خستهام،خستگی چنان به روحم چنگ میاندازد که میخواهم ناپدید شوم ،زخم هایی دردمند روی روحم جا خوش کرده عفونت میکنند و من در این میان درمانده و خستهام.
شازده کوچولو گفت : هرکی دوستت داره برمیگرده؟
روباه گفت : نه ، هرکی پشیمون بشه برمیگرده ، هرکی ډوستت داره میمونه .
روباه گفت : نه ، هرکی پشیمون بشه برمیگرده ، هرکی ډوستت داره میمونه .
سآࢪگلِ مَطࢪود ،
⎯❀࣪ بابالنگ دراز عزیز از عیدی کریسمس تشکر میکنم. من از پوست روباه، گردنبند و.. خوشم میآید ولی از همه بیشتر شمارا دوست دارم . ولی بابا شما نباید مرا اینطور لوس کنید. وقتی…
🌷 بابا لنگ دراز عزیز تمام دلخوشی دنیای من
به این است ګه ندانی و دوستت بدارم وقتی
میدانی و میرانیام چیزی درون دلم فرو میریزد
به این است ګه ندانی و دوستت بدارم وقتی
میدانی و میرانیام چیزی درون دلم فرو میریزد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
IMG_20240710_174546_701.jpg
110.9 KB
وقتی فکر میکنم که مال یکی دیگه باشی ...
دستای یکی دیگهرو میگیری ، بغلش میکنی ، اونو میبوسی ، به اون محبت میکنی ، حرفای قشنگتو به اون میزنی ، با چشمات به اون نگاه میکنی ، بااون حرف میزنی ، پیش اون میخوابی ، موهای اونو نوازش میکنی ، بااون میرقصی ، روی شونه اون سرتو میذاری ، اجازه میدی اون روی سینت بخوابه ، برای اون اهنگ میخونی ، برای اون اشپزی میکنی ، بااون زیر بارون قدم میزنی ، کنار اون غروب افتاب رو تماشا میکنیو ...
همه اینا باعث میشه ساعتها بشینم و گریه کنم ، فقط چون میترسم بهت بگم چه حسی بهت دارم و چقدر دوست دارم . نمیخوام بجز من این کارهارو با بقیه انجام بدی
فقط میخوام تو مال من باشی ولی نمیشه چون من نمیتونم احساساتم رو بهت بگم
دستای یکی دیگهرو میگیری ، بغلش میکنی ، اونو میبوسی ، به اون محبت میکنی ، حرفای قشنگتو به اون میزنی ، با چشمات به اون نگاه میکنی ، بااون حرف میزنی ، پیش اون میخوابی ، موهای اونو نوازش میکنی ، بااون میرقصی ، روی شونه اون سرتو میذاری ، اجازه میدی اون روی سینت بخوابه ، برای اون اهنگ میخونی ، برای اون اشپزی میکنی ، بااون زیر بارون قدم میزنی ، کنار اون غروب افتاب رو تماشا میکنیو ...
همه اینا باعث میشه ساعتها بشینم و گریه کنم ، فقط چون میترسم بهت بگم چه حسی بهت دارم و چقدر دوست دارم . نمیخوام بجز من این کارهارو با بقیه انجام بدی
فقط میخوام تو مال من باشی ولی نمیشه چون من نمیتونم احساساتم رو بهت بگم
سآࢪگلِ مَطࢪود ،
Photo
ྀི گمشده دڔ ریوولـے
نـوامبر 𝟷𝟹𝟾𝟻
من ؛ من خیلی عشق رو نمیشناسم فقط میدونم محاله که دوست داشتن ، مخوفو سرد باشه . محاله که مثل یک طوفان بپیچه به دست و پای زندگی و ریشههارا خشک کنه ، بلکه تسکین است . غم نیست ، التیام است . میدونید اقای آلن من تا بحال همراه کسی به رقص گلهای وحشی نگاه نکردم . به پیک نیک روزهای یکشنبه کنار رود نرفتم و نمیدونم پنهان شدن زیر ژاکت یک مرد اشرافزاده وقتی که بارون میزنه چه احساسی دارد ولی میدونم عشق هرگز،هرگز به بیرحمی شما نیست
نـوامبر 𝟷𝟹𝟾𝟻
من ؛ من خیلی عشق رو نمیشناسم فقط میدونم محاله که دوست داشتن ، مخوفو سرد باشه . محاله که مثل یک طوفان بپیچه به دست و پای زندگی و ریشههارا خشک کنه ، بلکه تسکین است . غم نیست ، التیام است . میدونید اقای آلن من تا بحال همراه کسی به رقص گلهای وحشی نگاه نکردم . به پیک نیک روزهای یکشنبه کنار رود نرفتم و نمیدونم پنهان شدن زیر ژاکت یک مرد اشرافزاده وقتی که بارون میزنه چه احساسی دارد ولی میدونم عشق هرگز،هرگز به بیرحمی شما نیست
شاپرک تنها کسی بود که دراین جنگل وسیع و بی پایان به حرفهایم گوش میداد و مرادر اغوش میگرفت .
روزی قاصدکها برایم خبر اوردند شاپرک هر شب بعد شنیدن حرفهایت زارزار گریه میکند .
روزی قاصدکها برایم خبر اوردند شاپرک هر شب بعد شنیدن حرفهایت زارزار گریه میکند .
پاریس ૈ ۱۰ اکتبر
عزیزترینم ، میخواهم بگویم تمام شادی زندگيام را مدیون توام تو با همه چیز من ساختهاي و به طرزی باورنکردنی نسبت به من مهربان بودهای .
همه جز اطمینان به نیکي تو ، مرا ترك گفته است دیگر نمیتوانم به تباه کردن زندگیات ادامهدهم . گمان نمیکنم هیچ دونفري بتوانند آنقدر که ما شاد بودهایم شاد باشند
you ㅤ˓ ೀ
عزیزترینم ، میخواهم بگویم تمام شادی زندگيام را مدیون توام تو با همه چیز من ساختهاي و به طرزی باورنکردنی نسبت به من مهربان بودهای .
همه جز اطمینان به نیکي تو ، مرا ترك گفته است دیگر نمیتوانم به تباه کردن زندگیات ادامهدهم . گمان نمیکنم هیچ دونفري بتوانند آنقدر که ما شاد بودهایم شاد باشند
you ㅤ˓ ೀ