔ اصلی ضربه‌زننده، با قابلیت مانور و آتش سنگین.

10.عنصر پیاده‌نظام مکانیزه:
برای پاکسازی مناطق شهری و حفاظت از زره در برابر تیم‌های ضدزره.
3عنصر شناسایی شامل پهپادهای تاکتیکی و واحدهای سبک برای کشف دشمن پیش از درگیری.

11.پدافند هوایی همراه:
برای مقابله با تهدیدات هوایی به‌ویژه پهپادها.

12.جنگ الکترونیک:
برای اختلال در ارتباطات دشمن و خنثی‌سازی موشک‌های هدایت‌شونده.

13.مهندسی رزمی:
برای باز کردن معابر، پل‌زنی و خنثی‌سازی مین‌ها.
تنها در این قالب است که زره معنا می‌یابد. تنها در این ساختار است که می‌توانید پیشروی کنید، بمانید و پیروز شوید.



مکتب دوک/قسمت سی و یکم
🔥5
Duke style strategy game
سوم: بقاپذیری، نه زره زره دیگر نجات‌دهنده نیست. موشک‌های هدایت شونده، مین‌های هوشمند، پهپادهای انتحاری؛ همه از زره نفوذ می‌کنند. پس بقاپذیری یعنی چه؟ یعنی فعال‌ترین دفاع. یعنی سیستم‌های جنگ الکترونیک که موشک را گمراه کند. یعنی دود که دید دشمن را بگیرد. یعنی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الکساندر سووروف، سردار شکست‌ناپذیر روسیه

جنگ چیست از نظرش چیست؟

جنگ، طوفان بی‌امان وجدان زمین است. نه آن چنان که سیاستمداران می‌گویند «ادامه سیاست با وسایل دیگر» – که این سخن از آنِ مردمانی است که هرگز گردهٔ اسب جنگی را نسوده‌اند. سیاست در کنار جنگ می‌لنگد؛ جنگ خود، قانونی آسمانی دارد.»
البته این حرف سوروف طعنه به کارل فن کلاوزِویتس آلمانی بود، که جنگ را از ابعاد سیاست می‌دانست.



سپس سووروف تاکتیک را این گونه تعریف می‌کند: هنر رنج کشیدن حساب‌شده و اراده بخشیدن به هرج و مرج. او می‌گوید هر فرمانده‌ای باید سه واژه را بر دیوار قلبش بنویسد:<چشم، سرعت، ضربه>

- چشم: یعنی زمین را چنان ببین که هست، نه آن گونه که بر نقشه خشک کاغذ کشیده‌اند. هر تپه، هر جویبار، رازی از پیروزی را پنهان دارد. بدون فروتنی در برابر زمین، هیچ غروری در میدان دوام نمی‌آورد.
- سرعت: زیرا تأخیر، خنجری است در پشتِ سرباز خودت. سووروف می‌نویسد: «نفرینِ جنگ‌های دراز از تردید ما زاده می‌شود، نه از شجاعت دشمن.»
- ضربه: اوجِ رهایی و عصیانِ مقدس. ضربه آن نیست که دشمن را بر زمین زند؛ ضربه آن است که ارادهٔ او را از تن بیرون کشد.
🔥4
Duke style strategy game
الکساندر سووروف، سردار شکست‌ناپذیر روسیه جنگ چیست از نظرش چیست؟ جنگ، طوفان بی‌امان وجدان زمین است. نه آن چنان که سیاستمداران می‌گویند «ادامه سیاست با وسایل دیگر» – که این سخن از آنِ مردمانی است که هرگز گردهٔ اسب جنگی را نسوده‌اند. سیاست در کنار جنگ می‌لنگد؛…
در بخشی از کتاب که به «رساله سرنیزه» معروف است، سووروف با قلمی تند می‌نویسد:

«گلوله را احمق خطاب کردم، نه از روی بی‌احترامی به باروت. از آن رو که گلوله راهی یک‌سویه می‌پوید، اما سرنیزه هزاران مسیر نانوشته دارد. گلوله به تن دشمن می‌رسد؛ سرنیزه به خاطرهٔ او می‌تازد. دشمنی که از سرنیزه جان به در برد، دیگر هرگز در برابر پرچم تو درنگ نخواهد کرد.»


سووروف فلسفهٔ «آموزش سخت» را اینگونه تبیین می‌کند:
«سربازی که در تمرین عرق نریزد، در نبرد خون خواهد داد – نه از سر قضا و قدر، که از سر نابخردی. هر قطره عرقی که در تمرین بر زمین چکد، سپری شود در برابر خشم فردا. هنگامی که مه جنگ چشمان عقول معمولی را فرو بندد، تنها کسی شمشیر را گم نمی‌کند که بارها در تاریکی، چشم بسته، فریاد «به پیش» سر داده است.»
«هر سرباز باید مانور خود را بفهمد»

سووروف با این سخن، آزادیِ حساب‌شده را در دل انضباط آهنین می‌گنجاند. زیرا آن دم که تمام نقشه‌ها از هم گسیخته و تنهای تنها در برابر طوفان ایستاده‌ای، وجدان سرباز است که سرنیزه را در مسیر راست نگه می‌دارد.
از نظر سووروف: پیروزی طلسمی نیست که در توپخانه پنهان شده باشد. پیروزی آنجا زیست می‌کند که سرباز باور دارد خاکِ پشت پایش نه یک قطعه زمین، که لالایی مادرانش را در خود نگاه داشته است. هر جا که نشان پرچم کشورش سایه افکنند، هیچ دشمنی «در امنیت» نیست، ولی هر سرباز کشور، وطن را در آن سایه بازمی‌یابد. پیروزی به خاطر ما نیست؛ ما به خاطر پیروزی آفریده شده‌ایم. این تفاوتِ سرباز مزدور با رزمندهٔ حماسی است.
و گفت:به سرنیزه‌های خود بیاموزید که نه از مرگ، که از ننگ سازش بترسند. دشمن را هرگز در خانه‌اش غافلگیر مکن؛ او را در دل طوفان غافلگیر کن، جایی که خود نیز باور ندارد می‌توانی باشی. آن گاه نه تو که تاریخ از پیروزی تو سخن خواهد گفت.

«از فلسفهٔ جنگ تا ضربت سرنیزه»


مکتب دوک/قسمت سی و دوم
🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امپراتور الکسیوس نه بر قله‌های فتح، که در ژرفای سقوط، فرماندهی آموخت. هنگامی که آناتولی سوخت و نورمن‌ها به دروازه‌های قسطنطنیه رسیدند، او با سه سلاح جنگید: طلا، حقه، و صبر. در اینجا، عصارهٔ استراتژی او را در هفت بند می‌خوانید.
دقیقش هفت اصل است که اگر آنها را به کار بندی، نه تنها امپراتوری خود را نجات دهی، که نامت را در تاریخ جاودان کنی.


الکسیوس یکم این با همین هفت اصل را بر بالین امپراتوری در حال مرگ نوشت.
و امپراتوری زنده ماند.
نه به دلیل شجاعتی کور، بلکه به دلیل حیله‌ای هوشمند، صبری سخت، و نگاه به دوردست.

«جهان را این گونه بگردانید: نه با خشم، که با تدبیر. نه با فتح، که با بقا. زیرا کسی که زنده بماند، روزی تاریخ را خواهد نوشت.»
👏4
Duke style strategy game
امپراتور الکسیوس نه بر قله‌های فتح، که در ژرفای سقوط، فرماندهی آموخت. هنگامی که آناتولی سوخت و نورمن‌ها به دروازه‌های قسطنطنیه رسیدند، او با سه سلاح جنگید: طلا، حقه، و صبر. در اینجا، عصارهٔ استراتژی او را در هفت بند می‌خوانید. دقیقش هفت اصل است که اگر آنها…
بند اول: هرگز با شکم پر دشمن نجنگ

الکسیوس می‌گفت: ارتش دشمن بر شش چیز می‌ایستد: نان، آب، یونجه، طلا، امید، و جادهٔ عقب‌نشینی.

- زمین را پیش پای او بسوزان. نه از سر خشم، که از سر حساب. یک مزرعهٔ سوخته، یک سپاه را از حرکت بازمی‌دارد.
- چاه‌ها را آلوده کن و قنات‌ها را ببند. تشنگی از زخم هم بدتر می‌کُشد.
- رمه‌ها و کاروان‌های تدارکاتی او را هدف گیر. یک گاری آرد، ارزش هزار شمشیر دارد.

آموزه این روش : دشمنی که گرسنه شود، یا عقب می‌نشیند یا در نبردی جنون‌آمیز خود را هدر می‌دهد. در هر دو حال، تو پیروزی.

بند دوم: کمان اسب‌سوار را بر نیزه سنگین مقدم دار

ارتش بیزانس زیر دست الکسیوس سه لشکر داشت:

۱. تیراندازان چابک (پچنگ‌ها و ترکان) نه برای کشتن، که برای آزار واداشتن به خطا. آن‌ها را چون زنبور بفرست: نیش بزنند و بگریزند، تا دشمن صف‌های خود را بر هم زند.

۲. پیاده فولادین (وارنگیان و اسکاتایی) تپهٔ ثابت. آنجا که دشمن به هم ریخت، وارنگیان با تبرهای دوسر خود دیوار می‌شوند.

۳. سواره سنگین (لسونیکای لاتین و فرانک) پتک پایانی. هرگز پیش از گسیختگی کامل صفوف دشمن، آنان را به میدان مفرست.

آموزه این روش : پیروزی در هماهنگی سه فاز است: آزار، تثبیت، کوبش فازی را پیش از موعد به کار مگیر.


بند سوم: دشمن را با خیانت خویشش بکش

الکسیوس زرگری چیره‌دست بود. او می‌گفت:کیسهٔ طلا، شمشیری است که زنگ نمی‌زند.

- جاسوس را به اردوگاه دشمن بفرست تا شایعه کند که فرمانده قصد صلح با تو را دارد، آنگاه یگان‌های دشمن از هم می‌پاشند.
- باج بده تا بمانند – گاه صلح خریدن، از پیروزی در نبرد ارزان‌تر است.
- وعده بده و عمل مکن (البته پس از نابودی تهدید). عهد با کافر(دشمنت) ، سندی است که با آتشِ دشمن می‌توان سوخت.


آموزه این روش: قدرتمندترین سلاح، زنجیری است که میان دو سردار دشمن می‌اندازی.


بند چهارم: دیوار و آتش، دو دژ بی‌بدیل

- برج و بارو بساز، اما نه یکی؛ رشته‌ای از قلعه‌ها، چون مهره‌های شطرنج. هر قلعه پایگاهی است برای حمله و پناهی برای عقب‌نشینی.
- آتش یونانی را در خفا نگاه دار –
(از نظر ما همون سلاح مخفیته) نه برای همیشه، برای لحظه‌ای که ناامیدی اوج می‌گیرد. آن را از بالای برج‌ها بر کشتی‌ها و برج‌های محاصره بریز.

آموزه این روش: دفاع در عمق یعنی هر وجب از خاک را دشمن باید با گام‌های مرده بپیماید.


بند پنجم: عقب‌نشینی تاکتیکی رسوایی نیست

الکسیوس فرار نمی‌کرد؛ دشمن را به تله می‌کشید:

- از دشت به تنگه بگریز – آنجا که سواره سنگین دشمن به کار نیاید.
- یک قلعه را رها کن تا دشمن در آن پادگان بگمارد – بعد آن را محاصره کن و یگان‌هایش را گرسنه بمیران.
- تظاهر به وحشت کن، تا دشمن در تعقیب، صف خود را از هم بگسلد – آنگاه برگرد و پراکندگان را یک‌یک بکش.

آموزه: خجلت آور نیست که عقب می‌روی؛ خجلت آور است که برای عقب نرفتن، همه را بکشی.


بند ششم: جنگ روانی را بر گلوله مقدم دار

- سر سردار کشته شدهٔ دشمن را بر نیزه کن. ولی هرگز سر سرباز عادی را بی دلیل بر نیزه نکش. رعبی که بر دل فرماندهان نشیند، از هزار کشته بیشتر کار می‌کند.
- از فراریان بگذر تا شایعهٔ بزرگواری تو در اردوگاه دشمن بپیچد.
- جاسوسان را با پیام‌های دروغ به خانه بفرست – بگذار دشمن از آمدن پنجاه هزار یا صدها هزار سرباز خیالی بترسد.

آموزه این روش: سپاهی که باور دارد شکست خورده، پیش از نخستین تیر، مرده است.


بند هفتم: مزدور را دوست مدار، اما از او استفاده کن

الکسیوس به مزدور اعتماد نداشت، اما بدون آن‌ها نمی‌توانست. تدبیرش:

- هرگز به یک گروه مزدور قدرت مطلق مده – آن‌ها را با هم قوم و خویش‌ها و دشمنان دیروز بیامیز.
- طلا را نقد نده – وعدهٔ زمین (پَرُنویا) در ازای خدمت، آن‌ها را به سودای ماندن می‌اندازد.
- رهبران آنان را گروگان بگیر خانواده‌هایشان را در قسطنطنیه(مقرت) نگه دار.


آموزه این روش: مزدور سگی گرسنه است؛ سیرش کن، اما قلاده را محکم بکش.


روش‌های الکسیوس یکم در یک جمله خلاصه می‌شود:
«نه با شجاعتی بی‌حساب، بلکه با حیله‌ای حساب‌شده.»
او ثابت کرد که در روزگار اضمحلال، سردار واقعی کسی است که از چهار عنصر به درستی بهره برد:
گرسنگی (اقتصاد)، وحشت (روان)، خیانت (دیپلماسی)، و آتش (فناوری).

و چنین بود که بیزانس چند قرن دیگر زیست.

اندیشه الکسیوس کمننوس امپراطور بیزانس

مکتب دوک/ قسمت سی و سوم
🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هفت تکنیک تاکتیکی شاه تهماسب


تکنیک اول: شناخت زمین پیش از نبرد
تهماسب پیش از ورود دشمن، همهٔ راه‌های استراتژیک، تنگناها، چشمه‌ها و راه‌های فرار را نقشه کشید. دشمن در زمینی ناآشنا جنگید، اما تهماسب در زمینی که هر سنگش را می‌شناخت.
تکنیک دوم: نابودی منابع دشمن
همهٔ منابع آبی و علوفه در مسیر پیشروی دشمن نابود شد. چاه‌ها پر گردید، علفزارها سوزانده شد. دشمن با لشکری گرسنه و تشنه، سه ماه سرگردان ماند. هر روز، سپاهی از تشنگی و گرسنگی می‌افتاد، پیش از آنکه شمشیری به کار رود.
تکنیک سوم: فریب در حرکت
چندین ستون کوچک به نقاط مختلف گسیل شد تا دشمن گمان برد لشکر اصلی در جهات مختلف است. نیروهای عثمانی پراکنده شدند و ندانستند هدف اصلی کجاست. سردرگمی، بزرگ‌ترین متحد تهماسب بود.
تکنیک چهارم: کمین در شب
در شب چهارم، سواران از چندین گردنه، یکباره بر سر لشکر عثمانی ریختند. تاریکی، ترس را چند برابر کرد. دشمن ندانست از کدام سو زده می‌شود و عده‌ای یکدیگر را کشتند. کمین، نه فقط با شمشیر، که با رعب و وحشت انجام شد.

4
Duke style strategy game
هفت تکنیک تاکتیکی شاه تهماسب تکنیک اول: شناخت زمین پیش از نبرد تهماسب پیش از ورود دشمن، همهٔ راه‌های استراتژیک، تنگناها، چشمه‌ها و راه‌های فرار را نقشه کشید. دشمن در زمینی ناآشنا جنگید، اما تهماسب در زمینی که هر سنگش را می‌شناخت. تکنیک دوم: نابودی منابع…
تکنیک پنجم: بی‌کارسازی توپخانهٔ دشمن
لشکر عثمانی با توپ‌های سنگین، ناچار به حرکت از میان دره‌های تنگ بود. تهماسب با سرعت پیش رفت و توپخانهٔ دشمن در تنگناها بر جای ماند، بی‌آنکه بتواند شلیک کند. دشمن بدون توپ، نیمی از قدرت خود را از دست داد.
تکنیک ششم: گم کردن راه دشمن

در شب حمله، راهنماهای دشمن اسیر شدند و نشانه‌های راه جابه‌جا گردید. ستون‌های عثمانی در دل شب، به جای یکدیگر تاختند و دسته‌های خودی را به جای دشمن نشانه رفتند. این فریب، بیش از هر جنگی، تلفات داخلی بر ارتش عثمانی وارد کرد.
تکنیک هفتم: شکستن روحیهٔ دشمن پیش از نبرد
پس از سه ماه سرگردانی، تشنگی، گرسنگی و وحشت شبانه، روحیهٔ دشمن چنان در هم شکسته بود که در سپیده‌دم روز پیروزی، بسیاری از سربازان عثمانی پیش از درگیری، سلاح بر زمین نهادند. تهماسب پیروزی را پیش از نبرد، در ذهن دشمن کاشته بود.
پایان تکنیک‌های شاه تهماسب

اسکندر بیگ ترکمان در عالم‌آرای عباسی:
"نیمی از سپاه عثمانی پیش از نبرد از تشنگی هلاک شدند."

حسن بیگ روملو در احسن التواریخ:
"کمین شبانهٔ تهماسب، چنان وحشتی افکند که سربازان عثمانی یکدیگر را کشتند."

مورخان عثمانی (سلانکی و پریوتی):
"این شکست، بزرگ‌ترین ضربه به غرور امپراتوری عثمانی بود."

تحلیل نظامی معاصر:
"ترکیب جنگ فرسایشی، شناخت زمین و کمین شبانه، امروز در دانشگاه‌های نظامی تدریس می‌شود."


منابع: عالم‌آرای عباسی، احسن التواریخ، تواریخ سلانکی و پریوتی


مکتب دوک/ قسمت سی و چهار
👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Duke Amir

Finished (Duke Style Book)


Chapter 1 of the book
🔥7
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
In the name of God.

Duke Style Book


The second chapter of the book has begun.
🥰3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاه عباس را نمی‌توان تنها با پیروزی‌های میدان نبرد شناخت؛ قدرت او در آن بود که جنگ را از سیاست جدا نمی‌دید. برای او، میدان جنگ ادامه سیاست بود و سیاست نیز بدون پشتوانه سپاه دوام نمی‌آورد.

شاه عباس با تکیه بر اصلاحات نظامی و سیاسی، سپاه صفوی را منسجم‌تر و کارآمدتر کرد و توانست ابتکار عمل را در برابر دشمنان منطقه‌ای به دست گیرد.
در نبردهای او، سرعت حرکت، غافلگیری، تمرکز نیرو و استفاده حساب‌شده از توپخانه و تفنگچیان اهمیت ویژه‌ای داشت.
او با بازپس‌گیری بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران از عثمانی و ازبکان، جایگاه صفویان را دوباره تثبیت کرد.
هم‌زمان، تقویت شهرها، راه‌های تجاری، خزانه و دستگاه اداری، پشتوانه اقتصادی لشکرکشی‌های او را فراهم ساخت.
در مجموع، اقدامات شاه عباس ترکیبی از اصلاح ارتش، دیپلماسی، اقتصاد و جنگ تهاجمیِ حساب‌شده بود.


در آغاز فرمانروایی، ایران با دشمنانی در چند جبهه روبه‌رو بود و آشفتگی سیاسی و نظامی، توان حکومت را فرسوده کرده بود. شاه عباس دریافت که پیش از آنکه بتواند سرزمین‌های از دست‌رفته را بازپس گیرد، باید خودِ دستگاه قدرت را بازسازی کند.

فصل دوم قسمت اول
مکتب دوک
🔥41👍1
Duke style strategy game
شاه عباس را نمی‌توان تنها با پیروزی‌های میدان نبرد شناخت؛ قدرت او در آن بود که جنگ را از سیاست جدا نمی‌دید. برای او، میدان جنگ ادامه سیاست بود و سیاست نیز بدون پشتوانه سپاه دوام نمی‌آورد. شاه عباس با تکیه بر اصلاحات نظامی و سیاسی، سپاه صفوی را منسجم‌تر و…
نخست به سراغ سپاه رفت. ارتشی که بتواند در برابر نیروهای منظم عثمانی و دیگر رقبای منطقه‌ای ایستادگی کند، نیازمند سازمان، انضباط، تأمین مالی و فرماندهی متمرکز بود. از همین‌جا بود که اصلاحات نظامی او اهمیت پیدا کرد؛ نیرویی که بعدها به عنوان غلامان شاهی، تفنگچیان و توپچیان شناخته شد و در کنار نیروهای سنتی قزلباش قرار گرفت.

اما شاه عباس تنها به افزایش شمار سربازان نمی‌اندیشید. مسئله اصلی، ایجاد ارتشی بود که در زمان مناسب، در مکان مناسب و با فرمان واحد وارد میدان شود.

در میدان نبرد نیز شیوه او بر یک اصل مهم استوار بود: نباید دشمن را در جایی شکست داد که خودش بیشترین قدرت را دارد.

اگر دشمن در دشت باز برتری داشت، باید موقعیتی انتخاب می‌شد که مانور او محدود شود. اگر سپاه دشمن به خطوط طولانی تدارکاتی وابسته بود، ضربه زدن به تدارکات می‌توانست ارزش بیشتری از یک حمله مستقیم داشته باشد. اگر دشمن به قلعه‌ای قدرتمند تکیه داشت، محاصره، قطع ارتباطات و فرسایش نیروها می‌توانست مقدم بر یورش نهایی باشد.

از سوی دیگر، شاه عباس به دیپلماسی نیز به اندازه شمشیر اهمیت می‌داد. روابط با قدرت‌های اروپایی، رقابت با عثمانی و تعامل با دولت‌های منطقه‌ای، همگی بخشی از یک بازی بزرگ‌تر بودند؛ بازی‌ای که هدف آن ایجاد فرصت برای ایران و جلوگیری از تمرکز تمام توان دشمن بر یک جبهه بود.

در این دوران، سیاست خارجی دیگر تنها به معنای فرستادن سفیر و عقد پیمان نبود؛ بلکه خود به یکی از ابزارهای جنگ تبدیل شده بود.

شاه عباس می‌دانست که یک ارتش قدرتمند بدون خزانه نیرومند دوام نمی‌آورد و خزانه بدون امنیت و تجارت نیز پایدار نمی‌ماند. بنابراین کشورداری، اقتصاد، راه‌های تجاری، شهرها و ارتش در یک زنجیره به هم متصل شدند.

به همین دلیل، تاریخ نظامی شاه عباس را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از نبردها دانست.

نبردها نتیجه بودند؛ تصمیم‌های سیاسی و نظامیِ پیش از نبرد، علت بودند.

و شاید مهم‌ترین ویژگی دوران او همین بود: شمشیر تنها زمانی به کار می‌آمد که سیاست، اقتصاد، اطلاعات و سازمان نظامی پیش از آن راه پیروزی را آماده کرده باشند.

از این منظر، شاه عباس نه فقط فرمانده یک سپاه، بلکه سازنده یک دستگاه قدرت بود؛ دستگاهی که می‌توانست جنگ را آغاز کند، آن را مدیریت کند و پس از پایان نبرد، دستاوردهای آن را به قدرت سیاسی و اقتصادی تبدیل سازد.


فصل دوم قسمت اول
مکتب دوک
🔥51👍1